سیاست روز 29 شهريور 1398 ساعت 23:27 http://siasatrooz.ir/vdcbsgb89rhb8wp.uiur.html -------------------------------------------------- اقدامات دومرحله‌ای دشمنان در قالب ایران هراسی عنوان : اقدام نظامی علیه ایران اشتباه در اشتباه است -------------------------------------------------- به واسطه حمله به تاسیسات نفتی آرامکو در عربستان سعودی موج جدی از اتهام‌پراکنی علیه جمهوری اسلامی ایران در خصوص دست داشتن تهران در این حملات شکل گرفته است، به گونه‌ای که اکنون حتی زمزمه اقدام نظامی علیه تهران به گوش می‌رسد. اما به واقع پشت پرده ایران هراسی و موج اتهام زنی علیه تهران توسط چه بازیگرانی و با چه اهدافی صورت می‌‌گیرد؟ دیپلماسی ایرانی به منظور بررسی این مسئله، گفت‌وگویی را با علی بیگدلی، استاد دانشگاه، نویسنده، کارشناس مسائل بین‌الملل و پژوشگر حوزه آمریکا و اروپا انجام داده است که در ادامه از نظر می‌گذرانید: متن : بعد از حمله به تاسیسات نفتی آرامکو عربستان سعودی شاهد موج گسترده از اتهام پراکنی علیه جمهوری اسلامی ایران در خصوص این حمله بودیم. اساساً پشت پرده این اتهام زنی ها به چه بازیگر یا بازیگرانی و با چه اهدافی باز می گردد؟ مسئله فراتر از این است که بخواهیم شرایط را در قالب موج اتهام زنی علیه ایران محدود کنیم. چون فارغ از این که پشت پرده حملات به تاسیسات نفتی آرامکو در عربستان سعودی چه بازیگر یا بازیگران منطقه ای یا فرامنطقه ای باشند، من معتقدم یک پروژه دو مرحله ای از منافع و اهداف وجود دارد؛ در مرحله اول شاهد هستیم که وضعیت منطقه ای و سیاسی، اگر به سود ایران نبود، حداقل به ضرر تهران هم نبود. اما بعد از این حملات شرایط به شدت تغییر پیدا کرد. چون ما قبل از این حملات شاهد بودیم که نرمش جدی در عربستان سعودی و امارات متحده نسبت به ارتباط و مذاکره با جمهوری اسلامی ایران شکل گرفته بود. حتی شرایط به گونه ای بود که عربستان سعودی حاضر به شرکت در ائتلاف نظامی بین المللی مد نظر آمریکا در تنگه هرمز نبود، کما اینکه اماراتی ها هم از حضور در این ائتلاف خودداری کردند. از آن سو اختلافات بسیار جدی میان ریاض و ابوظبی در خصوص جنگ یمن به وجود آمده بود. به موازاتش زمزمه تلاش های عربستان و امارات در خصوص پایان دادن به جنگ یمن تا قبل از پایان سال ۲۰۱۹ مطرح بود. در کنار آن جمهوری اسلامی ایران توانسته بود منطق خود را در خصوص برجام، تحریم ها و فشارهای ظالمانه ترامپ و اقداماتش پیرامون کاهش تعهدات برجامی را در جهان تبیین و تشریح کند، اما بعد از این اقدامات عملاً ورق به ضرر ایران برگشته است. اکنون یک نوع اتحاد و همدلی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس با عربستان سعودی به وجود آمد و دیگر اختلافات میان این کشورها کنار رفته است، به گونه ای که حتی قطر و کویتی که در برخی از موارد از جانب ایران را می گرفتند، اکنون حمایت خود را از عربستان اعلام کرده اند. دیگر اختلافی میان امارات و عربستان در خصوص جنگ یمن وجود ندارد. مضافا ریاض و ابوظبی به صورت رسمی به ائتلاف بین المللی نظامی مد نظر آمریکا در تنگه هرمز پیوستند و از آن سو شرایط برای یک شکل گیری ائتلاف جهانی علیه جمهوری اسلامی ایران در منطقه و جهان به وجود آمده است. لذا مجموع شرایط شکل گرفته بخش اول یا مرحله اول از اهداف و منافعی که بازیگر یا بازیگران پشت پرده به دنبال آن هستند تا حدودی محقق شده است. اما در پرده و یا در لایه دوم منافع دیگری وجود دارد که به نظر می رسد با تداوم موج ایران هراسی و اتهام پراکنی علیه تهران در حال شکل گیری است. به این ترتیب که عملاً با تداوم اتهام زنی و برخی تلاش ها پرونده این مسئله را به شورای امنیت بکشانند تا از آن سو قطعنامه ای ضد جمهوری اسلامی ایران صادر شود و نهایتاً پرونده ایران به ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل بازگردد. در راستای نکات شما اگر در یک سناریوی بدبینانه پرونده این مسئله به شورای امنیت کشیده و قطعنامه علیه ایران صادر شود می توان شاهد تکرار اقدام مسکو در وتو کردن این قطعنامه باشیم. البته دیروز پنج شنبه شاهد برگزاری نشستی پیرامون این مسئله در شورای امنیت بدون خروج خاصی بودیم؟ اولا جلسه مذکور می تواند یک جلسه ابتدایی باشد، چون نشستی عادی به ریاست روسیه بود، اما با مشخص شدن نتیجه هیات کارشناسی شورای امنیت دوباره شاهد برگزاری نشست مجددی از جنس نشست اضطراری در این شورا باشیم. اما این را باید گفت که اقتضائات این حمله اخیر به شدت متفاوت از دورانی است که روسیه قطعنامه شورای امنیت در خصوص جنگ یمن را ضد جمهوری اسلامی ایران وتو کرد. ضمن این که ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه در نشست آنکارا و در حضور حسن روحانی، رئیس جمهور ایران عنوان کرد که اگر عربستان سعودی سامانه موشکی اس - ۴۰۰ را از روسیه بخرد میزان امنیت خطوط نفتی آنها بیشتر خواهد شد. این یک کنایه به خود ایران بود. از طرف دیگر نباید فراموش کرد که مناسبات گسترده عربستان و روسیه بسیار جدی است. اینها علاوه بر آن است که خود اقدام به حمله به تاسیسات آرامکو یک اقدام بی سابقه و بسیار حساس است. لذا ریسک حمایت از تهران برای کرملین در شورای امنیت بسیار زیاد است. در خصوص چین هم باید گفت که اکنون به واسطه نیاز مبرم این کشور به واردات نفت این کشور چاره ای جز همراهی با عربستان سعودی ندارد. به موازات این تحولات در همان ساعت اولیه حمله به عربستان سناتور لیندسی گراهام به صراحت عنوان داشت که باید در تقابل با این حملات به تاسیسات نفتی آرامکو، حمله به تاسیسات نفتی ایران صورت گیرد و اکنون پافشاری وی بر این مواضع به کانون اختلافات جدیش با دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا بدل شده است. مضافا شاهد سفر مایک پمپئو، وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا به عربستان سعودی به منظور تشدید جریان سازی ها علیه ایران هستیم. البته در این میان سخنان دوپهلو و چند پهلوی دونالد ترامپ هم یک نوع ابهام بسیار جدی را در مواضع کاخ سفید ایجاد کرده است؛ ارزیابی شما در این خصوص چیست؟ تمام مواضع دوپهلوی یا چند پهلوی دونالد ترامپ در خصوص دخالت ایران در مسئله حمله به تاسیسات نفتی آرامکوی عربستان پیش از ارائه مستنداتی در این خصوص بوده که بخواهد ثابت کند تهران راسا و مستقیماً در این حمله دخالت داشته است. لذا مهمترین مسئله اکنون به نتیجه دو شورای کارشناسی از طرف شورای امنیت سازمان ملل و کارشناسان فرانسوی باز می گردد که به عربستان رفته اند. البته در این میان دونالد ترامپ هم به دنبال آن است که با این اتفاق، شرایط را برای اجماع جهانی علیه جمهوری اسلامی ایران در شورای امنیت شکل دهد. یعنی اگر این گزارش ها تاییدی بر دخالت ایران در حمله به تأسیسات نفتی آرامکو عربستان داشته باشد، آمریکا به صورت مستقیم وارد حمله نخواهد شد، بلکه در قالب یک ائتلاف گام های بعدی را صورت خواهد داد. چرا که اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران اشتباه در اشتباه خواهد بود. چون تبعات بسیار جدی برای منطقه و کل جهان در پی خواهد داشت. از طرف دیگر دونالد ترامپ هم بر تبعات منفی این تنش نظامی واقف است، به خصوص که در همین چند روز اخیر شاهد افزایش نسبی بهای حامل های انرژی در خود آمریکا بوده ایم که به هیچ وجه در راستای اهداف و وعده های دونالد ترامپ برای انتخابات پیش رو نیست. لذا حتی المقدور کاخ سفید از اقدام نظامی علیه ایران اجتناب خواهد کرد و این مسئله را از طریق اجماع جهانی پی خواهد گرفت. همزمان با این تحولات دونالد ترامپ از موج جدید تحریم ها ضد جمهوری اسلامی ایران خبر داده است. با توجه به این که بسیاری از کارشناسان معتقدند چون در ۱۵ ماه گذشته هیچ بخشی از اقتصاد ایران نبوده است که مورد تحریم قرار نگرفته باشد، عملا حربه تحریم و فشار دیگر کارایی ندارد. از نگاه شما آیا این دست مواضع سیاسی در آستانه انتخابات ۲۰۲ آمریکا یک بلوف سیاسی است؟ ابتدا به ساکن باید بگویم که مسئله حربه تحریم کماکان اثرات خود را خواهد داشت. چرا که بخش های دیگری از اقتصاد ایران وجود دارد که هنوز مورد تحریم قرار نگرفته است مانند تحریم وزارت ارتباطات، وزارت نیرو و نظایر آن. البته تحریم های شخصیت های سیاسی هم وجود دارد. بنابراین راهکار تحریم برای کاخ سفید اثرات خود را دارد. اما چرا ترامپ در این برهه حساس دست به اعمال موج جدید تحریم ضد ایران زده است به این دلیل باز می گردد که تلاش ها و فشارهای بخشی از ساختار سیاسی ایالات متحده آمریکا نسبت به انجام اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی با این حربه به محاق رود و به موازاتش مسئله از طریق فشار سیاسی و دیپلماتیک پیگیری شود تا از طریق نظامی. بنابراین ترامپ با اجرایی کردن موج جدیدی از تحریم ها سعی می کند رضایت این بخش از ساختار سیاسی ایالات متحده آمریکا را در خصوص عقب نشینی از حمله نظامی به ایران جلب کند. به واکنش کشورهای اروپایی، به خصوص آلمان، فرانسه و انگلستان بپردازیم. در این میان به نظر می رسد که لندن، پاریس و برلین فقط به مواضع دیپلماتیک در خصوص محکومیت این حمله بسنده کردند و به صورت مستقیم و صریح جمهوری اسلامی ایران را محکوم نکرده اند. آیا این دست مواضع نشان می دهد که شکافی میان آمریکا و کشورهای عربی با مواضع اروپایی ها وجود دارد؟ از طرف دیگر این مسئله تا چه اندازه می تواند تلاش های دیپلماتیک قاره سبز را در رابطه با برجام را تحت الشعاع قرار دهد؟ در خصوص پاسخ به قسمت اول سوال شما باید گفت کارگروه کارشناسی که از جانب فرانسه برای بررسی حمله به تاسیسات نفتی آرامکو به همراه با هیات کارشناسی شورای امنیت به عربستان سعودی رفته اند، یک گروه از طرف فرانسه نیستند، بلکه نماینده کل اروپایی ها در این خصوص هستند. چون اروپا اطمینانی به گزارش های آتی به واسطه اعمال فشار آمریکا و عربستان سعودی بر هیات کارشناسی شورای امنیت ندارد، و سعی دارد خود به صورت مستقیم این مسئله را مورد ارزیابی قرار دهد. بنابراین باید دید که این هیات فرانسوی چه گزارشی در خصوص عوامل و نحوه حمله به تاسیسات نفتی عربستان ارائه خواهد کرد. به هر میزان این گزارش نقش ایران را در حمله به تاسیسات نفتی عربستان تایید کند، به همان میزان تلاش های دیپلماتیک برجامی ایران و اروپا تحت الشعاع قرار خواهد گرفت.