سیاست روز - پربيننده ترين عناوين فرهنگ :: rss_full_edition http://siasatrooz.ir/fa/culture Wed, 15 Mar 2017 22:49:32 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://siasatrooz.ir/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط سیاست روز http://siasatrooz.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام سیاست روز آزاد است. Wed, 15 Mar 2017 22:49:32 GMT فرهنگ 60 خداحافظی دنیای تصویر با مرد سپیدپوش فیروزه‌ای http://siasatrooz.ir/vdcewf8o.jh8voi9bbj.html علی معلم تهیه کننده سینما و مدیر مسئول نشریه «دنیای تصویر» روز گذشته دار فانی را وداع گفت. بنیان‌گذار جشن سینمایی تلویزیونی حافظ، مدرس، مجری و برنامه‌ساز و تهیه‌کننده‌ سینما روز ۲۳ اسفندماه در سن ۵۴ سالگی و درپی حملۀ قلبی، دار فانی را وداع گفت. علي معلم نويسنده، ناشر، منتقد، تهيه‌کننده، کارگردان، مجري تلويزيون متولد آذرماه ۱۳۴۱ (دسامبر ۱۹۶۲ ميلادي) تهران بود. او فارغ‌التحصيل دانشکده‌ي صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران در رشته کارگرداني فيلم بود و در مقطع فوق‌ليسانس در رشته‌ي پژوهش هنر (دانشگاه هنر) تحصيل کرد. در شوراهاي مختلف توليد، پخش و پژوهش سينمايي در مراکز سينمايي همچون سازمان توسعه سينمايي سوره، موزه سينما، خانه سينما و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي عضويت داشت. عضو مؤسس و رئيس سه دوره انجمن منتقدان و نويسندگان سينمايي ايران و بازرس (دو دوره) خانه‌ي سينما، عضو مؤسس بنياد حمايت از سينماي ملي ايران، نايب رئيس هيئت مديره و سخنگوي خانه‌ي سينما در سال‌هاي ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۷ بوده و عضو شوراي مرکزي کانون تهيه‌کنندگان فيلم ايران بود. در هيئت‌هاي داوری و انتخاب جشنواره‌ي بين‌المللي فيلم فجر (۵ دوره)، جشنواره‌ي بين‌المللي فيلم کشورهاي غيرمتعهد (پيونگ يانگ)، سينماي جوان، جشنواره‌ي سراسري فيلم‌هاي دانشجويي، جشنواره‌ي فيلم‌هاي خانوادگي (اروميه)، نخستين جشنواره‌ي فيلم و کيفيت، جشنواره فيلم رويش (مشهد) و جشنواره بين‌المللي فيلم شهر (۲ دوره) عضويت داشت. وي فعاليت‌اش در مقام تهيه‌کنندگي را با فيلم شوکران ۱۳۸۰ (بهروز افخمي) به عنوان تهيه‌کننده شريک آغاز کرد. گاوخوني (بهروز افخمي) نخستين فيلم مستقل او در سال ۱۳۸۲، ازدواج به سبک ايراني (حسن فتحي، ۱۳۸۴) دومين فيلم بلند سينمايي او در مقام مجري طرح و تهيه‌کننده در سال ۱۳۸۵ بوده و آخرين فيلم او آل (۱۳۸۸) به کارگرداني بهرام بهراميان نخستين محصول مشترک سينماي ايران و ارمنستان است. معلم که به واسطه‌ی تولید و اجرای برنامه‌هایی چون «جنگ هنر»، «از واژه تا تصویر»، «سینمای اندیشه» و... به چهره‌ای شناخته شده برای مخاطبان تبدیل شده بود، اولین جشن سینمایی و تلویزیونی خصوصی ایران را تاسیس کرد و تندیس حافظ را به منظومه‌ سینمای کشور افزود. دریافت مدرک دکتری افتخاری به پاس فعالیت‌هایش در عرصه‌ی فرهنگ و هنر نیز یکی دیگر از عناوین متعدد او به شمار می‌رفت. گروه فرهنگ و هنر روزنامه سیاست روز درگذشت علی معلم را به خانواده وی و اهالی فرهنگ و هنر تسلیت می‌گوید. ]]> فرهنگ Tue, 14 Mar 2017 07:14:24 GMT http://siasatrooz.ir/vdcewf8o.jh8voi9bbj.html رویش پرسروصدای جبهه فرهنگی انقلاب http://siasatrooz.ir/vdcfmed1.w6dc1agiiw.html در آخرین روزهای سال، اکران انیمیشن سینمایی «نبرد خلیج‌فارس۲» که به صورت محدود از مشهد شروع شده، سر و صدای زیادی به خصوص در رسانه‌های خارجی به پا کرده است. به همین بهانه بر آن شدیم که به بررسی فعالیت حرفه‌ای فرهاد عظیما، کارگردان این انیمیشن و گروهش بپردازیم که پیشتر آثارشان غالبا در اکران‌های مردمی جشنواره عمار دیده می‌شدند اما امروز این آثار، صدای رسانه‌های معاند را هم درآورده است. در سومین دوره جشنواره عمار بود که برای اولین‌بار، نام فرهاد عظیما و گروه انیمیشن فاطمه‌الزهرا(س) با کسب فانوس این جشنواره برای انیمیشن «نبرد خلیج‌فارس۱» به عنوان یکی از رویش‌های جبهه فرهنگی انقلاب مطرح شد. عظیما در چهارمین جشنواره عمار هم توانست توانایی‌های خود را اثبات کند و این بار با انیمیشن «پیام راشل کوری» عنوان برگزیده عمار را ازآن خود کرد. فرهاد عظیما در مرداد سال ۱۳۶۲ در شهر بجنورد متولد شده و اکنون در مشهدساکن است. او از ۱۸ سالگی که کار با کامپیوتر را آموخت و تمام مهارت‌های خود را به صورت تجربی کسب کرده و به گفته خودش، یکی از قدیمی‌ترین گروه‌های انیمیشن‌سازی ایران را به صورت غیرآکادمیک و تجربی راه انداخته است. «ختم ساعر»، «نبرد خلیج‌فارس۱ و۲»، «روز داوری»، «پیام راشل کوری»، «سخت و خشن» و «مقاومت و پیشرفت» از جمله کارهای عظیما وگروهش است که با وجود بی‌رغبتی و گاهی بهانه‌تراشی صداوسیما برای پخش این آثار، این انیمیشن‌های جذاب هم در فضای مجازی و هم در قالب اکران‌های مردمی جشنواره عمار با استقبال خوب و بالای مخاطبان همراه بوده است. انیمیشن «ختم ساعر» اولین کار جدی عظیما درباره انهدام ناوچه اسرائیلی در جنگ ۳۳ روزه بود. این اثر کوتاه در کشورهای کویت و لبنان، از طریق شبکه‌های مختلف مثل «المنار» پخش شد و مورد تقدیر «سیدحسن نصرالله» دبیرکل حزب‌الله لبنان هم قرار گرفت. کار بعدی عظیما، «نبرد خلیج‌فارس۱» بود که علاوه بر کسب فانوس سومین جشنواره عمار، توانست ۱۴ جایزه دیگر را در جشنواره‌های مختلف بدست آورد. این انیمیشن که همزمان با آغاز اکران انیمیشن سینمایی «نبرد خلیج‌فارس۲»، بار دیگر با استقبال اکران‌کنندگان مردمی جشنواره عمار مواجه شده، در بین مخاطبان غیر ایرانی هم سروصدای زیادی داشت. به گفته عظیما یک نفر به صورت خودجوش روی این اثر زیرنویس انگلیسی گذاشت و آن را در سایت «یوتیوب» منتشر کرد که حدود ۳۰ هزار نفر بازدید و نزدیک به ۱۵۰۰ کامنت به زبان انگلیسی داشت. «نبرد خلیج‌فارس۱» روایتی از نبرد جنگنده‌های ایرانی و عربستان سعودی در جریان دفاع‌ مقدس است که طی آن جنگنده‌های سعودی توسط خلبانی آمریکایی هدایت می‌شوند، این انیمیشن پرهیجان، پس از کسب فانوس سومین جشنواره عمار، توسط اکران کنندگان مردمی جشنواره در روستاها و شهرهای مختلفی به نمایش درآمد. «پیام راشل کوری»، انیمیشن دیگر گروه فاطمه الزهرا(س) هم همانند «نبرد خلیج‌فارس۱»، در کنار استقبال فعالان فرهنگی و مردمی در نقاط مختلف کشور، سروصدای زیادی به همراه داشت و حتی رسانه‌های صهیونیستی هم نسبت به آن موضع گرفتند. این انیمیشن، مواجهه جمهوری اسلامی و رژیم صهیونیستی را نشان می‌دهد که در نهایت به نابودی اسرائیل و فتح بیت‌المقدس توسط نیروهای مقاومت می‌انجامد. شبکه دو تلویزیون اسرائیل، با پخش بخشی از این انیمیشن، آن را سناریوی نظامی غافلگیرانه نامیده و معترض شده بود. اما در این سو، مسئولان وقت صدا وسیما، به بهانه ضربه به مذاکرات هسته‌ای و خدشه‌دار شدن کشور، حاضر به پخش رایگان «پیام راشل کوری» نشدند. عظیما و گروهش که تولید انیمیشن‌های راهبردی بر مبنای اهداف انقلاب اسلامی و جنگ نرم را به عنوان هدف خود می‌دانند، برای تأمین هزینه‌های بالای تولید و ساخت انیمیشن، از طریق سایتی که راه‌اندازی کردند محصولات تولیدی‌شان را به فروش گذاشتند که از این راه و همچنین کمک‌های مردمی، با وجود عدم حمایت‌های ریز و درشت دولتی، توانستند ضمن تأمین هزینه‌هایشان، با کیفیت بیشتری به تولید انیمیشن ادامه بدهند. انیمیشن سینمایی «نبرد خلیج‌فارس۲» که از هفتم اسفندماه، اکرانش در سینماهای شهر مشهد آغاز شده و به زودی در شهرهای دیگر نیز به نمایش در می‌آید، آخرین اثر و به عبارت دیگر، پُرسر و صداترین اثر فرهاد عظیماست که با همکاری مشترک گروه فاطمه الزهرا(س) و سازمان هنری - رسانه‌ای اوج تولید شده و بیش از آن که در داخل کشور مورد توجه قرار گیرد، در خارج از کشور بازتاب داشته است. اگرچه از جهاتی نقدهای جدی به این اثر وارد است اما وجه اصلی و امیدوارکننده کار، دانش، مهارت فنی و کیفیت بالای کار عظیما و گروهش است که نوید کارهای بزرگی را می‌دهد. «نبرد خلیج‌فارس ۲» که در سی و چهارمین جشنواره فجر هم حاضر شده بود، اولین انیمیشن رئال سینمای کشور و داستان رویارویی نیروی دریایی آمریکا و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران در آب‌های خلیج‌فارس است که در طی چهار سال تولید شده است و با توجه به محتوای آن، واکنش‌های زیادی به خصوص در رسانه‌های معاند داشته است، به ویژه آن که، شخصیت اصلی این انیمیشن یعنی «سردار قاسم» از نظر چهره و رفتار، شبیه حاج قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه طراحی شده و همین موضوع هم حساسیت رسانه‌های معاند را بیشتر کرده است. شبکه سلطنتی بی‌بی‌سی فارسی در گزارشی، این انیمیشن را نماد جنگ‌طلبی تندروهای ایران دانسته است و به نقل از عظیما، آن را پیامی به رئیس‌جمهور امریکا عنوان می‌کند که در صورت حمله به ایران، با شکست مفتضحانه‌ای مواجه می‌شوند. خبرگزاری رویتزر، راشاتودی، اسپوتنیک روسیه، صدای امریکا، سی‌ان‌ان عربی، سی‌بی‌اس نیوز امریکا، سایت نیروی دریایی امریکا و... دیگر رسانه‌هایی بودند که به این انیمیشن سینمایی پرداختند. فرهاد عظیما را هم همانند هادی محمدیان از جمله رویش‌های جبهه فرهنگی انقلاب دانست که در جریان جشنواره مردمی فیلم عمار رشد پیدا کرد و امروز توانسته است به عنوان یکی از چهره‌های انیمیشن کشور مطرح شود. آثار او و گروهش، نشان از مهارت و دانش بالای فعالان جبهه فرهنگی انقلاب در حوزه پرهزینه انیمیشن است که این موضوع توجه رسانه‌های خارجی و معاند را هم به خود جلب کرده است. البته عظیما، خودش، تأثیرگذاری آثارش را در برکت وجود نام مبارک حضرت فاطمه زهرا(س) در عنوان گروهش می‌داند. آن طور که عظیما گفته، او و گروهش مراحل اولیه برای تولید «نبرد خلیج‌فارس ۳ و۴» را هم آغاز کرده‌اند و باید منتظر بمانیم تا ببینیم آثار بعدی این گروه، با چه بازخورد و بازتاب‌هایی مواجه خواهد شد. (فرهنگ‌نیوز)کارگردان «نبرد خلیج‌فارس ۲»: پول یخچال خانه را برای ساخت انیمیشن دادیم کارگردان «نبرد خلیج‌فارس۲» از نحوه اکران این فیلم گله کرد و بیان کرد که از این فیلم حمایتی نمی‌شود. فرهاد عظیما در گفتگو با مهر درباره شرایط اکران این فیلم گفت: پخش این فیلم سینمایی با حوزه هنری بود و این نهاد به من گفت ابتدا بهتر است این فیلم را در مشهد اکران کنیم و در صورتی که توانست مخاطبان خود را جذب کند در سایر شهرستان‌ها نیز آن به نمایش می‌گذاریم. این نحوه اکران باعث شد که فیلم ما از بین برود زیرا در همان زمان تیزرهایی از این فیلم پخش می‌شد که در آن عنوان می‌شد «خلیج‌فارس ۲» در سراسر کشور به نمایش در می‌آید اما این چنین نبود و به نوعی مخاطب سردرگم می‌شد. وی افزود: در حالی که اکران این فیلم در خارج از مرزهای ایران بازتاب زیادی داشته است و از آن به عنوان یک اثر راهبردی یاد می‌شود اما «نبرد خلیج‌فارس۲» در کشور خودمان با این نحوه اکران از بین می‌رود، این را هم باید بگویم که این انیمیشن در مشهد تنها با ۵ سینما به نمایش درآمد که فقط سینما هویزه و آفریقا در این استان جزوه سینماهایی هستند که مخاطب می‌تواند با آنها ارتباط برقرار کند، سه سینمای دیگری که به ما دادند در حاشیه‌های شهر مشهد بود. عظیما عنوان کرد: از ۲ هفته پیش اکران این فیلم در مشهد آغاز شد، بر همین اساس ما هم تصمیم گرفتیم با بچه‌های «عمار»، «نبرد خلیج‌فارس۲» را در اصفهان به نمایش بگذاریم اما در اصفهان به ما گفتند هماهنگی‌های این امر از سوی حوزه هنری صورت نگرفته است، مشابه همین اتفاق در جریان اکران این انیمیشن در مدارس هم افتاد، ما با آموزش و پرورش هم صحبت‌هایی کرده بودیم اما هر بار این نهاد عنوان کرد که الان وقت مناسبی نیست و به همین تریب ما از این فرصت هم باز ماندیم. این کارگردان توضیح داد: در حالی که هیچ حمایتی در زمان ساخت این اثر از ما نشد و ما با بودجه شخصی «نبرد خلیج‌فارس۲» را ساختیم در اکران هم حمایتی از آن نمی‌شود، جالب است که بگویم این در حالی است که طبق همان شرط حوزه هنری که عنوان کردند اگر این فیلم در مشهد خوب بفروشد شرایط اکران آن را در دیگر استان‌ها هم فراهم می‌کنند، این اتفاق افتاد و توانست در مدت کمی ۲۵ میلیون تومان بفروشد و استقبال خوبی هم از «نبرد خلیج‌فارس۲» شد. وی ادامه داد: در حال حاضر ۳ سینما در تهران و به طور کلی ۹ سینما در کل کشور به نمایش این اثر می‌پردازند اما این سینماها به مرور اضافه شدند و اینطور نبود که ما از ابتدا ۹ سینما در اختیار داشته باشیم که به نظرم این راهکار اشتباهی بود زیرا همانطور که گفتم تیزرهای تبلیغاتی این فیلم به گونه‌ای بود که در آن گفته می‌شد «نبرد خلیج‌فارس۲» در تمام سینماهای کشور اکران می‌شود به این نحو مخاطب هنگامی که به سینما مراجعه می‌کرد متوجه می‌شد که این موضوع صحت ندارد و اگر به راستی هنگامی که این فیلم در سینمای شهرش اکران شود فکر می‌کند درست نیست. عظیما در پایان بیان کرد: ما این فیلم را با سرمایه شخصی ساخته بودیم، به خاطر دارم هنگامی که «نبرد خلیج‌فارس۲» در حال دوبله بود پول کم داشتیم، در آن زمان پدر و مادرم می‌خواستند یک یخچال بگیرند که پول این یخچال را به من دادند تا کارهای دوبله این فیلم را به پایان برسانم. ما با این سختی فیلم ساختیم اما این برخورد نامناسب با آن صورت گرفت. ]]> فرهنگ Tue, 14 Mar 2017 07:14:24 GMT http://siasatrooz.ir/vdcfmed1.w6dc1agiiw.html جامانده روز تلخ بمبارانیم http://siasatrooz.ir/vdcbzwb9.rhbwgpiuur.html تجربه تلخ در ۱۸ سالگی خودش تعریف می‌کند آن زمان که مهیای عملیات والفجر ۱۰ می‌شد هجده سال بیشتر نداشت، البته صحنه‌های زیادی را از زمختی جنگ دیده بود و مانند هجده ساله‌های دیگر بی‌تجربه نبود اما باز هم دیدن قساوتی که صدام در قتل‌عام ۵ هزار زن، کودک، کشاورز و کارگر به خرج داد برایش قابل تحمل نبوده است. به چند روز قبل از بمباران شیمیایی بر می‌گردد، آنجا که به دلیل تمرکز عراقی‌ها در جنوب قرار شد نیروهای ما عملیاتی در شمال غرب انجام بدهند تا تمرکز عراقی‌ها از فاو برداشته شود. می‌گوید: «بسیجی بودم و ۲۳ اسفند قرار شد در یگانی در سردشت مستقر شویم؛ بارندگی‌های شدید که در منطقه صورت گرفته بود باعث سختی تردد شده بود اما بچه‌ها گلایه‌ای نداشتند و پیش می‌رفتند؛ بمباران شیمیایی از روستای جلیله شروع شد، قبل از بمباران گسترده شیمیایی که در حلبچه اتفاق افتاد هم مواردی منطقه را بمباران شیمیایی کرده بودند اما نه به شدتی که در این شهر دیده بودیم.» از زمانی می‌گوید که در گردان حنین با فرمانده حاج اکبر نظری و سردار رسول ایوانی عملیات را شروع کردند: «مسیر به شدت سخت و سنگلاخی و باران زده بود و فاصله دو نیرو از یکدیگر به سختی کار افزوده بود؛ می‌توان گفت که در مسیر نیروها دو روز راهپیمایی داشتیم تا به هدف برسیم، استتار در طبیعت را آموخته و به آرامی پیش می‌رفتیم ارتفاع شندر اولین هدفی بود که تسخیر کردیم. هنوز شرینی موفقیت عملیات تمام نشده بودکه وارد حلبچه شدیم. حلبچه که رسیدیم شیمیایی زدند.» نوبت به گفتن از فضای شهر که می‌شود، کمی تامل می‌کند. هنوز بعد از گذشت سه دهه از حزن صدایش می‌توانی دردناکی صحنه‌هایی را که دیده است حس کنی؛ با همان حزن ادامه می‌دهد: «وارد شهر که شدیم شیمیایی زدند، اوضاع خیلی نابسامان بود؛ همه داد می‌زدند؛ خیلی از دوستان ما شیمیایی شدند.» کمی مکث می‌کند و دوباره ادامه می‌دهد: «هیچ وقت صحنه‌هایی را که در حلبچه دیدم فراموش نمی‌کنم، تعداد زیادی از کودکانی را که در آغوش مادران خشکیده بودند و از شدت تنفس گاز نفسشان بالا نمی‌آمد و در حال جان دادن بودند؛ مردم درجا در حال فرار در حال کار بر روی زمین زراعی مرده بودند.....وارد شهر که می‌شدی انگار وارد جایی شدی که در آن زمان ایستاده بود همه را به خواب عمیقی فرو برده بود. هنوز گاهی کابوس آن روز و آن سال‌ها را می‌بینم. می‌دانم جنگ است و صحنه‌های زمخت زیاد دارد اما وقتی صدام مردم کشور خودش را آن‌طور بی‌رحمانه بمباران کرد صحنه‌هایی فجیع به بار آورد که برای هیچ‌کس قابل تصور نبود؛ به عقیده من این اتفاق از واقعه هیروشیما و ناکازاکی بدتر بود چون حلبچه رفته رفته جان داد و قربانیان این شهر هنوز هم نفسشان خس‌خس کرده و با تبعات شیمیایی زندگی می‌کنند.» دردناک‌ترین سکانس واقعی هنوز حالش جا نیامده که با سوال ما دوباره به فکر فرو می‌رود. وقتی قرار می‌شود از دردناک‌ترین صحنه‌ای که در حلبچه دیده بگوید می‌ماند از نوزاد شیرخوار و جان دادن در آغوش مادر بگوید یا از پیرمرد کشاورز و جان دادن در کنار محصولاتش...یا... بالاخره تصمیمش را می‌گیرد و می‌گوید: «در حلبچه مادری را دیدم که یکی از فرزندانش را به کول می‌کشید و یکی را هم دنبالش می‌کشید و صدام را نفرین می‌کرد. این صحنه که در نهایت به جان دادن هر سه نفر ختم شد را هیچگاه فراموش نمی‌کنم.» کمک‌های ایرانیان به داغداران حلبچه «چند ساعت بعد از این جریان نیروهای ایرانی آمدند و تمام البسه‌شان را به مردم دادند تا لباس‌هایشان را تعویض کنند و مردم را از شهر خارج کردند. چراکه عوارض شیمیایی می‌تواند مدتها در منطقه بماند. هنوز هم معتقدم که ارتش صدام جنایتی کرد بزرگتر از ناکازاکی و هیروشیما و آنهایی که چشمشان را بر این جنایات بزرگ بستند نیز در این جنایت شریکند.» او ادامه می‌دهد: «در چند روز بعد به روستاهای اطراف حلبچه هم سر زدیم. در روستای عنب و خرمان هم وضع به همین منوال بود و دل هر انسانی از دیدن شدت جنایات شکل گرفته در این مناطق به درد می‌آمد. چند روز بعد هم که مجددا برای منتقل کردن ادوات وارد شهر شدیم هنوز شهر بوی مرده می‌داد و جسدها را می‌توانستی در گوشه و کنار پیدا کنی که از شدت تنگ آمدن نفسشان شهید شده بودند. واقعا هنوز تکرار این خاطرات حالم را منقلب می‌کند.» او می‌داند که نتیجه جنگ جز کشتن و کشته شدن نیست اما نه اینکه با گاز شیمیایی و ناجوانمردانه خانواده‌هایی را از ریشه نابود کنی و به روی خودت نیاوری، حساب رزمندگان با افراد عادی و نوزادان و کودکان به شدت متفاوت است. از همه این صحنه‌ها دردناک‌تر این بود که حکومت مرکزی آمده بود مردم خودش را به فجیع‌ترین شکل ممکن قتل‌عام کرده بود. برای درک بهتر این ماجرا اما برایمان مثالی می‌زند: «در جنگ صحنه‌های دلخراش زیاد دیدم یکی از صحنه‌ها احمد تقوایی را در عملیات کربلای ۴ با توپ مستقیم هدف قرار دادند که مقابل چشمانمان بدنش متلاشی شد و چیزی از آن باقی نماند، این شهید بزرگوار جزو دوستان من بود که دیدن صحنه شهادتش برایم سخت و دلخراش بود اما باز هم می‌گویم جنایت حلبچه از هر جهت فجیع‌تر بود.» شیمیایی شدن می گوید اثرات شیمیایی حلبچه ماندگار است، خودش هم جزو کسانی است که شیمیایی شده و ریه و پوستش درگیر ماجرای حلبچه است. در بیان این واقعه ادامه می‌دهد: «ماسک داشتیم اما نمی‌شد شبانه روزی از آن استفاده کرد، ضمن اینکه از زمانی که عامل شیمیایی زده می‌شود تنها ۹ ثانیه فرصت داری ماسک را زده و ریه‌ات را محافظت کنی؛ آنجا وقتی درگیر رزم و کارهای اینچنینی هستی وقت نمی‌کنی؛ به ندرت رزمنده‌ای پیدا می‌شود که به موقع ماسک بزند؛ البته جدای از این واقعه عارضه‌های پوستی که گازهای شیمیایی به بار می‌آورند را نمی‌توان کنترل کرد.» او ادامه می‌دهد: «آن زمان خیلی شیمیایی شناخته شده نبود و نمی‌دانستیم برای پاکسازی چه کار باید کرد. یادم است بعد که به عقب برگشتیم، همه تجهیزات‌مان را گرفتند و همه ما را در استخری انداختند تا مثلا پاکسازی شویم. همرزمان زیادی به خاطر شیمیایی شهید شدند و الان نیز کسانی هستند که آثار بالای جانبازی دارند. مانند جعفر علی‌آبادی و آقای جهان شاه که حدود ۷۰ درصد ریه‌شان درگیر اثرات تنفس گازهای شیمیایی شده است.» مشکلات تامین دارو با وجودی که خودش بعد از جنگ درس خوانده و تا مقطع دکتری جغرافیایی سیاسی را ادامه داده و مدرس دانشگاه‌ بوده، اما ابایی از گفتن این ندارد که جانبازان شیمیایی از لحاظ تامین دارو در مضیقه هستند و گاهی مجبور می‌شوند به دلیل کمبود دارو از داروهای مشابه هندی استفاده کنند. نسبت به مردم خوش‌بینی خودش را از دست نداده و معتقد است که «من احساس می‌کنم همان همبستگی‌ سال‌های جنگ اکنون هم وجود دارد، اما گاهی سیاستمداران کاری با اعتماد مردم کردند که کمتر به مسئولانشان اعتماد می‌کنند.» از حلبچه تا شهادت در سوریه در جایی از صحبتش آنجا که از عملیات والفجر تیپ حنین با فرماندهی حاج اکبر نظری می‌گفت؛ این را هم گفت که «چند ماه قبل حاج اکبر در سوریه شهید شده است.» او البته ماجرا را اینطور تعریف کرد: «هر دو با هم برای اعزام به سوریه ثبت‌نام کردیم، افراد با رنج سنی متفاوت برای ثبت‌نام آمده بودند، اما به خاطر اینکه بازنشسته ارتش بودم گفتند صلاح نیست شما را به سوریه اعزام کنیم. همین شد که حاج اکبر رفت و شهید شد و من باز هم ماندم تا خاطرات تلخی‌های جنگ برایم مرور شود و دستم کوتاه از رسیدن به شهادت باشد.» صحبت که به این قسمت می‌رسد ترجیح می‌دهد حزن صدایش را با شعری از سردار باقری ترکیب کرده و به گفت و گو خاتمه دهد؛ اینطور می‌شود که با گفتن این شعر مصاحبه به پایان می‌رسد: «ما ساکن کوچه‌های بی‌بارانیم سرگشته این وادی بی‌یارانیم پرسی اگر از حلبچه و آنچه گذشت جامانده روز تلخ بمبارانیم»مائده شیرپور ]]> فرهنگ Wed, 15 Mar 2017 07:48:10 GMT http://siasatrooz.ir/vdcbzwb9.rhbwgpiuur.html ورود پیکر مطهر ۱۶۵ شهید دفاع‌مقدس به خاک کشور http://siasatrooz.ir/vdcivya3.t1avy2bcct.html پیکر مطهر ۱۶۵ شهید تازه تفحص شده دوران دفاع‌مقدس روز گذشته از طریق آبراه اروند وارد خاک کشور شد. پیکر مطهر ۱۶۵ شهید تازه تفحص شده که در روزهای اخیر توسط گروه‌های تفحص کمیته جست‌وجوی مفقودین ستادکل نیروهای مسلح در استان‌های بصره و العماره عراق کشف شده با استقبال جمع کثیری از زایران راهیان نور، مردم شهید پرور آبادان، خرمشهر، اروندکنار و مینوشهر قرار روبرو شد. فرمانده کمیته جست‌وجوی مفقودین ستادکل نیروهای مسلح با اشاره به شهدای تازه تفحص شده که وارد کشور شدند، گفت: تعدادی از پیکر این شهدا برای زیارت کاروان‌های راهیان نور به معراج‌الشهدای اهواز منتقل و مابقی برای شناسایی به معراج الشهدای تهران منتقل می‌شود. سردار سیدمحمد باقرزاده، در حاشیه مراسم استقبال از پیکر ۱۶۵ شهید تازه تفحص شده دوران دفاع‌مقدس در گفت‌وگو با پویا، گفت: پیکر شهدایی که طی روزهای اخیر پیدا شدند در مناطق عملیاتی کربلای۴در جزایر اروند شامل ام‌الرصاص و سهیل، همچنین منطقه عملیاتی رمضان در کتیبان، محور شرق دجله و در عملیات‌های بدر و خیبر و عملیات محرم در محور زبیدات عراق کاوش شدند. وی افزود: عملیات شناسایی بخشی از پیکر شهدا انجام شده و بخش دیگری از این شهدا نیز تا یک‌ماه آینده شناسایی خواهند شد. تعدادی از پیکر این شهدا برای زیارت کاروان‌های راهیان نور به معراج‌الشهدای اهواز منتقل و مابقی پیکر مطهر شهدا برای شناسایی به معراج الشهدای تهران منتقل می‌شود. سردار باقرزاده در ادامه با بیان اینکه تفاوتی بین شهدا وجود ندارد گفت: تعدادی از این شهدای تازه تفحص شده از شهدای غواص، تعدادی از شهدای عملیات کربلای ۴، تعدادی از شهدای تک پشتیبانی عملیات والفجر۸ و بخش عظیمی از این شهدا رزمندگان خراسانی و کرمانی هستند. باقرزاده درخصوص عملیات تفحص اخیر که منجر به کشف پیکر مطهر ۲۱ شهید شده است، گفت: این شهدا در منطقه عملیاتی مسلم بن عقیل و کربلای۶ و در محور عملیاتی کهنه ریک، سلمان کشته، سان واوا،۴۰۲ و ارتفاعات مقابل سومار در شهر مندلی عراق پیدا شده‌اند. وی با اشاره به اینکه احتمال افزایش پیکر این شهدا وجود دارد ادامه داد: مراسم تشییع پیکر این شهدا احتمالاً در سال آینده و همزمان با سالگرد شهادت شهیدان پازوکی و شمسی‌پور خواهد بود و مردم استان همدان از پیکر مطهر این شهدا استقبال خواهند کرد. ]]> فرهنگ Sun, 12 Mar 2017 22:20:50 GMT http://siasatrooz.ir/vdcivya3.t1avy2bcct.html پایان درد احمد http://siasatrooz.ir/vdcipya3.t1avr2bcct.html «احمد آقایِ عزیزیِ گُل! فرصت خوبی‌ست با خدا خلوت کنی. این فرصت از فرصت‌هایی‌ست که کم پیش می‌آید. با خدای متعال خلوت کن، می‌شنود حرف تو را و پاسخ می‌گوید، ان‌شاءالله. امیدواریم که خداوند متعال تفضلاتش شامل حال شما باشد و عافیت کامل به شما بدهد» این را آقا در سفر سال ۹۰ به کرمانشاه و عیادت از احمدی عزیزی فرموده بود. حالا احمد عزیزی در آغوش خداست و «عافیت کامل» او هم اینگونه مقدر شد که چشم‌هایش را برای همیشه به روی دردهای دنیا ببندد. احمد عزیزی از پیشگامان شعر آیینی پس از انقلاب که ۹ سال در بستر بیماری به سر می‌بُرد، روز گذشته در ۵۸ سالگی چشم از جهان فروبست. این شاعر در سال ۸۶ بعلت کاهش سطح هوشیاری ناشی از تشنج، بیماری قلبی و کلیوی در بخش آی سی یو بیمارستان امام رضا (ع) کرمانشاه بستری شد. طی این مدت رهبر انقلاب در سفر به کرمانشاه با حضور در بیمارستان از این شاعر عیادت کردند. او که متولد ۴ دی ماه ۱۳۳۷ در سرپل ذهاب کرمانشاه است در کودکی با عشایر سیاه چادرنشین حشر و نشر فراوان داشت و قبل از رفتن به دبستان، خواندن و نوشتن را بدون داشتن معلم و تنها از روی کنجکاوی و تأمل و دقت از نوشته‌های روی تابلوها و اسامی خیابانها و... به خوبی فرا گرفت. وی قبل از پیروزی انقلاب به دعوت شمس آل احمد به تهران رفت و دیداری نیز با مرتضی مطهری داشت. وی با آغاز جنگ به همراه خانواده به تهران نقل مکان نمود و برای مدتی ساکن شهرستان نور شد سپس در تهران اقامت گزید و به همکاری با روزنامه جمهوری اسلامی پرداخت. وی آثار شعر و نثر ادبی متعددی دارد؛ و شاعری با سبک منحصر به فرد است که این سبک بصورت مثنوی در «کفشهای مکاشفه» جلوه کرده‌است. تمایل سبک وی به معنویت و عرفان اسلامی با فرم جدیدی از مثنوی «ملهم از مثنوی مولوی» در شعر معاصر بی‌نظیر است. این سبک تاثیر بسیار زیادی در شعر معاصر گذاشته‌است. اشعار عزیزی با عرفان اسلامی آمیختگی دارد و تمجید از اهل بیت در بیشتر آثارش موج می‌زند. عزیزی سرودن شعر را از سالهای جوانی با مجله جوانان آغاز کرد و اشعار او بارها و بارها در محضر رهبر انقلاب قرائت شد. از آثار مطرح مرحوم عزیزی می‌توان به «کفشهای مکاشفه» ۱۳۶۷، «شرجی آواز» ۱۳۶۸، «خوابنامه و باغ تناسخ» ۱۳۷۱، «ترجمه زخم» ۱۳۷۰، «باران پروانه» ۱۳۷۱، «رودخانه رؤیا» ۱۳۷۱، "ناودان الماس"، "ترانه‌های ایلیایی"، غزالستان، قوس غزل، «ملکوت تکلم»، «سیل گل سرخ» ۱۳۵۲، روستای فطرت و رؤیای رؤیت اشاره کرد. احمد عزیزی جهش‌های فکری خوبی در شعر داشت علی موسوی گرمارودی ضمن ابراز تاثر و تاسف از درگذشت احمد عزیزی، شاعر آیینی کشور، اظهار کرد: ایشان شاعر با استعدادی بود و از زمره شاعران خوب آیینی کشور محسوب می‌شد. خدا ایشان را رحمت کند و با بزرگان و اهل بیت (ع) که برایشان شعر سرود، محشور بدارد. وی ادامه داد: احمد عزیزی انسان با استعدادی بود و بسیار روان شعر می‌گفت. اوزانی را انتخاب می‌کرد که به روانی شعرش کمک کند و البته جهش‌های فکری و تاثیرهای خوب و نادری هم به ذهنش می‌آمد و از این جهت شاعری بود که بر بسیاری از شاعران جوان تاثیر گذاشت. موسوی گرمارودی خاطرنشان کرد: اگر احمد عزیزی دچار بیماری نمی‌شد و دار فانی را وداع نمی‌گفت، امروز یکی از برترین شاعران انقلاب می‌شد و تاثیرات بیشتری هم بر شعر انقلاب می‌گذاشت. گفتنی است علی موسوی گرمارودی به علت تاثر و ناراحتی از این ضایعه و فقدان این شاعر آیینی کشور قادر به ادامه گفت‌وگو نبود. احمد عزیزی اعتبار شعر انقلاب است محمدمهدی سیار گفت: احمد عزیزی از اعتبارهای شعر انقلاب به حساب می‌آید و اشعارش پشتوانه این جریان هستند. محمدمهدی سیار شاعر انقلاب در گفتگو با مهر، در پی درگذشت احمد عزیزی گفت: احمد عزیزی به اتفاق نظر همه صاحب نظران، از جمله شاعران صاحب سبک سال‌های اخیر بود و موفق شد با آن نبوغ و خلاقیتی که داشت، جان تازه‌ای به قالب مثنوی شعر امروز بدهد. وی افزود: عزیزی به زبان و لحن خاصی که می‌خواست در شعر دست پیدا کرد و اگر مخاطبی با شعر معاصر آشنا باشد، همین که چند بیت از این شاعر را بدون نام خودش، مقابلش بگذاریم، متوجه می‌شود که این اشعار سروده عزیزی هستند. عزیزی در شعر امروز پیروانی دارد و انعکاس صدای شعرش در شعر شاعران دهه‌های ۶۰ و ۷۰ مشهود است. به طور کلی شعر او متمایز از شعر شعرای پیش از خودش بود. سراینده مجموعه «حق السکوت» در ادامه در پاسخ به سوالی درباره میزان تاثیرگذاری عزیزی بر جریان‌های شعری ، گفت: او کار اصلی خود را در همان مثنوی‌های آغازین و دیگر کتاب هایی که از او چاپ شده، انجام داده است. یکی از کارهای مهم عزیزی این بود که اثبات کرد می‌توانیم در همین چارچوب با مفهوم شعر انقلاب و با مبانی ارزش ها، شعر گفته و جلو برویم. این نکته هم برای جریان شعر انقلاب، بسیار مهم است که چند شاعر صاحب سبک از جمله احمد عزیزی را دارد. تنوع شعری هم بین این شاعران صاحب سبک، مساله مهمی است؛ از طرفی علی معلم دامغانی را داریم که مثنوی‌هایی کاملا متمایز و متفاوت از مثنوی‌های عزیزی دارد. از آن سو، قیصر امین پور را داریم که به زبان شخصی خودش دست پیدا کرد. بنابراین این گونه شعرها و شاعران هستند که اعتبار جریانی به نام شعر انقلاب شدند و در وضعیت فعلی، این نام‌ها در عین پایبندی به مفهوم شعر انقلاب، خود دارای خلاقیت و تمایزهای سبکی درخشانی هستند. این شاعر در ادامه گفت: احمد عزیزی از اعتبارهای شعر انقلاب به حساب می‌آید و اشعارش پشتوانه این جریان هستند. تلاش او برای دستیابی به یک عمق فلسفی و اندیشه مولف در شعرهایش که در عین سادگی و صمیمت زبانی به وجود آمد، و در عین حال حفظ و خلق یک عاطفه سرشار، او را به عنوان یکی از چهره‌های ماندگار حوزه شعر امروز تثبیت کرده است. اعتقاد دارم که شعر او بازخوانی خواهد شد و جوان‌ها به عنوان یکی از چهره‌های اصلی شعر انقلاب، آثارش را مورد مطالعه قرار می‌دهند. سیار گفت: به نظرم، در حال حاضر وقت آن است که صاحب نظران و منتقدان، با نگاهی جدی و عمیق، کارنامه عزیزی را مرور و بررسی کرده و آنچه را که برای شعر جوان کشور دارد، بازیابی کنند. در این زمینه چند کار لازم است. ابتدا اگر اثر چاپ نشده‌ای دارد، به همت خانواده اش چاپ شود؛ چه در حوزه نظم و چه نثر چون او در نثر هم صاحب سبک بود و از خانواده اش درخواست دارم که هر دست نوشته از شعر یا نوشته‌ای را که از او به جا مانده، حفظ کرده و در صورت امکان چاپش کنند. آثار عزیزی تا به حال به صورت پراکنده چاپ شده‌اند و برخی از آثار مهمش هم در بازار نشر نیستند. به نظرم جا دارد مجموعه کاملی از آثار نثر و نظم عزیزی توسط یک ناشر خوب چاپ شود. همچنین به نظرم باید گزیده‌ای از آثار درخشان‌ترش چاپ شود تا در دسترس فردی که می‌خواهد مرور سریعی بر کارنامه عزیزی داشته باشد، قرار بگیرد و فکر می‌کنم خوب است این کار توسط افراد باذوق انجام شود. تسلیت بنیاد شعر و ادبیات داستانی مدیرعامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی درگذشت احمد عزیزی شاعر نامدار انقلاب را تسلیت گفت. مهدی قزلی در این پیام کوتاه آورده است: در حالی که شاعران پارسی گوی ایران و چند کشور جهان خود را برای برگزاری مراسم پایانی یازدهمین جشنواره بین المللی شعر فجر آماده می‌کنند، خبر تاسف بار درگذشت احمد عزیزی، شاعر بزرگ اهل‌بیت (ع) و انقلاب اسلامی را دریافت کردیم. اینجانب به نمایندگی از اهالی فرهنگ و ادب و شاعران حاضر در جشنواره شعر فجر این مصیبت را به جامعه ادیبان هنرپرور سرزمینمان و خانواده آن عزیز به ویژه خواهر داغدارش تسلیت می‌گویم.» ]]> فرهنگ Mon, 06 Mar 2017 21:15:16 GMT http://siasatrooz.ir/vdcipya3.t1avr2bcct.html سانسور دفاع‌ مقدس و ماجرای اضمحلال فرهنگی http://siasatrooz.ir/vdcc0mqo.2bq4p8laa2.html یکی از عناصری که فرهنگ‌ها را در طول تاریخ حفظ کرده، تبلور شکوه و عظمت دستاوردهای مردم در آثار هنری و خلق قهرمانان بومی ولو در عالم خیال بوده و هست. هر ملتی دوست دارد قهرمانان خودش را در شعر، رمان، تئاتر، نقاشی، موسیقی و سینما ببیند، چراکه تجلی عناصر فرهنگ ملی در رفتار و منش یک قهرمان، نشان از زنده بودن و پویایی آن فرهنگ دارد. در دهه‌های اخیر، پرده‌ی سینما جولانگاه صدها قهرمان آنگلاساکسون، چینی، ژاپنی و نظیر اینها بوده که در این میان قهرمانان آنگلاساکسون، به علت اهمیت دادن عناصر فرهنگی و هنری غرب به موضوع پیوست فرهنگی، از طریق مجموعه‌ی بهم پیوسته‌ی کمیک استریپ‌ها، فیلم‌ها، بازی‌های کامپیوتری، عروسک‌ها، البسه و سایر محصولات فرهنگی، در قلب و مغز مخاطبان گوناگون خود جای گرفته و توانسته‌اند تا مدت‌ها اثرگذاری موفقی داشته باشند. ایالات متحده در جایگاه سردمدار تمدن غرب برای زنده نگهداشتن فرهنگ غربی و دمیدن روح امید، غرورملی و سلحشوری در تنفس‌کنندگان این فرهنگ، نیاز به بازپروری قهرمانی‌ها و رشادت‌های افراد پای بند به فرهنگ زندگی امریکایی بر روی پرده سینما داشت، اما از آنجا که تمدن ۲۵۰۰ ساله‌ی غرب و تاریخ ۳۰۰ ساله‌ی ایالات متحده آمریکا، عموماً در واقعیت دارای قهرمانی که واجد خوبی‌ها و ارزش‌های فطری و الهی باشد، نبوده و نیست، هالیوود به خلق قهرمانان خیالی و نمایش توانایی‌ها و رشادت‌های دروغین و مصنوعی برای تسخیر مغز و قلب مردم امریکا و سایر ساکنان مغرب زمین روی آورد. از سوی دیگر در جنگ فرهنگی و نبرد رسانه‌ای، استفاده از قهرمانان در آثار هنری کارکردهای مختلفی دارد. این قهرمانان از یک‌سو دل‌ها را به سوی خود جذب کرده و از سوی دیگر به وسیله نمایش قدرت و برتری‌های پوشالی، با ایجاد رعب و ترس، از نظر روانی مردم سایر کشورها را مقهور نموده و در نهایت زمینه را برای استعمار نرم نقاط دیگر فراهم می‌کنند. بنابراین نمایش قهرمانی‌ها و شجاعت‌ها در آثار هنری به ویژه محصولات سینمایی هم در صیانت از فرهنگ ملی مؤثر است و هم بر وجهه و اعتبار بین‌المللی فرهنگ‌ها اثرگذار خواهد بود. بر این اساس ملت ایران نیز حق دارند قهرمانان برخاسته از فرهنگ خود را بر روی پرده سینما و در شعر، تئاتر، رمان و امثالهم ببینند، همانند سایر ملل که دلاوری، ایثار و غرور ملی سربازان و فرماندهان نظامی شان را در قالب آثار هنری بویژه فیلم‌های سینمایی به نمایش در می‌آورند. اما با وجود اینکه فرهنگ اسلامی ایرانی مملو از قهرمان‌های الهی، نیروهای مؤمن و متعهد و بزرگانی است که در واقعیت زندگی برجسته، قابل تحسین و بی‌نظیری داشته اند، اما صحنه فرهنگ و هنر جمهوری اسلامی، از حضور این قهرمانان واقعی خالی است و این حق فرهنگی ملت ایران از سوی طیفی از هنرمندانِ قائل به هنر خنثی و بی‌تعهد و بالاخص طیفی از مسئولان فرهنگی کشور، نادیده گرفته شده است. دوران شکوهمند انقلاب اسلامی عرصه ظهور و بروز استعدادها و توانایی‌های نهفته‌ی ملت ایران در سده‌های اخیر بوده و هست و در بین تمام افتخارات ملت ایران در این دوران، مقاومت و سلحشوری در هشت سال دفاع‌مقدس جایگاه ویژه‌ای دارد. طبیعتاً انعکاس حوادث هشت سال دفاع‌مقدس نه صرفاً تکلیفی در برابر رزمندگان و شهدا که وظیفه‌ای است در برابر ملت ایران، وظیفه‌ای که مطالبه‌ی آن از هنرمندان و اهالی فرهنگ، نه سفارشی و سیاسی کردن هنر است، نه آلودن آن به ایدئولوژی؛ توقع زیاده از حدی هم نیست که یک ملت از هنرمندانش بخواهد افتخارات ملی را به تصویر بکشند. اما آنچه در عمل و در واقعیت به عنوان کارنامه ارادت سینماگران به دفاع‌مقدس موجود است، مورد رضایت نبوده و بخشی از آن را سینمای ضدجنگ و یا آثاری کم مایه و دورهمی تشکیل داده است و عمق فاجعه تا آنجاست که در نتیجه ربع قرن فعالیت مدیران فرهنگی لیبرال مسلک، در دهه اخیر جوانانی پیدا شده‌اند که خود را طلبکار شهدا می‌دانند. با گذشت بیش از سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی، همچنان بسیاری از زوایای این انقلاب و هشت سال دفاع‌مقدس مورد توجه اهالی فرهنگ و هنرمندان قرار نگرفته و ابعاد مختلف آن برای مخاطبان داخلی و خارجی بازگو نشده است. به جزء برخی آثار منتشر شده در حوزه ادبیات و شعر انقلاب اسلامی، سایر رشته‌های هنری و جریان‌های غالب بر آنها نتوانسته‌اند آثاری مطلوب و در شأن قهرمانی‌های ملت ایران بیافرینند. با وجود اینکه در اروپا و ایالات متحده همچنان برای سربازان و کشتگان خود در جنگ‌های باطل جهانی قرن گذشته مراسم یادبود برگزار می‌کنند، در جمهوری اسلامی تقریباً محصول جذابی که بتواند رشادت‌های واقعی ملت در دهه‌های ۱۳۵۰ و۱۳۶۰ شمسی را به خوبی به نسل نوجوان و کودک منتقل کند، وجود ندارد. به عبارت ساده‌تر حق دفاع‌مقدس در هیچ برهه‌ای از مدیریت فرهنگی جریانات گوناگون سیاسی بر پرده سینما ادا نشده و این سینمای استراتژیک و اقتدارآفرین همواره یا قربانی منفعت‌طلبان بوده است یا کج فهمی مدیران فرهنگی و یا امیال مدیران سیاست باز عرصه فرهنگ. این در حالی است که جنگ یکی از پدیده‌های ویژه‌ای است که محل تجلی قهرمانی‌های مردم یک کشور و ظهور و بروز استعدادها و توانایی‌های ایشان است و به تصویر کشیدن صادقانه و واقعی آن بر پرده سینما، اثر فوق‌العاده‌ای بر تثبیت انگاره‌های فرهنگی و انتقال ارزش‌های فرهنگی به نسل‌های آینده داشته و می‌تواند روح سلحشوری، عزتمندی و همدلی را در آحاد جامعه بدمد. در واقع عالی‌ترین صحنه‌های تجلی سبک زندگی و عصاره تمدن کهن ایرانی که در دوران دفاع‌مقدس و پیشتر در زمان پیروزی انقلاب اسلامی به ظهور رسیده و برای بسیاری از آنها مستندات فراوانی وجود دارد، به جای آنکه در قالب سینمای استراتژیک دفاع‌مقدس ریخته شده و به ابزار مؤثر دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی تبدیل گردد، همواره قربانی بوده و به جای آنکه هنرمندان رانتخوار و مدیران سیاسی کار مورد شماتت قرار گیرند، سینمای دفاع‌مقدس به سیبل جریانات غربگرای روشنفکرنما تبدیل شده است. نتیجه آنکه بی‌توجهی مدیران و هنرمندانی که خود را بی‌نیاز از توجه به منافع و مصالح فرهنگی جامعه می‌دانستند سبب شد تا امروز پس از قریب ربع قرن از پایان جنگ تحمیلی، سینمای استراتژیک دفاع‌مقدس به سینمایی ساده، کم هزینه و هنری فروکاست پیدا کرده و نسل جوان ایرانی تصویری مخدوش و توهمی از یکی از طلایی‌ترین برهه‌های زندگی انسانی ایرانی و جلوه‌های شکوه تمدن ایرانی داشته باشد. اما چرا جریان روشنفکری حاکم بر عرصه فرهنگ و هنر کشور، به سادگی از قهرمانی‌ها و فداکاری‌های ملت در طول مبارزات پیش از انقلاب و دوران هشت سال دفاع‌مقدس عبور کرده است؟ در حالی که روح لطیف هنرمند نمی‌تواند انبوه زیبایی‌های موجود در تاریخ انقلاب اسلامی را نادیده بگیرد. چطور هنرمندان ایرانی نسبت به دفاع‌مقدس بی‌اعتنایی می‌کنند، در حالی که برای اولین‌بار در قرن‌های اخیر، ملت ایران بدون واگذاری حتی یک وجب از خاک خود، دشمن را ناکام گذاشت. هنوز بسیاری از ابعاد و زوایای دفاع‌مقدس مورد توجه اهالی فرهنگ و هنر قرار نگرفته است، مواردی همچون: دلایل شروع جنگ، علل همکاری و مساعدت ده‌ها کشور با صدام، مظلومیت مطلق جمهوری اسلامی در دوران جنگ، صفات اخلاقی و برجستگی‌های روحی رزمندگان اسلامی، دفاع ملتی با استفاده از کمترین امکانات، زندگی و صبر اسراء، جانبازان و خانواده‌های ایشان و مواردی از این دست. طبیعتاً یکی از دلایل بی‌محلی و عدم توجه بخش‌هایی از فرهنگ و هنر کشور به دوران دفاع‌مقدس، حاکمیت جریان روشنفکری بر این حوزه‌هاست. جریانی که جنگ از هر نوع آن را محکوم کرده و آن را کاری غیرانسانی، خشن و بدوی می‌داند. البته این محکومیت تنها در صورتی انجام می‌گیرد که یکی از طرفین جنگ، به جبهه حق تعلق داشته و داعیه دار اسلام ناب محمدی صلی‌الله علیه وآله و یا از طرفداران جبهه مقاومت باشد. برای نمونه مبارزه‌ی جهادگران فلسطینی با رژیم اشغالگر قدس و یا نیروهای حزب‌الله و ارتش سوریه با تکفیری‌ها و در جبهه‌ای دیگر، رژیم صهیونیستی محکوم است، چراکه ترویج خشونت طلبی است؛ در این نگاه دفاع‌مقدس ملت ایران نیز دامن زدن به خشونت و عملی غیرمنطقی و غیرانسانی بود. اما در مقابل همین جریان روشنفکری هیچ‌گاه پیرامون ۷۰ میلیون کشته‌ی بی‌گناه جنگ‌های جهان اول و دوم که خونشان تاوان زیاده خواهی‌های اربابان قدرت بود صحبت نمی‌کنند و این در حالی است که هنرمندان جبهه باطل، حتی خون‌ریزی‌ها و قساوت‌های نیروهای نظامی خود در دیگر کشورها را به بهترین شکل دراماتیزه کرده و حتی در برخی موارد با تحریف تاریخ، از نیروهای شکست خورده خود، قهرمانان پیروز می‌سازند. به واقع در جنگ رسانه‌ای و تحت حاکمیت رسانه‌ها، تاریخ را لزوماً قوم پیروز نمی‌نویسد، بلکه تاریخ همان چیزی است که رسانه‌ها و محصولات فرهنگی و هنری معرفی می‌کنند. بنابراین به علت همین رویکرد هنر سیاسی غرب به تاریخ و تحریف آن است که بعضاً مشاهده می‌شود واقعیت‌های مربوط به انقلاب اسلامی و دفاع‌مقدس، یا در آثار هنرمندان روشنفکر بیان نمی‌شود و یا به صورت جهت دار و مغرضانه مورد توجه قرار می‌گیرد، زیرا در این صورت ارزش‌های انقلاب و دفاع‌مقدس به نسل‌های بعد که عموماً کتابخوان نیستند، منتقل نشده و ارتباط و تعلق خاطر این نسل‌ها با تاریخ سراسر عزت و اقتدار انقلاب اسلامی قطع گردیده و ایشان به تحسین تاریخ جعلی و قهرمانی‌های مصنوعی قهرمانان غربی روی خواهند آورد و فرهنگ غربی مقتدر و نیرومند را به فرهنگ خودی ضعیفی که برایشان به تصویر کشیده شده، ترجیح می‌دهند. ]]> فرهنگ Fri, 10 Mar 2017 18:43:09 GMT http://siasatrooz.ir/vdcc0mqo.2bq4p8laa2.html سکانس پایانی ناکارآمدی یک دیپلمات http://siasatrooz.ir/vdcjtaeh.uqeotzsffu.html مرد است و حرفش. وقتی می‌گوید به زور می‌روم و استعفا نمی‌دهم، سر قولش هست. همین چند وقت پیش و پس از فاجعه جشنواره سی و پنجم فیلم فجر، رئیس «سابق» سازمان سینمایی در برنامه تلویزیونی هفت در واکنش به پیشنهاد مجری مبنی بر استعفا و کناره‌گیری از سمت خود گفت: «این نظر محترم است اما استعفا به من بر‌می‌گردد. عذرم را بخواهند می‌روم ولی استعفا نمی‌دهم.» روز دوشنبه هم مدیران ارشاد سعی کردند تا خیلی محترمانه عذر ایوبی را بخواهند. برای همین هم خبر استعفا در شهر پیچید، اما وقتی طرف می‌گوید استعفا نمی‌دهم و دفترش هم در قبال انتشار خبر استعفا موضع تند و تیز می‌گیرد و همه‌چیز را به کل منکر می‌شود، دیگر برای آقای وزیر مجالی باقی نمی‌ماند که خیلی محترمانه یکی دیگر را روی صندلی مدیریت سینمای ایران بنشاند. حالا و پس از گذشت حدود چهار سال، حسن روحانی می‌تواند در نشست‌های خبری پیش رو و در پاسخ به سوالی درخصوص عملکرد دولت در حوزه فرهنگ و هنر و به خصوص سینما، بگوید: «یک رئیس ناکارآمد را از صدر سینما برداشتیم» و دیگر به همان تک اتفاق بی‌ربط به ساختار دولتی مبنی بر بازگشایی خانه سینما اشاره نکند. صالحی امیری بزرگ‌ترین کار ممکن در حوزه فرهنگ و هنر دولت یازدهم را انجام داد. کنار گذاشتن ایوبی می‌تواند دستاورد وزیری باشد که خودش چندماهی بیشتر نیست که جای جنتی را گرفته است. در حکم سیدرضا صالحی امیری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی خطاب به محمدمهدی حیدریان آمده است: «نظر به تعهد و تجربیات ارزشمند جناب‌عالی، به‌موجب این حکم به سمت معاون وزیر و رئیس سازمان سینمایی و سمعی، بصری منصوب می‌شوید. انتظار دارد ضمن بهره‌گیری از کلیه ظرفیت‌های موجود و تعامل و گفت‌وگو با نیروهای کارآمد و مؤثر در رشد و اعتلای سینمای متعهد ایران اسلامی، در راستای افزایش انسجام در تولیدات دیداری و شنیداری و ایجاد فرصت‌های جدید برای حضور فعال در جشنواره‌های بین المللی، تحول در فرآیند برگزاری جشنواره‌های ملی، توجه به تولیدات متناسب با سبک زندگی ایرانی اسلامی و پاسخگویی به مسایل اجتماعی جامعه ایران و بازنگری در ساختار مدیریت سینمایی کوشا باشید. توفیق جناب‌عالی را از درگاه خداوند متعال مسئلت دارم.» اما در این بین چند نکته مطرح است که باید به آنها پرداخت. تلاش‌های بی‌نتیجه حجت‌الله ایوبی طی این سه و سال اندی که مهم‌ترین صندلی سینمایی دولتی را بر عهده داشت، عملا با یک شکست بدون اغماض مواجه بود. هرچند او سعی کرد با فروش گیشه یا بیانیه‌های شاعرانه برای جایزه‌های خارجی کارنامه خود را موجه و پربار نشان دهد، اما واقعیت این بود که او از روز اول هم ربطی به سینما نداشت. ایوبی حاصل یک انتصاب اشتباه از سوی وزیر قبلی ارشاد بود که اتفاقا وزارت او هم برای حوزه فرهنگ کشور اشتباهی بزرگ‌تر بود. انحلال شورای عالی سینما، ساخته شدن فیلم‌های پراشکال و پر اعتراض، ایجاد فضای رانتی برای برخی فیلمسازان خاص، از بین بردن توان بنیاد سینمای فارابی با انتصاب‌های عجیب و.... تنها بخشی از نمرات مردودی کارنامه مردی است که فکر می‌کرد سینما را هم می‌شود با شیوه دیپلماتیک نه سیخ بسوزد و نه کباب اداره کرد. حالا ایوبی طبع شاعری‌اش را هم از دست داده است و در پیام تبریک خود برای جایگزین خود نوشته است: «انتصاب شما را به سمت معاون وزیر و رئیس سازمان سینمایی تبریک می‌گویم. خدمت به سینمای پرافتخار ایران توفیقی بزرگ و فرصتی بی‌بدیل است. در انجام این رسالت خطیر بسان همه اهالی سینما همراهتان هستیم. امیدوارم با درایت و تدبیرتان جوانه‌های امید نورسته در عرصه سینما روز به روز شکوفا و شکوفاتر شود. موفقیت روزافزونتان را از خداوند بزرگ خواستارم.» او در همین پیام چندخطی رسمی و خشکش از «جوانه‌های امید نورسته در عرصه سینما» گفت که معلوم نشد، منظورش کدام شاق حوزه مسئولیتی او طی این سال‌هاست؟ جایزه‌هایی که برای فیلم‌های سیاه و خوش‌آمد خارجی‌ها دریافت شد یا... ایوبی که ظاهرا قصد نداشت میز ریاست بر سازمان سینمایی را حتی به زور رها کند، اینقدر ناراحت هست که حتی حاضر نشد کلید اتاقش را خودش تحویل حیدریان بدهد. صبح دیروز پس از آنکه حکم انتصاب محمد مهدی حیدریان به عنوان معاون وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و رییس جدید سازمان سینمایی به طور رسمی اعلام شد، یک تودیع و معارفه غیررسمی هم در کنگره سراسری مدیران و مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شد. در این مراسم حیدریان در حضور مدیران مختلف معاونت‌ها و استانی اداره‌های کل ارشاد از طرف وزیر به عنوان فردی با سابقه در این حوزه و به عنوان رییس جدید سازمان سینمایی معرفی شد. حیدریان که در غیاب حجت‌الله ایوبی و با حضور چند تن از مدیران این سازمان از جمله علیرضا تابش، حبیب ایل‌بیگی و رمضانعلی حیدری خلیلی در این کنگره شرکت کرده بود، پس از ساعتی مراسم را ترک کرد و به محل کار جدید خود در سازمان سینمایی رفت. چرا اینقدر دیر؟ اما اکنون این سوال مطرح است که ماجرای پشت پرده این انتصاب در ماه‌های پایانی دولت یازدهم چیست؟ چرا اینقدر دیرهنگام وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی عذر این مدیر را خواست؟ وقتی جز بخش بین‌الملل جشنواره فجر، همه جشنواره‌های مهم سینمایی برگزار شده و در دوران نزدیک به نوروز و پس از آن انتخابات ریاست جمهوری، اتفاق مهمی در سینمای ما رخ نمی‌دهد، چرا چنین تغییری روی می‌دهد؟ هرچند که به قول قدیمی‌ها «جلوی ضرر را هر وقت بگیری منفعت است» اما کاش این اتفاق مبارک پیش از اینها رخ داده بود و مدیری که همه سوابقش در حوزه سینما تنها برگزاری چند هفته سینمای ایران در خارج از کشور بوده، بر صندلی که سنخیتی با او نداشت تکیه نمی‌زد. حالا هم که این تغییر درست در حال شکل‌گیری است، صالحی امیری در توجیهی چنین عزلی را «گردش مدیران» می‌داند. وزیر ارشاد دیروز و در جمع خبرنگاران در پاسخ به سوالات متعدد درباره برکناری حجت‌الله ایوبی از سازمان سینمایی گفت: «محمدمهدی حیدریان تا پیش از این مشاور عالی بنده بود و از امروز رسما رئیس سازمان سینمایی خواهد بود. آقای ایوبی هم از مدیران باتجربه و باسابقه‌ای است که از این پس با وزیر ارشاد همکاری خواهد داشت و ما از تجربه ایشان نهایت استفاده را خواهیم کرد. ما در وزارت ارشاد گردش مدیریت داریم ولی ریزش مدیریت نداریم. مبنای عمل ما در وزارتخانه خلاقیت، نوآوری و به کارگیری تجربه‌ها در حوزه‌های مختلف است.» اما کاش «شفافیت» در ساختار فرهنگ ما آن‌چنان بود که علت این برکناری برای جامعه سینمایی و مردم مشخص می‌شد. انتصاب یک مدیر آشنا انتخاب محمدمهدی حیدریان، قطعا برای سینمایی‌ها یک خبر خوشحال‌کننده است. رئیس جدید سازمان سینمایی برخلاف نفر قبلی خود از جنس سینماست. کارنامه کاری او در حوزه سینما و تصویر آنقدر پر و پیمان هست که مرور آن زمان و فضای زیادی را می‌طلبد. سمت‌های اجرایی و مشاوره‌ای او در وزارت ارشاد و سازمان صدا و سیما و سایر موسسات فرهنگی آنقدر شفاف هست که نیازی به توضیح اضافه نباشد. او همین دیروز اولین جلسه شورای مدیران سازمان سینمایی را هم برگزار کرد تا خیلی زود برای سر و سامان دادن به اوضاع آشفته سینما دست به کار شود. حتی اگر این تغییر و تحولات را با کارکرد انتخاباتی بدانیم که چندان هم بعید نیست، اما همین که از یک گزینه «اشتباهی» دل کنده‌اند و جای او را به یک مدیر سینمایی حتی اصلاح‌طلب هم داده باشند،‌ کار غلطی نیست. حجت‌الله ایوبی شاید سال‌ها بعد بفهمد که چه بلایی بر سر سینمای ایران آورده است و خودش هم نفهمیده است. ژست‌های منورالفکری او طی این حدود چهارسال، آنقدر ضربه به سینمای نجیب انقلاب اسلامی زده است و که درمان آن به این زودی‌ها محقق نخواهد شد. او مدعی است «جوانه‌های امید نورسته» در مدیریت او شکل گرفته، احتمالا فراموش کرده که چه درخت‌های تنومندی را قطع کرده و چه جوانه‌هایی را هم به سرنوشتی جز خشکیدن سوق داده است. ]]> فرهنگ Tue, 07 Mar 2017 19:58:11 GMT http://siasatrooz.ir/vdcjtaeh.uqeotzsffu.html عطر گل یاس http://siasatrooz.ir/vdcdx90n.yt0jn6a22y.html گوشه گوشه ایران، در روزهایی که در و دیوار سیاه‌پوش عزای دخت نبی مکرم اسلام بود و در روزهایی که خیابان‌ها با اشک مردم عزادار ایران شست‌وشو داده می‌شد، بچه‌های این سرزمین در آغوش پرچم سه‌رنگ جمهوری اسلامی روی دست مردم آمدند و در آغوش همین خاک آرامیدند. طی دو سه روز گذشته، در هر نقطه‌ای از ایران بوی یاس پیچیده بود و مردم مست از شمیم دل‌انگیز شهیدان با دل‌های لرزیده و چشم‌های خیس، از آنها استقبال کردند. این شهدا در استان‌های آذربایجان شرقی، آذربایجان‌غربی، اردبیل، زنجان، اصفهان، چهارمحال و بختیاری، تهران، البرز، خراسان جنوبی، خراسان رضوی، خراسان شمالی، خوزستان، سمنان ، گلستان، فارس، کهکیلویه و بویراحمد، هرمزگان، بوشهر، قزوین، قم، کرمان، سیستان و بلوچستان، گیلان، لرستان، مازندران، مرکزی، کرمانشاه، ایلام، کردستان، همدان و استان یزد تشییع و به خاک سپرده شدند. طبق اعلام کمیته جست‌وجوی مفقودین ستادکل نیروهای مسلح در ایام عزاداری فاطمیه دوم، پیکر مطهر ۲۲۴ شهید دفاع‌مقدس در ۳۱ استان تدفین شده و می‌شوند که هویت ۳۰ تن از این شهیدان گرانقدر شناسایی شده و ۱۹۴ پیکر به‌صورت گمنام خاکسپاری شده و خواهند شد. تعدادی از شهدا نیز امروز با بدرقه مردم تشییع و به خاک سپرده خواهند شد. ]]> فرهنگ Fri, 03 Mar 2017 17:16:54 GMT http://siasatrooz.ir/vdcdx90n.yt0jn6a22y.html دفاع فاطمه(س) از ولایت برای گرفتار نشدن جامعه بود http://siasatrooz.ir/vdcb50b9.rhbwzpiuur.html آیتاآلله جوادی‌آملی چندی قبل به مناسبت ایام شهادت بانوی دو عالم حضرت صدیقه طاهره(س) سخنرانی داشتند که به نکات جالب توجهی در آن سخنرانی پرداخته است. به گزارش جهان نيوز در ادامه مشروح بیانات آیت‌الله جوادی آملی را به مناسبت شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) مرور می‌کنیم: اینکه گاهی گفته می‌شود این بانو حجت بر ائمه علیهم‌السلام است، برای این است که در حجیّت، نبوت یا رسالت یا امامت لازم نیست؛ آنچه که محور حجیت است، عصمت است. اگر یک انسانی معصوم بود، یقین داریم حرف او، فعل او، تقریر او، سکوت او و قیام و قعود او حجت خداست. فاطمه(س) شاگرد مستقیم پروردگار درباره فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها از دو محور باید سخن گفت: یک محور مربوط به تحقیقات علمی است که برای ما ثمره علمی و نتیجه اعتقادی دارد و پشتوانه مسائل اخلاقی، فقهی، حقوقی ما هم هست. محور دوم آن بخشی است که مستقیماً به ما مربوط است، ما باید تأسی کنیم، آن را اسوه قرار بدهیم، الگو بدانیم، پیروی کنیم و مانند آن. آن بخشی که مربوط به مسائل اعتقادی است و ثمره علمی دارد بررسی مقام منیع آن بانو است که این همتای قرآن کریم است، همتای نبوت است، همتای رسالت است، همتای ولایت است. چیزی از ولی‌الله مطلق کم ندارد، این‌ها یک نورند و مانند آن. سر اینکه این بانو سلام‌الله‌علیها حجت بر ائمه علیهم‌السلام است و اگر علی بن‌ابیطالب سلام‌الله‌علیه نبود، احدی همتای آن حضرت نبود، آدم و من دونه؛ این است که این مثل خود قرآن کریم در مقام حدوث و بقاء شکل گرفت. قرآن از زمین برنخاست، از فکر کسی تدوین نشد. هیچ عالم بشری این قرآن را تدوین نکرد و تنظیم نکرد. سوره اش، آیاتش، معارفش، مفاهیمش را بررسی نکرد و انشاء نکرد. مستقیماً از جهان غیب نازل شد و در طیّ ۲۳ سال ماند و برای ابد جای خود را تثبیت کرد. این سه کار را قرآن کرد: یعنی از آسمان نازل شد، نزولش هم ۲۳ طول کشید و ماند برای ابد. وجود مبارک حضرت زهرا(س) همسفر قرآن کریم بود انسان کامل، مخصوصاً فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها هم وقتی هویتشان را ارزیابی می‌کنیم، می‌بینیم در همین مثلث خلاصه می‌شود؛ او از زمین برنخاست، از آسمان نازل شد و تقریباً همسفر قرآن کریم بود. تا قرآن آیات و سوره‌هایش نازل می‌شد، این هم روزانه متکامل می‌شد، ترقّی می‌کرد. و تا قرآن به پایان رسید، عمر این بی‌بی هم به پایان رسید؛ ولی برای ابد ماند. وقتی وجود مبارک پیغمبر علیه و علی‌آله آلاف التحیّه والثناء به مقام شامخ نبوّت بار یافتند، به معراج رسیدند، در معراج غذایی میل کردند. وقتی از معراج نازل شدند، به زمین آمدند، دیگر تماسی نداشتند، مگر اینکه آن غذا به صورت نطفه در بیاید؛ آن میوه آسمانی و غیبی و بهشتی. ضلع دوّم این مثلث آن است که حالا چون ۲۳ سال این قرآن به تدریج نازل شد، این پنج سال اوّل تقریباً مقدّمه بود. برای پیدایش چنین معراجی و چنان میوه‌ای و چنین نطفه ای. همراه با نزول آیات و سور و معارف قرآن کریم، این بانو ترقّی می‌کرد. اگر دو ساله بود درش عب أبی طالب با آن آیات و مشکلاتی که نازل می‌شد، ترقّی می‌کرد. و اگر چند سال در مکّه تشریف داشتند، با آیات مکّی مترقّی می‌شدند. و اگر چند سال در مدینه تشریف داشتند، با آیات مدنی مترقّی می‌شدند. وجود مبارک فاطمه سلام‌الله‌علیها از چندین راه با قرآن رابطه داشت. گاهی مستقیم، گاهی غیرمستقیم؛ مستقیمش هم دو نحو بود: یک نحو مستقیمش این بود که از وجود مبارک پیغمبر(ص) آیات را، تلاوت آیات را، تعلیم کتاب و حکمت را، تزکیه را؛ این چهار کار را که وظیفه رسمی پیغمبر بود، فرا می‌گرفت. یتلوا علیهم آیاته، یعلّمه الکتاب والحکمه و یزکّیهم. این چهار برنامه را مستقیماً از مشهد و مکتب و محضر پدر بزرگوارش استفاده می‌کرد. و هر روز این دو شاگرد را به پیشگاه رسول گرامی می‌فرستاد؛ یعنی حسن و حسین سفیران فاطمه بودند. اینکه در آن قصه است که وجود مبارک امام حسن گزارشی می‌داد، بعد عرض کرد: مادر! امروز گویا یک بزرگواری مرا می‌بیند، قلّ بیانی و کلّ لسانی، لعلّ سیّداً یرانی. این قضیّه فی واقعه نبود که یک روز گزارش داده باشد. هر روز گزارش می‌داد. منتها آنروز وجود مبارک علیّ بن‌ابیطالب سلام‌الله‌علیه از پشت در یا پرده ناظر صحنه بود. هر روز وجود مبارک فاطمه سلام‌الله‌علیها حسنین را به مشهد و به محضر و به مکتب پیغمبر می‌فرستاد، بعد از آن‌ها استنطاق می‌کرد که امروز چه آیه‌ای نازل شد؟ پیغمبر چه فرمود؟ آیه را چنین معنا کرد، چنان معنا کرد. این آیه را با آن آیه چگونه هماهنگ کرد؟ این‌ها گزارش می‌دادند. در تکمیل گزارش با پدر بزرگوارش هم مذاکره می‌کرد. سفیر سوّمی که وجود مبارک فاطمه سلام‌الله‌علیها داشت، علی بن‌أبیطالب بود که باب مدینه علم بود. آن هم مرتّب گزارش می‌داد: امروز این آیه نازل شد، پیغمبر اینچنین معنا کرد، اینچنین تفسیر کرد و مانند آن. این سه راه را که یکی مستقیم و دو تا غیرمستقیم، وجود مبارک بی‌بی سلام‌الله‌علیها داشت. راه دیگری که غیرمستقیم است و هر کسی می‌تواند آن را داشته باشد، منتها گرچه در نظام تکوین هر فیضی که به انسان عادی می‌رسد به وسیله آن انسان کامل است که بیمنه رزق الوری و بوجوده ثبتت الأرض والسّماء، ولی به حسب ظاهر انسان یک راه مستقیمی هم با ذات أقدس له دارد. آن راه را هم خدا وعده داد که اتّقوا الله و یعلّمکم‌الله. در سوره انفال بالاتر از این را وعده داد؛ ان تتّقوا‌الله یجعل لکم فرقاناً. شما را به فرقان نائل می‌کند، متبرّک می‌کند که بالاتر از آن است. خوب اینکه فرمود: تقوا پیشه کنید از یک سو، خداوند معلّم شما می‌شود از سوی دیگر؛ اتّقوا الله و یعلّ مکم الله، این بی‌بی در اثر آن تقوای کامل، شاگرد مستقیم ذات أقدس له بود، معارفی را از آنجا فرا گرفت. و از اینکه در سوره انفال خدا وعده داد: ان تتّقوا الله یجعل لکم فرقاناً، این بی‌بی مثل اعلای تقوا بود. ذات أقدس له فرقان بین حقّ و باطل را به او عطا کرده است. این مجموعه اینقدر ادامه داشت تا قرآن به پایان برسد. همین که در اواخر عمر مبارک پیغمبر(ص) قرآن به پایان رسید، دیگر آیه‌ای نازل نشد، طولی هم نکشید که این پدر و آن دختر، هر دو رحلت کردند. بی‌بی سلام‌الله‌علیها بیش از ۷۵ روز یا ۹۵ روز بعد از رحلت رسول گرامی نماند. تقریباً وقتی نازل شدن قرآن تمام شد، عمر این بی‌بی هم تمام شد. او با قرآن نفس می‌کشید، با قرآن کامل می‌شد، با قرآن مترقّی بود، با قرآن مأنوس بود. منتها قرآن آمد که بماند، این بی‌بی هم آمد که بماند. بدنش البتّه رحلت کرده است امّا جان او همچنان زنده است. انا اعطیناک الکوثر یعنی چه؟ اما آنچه که ما موظفیم به این بانو اقتدا کنیم و وظیفه داریم، مأمور هستیم و راهش هم ممکن است، آن است که این بانو هم در اعتقادات، هم در اخلاق، هم در حقوق، هم در فقه مطالب فراوانی را فرمودند و عمل کردند و تعلیم دادند و دستور عمل کردن را هم به ما دادند. سرّ اینکه در پایان بخش اوّل به این نتیجه رسیدیم که وجود مبارک فاطمه آمد که بماند، نه آمد که برود، همین است. اگر امیرالمؤمنین سلام‌الله‌علیه درباره عالمان دین فرمود: العلماء الباقون ما بقی الدّهر! مصداق کامل و بالذّات این علماء، خود معصومین‌اند و چون فرمود: نحن العلماء و شیعتنا المتعلّمون و سائر النّاس همج. و اگر علماء شامل غیرمعصوم بشوند، بالعرض و بالتّبع است. آن عالمی که ارتباطش به اهل‌بیت کامل است، آن می‌ماند. آن عالمی که بهره ولایی‌اش کم است، کم می‌ماند. آن که بی‌درایت است ذلک میّت الأحیاء، مانند دیگران از بین می‌رود و از یاد می‌رود. در جریان سوره کوثر مستحضرید که غالب مفسران شیعه و سنی گفتند که: عده‌ای از سنادید قریش، مشرکان، بدخواهان، معاندان، روی همان سنت‌های باطلی جاهلیّت گفتند: پیغمبر بعد از مردن، نام و مکتب و یادش از بین می‌رود. برای اینکه او پسر ندارد! درباره دختر باورشان این بود که بنونا بنوا ابناءنا و بناتنا لو هنّ اتباع ر جال ابائه. این شعر، شعار رسمی جاهلیت بود. می‌گفتند: پسران ما و نوه‌های پسری ما، فرزندان ما هستند. اما نوه‌های دختری ما فرزند ما نیستند. این‌ها فرزند مردان دیگرند! و بناتنا و لو هنّ أتباع ر جال ابائه. این‌ها برای زن حرمتی قائل نبودند. برای فرزندهای دختر حرمتی قائل نبودند. می‌گفتند: به ما مربوط نیست! و می‌گفتند: چون پیغمبر پسرش قبلاً مرد و اکنون پسری ندارد و جز دختر چیزی از او نمانده است، با مردن او، مکتب و نام و دین او سپری می‌شود و از بین می‌رود. ذات أقدس اله فرمود به اینکه: تو برای همیشه می‌مانی! برای اینکه من به تو چیزی دادم که هیچ کسی نمی‌تواند او را از بین ببرد! و به تو فرزندی دادم که حافظ و مجری آن چیز است. آن چیزی که به تو دادم قرآن است. و آن کسی هم که حافظ قرآن، مفسّر قرآن، مبیّن قرآن، معلّم قرآن، مجری احکام و حقوق قرآن است، فرزندان همین دخترند. فرمود: انّا أعطیناک الکوثر. این کوثر مصادیق فراوانی دارد؛ دین هست، قرآن هست و ولایت هست. انّا أعطیناک الکوثر. فصلّ لربّک والنحر. انّ شانئک هو الأبتر. یعنی آن‌ها که تو را شماتت می‌کردند، ابتر بودن تو را در نظر داشتند، آن‌ها ابترند نه تو! اینکه گاهی گفته می‌شود این بانو حجت بر ائمه علیهم‌السلام است، برای این است که در حجیّت، نبوّت یا رسالت یا امامت لازم نیست؛ آنچه که محور حجیّت است، عصمت است. اگر یک انسانی معصوم بود، ما یقین داریم حرف او، فعل او، تقریر او، سکوت او و قیام و قعود او حجّت خداست. اینکه در زیارت آل‌یاسین به پیشگاه ولی عصر ارواحنا فداه سلام عرض می‌کنیم، به تک‌تک حالات او سلام عرض می‌کنیم، برای اینکه تک‌تک حالات او معصومانه است. والسّلام علیک حین تقوم و تقعد، حین تقرء و تبیّن، حین ترکع و تسجد. اینکه در نهج‌البلاغه، گاهی علی بن ابیطالب سلام‌الله‌علیه به سخنان بی‌بی استشهاد می‌کند که فاطمه چنین گفته، این استدلال به قول حجّت‌الله است. امّا سرّ اینکه او حجّت بر معصومین هم هست، این است که ائمه علیهم‌السلام عالم به غیب‌اند، به ما کان، به ما یکون، به ما هو کائن لی یوم القیامه. امّا منابع علمی این‌ها؛ گاهی از رسول اکرم شنیدند، گاهی از فاتح قرآن کمک می‌گیرند، و گاهی از مصحف فاطمه(س). وقتی امام معصوم دارد خبر غیب می‌دهد، از او سئوال می‌کنند که این خبر غیب را از کجا گفتی؟ می‌گوید: در مصحف مادرمان بود. خوب این مصحف فاطمه(س) چیست؟ همان است که جبرئیل سلام‌الله‌علیه نازل می‌شد، و این معارف را می‌فرمود و وجود مبارک فاطمه(س) تلقّی می‌کرد، بعد به امیرالمؤمنین می‌فرمود، امیرالمؤمنین املای او را می‌نوشت و کتابت می‌کرد، کاتب این بخش از وحی هم بود، آن شده مصحف فاطمه(س). حالا این بانو که برای همه ما اسوه است و ما در این بخش موظفیم مثل آن حضرت حرکت کنیم؛ منتها او در حدّ آفتاب، و ما در حدّ شمع؛ او فضای کلّ جهان را روشن می‌کند، ما در زندگی خاصّ خودمان مثل شمع نور بدهیم به فضا و زندگی خود را روشن کنیم. این است که فرمود: من أصعد لی الله خالص عمله اهبط الله الیه أفضل مصلحته. فرمود: اگر کسی عمل خالص بکند، و این قدرت را داشته باشد که عمل خالص را به پیشگاه ذات أقدس له ببرد، ذات أقدس اله بهترین و والاترین مصلحت او را به او عطا می‌کند و نازل می‌کند. این مثل یک باغبانی است که یک نهالی را غرس کرده است و دیگر به فکر آبیاری او نیست. ممکن است روی دیم، کسی دیمی کار کند، گاهی محصول می‌گیرد، گاهی نمی‌گیرد و مانند آن. ما مأموریم که مثل یک باغبانی که در کنار منزلش یک نهالی غرس کرده، مثل فرزند از او نگهداری کنیم، دائماً به سراغ او باشیم، حدوثاً و بقائاً؛ پس یک وقت یک کسی کار خیر انجام می‌دهد، به این فکر نیست که او را حفظ بکند! گاهی او را می‌گوید، گاهی او را با منّت ذکر می‌کند، گاهی مثلاً خوشش می‌آید که دیگران بازگو کنند، یا ازش بهره برداری کنند، بهره برداری تبلیغی و سیاسی؛ این شخص کار خوب کرده است، و امّا کار او زمینی است، همین جا ماند! وجود مبارک بی‌بی سلام‌الله‌علیها نفرمود اگر کسی کار خوب بکند، خدا بهترین مصلحت را به او می‌دهد! فرمود: کار خوب بکن، این را نگه بدار، این را هدیه بکن، برو و ببر. تا انسان بالا نرود که نمی‌تواند هدیه‌ای را به پیشگاه ذات أقدس له عطا بکند. کار خیر را ملائکه می‌برند، گزارش می‌دهند، بالأخره جواب را هم آن‌ها می‌آورند. آن بردن و آوردن هر دو مع الواسطه است، بهره‌اش هم کم است. ولی اگر کسی خودش آن هنر را داشته باشد که همراه ملائکه بالا برود و این کار خیر خود را به پیشگاه ذات أقدس له تقدیم بکند. خودش به همراه عمل برود، آنگاه فاضل‌ترین مصلحت او را ذات أقدس له نازل می‌کند؛ خود خدا، نه بوسیله فرشته‌ها! اهبط الله علیه أفضل مصلحه. خوب این دستوری است که وجود مبارکی به ما داده است. فرمود: این کار شدنی است، این کار را انجام بدهید و مانند آن. همتای علی(ع) اما بحث دیگر... یک وقتی امام رضوان‌الله علیه می‌فرمود: جبرئیل برای هر پیغمبری که نازل نمی‌شد! برای انبیای خاص نازل می‌شد. اینی که مرحوم کلینی(رض) در کتاب شریف اصول کافی نقل می‌کند: جبرئیل بر وجود مبارک فاطمه سلام‌الله‌علیها نازل می‌شد، این نشانه آن است که مقام آن حضرت نسبت به برخی از انبیاء بزرگ‌تر و برجسته‌تر است. این نه برای آن است که زن‌های بزرگ در عالم کم‌اند. زن‌های بزرگ هم در عالم بسیارند، امّا فاطمه(س) خیلی بزرگ است. همین ابن أبی الحدید معتزلی که به حسب ظاهر سنّی است در شرح نهج‌البلاغه می‌گوید: تاریخ قبل از طوفان در دسترس نیست. ما نمی‌توانیم درباره قبل از طوفان سخن بگوییم. ولی از طوفان به بعد تاریخش مدوّن است. تاریخ کافران، تاریخ مسیحی‌ها، تاریخ زرتشتیان، تاریخ یهودیان، تاریخ مسلمان‌ها. تاریخ مردان با دین، تاریخ مردان بی‌دین، همه مشخص است. نه در بین بی‌دین‌ها مردی به بزرگی علی آمد، نه در بین یهودی‌ها، نه در بین مسیحی‌ها، نه در بین زرتشتی‌ها مردی به بزرگی علی آمد! بعد هم می‌گوید: ما علی را از منظر جهانی می‌بینیم، از نظر انسانی می‌بینیم؛ کاری کرد که نه مسلمان کرد، نه یهودی، نه مسیحی، نه زرتشت، نه بی‌دین کرد، نه با دین. علی، علی است. و این علی هم سنگ و هم طراز فاطمه است. اگر کسی خواست ببیند فاطمه چه قدر مقام دارد، باید بگوید: همتای علی است. جبرئیل برای هر پیغمبری نازل نمی‌شود. و این بی‌بی وقتی مقام علمی او روشن می‌شود که این دو تا خطبه‌ای که یکی در مسجد، یکی در منزل ایراد کرده‌اند، آن خطبه‌ها را ببینند، بعضی خطبه‌های نهج‌البلاغه را هم ببینند؛ خطبه‌های نهج‌البلاغه هم یکسان نیستند. بعضی‌ها عرشی‌اند. آن خطبه‌های عرشی نهج‌البلاغه را هم ببینید، عمیق‌ترین جمله‌های خطبه‌های عرشی نهج‌البلاغه را ببینند، آنگاه می‌فهمد آن بخش‌های عرشی خطبه‌های عمیق نهج‌البلاغه قبل از اینکه علیّ بن‌ابیطالب سلام‌الله‌علیه آن خطبه‌ها را بگوید و بفرماید، لااقل ۲۵ سال قبلش همین بانو فرمود. یک اشکال معروفی است، آن اشکال معروف را مرحوم میرداماد در قبسات اشاره کرده، و آن اشکال را در شروع خطبه‌های نهج‌البلاغه حلّ شده و ۲۵ سال قبل از علیّ بن‌ابیطالب همین بی‌بی سلام‌الله‌علیها حلّ کرده. عصاره آن اشکال این است که ملح دان، متفکّران مادّی آن‌ها که به ازلیّت عالم فتوا دادند، گفتند: خدا که جهان را خلق کرده است از چی خلق کرده؟ اگر خداوند جهان را از یک ذرّاتی خلق کرد، پس آن ذرّات قبل از خلقت خدا بودند، قدیم بودند، خدا این‌ها را خلقش کرد. اگر خداوند عالم را م ن ش یء خلق کرد، خوب پس آن شیء بود، آن موّاد اوّلیه بود، خدا عالم را از شیء خلق کرد، پس آن‌ها نیازی به خدا ندارند. اگر من لا شیء خلق کرد، لا شیء که معدوم است، معدوم که نمی‌تواند موّاد خام باشد! از عدم که نمی‌شود چیز آفرید که! و شیء هم که از دو طرف نقیض بیرون نیست. من شیء باشد، اشکال دارد. من لا شیء باشد، اشکال دیگر دارد و غیر از این دو نقیض چیز دیگر نیست. این شبهه از دیر زمان بود. مرحوم میرداماد در قبسات این شبهه را نقل می‌کند، بعد می‌گوید: این شبهه با خطبه‌های اهل‌بیت حلّ می‌شود و آن نکته این است که: نقیض من شیء، من لا شیء نیست. نقیض من شیء، لا من شیء است، نه من لا شیء! و خیلی‌ها این را از خطبه نهج‌البلاغه جواب دادند که امیرالمؤمنین در نهج‌البلاغه دارد که عالم را لا من شیء خلق کرد. یعنی صادر ازل وجود ندارد، نشاء منشئات است، چیزی نبود و با اراده الهی یافت شد. این هیچ دلیلی هم در بطلان و استحاله او اقامه نشده و ممکن هم هست. ولی این بزرگواران عنایت نکردند قبل از آنکه علیّ بن‌ابیطالب این را در نهج‌البلاغه چون خطبه‌های امیرالمؤمنین بعد از اینکه به خلافت رسیده‌اند ایراد شد این خطبه‌ها را بخوانند، همین بانو در مقدمه خطبه مسجد کوفه ایراد کرده که فرمود: عالم را خدا لا من شیء خلق کرد، نه من شیء و نه من لا شیء نقیض من شیء لا من شیء است، نه من لا شیء. هم نقیض را فهماند، هم ثابت کرد که یک طرف نقیض باطل است، یک طرف دیگر حق. نسل سوم انقلاب آن مشکلی که وجود مبارک فاطمه سلام‌الله‌علیها به پاس او به میدان آمد، به مبارزه برخاست، هم در خطبه مسجد، هم در خطبه منزل، در این دو خطبه گلایه کرد، اعتراض کرد، از ولایت دفاع کرد، این بود که جامعه به آن گرفتاری ناکثین و مارقین و قاسطین مبتلا نشود، الآن هم همان خطری که علی بن‌ابیطالب را تهدید می‌کرد، انقلاب ما را تهدید می‌کند... مشکل علی بن‌ابیطالب با همین نسل سوم است. وجود مبارک علی بن‌ابیطالب سنش از شصت گذشته بود. باید به جوان‌های ۲۰ ساله، ۲۵ ساله که وقتی به دنیا آمدند، علی بن ابیطالب خانه نشین بود. نه سوابق قبل از بعثت علی را می‌دانند، نه مبارزات امیرالمؤمنین را در مدینه و مکه دیدند. نه صحنه احد را دیدند، نه در غدیر حضور داشتند که ببینند پیغمبر در حضور هزارها نفر علی بن‌ابیطالب را بلند کرد، فرمود: این علی جانشین من است. این‌ها را که ندیدند. وجود مبارک حضرت امیر فرمود: فقط من مشکلم با شماست. من چی بگویم؟ سوابقم را بگویم که نبودید. لواحقم را بگویم که نبودید؛ شما وقتی ما را دیدید که من خانه نشین بودم. الآن هم در برابر من می‌ایستید. پدران شما، مادران شما باید جریان را به شما بگویند که قبل از انقلاب چی بود، حین انقلاب چی شد، بعد از انقلاب چی شد، جنگ چی شد، کی فاتح خیبر بود، کی فاتح احد بود، کی فاتح خندق بود، کی فاتح بدر بود، کی فاتح حنین بود، کی حدیث طیر درباره او آمد، کی حدیث غدیر درباره او آمد. الآن خدای ناکرده اگر این نسل جوان را ما به سمتی سوق بدهیم که خطرات قبل از انقلاب را نفهمد، همین ممکن است اتفاق بیفتد... صلّ‌الله علیک یا بنت رسول‌الله... وجود مبارک امیرالمؤمنین در مراسم تجهیز زهرا(س) اشک ریخت. گفتند: چرا می‌گریی؟ فرمود: من محرم‌ترین مرد نسبت به این بانو بودم. او تا الآن به من نگفت پهلویم ورم کرده است! یا بازویم ورم کرده است! من الآن که زیر لباس داشتم غسلش می‌دادم، دستم به آن برآمدگی رسید! در هنگام دفن آنطوری که در نهج‌البلاغه هست، رو کرد به قبر مطهّر پیغمبر سلام‌الله‌علیهما؛ گفت: یا رسول‌الله! برای من بسیار گران و سخت و تلخ است که این مصیبت را تحمّل بکنم. قلّ عن صفیّتک صبری. ستنبّ ئک آبنتک الناز لهبک السّریعه اللحائق. یا رسول‌الله! این دخترت که زود به شما ملحق شدند تمام جریان سقیفه و غیر سقیفه را به عرض شما می‌رساندکه من هیچ کوتاهی نکردم. هرچه دستور دادی عمل کردم. فاحف‌ها السؤال واستخبره الحال. شما هم جریان را یکی پس از دیگری از این بانو سؤال بکنید. انسان که دردمند است، دردش را می‌گوید یک مقداری سبک می‌شود. بعد عرض کرد: یا رسول‌الله! برای کوبیدن فاطمه سلام‌الله‌علیها تنها هیئت حاکم قیام نکرد. این‌ها مردم را هم شوراندند. همه جمع شدند، اجماع کردند تا زهرا را منزوی کنند. آن گزارشی که دخترت به عرض شما می‌رساند این است که: لتضافر الامّه علی هضم‌ها. تنها از دولت بر نمی‌آمد که زهرا را منزوی کند. تنها از ملّت ساخته نبود که زهرا را منزوی کند. این دولت با آن ملّت، این ملّت با آن دولت دست نشانده، این‌ها اجماع کردند که زهرا را منزوی کنند. می‌بینید سخن از فدک نیست! شخصیّت فاطمه کسی بود که تا همه جمع نمی‌شدند نمی‌توانستند او را منزوی بکنند. گرچه نتوانستند، ولی بالأخره برای انزوای او همه تلاش کردند. یکی گفت: آتش بیاور. یکی گفت: آتش بزن. یکی گفت: غلاف شمشیر بیاور. یکی گفت غلاف شمشیر بزن. یکی گفت فدک را بگیر. یکی گفت... السّلام علیکم یا اهل‌بیت النبوّه و یا معدن الرّساله و یا مهبط الوحی و رحمه الله و برکاته. ]]> فرهنگ Tue, 28 Feb 2017 21:49:38 GMT http://siasatrooz.ir/vdcb50b9.rhbwzpiuur.html استعفا نداد، عذرش را خواستند http://siasatrooz.ir/vdcay0no.49nae15kk4.html حجت‌الله ایوبی رئیس سازمان سینمایی در حالی صبح دیروز با حکم وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از کار برکنار شد که تا روز گذشته اصرار داشت که در محل کارش حضور دارد و تصمیمی برای استعفا و کناره‌گیری از مسئولیتش ندارد. اما در ارتباط با این برکناری ناگهانی چند نکته قابل توجه وجود دارد: ۱. ایوبی در شرایطی از سمت خود برکنار شد که وزیر ارشاد قصد داشت تا او خود از این مسئولیت کناره‌گیری کند در حالی که ایوبی تا آخرین روز کار خود به هیچ‌وجه قصد استعفا نداشت. ایوبی پیش از این در آخرین حضور خود در برنامه سینمایی هفت در پاسخ به انتقاد بهروز افخمی مجری برنامه و پیشنهاد او به کناره‌گیری ایوبی از سمتش برای احترام به هنرمندان بابت برگزاری جشنواره ضعیف فجر، گفت: «عذرم را بخواهند می‌روم، اما استعفا نمی‌دهم!» ۲. روز دوشنبه خبرگزاری مهر خبری را در ارتباط با برکناری ایوبی منتشر کرد ولی تنها کمتر از یک ساعت بعد خبرگزاری فارس این خبر را از جانب ایوبی و روابط عمومی سازمان سینمایی تکذیب شد. اصرار ایوبی بر حضورش در این سازمان و مقاومت او در برابر برکناری، نشان‌دهنده رضایت ایوبی از عملکرد خودش در این دوره و دفاع از این عملکرد در برابر مدیران بالادستی وزارت ارشاد است. ۳. اما نکته قابل توجه دیگر در ارتباط با این برکناری متن وزیر ارشاد برای رئیس جدید سازمان سینمایی است. صالحی امیری در این حکم با چشم‌پوشی از ادبیات مرسوم نامه‌های این‌چنینی بدون تقدیر از ایوبی رئیس پیشین سازمان سینمایی، خواسته‌ها و انتظارات خود را از رئیس جدید این سازمان بیان کرده است و حرفی هم از ایوبی نزده است. موضوعی که نشان‌دهنده تفاوت نظر جدی ایوبی و وزیر ارشاد و نارضایتی شدید وزیر از عملکرد ایوبی در این سازمان بود. ۴. ایوبی در حالی از این سمت برکنار شد که بسیاری دلیل اصلی برکناری او را حجم گسترده اعتراضات به عملکرد ضعیفش می‌دانستند. درواقع او در این مدت با توقیف برخی از فیلم‌های مهم جریان شبه‌روشنفکری سینمای ایران و برگزاری ضعیف این دوره جشنواره فجر صدای بسیاری از چهره‌های آن جریان را درآورد و از سوی دیگر با راه‌اندازی گروه بی‌خاصیت «هنر و تجربه» و اکران برخی فیلم‌های مسئله‌دار قدیمی در این گروه و بایکوت آثار جبهه فرهنگی انقلاب در جشنواره فجر از سوی دیگر موجب اعتراض نیروهای انقلابی شد تا در نهایت نه شبه‌روشنفکران از ایوبی حمایت کنند و نه نیروهای انقلابی و در این شرایط راهی جز ترک این مسئولیت نداشت. ۵. یکی دیگر از تحلیل‌هایی که در ارتباط با این اتفاق وجود دارد؛ گرفتن ژست تغییر از سوی دولت تدبیر در آخرین ماه‌های فعالیت خود است. دولتی که در چند سال گذشته به واسطه مدیریت ضعیف ایوبی طیف عظیمی از هنرمندان را از خود رنجاند و حالا در آستانه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری بیش از گذشته به حمایت هنرمندان برای رسیدن به موفقیت احتیاج دارد و برای این کار چه راهی بهتر از تغییر مدیر خاطی و ضعیفی که هنرمندان آن را دوست ندارند! ۶. برکناری ایوبی در این فرصت باقیمانده احتمال ایجاد تغییراتی در برخی از ساختارهای به وجود آمده در دوران مدیریت او را قوت بخشیده است. گروه دولتی هنر و تجربه که یکی از ضعیف‌ترین طرح‌های ایوبی محسوب می‌شود و جدایی دو بخش بین‌الملل و ملی فجر از هم که منجر به خلق جشنواره «جهانی فیلم فجر» شد، از جمله تصمیماتی است که به نظر می‌رسد با تغییر ایوبی در وضعیت مبهمی قرار خواهند گرفت که حتی در صورت عدم تعطیلی یا تغییر اساسی آن‌ها به احتمال زیاد در بخش مدیریت خود دچار تغییراتی اساسی خواهند شد. احسان سالمی - فردا ]]> فرهنگ Tue, 07 Mar 2017 19:58:11 GMT http://siasatrooz.ir/vdcay0no.49nae15kk4.html