سیاست روز 24 ارديبهشت 1398 ساعت 3:29 http://siasatrooz.ir/vdcgy79qwak9z74.rpra.html -------------------------------------------------- عنوان : تافته‌های جدابافته! هرچه بود گذشت. آن سال‌ها اگرچه با تحولاتی قابل ‌تأمل و توجه در زمینه‌های مختلف روبرو بوده... -------------------------------------------------- متن : هرچه بود گذشت. آن سال ها اگرچه با تحولاتی قابل تأمل و توجه در زمینه های مختلف روبرو بوده که می توان میزان ارزش افزوده آن ها را با تمام تاریخ سرزمین ایران در کف دیگر ترازو گذاشت و قیاس نمود اما باز هم در این بین موارد معدودی یافت می شود که عمداً یا سهواً و یا به دلیل مشغله زیاد و کثرت کار از دید مسئولان جامانده تا همچنان بر منوال گذشته جریان داشته باشند! این گزینه ها که در ظاهر بی اهمیت جلوه می کنند اما در باطن و به مرور زمان می توانند به غده های چرکین مبدل گردند که علاج آن ها بس سخت و سنگین و گاه غیرممکن خواهد بود از این جهت شایسته است تا نهادهای متعدد اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و در نهایت برنامه ریزان کشور به خصوص در هیأت مشاوران ریاست جمهوری قسمتی از تمرکز خود را بر مسائل مبتلا به سیاسی در خارج از کشور اختصاص داده و توجه و دقت نظر ویژه داشته باشند شاید به واسطه حل و فصل آن ها گوشه ای از معضلات اجتماعی و اقتصادی داخلی نیز مرتفع گردد. بزرگترین چالش دست به گریبان نظام طی سپری شدن این دوران که حالا به نیم قرن نزدیک می شود، لاینحل باقی مانده فربگی همیشگی دولت هاست که روز به روز افزایش می یابد و هنوز نتوانسته تئوریسین ها و مشاوران مدعی را متقاعد نماید تا برای حذف آن اصلاحات را از خودشان شروع نمایند و به مرور زمان به دیگران وا نگذارند! اگر تراز ۱۰ برابری نیروهای شاغل در دستگاه های وابسته به دولت از چهل سال قبل طی یک برنامه زمان بندی شده با ضریب سالانه دو و نیم درصد کاهش می یافت امروز عدد ثابت آن به صفر و استاندارد جهانی نزدیک شده بود که می توانستیم به خود ببالیم ترازی برابر با کشورهای مترقی در امر استفاده سالم از نیروی انسانی در بخش عمومی خود داریم، اما این عروج کاذب نه تنها کاهش نیافته بلکه به ۱۰ برابر میانگین جهانی افزایش داشته است و تا زمانی که این روند ادامه داشته باشد امیدی به دفع حواشی موجود در آن نخواهد بود. می توان مصراعی از شعر اگر ز باغ رعیت ملک خورد سیبی را به صورتی دیگر و به منظور رسیدن به معضل فربگی دولت ها اینگونه تفسیر نمود که بر اثر این اختلاف فاحش استفاده از نیروهای بخش عمومی در دولت علاوه بر تعدد سلایق، پراکندگی تصمیم گیری ها را نیز به همراه داشته است که از همه مهمتر هر یک از این ارگان ها براساس توانایی های مادی و معنوی امتیازاتی را برای خود قائل هستند که به نوعی احقاق حق تعبیر شده است! و تلاش می کنند در آغاز درصدی از ارزش افزوده را صرف تأمین رفاه نیروهای موجود خود نمایند تا شاید این گونه بتوانند بهره وری را افزایش دهند، غافل از اینکه این اقدام ناخوشایند و ایجاد فاصله می تواند مطالبات را بیشتر و گروه های دیگر را نسبت به انجام کار و تلاش در دستگاه های خود سرگردان و بی هدف نماید. اگرچه یکپارچگی در بدنه قوه مقننه طی تمام این سال ها سعی بر ایجاد هم طرازی و افزایش انگیزه در ارگان ها و نهادهایی داشته تا آبشخورها را محدود که همگان به صورت تساوی از صندوق بیت المال بهره مند شوند اما هنوز هم با وجود بعضی از امتیازات از جمله بهره ور شدن دستگاه ها از بازدهی خود اجرای کامل این دکترین موفق نبوده است زیرا وقتی وزارت آموزش وپرورش قسمت اعظمی از بودجه دولت را به خود اختصاص می دهد در حالی که بازده اقتصادی ندارد اما از سویی وزارت نفت معتقد است همه تلاش هایش برای تأمین پشتوانه اقتصادی کشور می باشد بنا بر این برای خود این حق را قائل است تا درصدی از درآمد کلان را صرف هزینه های بالاسری نماید، هر تصمیم گیرنده بالادستی را مجاب می کند! درحالی که هم شاغلان در صنعت نفت و هم نیروهای وزارت آموزش و پرورش هرکدام به نوعی در خدمت آحاد جامعه می باشند و بالطبع انتظارشان حقوقی برابر است و نمی توانند بپذیرند مزایای رفاهی و اجتماعی شان با ارگان یا نهادی دیگر فاصله داشته باشد! البته شاید با دلایلی به ظاهر مستدل بتوان پذیرفت که امتیازات نیروهای دو ارگان دولتی به دلیل تفاوت نوع تلاش و وقت گذاری و همچنین سختی کار با یکدیگر متفاوت است به شرطی که عنوان تافته های جدا بافته را نپذیرد و مستدل به دلایل فشارهای فیزیکی و محیطی باشد اما زمانی که داستان یک بام و دو هوا پیش می آید اگر بیمه تکمیلی دو واحد از یک ارگان آنهم در وزارت آموزش وپرورش توسط دو بیمه گر مختلف تعهد شود که یکی پرداخت های خود را با اماواگرها و فاصله چندماهه انجام داده و دیگری به پشتوانه اعتبار خود همه هزینه ها را در برابر واحدهای درمانی کشور تعهد می کند تا بیمه شدگان تحت پوشش سلامت برای استفاده بهینه از بحث تکمیلی خود نیازمند نباشد هزینه های بالاسری معالجات خود و افراد تحت تکفل را به صورت وام به دست آورده و نقداً پرداخت نماید تا شاید پس از گذشت ماه ها قسمتی از آن توسط بیمه گر وابسته به بیمه سلامت به حسابشان واریز شود! نگاهی به فهرست تعهدات تمامی واحدهای زیر مجموعه آموزش و پرورش که انجام تکمیلی خود را به یکی از بیمه های تکمیلی سپرده اند نقش تافته های جدا بافته را در حالی که سازمان نوسازی و توسعه و تجهیز مدارس از خدمات طلایی یکی دیگر از بیمه گران در این زمینه بهره مند می شود به وضوح نشان می دهد که یکی از دلایل بارز این مدعاست. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل! نویسنده: حسن روانشید