سیاست روز - پربيننده ترين عناوين فرهنگ :: rss_full_edition http://siasatrooz.ir/fa/culture Thu, 22 Feb 2018 00:06:03 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://siasatrooz.ir/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط سیاست روز http://siasatrooz.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام سیاست روز آزاد است. Thu, 22 Feb 2018 00:06:03 GMT فرهنگ 60 بفرمایید صحنه‌های کمدی را از نزدیک ببینید! http://siasatrooz.ir/vdccx1qs42bqx18.ala2.html کارگردان فیلم سینمایی «جشن تولد» گفت: ‌از طریق رسانه‌ها از آقایان منتقد رسما با کمال احترام و بدون کاربرد الفاظ پاپاراتزی و... دعوت می‌کنم به همراه من برای دیدن صحنه‌های کمدی سوریه تشریف بیاورند. وقتی که فیلم جدید ابراهیم حاتمی‌کیا در سی و ششمین جشنواره فیلم فجر به نمایش در آمد حواشی بسیاری برای این فیلم رخ داد و با واکنش تند وی در نشست خبری فیلم "به وقت شام" در پردیس ملت مواجه شد، بسیاری از هنرمندان نسبت به نقد سطحی یک منتقد سینما که به وقت شام را نوعی صحنه کمدی خواند واکنش نشان دادند. یکی دیگر از این افراد عباس لاجوردی کارگردان فیلم سینمایی "جشن تولد" است که فیلمی درخصوص مدافعان حرم را در ۲۰۰ متری داعش در سوریه ساخته است که در ادامه یادداشت وی را خواهید خواند: فیلم به وقت شام بخشی از واقعیات سوریه و اطراف ما است که ابراهیم حاتمی‌کیا به خوبی نشان داد ما شاهد یک فیلم تکنیکی و پر از تعلیق و دلهره‌آور که گویا نمی‌خواست تمام شود بودیم و حتی می‌توان گفت این فیلم کلاس فیلمسازی برای فیلمسازان جوان است. اگر نگویم به وقت شام بهترین، سینمایی‌ترین و حرفه‌ای‌ترین فیلم است اما می‌توان گفت یکی از بهترین فیلم‌های ابراهیم حاتمی‌کیا می‌باشد، متاسفم که هنر را با نگاه جناحی و یا سازمانی کثیف می‌کنند و تلاش می‌کنند با تاکتیک سیاسی تکنیک هنری را مه‌آلود کنند و نادیده بگیرند تا خودشان را به شهرت و پول کاذب و کثیف برسانند. من اکثر شخصیت‌های فیلم به وقت شام را در سوریه دیده‌ام همانطور که شخصیت‌های فیلم سینمایی خودم را در سوریه دیده بودم حتی با برخی در دل جنگ سوریه زندگی کردم و با آنها خندیدیم و اندوهگین شدیم لذا من از اون آقای منتقد سینما برای سفر به سوریه جهت دیدن صحنه‌های کمدی از منظر وی، به عنوان اولین فیلمساز که در لوکیشن واقعی و دویست متری داعش با عوامل حرفه‌ای سینمای ایران فیلم جشن تولد را ساختم و مستندهای بسیاری در تنهایی و دل جنگ سوریه ساخته‌ام و شخصیت‌های فیلم ارزشمند به وقت شام را از نزدیک دیده‌ام و حتی شمشیر در دست شخصیت شیشانی که آقای منتقد آن را شمر نامیده را در برنامه عصر نادر طالب‌زاده نشان داده‌ام. از طریق رسانه‌ها از آقای منتقد رسما با کمال احترام و بدون کاربرد الفاظ پاپاراتزی و... دعوت می‌کنم به همراه من برای دیدن صحنه‌های کمدی سوریه تشریف بیاورند، این پیام را منتشر کنید که ایشان لازم بداند یا اشتباه خود را اعلام کند و یا با من برای دیدن کمدی به قلب جنگ سوریه و میدان نبرد با تروریست‌ها بیاید تا کمی با ایشان و یا به ایشان بخندم، ما پیگیر گفت‌وگو با آن آقای منتقد هستیم. ]]> فرهنگ Tue, 20 Feb 2018 19:59:14 GMT http://siasatrooz.ir/vdccx1qs42bqx18.ala2.html روضه‌خوانی فاطمی باید باحیا و مؤدبانه باشد http://siasatrooz.ir/vdcgyw9qtak9zx4.rpra.html با توجه به اینکه در ایام فاطمیه(س) قرار داریم، به نظر شما مهم‌ترین ویژگی عزاداری حضرت زهراء(س) باید چه چیزی باشد؟ تمام عزاداری‌هایی که برای حضرات معصومین(ع) در رأسشان برای امام حسین(ع)، امیرالمومنین(ع) و حضرت زهرا(س) انجام می‌دهیم، مهم‌ترین ویژگیشان این است که محدود به یک عزاداری عاطفی نشود، اگرچه بُعد عاطفی بسیار مهم است، اما نباید عزاداری ما فقط به بعد عاطفی محدود شود، چراکه عزاداری ابعاد دیگری هم دارد که باید به آنها توجه داشت. به عنوان مثال، یکی از ابعاد مهم بُعد معرفت‌افزایی در عزاداری‌هاست، یعنی وقتی جلسه عزاداری برپا می‌شود یکی از خروجی‌های این جلسات باید این باشد که معرفت مستمعین و شرکت‌کنندگان در مجالس عزای حضرت زهرا(س) بیشتر شود، باید بعد از ایام فاطمیه شناختمان نسبت به خدا، پیامبر، قرآن، اصل دین، مذهب تشیع و خودِ حضرت زهرا(س) بیشتر شود و این امر را با تمام وجود حس کنیم. بُعد معرفت‌افزایی دارای دو وجه خاصه و عامه است، یک بُعد عزاداری شایسته و استاندارد برای حضرت زهرا(س) این است که از جهت وجه عام و همچنین وجه خاص معرفت‌افزایی شود، وجه خاص یعنی اینکه بدانیم حضرت زهرا(س) برای چه شهید شد؟ چرا ایشان در سن جوانی از دنیا رفتند؟ بیان این فلسفه شهادت و علت شهادت مظلومانۀ ایشان به رشد فکری، فردی و اجتماعی ما محبان بسیار کمک می‌کند. برخی سؤالات نیاز است که در مجالس عزاداری مطرح و به آنها پاسخ داده شود، از جمله اینکه؛ چرا حضرت زهرا(س) شهید شدند؟ چرا در این سن کم باید چنین اتفاقی می‌افتاد؟ چرا ایشان وصیت کردند که شبانه دفن شوند و کسی جز خاندان عصمت در مراسم تشییع حضور نداشته باشند، چه کسانی فاطمۀ زهرا(س) را به شهادت رساندند و اصلاً چرا به این کار اقدام کردند؟ چرا نباید یک مراسم با شکوه با حضور شیعیان برای تشییع پاره تن پیامبر اکرم(ص) گرفته می‌شد؟ اینها سؤالاتی است که باید به آنها پاسخ داده شود، در واقع اگر عزاداری اهل‌بیت(ع) ما را به پاسخ این سؤالات رهنمون کند - به ویژه در عرصۀ جهانی - نشان از پربار بودن مجالس ما و برکات بسیار آنهاست. ویژگی بعدی بُعد حماسی عزاداری است، حضرت صدیقه(س) یک حماسه بزرگ و تاریخی را رقم زدند که ما از آن با عنوان «حماسۀ فاطمی» یاد می‌‌کنیم؛ حماسه‌ای که بیانگر دفاع تمام قد از ولایت و امامت بود، حضرت زهرا(س) نخستین شهیدۀ راه امامت و ولایت هستند، این موضوع باید در اقامۀ عزا برایمان امری پررنگ و اساسی باشد. در همین راستا نکته‌ای که شاعران، مداحان و ذاکران اهل‌بیت(ع) باید به آن توجه ویژه‌ای داشته باشند، این است که اشعار، زمزمه‌ها، مداحی‌ها در این راستا باشد، یعنی به گونه‌ای باشد که علاوه بر بُعد عاطفی، بیانگر بُعد حماسی فاطمۀ زهرا(س) نیز باشد و اینها، دو بعد مهم و مکمل یکدیگر در مجالس عزاداری به شمار می‌روند، به عبارت دیگر، نباید فقط به یکی از این ابعاد پرداخت و به بُعد دیگر توجه نداشت. حضرت زهرا(س) از مرد نابینا رو می‌گیرد و خود را می‌پوشاند و وصیت می‌کند که در زمان تشییع تابوتی برایشان ساخته شود که حتی حجم بدن مبارک و مطهر ایشان نیز دیده نشود که این درسی بزرگ برای ما محسوب می‌شود، همین بانوی بزرگوار وقتی ضرورت احساس می‌کند، وارد اجتماع می‌شوند و تا پای جان از مولا و امامشان علی(ع) دفاع می‌کند، خطبه می‌خواند و به در خانۀ انصار و مهاجرین می‌رود، این بعد حماسی را نمی‌توان نادیده گرفت. اتفاقاً در دنیای امروزه که جریان فمینیسم تلاش می‌کند مدام خودش را مدافع حقوق زن و مدافع حریم زن نشان دهد، می‌توانیم حضرت زهرا(س) را به عالم نشان دهیم که به عنوان یک نمونه زن دنیای اسلام چگونه وارد عرصه اجتماع شده، البته آنجایی که حضور زنان لازم و ضرورت است نه در هر جایی همان فاطمه‌ای که وظیفه خود را کار خانه و تربیت اولاد می‌دانست، جایی که عرصه اجتماعی و سیاسی نیاز به حضور ایشان داشت، حضور پیدا کردند. همچنین باید گفت اگر جلسات ما بخواهد معرفت‌افزایی داشته باشد باید گوینده و ذاکر، خودش اهل معرفت باشد. شما به عنوان یک مداح، چه توصیه‌ای برای ذاکران اهل‌بیت(ع) به جهت مداحی شایسته‌تر در این ایام فاطمیه(س) دارید؟ توصیة کلی بنده به ذاکران اهل‌بیت(ع) همان مواردی است که در سؤال قبل عرض کردم، یعنی همان ابعاد گوناگون اقامه عزا، اما یک توصیه تخصصی هم به ذاکران اهل‌بیت(ع) دارم که این را از اساتیدم آموختم و حالا که شما در بُعد رسانه تلاش می‌کنید و حرف‌ها را به گوش افراد بیشری می‌رسانید این تذکری را که از اساتیدم آموختم به برادران و خواهرانی که مشغول به امر مهم ستایشگری و روضه‌خوانی اهل‌بیت(ع) هستند، متذکر شوید. از آنجا که حضرت زهرا(س) عصمت‌الله‌الکبری و حجةالله علیَ‌الحُجَج هستند و جایگاه معنوی ایشان بسیار والاست و مظهر حُجب و حیا و عفافِ در اسلام به شمار می‌روند، مداحان اهل‌بیت(ع) در هنگام ذاکری و مرثیه‌سرایی دربارۀ حضرت زهرا(س) نسبت به این مهم دقت ویژه داشته باشند که ما داریم از ناموس اهل‌بیت(ع) سخن می‌گوییم، لذا رعایت ادب و حیا در اشعار و روضه‌خوانی‌ها بسیار حائز اهمیت است، یعنی از هر واژه‌ای در اشعار نمی‌شود استفاده کرد، از هر تعبیری در روضه‌خوانی‌ها نمی‌شود استفاده کرد. باید به این مهم دقت کنیم که در رابطه با مادر امام حسن و امام حسین(ع) شعر می‌خوانیم و صحبت می‌کنیم، پس اجازه استفاده از هر کلمه‌ای و هر برداشت ذوقی‌ای را نداریم. در روضه‌ها برخی از مصائب ایشان را نباید به زبان آورد، مگر به صورت بسیار کنایه‌ای. بیان برخی از مصائب حضرت زهرا(س) به صورت شفاف و واضح، شاید نوعی بی‌حرمتی نسبت به مقام بزرگ ایشان باشد، لذا باید در بکارگیری الفاظ دقت لازم را داشت. شاید برخی بگویند ما به جهت ظلمی که به حضرت صدیقه(س) شده است، می‌خواهیم بیان کنیم که چه ظلمی به ایشان شده، اشکالی ندارد، اما با زبان کنایه و زبان تشبیه و... این هنر شعرای بزرگوار ماست که بتوانند هم ظلم و مصیبت وارده بر ایشان را بیان کنند اما از واژگان و ادبیاتی استفاده کنند که شأن و جایگاه معنوی و عصمت‌اللهی حضرت صدیقه(س) را مراعات کنند. به قول یکی از اساتید بنده، ما در این زمینه به عصمت واژگان معتقدیم، یعنی حتی برخی از واژگان لیاقت و شایستگی استفاده شدن برای مدح یا مصیبت حضرت صدیقه را ندارند. خودِ واژه باید معصوم باشد و حیا داشته باشد. تعبیر باید تعبیر با حیا و با عفت و مؤدبانه‌ای باشد.(تسنیم) ]]> فرهنگ Sun, 18 Feb 2018 18:12:46 GMT http://siasatrooz.ir/vdcgyw9qtak9zx4.rpra.html چند جمله درباره «محمد توکلی» http://siasatrooz.ir/vdcguw9q3ak9zx4.rpra.html یکم: لوح سیمین! رحلت محمد توکلی جوان، برای من که دورادور با او دوستی داشتم، تاثربرانگیز بود و حتما برای والدین داغدار و کودکان خردسال و برادران و خواهرانش، تاثربرانگیزتر. از خداوند صبر جمیل را برای آنها، به ویژه پدر و مادرش و کودکانش، مسالت دارم و برای خودش که امید وافری به آمرزش الهی درباره او دارم، علو درجات را آرزو می‌کنم و نگارش این چند کلام را به پاس دوستی دیرین، بر خود فرض می‌دانم. دلا دیدی که آن فرزانه فرزند چه دید اندر خم این طاق رنگین به جای لوح سیمین در کنارش فلک بر سر نهادش لوح سنگین دوم:ذوق و شوق محمد، هم مومن بود و هم بسیار پر شور و اشتیاق و هم با ذوق. لااقل من، او را از دیگر برادرانش، بانشاط‌تر، می‌دیدم. با همین "شوق" از نوجوانی، روحیه انقلابی خود را باز هم با نشاط و سرزندگی به منصه ظهور می‌رساند و در ابراز این روحیه، قید و بندهای مرسوم را نداشت. هنوز یک نوجوان دبیرستانی بود که در روزنامه نوپای "فردا" در یادداشتی از طبقه‌بندی مردم حتی در صفوف نمازجمعه انتقادی نوشت که بازتاب زیادی داشت و امروز، بعد از ۲۰ سال از آن یادداشت می‌شنویم که امام جمعه تازه منصوب تبریز فرموده‌اند بساط دسته‌بندی مردم نمازگزار، را جمع کنند. با همین "ذوق"، به رغم دیگر برادرانش، به "گرافیک" روی آورد و طراحی چیره‌دست بود. وقتی شنید بناست مرکز رسیدگی به امور مساجد، هفته‌نامه‌ای منتشر کند، لوگوی زیبایی برای"گلبانگ مسجد" طرح زد. اما حیف که بیماری به او مهلت نداد، ذوق و شوق او، ثمرات بیشتری داشته باشد. سوم: فریب یا خطا سال‌ها پیش، با دوست مشترکی، او را نزد حکیم خیراندیش بردم. محمد، شرحی از بیماری خود گفت و حکیم نسخه ساده‌ای به او داد که متاسفانه با استقبال محمد، مواجه نشد. چند روز بعد، گذرش به بیمارستان افتاد تا یکی از مشهورترین پزشکان طب کلاسیک - که از ذکر نام او معذورم - او را جراحی و درمان کند. همین مراجعه و جراحی، پیامدهای ناگوارتر از بیماری سابق را بر او تحمیل کرد و متاسفانه، جوانی، شور، شوق، ذوق، کسب و کار و خانه و خانمان او را تباه کرد. چهارم: نفرین! آخرین بار او را در جلسه هیات "علقمه" دیدم. مثل همه دفعات اخیری که او را می‌دیدم، نیمی از دیدارمان به مزاح و شوخی گذشت و نیمی به تاسف و نفرین! مدام بر طبابتی که او را به این روز انداخته بود، نفرین می‌کرد. عزیزان وزارت بهداشت، به آسانی می‌توانند به پرونده پزشکی امثال "محمد" مراجعه کنند. هنگامی که خطای پزشکی، دامان بزرگانی چون آیت‌الله هاشمی‌شاهرودی، را می‌گیرد، محمدهای ناشناخته کوچه و بازار که همه روزه قربانی این خطاها می‌شوند چه ملجاء و پناهگاهی دارند؟! نویسنده: دکتر محمد مهدی شیر محمدی ]]> فرهنگ Sat, 17 Feb 2018 21:05:22 GMT http://siasatrooz.ir/vdcguw9q3ak9zx4.rpra.html گناه این ابراهیم هم بت‌شکنی است http://siasatrooz.ir/vdcjotevouqey8z.fsfu.html کمتر در تاریخ مکتوب یا به تصویر در آمده، قساوت و خشونت کشورهای سردمدار سرمایه‏‌داری، در معرض قضاوت در آمده است. چنین رویه‌‏ای آیا به این دلیل است که آنان بدون تجاوز به حقوق دیگران به ثروت‌‏های نجومی دست یافته‌اند یا این‏که به‌‏ویژه در قرون اخیر بخش اعظم اعمال ضدانسانی برای تسلط بر داشته‏‌های دیگر ملت‏ها به صورت نیابتی صورت گرفته است؟ حتی در موارد نادری که ناگزیر از ارتکاب جنایات مستقیم شده‏‌اند آن‏چنان حصار کشی شده که هزینه ورود به آن بسیار بالا باشد و این موضوع، بسیارتأمل برانگیز است. ارتکاب اعمال غیر قابل باور در دو جنگ بین الملل از ‏جمله قتل عام غیرنظامیان، کشتار اسرا و... از سوی این قدرت‏ها برگه‌‏ای از این کارنامه است که صرفاً سهم ایران در آن جان باختن مظلومانه ده میلیون هموطن بود. اما آیا در این سال‏ها هنرمندان توانسته‌‏اند ازاین خط قرمزها و حصارها عبور کنند و ابعادی از رخدادهایی این‏چنین را به تصویر کشند؟ شاید تصور شود چون از این رخدادها سالیان دراز گذر شده گرد فراموشی برآن نشسته است و دیگر، مستندات و منابع درخوری در اختیار نیست که به آن پرداخته ‏شود، اما با تلخی باید اذعان داشت حتی به جنایات چند دهه اخیر علیه ملتمان همچون حمله تروریستی به سفارت ایران در لندن در سال ۱۳۵۹ تحت هدایت مستقیم انگلیس که منجر به شهادت چند دیپلمات ایرانی شد پرداخته نشده است. پرداختن به موضوع داعش به‌‏ویژه بعد از شکست آن‏، که بار دیگر سردمداران سرمایه‌‏داری را ناگزیر کرد به‌‏طور مستقیم در حمایت از این پدیده نیابتی وارد میدان شوند، از جمله مصادیق شکستن خط‏ قرمزها برای بعضی حتی در داخل کشور است. ابراهیم حاتمی‌‏کیا که همواره در صحنه‏‌های مختلف صف‏‌شکن بوده و از این رو نیز در مقاطع مختلف مورد بی‏‌مهری سلایق متضاد قرار ‏گرفته است در این ایام به این دلیل که هنر را در خدمت شناخت پدیده‏‌های نیابتیِ در خدمت سرمایه‌‏سالاران قرار داده مورد تهاجم جدی جریانی در داخل واقع گشته است. ظاهراً برخی برنمی‌‏تابند که چهره پر رنگ و لعاب حقوق بشری و دمکراسی‌‏خواهی این قدرت‏های چندوجهی مخدوش شود. به راستی چرا باید این ذهنیت شکل بگیرد که داعش یعنی همان آمریکا و کاخ سفید یعنی زایشگاه افراطی‌‏ترین نژادپرستان صهیونیست؟! اگر هنرمندان متعهد به آرمان‏های انسانی این خط‌‏قرمزها را بشکنند آیا باز هم برخی می‏‌توانند از بسط دمکراسی وآزادی توسط سرمایه‏‌سالاران حاکم بر جهان سخن گویند؟ قطعاً خیر. بنابراین گناه این هنرمند برجسته بسیار سنگین است که به شکستن حصارها می‌‏پردازد! جوانانی که تاکنون از طریق رسانه‌‏های تبلیغاتی و برخی طرفداران دمکراسی غربی در داخل با نظام سرمایه‌داری آشنا شده‌اند اگر به واسطه هنر متعهد در پشت چهره داعش، مجسمه آزادی را ببینند کم گناهی برای این هنرمند نخواهد بود؛ زیرا گناه این "ابراهیم" نیز بت‌شکنی است!عباس سلیمی نمین - مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران / تسنیم ]]> فرهنگ Sat, 17 Feb 2018 21:05:22 GMT http://siasatrooz.ir/vdcjotevouqey8z.fsfu.html تقدیر از خشونت «مغزهای کوچک زنگ‌زده» و تقبیح غیرت «لاتاری» http://siasatrooz.ir/vdcgqw9qxak9zx4.rpra.html خشونت پسر نوجوانی که چاقو می‌کشد، خواهرش را خفه و مأمور پلیس را با اسلحه می‌کشد، قابل تقدیر با ۳ جایزه است اما قطع مسیر فحشای سازمان‌یافته خارج از مرزها خشونتی است که مسئولان جشنواره دولت نئولیبرالیستِ لبخند و مذاکره، آن را در تقابل با ایدئولوژی و هویت خود می‌بینند و بایکوتش می‌کنند. برای شبه‌روشنفکرانی که آن‌قدر در غرب‌زدگی خود حل و هضم شده‌اند که غیرت را تنها در معنای حسادت در روابط عاطفی و جنسی فهم می‌کنند، بدون شک درک مفهوم «غیرت مقدس» و گستره و تجسم آن در مناسبات فرهنگی و اجتماعی یک جامعه دینی دشوارترین امر عقلی است. برای آنان که براساس کلیشه‌ی‌ صد ساله‌ی معوج، تکراری و جامانده از کتاب‌های صادق هدایت، سال‌ها درباره غیرت فیلم ساخته‌اند و در بهترین حالت آن قیصر را روی سرشان حلوا حلوا کرده‌اند، تصور چهره‌ای دوست‌داشتنی و مورد پسندِ مردم دیندار از غیرت مقدس، ورود به حریم ممنوعه است، حریم ممنوعه‌ای که به دلیل تنبلی، رکود فکری و فهم زنگ‌زده آنها از دین و نظام اجتماعی آن ایجاد شده است. چه اینکه اگر کسی حریم این منطقه ممنوعه را بشکند، بی‌عملی آنان بیشتر توی چشم می‌زند و آنها دیگر نمی‌توانند با تکرار تصویر خشن و بی‌منطق و بی‌مبنا از مردان با غیرت، فیلم بسازند و کاسبی کنند. بر همین مبنا است که هیات داوران، غیرت کور و کینه‌جوی مُشتی انسان نئاندرتالِ وحشیِ عصبی در «مغزهای کوچک زنگ زده» را می‌بینند و جایزه‌باران می‌کنند و غیرت مقدس، منطقی و هدفمند آقا موسی در #لاتاری را با صراحت بایکوت می‌کنند. غیرت مطلوب شبه روشنفکران و کاسبان سینما برای به تصویر کشیدن، همین غیرت خشن و بی‌مبنای فیلم هومن سیدی است که برای رسیدن به منشاء شایعه‌ای درباره خواهر خود چندین نفر را با قمه و پتک و زنجیر لت و پار می‌کند و به خاطر یک خطای کوچک، ناموس خود را با بند کفش خفه می‌کند و در باغچه خانه چال می‌کند، نه غیرت آقا موسی که برای سرو سامان گرفتن دو جوان پیشقدم می‌شود و دعوا و کتک‌کاری بی‌جهت نامزد و برادر دختر قربانی لاتاری را نکوهش می‌کند و به دنبال ریشه ماجرا می‌گردد و برای قطع ریشه فساد و بی‎ناموسی، دارایی‌اش را می‌فروشد و زندگی‌اش را می‌گذارد و می‌رود تا عامل اصلی فحشا را از بین ببرد. غیرت کور، ناموس خود را متهم می‌کند، دائما به او شک دارد و از سر توهمات مالیخولیایی او را محدود و زندانی می‌کند. غیرت مقدس اما ناموس خود را محترم می‌شمرد، به او اعتماد دارد و مدام او را بازجویی نمی‌کند و تلاش می‌کند با محبت و مردانگی حریم خانواده را حفظ کند و به جای پاره تن خود، مرزهای حمایت و پاسداری از حریمش را در برابر غیر و بیگانه علم کند. و این تصویر همان پاشنه آشیلی است که منورالفکرها به سختی نسبت به آن حساسند و مدام به آینه‌اش سنگ می‌زنند. حالا به قول سخنگوی داوران جشنواره، وقتی آقا موسی ریشه مشکلات را بیرون از کشور می‌بیند، اشتباه است. آقا موسای دوست داشتنیِ اینها کسی است که به جای آرمانگرایی، خاکستری باشد و نقص داشته باشد، کسی است که پایش بلغزد و شک کند. فیلم خوب فیلمی است که در آن فقر و فلاکت و فرزند ناخواسته و پدر معتاد و سقط جنین و موسیقی زیرزمینی و همجنس‌خواهی و خودکشی و ترنس‌سکشوال‌ها موج بزنند و همه چیز را به گردن سنت و دین بیندازد. یا به قول آن بازیگر تکراری که دست قضا او را میان داوران جشنواره نشانده، محتوای لاتاری خشونت و انتقام را ترویج می‌کرد، در حالی که آنها دوست داشتند مذاکره و گفت‌وگو ببینند! و همین هیات داوران به فیلمی جایزه ویژه خود را می‌دهد که تمام سکانس‌هایش مملوء از خشونت و وندالیسم و آنارشی است. خشونت پسر نوجوانی که چاقو می‌کشد، خواهرش را خفه می‌کند و مامور پلیس را با اسلحه می‌کشد قابل نمایش و تقدیر با سه جایزه مهم است اما قطع مسیر فساد و فحشای سازمان یافته‌ای که از خارج از مرزها هدایتی می‌شود، خشونتی است که مسئولان جشنواره دولت نئولیبرالیستِ لبخند و مذاکره آن را در تقابل با ایدئولوژی و هویت خود می‌بینند و بایکوتش می‌کنند. اصلا عجیب نیست، وقتی غیرت مقدس را تصویر کنی و قهرمان کنش‌گری را که داد مردمش را از بیگانه می‌ستاند به آنها نشان دهی، بی‌عرضه‌ها و بی‌مایه‌ها و بی‌غیرت‌ها به تب و تاب می‌افتند. آیا سازندگان "لاتاری" از دبیرخانه جشنواره فیلم فجر شکایت می‌کنند؟ تهیه‌کننده فیلم سینمایی «لاتاری» در تازه‌ترین پیام توییتری خود سخن از شکایت از دبیرخانه جشنواره فیلم فجر به میان آورد. محمود رضوی نوشت: بعد از صحبت‌های ٢ نفر از داوران عزیز جشنواره فیلم فجر درخصوص ممیزی محتوا به جای داوری و پست آقای حمید فرخ‌نژاد، یک تیم حقوقی به من اعلام کردند براساس بند ب جزء ۱ ماده ۱۰ قانون دیوان عدالت اداری و اصل ۱۷۳ شکایت از دبیرخانه جشنواره قطعاً قابل طرح در دیوان است و قصد پیگیری دارند. حسین الهام - فارس ]]> فرهنگ Tue, 13 Feb 2018 19:55:25 GMT http://siasatrooz.ir/vdcgqw9qxak9zx4.rpra.html مرگ تدریجی یک فستیوال http://siasatrooz.ir/vdcc01qsp2bqxi8.ala2.html جشنواره فیلم فجر تمام شد، اما حاشیه‌های آن همچنان و احتمالا تا هفته‌ها باقی است. جشنواره‌ای که در آن هم فیلم‌های راه یافته قابل بحث بود و هم کاندیداهای شب اختتامیه و در نهایت سیمرغ‌های بعضا عجیب و غریب که روی شانه «برخی‌ها» نشانده شد. اما فاجعه اصلی در هیئت داورانی رخ داد که در رفتاری کاملا از سر «تدبیر» رفتاری را نشان دادند و انتخاب‌هایی کردند که متر و معیار عجیب و غریبی داشت. دیده نشدن‌ها بیشتر از دیده شدن‌ها به چشم آمد و آنقدر رفتارهای غیرحرفه‌ای عوامل داوری عجیب بود که جزو بزرگ‌ترین ضربه‌ها به مهم‌ترین جشنواره سینمایی کشور تلقی می‌شود. اتفاقات چند سال اخیر در جشنواره فیلم فجر، از انتخاب و تعویض دبیران گرفته تا شیوه انتخاب داوران، نشان‌دهنده به قهقرا رفتن جشنواره‌ای است که دیگر کارکرد خود را از دست داده است و هر روز از اعتبار آن کاسته می‌شود. جشنواره فیلم فجر سردرگم، بدون برنامه و بی‌هدف شده است فرزاد موتمن کارگردان سینما درباره کمرنگ شدن اهمیت جشنواره فیلم فجر و سیاست‌های نادرست مسئولان جشنواره سی‌وششم فجر گفت: متأسفانه جشنواره فیلم فجر سردرگم، بدون برنامه و بی‌هدف است و این اتفاق را در تغییرات مکرر و سلیقه‌ای حذف و اضافه شدن بخش‌های مختلف جشنواره، تغییر مکان جشنواره، انتخاب و داوری آثار و... شاهد هستیم. کارگردان فیلم سینمایی «شب‌های روشن» در گفت‌وگو با سینماپرس افزود: متأسفانه مسئولان سینمای کشور هنوز نمی‌دانند هدف جشنواره فیلم فجر چیست؟ چه فیلم‌هایی باید در جشنواره حضور داشته باشند و چه فیلم‌هایی نباید هرگز در جشنواره به نمایش درآیند. با تغییر دبیران سیاست‌ها و اهداف جشنواره دچار تغییرات سلیقه‌ای می‌شود و این اتفاقی بسیار ناراحت‌کننده است. وی یادآور شد: بنده معتقدم این اتفاقات که چند سالی است صدای اعتراض بسیاری از اهالی سینمای کشور را بلند کرده و به ویژه در جشنواره سی‌وپنجم ما حتی شاهد انصراف عوامل فیلم‌هایی بودیم که کاندید دریافت سیمرغ هم شده بودند به دلیل عدم سیاست‌گذاری صحیح و اصولی و بنیادین در زمان شکل‌گیری جشنواره در اوایل دهه ۶۰ است. در آن روزگار قرار بود که جشنواره فیلم فجر ارائه بیلان کاری یک سال سینمای کشور باشد و به همین دلیل اغلب فیلم‌های ساخته شده در یک سال در این جشنواره به نمایش در می‌آمدند اما این اتفاق در امتداد برگزاری جشنواره دچار تغییر شد و سلیقه دبیران بود که ماهیت فیلم‌های حاضر در جشنواره را مشخص می‌کرد. موتمن خاطرنشان کرد: متأسفانه جشنواره فیلم فجر هیچ‌گاه شکلی عادی نشده است؛ ما یا از این طرف بام سقوط کرده‌ایم یا از آن طرف بام!؛ نه حضور همه فیلم‌های تولید شده در سینمای کشور در این جشنواره امر عادی بود و نه اینکه در حال حاضر فیلم‌هایی که باید در جشنواره به نمایش درآیند با سلیقه دبیران از جشنواره کنار گذاشته می‌شوند امری عادی است! کارگردان فیلم سینمایی «جعبه موسیقی» تأکید کرد: متأسفانه طی چند سال اخیر سردرگمی در جشنواره فیلم فجر به حد اعلای خود رسیده و این سردرگمی به شدت مشهود و قابل لمس است. وی در خاتمه این گفت‌وگو متذکر شد: با انجام این کارهای نادرست و اعمال سلیقه‌های سیاست‌گذارانی که هیچ شناختی از سینما ندارند ما به سمت بی‌اهمیت شدن و کوچک شدن و خنثی شدن جشنواره گام بر می‌داریم و بنده تأکید می‌کنم کوچک‌سازی و خنثی کردن جشنواره به صلاح سینمای کشور نیست و این رویداد سینمایی باید از نو دوباره با سر و شکلی جدید احیا شود. متأسفانه طی چند سال اخیر جشنواره فیلم فجر حرمت اولیه خود را از دست داده است پروانه معصومی بازیگر پیشکسوت سینمای کشور و اولین بازیگر زن برگزیده سینمای ایران در جشنواره فیلم فجر همزمان با برگزاری جشنواره ۳۶ام فیلم فجر گفت: متأسفانه طی چند سال اخیر جشنواره فیلم فجر اعتبار و حرمت اولیه خود را از دست داده و همه چیز در آن نمایشی و «شو»گونه شده است و دست‌اندرکاران آن به جای آنکه تدبیری برای کیفیت فیلم‌ها و جشنواره داشته باشند درپی جنجال‌های بیهوده هستند که هیچ قرابتی با جشنواره فجر نداشته و ندارد. بازیگر فیلم سینمایی «ساکن خانه چوبی» افزود: حواشی نه تنها هیچ دردی از سینمای ما دوا نمی‌کند بلکه باعث می‌شود تا اندک اعتبار سینما نیز از میان برود. سینمای امروز ایران نیاز جدی به تولید آثار ارزشمند و فاخر سینمایی دارد تا از این رهگذر جشنواره فیلم فجر هم به ویترین قابل افتخاری به تولیدات سالانه سینما تبدیل کنیم اما متأسفانه این نکته‌ای است که مسئولان سینمایی آن را به طورکل به دست فراموشی سپرده‌اند. این سینماگر خاطرنشان کرد: طی سال‌های اخیر تمامی دغدغه مدیران سینمایی ما به جای تولید آثار خوب و ارزشمند به برگزاری مراسم‌هایی همچون «فرش قرمز» برای فیلم‌ها و یا ایجاد حواشی برای انتخاب مکان‌های برگزاری مراسم افتتاحیه و اختتامیه جشنواره شده و سطح سلیقه عمومی جامعه و حتی برخی از سینماگران نسبت به این رویداد را تنزل بخشیده‌اند؛ آیا واقعاً مهم است که مثلاً جشنواره در کدام مکان برگزار می‌شود که ماه‌ها بر سر این اتفاق پیش پا افتاده در رسانه‌ها جنجال صورت می‌گیرد؟ این سینماگر در خاتمه این گفت‌وگو متذکر شد: روند فرسایشی جشنواره فیلم فجر سال به سال بیش از گذشته مشهود است به نحوی که اگر مردم در سال‌های ابتدایی برگزاری این رویداد سینمایی حاضر بودند ساعت‌ها در صف‌های طویل و برف‌های سنگین زمستانی بایستند تا فیلم‌ها را تماشا کنند اینک کمترین علاقه‌ای در عامه مردم برای تماشای فیلم‌ها در ایام جشنواره مشاهده نمی‌شود و تنها تعداد انگشت‌شماری از دانشجویان رشته‌های هنری هستند که همچنان از این رویداد استقبال می‌کنند و امیدوارم مسئولان تدبیری جدی برای این ماوقع داشته باشند. ]]> فرهنگ Thu, 15 Feb 2018 11:42:44 GMT http://siasatrooz.ir/vdcc01qsp2bqxi8.ala2.html سپاسگزار رنجی که برده‌اید هستم http://siasatrooz.ir/vdchzxnzx23nvid.tft2.html سرلشکر محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با صدور پیامی از ابراهیم حاتمی‌کیا برای فیلم "به وقت شام" قدردانی کرد. در این پیام آمده است: «سخنان زیبا، دردمندانه و عاشقانه جنابعالی در مراسم اختتامیه جشنواره فیلم فجر علامتی گویا از شجاعت، وطن دوستی و اخلاص شماست و در زمانه‌ای مطرح شده که دشمن با تمام توان درصدد ضربه زدن به شور ایمان و عمق اعتقادات ملت ایران است. فیلم به وقت شام در توصیف رشادت‌ها و مجاهدت‌های فرزندان رشید مدافع حرم، گوشه‌ای از صحنه توفانی و پرحادثه دفاع از عزت، خاک و ناموس مردم مظلوم خاورمیانه را به تصویر کشیده و به مردم بزرگ و عزیز ایران می‌گوید که چه فرزندان پرافتخار و رشیدی در دامن خود پرورانده‌اند. اینجانب به عنوان خادم سربازان پاکباخته این سرزمین که توانسته‌اند در زمانی کوتاه بلایی به بزرگی داعش را در منطقه ریشه کن کنند، از جنابعالی بابت زحمتی که کشیده و رنجی که در ارائه این تصویر درخشان برده‌اید، سپاسگزاری می‌کنم و آرزوی آن را دارم که دیگر هنرمندان وطن دوست و کاردان این کشور نیز در همین مسیر گام بردارند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی وظیفه خود می‌داند که از هر تلاش خالصانه‌ای در این راه، حمایت و به ایجاد پیوند میان رزمندگان عرصه جهاد و شهادت و فعالان و فداکاران حوزه هنر و فرهنگ یاری برساند. توفیق روزافزون جناب عالی و سایر هنرمندان متعهد و انقلابی ایران اسلامی را از خدای بزرگ مسئلت دارم.» ]]> فرهنگ Tue, 13 Feb 2018 19:55:25 GMT http://siasatrooz.ir/vdchzxnzx23nvid.tft2.html به وقت «سرباز» دل‌بسته‌ی نظام http://siasatrooz.ir/vdceox8zxjh87zi.b9bj.html بیشتر از ده سال پیش بود که در دیدار با آقا گفته بودی «به ما هم درجه بدهید» و آقا گفته بود «آقای حاتمی‌کیا می‌گویند به ما درجه بدهید؛ خدا به شماها درجه داده، بنده چه درجه‌ای را به شما بدهم! درجه‌ی شما، درجه‌ی خدایی است. این ذوق و استعداد هنری که شماها دارید، این همان درجه‌ای است که به شماها داده. ما اگر بخواهیم این را با ابزارهای مادی مدرجش کنیم، ضایعش کرده‌ایم.» آن موقع هم می‌دانستم منظورت از درجه دادن، پیدا کردن مفری برای ممیزی‌ها و خرده‌فرمایش‌های آدم‌هایی است که پشت میز مصلحت‌اندیشی لم داده‌اند و نمی‌گذارند یک فیلمساز انقلاب اسلامی کارش را درست انجام بدهد. حالا بعد از گذشت بیش از یازده سال از آن روز، وقتی توی نشست رسانه‌ای بعد از فیلمت گفتی: «فکر می‌کنم سال ۶۵ بود، ۳۱ سال پیش که اولین فیلم خودم «هویت» را ساختم. درست با عملیات کربلای ۵ مصادف بود و من باید کنار فیلم می‌ماندم و دوستانم رفتند منطقه که آن جلسه برایم خیلی سخت گذاشت. پس از فیلمبرداری رفتم منطقه که برخی از دوستانم در عملیات شهید شدند. «فیلم «به وقت شام» فیلمی است که یک سرباز ساخته، من خودم را سرباز این نظام می‌دانم و همچنان دلم می‌تپد برای بچه‌هایی که جهاد می‌کنند. سوالاتی که خواهد شد فنی است ولی من را یک سرباز بدانید که همانند همان عملیات دوست داشتم با آن بچه‌ها باشم و اسمم را هم در تیتراژ اولین فیلمم نزدم و دوست داشتم مانند آن ها گمنام می‌ماندم که نشد و ۳۱ سال است که ماندیم.» آن شب توی طبقه منفی ۲ پردیس ملت بغض کردم. چشمانم سرخ شد از اینکه می‌بینم کارگردان محبوب من (منهای یکی دو فیلم) آنقدر خوب انقلابی‌گری را مشق کرده که بعد از یازده سال نه تنها درجه نمی‌خواهد که خودش را «سرباز» این نظام می‌داند. حالم خوب شد که «ابراهیم» سینمای ایران برای «سر»بازی اینقدر مصمم است و سینه را سپر کرده تا از کیان نظامش و نظام‌مان دفاع کند. اما اوج توفان تو آنجایی بود که اختتامیه سترون و بی‌خاصیت جشنواره را باز هم تکان دادی و میز و صندلی مدیران عافیت‌نشین را لرزاندی. آنجا که گفتی «من فیلمساز وابسته‌ام» دلم خنک شد. آنجا که فریاد زدی «فیلمساز این نظامم» احساس غرور کردم. و وقتی گفتی «من ۳۰ سال است که روی این سن می‌آیم و می‌روم، بار اولم نیست. باید تقدیر کنم از سازمان اوج که واقعا سربازان گمنام هستند. افرادی مانند رشیدپور واژه‌هایی در این‌باره می‌سازند که مطرح می‌شود. من اعتراض می‌کنم به صداوسیما و از شبکه سه شکایت به خدا می‌برم. حاج قاسم سلیمانی می‌گوید من برای «به وقت شام» گریه کردم اما اُف بر آن کسی که می‌گوید این فیلم کمدی است. افرادی مانند رشیدپور واژه‌هایی در این‌باره می‌سازند که مطرح می‌شود. من اعتراض می‌کنم به صداوسیما و از شبکه سه شکایت به خدا می‌برم. حاج قاسم سلیمانی می‌گوید من برای به وقت شام گریه کردم اما اف بر کسانی که می‌گویند این فیلم کمدی است. افتخار می‌کنم فیلمی درباره مدافعان حرم ساخته‌ام و افتخار می‌‌کنم بابت ساخت این فیلم از عزیزی مثل حاج قاسم سلیمانی هدیه گرفتم. من اعتراض مي‌كنم به تلويزيون. من از مسئولان شبكه ٣ و ٢ شكايتم را به خدا مى‌برم. اين لجبازي و نگاه زشت را به خدا شكايت مى‌برم.» اینجا بود که می‌دانستم فرمان حمله به «ققنوس» صادر می‌شود و لشکر وطن‌فروشِ عاشقِ عطرِ آروغِ غربی‌ها چه حمله‌هایی که نمی‌کنند. اما غمت نباشد مرد میدان غیرت. می‌دانم که نیست. می‌دانم که تو «مامور به تکلیف» هستی و کار خودت را می‌کنی. اما از جماعتی که شیتیل و دستخوش فیلسازی‌شان را از زیر دشداشه فلان شیخک و جیب شلیته خواهر امیر بهمان کشور بیرون می‌کشند نباید توقع داشت. آنها که رزق و قوت‌شان به سفره غربی‌ها «وابسته» است، آنها که برای یک مشت دلار حاضرند «فروشنده» خودشان و مملکت‌شان باشند، نمی‌توانند «سرباز» باشند. آنها همین‌که بتوانند با فحش‌های آبدارتر انقلاب و ایران و حتی اسلام را زیر سوال ببرند برای‌شان کفایت می‌کند. آنها فیلم حملات وحشیانه امریکا به عراق و افغانستان و... سینمای استراتژیک هالیوود می‌دانند، اما اگر اینجا کسی از دلاوری شیربچه‌های مدافع حرف بگوید، اسمش را «فیلم سفارشی» می‌گذارند. اینها برای سربازان آمریکایی هم جان می‌دهند و هم... آنها همان کسانی هستند که با پول «ارگانی» فیلم و سریال خودشان را می‌سازند و بعد از اینکه چک‌های‌شان پاس شد، زبان باز می‌کنند و نقش اپوزیسیون به خود می‌گیرند و مثلا از «مردم» می‌گویند. اینها همان‌هایی هستند که با دست کردن در جیب و صندوق مردم، «هزار و یک شب» برای مردم قصه «شهرزاد» می‌گویند و نان‌شان را درشت‌تر و برشته‌تر می‌کنند. خوشحالم که شبیه اینها نیستی. و نباید هم باشی. آنها که امروز چشمان‌شان را بسته‌اند و دهان‌شان را به هر ناسزایی باز کرده‌اند فراموش کرده‌اند که در همین نظام سه فیلم تو را سر بریدند و صدایت در نیامد. «موج مرده»ات را مثله کردند، «به رنگ ارغوان»ت را در همان دولتی که شعار آزادی می‌داد، توقیف کردند و «گزارش یک جشن» را هم بسته‌بندی کردند و به انبار فرستادند. اما دم نزدی و کار خودت را کردی. اینها همان‌هایی هستند که با همین تلویزیون دیده شدند و «گنده» شدند، اما وقتی اسم‌شان از تیتراژ یک برنامه حذف شد، «شلوارک» به پا کردند و ساز مخالف کوک کردند. همان‌ها که تا دیروز برای رای آوردن «برخی‌ها» جیغ «بنفش» می‌کشیدند و همه‌چیز را از صدقه‌سر «تدبیر» دولت ژنرال‌های‌شان می‌دیدند، اما به محض اینکه عوارض خروج از کشورشان چند برابر شد، فریاد کشیدند و از مشکلات «مردم» گفتند. همان‌ها که در «کمدی»های احمقانه خود غرق شده‌اند و فکر می‌کنند که فکر می‌کنند. همان‌ها که یاد گرفته‌اند بهترین راه گول زدن مردم و برداشتن کلاه‌شان هست. اینها همان‌هایی هستند که تا دیروز شعار «نه غزه نه لبنان» سر می‌دادند و وقتی داعش به تهران رسید تنبان و شلیته و شلوارک‌شان را خیس کردند و از «اتحاد» و «با هم هستیم» گفتند. ابراهیم جان سینمای ایران و نظام؛ تو کار خودت را بکن. درد اینها از جای دیگری است. اما یادت باشد که بیخ گوش که نه، دوکیلومتری اینها تیر مشقی هم نباید در کرد. که خواب نازشان به هم می‌ریزد و شمار زخم‌های بسترشان از دست‌شان در می‌رود. اینها دوست دارند سرشان را در برف کنند و دست‌شان را به طرف دشمن دراز کنند. اینها به این زندگیِ سراسر دریوزگی عادت کرده‌اند. اینها اپوزیسیون‌بازی را هم خوب مشق نکرده‌اند که اگر کرده بودند، اینقدر معرفت و شجاعت داشتند که دست‌کم «مستقل» باشند و نان شب‌شان را هم از تنور جمهوری اسلامی درنیاورند و صبحانه‌شان را پای میز اروپایی‌ها و امریکایی‌ها به بدن نزنند. حرف‌های تو، فیلم‌های تو و دغدغه‌ها و بغض‌هایت در تاریخ ایران ثبت و ضبط می‌شود و آیندگان قضاوت خواهند کرد که «سرباز نظام» بودن بهتر بود یا عافیت‌طلبی و نان خوردن از سفره رنگارنگ غربی‌ها. راستی حرف این به اصطلاح اصلاح‌طلب‌های نان به نرخ روز خور را جدی نگیر. اینها عادت کرده‌اند، مخالف دیگی باشند که برای‌شان نجوشد. تو حالا جایی ایستاده‌ای که همه نقشه‌های چندساله‌شان برای غیرت‌زدایی ایرانی و پریدن در آغوش دشمن را بر باد داده‌ای.نویسنده: مهدی رجبی ]]> فرهنگ Mon, 12 Feb 2018 18:36:20 GMT http://siasatrooz.ir/vdceox8zxjh87zi.b9bj.html تسویه‌حساب‌های‌ صدادار درست مثل بمب http://siasatrooz.ir/vdccm1qs12bqxs8.ala2.html پرونده سی و ششمین جشنواره فیلم فجر، شب گذشته با معرفی سیمرغ‌داران این دوره بسته شد. صرف‌نظر از اینکه چه‌کسانی موفق شدند، روی سن قرار بگیرند و قطعا با خوشحالی تمام از جایزه‌ای که گرفته‌اند ابراز خرسندی کنند و پشت میکروفون بایستند از حس‌شان بگویند، باید درباره آنچه هیئت داوران انتخاب کردند و به عنوان کاندیداهای بخش‌های مختلف معرفی کردند، سخن گفت. انتخاب برنده سیمرغ بلورین طبیعتا مهم است، اما مهم‌تر نامزدهایی هستند که می‌توان درباره انتخاب آنها و انتخاب نشدن دیگران حرف زد و نقد کرد. در زیر نگاهی به آنچه «رسول صدرعاملی»، «فرشته طائرپور»، «محمدرضا فروتن»، «خسرو دهقان»، «حسن خجسته»، «کمال تبریزی» و «بهرام بدخشانی» انتخاب کردند و آنچه معلوم نیست بنا به چه دلایلی انتخاب نکردند می‌پردازیم: نامزدهای بهترین جلوه‌های بصری: بمب (محمد لطفعلی)، به وقت شام (سیدهادی اسلامی)، تنگه ابوقریب (حسن ایزدی، جواد مطوری، محمد برادران، محسن خیرآبادی)، چهارراه استانبول (فرید ناصرفصیحی)، سرو زیر آب (محمد خاکزاد) و لاتاری و ماهورا (سینا قویدل) نامزدهای بهترین جلوه‌های بصری شدند. جایی که تکنیک‌های کامپیوتری نقش اول را بازی می‌کردند. اما به راستی وقتی قرار است این تکنیک را بررسی کنیم، نمی‌شود حواس‌مان به «امپراطور جهنم» صرف‌نظر از کیفیت پایین فیلم توجه کرد؟ نامزدهای بهترین جلوه‌های ویژه میدانی: بمب (عباس شوقی)، به وقت شام (محسن روزبهانی)، تنگه ابوقریب (محسن روزبهانی)، سرو زیر آب (محسن روزبهانی)، ماهورا (حمید رسولیان) نامزد شدند. اما چرا کسی نمی‌گوید وقتی تنگه ابوقریب، به وقت شام و حتی ماهورا هستند، حضور بمب با کدامین جلوه ویژه در این فهرست قرار می‌گیرد؟ نامزدهای بهترین چهره‌پردازی: تنگه ابوقریب (سعید ملکان)، چهارراه استانبول (عباس عباسی)، دارکوب (فاطمه کمالی، زهرا کمالی)، شعله‌ور (مهرداد میرکیانی) و کامیون (بابک اسکندری). همه لایق حضور در بین کاندیداها بودند. چهره‌پردازی‌هایی که به‌خصوص در تنگه ابوقریب و دارکوب جای بحثی باقی نمی‌گذارد. نامزدهای بهترین طراحی لباس: بمب (سارا خالدی‌زاده)، خجالت نکش (رعنا امینی)، سوء‌تفاهم (سارا سمیعی)، شعله‌ور (سوسن نوروزی)، مغزهای کوچک زنگ‌زده (مارال جیرانی). و باز هم بمب که کار عجیبی نکرده است. فیلمی که اگر مخاطب با دقت آن ‌را تماشا کند، پی می‌برد که لباس بازیگرها نه اینکه بد باشد، اما کار شاق و عجیب و غریبی هم نبوده است. در مورد خجالت نکش هم همه آنچه درباره بمب گفتیم صدق می‌کند. نامزدهای بهترین طراحی صحنه: بمب (محسن شاه‌ابراهیمی)، تنگه ابوقریب (محمدرضا شجاعی)، دارکوب (آیدین ظریف)، سرو زیر آب (عباس بلوندی) و سوء‌تفاهم (کیوان مقدم). انتخاب‌ها در این بخش تقریبا درست است. هرچند درباره بمب همچنان این سوال مطرح است که چه‌میزان دقت و کار در لوکیشن‌های محدود به کار رفته است؟ نامزدهای بهترین صدابردار: بمب (ایرج شهزادی)، به وقت شام (طاهر پیشوایی)، تنگه ابوقریب (رشید دانشمند)، سوء‌تفاهم (مهران ملکوتی) و مغزهای کوچک زنگ‌زده (مهران ملکوتی) نامزدهای بهترین صداگذار: امپراطور جهنم (بهمن بنی‌اردلان)، به وقت شام (علیرضا علویان)، تنگه ابوقریب (امیرحسین قاسمی)، شعله‌ور (امین شریفی، بابک شکیبا) و مغزهای کوچک زنگ‌زده (علیرضا علویان). دو بخش صدابرداری و صداگذاری احتمالا کم‌حاشیه‌ترین بخش جشنواره باشد. کار همه منتخبین خوب بوده است و نمی‌شود حرف و حدیثی مطرح کرد. نامزدهای بهترین موسیقی متن: به وقت شام (کارن همایونفر)، بمب (النی کاریندرو)، تنگه ابوقریب (حامد ثابت)، دارکوب (بهزاد عبدی)، شعله‌ور (سهراب پورناظری) و عرق سرد (کارن همایونفر). کار همه این عزیزان خوب است. بعضی‌ها عالی، اما موسیقی حسین علیزاده در «سرو زیر آب» چرا گم شد؟ نامزدهای بهترین تدوین: به وقت شام (مهرداد خوشبخت)، دارکوب (فرامرز هوتهم)، عرق سرد (بهرام دهقانی، محمد نجاریان)، کامیون (مصطفی خرقه‌پوش)، مغزهای کوچک زنگ‌زده (مهدی سعدی). شاید یکی از عجیب‌ترین انتخاب‌ها «عرق سرد» باشد. فیلمی که اتفاقا و احتمالا به دلیل نوع تدوین، از ریتم اصلی خود می‌افتد. و عجیب‌تر نبودن «تنگه ابوقریب» است که... که نمی‌دانیم درباره انتخاب نشدنش چه بگوییم! نامزدهای بهترین فیلمبرداری: بمب (محمود کلاری)، تنگه ابوقریب (حمید خضوعی ابیانه)، سرو زیر آب (علیرضا زرین‌دست)، عرق سرد (فرشاد محمدی)، مغزهای کوچک‌ زنگ‌زده (پیمان شادمانفر). باز هم «عرق سرد» در بین این فیلم‌ها اشتباهی به نظر می‌رسد. فیلمی که احتمالا برای یکی دو سکانس کاندیدا شده است و جای فیلم‌هایی مثل «به وقت شام» را گرفته است. نامزدهای بهترین نقش مکمل مرد: پژمان جمشیدی برای فیلم سوء‌تفاهم، جمشید هاشم‌پور برای فیلم دارکوب، سیامک انصاری برای فیلم بمب، فرهاد اصلانی برای فیلم مغزهای کوچک زنگ‌زده، مسعود کرامتی برای فیلم چهارراه استانبول و نوید پورفرج برای فیلم مغزهای کوچک‌ زنگ‌زده. با احترام به استاد جمشیدهاشم‌پور و خسته نباشید به پژمان جمشیدی و سیامک انصاری اما این بخش یکی از عجیب‌ترین انتخاب‌های هیئت داوران را به رخ می‌کشد. راستی نقش جناب هاشم‌پور در چند دقیقه (کمتر از پنج دقیقه) از فیلم دارکوب اینقدر خیره‌کننده بوده که مثلا بازی جواد عزتی در تنگه ابوقریب و از آن مهم‌تر در «لاتاری» به چشم نیامده است؟ پژمان جمشیدی و سیامک انصاری کدام بخش از وجوه بازیگری دست‌نخورده خود را نشان داده‌اند که بازی هادی حجازی‌فر در «لاتاری» و «دارکوب» یا حبیب رضایی در «بمب» یا حمیدرضا آذرنگ در «تنگه ابوقریب» دیده نشده است؟ نامزدهای بهترین نقش مکمل زن: سحر دولتشاهی برای فیلم‌های عرق سرد، چهارراه استانبول، لیلی رشیدی برای فیلم عرق سرد، نگار عابدی برای فیلم دارکوب، و هدی زین‌العابدین برای فیلم‌ عرق سرد. کلا باید به «عرق سرد» چسبید. حتی اگر به قیمت ندیدن بازی باقی بازیگران زن مکمل تمام شود. توضیح بیشتر از این ضرورتی ندارد! نامزدهای بهترین نقش اول مرد: امیر جدیدی برای فیلم‌های تنگه ابوقریب و عرق سرد، امین حیایی برای فیلم شعله‌ور، بابک حمیدیان برای فیلم سرو زیر آب، رضا عطاران برای فیلم مصادره، سعید آقاخانی برای فیلم کامیون، نوید محمدزاده برای فیلم مغزهای کوچک زنگ‌زده. آیا واقعا بازی تکراری رضا عطاران در نهنگ عنبر ۳ (ببخشید مصادره) اینقدر عجیب و غریب بود؟ یا چطور می‌شود بابک حمیدیان برای «سرو زیر آب» کاندیدا می‌شود اما هنر اصلی او در «به وقت شام» به چشم نمی‌آید؟ راستی حضور امیر جدیدی و سعید آقاخانی جزو انتخاب‌های به شدت درست است. ساعد سهیلی هم که جرمش مشخص است. بازی در لاتاری! نامزدهای بهترین نقش اول زن: باران کوثری برای فیلم عرق سرد، سارا بهرامی برای فیلم دارکوب، شبنم مقدمی برای فیلم خجالت نکش، ماهور الوند برای فیلم چهارراه استانبول، مهناز افشار برای فیلم دارکوب، هانیه توسلی برای فیلم سوء‌تفاهم. واقعا باران کوثری؟ چرا؟ چون برای این فیلم وزنش را کم کرد؟ خب جلوی دوربین چه کرد؟ وقتی سارا بهرامی، شبنم مقدمی و هانیه توسلی هستند، به نظر باقی نام‌ها فقط برای پر کردن لیست بوده است! وزن بازی این سه خانم قابل مقایسه با باقی نفرات نیست. به هیچ‌وجه. نامزدهای بهترین فیلمنامه: بمب (پیمان معادی)، سرو زیر آب (محمدعلی باشه آهنگر، حامد باشه آهنگر)، شعله‌ور (هادی مقدم‌دوست، حمید نعمت‌اله)، کامیون (کامبوزیا پرتوی)، مغزهای کوچک زنگ‌زده (هومن سیدی). کامیون هست و خیلی‌ها نیستند. همین. راجع به بقیه انتخاب‌ها مخالفتی ندارم. نامزدهای بهترین کارگردانی: به وقت شام به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا، تنگه ابوقریب به کارگردانی بهرام توکلی، دارکوب به کارگردانی بهروز شعیبی، سرو زیر آب به کارگردانی محمدعلی باشه‌آهنگر، کامیون به کارگردانی کامبوزیا پرتوی، مغزهای کوچک زنگ‌زده به کارگردانی هومن سیدی. وقتی حاتمی‌کیا، توکلی و سیدی هستند، باقی نمی‌توانند ابراز و اظهار قدرتی داشته باشند. این‌رو خود فیلم‌ها می‌گویند. نامزدهای بهترین فیلم: بمب به تهیه‌کنندگی پیمان معادی و احسان رسول‌اف، به وقت شام به تهیه‌کنندگی محمد خزاعی، تنگه ابوقریب به تهیه‌کنندگی سعید ملکان، دارکوب به تهیه‌کنندگی سیدمحمود رضوی، سرو زیر آب به تهیه‌کنندگی سیدحامد حسینی، کامیون به تهیه‌کنندگی کامبوزیا پرتوی، مغزهای کوچک زنگ‌زده به تهیه‌کنندگی سعید سعدی. کار انتخاب به جز «کامیون» سخت نبوده است. کار انتخاب برنده سخت‌تر بوده است. پایان باز: جشنواره فجر تمام شد. اما آنچه از این دوره می‌توان دریافت این است که داوران به شکل عجیبی برخی اتفاقات را ندیدند. یا شاید قرار بوده با برخی فیلم‌ها، فیلمسازها و تهیه‌کننده‌ها تسویه‌حساب‌هایی صورت بگیرد. تسویه‌حساب‌هایی که با فضاسازی‌های ایام جشنواره، تصور می‌شد چندان سر و صدایی به پا نکند، اما برخی انتخاب نکردن‌ها و برخی انتخاب کردن‌ها آنقدر عجیب و محیرالعقول بوده است که نشود بی‌سر و صدا از کنار آنها گذشت. به هیئت داوران احترام می‌گذاریم، اما واقعا نمی‌توان با برخی نظرات آنها کنار آمد. نمی‌توان برخی ندیدن‌ها را ندید! نکته دیگر آنکه سال بعد، بعید است که با این فیلم‌ها سال خیلی خوبی برای سینما باشد.نویسنده: مهدی رجبی ]]> فرهنگ Sun, 11 Feb 2018 21:25:54 GMT http://siasatrooz.ir/vdccm1qs12bqxs8.ala2.html به وقت شامِ تنگه ابوقریب http://siasatrooz.ir/vdcevx8zejh87zi.b9bj.html  جشنواره ملی فیلم فجر ۳۶ با معرفی برندگان در بخش‌های مختلف به کار خود پایان داد. در ابتدای این مراسم و پس از پخش سرود ملی کشورمان و تلاوت آیاتی از قرآن کریم، ابراهیم داروغه زاده دبیر جشنواره در سخنانی کوتاه با اشاره به دلاوری جوانان کشورمان در ۸ سال دفاع مقدس و دفاع از حرم از حضار خواست تا یک دقیقه به خاطر شهدا ایستاده و آنها را تشویق کنند. عباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز ضمن خیر مقدم به حاضران پیام حسن روحانی به سینماگران را قرائت کرد. در بخش دیگر مراسم، محمد مهدی حیدریان رئیس سازمان سینمایی روی صحنه آمد و به ایراد سخن پرداخت. بعد از آن آیین اهدای سیمرغ‌ها آغاز شد. سیمرغ بلورین بهترین فیلم کوتاه به بهرام و بهمن ارک (برای فیلم حیوان) اهدا شد. سیمرغ بلورین بهترین جلوه‌های ویژه بصری به فرید ناظرفصیحی برای فیلم «چهارراه استانبول» تعلق گرفت. محسن روزبهانی برای فیلم «تنگه ابوقریب» سیمرغ بلورین بهترین جلوه‌های ویژه میدانی را دریافت کرد. این جایزه را فرزندش به نمایندگی از وی گرفت. سیمرغ بلورین بهترین چهره‌پرداز جشنواره سی‌وششم به سعید ملکان برای فیلم «تنگه ابوقریب» تعلق گرفت. عباس بلوندی برای فیلم «سرو زیر آب» سیمرغ بلورین بهترین طراحی صحنه را از آن خود کرد. «بمب؛ یک عاشقانه» اولین سیمرغ خود را برای بهترین طراحی لباس دریافت کرد. این جایزه را سارا خالدی زاده از آن خود کرد. سیمرغ بلورین بهترین صداگذاری به علیرضا علویان «به وقت شام و مغزهای کوچک زنگ زده» اهدا شد. رشید دانشمند برای فیلم «تنگه ابوقریب» سیمرغ بلورین بهترین صدابرداری را دریافت کرد. سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن به کارن همایونفر برای «به وقت شام» اهدا شد. سیمرغ بلورین بهترین تدوین به بهرام دهقانی و محمد نجاریان برای «عرق سرد» تعلق گرفت. «سرو زیر آب» سیمرغ بعدی خود را برای بهترین فیلمبرداری گرفت. علیرضا زرین‌دست این جایزه را از هیئت داوران دریافت کرد. سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه هنر و تجربه به هومن سیدی برای فیلم «مغزهای کوچک زنگ زده» تعلق گرفت. هومن سیدی گفت: سلام عرض می کنم خدمت حضار محترم. اصلا نمی دانستم این جایزه وجود دارد. سپاسگزارم. سیمرغ بلورین بهترین فیلم اول را هم رضا مقصودی برای «خجالت نکش» گرفت. رضا مقصودی گفت: هومن جان من هم غافلگیر شدم نمی دانستم این جایزه وجود دارد. در ادامه مراسم ابراهیم داروغه زاده روی صحنه آمد و از داوران برای تمام روزهای پر کار جشنواره تشکر کرد. رشیدپور از خانواده شهید معز غلامی روی صحنه دعوت کرد و اهالی برج میلاد برای ادای احترام به خانواده بزرگوار شهدا ایستادند و حاتمی کیا پدر شهید را در آغوش گرفت. خانواده شهید غلامی به همراه دبیر جشنواره لوح تقدیری را به بانوی خبرنگار مستند «زنانی با گوشواره‌های باروتی» اهدا کردند. بعد از این بخش سالار عقیلی به همراه گروهش به روی صحنه آمدند و به اجرای موسیقی زنده پرداختند. سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن به سحر دولتشاهی برای فیلم‌های «عرق سرد» و «چهار راه استانبول» اهدا شد. سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد به جمشید هاشم‌پور برای فیلم دارکوب اهدا شد که در غیاب وی دخترش جایزه را دریافت کرد. سارا بهرامی برای فیلم «دارکوب» سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن را از آن خود کرد. دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد به امین حیایی برای فیلم «شعله‌ور» اهدا شد. سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد به امیر جدیدی برای «تنگه ابوقریب» و «عرق سرد» اهدا شد. در بخش فیلمنامه دو سیمرغ اهدا شد. سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه به کامبوزیا پرتوی برای «کامیون» و هومن سیدی برای «مغزهای کوچک زنگ زده» اهدا شد. جایزه ویژه هیات داوران جشنواره سی و ششم فیلم فجر به پیمان معادی برای فیلم «بمب یک عاشقانه» اهداء شد. در این بخش هم دو سیمرغ بلورین اهداء می شود. سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی به ابراهیم حاتمی کیا برای فیلم «به وقت شام» و بهرام توکلی برای فیلم «تنگه ابوقریب» اهداء شد. حاتمی‌کیا پس از دریافت جایزه خود، با اعلام اینکه من فیلمساز وابسته‌ام و فیلمساز این نظام هستم، به انتقاد از مجری برنامه هفت (و اختتامیه) و مدیران رسانه ملی پرداخت. سیمرغ بلورین بهترین فیلم به سعید ملکان برای فیلم «تنگه ابوقریب» اهداء شد. سیمرغ زرین بهترین فیلم با نگاه ملی به فیلم «سرو زیر آب» رسید. پایان‌بخش جوایز اختتامیه جشنواره سی و ششم فیلم فجر، سیمرغ بهترین فیلم از نگاه مردم بود که به «مغزهای کوچک زنگ زده» تعلق گرفت. ]]> فرهنگ Sun, 11 Feb 2018 21:25:54 GMT http://siasatrooz.ir/vdcevx8zejh87zi.b9bj.html