سیاست روز 6 خرداد 1399 ساعت 22:54 http://siasatrooz.ir/vdcaaen6u49n6a1.k5k4.html -------------------------------------------------- عنوان : مشتری بدحساب نمی‌تواند شریک خوبی برای مال مردم باشد! مدیریت اقتصاد و بازرگانی دولتی و برخلاف رقیب آن در بخش خصوصی طی این سال‌ها هرچه پیش آمده نمره منفی را... -------------------------------------------------- متن : مدیریت اقتصاد و بازرگانی دولتی و برخلاف رقیب آن در بخش خصوصی طی این سال ها هرچه پیش آمده نمره منفی را به خود اختصاص داده است زیرا میزان آزمون و خطاهای آن ها همچون آشی است که آنقدر شورش کرده اند تا آشپز هم نتواند آن را بچشد! داستان این اقتصاد سردرگم سرگذشت فرزندان پدر مرده ای است که ارثی سرشار از خود بجا گذاشته تا امروز هر کدام از این باقی مانده های میراث خوار غافل از اینکه ثروت به دست آمده با چه خون دل خوردن هایی کسب شده اما به توپ بسته شود تا هر یک نادانسته طرحی برای آن دراندازند و به طرفة العینی نابودش سازند! هرچند صباحی یکی از گرد راه می رسد و بر اریکه مدیریت سازمان خصوصی سازی می نشیند تا این ثروت را به ثمن بخس میان سوگلی ها تقسیم نماید و آنگاه که دستش خالی شد دمش را روی کولش می گذارد و اگر از کانادا سر در نیاورد راهی ویلایی در شمال شده تا تتمه عمر را به استراحت مطلق بپردازد! که همان شریک قافله قبل از او راهی کانادا شده بود! این ها مشتی از خروار است که روش های خاص خودشان را طی می کنند در حالی که گروهی این استعدادهای منفی را هم با خود ندارند تا سرمایه های مردم را به طرح های فاقد پایه علمی و تجربی نابود سازند و استعفا داده و یا ظرف نیم ساعت تصمیم گیری و برکنار شوند و سرپرستی جای آن ها را اشغال نمایند! چه خوب بود این آموزش ارزشمند را آویزه گوش خود می کردیم که اگر مکانیکی نمی دانیم جعبه آچار دست نمی گرفتیم و سرمایه ها را به انحطاط نمی کشیدیم! زهی تأسف که مدیران ارشد از دور و حوالی خود بیشتر را نمی بینند یا نمی خواهند ببینند بنابراین به مهره های صفحه شطرنج اکتفا کرده و جابجایش می کنند که جرأت ندارند کمی از محدوده پاستور خارج شوند تا اقیانوسی از توان و انگیزه را در میان آحاد جامعه جستجو کنند و همانگونه که دانش بنیان ها توانستند وجهه و آبرویی برای مملکت در دنیا به دست آورند، آن تلاش گران گم گشته در غبار سیاست محوری ها هم پا به صحنه اقتصاد و تولید گذاشته و به نونوار کردن آن بپردازند نه اینکه سعی بر وصله پینه داشته باشند! این سال ها که می رود تا به عدد هشت نزدیک شود به جز پروپاگانداهای متفاوت چه رهاورد تازه ای برای جامعه نگران از آینده معیشت خود داشته است که به آن دل خوش کنند زیرا مصدر نشینان مرتبط با اقتصاد تنها در این اندیشه بودند تا میراثی را در گوشه و کنار یافته و آمار آن را تقدیم مجلس نمایند که بودجه دولت با آن را ببندند! اگرچه قسمت اعظم این ارقام از محل فروش سرمایه ها و ذخیره هایی بوده است که از گذشتگان طی سه دهه قبل از آن بجا مانده و کشور در نهایت اختصار اداره شده است! نگاهی به بودجه سالانه دولت های اول، دوم، سوم و چهارم گویای این واقعیت است که چگونه علیرغم تمامی مشکلات سیاسی حاصل از انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی اما نگاه صرفه جویانه مدیران توانسته کشور را از گردنه های صعب العبور بگذراند اما پس از آن بی توجهی ها باعث شد تا نگاه ها به درآمدهای نفتی، غفلت را پیش روی متولیان اقتصاد بگذارد که در وهله اول در بادکنک دولت بدمند و آن را اینچنین فربه نمایند تا اگر روزی دخل جواب خرج را نداد ضمن سرک کشیدن ها به صندوق ذخیره ملی مطالبات تأمین اجتماعی و صندوق بازنشستگی را هم پشت گوش بیندازند و به هرکجا که می توانند سرک کشیده و چوب حراج بزنند! امروز وظیفه قوه قضاییه با بجا ماندن پرونده های قطور و روندی که در پیش است مضاعف می گردد زیرا دیوان عدالت اداری ناچار است به آن ورود پیدا کرده که دولت هم یک شخصیت حقوقی می باشد. پایه حقوق در نظر گرفته شده برای شاغلان قانون کار در سال ۱۳۹۹ بیشتر به یک کمدی تراژدی شبیه است که حقوق بازنشستگان آن پس از گذشت چهار سال از قانون همسان سازی هنوز هم به دلیل تهی بودن صندوق تأمین اجتماعی می لنگد! امروز میزان بدهی دولت به این سازمان مردم نهاد ۲۵۰ هزار میلیارد تومان است که روند کار آن را به بن بست رسانده تا نتواند حق فرهیختگان خود را با رعایت همسان سازی بپردازد. البته این داستان یک سناریوی تکراری برای دولت است که هرسال به بهانه ای تکرار می شود و این روزها سیل و زلزله جایشان را به کرونا داده اند تا دست دولت برای پاسخگویی پر باشد که بعضی ها به خرید زمان و نوعی وقت کشی بپردازند و خرداد ۱۴۰۰ از راه برسد تا این دو دیون کلان به گردن دولت سیزدهم گذاشته شود و نحسی این عدد دامن دیگران را بگیرد! یک روز انتخابات را بهانه می کنند و روز دیگر نوبت ویروس کرونا می شود که واسطه شود تا در این میان حقوق حقه ضعیف ترین اقشار جامعه یعنی کارگران شاغل و بازنشسته پایمال گردد! نویسنده: حسن روانشید