سیاست روز 22 آذر 1398 ساعت 23:32 http://siasatrooz.ir/vdcivzazzt1az32.cbct.html -------------------------------------------------- کوشکی مطرح کرد: عنوان : بُرد دیپلماتیک واشنگتن و باخت تهران در تبادل زندانیان دو کشور -------------------------------------------------- متن : اخیرا ایران و آمریکا طی پروسه ای اقدام به تبادل زندانیان میان یکدیگر کردند که طی آن تهران در ازای آزادی مسعود سلیمانی، دانشمند خود از زندان آمریکا ژائو وانگ، محقق آمریکایی و شهروند آمریکایی که به جرم جاسوسی از سال ۲۰۱۶ در زندان به سر می برد را آزاد کردند. ارزیابی شما در این رابطه چیست؟ آیا این تبادل زندانیان می تواند یک پالس مثبت از سوی تهران و واشنگتن به یکدیگر تلقی شود؟ مسئله آزادی آقای مسعود سلیمانی، مسئله ای است که در چارچوب حقوقی و انسانی جای دارد، نه مقوله سیاسی و دیپلماتیک، چرا که ایشان به عنوان یک دانشمند ایرانی به صورت رسمی از طرف دانشگاه های ایالات متحده آمریکا دعوت به همکاری شد، اما دولت این کشور بر خلاف تمام قواعد حقوقی ایشان را به بهانه های واهی و اتهامات بی اساس بازداشت و زندانی کرد. لذا دولت جمهوری اسلامی ایران باید تمام تلاش خود را به کار می برد که این دانشمند ایرانی آزاد شود. از نظر منطق سیاسی و حقوقی، ایالات متحده آمریکا حق بازداشت و زندانی کردن آقای سلیمانی را نداشت، در آن سو ایران هم باید با ابزارهای فشار خود این دانشمند را آزاد می کرد، اما متاسفانه چون ابزارهای موجود موجب آزادی ایشان نشد، تهران ناگزیر به مبادله زندانیان شد. پس نمی توان این مسئله را به عنوان یک پالس بین ایران و ایالات متحده آمریکا در خصوص مسائل دیگر مانند آمادگی سیاسی برای پرونده هایی نظیر برجام مطرح کرد. چرا که تبادل زندانیان امری عادی است. حتی حزب الله لبنان که موجودیت رژیم غاصب صهیونیستی را نپذیرفته است در مقاطعی حاضر به تبادل زندانیان با این رژیم شد. پس می بینید که اقدام تهران در خصوص تبادل زندانیان فقط و فقط تلاشی انسان دوستانه و حقوق بشری برای آزادی آقای سلیمانی بوده است، نه چیز دیگر. از این رو نمی توان از دل این مسائل تحلیل های مانند چراغ سبز ایران برای مذاکره یا تعابیری از این دست را از پروسه تبادل زندانیان استخراج کرد. مسئله صرفا یک مسئله حقوقی و انسانی است. لذا نه تنها جان آقای سلیمانی، بلکه جان و مال تک تک اتباع ایرانی در سراسر دنیا برای ما ارزشمند است و دولت وظیفه دارد برای حفاظت از آنها تمام تلاش خود را به کار گیرد. در این راستا حتی اگر به قیمت مبادله یک جاسوس آمریکایی هم که شده، دولت ایران باید تمام تلاش خود را برای حفاظت از اتباع خود در دیگر کشورها به خصوص ایالات متحده آمریکا به کار گیرد. پیرو گفته های شما اگرچه تبادل زندانیان دو کشور در حوزه مسائل حقوق بشری و انسان دوستانه جای دارد، اما برخی معتقدند که در این میان برای انجام این تبادل به هر حال سطحی از توافق بین تهران و واشنگتن شکل گرفته است که می تواند سنگ بنای دیگر توافقات باشد. شما مخالف این نگاه هستید؟ قطعا من مخالف این نگاه هستم. چون هیچ گونه توافقی برای این تبادل صورت نگرفته است. من به صراحت عنوان می کنم که ذیل پروسه تبادل زندانیان میان ایران و ایالات متحده آمریکا، این واشنگتن بود که یک برد را برای خود رقم زد، چراکه ما ناچار شدیم یک جاسوس را که از سوی مراکز امنیتی دستگیر و در محاکم قضایی جرم آن محرز شده و در حال سپری کردن مدت محکومیت خود بوده است را با یک دانشمند ایرانی که به صورت رسمی از سوی دانشگاه ها و مراکز علمی ایالات متحده آمریکا دعوت به همکاری شد و واشنگتن به بهانه های واهی و بی اساس ایشان را دستگیر و زندانی کرده بود، مبادله کنیم. پس می بینید که آمریکا عملا برای نجات جاسوس خود گروکشی و باج خواهی کرد. ما یک جاسوی را در قبال آزادی دانشمند خود آزاد کردیم. البته ما باید برای نجات جان آقای سلیمانی این کار را انجام می دادیم، اما به هر حال این تبادل رسما باج خواهی و گروکشی آمریکایی ها برای نجات جاسوس خود بود. آیا پیروزی و برد دیپلماتیک ایالات متحده آمریکا در سایه این تبادل زندانیان لزوما به معنای شکست ایران تلقی می شود؟ متاسفانه باید در پاسخ به سوال شما گفت که بله، پیروزی دیپلماتیک آمریکا برای نجات جاسوس خود در آن سو به یک شکست و باخت برای ایران انجامید. چرا که ما در سایه این تبادل زندانیان یک مجرم و جاسوس از آمریکایی ها تحویل نگرفتیم، بلکه یک دانشمند را که هیچ گونه جرمی در آمریکا مرتکب نشد را آزاد کردیم و در قبال آن یک جاسوس را تحویل دادیم یعنی چیزی که ایران مبادله کرد با چیزی که ایالات متحده آمریکا در ازای آن داد قابل قیاس نیست. ما یک جاسوس و مجرم را در برابر آزادی دانشمند خود به آمریکا تحویل دادیم. البته باز هم تأکید می کنم ما ناچار شدیم در این میان برای حفاظت از جان آقای سلیمانی این شکست را بپذیریم. پس اگر این نگاه شما را درست بدانیم و در سایه این تبادل زندانیان یک پیروزی برای ایالات متحده آمریکا رقم خورده باشد ، می توان مواضع مایک پمپئو، وزیر امور خارجه، دونالد ترامپ، رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا و برایان هوک، رئیس میز ایران را در خصوص آمادگی برای واشنگتن برای انجام تبادلات بیشتر توجیه کرد، اما اگر تکرار این دست تبادلات یک شکست برای ایران تلقی می شود، چرا آقای ظریف نیز پیرو همین گفته های مقامات آمریکایی از آمادگی تهران برای آزادی و تبادل دیگر زندانیان سخن گفته است؟ آیا این مسئله به معنای تکرار دوباره شکست برای ایران نیست؟ همانگونه که قبلاً هم اشاره کردم که دولت و دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران موظف است برای حفاظت از جان و مال اتباع خود در همه کشورهای جهان، به خصوص در کشورهایی نظیر امریکا که دولت و مراکز امنیتی آن از اتباع ایرانی به عنوان ابزار فشار بر جمهوری اسلامی ایران استفاده می کند، همه تلاش و نیروی خود را به کار گیرد. بنابراین اگرچه در پروسه تبادل آقای سلیمانی با آقای ژائو وانگ یک شکست برای ایران رقم خورد، اما این شکست اجتناب ناپذیر بود. به هر حال ما برای حفاظت و نجات آقای سلیمانی باید این شکست را می پذیرفتیم.