سیاست روز - پربيننده ترين عناوين سیاست :: rss_full_edition http://siasatrooz.ir/fa/politics Tue, 17 Jan 2017 04:02:08 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://siasatrooz.ir/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط سیاست روز http://siasatrooz.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام سیاست روز آزاد است. Tue, 17 Jan 2017 04:02:08 GMT سیاست 60 طرح آمریکا برای ربودن سردار سلیمانی http://siasatrooz.ir/vdchwinw.23n6vdftt2.html سابقه سراسر دخالت، براندازی و دشمنی با مردم دنیا، آمریکا را از دیگر کشورها متمایز کرده است. آمریکایی‌ها با راه‌اندازی سازمان‌های گوناگون جاسوسی، اطلاعاتی و امنیتی علاوه بر اقدامات تروریستی و خرابکاری‌های سازمان یافته در دیگر کشورهای دنیا، اقدام به ربودن افراد تأثیرگذار و مهم کشورهای مستقل می‌کنند. آمریکایی‌ها در بحرانی که خود در منطقه غرب آسیا به وجود آورده‌اند، گرفتار شده‌اند. عامل شکست‌های آمریکا در سوریه و عراق، جمهوری اسلامی ایران و تأثیرگذاری مثبت بر تحولات منطقه است. جمهوری اسلامی ایران از آغاز خیزش جنایتکارانه گروه‌های تروریستی تکفیری در سوریه و عراق، به مقابله با آنها پرداخت و توانست با بهره بردن از بخش کوچکی از ظرفیت‌های خود، نه تنها از پیشروی‌های تروریست‌های تفکیری وهابی بکاهد بلکه آنها را به عقب هم براند. طرح و برنامه‌های عملیات نظامی جمهوری اسلامی ایران که از سوی سرداران نیروهای مسلح کشورمان برنامه‌ریزی می‌شود، بر طرح و عملیات آمریکایی‌ها و دیگر حامیان منطقه‌ای تروریست‌ها پیروز شد، به گونه‌ای که اهداف و برنامه‌های حامیان تروریسم در منطقه از بین رفت. یکی از تأثیرگذارترین افراد و اشخاصی که در صحنه تحولات منطقه نقش مهم و اساسی را ایفا کرده است، سردار قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران است. برنامه‌ریزی و طرح و عملیاتی که از سوی او در جنگ عراق و سوریه به کار شده است، دست برتر ایران را به خوبی در بحران غرب آسیا به اثبات رسانده و توانسته با کمترین هزینه بهترین و بیشترین نتیجه مطلوب را برای ایران و جبهه مقاومت همراه داشته باشد. آمریکایی‌ها که برای تغییرات در غرب آسیا برنامه‌ریزی کرده بودند و برای رسیدن به آن هم یک زمان مشخص را تعیین کرده بودند، اکنون از رسیدن به دستاوردهای برنامه‌ریزی شده خود بسیار دور شده‌اند. حلب با مدیریت و درایت جمهوری اسلامی ایران و البته با مشارکت روسیه آزاد شد. آزادی حلب یک پیروزی بزرگ برای ایران، سوریه و روسیه است. عراق هم با تحولات مثبت روبه‌رو است، عملیات برای آزادی موصل از چنگ داعش همچنان ادامه دارد و مناطق زیادی از این بخش از خاک عراق آزاد شده است. راضی کردن روسیه برای ورود به بحران غرب آسیا به ویژه سوریه، کار آسانی نبود اما ایران توانست سرانجام با گفت‌وگوهای منطقی و تأثیرگذار مسکو را با خود در سوریه همراه کند. نقش سردار سلیمانی در این مرحله از بحران سوریه را نمی‌توان نادیده گرفت. چند دور مذاکره با پوتین بر سر بحران غرب آسیا سرانجام به نتیجه رسید و در عین ناباوری آمریکایی‌ها، روسیه هم وارد میدان شد. آمریکایی‌ها همه اتفاقات بدی که برای آنها در منطقه می‌افتد از چشم ایران و به ویژه شخص سردار سلیمانی می‌بینند. مقامات سیاسی و نظامی آمریکا بارها سردار سلیمانی را تهدید کرده و مانعی بر سر راه خود معرفی کرده‌اند. اخبار دروغ و هدفداری از سوی رسانه‌های آنها علیه او منتشر شده اما نتوانستند اقدامات او را مهار کنند. شاید مدت‌ها است که مقامات آمریکایی در سر اقدام به ترور یا ربودن سردار اسلام را دارند، اما تاکنون موفق نشده‌اند. اما اکنون این آرزوی خود را بر زبان می‌آورند، چراکه جای ضرباتی که از سوی سردار به آمریکا وارد شده بسیار دردناک شده است. به همین خاطر یکی از پژوهشگران موسسه آمریکن اینترپرایز پیشنهاد داده است دولت ترامپ سردار سلیمانی را برباید! مایکل روبین دلیل پیشنهاد خود را شکست‌هایی عنوان کرده که آمریکا به واسطه نقش‌آفرینی ایران و سردار سلیمانی متحمل شده است و تصور می‌کند برای این که شکست‌های آمریکا پایان یابد، حتی دست به آدم‌ربایی هم می‌زند. اعلام چنین پیشنهاد و طرحی از سوی یک اندیشکده معروف آمریکا، علاوه بر این که رفتارهای تروریستی این کشور را نشان می‌دهد، عمق درماندگی ایالات متحده در مقابل ایران را هم به اثبات می‌رساند، تا جایی که از سر استیصال می‌خواهد یک سردار سپاه اسلام را که توانسته است تروریست‌های تفکیری را به زانو در آورد بربایند. آمریکایی‌ها آیا می‌توانند فرماندهی که هنگام سخنرانی ابوبکر البغدادی روبه‌روی او نشسته بود بدون این که داعشی‌ها متوجه حضور او شوند بربایند؟! آمریکا باید بداند و متوجه باشد که نمونه‌هایی همچون سردار سلیمانی در نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران وجود دارند و در زمان مناسب آنها هم وارد میدان خواهند شد، همین که آمریکایی‌ها از وجود فرماندهی مانند سردار قاسم سلیمانی عصبانی هستند، برای ایران خوشایند است. (میزان) ]]> سیاست Mon, 16 Jan 2017 09:25:15 GMT http://siasatrooz.ir/vdchwinw.23n6vdftt2.html دو هواپیما، یک فرودگاه؛ از «پرواز» امام خمینی تا «سقوط» عباس آخوندی http://siasatrooz.ir/vdcbf5b9.rhbwgpiuur.html دو روز است که متحیریم! حیرت زده از کار دولت محترم! همان دولتی که در آستانه ی برجامش با دشمن از فرجامش پرده برداشت و گفت تمام انبارهایش خالی است و چیزی برای اداره ی امور ندارد یعنی شبیه همین چیزی که وزیر راهش برای یک هواپیما و اصلا بگو صد هواپیما، جشن به راه انداخت و در مصافحه و به آغوش کشیدن مدیر ایرباس، ملتی را تحقیر کرد؛ من ضمن اینکه با بازماندگان حادثه ی تصادم قطارها ابراز همدردی می کنم؛ چون جان عزیزشان از کف رفت اما از حیث تاریخ و اندیشه ی سیاسی می گویم در رفتارهای سبک سرانه و ‌تجدد مآبانه در جشن مهرآباد، جان ملتی مجروح و آبروی امتی لکه دار گردید و روح بلند و غرور ملی شان به سخره کشیده شد؛ اما چه کنیم که سقوط هواپیما و تصادم قطارها و اتوموبیل ها دیده می شود ولی سقوط هویت ملی را ناظری و بازپرسی در این سامان رصد نمی کند ! اما مهرآباد در دی ماه جاری و بهمن آتی از این به بعد یادآور دوپرواز است؛ دو پرواز و یک فرودگاه! محور هر دو پرواز نیز آخوند است؛ یکی آخوند مجتهد و از اصولیون با هوش مکتب قم و عباس آخوندی که هوش اش مستولی سیاست زدگی ها و مقهور طرف اروپایی شد، آری! دو پرواز اما یکی به اوج و آن دیگری به حضیض! پروازی که از قضا هردو از فرانسه به ایران است؛ آن یکی ایرفرانس و این یکی ایرباس ؛ آن یکی پانزده سال از وطن دور بود و این یکی سی و هفت سال؛ آن یکی مرکب و وسیله بود و این یکی هدف و فلسفه! بر ایرفرانس ما سوار بودیم اما ایرباس سوار برما! بویینگ 747 خدمتگزار مجتهد اصولی ما و مخدوم مرجع دینی ما بود در ایرباس 321 اما ما خادم و آنها مالک، آن پرواز تاریخ را تغییر داد و ملتی را به حرکت درآورد و این پرواز روح ملی را به بند کشید و امتی را تحقیر کرد. « ژرژان فابین با تااوش» مهماندار و پلیس فرانسوی بویینگ 747 حامل روح الله می گوید: وقتی دست در دستان آیت الله از پله ها پایین می آمدیم انگار این «مسیح» بود که ظهور کرده و پای بر زمین می گذارد؛ در اینجا اما وزیر دولت یازدهمی ما چنان مرعوب، مدیر فرانسوی را در آغوش گرفت تو گویی از سلیمان زمان، تخت سلیمانی را می رباید؛ در آن پرواز اروپاییان خدمه بودند و ایرانی ها فرمانروا، در این پرواز اما اروپایی کدخدا شد و ایرانی خدمتکار! در میانه ی آسمان وقتی از آن آخوند اصولی و مجتهد «سوار بر بویینگ» پرسیدند: اکنون چه حسی دارید ؟ گفت هیج حسی! و بی هیج اضطرابی در بیکران آسمان خوابید و با اقامه ی نماز صبح آن غول تکنولوژیک را در همان بیکرانه رام کرد! آخوند منتظر ایرباس حامل مدیر فرانسوی در مهرآباد اما همانند ذوق زده های عهد قجری و ناصری سر از پای نشناخته و مدیر اعزامی فرانسه را با تمام وجود در میانه ی پلکان هواپیما برجان و سینه ی خویش می فشارد؛ همو که مرکب یا اسب هوایی را 37 سال از ایرانی دریغ کرد و اکنون به یُمن سرمایه ی ایرانی چرخ صناعت اش بیش از گذشته خواهد چرخید را بمثابه ی مصلح ملی در آغوش می کشد! آقای وزیر می تواند ما را مخالف تکنولوژی و آسایش ایرانی و مخالف امنیت پرواز معرفی کند و صد البته این رسم تاریخ غرب زدگی این مرز و بوم از ملکم خان تا محمد جواد ظریف است اما جواب این صنعت جدل به روشنی معلوم شد که آقای وزیر! ما می خواهیم «سوار » بر تکنولوژی غرب شویم و نه آنها سوار برما! ما می خواهیم دولت محترم، در مقابل نانجیبان غربی، آقا باشد؛ ما هواپیما را حداکثر نوعی اسب جدید می شناسیم، آیا اسبان ارباب اند و انسان در خدمت او یا برعکس این انسان است که اسب ها در خدمت اویند!؟ آقای وزیر در جمله ی خدمتکار فرانسوی بویینگ اقای « ژرزان فابین با تا اوش» قدری تامل کنید که این بار در مهرآباد چه کسی را قدیس ساختید و مسیح ایرانیان نمودید!؟ آن پرواز محو تماشای مسیح ما بود اما تو غرب جنایت کار را با هاله ای از نور و در میان کف زدن و هورا کشیدن بر ارض طاهر ما نشاندی! صد البته فقط چند وطن خواه هویت شناس در مجلس شورای اسلامی لازم است تا جشن تو را که نتیجه ی قهری اش؛ مسیح نمایی غربیان برای ایرانی و بزک کردن چهره ی جنایت کار اروپاییان در وطن شد در خلع تان از صدرات کافی بدانند! اما در وزارت باشید یا نباشید زمان خوبی را برای این رژه ی هوایی برگزیدید؛ چه جوانان وطن خواه ایرانی بخوبی خواهند توانست این دو صحنه ی فرود مسیح ما به مهرآباد و نفوذ مدیر فرانسوی به فرودگاه را با تصاویر و خلاقیت های بصری و نظری به مقایسه نشینند! و مردم خواهند دید در میانه ی پلکان ایرباس تو و ایر فرانس ما چه حکمت هایی است و از هم اکنون ذهن همه ی ایرانیان تا 12 بهمن این دو پرواز را در فضای اجتماعی دست به دست خواهند کرد. دکتر مجتبی زارعی: عضو هیات علمی اندیشه سیاسی اسلام دانشگاه تربیت مدرس ]]> سیاست Sun, 15 Jan 2017 16:14:49 GMT http://siasatrooz.ir/vdcbf5b9.rhbwgpiuur.html آستانه میهمان دردسرساز نمی‌خواهد http://siasatrooz.ir/vdcdox0n.yt0jf6a22y.html طی چند روز اخیر در حالی برخی منابع مدعی دعوت مسکو ازآمریکا برای حضور در نشست آستانه شده‌اند که به باور ناظران سیاسی آمریکایی که در بحران آفرینی سوریه و حمایت از تروریست‌ها نقشی کلیدی داشته، حضورش جزء فتنه‌انگیزی و کارشکنی حاصل دیگری ندارد. دیگر برهمگان روشن است که فتنه‌های متعدد علیه دولت و ملت سوریه از گور آمریکا و حمایت‌های دولتمردان ابن کشور در قبال تروریست‌ها بلند می‌شود؛ پنج سال بحرانی که درسوریه شاهد بودیم همه بخاطر منافعی بود که سران کاخ سفید و لابی صهیونیست‌ها و برخی کشورهای مرتجع عربی با برکناری بشار اسد به دنبال آن بودند. حمایت‌های آمریکا و محورغربی- عربی از تروریست‌های تکفیری وهابی تا جایی ادامه یافت که به یکباره این تروریست‌ها بلای جانشان شدند وموجی از ناامنی را در سراسر اروپا بوجود آورند. از آن پس کشورهای اروپایی به همراه آمریکا با ادعای مبارزه با داعش دخالت‌های خود را در منطقه و بالاخص در سوریه بیشتر کردند و نشست‌های متعددی را نیز برگزار کردند اما به دلیل ناهماهنگی و نبود اجماع و اتحاد فکری و اعتقادی همه نشست‌هایشان بی‌حاصل بود. اما در مقابل جبهه ایران و مقاومت و نیز همراهی روسیه نقشی مثبت در آزادسازی شهرهای سوریه بالاخص حلب ایفا کرد و ارتش سوریه توانست پیروزی‌های زیادی در مقابل جبهه تروریستی- تکفیری بدست آورد. اغراق نیست اگر بگوییم که همکاری و همسویی استراتژیکی مسکو با تهران موجبات این پیروزیهای اخیر را فراهم کرد به بیان دیگر به زعم همه ناظران سیاسی در حوزه منطقه و بین‌الملل جمهوری اسلامی نقشی کلیدی در اینباره ایفا کرد و در حال حاضر آتش‌بسی که در سوریه میان دوجبهه حق و باطل اتفاق افتاد مرهون تلاش‌ها و راهبردهای مستشاری ایران است. حالا قرار است نشستی در آستانه قزاقستان برگزار شود که تا بحران سوریه به طور کامل و از طریق راه حل سیاسی برای همیشه حل شود؛ اما طبق روال همیشگی پای شیطنت‌های آمریکا باز شده و به تازگی روزنامه واشنگتن پست مدعي شده روسيه با دورزدن دولت اوباما از تيم انتقال دونالد ترامپ دعوت کرده است در گفت و گوهاي آتي صلح سوريه در قزاقستان شرکت کند. ترکيه که همراه با روسيه ميزبان اين گفت وگوهاست پيشتر اعلام کرده بود از واشنگتن درخواست خواهد شد در اين گفت وگوها که احتمالا روز ۲۳ ژانويه در آستانه پايتخت قزاقستان برگزار مي‌شود شرکت کند. اما روسيه اين مساله را تاييد نکرد و دولت کنوني آمريکا نيز روز جمعه گفت از آن درخواست نشده است در اين گفت وگوها شرکت کند. مارک تونر سخنگوي وزارت خارجه آمريکا گفت: ما هنوز درخواستي دريافت نکرده‌ايم اما اگر دعوتي دريافت کنيم قطعا توصيه‌اي به دولت ترامپ خواهيم کرد تا به اين دعوت احترام بگذارد. اين نشست سه روز بعد از آغاز به کار ترامپ برگزار مي‌شود. دعوت‌نامه‌هاي اين نشست هنوز ارسال نشده است و ترکيب شرکت‌کنندگان هنوز نامشخص است. در اين حال واشنگتن پست مدعي شد سرگئي کيسلياک، سفير روسيه در واشنگتن در تماس تلفني با مايکل فلين مشاور امنيت ملي ترامپ از وي براي شرکت در اين گفت وگوها دعوت کرده است. اين روزنامه به نقل از يک مقام ناشناس در تيم انتقال ترامپ گفت هنوز تصميمي گرفته نشده است. وي افزود: من در حال حاضر چيز ديگري درباره حضور آمريکا ندارم که بگويم. البته یک منبع آگاه نزدیک به وزارت خارجه در واکنش به اخبار منتشر شده مبنی بر این که ایران، روسیه و ترکیه در مورد دعوت آمریکا برای شرکت در مذاکرات صلح سوریه در آستانه پایتخت قزاقستان به توافق رسیده‌اند، گفت: چنین توافقی صورت نگرفته است. به هر حال اگر آمریکا در نشست آستانه هم شرکت کند، جزء کارشکنی و فتنه‌انگیزی چیز دیگری ندارد؛ چرا که دولتمردان این کشور همچنان بر برکناری بشار اسد اصرار دارند، پس حتی اگر حضور و یا دعوت از این کشور صحت نیز داشت این کشور نه حرفی برای گفتن دارد و نه اعتباری برای نقش آفرینی مثبت در حل بحرلان سوریه . احتمال کارشکنی واشنگتن نماینده مردم ایلام، ایوان، شیروان، چرداول و مهران در مجلس شورای اسلامی بیان کرد: اگر آمریکایی‌ها علاقمند باشند که در این مذاکرات حضور داشته باشند و به برقراری صلح و ثبات در سوریه کمک کنند، باید آن را به فال نیک بگیریم. جلال میرزایی در گفت‌وگو با خانه ملت، در خصوص احتمال حضور تیم انتقالی از دولت ترامپ در مذاکرات آستانه پیرامون مسائل سوریه، اظهار داشت: به نظرم اگر در مذاکرات آستانه آمریکایی‌ها بیرون از این مذاکرات باشند، احتمال کارشکنی آن‌ها وجود دارد. نماینده مردم ایلام، ایوان، شیروان، چرداول و مهران در مجلس شورای اسلامی بیان کرد: اگر آمریکایی‌ها علاقمند باشند که در این مذاکرات حضور داشته باشند و به برقراری صلح و ثبات در سوریه کمک کنند، باید آن را به فال نیک بگیریم. عضو کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی ادامه داد: برخی از جریان‌های سلفی که در سوریه فعال هستند، مورد حمایت مستقیم یا غیر مستقیم آمریکایی‌ها هستند، بعضی از کشورهای منطقه مانند قطر، عربستان و رژیم صهیونیستی که هر از گاهی مناطقی از سوریه را مورد حمله هوایی قرار می‌دهند، با آمریکا هماهنگی‌هایی را دارند. میرزایی با بیان اینکه آمریکا کمک‌های تسلیحاتی می کند یا اینکه سلاح‌های پیشرفته‌ای را در اختیار برخی از کشورهای منطقه قرار می‌دهد تا مجهز باشند، گفت: این کشورها با اجازه آمریکا کمک‌هایی را به مخالفان دولت اسد می‌رسانند، بنابراین اگر آمریکایی‌ها در مذاکرات حاضر باشند و کمک کنند که تصمیم گیری‌های صحیحی انجام شود به برقراری صلح در سوریه منجر می‌شود و ما نباید حساسیتی در این زمینه نشان دهیم. تشریح احتمال تغییر مواضع آمریکا در قبال موضوع سوریه عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی با بیان اینکه هنوز نمی‌توان ارزیابی دقیقی از آینده سیاست خارجی آمریکا ارائه کرد، ادامه داد: آن چیزی که به جمهوری اسلامی ایران ارتباط پیدا می‌کند، این است که ایران همواره به دنبال این است که بحران سوریه راه حل داخلی در چارچوب قانونی این کشور دارد. علی نجفی خوشرودی، درخصوص احتمال حضور تیم انتقالی از دولت ترامپ در مذاکرات آستانه پیرامون مسائل سوریه، اظهار داشت: باید منتظر بمانیم تا ترامپ در کاخ سفید مستقر شود، زیرا در آمریکا دوره‌ای انتقالی برای ارزیابی مسائل دارند. نماینده مردم بابل در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه تا ماه مارس این دوره انتقالی به طول می‌انجامد، بیان کرد: در این دوره پرونده‌های مختلف مورد بررسی تیم جدید قرار می‌گیرد و ارزیابی قطعی در خصوص نگاه دولت ترامپ به مسئله سوریه چیست، تصور می‌کنم تغییر جدی در مواضع آمریکا به وجود نمی آید. ]]> سیاست Mon, 16 Jan 2017 19:22:16 GMT http://siasatrooz.ir/vdcdox0n.yt0jf6a22y.html حرم مدافع ماست http://siasatrooz.ir/vdcg7x9y.ak97z4prra.html خانواده شهید در نظر عامه مردم این است که خانواده‌های شهدا خدمات ویژه‌ای می‌گیرند؛ می‌گویند خانواده شهید از امتیازات ویژه‌ای برخوردار است، این مدافع حرم اما با وجودی که برادرش شهید شده است، باز هم راه جهاد را پیش گرفته و همه مخالفت‌ها برای اعزام نشدن و قرار دادن نامش در انتهای لیست نتوانست مانعی ایجاد کند. راهی دیار آشنا می‌شود تا امروز آرام باشیم. سوریه رفتن ابتدا از تفاوت حرف تا عمل و وجوه مختلفی که افراد براساس شناخت و دیدگاهشان از جنگ سوریه می‌دانند توضیح می‌دهد «وقتی می‌خواهید درباره سوریه صحبت کنید باید دو وجه آن را در نظر بگیرید، وجهی که همه می‌بینند و بحث دارند (وجه ظاهری) و وجهی که باطنی است و همه جا نمی‌شود از آن گفت. مسائلی در بحث باطنی سوریه و هر نبرد حق علیه باطل وجود دارد که نمی‌توانی به راحتی بازگو کنی و بعد از آن هم نمی‌توانی انتظار داشته باشی مخاطبان به راحتی آن را باور کنند.» او اما بعد از مطرح کردن این مسایل به روز اعزامش می‌رسد: «داوطلب می‌خواستند و به دوستانم گفته بودم اسمم را رد کنند، مسئول ثبت‌نام به دلیل اینکه خانواده شهید بودم نامم را به عنوان آخرین نفر لیست که پنجم بود قرار داد و طبق بررسی‌ها اصلا نوبت به نفر پنجم حداقل تا سه چهار سال آتی نمی‌رسید. می‌گوید برای رفتن به سوریه داوطلب شدم، و ادامه می‌دهد: «نتوانستم مسئول ثبت‌نام را مجاب کنم اسمم را به اول بازگرداند اما از حضرت زینب(س) خواستم مرا لایق بداند تا راهی سوریه شوم، قرار بود یک ماه دیگر اولین نفر را ببرند. بعد از مدتی دیدم نفر اول مشکلی برایش پیش آمد و حذف شد، نفر دوم هم خانمش وضع حمل کرد و گفت فعلاً نمی‌توانم، نفر سوم و چهارم هم در لحظات آخر به دلیل راضی نشدن همسر و پدر انصراف دادند، مسئول ثبت‌نام هم نبود و این طور بود که من در کمال ناباوری دوستان یک ماه بعد از ثبت‌نام راهی سوریه شدم.» حرم مدافع ماست نه ما مدافع حرم «اصلاً اصطلاح مدافع حرم را قبول ندارم» این جمله‌ای است که در کمال ناباوری می‌شنویم و در ادامه برای خارج کردن ما از بهت ادامه می‌دهد: «قبول ندارم چون حرم مدافع بچه‌هاست و در سوریه این موضوع را به عینه لمس می‌کنی، وقتی به زیارت خانم می‌روی می‌بینی که اصلا حد و اندازه‌ات اینطوری نیست که مدافع خانم باشی.» از تصورات تا واقعیت جنگ سوریه! از تفاوت تصورات و واقعیاتی می‌گوید که برای هرکسی اولین‌بار وارد سوریه می‌شود پیش می‌آید: «آدم وقتی در محیط جدید می‌رود شرایط خاص‌تر است و طول می‌کشد تا عادت کند ولی سوریه یک جوری است که به نوعی می‌توان گفت دو‌سوم قوا روحیه است و یک‌سوم شرایط جسمی است که به کمکت می‌آید وقتی روحیه قوی داشته باشی و با اعتقاد کامل بروی هر شرایطی برایت قابل تحمل می‌شود. بار اولی که به سوریه رفتم زمستان بود از شدت سرما تا ۷ شب نمی‌توانستم بخوابم و بعد از این مدت تیممان توانست جای گرم پیدا کند و بخاری و پتوی تمیز داشته باشد.» از خانه‌های بتونی سوری می‌گوید که چطور توانسته مأمنی برای رزمندگانی باشد که در تلاشند برادران خود را از شر تروریست‌ها نجات دهند: «اولین‌بار در روستایی که اکنون دست تروریست‌ها افتاده ساکن شدیم، جایی با خانه‌های بتونی که سرمای زمستان را بیشتر بروز می‌داد. پتوهایمان را قبل از استفاده مجبور بودیم در آب سرد روستا بشوریم و تنها فضایی که به گرم شدنمان کمک می‌کرد آفتاب نیمه‌جان ظهرهای زمستان بود. وقتی روحیه‌ات و اعتقاداتت را قبل از اعزام آماده کرده باشی باعث می‌شود که همه این شرایط سخت را دوام آورده و دم نزنی.» سایه روشن‌های جنگ همه سایه روشن‌های جنگ را قبول دارد و منکر آنهایی نمی‌شود که غلیان احساسات راهیشان کرده است، «اگر در شرایطی که گفتم کسی بدون حضور قلب و اعتقاد و تنها از روی غلیان احساسات حضور داشته باشد نهایتاً اوضاع را ۱۰ الی ۲۰ روز تحمل می‌کند و بعد عصبی می‌شود که البته از این طور افراد هر چند قلیل وجود دارند، اما آنهایی که کمی ریشه‌ای‌تر فکر می‌کنند تا روز آخر حضورشان این روحیه را حفظ کرده و وقتی قرار می‌شود برگردند می‌گویند کاش مدت حضورمان تمدید شود، اما باز هم می‌گویم که منکر این نیستم عده‌ای قلیل لحظه‌شماری می‌کنند که برگردند و اما برخی‌ها انگار نه انگار مدت زیادی است در این شرایط سخت گذران زندگی می‌کنند، اینجاست که خیلی راحت می‌توانی حس کنی چه کسانی ظاهری آمده و چه افرادی دانسته و با خلوص نیت در این مسیر پا نهاده‌اند.» البته او از آنهایی هم می‌گوید که با کت شلوار می‌آیند عکسشان را کنار حرم می‌گیرند و می‌روند و البته این رفتارها را طبیعی دیده و از آن به اصطلاح مسئولین گلایه‌ای ندارد. او حتی می‌گوید چند ساعت قبل از سقوط خان‌طومان هم این صحنه‌ها را دیده است. از آدم‌های بزرگی می‌گوید که گمنام برای کمک به مردم مظلوم سوریه راهی جنگ می‌شوند؛ «پیرمردی دو سه شب پیشمان آمد کنار ما خوابید، مرد مسنی بود، بار اول گفتم اگر می‌خواهی تلفن بزنی هست، گفت حالا ... حس می‌کردم از بچه‌هاست اما نمی‌دانستم چه پستی دارد، وقتی زندگیش را گفت شرمنده شدم، دو سه بار در جنگ ایران و عراق اسیر شده بود و دو سه بار تا مرز شهادت رفته بود و مسئولیت بزرگی هم داشت و بازنشست شده بود، آمده بود کمک کند بی‌نام و نشان و بی‌اینکه کسی بداند چه کاره بوده، یکبار در درگیری‌ها با وضعیت وخیمی مجروح شد و برگشت اما دوباره بعد از چند وقت دیدم آمده و می‌جنگد، گفتم شما هنوز شهید نشدی؟! خندید و گفت نه گفته‌اند ده پانزده سال باید بجنگی بعد ... پارادوکس‌های جنگ تمامی ندارد.» رضایت خانواده می‌گوید خیلی راحت خانواده‌اش را راضی کرده و مادر، پدر، همسر و فرزندانس راهی‌اش کردند، هر چند به دلیل استرس‌هایی که به خانواده وارد آمده همسرش خونریزی معده داشته و حتی می‌گوید با هر صدای تلفنی خانواده فکر می‌کنند که خبر شهادتم را خواهند شنید. با لحن پرنشاط تعریف می‌کند: «یکبار مادرم گفت چرا می‌روی در پاسخ گفتم از خودتان بپرسید که این طور ما را پرورش دادید.» دو فرزند دارد یک دختر و یک پسر، از سختی دوری فرزند می‌گوید: «طبیعتاً دوری‌شان سخت است، پسرم کلاس اول است و می‌گوید من هم می‌خواهم بروم سوریه بجنگم.» سخت است برای پدر که فرزندش را در شرایط جنگی ببیند اما بعد از سوال ما درباره اینکه به پسرش اجازه حضور در چنین شرایط سختی را می‌دهد یا نه می‌گوید: «اگر الان هم شرایطش را داشته باشد مانع او نمی‌شوم، هیچ پدری دلش نمی‌خواهد فرزندش سختی بکشد اما همه پدرها دوست دارند فرزندشان عاقبت به خیر شوند و چه عاقبت به خیری‌ای بهتر از شهادت.» ترکیب مدافعان مردم مظلوم سوریه «عراقی، افغانی، پاکستانی، لبنانی‌ها، ایرانی‌ها و خود سوری‌ها هستند البته بعضاً از یمن هم قبل از تجاوز سعودی به این کشور در جنگ حضور داشتند.» اما در ادامه از اختلافات گروه‌های مختلف و همبستگی در اوج اختلاف می‌گوید: «اگر موصل کامل آزاد شود اوضاع سوریه هم بهتر می‌شود، تنها مشکل این است که گروه‌های حاضر اختلاف دارند و حاج قاسم حکمی برای رفع این اختلافات است، البته با همه این‌ها دیدن همبستگی در اوج اختلاف جذابیت خاصی به میدان نبرد داده است و به نوعی تمرین جنگ برای یک پرچم واحد در زمان ظهور خواهد بود.» یکپارچگی ادیان و مذاهب در دفاع از مظلوم از یکپارچگی همه مذاهب در دفاع از مظلوم می‌گوید: «از اهل‌تسنن، شیعیان، مسیحی‌ها و همه مذاهبی که آزادگی را باور دارند در این جنگ به کمک مردم مظلوم سوریه آمده‌اند. اهل‌تسنن ایران تفکرات تکفیری را اصلاً قبول ندارند و دیگر کشورها نیز همین رویه را اغلب دارند.» شست‌و‌شوی مغزی و پول‌های کلان از تروریست‌هایی می‌گوید که از هر عمل وحشیانه و قبیحی شرم نمی‌کنند: «عده‌ای فقیر را با تعلیمات من‌درآوردی رؤسایشان آموزش داده و با پول‌های کلانی نظیر حقوق ماهی هزار دلار جذبشان می‌کنند، تا در جنگ اسلحه به دست و انتحاری باشند. شیخ‌الامحیسنی یکی از رهبران معنوی جبهه تروریستی النصره برای تحریک افکار مسموم تزریق شده به تروریست‌ها پارچه را می‌گیرد بالا و بعد می‌گوید هرکس از این رد شود با رسول‌الله است!! همین یک حرکت من‌درآوردی ساده یکدفعه با استقبال دو سه هزار نفری تروریست‌ها رو‌به‌رو می‌شود و البته در دقیقه آخر بعد از جمع شدن به این افراد قرص‌های روانگردان می‌دهند که تا انتها بجنگند و از توهم حضور در بهشت، برنگردند.» رویش زامبی در میدان جنگ! «فلسفه بازی و فیلم‌های زامبی را در سوریه فهمیدم. زمانی که بارها و بارها یک مسیر را بمباران می‌کنی بارها و بارها قلب تروریست‌ها را نشانه می‌روی و در همان منطقه بمباران در همان منطقه کشته شدن تروریست قبلی، نفرات و ماشین‌های جدیدی می‌روید!! اینها تا مسخ شده با قرص‌های روانگران نباشند امکان ندارد مسیری را که یکبار به کشته شدن عده‌ای از هم‌کیشانشان منجر شده مجدداً بپیمایند!» از تصورات عامیانه تا واقعیت‌های حقوق امکان ندارد جایی بحث مدافعان حرم پیش آید و کسی به طعنه از حقوق‌های نجومی نگوید، اما واقعیت را اینطور تفسیر می‌کند: «به ما هم خیلی می‌گویند پول‌های کلان می‌گیری، برادر یکی از استادهای خودم که در خان‌طومان شهید شد نقل می‌کند که وقتی به ما گفتند حدود ۶۰ تا ۷۰ میلیون تومان می‌گیرید در پاسخ به خنده گفتم نه بیشتر می‌دهند، اگر می‌خواهی اسمت را رد کنم. و فرد نقل‌کننده گفت؛ نه با آن شرایط سخت این پول به دردم نمی‌خورد. اگر بگوییم نمی‌گیریم کسی باور نمی‌کند مجبوریم این را بگوییم که محکی باشد برای آنهایی که فکر می‌کنند همه چیز با پول قابل معامله است.» البته منکر انگیزه‌های مالی برخی‌ها نمی‌شود؛ «نمی‌گویم پول ملاک نیست و نفرات اینچنینی نداریم اما کسانی که می‌روند ۵ درصد به حقوق و پول اهمیت می‌دهند و برای بقیه هم اولویت اولشان این موضوع نیست، حتی خبر دارم برخی از داوطلبین که تعهد دادند که یک ریال نگیرند.» با خدا حساب می‌کنند از آنهایی می‌گوید که قرار گذاشته‌اند جانبازی‌هایشان را فقط با خدا حساب کنند: «جانبازی هم مثل همه ابعاد جنگ هم بُعد مالی دارد و هم اعتقادی اما کم نیستند کسانی که وقتی جراحتی بر بدنشان وارد می‌شود بی‌شلوغ‌کاری در همان منطقه مداوا می‌شوند و بعد از طی دوران نقاهت به خط باز می‌گردند و اعتقاد دارند فقط با خدا حساب خواهند کرد.» اما از آن طرفی‌ها هم می‌گوید که ... «در مقابل، اندکی قلیل را می‌بینی که فقط دنبال برگ زرد جانبازی برای برگشتن هستند.» آرایش جنگی هوشمندانه از اینکه بگویند جنگ سوریه جنگ تن به تن و چریکی است ناراحت می‌شود؛ «برخی اوقات می‌گویند جنگ چریکی یا نامنظم است، من ناراحت می‌شوم چراکه جنگ خیلی عجیب و غریب است و برای هر روستا نسخه خاص باید تهیه شود، یک روستا با تانک، روستای دیگر با انتحاری و در روستای کناری جنگ چریکی برپا است، واقعیت این است که در سوریه، جنگ جدیدی است، می‌شود گفت که جنگ هوشمندانه است و تروریست‌ها بسته به شرایط انتخاب می‌کنند چطور حمله کنند و در این رویه باید ما هم بتوانیم هوشمندانه پاتک بزنیم. اگر ما هوشمند نباشیم همه چیز خراب می‌شود.» حکمیت قاسم سلیمانی «شهید تهرانی‌مقدم که شهید شد پدر موشکی ایران بود اما همه دانش‌ها فقط در او خلاصه نمی‌شد اما قطعاً فرد بزرگی بود، قاسم سلیمانی هم همین است، فرد بزرگی است اما همه جنگ به او ختم نمی‌شود. این مدیریت جهادی حاج قاسم است که زبانزد همه نیروهای داخلی و خارجی است.» از پدرانه‌های حاج قاسم سلیمانی می‌گوید که همه نیروها قبولش دارند؛ «مدیریت او زبانزد همه است، نه جنگجوی افسانه‌ای‌ است و نه طرح‌های نظامی خاصی دارد، بلکه بُعد پدرانه و مدیریتی اوست که برجسته‌اش کرده است، او می‌داند چه زمانی تشکر کند و چه وقتی برخورد قاطع کند.جایی هست شما خیلی زحمت کشیدی دو روز بوده که روی سرت آتش می‌ریزند، چند جا را از دست دادی و شهدای بسیاری هم روی دستت مانده و هنوز داری مقاومت می‌کنی، وقتی حاج قاسم می‌آید به جای خداقوت می‌بینید دارد اعتراض می‌کند، بعد که کمی فکر می‌کنی حق را به او می‌دهی چراکه داشتی اشتباه می‌جنگیدی.» از میزان محبوبیت حاج قاسم در نیروهای دیگر کشورها هم پرده بر می‌دارد: «حاج قاسم تنها مخصوص نیروهای ایرانی نیست همه نیروهای حاضر در سوریه او را حلال اختلافات می‌بینند، همیشه اختلافات عراقی‌ها با طیف‌های مختلف، دعواهای سوری‌ها، افغانی‌ها و... حاج قاسم را برای حکمیت خبر می‌کنند و خودشان می‌گویند ایشان باید بیاید مشکل را حل کند و اگر نباشد اختلافات داخلی و مشکلات بیشتر می‌شود.» سقوط خان‌طومان از آن شب نامبارک می‌گوید آن شبی که داغ جانکاهی بر دل رزمندگان گذاشت و با عهدشکنی حامیان تروریست‌ها شهادت‌هایی مظلومانه را رقم زد؛ «درد دل مستان، شب یلدا خواهد، بعد از صحبت‌هایی که درباره صلح و آتش‌بس و تعهدات امریکا به روسیه برای مهار تروریست‌ها صورت گرفته بود، نیروهای زیادی به گمان اینکه جنگ تمام شده است در حال ترک خان‌طومان بودند احتمال توافق بالا رفته بود. تحرکاتی همان موقع‌ها هم اتفاق می‌افتاد اما روس‌ها نمی‌توانستند عملیات داشته باشند و می‌خواستند به تعهد پایبند بمانند، بچه‌ها همه چند ماه بود در پدافند بودند از پاییز که تل‌اذان را آزاد کردند بعد همه رفتند در لاک پدافندی که خط خان‌طومان تا العیس، فوعه و کفریا را آزاد کنند، این رویه خیلی طولانی شد و به تروریست‌ها فرصت بازیابی داد، چندین‌بار حملاتی پراکنده به منطقه می‌شد که سریع دفع می‌شد، اما ۲۱ فروردین همه تروریست‌ها با توان بالایشان و انتحاری‌های خود مقر فرماندهی خط را زدند و بعد نیروی خط‌مقدم تا صبح دوام آوردند و با توجه به اینکه راه کمک به آنها بسته شده بود شهید شدند. بچه‌ها می‌توانستند خیلی راحت خط را در خان‌طومان رها کنند و بیایند اما ماندند و شهید شدند.» دوستی با شهدا اما روایت‌هایی که از بودن کنار شهدا دارد عجیب و غریب است و تنها باید با لحن خودش بخوانی تا به وجد آیی: «شهید سیدجواد اسدی، فردی که در خان‌طومان شهید شد، گفته بود هم مادرم خواب دیده شهید می‌شوم وهم خودم خواب دیده‌‌‌‌ام بالا سر جنازه‌ام ایستادم دارم می‌خندم، سخت است بودن کنار آنهایی که می‌دانی شهید می‌شوند، روزهای آخر را با افرادی بگذرانی که پایشان روی زمین نیست کاملاً بزرگی روحشان را مشاهده می‌کنی و از غم نبودشان ناراحت می‌شوی.» دلمان می‌خواهد همه آنچه شنیدیم را روایت کنیم دلمان می‌خواهد خارق‌العاده‌ترین مسایل را بنویسیم حیف که همه شنیده‌ها را نمی‌توان نوشت... . تنفر از جنگ با همه عزم جزمش برای حضور در میدان نبرد حق علیه باطل، اما جنگ را برای هیچ کشوری نمی‌خواهد؛ آرزوی جنگ ندارد چون دیده است که کودکان و زنان و غیرنظامیان را چطور مظلومانه به خاک و خون می‌کشند، نمی‌خواهد جنگ شود چون دلش می‌خواهد کودکان دنیا بازی کنند و مادر و پدرشان را غرق در خون نبینند، چون نمی‌خواهد تصور کند که چطور مادری از اینکه کودک خردسالش مقابل چشمانش توسط تروریست‌ها سلاخی می‌شود زجری می‌کشد چون... . «وضعیت جنگ اصلاً خوب نیست سوری‌ها ۶ سال است این وضع را تحمل می‌کنند و از سرزمینشان چیزی باقی نمانده، مردم بیچاره شدند و نمی‌دانند غم سلاخی شدن خانواده را تحمل کنند یا غم تجاوزاتی که به خاکشان شده است.» حرف دل «دنیا به سمتی می‌رود که همه، رو بازی کنند و حتی ظاهرشان را دیگر حفظ نمی‌کنند، گواه این موضع ائتلاف سعودی - صهیونیستی است و چه بسیارند آنهایی که از ماسک‌های خود خسته شده و چهره کریه‌شان را به نمایش گذاشته‌اند.» حرف‌هایی غیرقابل چاپ می‌گوید، حرف‌هایی که از دل بر می‌آید و یقیناً بر دل آنهایی که باید بنشیند می‌نشیند، اما برای جلوگیری از سوء‌استفاده برخی معلوم‌الحال نمی‌توان چاپش کرد. بارها و بارها راهی جنگ سوریه شده و شهیدان و جانبازان زیادی دیده، خاطرات بسیاری از حضور بر پیکر شهدا دارد، اما هیچ وقت در طول صحبت‌هایش از خودش تعریف نمی‌کند، حتی وقتی قرار می‌شود از زمان بازگشت دوباره‌اش بگوید، خیلی صادقانه اعتراف می‌کند که اگر مغرور شود و فکر کند کسی بوده، صاحب حرم دعوتش نکرده و زمان حضور را به تأخیر می‌اندازد تا یاد بگیرد مغرور نشود... جملاتش به قدری جذاب و گویاست که بر دل می‌نشیند و همین گمنامی‌اش باعث شده تا بیشتر به این فکر کنیم که ذخیره‌های انقلابمان گمنامانی هستند که بی‌ادعا برای امنیتمان تلاش می‌کنند و از نشان دادن صفرهای فیش‌های حقوقیشان دریغ ندارند! آنها در سنگلاخ‌های کشور دیگری زخمی می‌شوند تا مردم در خانه‌های خود آسوده بیارامند و خبرهایی مبنی بر املاک نجومی عده‌ای، فیش‌های عجیب و غریب و حوادثی از این دست هدفشان را متزلزل نمی‌کند، راهشان را پیدا کرده‌اند و گم نخواهند آورد.قاسم غفوری- مائده شیرپور ]]> سیاست Mon, 16 Jan 2017 07:00:48 GMT http://siasatrooz.ir/vdcg7x9y.ak97z4prra.html توجیهات پسابرجام بدتر از پذیرش آن است http://siasatrooz.ir/vdcdkx0n.yt0jz6a22y.html ناظران سیاسی در سالروز یک ساله شدن توافق هسته‌ای ضمن تاکید بر اینکه این توافق دستاوردی برای ملت ایران نداشت، توجیهات برخی دوستان در دولت یازدهم را در قبال برجام عذری بدتر از گناه برشمردند. سال گذشته در چنین روزی توافق هسته‌ای میان طرف ایران و ۱+۵منعقد شد تا در ذیل تعهدات ایران طرف غربی نیز با لغو تحریم‌ها حسن نیت خود را به تهران نشان دهد. در طول یکسال گذشته و با همه فراز و فرودهای متعدد آنچه درعمل شاهد بودیم اجرای تک تک تعهدات از سوی ایران و نقض عهدهای متعدد از سوی طرف مقابل بالاخص آمریکایی‌ها بود. البته فارغ از نقض عهدهای آمریکا که بارها برجام را تا مرز لغو آن کشاند، این سند هسته‌ای بین‌المللی خالی از دستاورد هم نبود؛ از جمله خرید نفتکش، هواپیما و پیشرفت در حوزه بیمه‌ای، همچنین موج حضور تاجران اروپایی در ایران را نیز در پسابرجام نباید نادیده گرفت! اما به دلیل کارشکنی‌های متعدد طرف مقابل این به اصطلاح دستاورد تنها بخش کوچکی از همه تعهداتی بود که آمریکا وپنج کشور دیگر قرار بود به آن متعهد باشند . دیروز و در سالروز یک ساله شدن برجام سید عباس عراقچی معاون وزیر خارجه کشورمان در نشستی خبری به تشریح و یا به تعبیر برخی ناظران سیاسی به توجیه دستاوردهای برجام پرداخت از جمله اینکه با سنگ‌اندازی‌های غرب مقابله کردیم و پرونده پی ام دی بسته شده و غیره. آنچه دراین گزارش ناظران سیاسی به آن اشاره کردند این است که برجام نتوانست شرایط اقتصادی و سیاسی ایران را آنطور که دولت محترم یازدهم با منعقد شدن آن به مردم وعده داده بود را محقق کند. از نگاه این کارشناسان بدتر اینکه برخی دوستان به توجیه برجام و دستاوردهای آن می‌پردازند که این خود اشتباهی بزرگتر از پذیرش برجام است. توجیه غیرقابل قبول محمدصادق کوشکی کارشناس سیاست خارجی در گفت وگو با سیاست روز به نتایج یک ساله شدن برجام اشاره کرد وگفت: برجام آنچنان که اوباما معتقد است مهمترین دستاورد دولتش بود و دلیلی هم ندارد که وی دروغ بگوید. وی افزود: حتی طبق سناریو باید رژیم غاصب صهیونیستی نقش مخالف را ایفا می‌کرد تا امریکا به اهداف مورد نظرش می‌رسید. این استاد دانشگاه با بیان اینکه وقتی آمریکایی‌ها اعلام می‌کنند که برجام دستاوردی راضی کننده برایشان بود، تصریح کرد: این موضوع موید آن است که توافق هسته‌ای به نفع چه گروهی بوده است، حتی هیلاری کلینتون نیز در مناظره‌های انتخاباتی‌اش بر این باور است که بدون شلیک حتی یک گلوله توانستیم توان هسته‌ای جمهوری اسلامی را از بین ببریم. کوشکی با طرح این موضوع که یا آمریکایی‌ها در قبال دستاوردهای توافق هسته‌ای مجبور به دروغ گویی‌اند یا دوستان ما در دولت، اظهارداشت: وقتی رییس دولت یازدهم آب خوردن را نیز به برجام گره می‌زند و مدعی خالی شدن خزانه‌های مالی است، پس فرضیه دروغگویی دولت اوباما به خودی خود رد می‌شود. این کارشناس مسائل سیاست خارجی به اظهارات دیروز معاون ظریف در نشست خبری و توجیهات وی از دستاورد برجام اشاره کرد وگفت: توجیهاتی که آقای عراقچی در این خصوص مطرح کرد، خیلی بدتر از پذیرش اصل برجام است. به اعتقاد کوشکی اینکه برجام را با آن وضع پذیرفته‌اند یک مسئله است؛ اما این دفاع بدتر از پذیرش آن است وی خاطرنشان کرد: دوستان ما به دنبال القای شرایط مناسب پسابرجامی هستند که بطورحتم افکار عمومی بهترین قاضی در این امر خواهد بود. برجام نکات منفی زیادی دارد حسن هانی زاده دیگر کارشناس مسائل سیاست خارجی نیز گفت: برجام را می‌توان به لحاظ حقوقی و سیاسی به دو بخش تقسیم کرد، نخست اینکه امضای توافق‌نامه هسته‌ای فضای خصمانه علیه ملت ایران را تغییر داد و فضای مطلوب‌تری را به سود جمهوری اسلامی رقم زد. وی افزود: ایران با امضای این توافق‌نامه وارد مرحله جدیدتری از تعاملات با جامعه جهانی شد. هانی زاده در تحلیل دیگری بر این باور است که برجام پس از یک سال اثرات مثبتش را در اقتصاد و زندگی مردم شاهد نبودیم و دارای نکات منفی فراوانی است. وی به اجرای همه تعهدات کشورمان در قبال ۱+۵اشاره کرد و گفت: تاسیسات آب سنگین خود را تغییر کابری دادیم وتقریبا به صفر رساند، سانتریفیوژهای خود را کاهش دادیم و..اما دریغ از یک قدم مثبت از سوی طرف مقابل. این کارشناس مسائل سیاست خارجی تصریح کرد: دراین قرارداد هیچ حکمیت بی‌طرفی پیش‌بینی نشد که اگرهریک از طرفین مقابل تعهدات خود را انجام ندادند راهکار مناسبی برای آن اندیشیده شود. وی برجام را به مثابه شمشیر دمکلس برشمرد و گفت: این شمشیر همواره از سوی آمریکا بر سر ایران است و هرگاه آنان بخواهند در ذیل تحریم‌ها فشار لازم را به ایران برای پذیرش خواسته‌هایشان می‌آوردند. وی در پایان گفت: به تیم مذاکره کننده و تصمیم‌گیران در این حوزه پیشنهاد می‌کنم که یک ضرب‌الاجلی برای غرب نسبت به اجرای تعهدات تعیین کنند تا در صورت ادامه نقض عهدها ایران تصمیمات مقتضی را اتخاذ نماید. برجام ایران را به اهدافی که تعریف کرده بود نرساند محمدجواد کولیوند در گفت و گو با خانه ملت، با اشاره به سالگرد اجرایی شدن توافق هسته‌ای اظهار داشت: برجام توافق هسته‌ای جمهوری اسلامی، بازه زمانی ۱۰ ساله دارد که می‌تواند تا ۱۵ سال تمدید شود، بنابراین برجام در قالب برنامه تعریف می‌شود که ملزوماتی برای آن دیده شد. نماینده مردم کرج و اشتهارد در مجلس دهم شورای اسلامی ادامه داد: در باید و نبایدهای برجام، بخشی که به ایران مربوط می‌شد ۱۰۰ درصد اجرایی شد اما بخشی که باید از سوی کشورهای گروه ۱+۵ اجرایی می‌شد، با کم و کاست‌هایی عملیاتی شد. وی گفت: بخش‌های نفت و انرژی از سوی غرب اجرا شد اما در حوزه بانک‌ها آمریکا به ایران نارو زد، همچنین در خصوص لغو تمدید تحریم‌های گذشته از جمله قانون ایسا با بدعهدی آمریکایی‌ها مواجه شدیم و خلف وعده کرد. در کنگره نیز ۹۹ نفر از دموکرات‌ها و جمهوری خواه‌ها تمدید این قانون را امضا کردند که حاکی از مخالف با برجام در پشت صحنه است. این نماینده افزود: خلف وعده‌های آمریکا باید برای کشورهای دیگر ۱+۵ باید درس عبرت شود و بدانند اگر می‌خواهند برای اقدامات دیگر با آمریکا همراه و هم مسیر شوند متوجه باشند که واشنگتن غیرقابل اعتماد است. کولیوند تاکید کرد: ایران باید در زمینه برنامه‌های صنعت هسته‌ای از جمله غنی‌سازی، آب سنگین و اورانیوم بر اساس چارچوب‌های تعریف شده در برجام اقدام متقابل داشته باشد برجام به دلیل بدعهدی آمریکایی‌ها، ما را به اهدافمان نرساند. رئیس کمیسیون شوراها و امور داخلی کشور در مجلس شورای اسلامی اظهار داشت: از ۱۰۰ به برجام نمره ۵۰ می‌دهم چرا که ۵۰ درصد به نفع ایران تمام شد اما در نیمی دیگر آن از جمله مسائل مالی با خلف وعده‌ها و ناروهای آمریکا مواجه بودیم. هدی دهقان بذرافشان ]]> سیاست Mon, 16 Jan 2017 05:28:47 GMT http://siasatrooz.ir/vdcdkx0n.yt0jz6a22y.html همه تحریم‌های اقتصادی برداشته شد! http://siasatrooz.ir/vdcepw8o.jh8v7i9bbj.html رئیس ستاد پیگیری برجام گفت: هیچ جا در مبادلات بانکی و مالی خود در بن‌بست نیستیم و برای هر کاری راهی وجود دارد که آن را انجام خواهیم داد ولی قطعاً آن سرعتی که مد نظر داشتیم به وقوع نپیوست. سید عباس عراقچی در سالگرد اجرای برجام در نشست خبری با خبرنگاران اظهار داشت: برجام از زوایای مختلفی قابل بررسی است؛ سیاست داخلی، خارجی، تحریم‌ها و رفع آن، بدعهدی آمریکا، مساله هسته‌ای ایران و غیره. وی افزود: در داخل هر ‌جناحی از دید و منفعت خودشان برجام را نگاه می‌کنند که اتفاقی خوب و نشانه بلوغ سیاسی است. رئیس ستاد پیگیری برجام ادامه داد: در بعد خارجی هم تمامی تصویرهای غلطی که آمریکا ایران را بعنوان کشوری که دنبال سلاح هسته‌ای است معرفی می‌کردند، شکسته شد و تصویر جدیدی از ایران ساخته شد. دیگر چون گذشته نیست که قطعنامه‌های شورای امنیت ما را تهدیدی علیه صلح و امنیت جهانی بخوانند و رفت و آمدهای هیات‌های سیاسی اروپایی و غیره به ایران هم نمود دیگری از موفقیت ما در بعد خارجی در یک سال اخیر است. عراقچی در ادامه گفت: تحریم‌ها در سه حوزه کلیدی که شامل انرژی، حمل و نقل و بانکی و مالی بود، بیشترین فشارها را طی این مدت بر ایران تحمیل کرد و غربی‌ها و شورای امنیت بیشتر بر این سه حوزه، تحریم‌های خود را علیه ما متمرکز کرده بودند. وی با بیان اینکه در حوزه نفت، گاز و انرژی، اوضاع کم و بیش به حالت طبیعی خود درآمده است، گفت: فروش نفت امروز در حد مطلوبی وجود دارد. تقریباً ۲.۵ میلیون بشکه نفت می‌فروشیم، در حالی که پیش از این، زیر یک میلیون بشکه نفت می‌توانستیم بفروشیم. رئیس ستاد پیگیری اجرای برجام ادامه داد: درآمدهای حاصل از نفت امروز قابل وصول است و ما به طور مرتب با وزارت نفت و بانک مرکزی در این خصوص در ارتباط هستیم و می‌دانیم که تمام درآمدهای نفتی به کشور بازگشته که یکی از نشانه‌های آن هم، رشد اقتصادی ۷.۴ درصد است که آقای رئیس‌جمهور هم این مطلب را گفته‌اند. همه قبول دارند که پول نفت وارد اقتصاد ایران شده و این میزان از رشد اقتصادی امروز در کشور به دلیل رشد بزرگ حوزه انرژی است؛ بنابراین ما در حوزه انرژی دیگر مشکلی نداریم و در طی این یک سال یک به یک مشکلات ما در این حوزه مرتفع شده است. عراقچی تصریح کرد: در حوزه حمل و نقل و کشتیرانی که یکی دیگر از حوزه‌های کلیدی در اقتصاد است و حدود ۹۰ درصد کالاهای صادراتی و وارداتی از طریق کشتی صورت می‌گیرد. مشکل اصلی ما در این حوزه، بیمه کشتیرانی بود که حل شد، دسترسی به بنادر خارجی بود که آن نیز مرتفع شد و امروز دیگر در حوزه نفت، گزارشی دال بر وجود مشکل نداریم. وی با بیان اینکه در مشکل هوایی هم مشکل خرید هواپیما از خارج کشور را داشتیم که دیگر چنین مشکلی وجود ندارد، گفت: اولین هواپیمای خارجی به کشور آمد و بقیه هم به مرور وارد خواهند شد و امروز هواپیماهای ما می‌توانند در هر فرودگاهی سوخت‌گیری کنند. معاون وزیر امور خارجه خاطرنشان کرد: در حوزه بانکی و مالی هنوز شرایط بانکی ما به حالت طبیعی برنگشته که علت‌های متعددی دارد و تقریباً هیچ یک از آنها هم به برجام مربوط نیست. تحریم‌های اولیه آمریکا همچنان ادامه دارد که این موضوع از ابتدا هم هیچ ارتباطی با بحث هسته‌ای نداشته و ما هم هیچ‌گاه نگفتیم که برجام تمام تحریم‌ها را رفع می‌کند، چرا که فقط موضوع هسته‌ای مورد مذاکره ما بوده است. عراقچی ادامه داد: سیستم مالی آمریکا به ما اجازه مبادله با دلار و ارز بین‌المللی را نمی‌دهد و مشکلات زیادی را برای ما به وجود آورده است. البته موانع دیگری هم وجود دارد همچون قوانین پولشویی، مقابله با منابع مالی تروریست‌ها و این‌طور مسائل که از آنجایی که بانک‌های ما تحریم بودند، به مرور در حال آشنایی با قوانین بین‌المللی در این حوزه هستند. وی گفت: ما هیچ جا در مبادلات بانکی و مالی خود در بن‌بست نیستیم و برای هر کاری، راهی وجود دارد که ما آن را انجام خواهیم داد ولی قطعاً آن سرعتی که ما مد نظر داشتیم در حوزه بانکی و مالی به وقوع نپیوست. عراقچی در پاسخ به این سوال که در نشست کمیسیون مشترک برجام آمریکایی‌ها به ما تضمینی دادند، چرا ما باید با توجه به سابقه نقض عهد آمریکایی‌ها در همین مسئله برجام به قول آنها اعتماد کنیم؟ اظهار کرد: آمریکایی‌ها قانون آیسا را بخاطر برجام متوقف کردند و وقتی کنگره آن قانون را تمدید کرد، بلافاصله به طور مکتوب توقف آن را اعلام کرده اند و امروز دستور وزیر خارجه آمریکا مبنی بر توقف این قانون هم وجود دارد. لذا آمریکایی‌ها در عمل و نه شفاهی این قانون را متوقف کردند و طبق برجام هم رئیس‌جمهور آمریکا متعهد است که قوانین هسته‌ای کنگره را متوقف کنند. چه اوباما باشد و چه رئیس‌جمهور بعدی و اگر این کار را نکنند نقض فاحش برجام خواهد بود. رئیس ستاد پیگیری اجرای برجام در پاسخ به این سوال که نظرتان در خصوص ادامه و تشدید سیاست‌های خصمانه کنگره و دولت بعدی آمریکا علیه ایران چیست؟، گفت: اگر آنها به اقدامات خصمانه خود ادامه بدهند و این احتمال وجود دارد و اگر اینطور نباشد باید به مسئله برجام شک کرد، همانطور که در اخبار هم دیدیم آقای اوباما وضعیت اضطراری را تمدید کرد و اگر این کار را نمی‌کرد باید به برجام مشکوک می‌شدید و اگر دشمنی‌ها کنار گذاشته می‌شد، باید به وضعیت شک می‌کردید. برجام دلیلی بر دوستی ما با آمریکایی‌ها نبوده و نیست. به گزارش مهر، وی ادامه داد: طرف مقابل که آمریکایی‌ها باشند سیاست خصمانه خود را ادامه می‌دهند، اما برخی در داخل اینطور ادعا می‌کنند که گویی برجام باید همه مشکلات و دشمنی‌های میان ایران و آمریکا را کنار می‌گذاشت که این مسئله اشتباه است و ما در مذاکرات فقط مسئله هسته‌ای را میان خود و آنها مدیریت کردیم. وی در پاسخ به این سوال که برخی از مخالفان در داخل و منتقدین برجام سعی دارند که با سیاست‌های خود و رویکردهایی که در پیش گرفته اند برجام را به نحوی از بین ببرند، در این خصوص نظر شما و وزارت خارجه نسبت به این قبیل اقدامات چیست؟ گفت: در داخل اکثر منتقدین ما صداقت دارند و می‌دانیم که از سر نگرانی این مسائل را مطرح می‌کنند و در برخی موارد هم وارد حوزه‌های سیاست داخلی و رقابت‌های سیاسی می‌شوند که این دیگر از دست ما خارج است و البته نشانگر یک جامعه بانشاط سیاسی است. عراقچی با بیان اینکه از گروه‌های سیاسی خواهش می‌کنم جانب انصاف را رعایت کنند و واقعیت را بگویند، تصریح کرد: آقای اوباما مدعی است که بدون شلیک یک گلوله برنامه هسته‌ای تسلیحاتی ایران را متوقف کرده است و ما هم بارها گفته ایم که اگر آنها این مسئله را دستاورد خود می‌دانند، هیچ ایرادی ندارد چراکه ما اصلا برنامه بمب اتمی نداشته ایم که کسی بخواهد جلوی آن را بگیرد. رئیس ستاد پیگیری اجرای برجام ادامه داد: در برخی رسانه‌ها بعضی موارد بین را طوری جلوه می‌دهند که برداشت سوئی از آن می‌شود؛ به طور مثال جمله‌ای را که آقای اوباما گفته است، بدون قید برنامه تسلیحاتی تیتر می‌کنند و می‌گویند که آمریکا توانسته صنعت هسته‌ای ایران را متوقف کند ولی اینها نمی‌دانند که با این کار خود آن جمله امام(ره) را که می‌گفتند آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند، نقض می‌کنند. معاون وزیر امور خارجه تصریح کرد: مذاکرات هسته‌ای نشان داد که آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند و ‌ای کاش مسئله برجام همچنان یک موضوع علمی باقی می‌ماند و ما در رفتارها و گفتارهای خود ارزش ها، آرمان‌ها و منافع و امنیت ملی را در نظر می‌گرفتیم و برجام را در سطح فروملی و جناحی نگاه نمی‌کردیم. وی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: امروز برنامه هسته‌ای ایران مشروع است و صنعت هسته‌ای ما کار خودش را ادامه می‌دهد، تحقیق و توسعه را داریم، آب سنگین را داریم، رآکتور اراک را در حال بازسازی داریم و مدرنیزه کردن آن در دستور کار قرار دارد و طی ۱۰ الی ۱۵ سال آتی هم با برنامه‌ای که مصوب شورای عالی امنیت ملی است و آن را به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ارسال کردیم، به مرحله غنی‌سازی صنعتی خواهیم رسید. وی ادامه داد: همانگونه که در دوره مذاکرات ما با بدعهدی‌ها و تعلل‌های آمریکایی‌ها و سیاست‌های خصمانه آنها مواجه بودیم و برای همین هم دو سال زمان مذاکرات به طول انجامید، بعد از آن و طی یک سال پس از اجرایی شدن برجام هم با این روند سیاستی آمریکا روبرو بوده‌ایم که البته قابل انتظار هم بود و ما هیچ‌گاه دیدگاه خوشبینانه‌ای به آمریکایی‌ها نداشته‌ایم و آنها هر کاری از دستشان برمی‌آمد، جهت ایجاد فضای منفی و مخرب و دور کردن سرمایه‌گذاران خارجی از ایران، انجام دادند و لذا یکی دیگر از دستاوردهای ما غلبه بر بدعهدی‌های آمریکا بود. عراقچی تصریح کرد: سؤال اینجاست برجام چه کاری را باید انجام می‌داد که نداده است، آنچه که توقع می‌رفت از برجام این بود که موانع و تحریم‌های اقتصادی را که بر سر راه صنعت و اقتصاد ما قرار گرفته بود را بردارد که برداشته شد ولی ممکن است این سؤال مطرح شود که آیا تحریم‌ها همه برداشته شده است که پاسخ ما این است که بله همه تحریم‌ها برداشته شد. به عنوان مثال قرار بود که مانع خرید هواپیما از خارج از کشور را برداریم که این مهم اتفاق افتاد، موانع صادرات نفتی مرتفع شد. رئیس ستاد پیگیری اجرای برجام افزود: در این مسیر غربی‌ها و آمریکایی‌ها نه تنها همکاری کاملی با ما نداشتند بلکه تا توانستند سنگ‌اندازی و مانع‌تراشی کردند، اما ما، آنها را مجبور کردیم که به تعهداتشان بازگردند. وی با بیان اینکه امروز دیگر هیچ نهاد و دستگاهی نیست که به ما گزارشی از موانع در حوزه کاری خودشان داده باشند، گفت: ممکن است این سؤال را برخی مطرح کنند که آیا امروز آثار و برکات برجام، خودش را در اقتصاد ایران نشان داده است یا نه که ما در اینجا می‌گوییم بله اما این موضوع کم و بیش اتفاق افتاده و بسته به همت دستگاه‌های مرتبط در حوزه‌های مختلف دارد. عراقچی در پاسخ به این سؤال که جزئیات مذاکره هیأت ایرانی با هیأت آمریکایی در کمیسیون مشترک برجام چه بود؟ گفت: ما به جز برخی مسائل فنی که مربوط به اجرای برجام بوده باشد، هیچ‌گونه مذاکره‌ای با آمریکایی‌ها نداشته و نخواهیم داشت و برجام یک تعهد بین‌المللی است و نه یک توافق دوجانبه میان ایران و آمریکا. معاون وزیر امور خارجه با بیان اینکه اگر رئیس‌جمهور بعدی آمریکا بخواهد برجام را کنار بگذارد، این تصمیم خود اوست و باید پای آن بایستد، تصریح کرد: عکس‌العمل ایران هم در قبال این مسئله روشن است و اگر بنا به گفته ترامپ، آنها برجام را پاره کنند، ما آن را آتش خواهیم زد و مذاکره جدیدی هم نخواهیم داشت. وی ادامه داد: اجرای سختگیرانه برجام که برخی از منتقدان در آمریکا این سیاست را به ترامپ توصیه می‌کنند مبنی بر اینکه تحریم‌های ایران را بیشتر کند تا ایران خودش از برجام خارج شود، ما مفهومی به این معنا که اجرای سختگیرانه برجام نامیده شود را قائل نیستیم و حتی اجرای با حسن نیت برجام را در متن قرارداد برجام داریم که گفته شده است از هر اقدامی که اجرای موفقیت‌آمیز برجام را دچار خلل کند، طرف‌های درگیر در مذاکرات باید خودداری کنند لذا اگر کاخ سفید بخواهد در این مسیر حرکت کند، برخلاف اجرای برجام خواهد بود. عراقچی خاطرنشان کرد: مذاکرات هسته‌ای ما با آمریکایی‌ها تمام شده اما ممکن است که در حوزه اجرای برجام در سطح فنی مذاکراتی با آنها داشته باشیم ولی مذاکره سیاسی با آنها تمام شده است و نه با دولت فعلی و نه با دولت آینده آمریکا مذاکره‌ای نخواهیم داشت؛ مگر اینکه دستورات دیگری داشته باشیم که البته چشم‌اندازی هم در این خصوص فعلاً وجود ندارد. رئیس ستاد پیگیری اجرای برجام در پاسخ به این سؤال که نظرتان در خصوص اظهارات برخی مسئولان آمریکایی در خصوص برجام که آن را توافقی ناقص و نامطلوب خوانده‌اند، چیست؟ گفت: برخی از جریانات آمریکایی معتقدند که کاخ سفید باید همچنان سیاست غنی‌سازی صفر را در برابر ایران لحاظ کند و این خواسته هیأت مذاکره‌کننده آمریکایی در طول مذاکرات بود که می‌گفتند ایران نباید غنی‌سازی داشته باشد و ما هم گفتیم حتی یک روز هم غنی‌سازی را متوقف نخواهیم کرد و تاریخ خواهد دید که چه کسی پیروز این جنگ اراده‌ها بود. وی گفت: شرایط امروز ما وجهه و جایگاه ایران به نحوی است که دیگر کسی نمی‌تواند بگوید ایران تهدیدی علیه صلح و امنیت جهانی است و کسی نمی‌تواند با ایران که امروز یک بازیگر فعال منطقه‌ای به حساب می‌آید، این قبیل بازی‌ها را علیه ایران پیاده کند. عراقچی در پاسخ به این سؤال که در خصوص قانون آیسا (ISA) یا همان تمدید قانون تحریم‌ها علیه ایران، آیا نقض برجام به حساب می‌آید یا نه و اقدامات ما در این خصوص چه بوده است؟ تصریح کرد: قانون آیسا که معروف به داماتو است، در سال ۱۹۹۶ به بهانه ادعای حمایت ایران از تروریسم، بحث حقوق بشر و تلاش ایران برای دستیابی به سلاح‌های کشتار جمعی مطرح شده بود؛ لذا آمریکایی‌ها معتقد بودند که این قانون ربطی به تحریم‌های هسته‌ای ندارد و یکی از مشکلات اصلی ما هم در طول مذاکرات، متقاعد کردن آنها مبنی بر این بود که از نظر ایران این قانون مرتبط با هسته‌ای است و در برجام نهایتاً این قانون به عنوان یک قانون تحریم هسته‌ای شناخته شد. معاون وزیر امور خارجه با بیان اینکه بقیه اعضای ۱+۵ اعتقادی به اینکه تمدید قانون تحریم‌ها علیه ایران نقض برجام نیست، گفت: به باور آنها، آمریکایی‌ها چون آن قانون را اجرایی نمی‌کنند، این نقض برجام به حساب نمی‌آید ولی همگی معتقدند که در صورت اجرایی شدن این قانون، برجام نقض شده است و ما نیز متعاقب این مسئله، نامه آقای ظریف به خانم موگرینی، تصمیم هیأت عالی نظارت بر اجرای برجام، نامه رئیس‌جمهور به وزارت امور خارجه و سازمان انرژی اتمی و پس از آن، حضور در نشست کمیسیون مشترک برجام را داشتیم که به خواست ایران تشکیل شد و نگرانی‌های ایران در آن جلسه جدی گرفته شد و همه طرف‌ها در آن نشست گفتند که نباید قانون آیسا اجرایی شود. وی ادامه داد: در برجام ما دو نوع نقض داریم؛ یکی نقض برجام و دیگری نقض فاحش برجام؛ لذا هر نقضی منجر به از بین رفتن برجام نمی‌شود و تشخیص اینکه اقدامات طرف مقابل، نقض برجام بوده و یا نقض فاحش و اینکه اقدام متقابل ما نسبت به آن چگونه باید باشد، بر عهده هیأت عالی نظارت بر اجرای برجام و مقامات عالیرتبه کشور است. عراقچی با بیان اینکه طبق راهکارهای مندرج در قرارداد برجام، اگر کشوری از طرف مقابل خود در خصوص اجرایی کردن برجام شکایت داشته باشد، ابتدا دوجانبه وارد بحث می‌شوند، سپس کارگروه فنی تشکیل می‌شود و بعد از آن، کمیسیون مشترک و در مرحله آخر هم شورای امنیت سازمان ملل در نظر گرفته شده است. نکته‌ای که وجود دارد، اینکه اگر کشور شکایت‌کننده از طرف مقابل خود راضی نشود، می‌تواند تعهدات خودش را جزئی یا کلی متوقف کند که این در کشور ما بر عهده هیأت نظارت بر برجام خواهد بود و یا اینکه مسئله را به شورای امنیت ببرد. ولی این را بگویم که ما قرار است به آن شورا برویم، چرا که در آنجا طرف‌های مقابل ما، خودشان قاضی هستند؛ لذا اینکه برخی منتقدان می‌گویند چرا به شورای امنیت نمی‌روید، این مسئله تصمیم مقامات عالی کشور است و ما به آن شورا نخواهیم رفت و از راه‌های دیگری، حقوق خودمان را پیگیری می‌کنیم. معاون وزیر امور خارجه در خصوص علت غیبت خود در برنامه تلویزیونی شب گذشته گفت: از چند شبکه تلویزیونی درخواست حضور خود را داشتیم که ما به یکی از آنها جواب مثبت دادیم و آنها گفتند که شما تنها مهمان برنامه ما هستید و شخص دیگری هم حضور ندارد، اما ظهر روز گذشته تماس گرفتند و گفتند که شرایط عوض شده و گویا قرار است منتقدی هم در کنار ما بنشیند؛ ما این را نپذیرفتیم. وی ادامه داد: در هیچ جای دنیا یک دیپلمات را که برای ارائه گزارش کارش می‌خواهد با مردم صحبت کند را کنار یک منتقد نمی‌نشانند؛ البته ما ابایی از مناظره و صحبت با منتقدین نداریم و در طی این مدت هم جلسات مختلفی را با منتقدین مسئله برجام داشته‌ایم ولی اینکه بخواهند یک سربازی را که از میدان نبرد بازگشته است را کنار منتقدی بنشانند، کار صحیحی نیست و ما آن مسئله را قبول نکردیم. ]]> سیاست Mon, 16 Jan 2017 05:35:41 GMT http://siasatrooz.ir/vdcepw8o.jh8v7i9bbj.html یکسالگی برجام مبارک؟! http://siasatrooz.ir/vdcc0iqo.2bq4x8laa2.html ۳۶۵ روز پیش، وقتی ظریف و موگرینی در کنار هم ایستادند و بیانیه مشترک‌شان حکایت از آغاز «روز اجرای برجام» داشت، خیلی‌ها سر از پا نمی‌شناختند و از «فتح‌الفتوح» بزرگی سخن می‌گفتند که از «فتح خرمشهر» هم بالاتر بود. آن شب در برخی از خیابان‌های تهران و برخی شهرها بساط «بزن و بکوب» به راه بود و برخی از مردم خوشحال از توافق صورت‌گرفته به این می‌اندیشیدند که با رفتن «تحریم‌ها» همه مشکلاتشان به پایان خواهد رسید. آخر پیش از این وعده داده بودند که اگر بخش قابل توجهی از سانتریفیوژها از چرخش بیفتد، چرخ اقتصاد مردم به جای آن می‌چرخد. حتی کار به جایی رسید که گفتند برجام آب و نان مردم را هم جور می‌کند و ریزگردها را هم از بین می‌برد. جالب‌تر آنکه قرار بود برجام بر ازدواج جوانان هم تاثیرگذار باشد. حالا اگر زیر حرف خودشان می‌زنند و وعده‌هایی که داده بودند را به یاد نمی‌آورند و صوت و تصویر سخنان پشت تریبونی خود را نمی‌خواهند بشنوند و ببینند، دیگر اشکال از ما نیست. یادمان نمی‌رود که پارسال و قبل از اینکه عقربه‌های ساعت به ۸ صبح را نشان دهد، رئیس‌جمهور محترم بیانیه داد و گفت «می‌دانم در طول سال‌های تحریم و فشار، بر شما چه گذشته است. اما اکنون که زنجیرهای تحریم از پای اقتصاد ایران گسسته شده و عزت و استقلال کشور نمایان گشته است» فراموش نکرده‌ایم که بعد از ظهر همان روز رییس جمهور در نشستی با خبرنگاران داخلی و خارجی اعلام کرده بود: « از امروز تجار و کارآفرینان ما می توانند از مسیر قانونی و معمول نقل و انتقالات بانکی و فعالیت های تجاری و صادراتی خود را با تسهیلات بیشتر آغاز کنند و بانک های کشور از بانک های جهانی خدمات لازم پولی و بانکی را اخذ کرده و به مردم ارائه خواهند داد... از امروز پول هایی که متعلق به بانک های کشور بود و بواسطه تحریم در خارج مسدود شده بود در اختیار ملت قرار می گیرد.» اسناد آن موجود است که کمتر از یک ماه بعد از روی اجرای برجام رئیس‌جمهور محترم در مراسم تجلیل از مذاکره‌کنندگان گفته بود: «شکسته شدن و ترک برداشتن دیوار تحریم را دو سال پیش اعلام کردم و امروز این ساختمان تحریم و دیوار بی‌اعتمادی در برابر دیدگان جهانیان فروریخت» و اضافه کرده بود که «دلیل موفقیت برجام تنها یک کلمه است و آن این است که دنیا راه تحقیر و تحریم را کنار گذاشته و راه تکریم و تجلیل از ملت ایران را برگزیده است» از ذهن ما همه این حرف‌ها و وعده‌ها پاک نشده است. ما فراموش نکرده‌ایم که برجام طی یک سال گذشته به اعتراف خود مسئولان دولتی به دستاورد «تقریبا هیچ» رسید، از دبه امریکایی‌ها خبر دادند، از نقض عهدها گفتند . از عبور از برخی خط قرمزها سخن به میان آمد. یادمان نمی‌رود که از همان فردای برجام امریکایی‌ها برای تحریم‌های جدید و تمدید تحریم‌های قبلی برنامه ریختند. یادمان هست که رئیس جمهور محترم در ۲۰ فروردین ۹۴ با جدیت گفته بود «هیچ توافقی را امضاء نخواهیم کرد مگر آنکه در اولین روز اجرای توافق تحریم‌های اقتصادی لغو شود» حالا از آن روزی که دولتی‌ها فکر می‌کردند قرار است از همان روز همه تحریم‌ها لغو شود یک سال می‌گذرد. و حالا اگر کسی خواستار عملیاتی شدن وعده‌ها باشد، او را به باغ «گلابی» حواله می‌دهند به «کودک» تشبیه می‌کنند. حالا کار به جایی رسیده که وقتی یک هواپیمای اجاره‌ای روی باند فرودگاه مهرآباد می‌نشیند، وزیر دولت سر از پا نمی‌شناسد و آنچنان غرق شعف می‌شود که هر آن تصور می‌کنی اختیار از کف بدهد. و این جز «مایه شرمساری» نیست که بیش از سه سال از عمر دولت صرف اثبات دشمنی امریکا شد و برجام تنها مایه عبرت برای آنهایی شد که فکر می‌کردند، با دشمن می‌شود از در صلح و مذاکره و معامله وارد شد. حالا برجامی که قرار بود برد- برد باشد و بعد گفتند که ما با اختلاف یک گل (۳ بر ۲) برنده شده‌ایم، دارد کم‌کم رو می‌شود. حالا سوراخ‌های متعدد و حفره‌های عمیق آن توافق از سر سرعت و عجله دارد رخ می‌نمایاند و جالب‌تر آنکه وقتی «نقض برجام» هم صورت می‌گیرد خبری از واکنش جدی نیست و در حد یک کری‌خوانی دولتی قضیه فیصله می‌یابد. حالا باید در مقابل نقض «عهد»ی که مکتوب شده بود به قول و قرار «شفاهی» دل خوش کنیم و در خوف و رجا بمانیم که مبادا دولت بعدی امریکا زیر همین توافق نیم‌بند بزند. حالا و بعد از یک سال کلی سند تفاهم و همکاری و تعامل با هیئت‌های چندده نفره خارجی امضا شده و اما از آن حجم کاغذهای سیاه شده، چیز دندان‌گیری بیرون نیامده که هم روی دولت را در نزد مردم «سفید» کند و هم به جبران چوبی که لای چرخ سانتریفیوژها کردند، چرخ زندگی مردم را بچرخاند. اینجا همه چیز مثل همان توافق برجام فقط روی کاغذ است. از نرخ تورم گرفته تا اشتغال برای جوانان و هزار وعده‌ای که یکی وفا نکند. حالا در آن خیابان‌هایی که پارسال پر از صدای شادی مردم بود، اتفاق خاصی رخ نمی‌دهد. همه چیز مثل روز قبل از ۲۷ دی ۹۴ است. حالا برای دولتی‌ها هم نفسی نمانده است که بیایند و هوای داخل ریه‌های‌شان را بیرون بدهند و بر شمع کیک تولد یکسالگی برجام بدمند. ]]> مهدي رجبي سیاست Mon, 16 Jan 2017 05:23:16 GMT http://siasatrooz.ir/vdcc0iqo.2bq4x8laa2.html خواب زمستانی! http://siasatrooz.ir/vdcevz8o.jh8voi9bbj.html «آیت‌ا...هاشمی، ما هیچ کدام از تهمت‌ها، توهین‌ها و دروغ‌هایی را که از ۸۸ به بعد به تو و خانواده‌ات نسبت داده شد باور نداریم و همچنان تو را سرباز وفادار انقلاب و نظام می‌دانیم.» این بخشی از «دل‌نوشته» یکی از فعالین اصلاح‌طلب و حامی روحانی در سال‌های اخیر است. کسی که طی سال‌های اخیر و به ویژه پس از فتنه ۸۸ سعی کرد به عنوان یک وکیل درجه یک از همه اقدامات و رفتارها و گفتارهای مرحوم هاشمی‌رفسنجانی دفاع کند. البته این موضع این روزهای بخشی از نخبگان و هواداران اصلاحات است که در فراق هاشمی خود را عزادار جلوه می‌دهند. نکته جالب در این یادداشت و در همین بخشی که به آن اشاره شد، قید زمانی است که نگارنده برای خود لحاظ کرده است. «از ۸۸ به بعد» یعنی درست از روزهایی که یک فتنه سازمان‌یافته در ایران در حال شکل‌گیری بود و متاسفانه آقای هاشمی که خود را «دوست، همراه، و هم‌سنگر دیروز، امروز و فردای» رهبری می‌دانست، در اوج روزهای پیش از انتخابات نامه‌ای بدون «سلام» برای مقام معظم رهبری نوشت که اتفاقا پیش از آنکه نامه به دست مخاطب اصلی برسد، در فضای رسانه‌ای انتشار یافت. در روز انتخابات هم کسی فراموش نمی‌کند که همسر آقای هاشمی پس از انداختن رای خود به صندوق جماران گفت: «اگر موسوی رای نیاورد بریزید تو خیابونا» اما پس از آنکه آتش فتنه خیابان‌های تهران را در برگرفت، گروهی از مسئولان کشور سعی در برگزاری جلساتی با برخی از کاندیداهای شکست‌خورده و البته شخص آقای هاشمی داشتند. در جلسه‌ای که یکشنبه ۳۱ خرداد ۸۸ با آقای هاشمی برگزار شد، وی نسبت به مواضع رهبری در نماز جمعه (۲۹ خرداد) ابراز خرسندی کرد و از مواضع رهبری خوشحال بود. در همان جلسه قرار بر این شد که شخص آقای هاشمی بیانیه‌ای تنظیم کند تا کمی از التهاب بخوابد. اما آن روز هیچ‌گاه فرا نرسید و همان کسانی که با آقای هاشمی جلسه داشتند متوجه شدند که خانواده ایشان اجازه انتشار آن بیانیه را ندادند. حالا سوال اینجاست اگر آقای هاشمی در بزنگاهی که نباید «سکوت» می‌کرد، با انتشار بیانیه‌ای همه را دعوت به آرامش و تبعیت از قانون و دفاع از نظام می‌کرد، آیا حوادث پس از آن شکل می‌گرفت؟ آیا اصلا کار به اتفاقات روز قدس یا عاشورا کشیده می‌شد؟ آیا اصلا ۹ دی برگزار می‌شد؟ آیا اصلا کار به ۲۵ بهمن ۸۹ می‌کشید و ماجرای حصر سران فتنه و ممنوع‌التصویری یکی از مسئولان سابق کشیده می‌شد؟ آیا آن بیانیه جامانده بر روی میز آقای هاشمی نمی‌توانست آبی بر آتش فتنه‌ای باشد که دشمنان بیرونی و درونی انقلاب برای دمیدن بر آن سنگ تمام گذاشته بودند؟ درخصوص برخی از منسوبان و فرزندان آقای هاشمی هم تکلیف مشخص است. حال آنکه اگر برخی‌ها حالا نمی‌خواهند «باور» کنند، مقصر خودشان هستند که آنچنان خود را به خواب زده‌اند که گویی مرده‌اند. کافی است مروری بر اظهارات خودشان و همفکران‌شان در سال‌های پیش از ۸۸ بیندازند، آن‌وقت تکلیف روی «سیاه» و «زغال» کاملا مشخص می‌شود. اما شاید بد نباشد به این بپردازیم که آنها که براساس یک تقسیم‌بندی زمانی «هیچ‌کدام از تهمت‌ها، توهین‌ها و دروغ‌هایی را که از ۸۸ به بعد» (به زعم آنها) نسبت داده شد را باور ندارند، درخصوص یکی و دو دهه قبل از ۸۸ چه نظری دارند؟ آنها که امروز خود را به خواب زده‌اند و زیر علم مرحوم هاشمی سینه می‌زنند و اشک می‌ریزند و این شخصیت دوران نهضت اسلامی را با شهید بهشتی مقایسه می‌کنند، آیا می‌توانند درخصوص دوران سازندگی و اصلاحات هم نظری بدهند و بگویند آن «تهمت‌ها، توهین‌ها و دروغ‌ها» را با چه شاقولی اندازه گرفته بودند که بر آن مصر بودند و برعلیه آقای هاشمی به کار می‌بردند؟! شاید آقایان یادشان رفته باشد، اما ما برای آنکه زحمت آنها و دوستان و همفکرانشان زیاد نشود، به برخی از آنها می‌پردازیم تا مشخص شود آنها که امروز سوگوار نبود هاشمی هستند، چگونه و در چه مقاطعی عزادار حضور هاشمی بودند. نفوذ، فساد و حمله به مقدسات یکی از نمایندگان مجلس فعلی که اتفاقا طی سال‌های اخیر به شکلی عجیب جزو حامیان و هواداران آقای هاشمی محسوب می‌شد، در دورانی جزو منتقدان و مخالفان وی بود. یادمان نمی‌رود که همین شخص حدود ۱۶ سال پیش درباره آقای هاشمی گفته بود: «به عقیده من در دوره سازندگی آزادی‌بیان به اندازه کافی وجود نداشت و در نتیجه بسیاری از تخلفات مکتوم می‌ماند مثل قتل‌های سیاسی که بعدها معلوم شد کسی از آن خبر نداشت. اگر مطبوعات تا حدی آزاد بودند اینها برملا می‌شد و افرادی که این کارها را می‌کردند یک ترسی داشتند. ... یا مثلا ورود و دخالت اقوام رئیس‌جمهور در تمام شئون سیاسی و اقتصادی واقعا درست نبود. اینکه اینها بیایند در اکثر مراکز حساس اقتصادی مسلط شوند، این چه دلیل موجهی دارد؟ مثلا در وزارت نفت آنجایی که باید معاملات مهم انجام شود حتما باید از نزدیکان ایشان باشد.» یا در بخش دیگری گفته بود: «اینکه پسرشان رئیس دفترشان باشد، ولی حالا حتما باید "کیش" هم دست اینها باشد، وزارت نفت هم زیر نفوذ اینها باشد، فلان کارخانه خودروسازی هم مال اینها باشد و انحصار صادرات فلان محصول در اختیارشان باشد؟ اینها هم توجیه امنیتی دارد؟» این نماینده فعلی مجلس به همین میزان هم بسنده نکرد و به نوعی باز شدن باب حمله به مقدسات را نیز از خانواده هاشمی و نقش‌آفرینی‌های دختر او می‌دانست: «خب، وقتی یک خانواده‌ای اینقدر دست‌شان در امور اقتصادی و قدرت سیاسی باز باشد، کم‌کم جسارت پیدا می‌کنند و متعرض امور مقدس هم می‌شوند. مثلا دختر ایشان به چه مجوزی باید آزاد باشد که احکام اسلام را به راحتی زیر سوال ببرد؟... اصلا باب حمله به مقدسات از آن موقع باز شد و اینها فسادهایی بود که از آن وقت جان گرفت و در جامعه گسترش پیدا کرد.» حالا چه می‌شود که این سخنان فراموش می‌شود مشخص نیست؟! عالیجناب سرخپوش و اعتدال این عنوان آنقدر شفاف هست که نیازی نباشد به آن به شکل ویژه‌ای بپردازیم. روزهایی که دولت اصلاحات بر سر کار بود با مجوز وزارت فرهنگ همان دولت کتابی به قلم اکبر گنجی منتشر شد که در «تهمت‌ها، توهین‌ها و دروغ‌ها» به آقای هاشمی سنگ تمام گذاشت. از اتهام به ماجرای ادامه جنگ گرفته تا قتل‌های زنجیره‌ای را چه کسانی در قالب مقاله به هاشمی اتهام زدند؟ این یک تکه را اگر بخوانید، شاید دیگر نیازی به خواندن باقی کتاب نباشد: «آیا عالی‌جناب سرخ‌پوش، با رفتارهایی که تاکنون داشته، مصداق اعتدال است یا اعتدال‌گراست؟ آیا زبان «تحقیرگر» و «دشمن‌خوان» هاشمی‌رفسنجانی از اعتدال حکایت دارد؟ آیا وقتی هاشمی‌رفسنجانی کابینة خود را غیرسیاسی معرفی کرد و افزود که خود به جای بقیه به‌قدر کافی سیاسی است، از اعتدال خبر می‌داد یا اعتدال را بنا می‌نهاد؟ آیا قتل بیش از هشتاد نفر از روشنفکران و دگرباشان در مدت صدارت هاشمی نشانة اعتدال است؟ آیا مستثنا کردن هاشمی از قانون انتخابات و قبول آن از طرف هاشمی نشانگر اعتدال است؟ آیا استفادة‌ هاشمی از تریبون نماز جمعه و صداوسیما برای انتخابات اعتدال را به نمایش می‌گذارد؟» شاید لازم باشد بدانید که این کتاب پیش از انتشار به صورت سریالی در روزنامه «صبح امروز» متعلق به سعید حجاریان چاپ می‌شد. حالا جماعتی که در آن روزها در مقابل وقاحت اکبر گنجی خفقان سیاسی گرفته بودند، به یکباره در نقش وکیل‌مدافع ظاهر می‌شوند. خنده‌دار نیست؟! عامل فساد و همه گرفتاری‌های کشور اینها اظهارات برخی از افرادی است که در دوران دوم خردادی‌ها برای هاشمی کم نگذاشتند و تا توانستند بر گذشته و حال و آینده آن زمان هاشمی کوبیدند: «هاشمی باید نسبت به شرایط فرهنگی، آموزش عالی، فساد اداری، فسادهای مالی شدید، خصوصاً وضعیت فراوان اطلاعات و دیگر مسایل در دوره ریاست جمهوری خویش پاسخگو باشد». (عباس عبدی، عضو شورای مرکزی حزب مشارکت - روزنامه پیام آزادی، ۳۰ آذر ۷۸) «آقای هاشمی یک راهی باز گذاشتند که همه اینها وارد شوند و اسم آن را گذاشته بودند خودکفایی و افتخار هم می‌کردند. مثلاً وزیر سابق اطلاعات می‌گفت که ما اصلاً از دولت بودجه‌ای نمی‌خواهیم. خوب بودجه نخواستید، نتیجه‌اش این وضعی است که فساد صدر و ذیل یک سیستم را ممکن است پاره پاره کند». (یکی از اعضای حزب مشارکت - روزنامه بیان، ۱ دی ۷۸) «در دوران هاشمی، کسانی تحت پیگرد قانونی قرار گرفتند. حال چه از نظر سیاسی، چه از نظر اقتصادی که مخالف ایشان بودند و هیچ‌کس از منسوبین ایشان مورد پیگرد قرار نگرفتند و اگر هم گرفتند، بعد از دوران ریاست جمهوری ایشان بود». (عباس عبدی، عضو شورای مرکزی حزب مشارکت) «هاشمی کسی نیست که به این سادگی حیات سیاسی‌اش را از دست بدهد. هاشمی عامل تمامی گرفتاری‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور است. هاشمی یک فاجعه است». (مجتبی بدیعی، عضو شورای مرکزی حزب مشارکت - روزنامه بیان، ۱۵ دی ۷۸) انتخابات مجلس ششم و ماجرای تحصن بعد از همه این تخریب‌ها انتخابات ششمین دوره مجلس شورای اسلامی برگزار می‌شود و در کمال تعجب آقای هاشمی‌رفسنجانی نهایتاً در جایگاه سی‌ام به مجلس ششم راه یافت که البته ۶ خرداد ۷۹ از نمایندگی انصراف داد. «در انتخابات‌های گذشته معمولا ۶۰ تا ۷۰ درصد آرا را داشتم. جز یک مورد که خیلی بالاتر بود. دلیلی نمی‌بینم مردم از رای خود برگشته باشند.» جمله پایانی حکایت از برخی دست‌اندازی‌ها در ستاد انتخابات کشورِ وزارت کشورِ دولت اصلاحات داشت. البته چندی بعد آقای هاشمی و دخترشان هم بر «تخلف» در آن انتخابات تاکید داشتند؟ راستی آن زمان رئیس ستاد انتخابات کشور تاجزاده بود یا دانشجو؟! ۱۲ بهمن ۸۲، ۱۳۰ نفر از نمایندگان مجلس ششم به بهانه رد صلاحیت، پس از تحصن استعفا کردند که با بی‌تفاوتی مردم و البته جنجال‌آفرینی زیاد برخی اصلاح‌طلبان همراه بود. واکنش هاشمی به آن تحصن مضحک چه بود؟ او پس از برگزاری انتخابات هفتم مجلس شورای اسلامی گفت: «استعفا و قهر مجلس ششمی‌ها باعث شد دوستان آنها در جامعه با انتخابات قهر کنند. این باعث شد سطح حضور مردم کمتر شود. با وضعی که خارجی‌ها و بعضی از داخلی‌ها به وجود آورده بودند که می‌خواستند با وارد کردن شوک صندوق‌ها را خلوت کنند اما ناموفق بودند. مردم هوشیاری کردند. نسبتا خوب آمدند و بیش از ۵۰ درصد در انتخابات شرکت کردند. اینها (مجلس هفتمی‌ها) که الان به مجلس می‌آیند، منتخبین مردم هستند که رای دادند و رای اکثریت را هم دارند.» به همه این توهین‌ها اتهامات می‌شود مواردی نظیر «عامل فقر و بدبختی مردم» دانستن او، یا خوشحالی از پایان ریاست جمهوری او در سال ۷۶ و نه به کاندیدای مورد حمایت او (ناطق‌نوری)، یا اتهام حذف نیروهای صدر انقلاب و... را اضافه کنید تا مشخص شود آنها که در روز تشییع او و حتی قبل‌تر در نماز جمعه معروف سال ۸۸ بی‌وضو و باکفش به او اقتدا کردند یا در سال ۸۴ به او رای دادند، تنها به دنبال یک هدف بودند: «سوء‌استفاده» حالا هم اگر هاشمی نیست و پیکر بی‌جان او در کنار حضرت امام(ره) آرمیده، می‌خواهند از دوران بدون او و با استفاده از نام او به مقاصد خود برسند، وگرنه هاشمی نه برای آنها محبوب بود و نه موجه. «خناسان» فقط می‌خواستند از او به عنوان ابزاری برای مقاصد شوم خود استفاده کنند و حالا هم از درگذشت او برای صندوق رای‌ خود و البته تهمت، توهین و دروغ به نظام بهره می‌برند. برای بیداری آنها تلاش نکنید که فایده‌ای ندارد.ایمان شریعتی ]]> سیاست Sat, 14 Jan 2017 19:07:45 GMT http://siasatrooz.ir/vdcevz8o.jh8voi9bbj.html ۱۲ خطبه مهم آیت‌الله خامنه‌ای در نماز جمعه http://siasatrooz.ir/vdchzznw.23n6wdftt2.html ۳۷ سال از انتصاب آیت‌الله خامنه‌ای به امامت جمعه تهران توسط امام خمینی (ره) می‌گذرد. ایشان در این سال‌ها، مجموعا حدود ۲۴۰ بار در نمازهای جمعه حضور یافته‌اند. آیت‌الله طالقانی و آیت‌الله منتظری به سمت امامت جمعه تهران منصوب شده بودند و تهران شاهد برگزاری اولین نمازهای جمعه بود که به ناگاه، آیت‌الله طالقانی دار فانی را وداع گفت و آیت‌الله منتظری هم به دلیل نقل مکان به قم، از امامت جمعه تهران استعفا داده و به امام(ره) نیز اعلام کرده بود که آیت‌الله خامنه‌ای را برای امامت جمعه بسیار از خود مناسب‌تر می‌داند. شرایط نماز جمعه نوپای پایتخت طوری شده بود که حتما باید خطیبی توانمند در این جایگاه قرار می‌گرفت تا این گردهمایی عبادی - سیاسی تداوم یافته و کم‌کم در بین مردم جا بیفتد. بر همین اساس بود که امام خمینی (ره) رهبر کبیر انقلاب اسلامی، طی حکمی سید علی خامنه‌ای که آن روزها روحانی میان سال و خطیبی خوش بیان بود را در ۲۴ دی ماه سال ۱۳۵۸ به عنوان سومین امام جمعه تهران منصوب کردند. آیت‌الله خامنه‌ای از ۲۴ دی ماه سال ۵۸ تاکنون، مجموعاً حدود ۲۴۰ مرتبه نماز جمعه‌های تهران را اقامه کرده‌اند و از این حیث، با سابقه‌ترین امام جمعه پایتخت می‌باشند. در حال حاضر به غیر از رهبر معظم انقلاب که با حکم امام خمینی(ره)، امام جمعه اصلی تهران هستند، آیت‌الله احمد جنتی، آیت الله امامی کاشانی، آیت‌الله موحدی کرمانی، آیت‌الله سید احمد خاتمی و آیت‌الله کاظم صدیقی نیز با حکم رهبر معظم انقلاب به عنوان امام جمعه موقت منصوب شده‌اند تا خطیب نمازجمعه‌های تهران باشند. همزمان با سی و هفتمین سالروز انتصاب امام خامنه‌ای به سمت امامت جمعه تهران از سوی امام راحل، نگاهی خواهیم داشت به تاریخچه حضور ایشان در نمازهای جمعه و مهمترین خطبه‌های ایشان در این دوره پر فراز و نشیب. ۲۴ دی ماه سال ۵۸؛ انتصاب "آیت‌الله خامنه‌ای" طلبه جوان و خوش بیانی که آن روزها تقریبا همه او را به واسطه سخنرانی‌ها و همراهی‌هایش با امام راحل می‌شناختند، به سمت امامت جمعه تهران منصوب شده بود. او به‌طور همزمان سرپرست مسئولیت مرکز اسناد و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (۳ آذر ۵۸) و معاونت امور انقلاب وزارت دفاع (تیر ماه سال ۵۸) را نیز عهده دار بود. بسم الله الرحمن الرحیم ‏ ‏‏خدمت جناب مستطاب سیدالاعلام و حجت الاسلام آقای حاج سید علی خامنه ای‏‎ - دامت افاضاته‏ ‏‏چون حضور جناب مستطاب حجت الاسلام و المسلمین آقای منتظری دامت‏‎ ‎‏افاضاته در حوزۀ مقدسۀ قم لازم بود و ایشان انصراف خودشان را از امامت جمعۀ‏‎ ‎‏تهران اعلام نمودند، جنابعالی که بحمدالله به حُسن سابقه موصوف و در علم و عمل‏‎ ‎‏شایسته هستید به امامت جمعۀ تهران منصوب می‌باشید. از خداوند متعال، توفیق‏‎ ‎‏جنابعالی را در ارشاد و هدایت مردم خواستارم. والسلام علیکم و رحمة الله .‏ ‏‏۲۵ صفر ۱۴۰۰ / ۲۴ دی‌ماه ۵۸‏ ‏‏روح الله الموسوی الخمینی ۲۸ دی ۵۸، اولین خطبه آیت‌الله خامنه‌ای چند روز بعد در اولین جمعه پیش رو‌ یعنی ۲۸ دی ماه سال ۵۸ به عنوان امام جمعه، در نماز جمعه تهران حضور یافته و به ایراد سخنرانی پرداختند. در بخش‌هایی از این سخنرانی، ایشان اینگونه از امام بابت این انتصاب قدردانی کردند: سپاس از امام امت، از اینکه سخنگوی این جمعیت عظیم را و امام جماعت این جمع را آن کسی قرار داده است که به ضعف و عجز خود معترف است. اللّهم إنّ هذا مقام اولیائک و احبّائک، این مسند اولیای بزرگ خداست، این مسند صالحان و شایستگان است. در جمع خودِ ما این مسند عالم بزرگ و راحل عظیمی است که ملت ایران هنوز داغ فقدان او را در دل می‌پروراند، این مسند مرحوم آیت‌اللَّه طالقانی است. ۲۴ اسفند ۶۳ و انفجار در نماز جمعه تهران ماجرای انفجار بمب در خطبه‌های نماز جمعه تهران در سال ۶۳، یکی از مهمترین خبرهای سال‌های میانی جنگ بود. صدام حسین دیکتاتور معدوم رژیم بعث عراق دستور بمباران شهرها را صادر کرده بود و تهران و مراکز استان‌های مهم کشور درگیر "جنگ شهرها" بودند. پایتخت در تیررس موشک‌های ارتش بعث و همچنین حملات جنگنده‌های عراقی قرار داشت و از این حیث، تهران دچار التهابات زیادی بود. از سوی دیگر، منافقین که سابقه همراهی با صدام را داشتند نیز بیکار ننشسته بودند و با انجام ترورها و ایجاد ناامنی‌های بسیار گسترده، درصدد ایجاد تزلزل در صفوف مردم و مسئولان بودند و بر همین مبنا، یک بمب در ساعت ۱۲ و ۲۹ دقیقه ظهر روز ۲۴ اسفند سال ۱۳۶۳ در نماز جمعه تهران و در حین سخنرانی خطیب جمعه که آیت‌الله خامنه‌ای بود، منفجر می‌شود. آیت‌الله خامنه‌ای در حال سخن گفتن از ریشه‌های اختلاف در نهضت ملی شدن صنعت نفت بودند که ناگهان بمب منفجر می‌شود. در جریان این انفجار، ۱۴ نفر به شهادت رسیده و ۸۸ نفر هم مجروح شدند. چند روز بعد از این واقعه، امام راحل پیامی به مناسبت عید نوروز منتشر و در پیام‌شان به ماجرای انفجار در نماز جمعه اینگونه اشاره می‌کنند: «قصه‌ی روز جمعه را که آن‌طور باشکوه، با نورانیت، با استقامت گذشت. آن‌طور مردم با طمأنینه ... مخصوصاً نگاه می‌کردم ببینم در بین مردم چه وضعی هست؛ ندیدم حتی یک نفر را که یک تزلزلی درش پیدا باشد و آن وقت امام جمعه آن‌طور با آن طنین قوی صحبت کرد، مردم آن‌طور گوش کردند، آن‌طور فریاد زدند که ما برای شهادت آمدیم... با یک همچو ملتی کسی نمی‌تواند مقابله کند. ملتی که این‌طور است؛ آن روزی که اعلام می‌کنند که می‌خواهیم بمباران کنیم نماز جمعه را، بیایند و بیشتر بیایند، حتی آن‌هایی که نمی‌آمدند برای نماز، (از) قراری که برای من نقل کرده‌اند، آن‌هایی که برای نماز جمعه هم نمی‌آمدند، هفته‌های دیگر، این هفته آمده‌اند.» مشهورترین خطبه‌های نماز جمعه آیت‌الله خامنه‌ای ۱ - موضوع: بنی‌صدر (۲۹ خرداد سال ۱۳۶۰) «برادران! همان‌‌طور که گفتم، آقای بنی‌صدر شخصاً طرف نیست، یک جریان طرف است. امروز این جریان در این چهره ظاهر شده است، قبلاً در چهره‌های دیگری ظاهر شده بود، روز دیگر ممکن است در چهره‌های دیگری ظاهر شود. هوشیار باشید. جریان نفاق، یعنی کفر پنهانی و زیر پرده را بشناسید؛ این حرف مال امروز نیست، این حرف مال زمانی که گویندگان و رهبر عظیم‌الشّأن ما در میان ما است نیست؛ این جریان مال تاریخ انقلاب ما است.‌ای نسل‌های جوان،‌ای نوجوان‌های امروز و مسئولان فردا،‌ای نسل‌هایی که هنوز نیامدید یا کودک هستید! بدانید این انقلاب از ناحیه‌ی منافقان از همه بیشتر ضربت می‌بیند، حواستان را جمع کنید. خطّ درست در انقلاب اسلامی خطّ نه شرقی و نه غربی است، خطّ پابندی به اسلام فقاهت است، خطّ پابندی به حضور واقعی مردم در صحنه است، خطّ راست‌گویی و صدق و صفای با مردم است؛ نه اینکه به مردم بگویند ما حرف‌ها را به شما می‌زنیم امّا دروغ بگویند و به مردم حرف دروغ بزنند؛ نه اینکه بگویند ما طرف‌دار اسلامیم امّا در عمل تیشه را بردارند به ریشه‌ی اسلام بزنند؛ نه اینکه بگویند ما با شرق و غرب مخالفیم امّا در عمل ساز سیاست‌های خارجی را بنوازند.» ۲ - موضوع: گروهک‌های ضدانقلاب (۵ تیر سال ۱۳۶۰) من خطاب اولم به سران این گروهک‌هاست، مخصوصاً سران منافقین که نام مجاهدین را بر روی خود نهاده‌اند. من این سران را می‌شناسم، سوابق آنها را می‌دانم، ضعف‌ها و خصلت‌های روانی آنها را از نزدیک لمس کردم... شما می‌گفتید ما یک گروه مترقی و انقلابی هستیم و با این شعار با چیزی که اسمش را ارتجاع می‌گذارید می‌جنگیدید. من از شما سؤال می‌کنم، آیا گروه‌های انقلابی مسلمان و غیر مسلمان ادعای انقلابیگری را از شما باور می‌کنند در حالی که شما با جناح و جریان گرایش‌دار به غرب و وابسته‌ی به غرب این همه لاف دوستی و محبت می‌زنید؟ با توده‌های انقلابی مردم در می‌افتید، با جوان‌های انقلابی‌ای که در مرزها جانشان را دارند در راه خدا می‌دهند در می‌افتید، به حساب و به نفع جریان متمایل به غرب اسم خودتان را می‌گذارید انقلابی؟ از شما کسی باور نخواهد کرد. ۳ - موضوع: پرچم آمریکا و شوروی نمی‌تواند نفتکش‌های کویتی را نجات دهد(۲۲ خرداد سال ۱۳۶۶) اگر کشتی‌های ما در خلیج‌فارس به وسیله رژیم عراق هدف قرار نگیرد امنیت کامل تامین خواهد شد، به هیچ کشتی دیگری حمله نخواهد شد. یعنی توجه کنند که راه امنیت این است؛ اما اگر بخواهند عراق را دستش را باز بگذارند که هر کاری و شیطنت و شرارتی که می‌خواهد انجام دهد و کشوری مثل کویت هم مثلا فضایش را، بندرش را، آبراهش را و امکاناتش را در اختیار عراق بگذارد که عراق از این آبراه، موشک برای خودش ببرد، از آن فضا هواپیما به داخل خلیج‌فارس بفرستد و از آن راه و جاده، امکانات برای ادامه جنگ ببرد و در حقیقت در کنار و پشت سر عراق بایستند و در عین حال نفت عراق را هم از منطقه بی‌طرف صادر کنند و آزادانه کشتی‌شان رفت و آمد کند، چنین چیزی ممکن نیست. امنیت در خلیج‌فارس تفکیک پذیر نیست اگر برای ما ناامن است برای دیگران هم نا امن خواهد بود. اگر بنا شد ناامنی وجود داشته باشد و کشتی‌های نفتکش کویتی در درجه اول به خاطر اینکه در کنار عراق قرار دارند راه امن نداشته باشند، این را آمریکا هم بداند شوروی هم بداند، پرچم آمریکا و شوروی نخواهد توانست نفتکش کویتی را از ناامنی‌ای که دچار آن است نجات دهد. ۴ - اولین خطبه در جایگاه رهبری (۲۳ تیر ماه سال ۱۳۶۸) «...چهل روز از فقدان عظیم و مصیبت‌بار امام بزرگوارمان می‌گذرد و این اولین جمعه‌ای است که من در فقدان آن عزیز به نماز جمعه می‌آیم...» «... ما در اداره‌ی داخلی کشور و در ارتباطات خارجی، از اصول انقلابی و اسلامی پیروی خواهیم کرد و دقیقاً همان راهی را که امام(ره) می‌پیمود، طی خواهیم کرد...» ۵ - موضوع: پیروزی در جنگ تحمیلی (۵ مهر سال ۱۳۷۰) بعد از هشت سال جنگ، لازم نیست ما قسم و آیه بخوریم که در جنگ پیروز شده‌ایم. پیروزی در جنگ مگر چیست؟ اگر دشمنی با آن حجم قدرت و با آن عظمت مادّی به یک ملت حمله کند، هشت سال هم علیه او مبارزه کند، اما بعد از هشت سال همه چیز مثل روز اول باشد؛ نه یک قدم از سرزمین این ملت دست دیگری باشد، نه این ملت کوچکترین تحمیلی را از دشمن قبول کرده باشد، آیا این پیروزی این ملت نیست؟ ۶ - موضوع: قتل‌های زنجیره‌ای (۱۸ دی سال ۱۳۷۷) یک گروه داخلی که جزو وزارت اطّلاعات هم باشند، هرچه هم حالا فرض کنید که متعصّب باشند و بنای این کار را داشته باشند، در سطوحی از وزارت اطّلاعات که اهل تحلیلند، امکان ندارد دست به چنین قتل‌هایی بزنند. این افرادی که کشته شدند، بعضی‌ها را ما از نزدیک می‌شناختیم. اینها کسانی نبودند که یک نظام، اگر بخواهد اهل این حرف‌ها باشد، سراغ اینها برود. اگر نظام جمهوری اسلامی اهل دشمن‌کُشی است، دشمنان خودش را می‌کُشد؛ چرا سراغ فروهر و عیالش برود؟ مرحوم فروهر، قبل از انقلاب دوست ما بود؛ اوّلِ انقلاب همکار ما بود؛ بعد از پدید آمدن این فتنه‌های سال ۶۰، دشمن ما شد؛ اما دشمن بی‌خطر و بی‌ضرر. بینی و بین‌اللَّه، فروهر و همسرش - این دو مرحوم - دشمنان ما بودند؛ اما دشمنان بی‌ضرر و بی‌خطر. ۷ - موضوع: ریزش‌ها و رویش‌ها (۲۶ آذر سال ۱۳۷۸) همه انقلاب‌ها، همه فکرها، همه جریان‌های گوناگون اجتماعی، هم ریزش دارند، هم رویش دارند؛ ریزش در کنار رویش. شما به صدر اسلام نگاه کنید، ببینید آن کسانی که در دوران غربت اسلام و غربت علی، از امیرالمؤمنین دفاع کردند، چه کسانی بودند؟ اینها سابقه‌داران اسلام نبودند. سابقه‌داران اسلام، جناب طلحه و جناب زبیر و جناب سعد بن‌ ابی وقّاص و امثال اینها بودند. بعضی از اینها علی را تنها گذاشتند؛ بعضی از اینها در مقابل علی ایستادند. اینها ریزش‌ها بودند. اما رویش کدام است؟ رویش، عبداللَّه‌ بن‌ عبّاس است؛ محمّد بن‌ ابی‌بکر است؛ مالک اشتر است؛ میثم تمّار است. اینها رویش‌های جدیدند. ۸ - موضوع: ۱۱ سپتامبر و خاورمیانه جدید برای محاصره ایران (۲۳ شهریور سال ۱۳۸۶) آمریکائی‌ها قضیه‌ی ۲۰ شهریور، یعنی همان ۱۱ سپتامبرِ چهار پنج سال قبل را بهانه‌ای قرار دادند برای اینکه مطامع خودشان را در خاورمیانه پیش ببرند. هدف اصلی آن‌ها هم این بود که بتوانند خاورمیانه‌ای درست کنند بر محور منافع اسرائیل؛ به تعبیری که آن روز ما می‌کردیم، خاورمیانه‌ای با پایتختی اسرائیل؛ این‌طور چیزی مورد نظرشان بود. اشغال عراق و حمله‌ی به عراق، جزئی از نقشه‌های این پروژه بود..... این یکی از قدم‌های مهم ایجاد خاورمیانه‌ی جدید بود که باید بر محور منافع اسرائیل به وجود بیاید. آن وقت چنین خاورمیانه‌ای می‌تواند ایران اسلامی را در محاصره قرار بدهد؛ هدفشان این بود. شما حالا جزء جزء این نقشه را مورد ملاحظه قرار بدهید. ۹ - موضوع: دوستی با مردم اسرائیل؛ اظهار نظر غلط (۲۹ شهریور سال ۱۳۸۷) یک نفر پیدا می‌شود درباره‌ی مردمی که در اسرائیل زندگی می‌کنند، اظهار نظری می‌کند. البته این اظهار نظر، اظهار نظر غلطی است. اینی که گفته شود ما با مردم اسرائیل هم مثل مردم دیگر دنیا دوستیم، این حرف درستی نیست؛ حرف غیرمنطقی‌ای است. مگر مردم اسرائیل کیایند؟ همان کسانی هستند که غصب خانه، غصب سرزمین، غصب مزرعه، غصب تجارت به وسیله‌ی همین‌ها دارد انجام می‌گیرد. سیاهىِ لشکرِ عناصر صهیونیسم، همین‌هایند. نمی‌شود ملت مسلمان نسبت به افرادی که اینجور عامل دست دشمنان اساسی دنیای اسلام هستند، بی‌تفاوت باشد. ۱۰ - موضوع: سخنرانی تاریخی درباره فتنه (۲۹ خرداد سال ۱۳۸۸) من اول فروردین در مشهد گفتم هی دارند دائماً به گوش‌ها می‌خوانند، تکرار می‌کنند که بناست در انتخابات تقلب بشود. می‌خواستند زمینه را آماده کنند. من آن وقت به دوستان خوب‌مان در داخل کشور تذکر دادم و گفتم این حرفی را که دشمن می‌خواهد به ذهن مردم رسوخ بدهد، نگوئید..... بنده در نماز جمعه هیچ‌وقت رسمم نبوده است از افراد اسم بیاورم؛ اما اینجا چون اسم آورده شده است، مجبورم اسم بیاورم. به طور خاص از آقای هاشمی‌رفسنجانی، از آقای ناطق نوری من لازم است اسم بیاورم و باید بگویم. البته این آقایان را کسی متهم به فساد مالی نکرده؛ حالا در مورد بستگان و کسان، هر کس هر ادعائی دارد، بایستی در مجاری قانونی خودش اثبات بشود و قبل از اثبات نمی‌شود اینها را رسانه‌ای کرد......من البته در موارد متعددی با آقای هاشمی اختلاف‌نظر داریم، که طبیعی هم هست؛ ولی مردم نباید دچار توهم بشوند، چیز دیگری فکر کنند. البته بین ایشان و بین آقای رئیس جمهور از همان انتخاب سال ۸۴ تا امروز اختلاف‌نظر بود، الان هم هست؛ هم در زمینه‌ی مسائل خارجی اختلاف‌نظر دارند، هم در زمینه‌ی نحوه‌ی اجرای عدالت اجتماعی اختلاف‌نظر دارند، هم در برخی مسائل فرهنگی اختلاف‌نظر دارند؛ و نظر آقای رئیس جمهور به نظر بنده نزدیکتر است. ۱۱ - موضوع: انقلاب مصر و تونس - گفتگوی مستقیم با انقلابیون منطقه به زبان عربی (۱۵ بهمن سال ۱۳۸۹) من به‌ نام ملت و دولت انقلابی ایران به شما ملت مصر و ملت تونس درود می‌فرستم و پیروزی کامل شما را از خداوند عزیز مسألت می‌کنم. من به شما و قیام‌تان افتخار می‌کنم..... این حادثه‌ی معجزآسا به‌وسیله‌ی ملت تونس آغاز شد و به‌وسیله‌ی ملت بزرگ و رشید مصر به اوج رسیده است. نَفَس در سینه‌ی دنیای غرب و نیز دنیای اسلام – هر یک به دلیلی- حبس شده است که ببینند مصر بزرگ؛ مصر نوابغ قرن اخیر؛ مصر محمد عبده و سیدجمال؛ مصر سعد زغلول و احمد شوقی؛ مصر جمال عبدالناصر و الشیخ حسن البنا؛ مصر ۱۹۶۷ و ۱۹۷۳، اکنون چه خواهد کرد؟ و پرچم همت خود را تا کجا بلند نگه خواهد داشت. اگر این پرچم معاذالله سقوط کند دوران تیره و تاری به دنبال خواهد داشت و اگر به قله برسد و نصب شود سر بر آسمان خواهد کشید. ملت تونس توانستند حاکم خائن و سرسپرده‌ی آمریکا و دین‌ستیز را برانند، ولی خطا است اگر گمان شود که این، آن نتیجه مطلوب است. یک نظام وابسته باخروج مهره‌های آشکارش، ساقط نمی‌شود. ۱۲ - موضوع: هرکس با رژیم صهیونیستی مبارزه کند پشت سرش هستیم (۱۴ بهمن سال ۹۰) البته در بین این ملتها، ملت بحرین از همه مظلوم‌ترند؛ چون متأسفانه مورد سکوت و بایکوت همه‌ی رسانه‌های دنیا قرار دارند. در هیچ منطق انسانی و جهانی، درخواست آنها مردود نیست، بلکه درخواست بحقی است، لیکن مظلوم واقع شده‌اند؛ بکلی اینها را از دائره‌ی تبلیغ و ترویج خارج کرده‌اند، بلکه علیه آنها مرتباً تبلیغ میکنند. البته اثر هم ندارد. آن ملت هم به توفیق الهی پیروز خواهد شد. من همین جا به این مناسبت، این جمله را عرض بکنم: حکام بحرین ادعا کردند که ایران در قضایای بحرین دخالت میکند. این دروغ است. نه، ما دخالت نمیکنیم. ما آنجائی که دخالت کنیم، صریح میگوئیم. ما در قضایای ضدیت با اسرائیل دخالت کردیم؛ نتیجه‌اش هم پیروزی جنگ سی و سه روزه و پیروزی جنگ بیست و دو روزه بود. بعد از این هم هر جا هر ملتی، هر گروهی با رژیم صهیونیستی مبارزه کند، مقابله کند، ما پشت سرش هستیم و کمکش میکنیم و هیچ ابائی هم از گفتن این حرف نداریم. این حقیقت و واقعیت است. اما اینکه حالا حاکم جزیره‌ی بحرین بیاید بگوید ایران در قضایای بحرین دخالت میکند، نه، این حرف درستی نیست؛ حرف خلاف واقعی است. ما اگر در بحرین دخالت میکردیم، اوضاع در بحرین جور دیگری میشد! در جهان هم اوضاع، اوضاع غریبی است. آمریکا دچار ضعف شده است - هم ضعف اقتصادی و مالی، هم ضعف سیاسی - این هم یک واقعیتی است. آمریکا در سیاست خاورمیانه‌ای خودش شکست خورد، در قضیه‌ی فلسطین شکست خورد، در قضیه‌ی عراق شکست خورد. آمریکائیها میخواستند عراق را مستقیماً خودشان اداره کنند، نتوانستند - ملت عراق ایستاد و نگذاشت - خواستند دولتی دست‌نشانده بیاورند، نتوانستند؛ خواستند با کاپیتولاسیون بمانند، دولت و ملت عراق اجازه ندادند. امروز دولت عراق یک دولت مردمی است، ملت عراق یک ملت زنده و بیدار است؛ و همین موجب شد که آمریکائیها بدون هیچ دستاوردی، آنچه که میخواستند، نشد، از عراق خارج بشوند. البته دخالتهای نفتی دارند، دخالتهای امنیتی دارند؛ که لابد ملت و دولت عراق ان‌شاءاللَّه در آینده برای آن هم فکری خواهند کرد.(تسنیم) ]]> سیاست Sat, 14 Jan 2017 19:07:45 GMT http://siasatrooz.ir/vdchzznw.23n6wdftt2.html حرمت‌شکنی به سبک مدعیان دوستدار هاشمی http://siasatrooz.ir/vdcf1yd1.w6dc1agiiw.html چند روزی است که از مراسم تشییع و تدفین آیت‌الله اکبر هاشمی‌رفسنجانی می‌گذرد و شاهد حضور جمعیتی با طیف‌های سیاسی و اندیشه‌های متفاوت در این مراسم بودیم. اما پس از آن، شاهد گزارش‌هایی بودیم که در شبکه‌های اجتماعی از سوی برخی از زنانی که بیشتر آنان فعالان سیاسی و رسانه‌ای اصلاح‌طلب بودند منتشر شده بود و از موضوعی صحبت می‌کرد که تنها در توضیح آن می‌توان گفت دروغی بی‌پایه و اساس است. اما برای روشن شدن مطلب علی‌رغم میل باطنی و ارادتی که به شخصیت آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی داریم، موضوعی که از سوی برخی در طیف سیاسی خاص درباره روز تشییع پیکر ایشان مطرح شده، باید بیان کنیم. در شبکه‌های اجتماعی چند تن از روزنامه نگاران طیف سیاسی مورد بحث، ادعا کرده‌اند که برخی در آن ازدحام اقدام به آزار جنسی کرده‌اند! و اقدام زشت‌تر این افراد این است که بیشتر گزارش‌ها نیز به‌گونه‌ای نوشته شده تا وجه "مذهبی‌بودن" و "بسیجی‌بودن" آزاررسانان پررنگ‌ شود. در حقیقت این اقدام یادآور جنگ روانی است که دشمن در زمان فتنه ۸۸ با خط‌دهی بیگانگان و ادعای دورغ تقلب در انتخابات از آن بهره جست و باعث ایجاد فتنه و آشوب در کشور شد بطوری که کشور چند ماه درگیر آن بود. فتنه‌گران و مدعیان وجود تقلب گسترده در انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ ادعا می‌کردند که یک تقلب بزرگ در انتخابات شکل گرفته و باعث شده تا نامزد فتنه که اکنون به خاطر سیاست‌های فتنه‌گرانه در حصر خانگی است، انتخاب نشود. جالب این است مدعیات تقلب در انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ هیچ‌گاه سند و مدرکی ارائه ندادند تا ادعای خود را ثابت کنند و تنها براساس همان ادعای پوچ و بی‌اساس خود اصرار داشتند و سرانجام هم کشور را به آشوب کشاندند. درپی این اقدام دشمنان خارجی هم دست به کار شدند و بر آتش فتنه دمیدند. ماجرای فتنه اینجا جالب‌تر می‌شود که پس از مدتی، سران و لیدرهای جریان فتنه و بلوا، خود در جلسات خصوصی اعتراف کردند که تقلبی در انتخابات ریاست جمهوری نشده بود. اما هیچ‌گاه این اعتراف را در انظار و افکار عمومی نگفتند. حالا این طیف سیاسی برای آن که بتواند یک فضای مسموم سیاسی را در کشور دوباره ایجاد کند، از درگذشت مرحوم آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی هم سوء‌استفاده کرد. برخی از روزنامه‌نگاران و رسانه‌های این طیف در شبکه‌های اجتماعی ادعاهایی را مطرح کردند که نشان‌دهنده همان بازی تبلیغاتی برای شکل‌دهی به یک فتنه دیگر است. با ادعای آنها یعنی همان وابستگان طیف سیاسی مسئله دار، افکار عمومی درگیر شده است، حال در این زمینه هر اندازه هم از سوی رسانه‌های دیگر روشنگری و اطلاع‌رسانی شود، نمی‌تواند تأثیر خبر اول را داشته باشد. اتهام به مامورین جمعیت گسترده‌ای در مراسم تشییع پیکر آیت‌الله هاشمی حضور پیدا کردند که حتی تا دو میلیون هم تخمین زده شد، آیا می‌توان ادعای دست داشتن مأموران را در این ماجرا باور کرد؟ براساس ادعای آن روزنامه‌نگار طیف سیاسی خاص، این اقدام یعنی آزار و تعرض جنسی از سوی مأمورین هماهنگ شده و برنامه‌ریزی شده بود و براساس توئیت اولیه آن خبرنگار وظیفه این مأموران چنین کاری بوده است. اگر ادعای او این بود که برخی از شرکت کنندگان که از مردم عادی بودند، در آن ازدحام جمعیت دست به چنین کاری می‌زدند، باورپذیرتر می‌نمود چراکه در میان اقشار هستند آدم‌های بیماری که چنین کارهای ناشایستی انجام می‌دهند و این مختص ایران هم نیست بلکه با شدت بیشتر در کشورهای دیگر از جمله کشورهای غربی به فراوانی دیده می‌شود. هیچ‌گاه حاکمیتی مانند جمهوری اسلامی ایران نه تنها چنین اتفاقاتی را تأیید نمی‌کند، بلکه اصولاً برای این که اتهامات اینچنینی بر او وارد نشود، سعی می‌کند از بروز چنین اتفاقاتی هم جلوگیری کند. می‌توان باور کرد که در مراسم تشییع آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی که به خاطر وجود برخی افراد با تفکرات سیاسی خاص از حساسیت زیادی هم برخوردار بود، مأمورین رسمی کشور دست به چنین اقدامات ناشایستی بزنند؟ اصلاً آنهایی که مدعی چنین رفتاری از سوی مأمورین و برخی شرکت‌کنندگان در مراسم هستند، چرا فیلم و عکسی از آن منتشر نکردند؟ قطعاً چهره آن افراد را دیده‌اند و به راحتی می‌توانند شناسایی کنند. تاریخ گواه است از سوی دیگر باید در نظر داشت که چرا چنین حادثه‌ای فقط در این واقعه رخ داده است و در حالی که در راهپیمایی‌های مختلف ۲۲ بهمن و روز قدس و یا در رخدادهایی مانند روز ۹ دی که زنان و مردان دوشادوش یکدیگر در این حرکت‌های ا جتماعی شرکت کردند چنین واقعه‌ای گزارش نشد ؟ در تمام این وقایع اجتماعی - سیاسی تاریخ کشورمان که در ابعاد مختلف و در قالب حرکت‌های خیابانی، تاکنون برگزار شده است، هیچ واقعه‌ای از آزار جنسی، چه در قالب کلامی و چه در شکل‌های حادتر آن، گزارش نشده است. حتی اگر بتوان گفت به جهت اهمیت موضوع پیروزی انقلاب اسلامی و معطوف‌بودن تمام تلاش‌های انسانی برای نیل به این هدف، وقایعی از این دست در تاریخ کتبی نیامده و مورد غفلت واقع شده است، اما نمی‌توان از تاریخ شفاهی غافل شد. تاریخ شفاهی نسل زنان انقلاب اسلامی هم هیچ‌کدام ردپایی از این موارد ندارد. حتی اگر باز هم اینگونه برداشت کرد که زنان آن دوران به جهت ساختارهای فرهنگی - اجتماعی و نوع تربیت خشونت‌پذیر خود و سکوت در برابر خشونت و آزار، به‌نوعی تمایل به بازگوکردن این خاطرات ندارند، ولی نسل جدید زنان و دختران جوان ما که پس از انقلاب در راهپیمایی‌های روز قدس و ۲۲ بهمن و... شرکت کرده‌اند هم، چنین گزارش‌هایی را به صورت مکتوب یا شفاهی نداده‌اند. اما چه می‌شود که به ناگاه در مراسم تشییع آیت‌‌الله هاشمی‌رفسنجانی، بیشتر زنان روزنامه‌نگار اصلاح‌طلب و فعالان زن فمینیست، مدعی آزار جنسی، آن هم از ناحیه مردان بسیجی می‌شوند و درباره آن می‌نویسند؟ بنابراین به نظر می‌رسد که این جریان سیاسی خاصی در این وانفسای سیاسی، بد نمی‌داند که مسأله آزار جنسی را نیز به موضوعات درصدر مسائل زنان ارتقا دهند. البته به‌طور قطع نمی‌توان منکر آزار جنسی زنان شد، اما ادعای آزار جنسی در مراسم تشییع یکی از سران انقلاب اسلامی، برای رسیدن به اغراض اجتماعی و سیاسی توسط یک طیف فکری مشخص، قابل تأمل است. این گروه قصد سیاه‌کردن چهره جریان رقیب خود را دارد و در این راه حتی سوء‌استفاده از زنان را برای رسیدن به اغراض سیاسی خود دنبال می‌کند. سوء‌استفاده بی‌بی‌سی در همین حال بی‌بی‌سی پس از مراسم تشییع پیکر مرحوم هاشمی‌رفسنجانی پیوسته از کاربرانش می‌خواهد اگر تجربه‌ای از آزار جنسی در این راهپیمایی دارند، برای بی‌بی‌سی ارسال کنند. برخی می‌گویند همانطور که پس از درگذشت آیت‌الله هاشمی، بی‌بی‌سی میهمانانی را به استودیو خود دعوت کرد که او را جنایتکار نامیدند و به او توهین کردند و حتی موجب خشم و اعتراض کرباسچی که بی‌بی‌سی با او تماس گرفته بود شدند، این حرکت هم در جهت تخریب تشییع مردمی پیکر مرحوم هاشمی و هجو و بی‌ارزش کردن آن است، چون جایی که مردم حضور داشته باشند، برای بی‌بی‌سی به عنوان عمله دولت جنایتکار انگلیس گران می‌آید و باید به نوعی آن را تخریب کند. برخی دیگر نیز می‌گویند که این اقدام بی‌بی‌سی تنها یک خبر خیالی و "فرض" بی‌بی‌سی نیست، بلکه احتمال زیاد دارد که این یک اقدام هماهنگ شده از سوی مواجب بگیران بی‌بی‌سی در ایران باشد و در میان اقلیتی که با رویکرد متفاوت در این مراسم شرکت کرده بودند، اقلیتی کوچک‌تر صرفا برای همین کار و آماده کردن ملات خبرهای بی‌بی‌سی وارد معرکه شده باشند و برای همین تنها رسانه‌ای که چنین ادعایی می‌کند و چنین چیزی را پیگیری می‌کند، همان بی‌بی‌سی است ولاغیر! در نهایت البته نکته مهمتر این است که چنین افرادی اگر دل در گرو انقلاب و مردم دارند و از دوستداران آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی هم بوده و هستند، اگر هم چنین صحنه‌هایی را دیده‌اند باید تقیه می‌کردند و در بوق نمی‌کردند و حرمت نگاه می‌داشتند، اما نکردند چراکه وظیفه داشتند آن را به دروغ بیان کنند و به مأمورین و بسیجیان بچسبانند. هدف این است تا در این میان، نظام تخریب شود. اتهام زدن به نیروهای رسمی کشور و بسیج، برای تخریب نظام اسلامی است. در این میان این طیف سیاسی خاص باید فکری به حال خود کند چراکه نه تنها هزینه برای خود می‌تراشد بلکه برای کشور، مردم و انقلاب هم هزینه می‌تراشد. جمهوری اسلامی ایران هنوز هم هزینه‌های رفتارهای این طیف سیاسی را می‌پردازد. ]]> سیاست Sat, 14 Jan 2017 19:07:45 GMT http://siasatrooz.ir/vdcf1yd1.w6dc1agiiw.html