سیاست روز - پربيننده ترين عناوين فرهنگ :: rss_full_edition http://siasatrooz.ir/fa/culture Sun, 30 Apr 2017 21:42:02 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://siasatrooz.ir/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط سیاست روز http://siasatrooz.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام سیاست روز آزاد است. Sun, 30 Apr 2017 21:42:02 GMT فرهنگ 60 یا علی و خدانگهدار آقای نویسنده http://siasatrooz.ir/vdcjiyeh.uqehazsffu.html خبر تلخ و کوتاه است: «فیروز زنوزی جلالی درگذشت». زنوزی جلالی نویسنده و منتقد ادبی که سال‌های پایانی عمرش با شیمی‌درمانی و بیماری گذشت، روز سه‌شنبه، ۵ اردیبهشت، بر اثر سرطان درگذشت، سرطان؛ این بیماری خوش‌سلیقه این روزهای ما. زنوزی جلالی هرچند در نیروی دریایی خدمت کرد، اما در حوزه‌های مختلف مانند نمایشنامه و رمان کار کرد. آثاری چون «مثنوی کوچه»، «درختی در برزخ»، «مخلوق»، «روزی که خورشید سوخت» و «برج ۱۱۰» حاصل سالها تلاش او در حوزه ادبیات است. دوستانش می‌گویند نوشتن برای زنوزی جلالی از سر تفریح نبود، او نویسنده‌ای جدی است. وقت نداریم او سال گذشته تقریباً در همین ایام آخرین رمانش را با نام «برج ۱۱۰» منتشر کرد؛ کتابی که به‌گفته خودش با دلگرمی‌های همسرش در زمان بیماری به اتمام رسید. او خود درباره دوران بیماری و تغییر نگاهش به زندگی این‌چنین می‌گوید: زمان می‌گذرد خیلی سریع، آن روزها کانکسی بود در حوزه هنری که کار را با آن آغاز کردیم. بچه‌ها آن زمان جوان و بشاش بودند اما الآن گرد پیری به‌روی امثال بنده نشسته است. امیرحسین فردی می‌گفت "چه می‌نویسی؟ آقای جلالی، وقت تنگ است، وقت نداریم". من مدت‌هاست درباره واژه «وقت نداریم» فکر می‌کنم. وقتی بیمار شدم و گفتند سرطان داری ضربه شدید بود، گفتم "به همین سادگی من سرطان دارم؟" هر ۱۵ روز شیمی‌درمانی می‌شوم آن هم سه روز، می‌گویم واقعاً وقت نداریم؟ آخرین آرزوی آقای نویسنده به خودم می‌گویم وقت هست؟ شب‌ها در خانه یا بیمارستان رو به پنجره می‌گویم وقت هست؟ آیا وقت دارم رمان‌های چندگانه‌ام را تمام کنم؟ چند روز پیش نوه‌ام روزنامه جام جم فروردین را اتفاقی به من داد در آن عکس مرحوم سبزواری، کیارستمی، شجریان و من بود که هر یک با سرطان دست و پنجه نرم می‌کردیم و من تلویحاً که روزنامه را دیدم حس کردم که نوبت من است و چه نوبت قشنگی برای ما چیده‌اند؛ کیارستمی فردا تشییع می‌شود و شجریان در آمریکا شیمی‌درمانی می‌شود پس نوبت من است. تنها آرزویم به اتمام رساندن کتاب‌هایی چون «خورشید پنهان» است که سال‌ها در کشوی میزم بیات شده است، بتوانم آنها را تمام کنم از نیمه ماندن این آثار اذیت می‌شوم؛ گرچه مرگ حق است. نویسنده مرگ‌آگاه محسن مؤمنی شریف‌، رئیس حوزه هنری، در مراسمی که به‌منظور پاسداشت زنوزی جلالی در سال گذشته برگزار شد، درباره ویژگی کاری او گفت: زنوزی برای سرگرمی رمان نمی‌نویسد. داستان برای او مجالی است برای اندیشه‌ورزی و طرح سؤال. گفت‌وگو و دیالوگ در اثر او جایگاه خوبی دارد و می‌توان وی را از معدود نویسندگان فارسی‌زبان دانست که فارسی را خوب می‌نویسد و نثری پخته و سخته دارد و آثارش نیز همگی آکنده از مسائل فلسفی است. رئیس حوزه هنری افزود: آقای زنوزی در نوشتن رمان واژه‌ها را حکاکی می‌کند. من در رمانی مانند مخلوق بود که دیدم او نویسنده‌ای مرگ‌آگاه است و کنار نوشتن و با وجود کاهنده بودن کارهایی مانند داوری و نقد، با بزرگواری به آنها نیز پرداخته است. کامران پارسی‌نژاد، از نویسندگان و دوستان زنوزی جلالی، نیز درباره آخرین کتاب او در یادداشتی نوشته است: آقای نویسنده یا علی گفتنت حکایت دیگری دارد. یا علی گفتنت زمان و وقت مشخصی ندارد. آدم نمی‌فهمد کجا و چه‌زمان دلت هوای مولا کرده است. اما چیزی که می‌شود فهمید این است که حکایت تو حکایت اویی است که یا علی می‌گوید و عشق آغاز می‌شود. شاید هم این عشق است که ابتدا آغاز می‌شود و بعد یا علی بر زبان می‌آید. درهرحال حکایت، حکایت عاشقی کردن است و یا علی گفتن. و این عشق زمانی به نقطه اوج خود می‌رسد که بنای ماندگار رمان برج ۱۱۰ خود را پی‌ریزی می‌کنی، برجی که از آن علی است و برای علی. و نشانه و رمز مقبول افتادن اثر نزد مولا می‌شود نصب ناگاه پلاک ۱۱۰ شهرداری بر سر در خانه‌ات درحالی که سایر پلاک‌های اطراف چیز دیگری است. از این نویسنده آثاری چون «باران بر زمین سوخته (مجموعه نقد آثار احمد محمود)»، «سال‌های سرد»، «خاک و خاکستر»، «روزی که خورشید سوخت»، «اسکاد روی ماز ۵۴۳»، «مردی با کفش‌های قهوه‌ای»، «سیاه بمبک»، «مجموعه داستان اولی‌ها (گردآوری)»، «مخلوق»، «شور و شیرین» منتشر شده است. ]]> فرهنگ Fri, 28 Apr 2017 10:14:04 GMT http://siasatrooz.ir/vdcjiyeh.uqehazsffu.html تسلیت‌گویان امروز فراموش‌کاران دیروز http://siasatrooz.ir/vdci5ua3.t1a3y2bcct.html آقای زنوزی جلالی به قول خودشان در عالم تفصیل کار می‌کردند؛ یعنی در عرصه نگارش داستان بلند. ما بیشتر ایشان را با رمان‌ها و آثار داستانی بلندی می‌شناسیم که برای ما به یادگار گذاشتند. در واقع فیروز زنوزی جلالی از جهات گوناگونی می‌بایست شخصیت و آثارش مورد بررسی قرار گیرد. از یک سو، شخصیت فیروز زنوزی جلالی است که شخصیت متواضع، خون گرم و صمیمی بود و از طرف دیگر، تأثیر ایشان. او در دوره‌های گوناگون در شمار نویسندگان تأثیرگذار بود. همچنین تلاش او در کنار نگارش داستان بلند و کوتاه برای تربیت نسلی از نویسندگان نوپا نیز باید مورد توجه قرار داد. برخی از شاگردان او به تدریج بالیدند و در حوزه ادبیات داستانی درخشیدند، این یکی از جهات فعالیت‌های انکارناپذیر فیروز زنوزی جلالی بود که در تمام این سال‌ها بدون چشم‌داشت و در آرامش و سکوت تلاش کرد که خدمت‌گزار باشد. تأثیر او بر ادبیات داستانی قابل انکار نیست. زنوزی جلالی از آنجا که نظامی بود و سال‌ها در نیروی دریایی مشغول خدمت بود، بخشی از آثارش به موضوع دفاع مقدس اختصاص دارد. او با توجه به اینکه در متن حماسه دفاع مقدس حضور داشت، این عامل در آثارش پررنگ و چشم‌گیر است. از دیگر سو، نگرش مذهبی مرحوم فیروز زنوزی جلالی نگرش پررنگی است. گرچه در بعضی از کارها تلاش کرد زیرپوستی و به قول معروف بدون شعارزدگی فعالیت کند، اما عنصر دین‌باوری و اعتقاد عمیق به دین، انسانیت، رهایی انسان و روح انقلابی او در آثارش متجلی است. چنانکه در آخرین اثرش، رمان «برج ۱۱۰» این باور به صورت چشم‌گیر و دلنوازی رخ‌نمایی می‌کند و همچنین در دیگر آثارش مانند «مخلوق» نیز این نگرش دین‌باورانه را شاهد هستیم. آقای فیروز زنوزی جلالی از یک شخصیت آزاده‌ای برخوردار بود و همین آزادمنشی هم موجب شده بود که ایشان بسیار رفتار صمیمانه و دلپذیری داشته باشند، هم نسبت به دوستان و هم نسبت به هنرجویانی که در کلاس‌هایش در نقاط مختلف حاضر می‌شدند، اما متأسفانه شأن او رعایت نشد. هم در زمانی که در سازمان فرهنگی ـ هنری شهرداری عهده‌دار کلاس‌های ادبی بود، مشکلاتی برایش به وجود آمد و هم در حوزه هنری. متأسفانه قدر او شناخته نشد. او شخصیت حق‌طلبی داشت و حاضر نبود به هر قیمتی در مراکزی که عهده‌دار این کلاس‌ها بودند، حضور پیدا کند. به خاطر همین ایستادگی و روحیه آزاده‌اش گاه با چالش‌هایی روبرو می‌شد. کسانی که دیروز از ایجاد هیچ مشکلی برای او فروگذار نمی‌کردند، امروز در زمره تسلیت‌گویان قرار گرفته‌اند. امیدوارم که ضایعه درگذشت او موجب شود که مسئولان فرهنگی چشم‌هایشان را باز کنند و با کسانی که هنوز در بین ما هستند، رفتار معقول و صمیمانه‌تری داشته باشند. روزهای آخر زندگی مرحوم زنوزی جلالی بسیار سخت گذشت. دیدار آخر من با او در میدان فردوسی و در حوالی روزهای آخر سال بود. دیدم با زحمت راه می‌رود. گفت که با مدیر فلان دستگاه فرهنگی جلسه داشته است. گفتم نمی‌شد با این وضعیت حال شما، وسیله‌ای برایتان می‌گرفتند؟ گفت «ای بابا». و در همین «ای بابا» یک دنیا حرف و تأسف نهفته بود. در همان دیدار گفت که برایم دعا کن تا بتوانم این درد عظیم را که در جانم است، تحمل کنم. از مرگ صحبت نمی‌کرد. نگران کارهای ناتمامش بود. آثاری که فرصت می‌خواست تا به اتمام برساند. جای دریغ دارد. خداوند روحش را قرین رحمت کند و به بازماندگان و جامعه ادبی صبر دهد. کامران شرفشاهی - شاعر، نویسنده و پژوهشگر انقلاب ]]> فرهنگ Fri, 28 Apr 2017 10:14:04 GMT http://siasatrooz.ir/vdci5ua3.t1a3y2bcct.html صدا، دوربین، کاندیدا http://siasatrooz.ir/vdcaawno.49nom15kk4.html توی سینمای ایران، کارگردان‌ها و البته قبل از آن نویسندگان کمتر به سراغ سوژه‌های سیاسی می‌روند. سینمای سیاسی شاید در دوران اصلاحات به شکل جدی شکل گرفت. اما همه سیاستی که روی پرده رفت، نیش و کنایه‌هایی بود که در برخی از سکانس‌های فیلم از دهان بازیگران خارج می‌شد و یا مثلا نقش منفی فیلم یک آدم ریش‌دار بود. در دولت بعدی هم فیلم‌های سیاسی نتوانستند تبدیل به یک ژانر جدی بشوند. البته تک و توک بودند فیلم‌هایی که حرف‌های سیاسی یا نقدهای سیاستمداران را در خود جای داده بودند، اما باز هم به لحاظ کمیت و کیفیت نمی‌شد خیلی روی آنها حساب کرد. در دولت یازدهم دو سه فیلم سیاسی ساخته شد (که البته دولت در ساخت آنها یا تقویت این ژانر تقریبا هیچ نقشی نداشت) فیلم‌های خوبی نظیر «سیانور» و «ماجرای نیمروز» که اتفاقا چون خوش‌ساخت و دقیق بودند و از طرفی مخاطب را هم جذب کرده بودند‌، علاقه‌مندان سینما را هم امیدوار کردند تا از این به بعد فیلم‌های بیشتری را در قالب «فیلم سیاسی» ببینند. اینها را گفتیم تا یادمان باشد رابطه سینما با سیاست چندان رابطه قرص و محکمی نبوده است و البته در سوی دیگر هم سیاستمداران کمتر علاقه‌ای به سینما داشته‌اند. مگر آنکه بتوانند از سینما برای تشریح یا تقویت سیاست‌های خود استفاده کنند. یکی از نمونه‌های این علاقه‌مندی موردی سیاست‌مداران به سینما (یا علاقه‌مندی موردی سینمایی‌ها به سیاست‌مداران) را می‌توان در روزهای منتهی به انتخابات‌های ریاست جمهوری دید. جایی که کاندیداها به عنوان بازیگر نقش اول در مقابل دوربین کارگردان‌های سینمایی قرار می‌گیرند و... جرقه جدی این اتفاق احتمالا در پایان دولت اصلاحات زده شد. در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری که در خرداد سال ۸۴ برگزار شد، رخشان بنی‌اعتماد فیلم تبلیغاتی مصطفی معین را ساخت. کمال تبریزی ساخت فیلم انتخاباتی مرحوم هاشمی‌رفسنجانی را بر عهده گرفت، مهدی فخیم زاده فیلم انتخاباتی علی لاریجانی را ساخت و رسول ملاقلی‌پور برای محسن رضایی، بهروز افخمی برای مهدی کروبی، جواد شمقدری برای محمود احمدی‌نژاد و محرم زینال زاده برای محسن مهرعلیزاده فیلم تبلیغاتی ساختند. در انتخابات سال ۸۸ اما قضیه جدی‌تر شد. در این سال چهره‌های هنری و سینمایی نقشی به مراتب جدی‌تر در انتخابات ایفا کردند. این چهره‌ها تلاش کردند تا علاوه بر حمایت‌ها و حضور در ستادهای انتخاباتی کاندیدای مورد نظر، ساخت فیلم‌های تبلیغی کاندیدای انتخابات پرشور سال ۸۸ را رقم بزنند و سینما را عملا به صورت مستقیم وارد انتخابات کنند. در سال ۸۸ مجید مجیدی و احمدرضا درویش برای میرحسین موسوی فیلم ساختند و علی معلم و بهروز افخمی برای تبلیغ مهدی کروبی به ساخت فیلم روی آوردند. جواد شمقدری فیلمی برای محمود احمدی‌نژاد ساخت و محمدعلی فارسی فیلم تبلیغاتی محسن رضایی را تدارک دید. از جمال شورجه، سعید ابوطالب، بیژن میرباقری و ضیاءالدین دری هم به عنوان کارگردان فیلم‌های تبلیغاتی نامزدهای ریاست جمهوری دوره‌های گذشته نام برده می‌شود. در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ حسین دهباشی فیلم حسن روحانی، حسین شمقدری برای سعید جلیلی، سیدمحمود رضوی سرپرست تبلیغات قالیباف بود و بهروز شعیبی فیلم را کارگردانی کرد و محمدحسین لطیفی برای علی اکبر ولایتی، مجید برزگر برای محمدرضا عارف، جلال عطارزاده برای محمد غرضی و اسماعیل فلاح پور برای محسن رضایی فیلم انتخاباتی ساختند تا به این صورت یک ژانر دیگر به صورت کاملا جدی به سینمای ایران اضافه شود «سینمای انتخاباتی» حالا و در آستانه انتخاب دوازدهم برای نشستن بر صندلی ریاست دولت، باز هم بازار فیلمسازی داغ شده است. کاندیداها در نقش تهیه‌کننده و سرمایه‌گذار در حال یافتن یک سناریست و فیلمساز خوب برای خود می‌گردند. کسی که بتواند با ساخت فیلمی اثرگذار، سیمرغ دوازدهمین جشنواره انتخابات را به نام صاحب اثر ثبت کند! طی روزها و حتی هفته‌های اخیر نام‌هایی برای ساخت فیلم‌های تبلیغاتی کاندیداها مطرح شد که برخی تکذیب کردند، برخی گفتند نمی‌سازند و البته برخی هم دست به کار شدند. به طور مثال در فضای مجازی طی هفته‌های گذشته اینطور خبری پیچید که اصغر فرهادی برای حسن روحانی فیلم می‌سازد که البته این خبر خیلی زود از طرف آقای کارگردان تکذیب شد. بعد از آن حسین دهباشی اعلام کرد که کارگردان مستندهای تبلیغاتی روحانی طی روزهای اخیر در گفتگویی تأکید کرد که «در این دوره از انتخابات ریاست جمهوری،‌ مستند هیچ‌کدام از نامزدهای انتخابات را نمی‌سازم» او که پس از استقرار دولت تدبیر و امید به‌مرور تبدیل به یکی از منتقدان جدی رئیس جمهور شد ادامه داده که «گمان نکنم در آینده مستند انتخاباتی کسی را بسازم» هرچند ضبط فیلم انتخاباتی روحانی آغاز شده، اما هنوز نامی به عنوان کارگردان رسمی کار اعلان نشده است. اما محمدباقر قالیباف مثل دوره قبلی کار سرپرستی فیلم‌های انتخاباتی خود را به «محمد هادی رضوی» سپرده تا او با استفاده از یک کارگردان احتمالا شناخته شده این پروژه را پیش ببرد. حجت‌الاسلام رئیسی اما به سراغ چهره‌های جوان‌تر فیلمسازی و البته تخصصی مستند رفته است و طبق آنچه اعلام شده «مهدی نقویان» و «فارسی» هرکدام یکی از مستندهای تبلیغاتی این کاندیدا را می‌سازند. از فیلمسازهای دیگر کاندیداها فعلا اطلاعی در دست نیست.حامد فربد ]]> فرهنگ Tue, 25 Apr 2017 17:54:03 GMT http://siasatrooz.ir/vdcaawno.49nom15kk4.html پایتختی‌ها سر سفره افطار نمی‌نشینند http://siasatrooz.ir/vdciyua3.t1a352bcct.html سریال «پایتخت» که همواره با استقبال بسیار بالایی از سوی مخاطبان همراه بوده است، اما این سریال موفق در سری پنجم خود با حواشی همراه شده است. چند روز پیش بود که خبر توقف سریال پایتخت در رسانه‌ها منتشر شد. در حقیقت طبق خبر منتشر شده رسمی ۲۵ فروردین بعنوان تاریخ آغاز تصویربرداری پایتخت۵ اعلام شده بود و حالا با گذشت چند روز از این تاریخ، هیچ اتفاق جدیدی نیافتاده و از قضا هیچ تکذیبی هم نسبت به این خبر صورت نمی‌گرفت. در این میان طی روزهای اخیر برخی شنیده‌ها حاکی از این بود که این بار، تغییر لوکیشن و تست گریم و آماده نبودن شرایط، دلیل تاخیر نبوده و این بار برخی مسائل پیش آمده میان گروه سازنده و سازمان هنری اوج بعنوان تهیه‌کننده کار، عامل توقف پروژه محبوب پایتخت شده است. اما بین همه هیاهوهای صورت گرفته این نکته از همه قوی‌تر بود که به نظر می‌رسد سازمان اوج بعنوان سازمان تهیه‌کننده این پروژه از برخی زمزمه‌ها و گفت‌وگوهای عوامل اصلی پایتخت و برخی اظهارنظر‌های دو پهلوی ایشان گلایه‌مند شده‌اند. نکته‌ای که در مصاحبه‌های برخی عوامل سریال نیز کاملا مشهود است و دائم بر این نکته تاکید کرده‌اند که هویت سازمان اوج ارتباطی به محتوای پایتخت ۵ ندارد و این سازمان تنها سرمایه‌گذار این مجموعه است و از قضا مایل به این همکاری هم هست. چیزی شبیه اسپانسر سری قبل با همان میزان دخالت در محتوا و میزان بالای شوی تلویزیون. بررسی صحت این ادعا زمانی مشخص می‌شود که کمی به عقب برگردیم و تولیدات سازمان اوج را بررسی کنیم. اوج با بیلبوردهای «صداقت امریکایی» برای اولین‌بار شناخته شد، بیلبوردهایی که هر چند بسیار پرحاشیه بود ولی هیچ نام و نشانی از سازمان اوج نداشت. این نهاد فرهنگی با ساخت ایستاده در غبار و بادیگارد، ادبیات خود در سینما را نشان داد و در کنار آن هم با تولید مستندهای متعدد در فرم‌های مختلف، عهده‌دار بخش مهمی از آنتن رسانه ملی شد، مستندها و تولیداتی که بسیاری از آنها بدون نام و نشان سازمان اوج به پخش می‌رسد و بعید است مردم عادی جامعه با دیدن مستندها به نام و نشان سازمان تهیه‌کننده آنها پی ببرد. همه اینها یعنی اوج در عمل نشان داده که بیش از اسم و لوگوی خود، به دنبال محتوای مورد نظرش است. با این اوصاف بعید به نظر می‌رسد که ادعای سرمایه‌گذارِ صرف بودن سازمان اوج در پروژه پایتخت و عدم دخالت این سازمان به فیلمنامه و تمایل این سازمان به دیده شدن در میان مردم، محلی از واقعیت داشته باشد. صداقت امریکایی، آسمان من، بادیگارد، ایستاده در غبار، سریال‌های در دست ساخت مجموعه و حتی محصولات هنری مانند موشن‌گرافیک‌ها و طرح‌ها و... نشان از دقت این سازمان در محتوای محصول و عدم تمایل به نمایش نام و نشان خود دارد و بعید است این بار درباره پایتخت با مورد استثنائی روبه‌رو باشیم. البته در کنار این مساله، بنیه مالی مورد نیاز برای تولید پایتخت۵ هم موضوع جدی‌ای است. بی‌شک اگر سازمان صداوسیما توان تامین بودجه این سریال را داشتند اساسا اوج وارد این قصه نمی‌شد و چنین همکاری‌ای اصلا به میان نمی‌آمد و پایتختی‌ها به چنین همکاری تن در نمی‌دادند. مشخص است که نیاز مبرم پایتخت به سرمایه اوج، آنها را به سمت این نهاد فرهنگی سوق داده تا بتوانند سری محبوب خود را تولید کنند و این یعنی به خطر افتادن این همکاری به معنای به خطر افتادن پروژه پایتخت ۵ است. و به اینها اضافه کنید زیاده‌خواهی برخی تهیه‌کنندگان سابقه‌دار سیما را که تنها برای کسب سود مالی بیشتر از قرارداد با صداوسیما به حرکاتی عجیب دست می‌زنند و حاضر به پخش اثر خود نمی‌شوند، چیزی شبیه ماجرای کلاه قرمزی که در سال‌های اخیر همواره وجود داشت ولی نوروز ۹۶ علنی شد به بیانیه و مخالفت و عدم پخش این سریال محبوب ختم شد. اما در همین زمینه الهام غفوری تهیه‌کننده مجموعه پایتخت حرف دیگری برای گفتن دارد. او در گفت‌وگو با فارس گفت: سری پنجم مجموعه پایتخت با قدرت مراحل پیش‌تولید خود را سپری می‌کند و شایعات خیلی محل توجه نیستند. وی همچنین معتقد است کاری که قرار است در لوکیشن‌های مختلف در داخل و خارج کشور ساخته شود، قطعا هماهنگی بیشتری می‌طلبد و اگر جابه‌جایی در زمان کلید خوردن پیش بیاید، خیلی جای تعجب ندارد. یکی از نکاتی که غفوری بر آن تاکید دارد میزان قسمت‌های سریال پایتخت است. او عنوان می‌کند که سری پنجم پایتخت در ۱۳ تا ۱۵ قسمت ساخته خواهد شد. نکته‌ای که این شائبه را به وجود می‌آورد که شاید پایتخت قرار نیست ماه رمضان به پخش برسد. ]]> فرهنگ Mon, 24 Apr 2017 06:23:16 GMT http://siasatrooz.ir/vdciyua3.t1a352bcct.html «پویانمایی» برای پویایی همراه با اندیشه http://siasatrooz.ir/vdcee78o.jh8oxi9bbj.html این روزها با بالا رفتن تب انتخابات در کشورمان، فضای مجازی هم عرصه‌ای قدرتمند برای تبلیغات انتخاباتی کاندیداها شده است. اما در شبکه‌های اجتماعی آنچه بیش از همه نمود دارد، جنگ هواداران کاندیداها با یکدیگر و استفاده از حربه تخریب در مواجهه با شخص یا جریان رقیب است و کمتر افرادی هستند که در این بین به دنبال بالا بردن سطح آگاهی مردم و تاثیرگذاری بر نوع نگاه مردم به مقوله انتخابات دارند. اکثر افراد و جریان‌ها در حال تلاش برای یارکشی هستند و با وعده و وعیدهای اغلب غیرقابل اجرا سعی دارند به سبد رای خود اضافه و یا از کاهش آن جلوگیری کنند. در این بین بچه‌های خوب «دیرین دیرین» فارغ از مسائل جناحی و سیاسی با ورود به عرصه انتخابات سعی در آسیب‌شناسی برخی رفتارها و گفتارهایی دارند که متاسفانه در دوران انتخابات در کشورمان به وضوح و با تراکم بالایی قابل مشاهده است. از ضرورت تخصص‌گرایی تا رفتارهای پوپولیستی موضوعاتی هستند که به شیوه هنرمندانه‌ای ساخته شده است و در شبکه‌های اجتماعی در حال دست به دست شدن است. اما طبیعتا برخی جریانات هم مخالف «بیداری» در سطح جامعه هستند و سعی می‌کنند مردم را زیر لحاف وعده‌ها بخوابانند و بعد انگشت همان آدم‌ها را جوهری کنند و نام مبارک خودشان را از صندوق بیرون بیاورند. طبیعتا پخش آیتم‌های کوتاه و اثرگذار دیرین دیرین باعث می‌شود که برخی تلاش‌ها برای یارکشی‌ها با شکست مواجه شود و این زنگ خطری برای افرادی است که توانایی خود را در «نادانی» یا «کم‌دانی» مردم می‌دانند. آنها برای کسب یا حفظ قدرت و البته میز و صندلی خود دست به هرکاری می‌زنند. یکی از همین جریانات مخالف بیداری ظاهرا روزنامه وابسته به دولت و به تبع آن کانال اجتماعی این روزنامه بود که ظاهرا تاب و تحمل نقد به رفتارها و گفتارهای دولتی‌ها را نداشته است. آنها در گزارش متوهمانه خود نوشته بودند: «در هفته‌های اخیر و با ورود به فضای انتخاباتی، انیمیشن معروف "دیرین دیرین" که بیشتر در حوزه فرهنگ سازی مشغول به کار بود، به یکباره تمام تولیدات خود را معطوف به حمله به دولت کرده است. این تغییر رویه یکباره پرسش‌های زیادی را برای مخاطبان ایجاد کرد، به نحوی که بسیاری از مردم از این تغییر رویه ابراز شگفتی کردند! حتی در شبکه‌های اجتماعی هم این موضوع بازتاب زیادی پیدا کرد. به نحوی که این باور غالب به وجود آمد که این انیمیشن توسط ستاد تبلیغاتی یکی از کاندیداهای مخالف دولت خریداری شده است. حتی ارقامی نیز به عنوان پرداختی این ستاد به انیمیشن دیرین دیرین نیز به زبان آمد. از ۲۰۰ میلیون تومان تا ۸۰۰ میلیون تومان!» آنها در ادامه توهم توطئه خود هم نوشته بودند که «حال این سوال پیش می‌آید که انیمیشن دیرین دیرین که مردم خاطره‌های خوبی از تولیدات فرهنگ ساز آن دارند چگونه حاضر شده است در دام جریان‌های سیاسی و مطامع زودگذر انتخاباتی بیفتد؟ آیا روا نبود مدیران محترم این شرکت که در دو سال اخیر مبالغ زیادی را در قالب سفارشات ارگان‌ها و سازمان‌های دولتی و همچنین تسهیلات معاونت علمی ریاست جمهوری دریافت کرده‌اند، کمی جانب انصاف را رعایت کرده و در چارچوب منافع ملی حرکت کنند؟ و سوال مهمتر اینکه چه مبالغ هنگفتی صرف خرید و اجاره برندهای ملی، تولیدات چند رسانه‌ای محبوب و کانال‌ها و سایت‌های پربازدید شده است؟ این مبالغ از طرف چه کسانی و چه منابعی تامین شده است؟؟» طبیعتا بچه‌های نجیب دیرین دیرین هم باید پاسخ این خواب‌های آشفته را می‌دادند. آنها هم دست به قلم شدند تا پاسخ دروغ‌پردازی‌ها و فضاسازی‌های هواداران چشم‌بسته دولت را بدهند که اینگونه شد: متاسفانه شنبه شب کانال روزنامه ایران، با ابراز نارضایتی از انیمیشن‌های اخیر #دیرین_دیرین ، تیتر عجیبی زده بود: "دیرین دیرین"‌ها به چه بهایی خریده شدند! صرفا جهت استحضار مخاطبان خوب #دیرین_دیرین به چند نکته اشاره می‌کنم. دیرین دیرین یک رسانه مردمی است که حرف دل #مردم_ایران را در قالب انیمیشن‌های کوتاه یک دقیقه‌ای طنز بیان می‌کند. این مجموعه توسط شرکت دانش بنیان "نسل‌اندیشه‌سبز" ساخته می‌شود و به‌رغم تعاملات و همکاری‌های بسیار خوب با معاونت علمی‌فناوری ریاست ‌جمهوری، تاکنون یک‌ریال کمک بلاعوض یا یک ریال وام‌ کم‌بهره، از این معاونت دریافت نکرده است! با توجه به‌ مشکل بزرگ بیکاری جوانان ، "نسل اندیشه سبز" حسب وظیفه، در این مدت همکاری بسیار خوبی با وزارت ارتباطات ‌و فناوری ‌اطلاعات و وزارت تعاون، کار، رفاه ‌اجتماعی و مرکز فناوری ‌اطلاعات و رسانه‌های ‌دیجیتال وزارت فرهنگ ‌و ارشاد اسلامی برای کارآفرینی و ایجاد کسب‌ و کارهای پایدار بر مبنای تولید محتوای‌ دیجیتال، داشته است. از چهار سال پیش که #دیرین_دیرین را طراحی می‌کردیم، بر این باور بودیم که دیرین دیرین باید رسانه‌ی مردم ایران باشد. پس در همان ابتدای کار، آن را به بهای جلب #اعتماد_مردم به #مردم_ایران فروختیم و هیچ وقت به این اعتماد، خیانت نکردیم. اکنون دیرین دیرین رسانه‌ بزرگی است که با ضریب نفوذ بیش از ۷۰ درصد در کشور، هر آیتم‌ آن‌ توسط بیش از هفت میلیون‌ نفر، در فضای مجازی دیده می‌شود. همان‌گونه که در ابتدای سال وعده دادیم، امسال‌ مجموعه انیمیشن‌های دیرین دیرین با موضوع #انتخابات را میسازیم. در این انیمیشن‌ها به صورت مطلق لَه یا عَلیه یک نامزد حرف نمی‌زنیم بلکه به نقد رفتار اشتباه می‌پردازیم، فارغ از این‌که این رفتار از چه فردی سر زده‌باشد. در پایان‌ هر انیمیشن انتقادی نیز، نظرسنجی عمومی قرار دارد و میزان رضایت ‌بالای ۹۰درصد مخاطبان، نشانگر آن است که در بیان حرف دل مردم در قالب انیمیشن‌های دیرین دیرین، موفق بوده‌ایم. هر چند به تناسب موضوع، یک گروه سیاسی اعم از اصولگرا یا اصلاح‌طلب، از ما آزرده خاطر شده باشد! در پاسخ روزنامه ایران که حرف دل‌مردم را برنتابیده است، می‌گوییم: دیرین دیرین فروشی نیست چون قبلا فروخته شده ... به مردم‌ ایران !حامد فربد ]]> فرهنگ Sat, 22 Apr 2017 20:21:45 GMT http://siasatrooz.ir/vdcee78o.jh8oxi9bbj.html مدیران فرهنگی باید پاسخگوی اعمال ضد فرهنگی و ضد انقلابی‌شان باشند http://siasatrooz.ir/vdcfv1d1.w6dcjagiiw.html بازیگر و کارگردان سینما در رابطه با ضرورت تقویت جایگاه این هنر ارزنده گفت: متأسفانه طی سال‌های اخیر توجه به هنر مهم و ارزنده انقلابی روز به روز بیشتر دچار نزول و افول شده است و این برای همه دغدغه مندانی که سال‌های عمرشان را برای ترویج روحیه انقلابی در حوزه‌های فرهنگی و هنری صرف نموده‌اند دردناک است. جهانگیر الماسی در گفت‌وگو با سینماپرس افزود: انقلاب اسلامی ایران بر طبق تمامی شواهد و قرائن موجود انقلابی فرهنگی بود؛ انقلاب سال ۱۳۵۷ نه توانست شکل ساختار اقتصادی رژیم پهلوی را تغییر دهد و نه طی تمامی سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی ساختار سیاسی ما دچار تحول شده است؛ امروزه ما شاهدیم که رفتار دستگاه دیپلماسی کشور با غربی‌ها و دول بیگانه همان رفتاری است که در زمان رژیم گذشته شاهدش بودیم و تنها نوع پوشش و لباس‌های آدم‌ها با آن دوران عوض شده است. وی ادامه داد: اما تنها تفاوتی که در قبل و بعد از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی شاهدش بودیم تفاوت در حوزه فرهنگ و هنر کشور بود؛ در این حوزه اتفاقات بسیار غریبی رخ داد. چون ذات انقلاب اسلامی فرهنگی بود و مردم براساس دانایی و آگاهی‌شان این انقلاب را به ثمر رسانده بودند و می‌خواستند هویت واقعی و جایگاه‌شان را پیدا کنند و از دروغ و نیرنگ و ریا بپرهیزند دست به انقلابی زدند که همه جهانیان را شگفت زده کرد؛ شاید باور این اتفاق سخت باشد که کلمه‌ای مانند «کاپیتولاسیون» پایه‌های انقلاب فرهنگی در کشور را بنا گذاشت و مردم براساس فرمایشات حضرت امام(ره) اذهان بسته‌شان به یکباره باز شد. الماسی سپس با بیان اینکه امروزه و با گذشت نزدیک به ۴۰ سال از پیروزی انقلاب اسلامی فرهنگ کشور ما به نسبت آرمان‌های جوانان و مردمی که در سال ۵۷ انقلاب کردند کاستی‌های زیادی پیدا کرده است اظهار داشت: آن نسل با اتکا به اندیشه و فرهنگ حاضر شد تا فدا شود که اسارت‌های انسانی را از بین ببرد؛ وابستگی به عفریت ریا، دروغ، نیرنگ و تزویر را در جامعه ریشه‌کن کند اما متأسفانه به دلیل ضعف‌های متعدد مدیریتی در کشور و به ویژه در حوزه مدیریت فرهنگی ما نتوانستیم هیچ پیشرفت چشمگیری در این زمینه داشته باشیم و چراغ هنر و فرهنگ انقلابی که پس از پیروزی این واقعه مبارک به واسطه تلاش‌ها و دغدغه‌های عده‌ای از بهترین جوانان وطن روشن شده بود اینک رو به خاموشی گذاشته است. این هنرمند در ادامه خاطرنشان کرد: هنر انقلاب به مثابه سپر در مقابل تهاجم فرهنگی است و ضروری است که ما با توجه به این نکته مهم و اساسی اگر داعیه دفاع و حمایت از آرمان‌های نظام و انقلاب اسلامی را داریم از این هنر حمایت و دفاع کنیم؛ متأسفانه طی سال‌های اخیر توجه به هنر مهم و ارزنده انقلابی روز به روز بیشتر دچار نزول و افول شده است و این برای همه دغدغه‌مندانی که سال‌های عمرشان را برای ترویج روحیه انقلابی در حوزه‌های فرهنگی و هنری صرف نموده‌اند دردناک است. بازیگر و نویسنده نمایش «رخش دلم جز بار محبت نخواهد بود» تصریح کرد: مدیران فرهنگی کشور که روحیه «بورژوازی» و «مصرف‌گرایی» را در جامعه ترویج کرده‌اند باید پاسخگوی اعمال ضد فرهنگی و ضد انقلابی‌شان باشند؛ معتقدم همه دغدغه‌مندان و هنرمندانی که تمایل به رشد و توسعه فرهنگ انقلابی دارند بایستی دست در دست هم دهند و با اتحاد و یکپارچگی بار دیگر هنر ارزنده انقلابی را احیا نموده و آن را به دنیا معرفی کنند. الماسی در خاتمه این گفت‌وگو افزود: سینمای ایران به عنوان یکی از مهترین ابزارهای فرهنگی و هنری کشور به مدیرانی که پای سفره دگراندیشان می‌نشینند نیازی ندارد؛ ما کسانی که نسبت به انقلاب اسلامی کینه دارند را نمی‌خواهیم، مدیر لیبرال‌مسلک جایی در عرصه فرهنگی و هنری کشور ندارد؛ من معتقدم که نهادهای ذیربط باید تدبیری بیندیشند تا مانند حوزه سیاست بتوانیم در عرصه فرهنگی و هنری نیز در جامعه جهانی حرف‌های جدی برای گفتن داشته باشیم و پیام انقلاب اسلامی را توسط تولید آثار فرهنگی و هنری به جهانیان عرضه کنیم. ]]> فرهنگ Wed, 12 Apr 2017 23:10:23 GMT http://siasatrooz.ir/vdcfv1d1.w6dcjagiiw.html یک دورهمی اشرافی و بدون نشانی از سینما http://siasatrooz.ir/vdcdoz0n.yt0nx6a22y.html منتقد و مدرس سینما همزمان با برگزاری جشنواره جهانی فیلم فجر گفت: دورهمی جشن پاره موسوم به جهانی فیلم فجر یک بزم و ضیافت اشرافی و تشریفاتی است که با پول بیت‌المال برگزار می‌شود؛ جداسازی غلط جشنواره فیلم فجر سابق به ۲ بخش داخلی و جهانی سبب ۲ هزینه شدن، ۲ اجرایی و اتلاف بیت‌المال شده بدون آنکه ثمری برای سینما، فرهنگ و جامعه داشته باشد. جبار آذین در گفتگو با سینماپرس افزود: برگزاری جشنواره فیلم دارای ویژگی‌ها و استانداردهایی است که هر ۲ بخش تکه پاره شده جشنواره فیلم فجر فاقد آن است. برگزاری ناموفق و ناکام جشن پاره فیلم فجر و همچنین جشن پاره به اصطلاح جهانی فیلم فجر در دوره‌های پیش نشانگر اشتباه نامدیران سینمایی در جداسازی جشنواره بوده است. آذین با تأکید بر اینکه اصرار و لجاجت برگزارکنندگان دورهمی جشن پاره به اصطلاح جهانی فیلم فجر که نه جشنواره است و نه جهانی حکایت دستگیری و حمایت از سینمای ایران و اهالی آن و باز شدن درهای سینمای جهان به روی سینمای ما نیست اظهار داشت: منافع شخصی و گروهی عامل این اصرار و لجاجت است؛ با روندی که هر ۲ جشن‌پاره در پیش گرفته‌اند جز تخریب سینمای ایران هیچ دستاوردی پیش روی آن‌ها نیست در واقع آنچه این دو جشنواره بی‌نتیجه و بودجه برباد ده را تداوم می‌بخشد بازی‌های سیاسی و جناحی است. این منتقد سینما خاطرنشان کرد: سینمای ایران در تمام حوزه‌ها و به ویژه جشنواره فیلم فجر نیازمند اصلاحات اساسی است و تا زمانی که ملوک‌الطوایفی و اندیشه‌های غیرفرهنگی و غیر سینمایی در آن حاکم است و هدایت آن در دست‌های کارنابلدان و فرصت‌طلبان و منفعت‌جویان است هیچ کدام از این ۲ جشن پاره به ویژه دورهمی خارجی پسند آن نمی‌تواند در خدمت سینمای ایران و اعتلای استانداردهای آن باشد از همین رو وصل مجدد و سالم سازی و پاک‌سازی جشن پاره‌های فیلم فجر می‌تواند برای سازمان سینمایی و حیدریان دستور کار ضروری سینمای ایران باشد به شرط آنکه رئیس جدید سازمان مذکور با طرح‌ها و ابتکارها و نو‌آوری‌ها و بدون تأثیرپذیری از متولیان سیاسی و دولتی برای سینما تصمیم بگیرد و اشتباه‌های سینمای کشور را همراه اضافه‌های آن دور بریزد. آذین در خاتمه این گفتگو تأکید کرد: جشن پاره دورهمی اشرافی به اصطلاح جهانی فیلم فجر هیچ دستاورد مثبت برای سینمای ما ندارد و صرفاً میز مجللی است برای دورهم جمع شدن عده‌ای داخلی و خارجی برای غارت و چپاول بیت‌المال...؛ امیدوارم با حضور مدیران متعهد، دغدغه مند و کاربلد سینمایی شاهد برچیده شدن بساط برگزارکنندگان این به اصطلاح جشنواره باشیم که تنها در حال هدر دادن بودجه‌های هنگفتی از بیت‌المال هستند و هیچ دغدغه‌ای برای رشد و تعالی سینمای ایران ندارند و تنها دغدغه شان آن است که بتوانند به منافع شخصی خود دست پیدا کنند. ]]> فرهنگ Sat, 22 Apr 2017 06:56:44 GMT http://siasatrooz.ir/vdcdoz0n.yt0nx6a22y.html «گشت ۲»؛ مرغی که انجیر میخوره... http://siasatrooz.ir/vdcce0qo.2bq4e8laa2.html نویسنده: مهدی محمدنژادیان، سعید سهیلی کارگردان: سعید سهیلی بازیگران: حمید فرخ‌نژاد، پولاد کیمیایی، ساعد سهیلی، بهاره افشاری، ترلان پروانه، سارا سهیلی، ساناز طاری، امید روحانی، اسدالله یکتا، صفر کشکولی، مهدی ماهانی «مرغی که انجیر میخوره نوکش کجه» این جمله را حاج عباس گشت ۲ (حمید فرخ‌نژاد) در طول فیلم بارها و بارها تکرار می‌کند. ظاهرا کارگردان بدون اینکه خودش هم بداند با تاکید بر این جمله می‌خواهد محتوای فیلم و کار خود را معنی کند. «مرغی که انجیر میخوره نوکش کجه» حکایت همین فیلم گشت ۲ است. فیلمی که جز یک ‌ربع ابتدایی دیگر چیز خاصی ندارد. کارگردان درست مثل «چهارچنگولی» و «گشت ارشاد» فیلمی ساخته که در آن با خطوط قرمز ور برود، چند تا شوخی کمر به پایین توی آن بچپاند، عشق‌های دوزاری یک نگاه را باز غالب کند، شعارهای گل‌درشت سیاسی بدهد و مثلا چند پیام اخلاقی و قبر شهید هم نشان بدهد تا خطر ممیزی‌ها را هم کم کند. «گشت۲» نمونه به مراتب فاجعه‌تری نسبت به «گشت ارشاد» است. کارگردان با دم مسیحایی خود آن جوانک کشته شده در سری قبل (پولاد کیمیایی) را زنده می‌کند، آن دوتای دیگر را هم با حکم بالادستی خود با آن همه سابقه جنایت و خیانت و سرقت و ضدامنیتی بعد از پنج - شش سال از زندان آزاد می‌کند تا باز هم به سراغ دزدی‌ها و فردین‌بازی‌های قبل بروند. فیلم باز هم با همان المان‌های تکراری قبلی فقط ساخته شده که بفروشد. حالا این وسط هیئت داوران هم لطف می‌کنند و با همان چشم‌بند موشه‌دایانی این فیلم فاجعه را در سه بخش کاندیدا می‌کنند که دیگر جای شکر دارد! «اشنوگل»؛ قصه خوب، روایت بد نویسنده: مهدی محمدی، ابراهیم اصغری کارگردان: علی سلیمانی، هادی حاجتمند بازیگران: برزو ارجمند، ماه‌چهره خلیلی، کاوه سماک‌باشی، رحیم نوروزی، ماشاءاله شاهمرادی‌زاده، آزیتا ترکاشوند یونس به عنوان فرمانده گردان غواصان سه شب قبل از عملیات در حالی که در صدد حفر تونلی در منطقه عملیاتی بوده، مفقودالاثر شده است. حالا پس از سی سال اطلاعاتی به دست می‌آید که نشان می‌دهد احتمالا یونس زنده است و در آن زمان به واسطه منافقین قرارگاه اشرف با دشمن همکاری کرده... داستان با همین توصیف چندخطی‌اش می‌تواند جذاب باشد. چیزی شبیه به «نفوذی» و «بیداری رویاها»، که دوگانه رشادت و خیانت را به رخ می‌کشد. اینکه مخاطب را به جایی برساند که شک کند که «یونس» به عنوان فرمانده جنگ «شهید» شده یا «کشته» شده است. اما تجربه مشترک علی سلیمانی و هادی حاجتمند آن چیزی نشده که باید می‌شده است. فیلم علی‌رغم آنکه چندان طولانی نیست، ولی باز هم قابل کوتاه شدن است. ریتم کند داستان بیشتر از آنکه به فضای تعلیق فیلم کمک کند، مخاطب را کسل می‌کند. البته فرار فیلمسازان از فضای شهری امروز و پناه بردن به قطارهای از خط خارج شده اوراقی برای روایت داستان و فلاش‌بک‌ها کار هوشمندانه‌ای است، اما در فضاسازی جبهه و حال و هوای آن جغرافیا و تاریخ چندان موفق نبوده‌اند. در برخی سکانس‌ها استفاده از دیالوگ‌های تکراری فیلم‌های دهه شصت و هفتاد یا المان یک رزمنده اقلیت مذهبی که قبلا پرداخته شده چندان به داستان کمک نمی‌کند. شاید تنها سکانس تاثیرگذار فیلم جایی باشد که زنده‌به گور کردن بچه‌های غواص را به تصویر می‌کشد و با توجه با اینکه زمان زیادی از تشییع شهدای کربلای ۴ غواص نمی‌گذرد، می‌تواند دل مخاطب را بلرزاند و آنچه بر سر بچه‌های قهرمان ایران آمده را به بیننده نشان بدهد. ]]> مهدي رجبي فرهنگ Tue, 07 Feb 2017 20:51:23 GMT http://siasatrooz.ir/vdcce0qo.2bq4e8laa2.html ضرورت توجه به آینده پژوهی در آموزش و پرورش کشور http://siasatrooz.ir/vdch6-nq.23nimdftt2.html مقدمه نقش محوری انسان در توسعه و نیل به موفقیت در زمینه‌های گوناگون، لزوم توجه به تعلیم و تربیت متناسب با اهداف تعیین شده را به تصمیم گیران و سیاستگزاران تاکید می‌نماید. در جهان متغیر امروزی آموزش و پرورش به عنوان مولفه‌ای تاثیرگذار در اداره آینده کشور به دلیل پیچیدگی روابط و تعاملات و تغییر عوامل محیطی و سازمانی مستلزم رعایت ملاحظات متعددی است. شناخت و آگاهی نسبت به شرایط آینده تعلیم و تربیت، نیاز اساسی سیاستگزاران و مدیران عالی این نهاد مهم ا ست. امروزه این نیاز از طریق مطالعات آینده پژوهی پاسخ داده می‌شود. سازمان آموزش و پرورش کشور از این حیث مستثنی نبوده و مطالعات آینده پژوهی می‌تواند امکان جدیدی برای مسؤولان و مدیران این سازمان در زمینه افزایش کارایی آموزشی با استفاده از پیشرفت‌های علم و فن آوری ایجاد نماید. مقاله حاضر درپی پاسخ به این سوال است که آینده پژوهی چه نقشی در کارایی آموزش و پرورش مقطع ابتدایی کشور داشته و چه سازوکارهایی برای ایفای این نقش وجود دارد؟ ميل به آگاهي و شناخت آينده همواره در طول زندگي انسان از گذشته‌هاي دور وجود داشته است. اهميت و نياز به اطلاع از حوادث مستقبل در طول تاريخ، با ظهور افرادي در هيأت پيشگو و طالع‌بين بروز يافته و پاسخ داده شده است. در گذشته به واسطه نازل بودن سطح دانش و معرفت اين ميل محدود به زمان‌هاي كوتاه در آينده بوده ولي امروزه با رشد علم و توسعه فن‌آوري‌ها، انسان به دوره‌هاي بلندمدت مي‌انديشد. تبلور اين نياز در عصر حاضر به صورت مطالعات آينده‌ در سطح سازمان‌ها با عنوان آينده‌شناسي و آينده‌پژوهي قابل ملاحظه است زيرا ادامه بقاء و چگونگي كيفيت آن در آينده از دغدغه‌هاي سازمان‌هاي امروزي محسوب مي شود. توجه به ميزان افزايش علم در چند دهه اخير نسبت به گذشته و حركت شتابان جهان كنوني براساس دانش محوري، تصميم‌گيران سازمان‌ها را ملزم به شناخت آينده و مطالعات آينده‌شناسي مي‌كند. سازمان‌هاي آموزشی با توجه به نقش خطير خود در زمينه تعلیم و تربیت نسل‌های آینده، نيازمند نگرش و توجه جدي به آينده نه تنها به منظور آمادگي براي بهره‌گیری از امکانات جدید، بلكه تلاش در زمينه ساختن آينده مطلوب هستند. ظهور مفاهيم جديد فرهنگی و اجتماعی، ارزش‌های فرهنگی در حال تغییر و سرعت تغييرات كه تابعي از تاثیر رشد فناوري‌هاي ارتباطي و همچنين اقدامات نهادهایی چون دولت، مجلس، گسترش ضریب نفوذ رسانه‌ها اعم از تصویری، نوشتاری و شنیداری در سطوح داخلی وخارجی است، کارایی این سازمان‌ها را با مسائل متنوع و پيچيده‌ای مواجه نموده است. علاوه براین انتظار جامعه در خصوص تربیت نیروی انسانی کارآمد، توانمند، بانشاط و متعهد به ارزش‌های مذهبی و ملی، ضرورت توجه به مسایل آینده را در آموزش و پرورش دوچندان می‌کند. اکنون سوال اصلی مطرح این است که آینده پژوهی چه نقشی در کارایی آموزشی و تربیت آموزش و پرورش کشور دارد؟ و چگونه می‌تواند در تحقق اهداف این سازمان ایفای نقش نماید؟ پاسخ به سوال بر این پایه استوار است که مطالعات آينده از آنجاکه فرصتي ساختار يافته براي نگاه به آينده و بررسي نقش عوامل موثر در ايجاد آينده فراهم مي نمايد، امکان ایجاد چشم انداز مطلوب برای تصمیم گیران و سیاستگذاران سازمان آموزش و پرورش به وجود می‌آورد. افق‌های نوین از طریق شناسایی و ایجاد ظرفیت‌ها و توانمندی‌های جدید، امکان بهره‌گیری از فرصت‌ها در زمان آینده را میسر می‌سازد. ضمن آن که با این رویکرد، مشکلات و نارسایی‌های ناشی از شرایط آینده قابل احصاء و رفع آنها امکان پذیرتر خواهدبود. پيشينه آينده‌پژوهي علاقه فطري انسان به آينده و انديشه پيرامون آگاهي از وضعيت نهايي جهان، از سوي اديان الهي نيز مورد توجه قرار گرفته است. قرآن كريم در زمينه سرنوشت آينده جهان، مستضعفين را وارث و حاكم زمين وعده فرموده (قصص: ۵۰) و همچنين تصريح مي‌فرمايد: «خداوند كساني از شما بندگان كه ايمان آورد و نيكوكار گردد وعده فرموده كه در زمين خلافت دهد چنانچه امم صالح پيمبران سلف، جانشين پيشينيان خود شدند و علاوه بر خلافت، دين پسنديده آنان را بر همه اديان تمكن و تسلط عطا كند و به همه مؤمنان پس از خوف و انديشه از دشمنان ايمني كامل دهد كه مرا به يگانگي بي هيچ شرك و ريا پرستش كنند و بعد از آن هر كه كافر شود به حقيقت همان فاسقان تبه كارند.» (نور: ۵۵) «با پيدايش حوزه‌هاي معرفتي گوناگون در علوم طبيعي و انساني و رشد تخصص‌گرايي و افزايش عوامل و مسائل اجتماعي، آينده‌پژوهي پا به عرصه و دوران نويني گذاشت و پس از تلاش‌هاي «اچ.جي. ولز» در پيش‌بيني و طراحي آينده، فليچهايم آينده‌نگر آلماني در سال ۱۹۴۳ اصطلاح آينده‌شناسي را در زمينه برنامه‌هاي مربوط به جهت‌گيري جوامع نسبت به آينده ارايه نمود. به تدريج آينده‌پژوهي به حوزه مسايل نظامي نيز كشيده شد. تئودور كارمان در آثاري نظير «به سوي افق‌هاي تازه» و «درباره جنگ گرما هسته‌اي» به اين ديدگاه پرداخت. در گام‌هاي بعدي دانشمندان همچون «برتراند دوژو‌ونل» آينده‌پژوهي را به سوي كسب شالوده‌هاي عقلاني و فلسفي سوق دادند.» (اكرمي،۱۳۷۶:۶۸) در آثار برخي از انديشه‌گران معاصر نيز نظرياتي در قالب آينده‌پژوهي مطرح شده است. تافلر در كتاب شوك آينده به اين موضوع اشاره مي‌كند.»برنامه‌ی ريزي براي آينده دور بر معناي وابسته كردن خود به برنامه‌هاي خشك و جزمي نيست. برنامه‌ها را مي‌توان طوري تنظيم كرد كه حالت آزمايشي و سيال داشته باشد و بتوان آنها را پيوست مورد تجديدنظر قرار داد. ولي انعطاف‌پذيري به معناي كوته‌بيني نيست. براي فرا گذاشتن از تكنوكراسي، افق‌هاي زمان ما از نظر اجتماعي بايد از فراز دهه‌ها و حتي نسل‌ها بگذرد و به آينده پرواز كند. اين كار بيش از طولاني‌تر كردن برنامه‌هاي رسمي نياز دارد. بايد يك آينده آگاهي اجتماعي جديد را به صدر تا ذيل جامعه تزريق كرد.» (تافلر، ۱۳۷۳:۶۷۲) «آنچه را که امروز فعالیت آینده نگاری می‌نامند نخستین بار توسط ژاپن در سطح ملی به کار گرفته شد. ابداع روش دلفی توسط محققین مؤسسه رند در دهه ۱۹۶۰ میلادی، به ظهور روش علمی و کارا جهت پیش بینی پیشرفت‌های علمی و فناوری منجر گردید. در اواخر این دهه و اوایل دهه ۱۹۷۰ ژاپن با استفاده از تجربه متخصصان این مؤسسه، روش دلفی را به صورتی گسترده پیش بینی وضعیت علم و تکنولوژی تا سال ۲۰۰۰ میلادی به کار گرفت. هدف در ابتدا صرفاًپیش بینی وضعیت علم و تکنولوژی بود. اما در خلال انجام این فرآیند که هر ۵ سال در این کشور انجام می‌شود به نتایجی فراتر از پیش بینی دست یافتند. به گونه‌ای که قادر به جهت‌دهی نسبی وضعیت تحقیقات و توسعه علمی و تکنولوژیکی جامعه خود گردیدند. بدین ترتیب دیگر مفهوم پیش بینی بیانگر این فعالیت نبود در عمل مفهوم جدید به نام آینده نگاری که به معنای ایجاد آینده مورد نظر می‌باشد خلق گردید.» (قدیری، ۱۳۸۵:۳). مفاهیم و تعریف آینده پژوهی مانند بسیاری از اصطلاحات‏، اتفاق نظري درخصوص مفهوم آينده‌پژوهي وجود ندارد. «آینده اندیشی که برای آن معادل‌های مختلفی نظیر آینده پژوهی، آینده شناسی،آینده نگاری، آینده نگری، مطالعات آینده و امثالهم در زبان فارسی پیشنهاد شده، یک قلمرو معرفتی پرتکاپو در کشورهای پیشرفته و نیز در کشورهایی است که با شتاب در تلاش رسیدن به گردونه کشورهای پیشرفته قرار دارند. هر یک از این معادل‌های فارسی به نوبه خود ترجمه یکی از اعضای مجموعه متنوع واژگانی است که در زبانهای اروپایی برای تأکید بر جنبه‌های مختلف قلمرو فراخی به کار گرفته شده که در حوزه‌ها و عرصه‌های گوناگون به روندهای آینده نظر می‌کند و می‌کوشد از میان روندهای ممکن و محتمل، مطلوب‌ترین‌ها را شناسایی کند و برای تحقق آن از هم اکنون زمینه سازی و برنامه ریزی کند.» (پایا،۱۳۸۵) در این مقاله اصطلاح آینده پژوهی به عنوان یک معادل کلی برای نامیدن همه انحاء فعالیت‌های مرتبط با این حوزه با توجه به تفاوتهای موجود آنها به کار رفته است. «مفروض آينده‌نگري آن است كه آينده‌ها متعددند و در انتخاب آنها، انسان‌ها تا حدي آزادي عمل دارند. آينده الزاماً تداوم گذشته نيست زيرا در شكل‌گيري آينده بازيگران بسياري دخيل‌اند كه عملكرد امروز آنان به طرح‌هاي آينده بستگي دارد.» (توفيق،۱۳۷۷:۸۱) برخی از محققان برای آینده پژوهي در حوزه‌های مختلف تعاریف متفاوتی ذکر کرده اند. بن مارتین عضو مؤسسه تحقیقات سیاستگذاری علم و تکنولوژی آینده پژوهي تحقیقات را اینگونه تعریف کرده است: «آینده نگاری تحقیقات فرآیندی است شامل تلاش سیستماتیک به منظور نگاه به آینده بلندمدت علم، تکنولوژی، اقتصاد و جامعه با هدف شناسایی حوزه‌های تحقیقات استراتژیک و تکنولوژی‌های عام نوظهور که احتمالاً به بیشترین منافع اقتصادی و اجتماعی منجر گردد.» (قدیري۱۳۸۵) «کشور ژاپن به عنوان پیشتاز مطالعات آینده نگاري تعریف زیر را ارائه کرده است: «آینده نگاری فرآیندی است که طی آن درک کامل تری از نیروهای شکل دهنده آینده بلندمدت پیدا می‌شود. آن نیروهای شکل دهنده در تدوین و تنظیم سیاست‌ها، برنامه ریزی‌ها و تصمیم‌گیری‌ها در نظر گرفته می‌شوند. آینده نگاری همچنین شامل ابزارهایی کمی و کیفی برای پایش سرنخ‌ها و شاخص‌های شکل‌گیری روند و توسعه‌هاست. آینده نگاری نیازها و فرصت‌های آینده را به ما نشان می‌دهد. آینده نگاری سیاست دولتی را تعیین نمی کند بلکه به تعدیل آن کمک می‌کند تا در مقابل تغییرات شرایط زمانه مناسب‌تر، انعطاف پذیرتر و مقاوم تر باشد.» (دفتر همکاری‌های فناوری ریاست جمهوری، ۱۳۸۱) در مجموع با در نظر گرفتن سایر تعاریفی که توسط افراد، مؤسسات و نهادهای گوناگون ارائه شده است. می‌توان تعریف مفهومی زیر را مطرح نمود: «آینده نگاری می‌کوشد تا معرفت و اندیشه‌ای آینده نگرانه را در میان بخش‌های تجاری، دولت و نهادهای دانش برای درک فرصت‌ها و تهدیدهای محتمل طی ۱۰ تا ۲۰ سال آینده در عرصه بازار و تکنولوژی‌ها ایجاد کند و آنگاه با ایجاد و تقویت همکاری میان این سه بخش به جهت‌دهی فعالیت‌های آنان در راستای اهداف تعیین شده بپردازد.» (همان.) رویکرد‌های آینده پژوهی سه رويكرد اصلي در آينده‌پژوهي مطرح است که هر رویکرد بنابر نگرش و نیاز محققین در مطالعات آینده ومرتبط با موضوعات، می‌تواند مورد توجه قرارگیرد: ۱- آينده پژوهي اكتشافي باتوجه به روندهاي فعلي، آينده مي‌تواند چگونه باشد؟ اين رويكرد، نقطه عزيمت خود را «زمان حال» قرار مي‌دهد و بر مبناي شواهد و روندهاي موجود، به پيش‌بيني آينده‌هاي محتمل (وضعيت‌هاي محتمل آينده) مي‌پردازد. رونديابي و سناريوسازي، از مهم‌ترين تكنيك‌ها در اين رويكرد محسوب مي‌شوند. پیش بینی روش مواجهه با اینده در این رویکرد است. ۲ - آينده پژوهي هنجاري (تجويزي) باتوجه به اصول، ارزش‌ها و هنجارهاي ما، آينده بايد چگونه باشد؟ اين رويكرد، نقطه عزيمت خود را ”آينده“ قرار مي‌دهد. آينده‌پژوهانِ هنجاري به‌طور مجازي به دنياي آينده سفر مي‌كنند؛ در ايستگاه زماني مورد نظر (۱۰، ۲۰، يا ۳۰ سال ديگر) مي‌ايستند؛ سپس عينك «ارزش‌ها و اصول بنيادي» را به چشم مي‌زنند و از خود مي‌پرسند كه آينده مطلوب در اين نقطه از زمان «بايد» چگونه باشد؟ وقتي آينده مطلوب تعريف شد، آينده‌پژوهان به زمان حال مراجعت مي‌كنند تا الزامات و راه‌كارهاي تحقق آينده مطلوب را با توجه به شرايط موجود و احتمالات آينده، شناسايي نمايند.روش برخورد با آینده در این رویکرد آینده نگاری است. روش‌ها و فنون آینده پژوهی مطالعه روش‌های آینده پژوهی بیانگر وجود فنون و تکنیک‌های متعددی است که به نمونه‌ای از رایج‌ترین روشهای آن اشاره می‌شود. ۱ –دیده بانی: دیده‌بانی به معنای پایش مستمر تغییرات جهانی در زمینه‌های مختلف است که بوسیله یک اندیشکده یا یک گروه علاقمند به آینده پژوهی انجام می‌گیرد. دیده بانی که یکی از ساده‌ترین و در حین حال موثرترین روش‌های آینده پژوهی است، نوعا بر پایه بررسی نظام مند محتوای مطالب روزنامه‌ها، مجلات، پایگاه‌های اینترنتی و دیگر رسانه‌ها، به منظور کشف علامت‌های تغییرات صورت گرفته، انجام می‌شود و دارای نتایج ارزشمندی است. ۲- تحلیل روند: منظور از تحلیل روند، مطالعه یک روند مشخص به منظور کشف ماهیت، علت‌های بروز، سرعت توسعه و پیامدهای بالقوهی آن است. تحلیل روندها باید بسیار دقیق باشد، زیرا یک روند مشخص می‌تواند تاثیرات بسیار متفاوتی برابعاد گوناگون زندگی ما داشته باشد که شاید بسیاری از این تاثیرات در نگاه اول قابل کشف نباشد. ۳- پایش روند: روندهایی که در یک جامعه، صنعت یا بخش مشخص اهمیت ویژه دارند، باید به دقت پایش شوند. بعنوان مثال، نرخ رو به رشد بیکاری یا ظهور یک بیماری جدید که می‌تواند آثار چشمگیری بر سازمانها و جامعه داشته باشد. ۴- برون یابی روندها: در این روش آینده پژوهان می‌کوشند با رسم نمودار تغییرات روندها و استفاده از اطلاعات آماری و برون یابی نمودار، بر پایه نرخ کنونی، تغییرات آینده را پیش بینی کنند. ۵- توسعه و تحلیل سناریو: سناریو پیش بینی قطعی و دقیق جهان آینده نیست، بلکه توصیفی از رویدادهای ممکن و چند گانه است که امکان وقوع آنها در آینده وجود دارد. به بیان دیگر، سناریوها آمیزه‌ای از پیش بینی‌های تخیلی و در عین حال واقع گرایانه از رخدادهای احتمالی آینده هستند با استفاده از سناریوها می‌توانیم درباره آنچه که باید بعدها انجام دهیم، بطور جدی بیاندیشیم. در مواردی شاید بخواهیم از چنین رخداد‌هایی جلوگیری کنیم، در موارد دیگری شاید بخواهیم تمهیداتی برای وقوع آنها بیاندیشیم و در مواردی هم شاید بخواهیم که وقوع آنها را تسریع نماییم. ۶ - نظر خواهی و مشاوره: در این روش با استفاده از گفتگو، مصاحبه و پرسشنامه، نظرات کارشناسان وافراد خبره نسبت به آینده جمع آوری می‌شود و با استفاده از روشهای مختلف (مثلاً روش دلفی ) پیش‌بینی‌های دقیقتری از آینده صورت می‌گیرد. ۷- مدلسازی: رویدادهایی را که ممکن است در جهان آینده رخ دهند، می‌توان به شیو ه‌های گوناگونی تقلیدو باز آفرینی کرد و از این طریق درک بهتری نسبت به آنها به دست آورد؛ مثلاً به کمک ماکت، مردم می‌توانند درک کنند که شهرهای آینده و ساختمان‌های آن چه شکلی خواهند داشت. ۸- شبیه سازی یا بازی: این مدل در واقع نمایش ایستایی از یک حالت معین است، اما مفهوم همزاد وپویای آن، شبیه سازی است. رزمایشهای جنگی، در حقیقت نوعی شبیه سازی هستند که در آن فرمانده هان جنگی می‌توانند راهبردها و تاکتیکهای خود را در شرایطی نزدیک به واقعیت آزمایش کنند. ۹- شبیه سازی‌های رایانه ای: نظامها و سامانه‌های پیچیده، مانند اقتصاد کشور را م یتوان با استفاده ازمعادلات ریاضی و انتقال آنها به رایانه، شبیه سازی کرد. طبق این روش، اطلاعات مربوط به وضعیت موجود کنونی به رایانه داده می‌شود و رایانه، تغییرات حاصله را نمایش می‌دهد. رایانه براساس محاسبات، شبیه سازی بهتری انجام م یدهد و نتایج دقیقتری ارائه می‌کند. ۱۰ - تحلیل تاریخی: مطالعه تحلیل تاریخی، به طور ضمنی مبتنی بر این گزاره است که گاهی تاریخ تکرارمی شود. اگر چنین گزار‌ه‌ای درست باشد - که در بعضی موارد درست است- می‌توان یک یا چند موقعیت تاریخی مشابه را مقایسه کرد و از این رهگذر فهمید که سرانجام بعضی از وقایع چه خواهد شد ۱۱ - توفان فکری: قاعده کلیدی در توفان فکری (هم اندیشی) این است که اعضای یک گروه، بدون هیچ گونه انتقاد یا موضع گیری، براساس ایده‌های دیگران در مورد یک موضوع خاص، ایده پردازی کنند. دراین روش ایده‌های نو - از طریق تشکیل گروههای کوچک- با هدف تفکر خلاق درباره یک موضوع خاص تولید می‌شوند. این روش برای شناسایی امکان‌ها، فرصت‌ها و ریسک‌ها بسیار مفید است. ۱۲- چشم انداز (دیدمان سازی ): از آنجا که آینده پژوهی فراتر از پیش بینی است، اکثر آینده پژوهان خواهان ابداع تصویرهاو دیدمان‌هایی از آینده مطلوب برای ملت‌ها، سازمان‌ها یا افراد هستند. آینده پژوهان کار خود را با مروررویدادهای گذشته و موقعیت کنونی آغاز کرده و سپس دیدمانی از آینده‌های مطلوب ایجاد می‌کنند و می‌کوشند تا راه‌های مشخص و خلاقانه‌ای برای شکل بخشیدن به چنین آینده‌هایی بیابند. اهمیت توجه به آينده‌پژوهي در آموزش و پرورش «تنها خط ‌مشي و سياستي كه احتمال موفقيت آن وجود دارد، تلاش براي ساختن آينده است. تلاش براي ساختن آينده بسيار مخاطره‌آميز است ولي به هر حال مخاطرات اين تلاش به مراتب كمتر از عدم تلاش براي ساختن آن است.» (دراكر:۱۳۷۸، ۱۳۰) اشتغال مداوم به امور جاري و پاسخگويي به نيازهاي روزمره، مديران سازمان‌ها را از پرداختن به آينده بازمي‌دارد.در اثر فشار كارهاي روزانه توجه به مسائل مرتبط با آينده از دستور كار خارج مي‌گردد.اگرچه در گذشته روند آرام و پيوسته امور امكان پيش‌بيني وقايع و تحولات آينده را براي مديران به وجود مي‌آورد ولي تأثير عوامل متعدد از جمله رويكرد دانش محور به موضوعات مختلف در چند دهه اخير موجب جهش رشد صنعتي و اقتصادي كشورها و بروز ناپيوستگي در تحولات ملي و بين‌المللي گرديده است.چارلز هندي در اين باره مي‌گويد: «ناپيوستگي فاصله نيست و مسلماً نيازي هم نيست كه فاصله باشد. تغيير ناپيوسته بهترين راه پيشرفت براي جامعه است كه يك مسير مشخص را طي مي‌كند.» (هندي،۱۳۷۸ :۱۴) او در اين زمينه مثالي ذكر مي‌كند: «سرخ‌پوستي با مشاهده بادبان‌هاي كشتي‌هاي مهاجم اسپانيايي در افق، آن را به تغييرات عجيب و غريب جوي نسبت داد و به كار خود مشغول شد. زيرا در تجارب محدود خود، دركي از كشتي‌هاي بادباني نداشت. آنها با فرض وجود پيوستگي، آن چه را كه بر دريافتشان منطبق نبود ناديده گرفتند و مصيبت بر آنها نازل شد. اگر بخواهيم گرفتار سرنوشت آن سرخ‌پوست نشويم بايد در جستجوي تغيير ناپيوسته باشيم.» (همان) از مثال ارايه شده توسط هندي در مورد عدم پيوستگي در عصر حاضر،‌ مي‌توان به استنباط ديگري دست يافت. توجه به تغيير محيط و وضعيت‌هاي محتمل، ممكن و مطلوب آينده، عاملي است كه تأثير فراواني بر کارایی سازمان‌ها دارد. ساختار، کیفیت منابع انسانی، آموزش‌ها، فرهنگ و اهداف سازمانی و همچنین راهبرد و فناوري‌هاي مورد استفاده در مواجهه سازمان‌ها با آینده تاثیر دارد. تاثير محيط بر ساختار سازمان‌های متولی امر آموزش و پرورش و ارتباط آن با موضوع آينده پژوهي قابل ملاحظه است." محيط از نهادها، سازمان‌ها،‌ نيروها و عواملي كه خارج از مرز سازمان وجود دارد تشكيل شده و بر تمام يا بخشي از عملكرد سازمان اثر مي‌گذارد ولي سازمان نمي‌تواند هيچ كنترلي بر آن اعمال كند. سازمان‌ها با ۴ نوع محيط روبرو مي‌شوند.» (اعرابي، ۱۳۷۶ :۱۵)با آينده‌پژوهي و شناخت ويژگي‌هاي محيط در آينده، ساختارهاي مناسب براي ادامه فعاليت سازمان آموزش وپرورش کشور تعيين مي‌گردد. اهميت تاثير محيط بر ساختار سازمان‌ها از آن جهت حائز اهميت است كه نيل به اهداف وابسته به ساختار مناسب براي فعاليت در محيط جديد است. دستيابي به كارآيي در آموزش و پرورش مستلزم رويكرد به تغيير و اعمال تغييرات مناسب با شرایط آینده است.» يافته‌ها و تجربه‌ها در زمينه علوم نظري حكم مي‌كند كه سازمان‌ها همواره با دگرگوني‌هايي كه در اطرافشان اتفاق مي‌افتد خود را سازگار كنند و منطبق با آنها پيش بروند. به عبارت ديگر اصل عمده در سازمان عبارت است از تأمين انعطاف با قصد جلوگيري از دگرگوني‌هاي نامطلوب و رودررويي با موقعيت‌ها و حوادث و اجراي برنامه‌هايي كه شرايط و مقتضيات زمان و مكان پيش مي‌آورد.»‍ (اعرابي، ۱۳۷۶: ۱۱ ) ايجاد ساختار مناسب آموزشی در مواجهه با ويژگي‌هاي محيط جديد مستلزم شناخت آينده است و بدون آن امكان ندارد. ضمن آنکه سرعت تغييرات نيز پرداختن به آينده را در زمینه اهداف و ماموریت‌های آموزش و پرورش اجتناب‌ناپذير نموده است. اين سرعت ناشي از افزايش دانش محوري در زندگي بشر و توسعه و گسترش فن‌آوري، همچنين بروز پديده‌هايي همچون جهاني شدن است كه خصايصي فزاينده و تاثير گذار دارند. در این میان آموزش و پرورش کشور در مواجهه با تغييرات، نيازمند تحولاتی در ساختار، قوانین و مقررات، روش‌ها، آیین نامه‌ها، شیوه نامه‌های اجرایی و محتوای مطالب آموزشی است. ضرورت آينده‌پژوهي در آموزش و پرورش آینده پژوهی در آموزش و پرورش به دلیل ارتباط آن با نسل در حال تربیت جامعه و تاثیرکارکرد آن بر کارایی سازمان‌ها در آینده و موفقیت سازمان‌های مختلف کشور در بلند مدت و همچنین مرجعیت آن در تامین نیروی انسانی متخصص و متعهد از اهمیت ویژه‌ای برخورداراست. نقش تاثیرگذار آموزش وپرورش در کیفیت نیروی انسانی تامین کننده نیازهای سازمان‌ها، نهادها و ارگان، آن را به مرجع منحصر به فرد آموزشی و تربیتی پایه کشور تبدیل نموده است. آموزش متناسب با نیازهای حال وآینده جامعه و پرورش افرادی آگاه، توانمند، سالم، متعهد با نشاط و انگیزه، از کارویژه‌های تشکیلات آموزش و پرورش است. در فعالیت‌های آموزشی و تربیتی پیش گرفتن بر نیازها ضروری است. زیرا مانع عقب ماندگی و رکود پیشرفت همه جانبه جامعه می‌گردد. به همین لحاظ پیش بینی اوضاع و شرایط درچشم انداز قابل حصول و در آینده (دوریانزدیک) ضروری است.می بایست نیازهای آینده جامعه برآوردشده و متناسب با اهداف پیش بینی شده اقدام به سیاستگزاری و برنامه ریزی نمود. برآورد نیازها براساس علایم و نشانه‌ها صورت می‌گیرد و محصول آن اعلام نیازمندی در آینده است. برآورد‌های آموزشی نباید صرفا براساس حدس و گمان استوارباشد. بلکه باید نتیجه یک فرایند جدی، عقلانی، تحقیقات بی‌طرفانه، فعالیت دقیق علمی، داده‌ها، شواهد و قراین، تجزیه و تحلیل عینی و نه صرفا براساس مدل‌های ذهنی و ظنی یا شهودی پژوهشگر باشد. پیش بینی و تخمین یا احتمال سازی، به عنوان راهکار دیگر مطرح است. این راهکار به طور مشخص ناظر به موضوعات آینده است: در آینده پژوهی محققین تعیین می‌کنند که حساسیت‌ها و نیازهای آینده از چه اولویت‌هایی برخوردارند. پیش بینی با هدف مشخص کردن وضعیت یا اوضاع پدیده‌ها در آینده بوده و ضمن اتکا برتحلیل و برآوردهای گذشته، ناظر به آینده است. و برپایه در نظرگرفتن احتمالات مختلف شکل می‌گیرد. البته حساس‌ترین و مهمترین وظیفه آینده پژوهان از نظر تصمیم گیران ومدیران، پیش بینی یک واقعه در شرایط فعلی است صحت تحلیل و وقوع پیش بینی انجام شده است تاثیر زیادی بر اعتبار آینده پژوهی و اعتماد مسولان خواهد داشت. بنابراین نیاز سنجی آموزشی و تربیتی جامعه و انعکاس آن به مدیران عالی آموزش و پرورش از کارویژه‌های مطالعات آینده است. از آنجا که آمیختگی امور و تاثیر تعامل حوزه‌های مختلف باعث ایجاد طیفی از نیازمندی‌های آموزشی در سطح دستگاه‌های مختلف کشور گردیده است. تاثیررشد فن‌آوری‌ها بر اقتصاد، سیاست، فرهنگ و سایر بخش‌ها بایکدیگر، آموزش و پرورش را با طیف گسترده‌ای از درخواست‌های متنوع حوزه‌های مختلف در آینده مواجه می‌کند. در سطح کلان تعیین اهداف و سیاست‌ها و همچنین طرح ریزی برنامه‌های آموزشی، وابسته به چشم‌اندازهایی است که از آینده ارائه می‌شود. بدیهی است چشم انداز مطلوب بایستی با در نظرگرفتن کلیه ابعاد تهیه و تدوین شود. ضرورت پاسخ به مسایل آینده در سطح آموزش و پرورش توجه و تمرکز به انواع رویکردهای مطرح در آینده پژوهی را اجتناب ناپذیرمی نماید. علاوه براین، برخی از ضرورت‌های آینده پژوهی را می‌توان در موارد زیر دسته بندی کرد: • آماده شدن خود و ديگران در برابر آينده • کسب نماي کلي از آينده‌هاي در حال ظهور • درک زود هنگام خطرات و هشدارها • کسب موفقيت و برتري در رقابت‌ها • سازگاري با تغييرات • کسب موقعيت در قلب روندها و مسير تغييرات • کسب ايده درباره برنامه‌ريزي و سرمايه‌گذاري براي بدست آوردن منافع موجود"(ملکی فر، ۱۳۸۴ :ص۶ ) اهداف آينده پژوهي در آموزش و پرورش آینده پژوهی در سازمان آموزش و پرورش کشور با رویکرد پاسخگویی به نیازهای آتی کشور و تربیت نسل‌های آینده براساس آموزه‌های اسلامی در کلیه حوزه‌ها، می‌تواند اهداف متعددی را تعقیب نماید. با توجه به تأثیر و اهمیت تصمیم گیران و سیاستگذاران در تعیین چگونگی و نحوه فعالیت‌های آموزشی و تربیتی، برخی از اهداف با رویکرد مذکور که می‌بایست مورد توجه قرار گیرند عبارتند از : - تعریف آینده‌های مطلوب آموزشی: آمادگی برای ایفای نقش در آینده بدون ارائه تعریف شفاف از آن میسر نخواهد بود. ترسیم و تصویر محیط و شرایط آینده کشور با در نظرگرفتن اهداف و راهبردها، از طریق فعالیت‌های آینده پژوهی میسر می‌گردد. توجه به تغییرات و روند آن ازمولفه‌های مهم در ترسیم وضع اینده خواهد بود. - ارائه تصویری از وضعیت آینده فن آوری و تاثیر آن بر فعالیت‌های آموزشی: رشد سریع علوم و فن آوری موجب منسوخ شدن بسیاری از امکانات و تجهیزات مورد استفاده در آموزش‌ها گردیده است. مطالعه و پیگیری مستمر تغییرات فن آوری و محصولات جدید با تلفیق و ترکیب آنها در راستای فعالیت‌های آموزشی امکان موفقیت یادگیری را افزایش خواهد داد. علاوه براین ورود فن آوری‌های نوین ارتباطی و اطلاعاتی به زندگی بشری موجب سرعت تغییر شرایط و موقعیتها در عصر حاضر شده که ضمن ایجاد پیچیدگی در روابط و تعاملات موجود، موجب اشتغال مداوم و مستمر مدیران و مسئولان سازمان‌های مختلف گردیده است. بدیهی است در این شرایط نمی توان تاثیر فناوری را در تحولات آینده و آسیب‌های احتمالی فرهنگی و اجتماعی نادیده گرفت. نیاز به مطالعه عمیق و اندیشه در این خصوص می‌بایست مدنظر مطالعات آینده پژوهی قرارگیرد. -برآورد و کشف موقعیت‌های جدید ناشی از تغییرات: با نگاه به آینده و عبور از چارچوب‌های فکری موجود، نگرش به موضوع موقعیت‌ها نیز توسعه و گسترش می‌یابد. چه بسا بسیاری از تغییرات فعلی با این نگرش تبدیل به امکانی برای موفقیت بیشتر آموزش و پرورش گردد. - زمینه سازی برای بهره برداری از فرصت‌های در حال ظهور در سطح آموزش و پرورش کشور. - پیش بینی آسیب‌های فرهنگی و آموزشی ناشی از شرایط نوین. - ایجاد انعطاف در ساختار و ماموریت‌ها با هدف کنترل آسیب‌های آینده. - بازبینی راهبردها و اهداف سازمانی آموزش و پرورش. - برآورد و تعیین نیازمندی‌های جدید آموزشی متناسب با آینده. - اتخاذ موضع فعال مسئولان و تصمیم گیران آموزش و پرورش در مواجهه با شرایط آینده. "برای این که دید وسیعی نسبت به آینده داشته باشیم (آینده نگری) باید آن را بشناسیم (آینده شناسی) و برای شناخت آن باید درباره آن مطالعه و تحقیق کنیم (آینده پژوهی). به عبارت دیگر لازمه آینده نگری، آینده شناسی و آینده شناسی مستلزم اینده پژوهی است.. «(ناصرآبادی: ۱۳۷۹، ۱) تلاش برای بررسی آینده بایستی نظام‌مند باشد تا تحت عنوان آینده پژوهی قرارگیرد. ضمن آنکه این اقدامات باید به صورت درازمدت (۵-۳۵سال ) که به طور معمول فراتراز افق‌های برنامه ریزی است انجام گیرد.آینده پژوهی یک فرآیند شامل مشورت و تعامل بین جامعه علمی، سیاستگزاران و کاربران نتایج تحقیقات است. آموزش و پرورش کشور در پرتو مطالعات آينده پژوهی امكان شناخت عوامل مؤثر در تعیین شرایط وموقعیت‌های نوين را داشته و موجب تربیت کارآمد نیروی انسانی مورد نیاز کلیه بخش‌های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، دفاعی، صنعتی و تجاری می‌گردد. مژگان صفدری- آموزگار مقطع ابتدایی مدارس اسلام شهر منابع در دفتر روزنامه موجود است. ]]> فرهنگ Mon, 02 Apr 2012 03:28:12 GMT http://siasatrooz.ir/vdch6-nq.23nimdftt2.html سینمای ایران از مردم و آرمان‌های نظام و انقلاب دور است http://siasatrooz.ir/vdccsoqo.2bq4e8laa2.html سعید مستغاثی درپی نامگذاری سال ۹۶ به عنوان «اقتصاد مقاومتی تولید و اشتغال» گفت: سینمای ایران از مردم دور است و هیچ نزدیکی با آرمان‌های نظام و انقلاب ندارد و به جز جرقه‌های اندکی از سوی برخی از سینماگران متعهد که دغدغه نظام و انقلاب اسلامی را دارند ما هیچ‌گاه شاهد حرکت مثبت در این سینما نبوده‌ایم. این کارشناس فرهنگی در گفت‌وگو با سینماپرس افزود: طبیعتاً زمانی که یک پدیده مانند سینما از مردم به دور باشد و به مسائل آن‌ها بی‌توجه باشد به دغدغه‌های آن‌ها ورود پیدا نمی‌کند؛ امروزه وضعیت سینما نیز در کشورمان به همین‌گونه است و به همین دلیل است که ما هیچ‌گاه شاهد ورود سینما به مسائلی نظیر مقاومت مردم در برابر سلطه آمریکا، حمایت و جانفشانی‌های مردم برای حرمین شریفین، اقتصاد مقاومتی و... نیستیم! وی سپس با بیان اینکه سینما در کشور ما سینمای مسئولان است و نمی‌توان عنوان سینمای ملی یا سینمای ایران را به آن اطلاق کرد اظهار داشت: سینمایی که ما امروزه شاهد آن هستیم هیچ‌گونه قرابت و همخوانی با تفکرات مردمی، خواسته‌ها و نیازهای آن‌ها ندارد؛ متأسفانه نه تنها سینما که به طور کل فضای فرهنگی در کشور ما بسیار ناسالم است. ما در حوزه‌هایی مانند رسانه‌ها، نشر و... نیز با فضایی سکولار که عمدتاً بازماندگان قبل از انقلاب اسلامی آن‌ها را اداره می‌کنند روبه‌رو هستیم. این منتقد سینما تأکید کرد: حوزه فرهنگ و هنر در کشور ما رسماً تحت تأثیر تهاجم فرهنگی و علوم انسانی غربی اداره می‌شود و کار آن از مبدأ و اساس خراب است!؛ بنده معتقدم در این میان حوزه‌های علمیه به عنوان نهادی که مردم به شدت قبولش دارند نباید به صورت منفعلانه عمل کند و باید حرکات مثبتی را در تمامی حوزه‌های فرهنگی از جمله سینما انجام دهد. مستغاثی خاطرنشان کرد: هرچند که طی این سال‌ها ما شاهد حرکت‌های اندکی مانند برگزاری جشنواره فیلم عمار، جایزه ققنوس و... بوده‌ایم که براساس دغدغه‌های نظام اسلامی شکل گرفته‌اند اما این‌ها کافی نیست و زمانی ما می‌توانیم به آینده سینمای کشور خوشبین باشیم که این جریانات بدل به جریان اصلی سینمایی شوند. وی تصریح کرد: تا تفکر ضد اسلامی در سینما از بین نرود نمی‌توانیم امیدی به بهبود اوضاع داشته باشیم. سوژه‌ها و موضوعاتی که در سینمای کشور ما دستمایه تولید آثار سینمایی قرار می‌گیرند که اصلاً به اسلام و انقلاب اسلامی ارتباطی نداشته و تنها درصدد ترویج ابتذال و روحیه روشنفکرمآبانه در کشور هستند و متأسفانه هیچ شخص و نهادی هم جلوی آن را نمی‌گیرد. مستغاثی در پایان تأکید کرد: مبحث مهم اقتصاد مقاومتی که رهبر معظم انقلاب بارها به آن اشاره کرده‌اند بسیار مهم است و ما باید در سینمای‌مان شاهد تفهیم این موضوع بسیار مهم به مردم باشیم و همگان را با کارکردها و دستاوردهای اقتصاد مقاومتی آشنا کنیم و امیدوارم با یاری خداوند بتوانیم به زودی شاهد تحولی شگرف در سینمای‌مان باشیم. ]]> فرهنگ Fri, 14 Apr 2017 16:53:19 GMT http://siasatrooz.ir/vdccsoqo.2bq4e8laa2.html