سیاست روز 30 فروردين 1391 ساعت 22:37 http://siasatrooz.ir/vdcbf8bz.rhbfwpiuur.html -------------------------------------------------- عنوان : در قحطی پدیده‌ها کی‌روش با «دو رگه‌ها» به برزیل می‌رود؟ -------------------------------------------------- متن : حضور بازیکنان دو رگه یا به عبارتی دیگر بازیکنان ایرانی که در اروپا شاغل هستند، در فوتبال ملی ایران عقبه ای تقریبا ۷ ساله دارد. اولین بار این تصمیم توسط برانکو ایوانکویچ گرفته شد. به اطلاع برانکو سرمربی وقت تیم ملی رسانده بودند بازیکنی دو رگه(ایرانی- آلمانی) به نام فریدون زندی در آلمان هست که می تواند به تیم ملی کمک کند. ابتدا کسی این موضوع را جدی نگرفت اما کم کم همه چیز رنگ واقعیت به خود گرفت. زندی در مسابقات مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان برای ایران بازی کرد. او اولین بازی خود را مقابل بحرین در منامه انجام داد. زندی در روزهای خوبش وارد فوتبال ملی شد اما رفته رفته زندی جایگاهش را از دست داد. همان روزهایی که زندی توانست در تیم ملی جایی برای خود باز کند خیلی از کارشناسان فوتبال در ایران معتقد بودند که در همین فوتبال خودمان بهتر از زندی یافت می شود و تنها تفاوت زندی با بازیکنان داخلی در رفتار حرفه ای وی در مواجه با اصول فوتبالی است. رفته رفته پای زندی به فوتبال باشگاهی ایران هم باز شد. او توپ زدن در باشگاه های ایرانی را با حضور در تیم استیل آذین آغاز کرد اما تجربه خوبی در این تیم نداشت و برای فصل جاری با استقلال به توافق رسید. هر چند که زندی در استقلال تا حدودی به همان بازیکن سابق بازگشته و حتی نظر کارلوس کی روش را هم جلب کرد و به تیم ملی دعوت شد اما از زندی همان چیزی در ذهن است که حدود ۶،۷ سال پیش داشت. بعد از زندی پای امیر شاپورزاده به فوتبال ایران باز شد. او هم بازیکنی بود که تا قبل از حضورش در تیم ملی ایران پایش به وطن باز نشده بود اما شاپورزاده در زمان سرمربیگری امیر قلعه نویی در تیم ملی و برای جام ملت های آسیا در سال ۲۰۰۷ توانست وارد فضای ملی فوتبال ایران شود. از شاپورزاده به واقع برتری خاصی که بازیکنان ایرانی از آن دور باشند دیده نشد. شاپورزاده که در فوتبال آلمان رشد و نمو کرده بود هرگز در ایران نتوانست بازيكن تاثیرگذاری باشد و او همان بازیکن ایرانی بود که برای مدتی مطرح می شود و سپس افت می کند. تجربه حضور او در تیم استیل آذین گواه همین مدعاست. زمانی هم که افشین قطبی به عنوان سرمربی تیم ملی انتخاب شد، زمزمه هایی برای حضور بازیکنان ایرانی شاغل در اروپا مطرح شد. قطبی که نتوانسته بود در سه بازی پایانی مقدماتی جام جهانی فوتبال ایران را نجات دهد برای جام ملت های آسیا در قطر خیلی تلاش کرد تا تیم ملی را وارد فضای جدیدی کند و از همین رو خودش شخصا برای حضور برخی بازیکنان ایرانی حاضر در اروپا بار سفر بست. اشکان دژاگه که این روزها توانسته در تیم ملی بدرخشد گزینه جدی سرمربی وقت تیم ملی بود. قطبی تلاش های چند باره ای برای حضور دژاگه در تیم ملی انجام داد اما به نظر اراده ای برای حضور این بازیکن ایرانی مقیم اروپا در تیم ملی نبود و تلاش های قطبی بی فایده شد. البته همان زمان حضور بازیکنی به نام شروین رجبعلی هم به گوش می رسید اما دیگر بازیکنی از اروپا به فوتبال ملی راه پیدا نکرد. بحث حضور بازیکنان اروپایی اما ایرانی در تیم ملی مدتی بود که مطرح نشد اما با حضور کارلوس کی روش در فوتبال ایران این بحث بار دیگر پر رنگ شد. با توجه به ناکامی های فوتبال ایران در رده های مختلف در ۲ سال گذشته وقتی مربی به نام و مطرحی چون کی روش وارد عرصه ملی شد عزم ها جزم شد تا همه نوع امکاناتی در اختیار این مرد پرتغالی قرار گیرد تا تیم ملی علاوه بر اینکه به جام جهانی صعود کند در این مسابقات به مرحله دوم هم راه پیدا کند. کی روش در نگاه اول در فوتبال ایران متوجه برخی کمبودها چه در عرصه مدیریتی، چه در بحث نرم افزاری و سخت افزاری شد. او متوجه شد که فوتبال ایران غنای خود را از دست داده است. چیزی به نام پشتوانه وجود ندارد و فوتبال ایران با کمبود بازیکنانی روبه رو است که فاصله فوتبالی شان از استانداردهای جهانی زیاد است. از همین رو وی بلافاصله دست به تحقیق زد و به دنبال بازیکنانی رفت که در اروپا بودند اما اصلیتی ایرانی داشتند. اولین گزینه کسی نبود جز اشکان دژاگه دژاگه بازیکن تیم وولفسبورگ آلمان خیلی زود مورد توجه کی روش قرار گرفت و این بار در یک عزم ملی همه مشکلات ورود و خروجش به ایران حل شد و توانست وارد فوتبال ملی ایران شود. او اولین بازی خود را مقابل قطر در ورزشگاه آزادی انجام داد و اتفاقا در این مسابقه ۲ گل برای ایران به ثمر رساند تا در نگاه اول از اینکه توانستیم چنین بازیکنی را به آغوش وطن بازگردانیم خوشحال شویم و فریاد شادی بزنیم، اما این فقط نگاه اول بود. برخی از مربیان معتقد هستند ما برای لحظاتی شاد شدیم اما این عمق فاجعه فوتبال ایران را می رساند که بعد از نسل بازیکنان تاثیرگذاری مثل دایی، مهدوی کیا، باقری، عزیزی و .... نتوانستیم بازیکنی در سطح بین المللی و تاثیرگذار پرورش دهیم. در این رابطه مجید جلالی در مصاحبه هایی که با فارس داشت، عنوان کرد: قانون های دست و پا گیر نمی گذارد از بازیکن های خودمان استفاده کنیم. سازندگی در فوتبال ما از بین رفته و اگر این وضع ادامه داشته باشد فوتبال مان نابود می شود. اکثر بازیکنانی که اکنون در تیم ملی هستند تا به جام جهانی برزیل برسند باید از تیم ملی خداحافظی کنند. شاید از حضور بازیکنی که از آلمان آمده در تیم ملی خوشحال شویم اما اگر به عمق این مسئله دقت کنیم فاجعه است. این نشان می دهد که ما بازیکن سازی نداشتیم. وی افزود: باید فکری به حال این قانون سربازی کنیم. این یک معضل برای فوتبال شده است. این همه بازیکن که سازنده باشگاه ها هستند داریم اما سرمربی تیم ملی ما برای پیدا کردن بازیکن به گوشه های مختلف دنیا می رود تا بازیکن پیدا کند. از سوی دیگر رسول کربکندی هم به مانند جلالی معتقد است وقتی بازیکنی مثل دژاگه به ایران می آید و در اولین بازی چنین تاثیرگذار نشان می دهد حاکی از آن است که فوتبال ایران بازیکن سازی نکرده و این فاجعه است. اما کربکندی با نگاه دیگری به حضور بازیکنان ایرانی شاغل در اروپا گفت: اگر بازیکنانی در حد دژاگه که در همان بازی اول نشان داد در کار گروهی و تکنیکی شعور بالایی دارد وارد فوتبال ایران شوند خیلی خوب خواهد بود. ما چون در مقطعی هستیم که می خواهیم نتیجه بگیریم و به جام جهانی برویم نیازمند بازیکنانی هستیم که به تیم ملی کمک فوری کنند. من هم قبول دارم که در فوتبال ایران بازیکنان جوان و با استعدادی هستند که نیاز دارند تا دوره ببینند تا تاثیرگذاری خود را نشان دهند اما اکنون زمان سرمایه گذاری این بازیکنان نیست. ما باید در فاصله دو جام جهانی این سرمایه گذاری را کنیم تا به موقع هم از این نفرات استفاده شود. وی تصریح کرد: متاسفانه در فوتبال ایران هیچ گاه برنامه بلند مدت برای استفاده از نیروهای با استعداد نداشته ایم و همین هم به ما ضربه وارد کرده است. البته من می بینم که کی روش حتی می خواهد به جوانان ایرانی هم بها دهد و این نشان می دهد که او مربی بزرگی است که فقط به نتیجه گرفتن مطلق فکر نمی کند. بررسی نظرات کارشناسان مختلف نشان می دهد که آنچه فوتبال ایران به آن نیاز دارد حضور نیروهای انسانی تاثیرگذار است. کسی به طور صد در صد با حضور بازیکنان تاثیرگذار و دورگه مخالفتی ندارد اما به شرط اینکه همه وقت ما صرف تحقیق در مورد این بازیکنان نشود و از نیروهای داخلی غافل نشویم. از روزی که پای چنین بازیکنانی به ایران بازشده چه تصمیم ها و حرکت هایی برای پرورش نیروهای داخلی صورت گرفته است؟ سؤالی که مطرح می شود این است، کی روش اگر وقتی که برای شناختن بازیکنان ایرانی حاضر در اروپا صرف می کند برای شناخت همین بازیکنان لیگ برتری در شهرستان های مختلف صرف کند، نمی تواند خروجی داشته باشد؟ شاید بهتر باشد کی روش که نشان داده می خواهد خدمتی به فوتبال ایران کند، در زمینه استعدادیابی تدبیر بهتری بیندیشید. او مارکار آقاجانیان را به عنوان استعدادیاب تیم ملی انتخاب کرده و همین ما را متوجه می کند که او غافل از نیروهای داخلی نیست اما شاید بهتر باشد برای کار اصولی تر و جمیع تر تیم ملی استعدادیاب های بیشتر و حرفه ای تری داشته باشد و خود کی روش هم نظارت بیشتری روی این مسئله از خود نشان دهد. این روزها که تب جام جهانی بالا گرفته کی روش تلاشش برای پیدا کردن بازیکنانی ایرانی اروپا دیده را بیشتر از قبل کرده و هر روز نام جدیدی از این بازیکنان به گوش می رسد. هر چند که سرمربی تیم ملی تا نتیجه تلاش هایش قطعی نشود نمی خواهد اسمی از این بازیکنان بیاورد اما در گوشه و کنار این اسامی مطرح شده که در زیر نگاهی اجمالی به این بازیکنان داریم: امین نظری: او بازیکنی ۱۸ ساله است که در تیم مالموی سوئد بازی می کند. او از پدری ایرانی و مادری فیلیپینی است. این بازیکن دو دوره در تیم های زیر ۱۷ و ۱۹ ساله های سوئد بازی کرده است. او هم پست نکونام است و کی روش برای تماشای بازی هاي او به سوئد سفری کرد. ظاهرا این بازیکن برای حضور در ایران با مسئله خدمت سربازی روبه رو است. باید دید مذاکره فدراسیون با حوزه نظام وظیفه برای حضور این بازیکن نتیجه می دهد یا خیر. هر چند که برخی مربیان داخلی معتقدند کاش فدراسیون در دوره های قبل تر چنین مذاکراتی را برای حل شدن مشکلات بازیکنان تیم امید انجام می داد تا بابت چنین مسئله ای تیم امید در دوره های مختلف به این دلیل با مشکل روبرو نشود. ویلیام سیروس آتشکده: این بازیکن ۱۹ ساله است و در یکی از باشگاه های سوئد بازی می کند. البته نام این بازیکن در شرایطی مطرح است که گفته می شود کی روش چندان نظری روی او ندارد و فقط جزو بازیکنان کشف شده ای است که به عنوان ایرانی در اروپا بازی می کند. رضا قوچان نژاد: از او به عنوان بازیکنی نام برده می شود که سرمربی تیم ملی بیش از سایرین برای حضورش در تیم ملی تلاش می کند و بررسی وضعیت او نسبت به سایر گزینه های مطرح حکایت از آن دارد که قوچان نژاد بازیکن با تکنیکی است که می تواند به تیم ملی کمک کند. وی تابعیت هلندی دارد و در لیگ بلژیک بازی می کند. مصطفی امینی: گفته می شود او اهل افغانستان است اما به عنوان بازیکن ایرانی وی را به کی روش معرفی کرده اند. این بازیکن در استرالیا بزرگ شده و اکنون عضو تیم بورسیادورتمند است. بهرنگ صفری: این بازیکن مدافع شاید شانس کمتری برای حضور در ایران را داشته باشد. او با پیراهن تیم ملی سوئد بازی کرده و به همین دلیل به سختی می تواند برای تیم ملی ایران بازی کند. صفری در لیگ اسکاتلند بازی می کند. به کی روش لیستی از بازیکنانی داده شده که هنوز کیفیت کاری آنها مشخص نیست اما از آنها به عنوان کسانی که سرمربی تیم ملی به بررسی وضعیتشان پرداخته نام برده شده است: آریا شمس، بازیکنی که در لیگ ژاپن بازی می کند. نیکولا هاتفی مفرد که در لیگ بلژیک حضور دارد. الکسان نوری در لیگ دسته سوم آلمان بازی می کند. دانیل کرباسی که در تیم بارنلی انگلیس عضویت دارد. شهروز حاج ملا محمد نراجی که در تیم دوم تورنتو به میدان می رود. کیوان زرینه که در لیگ ایتالیا بازی می کند. آرش طالبی نژاد، دامون نوری و دانیل داوری هم دیگر بازیکنانی هستند که در اروپا مشغول به کارند. آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد این است اگر قرار است انرژی برای حضور این بازیکنان در تیم ملی صرف شود بهتر است این تلاش و کوشش درست باشد و فقط برای حل شدن مشکلات خروجی و ورودی این بازیکنان صورت نگیرد. مشخصا برخی از این بازیکنان در حد تیم ملی نیستند و می توان نیروهای بهتر و حرفه ای تر از آنها در داخل ایران پیدا کرد. چه بسا اگر مشکلات مدیریتی در ایران وضعیت بهتری پیدا کند و برای تیم های پایه در باشگاه ها برنامه بهتری داشته باشیم بتوان نظیر چنین بازیکنانی را در داخل کشور پیدا کرد و دیگر نیازی به این همه انرژی گذاشتن و مذاکره نیست.