سیاست روز - پربيننده ترين عناوين فرهنگ :: rss_full_edition http://siasatrooz.ir/fa/culture Thu, 18 Apr 2019 00:29:53 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://siasatrooz.ir/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط سیاست روز http://siasatrooz.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام سیاست روز آزاد است. Thu, 18 Apr 2019 00:29:53 GMT فرهنگ 60 خوش به حال ما که ققنوسی چون تو داریم http://siasatrooz.ir/vdcewv8zzjh87ni.b9bj.html دمت گرم آقا. دم شما گرم آقا ابراهیم سینمای انقلاب اسلامی. وقتی تو می‌شوی چهره‌ی سال هنر انقلاب اسلامی، من یکی از آنهایی هستم که از شوق و ذوقش بغض می‌کند. در روزگاری که خیلی‌ها «سلحشور» (نقشی که کیانیان در آژانس شیشه‌ای بازی کرد) شده‌اند، یقه‌ی پیراهن‌های سفید «دیپلمات» را تا خرخره بسته‌اند اما برای خوش‌آمد رسانه‌های آن‌طرف آبی و اربابان‌شان هزار جور پشتک و وارو می‌زنند یکی مثل تو می‌تواند باشد که وسط جشنواره هفت خط و رنگ فجر، وسط آن همه آدم‌های جورواجور و بزک‌کرده با صدای بلند بگوید «من خودم را سرباز این کشور و نظام می‌دانم» فقط یکی مثل تو می‌تواند وقتی «سیمرغ» پرکنده را به دستش می‌دهند، تعارف و رودربایستی را کنار بگذارد و جشن‌پاره را کن‌فیکون کند و خنده‌های از بناگوش دررفته‌ی جلوی دوربین را به لب‌های «برخی‌ها» بدوزد و فریاد بزند «من فیلمساز وابسته‌ام. فیلمساز این نظامم» می‌دانم طی همه‌ی این سی چهل سال از خیلی‌ها خورده‌ای. از شبه روشنفکرها که «آزادی» کلام و بیان و اثر را تا جایی آزاد می‌دانند که پای شما و امثال شما روی دم آنها نرفته باشد. بعد از آن هزار و یک عیب و ایراد می‌گیرند و هزار جور تهمت و اسم‌گذاری روی تو و فیلمت. از آنهایی که تدبیرشان پدر این مردم و مملکت را در آورده است. که جز «پشت درهای بسته» مثلا مذاکره کردن، کار دیگری را مشق نکرده‌اند. آنها که می‌خواهند از مدافعان و محافظان نظام، «بادیگارد»های بی‌خاصیت بسازند و اگر نشد، در تونل پرواپاگاندای رسانه‌های‌ بی جیره و مواجب‌شان!!! «حیدرها» را ذبح کنند. از آن خشک مقدس‌هایی که دود موتورهای‌شان امثال تو و عباس را خفه کرده است. از آنها که کاسه‌ی داغ‌تر از آش شدند و قیچی به دست برای فیلم‌هایت خط و نشان کشیدند و هر چه سنگ داشتند بر سر راهت ریختند. اما به قول سیدمرتضی «می‌دانم که چه می‌کشی خوب می‌دانم اما تو که در دامنه آتشفشان منزل گرفته‌ای باید بدانی که چگونه می‌توان زیر فوران آتش زیست. ما را خداوند برای زیستنی چنین به زمین آورده است چراکه مرغ عشق ققنوس است که در آتش می‌زید نه آنکه رنگین کمان می‌پوشد و در بوستان‌های عافیت، شکر می‌خورد و شکرشکنی می‌کند. مگر سوخته دلی و سوخته جانی را جز از بازار آتش می‌توان خرید؟» و تو حالا دقیقا ققنوس‌وار در قله‌ی آتشفشان ایستاده‌ای و به سلامت از آتش کینه‌ها گذشته‌ای. به قول خودت «امروز هم تازه نفس‌ها به صبوری نیاز دارند» و خوش‌به حال تازه‌نفس‌ها که یکی مثل تو پیش روی‌شان است تا یادشان بیاورد که نمی‌توان از این راه دست کشید و عافیت‌طلبی را برگزید. تا فراموش نکنند نیش زبان و متلک‌ها را باید تحمل کرد که عزت مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است و منافقان نمی‌دانند!نویسنده: مهدی رجبی ]]> فرهنگ Tue, 16 Apr 2019 21:06:12 GMT http://siasatrooz.ir/vdcewv8zzjh87ni.b9bj.html شکل‌گیری مکتب هنر و ادبیات انقلاب مدیون مهندسی رهبری است http://siasatrooz.ir/vdcdxj0fzyt0zk6.2a2y.html مراسم هشتمین پاسداشت ادبیات جهاد و مقاومت با انتشار و رونمایی از تقریظ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی بر کتاب «در کمین گل سرخ» همراه شد. در این مراسم که صبح دیروز در قطعه ۲۹ گلزار شهدای بهشت زهرا برگزار شد، سرلشکر فیروزآبادی مشاور رهبر انقلاب، علیرضا مختارپور، دبیرکل نهاد کتابخانه‌ها، محسن مومنی شریف، نویسنده اثر و رئیس حوزه هنری، حجت‌الاسلام رحیمیان، رئیس سابق بنیاد شهید انقلاب اسلامی و خانواده شهید صیاد شیرازی حضور داشتند. عطارزاده، معاون دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای در این مراسم اظهار داشت: موسسه و دفتر حفظ و نشر مسئولیت صیانت و نشر اندیشه‌های رهبر انقلاب را عهده‌دار است و آنچه در منظومه فکری ایشان بیش از هر چیز مورد تاکید و توجه است، اشاعه فرهنگ ایثار و شهادت در جامعه است. وی تصریح کرد: دفتر نشر نیز با انتشار آثار در جهت ترویج این مهم اهتمام دارد. رهبر انقلاب در سال‌های اخیر همواره به بزرگداشت ایثارگران، رزمندگان و جانبازان اهتمام داشتند. ما نیز پاسداشت ادبیات جهاد و مقاومت را برگزار می‌کنیم و امروز هشتمین مراسم را در جوار آرامگاه سپهبد صیاد شیرازی که به کتاب «در کمین گل سرخ» به قلم محسن مومنی شریف می‌پردازد، برپا خواهیم کرد. علیرضا مختارپور، دبیرکل نهاد کتابخانه‌ها نیز در این مراسم اظهار داشت: ممکن است در روزهایی که سیل تقریبا ۲۵ استان کشور را در بر گرفته، برخی سوال و گلایه کنند که چنین برنامه‌ای چه ضرورتی دارد؟ در پاسخ به منویات رهبر انقلاب در دیدار روز گذشته با شرکت‌کنندگان مسابقات قرآن اشاره می‌کنم. ایشان پس از اشاره به مفاهیم قرآن به اتفاق اخیر و خیل سیل‌آسای مردم و گروه‌های جهادی پرداخته و فرمودند: این حضور و روحیه بسیج‌شوندگی آموزش شهداست. وی ادامه داد: اگر اتفاقی که امروز در کشور رخ می‌دهد، آموزشی است که ما از شهدا داریم بنابراین وظیفه ما تجلیل از معلمان جهاد و شهادت است و برای تجلیل، چه روزی بهتر از سالروز شهادت سپهبد صیاد شیرازی و آستانه روز ارتش؟ امیر آراسته رئیس هیئت معارف جنگ و از همرزمان شهید صیاد شیرازی خاطراتی را از ایشان بازگو کرد. محسن مومنی شریف نویسنده کتاب «در کمین گل سرخ» اظهار داشت: دوشنبه شب گذشته اختتامیه هفته هنر انقلاب اسلامی برگزار شد و خوشبخاته امروز شاهد ادبیات و هنری هستیم که توانایی‌هایی دارد که می‌تواند به عوالمی برود که مکاتب دیگر چنین امکاناتی ندارند، اما رشد و مهندسی این ادبیات را مدیون آیت‌الله خامنه‌ای هستیم. وی با بیان اینکه معظم‌له در تمام دوران مسؤولیت خود بر هنر و ادبیات تاکید داشته و دارند، گفت: توجه ایشان به عنوان شخصیتی که ادبیات و هنر را می‌دانند و به کارآیی آن اعتقاد دارند از ابتدای انقلاب تاکنون از دوران ریاست جمهوری تا دوران رهبری، موجب شده صاحب ادبیات فرهنگ و هنر متعهد و پیشرو باشیم. مهدی صیاد شیرازی، فرزند امیر شهید صیاد شیرازی نیز در ادامه به بیان نکاتی از پدر پرداخت. در ادامه این مراسم امیر سرلشکر موسوی، فرمانده کل ارتش نیز در سخنانی عنوان کرد: یکی از شخصیت‌های برجسته و ممتاز تاریخ ایران و انقلاب اسلامی شهید صیاد شیرازی است. جدای از موضوعات شخصی، به باور من خلوص در بندگی خدا عامل اصلی ساختن شخصیت او بود و بسیاری از ویژگی‌های دیگر وی نیز در ذیل همین قرار می‌گیرد و همین خلوص بود که چنین عزت و بصیرتی به او داد و قدرت تشخیص و عمل او و نیز دشمن‌شناسی و توان تشخیص او نیز حاصل از همین مساله بود. در پایان مراسم، تقریظ رهبر معظم انقلاب بر کتاب «در کمین گل سرخ» رونمایی شد. رهبر انقلاب در این متن نوشته‌اند: ««این نمونه‌ی جالب و بی‌سابقه‌ئی است از گزارش جنگ در ضمن داستان شیرین زندگی یکی از شخصیت‌های آن. آن را یکسره مطالعه کردم (تا ۷/۶/۸۴) زیبا و هنرمندانه نوشته شده است. با بسیاری از حوادث آن کاملاً آشنایم. البته بسیاری دیگر از حوادث آن دوران و نیز مطالب بسیاری از آنچه مربوط به این شهید عزیز است ناگفته مانده است. و این طبیعی است. البته برجستگی‌های شخصیت شهید صیاد شیرازی را در نوشته و کتاب به درستی نمی‌توان نشان داد او حقاً نمونه‌ئی از یک ارتشی مومن و شجاع و فداکار بود. رحمت خدا بر او.» ]]> فرهنگ Tue, 16 Apr 2019 21:06:12 GMT http://siasatrooz.ir/vdcdxj0fzyt0zk6.2a2y.html لزوم برخورد با دروغ‌پراکنان سیل اخیر http://siasatrooz.ir/vdcgz79qnak9zn4.rpra.html در بحران اخیر سیل در کشور، متاسفانه بار دیگر برخی هموطنان (البته شاید از سر دلسوزی اما به علت بی‌اطلاعی از واقعیات و قضاوت‌های عجولانه) آب به آسیاب دشمن ریختند. این موضوع تلخ در وقوع حوادث طبیعی اخیر در کشور تکرار شده است. مثلاً در زلزله کرمانشاه هم در حالی که نیروهای سپاه، بسیج، ارتش، جهادگران و مردم دوشادوش یکدیگر در حال کمک‌رسانی، آواربرداری و بعدها ساخت مسکن بودند و وقایع بزرگی خلق کردند، برخی افراد موسوم به سلبریتی همچون هنرپیشه‌ها در کنار عده‌ای از اصحاب رسانه و افراد دارای تریبون، همپای ضدانقلاب شدند و اخبار کذب علیه سپاه منتشر می‌کردند. این در حالی است که بیشترین خدمت را در مناطق زلزله‌زده، سپاه انجام داد. در بحران اخیر سیل در کشور هم جریان ضدانقلاب به دنبال بهره‌برداری مدنظر خود بود و این بار پیاده‌نظام جریان رسانه‌ای ضدانقلاب، مسئولان جمهوری اسلامی را متهم کردند که برای آسیب ندیدن تاسیسات نفتی، جریان سیلاب در خوزستان را عامدانه به سمت شهرها و روستاها هدایت کرده‌اند. آنها مدعی شدند که مسئولان استان خوزستان با همراهی وزارت نفت، خانه و جان مردم خوزستان را قربانی چاه‌های نفت کرده است. این ادعا از آنجا نشات می‌گرفت که در خوزستان، چند میدان نفتی در تالاب بزرگ هورالعظیم قرار دارند. در حاشیه این تالاب هم شهرهایی دشت آزادگان، هویزه و سوسنگرد قرار گرفته‌اند. لازم به ذکر است که تالاب هورالعظیم بیش از ۱۰۰ هزار هکتار است و فقط در بخش‌هایی از آن، میادین نفتی قرار دارند. طبیعی است هورالعظیم با این وسعت بزرگ، یک دشت هموار و با ارتفاع یکسان نیست، بلکه در نقاط مختلف آن پستی و بلندی‌های زیادی وجود دارد؛ بنابراین طبیعی بود که با ورود آب به این دشت با وسعت بیش از ۱۰۰ هزار هکتار، همه جای آن به طور یکسان زیر آب نرود و قطعاً در جاهایی که ارتفاع بیشتری دارد، آب نمی‌ماند و به سمت مناطق پایین‌تر حرکت می‌کند. این دروغ بزرگ متاسفانه از سوی برخی افراد با داعیه عدالت‌خواهی نیز تکرار شد و موجب بدبینی مردم مصیبت‌زده خوزستان شد. از آنجا که مردم خوزستان در مناطق سیل‌زده امکان رفت و آمد و مشاهده واقعیات را نداشتند، این شایعه و خبر کذب، به سرعت فراگیر شد و طبیعتاً سبب بدبینی برخی به دولت و وزارت نفت شد. عده‌ای از افراد از سر دلسوزی یا خیانت، با تصویربرداری از بخش‌های خشک هورالعظیم و انتشار آن در فضای مجازی، اینطور القا می‌کردند که مسئولان استانی و وزارت نفت دروغ می‌گویند و آب را به تاسیسات نفتی هدایت نکرده‌اند. در حالی که واقعیت چیز دیگری بود و در فیلم‌های زیر، دغل‌بازی این دوستان نادان، آشکار شد. حتی پس از انتشار فیلم‌های مستند درباره ورود آب به هورالعظیم و تاسیسات نفتی، داعیه‌داران عدالت‌خواهی عقب ننشستند و ادعاهای جدیدی مطرح کردند مبنی بر اینکه مقدار آب ورودی به هورالعظیم و تاسیسات نفتی بسیار اندک است به طوری که عمق آب به نیم متر هم نمی‌رسد. این ادعاها هم متاسفانه دروغ بود. به طور خلاصه می‌توان گفت که این داعیه‌داران عدالت‌خواهی با زاویه بسته دوربین خود سعی می‌کنند به مخاطب اخبار جعلی القا کنند و وحدت ملی ایجاد شده ناشی از سیل را تبدیل به تفرقه کنند. با رواج این شایعات دروغین، کار به جایی رسید که برای اثبات ورود آب به میادین نفتی، سردار محمدرضا نقدی تعدادی از بزرگان و شیوخ عرب خوزستان را به بازدید هوایی از هورالعظیم برد تا التهابات بخوابد. معاون فرهنگی و اجتماعی سپاه بیان کرد: دشمن از شرایط موجود در خوزستان به دنبال بهره‌برداری و دستیابی به اهداف مورد نظر خود است و به تازگی شایعاتی را مبنی بر خشک بودن بخشی از تالاب هورالعظیم برای حفظ تاسیسات نفتی مطرح کرده که برخی از اهالی مناطق سیل‌زده خوزستان را آزرده کرده است. وی افزود: آنها شایعه کرده‌اند که برای آسیب نرسیدن به تاسیسات نفتی اجازه ورود آب به تالاب هورالعظیم داده نشده و این امر حاشیه‌هایی را به همراه داشته که برای برقراری آرامش در مناطق سیل‌زده به همراه تعدادی از بزرگان و شیوخ عرب خوزستان از این تالاب بازدید هوایی به عمل آمد و آنها پرآبی تالاب را مشاهده کردند و قرار شد آن را به اهالی مناطق اعلام کنند. سردار نقدی افزود: سپاه با تمام ظرفیت‌های خود در عرصه‌های مختلف در کنار مردم بوده و هرزمان در هر استانی که مردم نیازمند کمک باشند حضوری پررنگ خواهد داشت. نکته پایانی اینکه با توجه به بحران‌خیز بودن ایران از لحاظ سوانح طبیعی، ضروری است دستورالعملی محکم و عملیاتی درباره چگونگی ورود افراد به مناطق بحران‌زده و تهیه خبر، عکس و فیلم تصویب شود تا از این پس هر کس به خود اجازه ندهد در شرایطی که بخشی از مردم درگیر یک سانحه طبیعی مثل سیل و زلزله هستند و نیروهای امدادی و مردمی هم در حال کمک به بحران‌زدگان هستند، عده‌ای نادر از افراد که شهوت دیده شدن و خاص بودن دارند، با کمترین اطلاعات فنی، جغرافیایی و مدیریتی اقدام به تهیه فیلم، عکس و خبرهای نادرست و ترویج آن در فضای مجازی کنند و التهابات بیجا ایجاد کنند. خوشبختانه در سیل اخیر شاهد هستیم که قوه قضاییه و نیروی انتظامی به طور جدی با برخی افراد که شایعات دروغین درباره سیل منتشر می‌کردند، برخورد کردند. مشرق‌نیوز ]]> فرهنگ Mon, 15 Apr 2019 19:02:40 GMT http://siasatrooz.ir/vdcgz79qnak9zn4.rpra.html با ولنگاری تا ۱۴۰۰ http://siasatrooz.ir/vdcivvazut1au52.cbct.html داستان سازمان سینمایی تحت زعامت جناب دستیار ارشد خودش می‌تواند یک فیلم کمدی پرفروش باشد. جایی که مدیران ارشد برای بهترین زمان اکران فیلم‌های موفق جشنواره را پس می‌زنند و به فیلمی نوبت اکران می‌دهند که نه در جشنواره حضور داشته، نه استانداردها را رعایت کرده، نه حرمت کلام و تصویر را حفظ کرده و... تنها به خاطر برخی روابط خاص نوبت اکران می‌گیرد. بعد از یک ماه روی پرده بودن و فروش چند میلیاردی و بعد از کلی نقد و اعتراض به رفتارهای خارج از عرف و ادب رخ داده در فیلم، مسئولان سینمایی یادشان می‌افتد که جلوی اکران فیلم را بگیرند. خنده‌دار آنکه مدیرکل دفتر سینمای حرفه‌ای مدعی می‌شود فیلم در دو نسخه اکران شده و در برخی سالن‌ها «نسخه‌ای که به صورت کامل اصلاح نشده بود اکران شده است» و عجیب آنکه همه منتقدان به ولنگاری و توهین‌آمیز بودن فیلم هم، فیلم را در همان سالن‌هایی دیده‌اند که نسخه اصلاح نشده اکران شده است. اما بازرسان سازمان سینمایی بعد از یک ماه «به صورت تصادفی» به آن سالن‌ها سرکشی می‌کنند و متوجه می‌شوند که تهیه‌کننده و پخش‌کننده، دارند زیرآبی می‌روند! اما این داستان خنده‌دار به همین جا ختم نمی‌شود. چون در یک اقدام کاملا اتفاقی، فیلم متوقف می‌شود و در چند روز آینده، اتفاق جذاب‌تری رقم می‌خورد. یا فیلم اصلاح می‌شود و برمی‌گردد و با این توقف فروشش افزایش می‌یابد. چون مردم می‌خواهند بدانند فیلم چه داشته که توقیف شده. بعد هم در نمایش خانگی نان پخش‌کننده در روغن می‌افتد. یا مجوز اکران مجدد نمی‌گیرد و به صورت کاملا اتفاقی در شبکه‌های زیرزمینی یا ماهواره‌ای پخش می‌شود و مثلا این اتفاق هم بدون اطلاع عوامل رخ می‌دهد. خلاصه که شاهکار مدیریتی و تدبیر ژنرال‌های سینمایی خوب جواب می‌دهد. کارشان را درست انجام می‌دهند. اصلا هم مهم نیست که فیلم مرزهای بی‌اخلاقی و شوخی‌های جنسی و توهین به سیاست‌های نظام را درنوردیده و رکورد بی‌اخلاقی را کیلومترها جابه‌جا کرده است. نوش جان‌تان آقای کارگردان و تهیه‌کننده و پخش‌کننده! نویسنده: مهدی رجبی ]]> فرهنگ Sun, 14 Apr 2019 19:39:58 GMT http://siasatrooz.ir/vdcivvazut1au52.cbct.html دیالوگ‌های شعارزده‌علیه آقازاده‌ها با آقازاده‌‌ سینما http://siasatrooz.ir/vdchm6nzi23nvkd.tft2.html «ژن خوک» جدیدترین ساخته سعید سهیلی از فیلم‌های اکران نوروز ۹۸ می‌باشد. فیلمسازی که با ساخت آثار پرحاشیه‌ای چون «گشت ارشاد ۱ و ۲» نامش بر سر زبان‌ها افتاد. از قضا «ژن خوک» نیز شباهت عجیب و غریبی به «گشت ارشاد» دارد با این تفاوت که این بار سهیلی به جای پسرش ساعد از پسر کوچکش سینا استفاده کرده و هادی حجازی‌فر نیز قرار است جایگزینی برای گنده لات و لوطی گشت ارشاد یعنی حمید فرخ‌نژاد باشد. «ژن خوک» داستان دو زندانی به نام‌های عماد گربه (سینا مهرداد) و آقا رضا (هادی حجازی‌فر) است. آقا رضا از طرف روزبه (بهرنگ علوی) - یکی از آقازاده‌ها - در مقابل گرفتن مبلغی کلان مامور می‌شود تا عماد را از زندان فراری دهد. روزبه می‌خواهد سر عماد را که حاصل ازدواج صیغه‌ای پدرش است زیر آب کند تا ارث پدر به او نرسد. سوژه داستان مربوط به آقازاده هاست، افرادی که خود را از ژن خوب و برتر می‌دانند و مشخصاً قرار است فیلم نگاهی انتقادی به این افراد داشته باشد و نام فیلم و استفاده از کلمه «خوک» به جای «خوب» به عنوان صفت «ژن» نیز پستی و کثیفی این طبقه را نشان دهد، اما اثر چنان الکن، بی‌خاصیت و آشفته است که حتی نمی‌تواند حرف خود را به درستی بیان نماید. جنس دیالوگ‌های «ژن خوک» ما را به یاد فیلمفارسی و سینمای کیمیایی می‌اندازد با این تفاوت که در نیمه اول داستان چاشنی طنز دارند و برخی از همین دیالوگ‌های طنزگونه عماد و آقا رضاست که در میان انبوهی از کلمات رکیک و ناسزا می‌خواهند مخاطب را بخندانند. «ژن خوک» دو نیمه دارد: نیمه نخست فیلم که تنها به بده بستان‌های عماد و رضا می‌گذرد و لحظاتی شیرین را خلق می‌کند و نیمه دوم که فیلم وارد فاز قصه‌گویی می‌شود و عجیب بی‌سر و ته و بی‌منطق است. باید گفت نیمه دوم فیلم از لحاظ داستان‌پردازی و منطق فیلمنامه فاجعه‌بار است. اصلاً مشخص نیست فیلمساز درباره شعور مخاطب چه فکری کرده است که اینچنین داستان پردازی می‌کند. در «ژن خوک» همانند «گشت ارشاد» نیروی انتظامی ول معطل است، دو زندانی به راحتی از زندان فرار کرده و در شهر می‌چرخند و هرکاری دلشان بخواهد انجام می‌دهند؛ سر صبر و حوصله به دیدن خانواده و دوستان می‌روند و بدون هیچگونه مزاحمتی در انتهای داستان از هرکس می‌خواهند انتقام می‌گیرند و به شیوه بزن بهادر حق آدم بدهای قصه را کف دستشان می‌گذارند تا انتقام خود را از زندگی و جامعه بگیرند. پایان‌بندی فیلم هم همان پایان‌بندی گشت ارشاد است، بالاخره در انتها پلیس از راه می‌رسد و در حالی که یکی از قهرمانان زخمی شده و در حال وصیت به دوستش است فیلم پایان می‌یابد. نکته قابل تأمل آن است که به قدری فیلمساز دو خلافکار فیلم را در قالب قهرمانان دوست داشتنی به تصویر می‌کشد که مخاطب از حضور پلیس حتی در انتهای فیلم هم ناراحت شده و دلش می‌خواهد عماد و رضا به راحتی فرار کنند، صدای محسن چاووشی و مضمون ترانه حلالم کن نیز به این حس دامن می‌زند. آقازاده‌ی فیلم هم به شدت پرداخت ضعیفی دارد؛ سهیلی برعکس ادعایش جسارتی در شخصیت پردازی روزبه از خود نشان نمی‌دهد و با ملاحظه‌کاری از نزدیک شدن به او پرهیز می‌کند تا روزبه به عنوان یک آقازاده‌ی طماع و منفور در حد یک تیپ باقی بماند. شخصیت‌های دیگر فیلم همچون ماهرخ (نازنین بیاتی)، فاطی و حتی پدر عماد (جمشید هاشم‌پور) نیز پرداخت درستی ندارند و حضورشان بیشتر برای پرکردن زمان فیلم می‌باشد. در پایان باید گفت «ژن خوک» فیلمی است سرشاز از متلک پراتی و دیالوگ‌های شعاری که در بیان حرف خود و رویکرد انتقادی‌اش به شدت ناتوان است و جز اتلاف وقت و پول دستاوردی برای مخاطب ندارد. تسنیم ]]> فرهنگ Fri, 12 Apr 2019 19:53:07 GMT http://siasatrooz.ir/vdchm6nzi23nvkd.tft2.html «دورهمی» چپ و راست! http://siasatrooz.ir/vdch66nzv23nvxd.tft2.html مهران مدیری با کلی خواهش و تمنا می‌آید که «دورهمی» را دوباره راه بیندازد. اولین قسمت برنامه توی آخرین روزهای تعطیلات روی آنتن می‌رود. آخر برنامه چند تا جمله می‌گوید. این‌بار حضرات اصولگرا که تا پارسال از استندآپ‌های مدیری قند توی دل‌شان آب می‌شد هم به صف دولتی‌ها و به اصطلاح اصلاح‌طلب‌ها می‌پیوندند و او را همگام با دشمنان و رسانه‌های بیگانه می‌دانند و معتقدند دارد تلاش می‌کند مردم را ناامید کند. به او می‌توپند که الان چه وقت گفتن این حرف‌هاست. ذره‌بین برمی‌دارند و از لای برنامه جمله‌ی ناپخته می‌کشند بیرون و به سریال نمایش خانگی‌اش می‌تازند و به سرمایه‌گذارهای قبلی دورهمی. صداوسیما قیچی به دست خودش را سانسور می‌کند. اما اصل قضیه همان جمله‌های مدیری درباره پارسال و خفه شدن با امید و... است که برخی‌ها دردشان آمده است. آهای آقایان سیاسی که حالا هم‌کاسه شده‌اید و نگران امید مردم هستید. گیریم حرف‌های مدیری الان وقتش نبود. اما چطور وسط سیل وقتش بود که فلان استاندار برای مشکل برادر خانمش از «وزیر کشور» مرخصی یک‌ماهه بگیرد و به ددر برود؟ چطور وسط این همه بلا مسئول اول اجرایی کشور همه‌ی مشکلات را بی‌خیال شده بود و برای بازدید از طرح‌های ملی به منطقه‌ی بد آب و هوای قشم! سفر کرده بود و جز پیامک اول سال هیچ خبری از او نبود؟ این سفر ملی! خوش موقع بود؟ وسط بدبختی مردم مسئول فلان نهاد حمایتی توی رستوران لاکچری غذای توپ به بدن می‌زد سر وقت بود؟ خودتان را گول نزنید. چهار خط دیالوگ «مدیری» مردم را ناامید نمی‌کند. ناامیدی را مسئولان بی‌مسئولیتی به جامعه پمپاژ می‌کنند که درست در مواقعی که باید باشند نیستند. در جلسه تصمیم‌گیری و مدیریت بحران سیل نیستند و نخست وزیر! را راهی می‌کنند. ناامیدی را چپ و راست توی سر مردم می‌کوبند که جز وعده دادن کار دیگری نمی‌کنند. «اونچنان رونق اقتصادی ایجاد کرده‌اند» که دمار از روزگار مردم درآمده است. خدا رحمت کند خاله‌ی پدرم را. می‌گفت «عزیزجان، زبان بادبزن دله» حالا وسط این همه تراژدی (نه از بلایای طبیعی که آن هم شاهکار مدیریتی است) که بی‌خیالی آقایان به اندازه‌ی صدای یونولیت کشیدن روی دیوار روی روان مردم راه می‌رود، یکی پیدا می‌شود که حرف مردم را با زبان طنز و کمدی می‌گوید. تحمل این را هم ندارید؟! نویسنده: مهدی رجبی ]]> فرهنگ Fri, 05 Apr 2019 23:06:40 GMT http://siasatrooz.ir/vdch66nzv23nvxd.tft2.html خودتان از این سکوت کَر نمی‌شوید؟! http://siasatrooz.ir/vdcjioeviuqeytz.fsfu.html حادثه تروریستی نیوزیلند، در کدام منطقه از جهان اتفاق افتاده است؟ آیا از منظر برخی سلبریتی‌های حامی تروریست‌های پ.ک.ک، کومله، دموکرات و... آنچه در دو «مسجد نور» و «مسجدلینوود» در «کرایست‌چرچ» نیوزلند اتفاق افتاد حادثه تروریستی محسوب می‌شود؟ آیا مناطق جغرافیایی که در آن مسلمانان از ناحیه تروریسم افراطی لطمه و صدمه می‌بینند، بخشی از جغرافیای سلبریتی‌ها محسوب می‌شود؟ اگر جغرافیا در موضع گیری انواع و اقسام سلبریتی‌ها به عنوان شاخصه مهمی شناخته شود، آیا نیجریه، میانمار، چین بخشی از جغرافیایی انسانی آنان محسوب می‌شود؟ چرا سلبریتی‌ها اعلام تنفر و انزجار نمی‌کنند؟ آیا غیر از محدوده خوش آب و هوای لواسان و خانه‌های ویلایی سعادت‌آباد و شهرک غرب، نیوزیلند بخشی از جغرافیای کره زمین به شمار می‌رود؟ در جغرافیای مورد حمایت سلبریتی‌ها، اروپا و آمریکا اولویت دارد و مناطق مسلمان‌نشین در حیطه حمایت‌های آنان نیست، چون اغلب آنان فرزندانش را در اروپا و آمریکا به دنیا می‌آورند و قدر مسلم حمایت از کشتار مسلمانان، در هر کجای جهان مورد حمایت آنان نیست؟ سلبریتی‌ها از کشته‌شدن تروریست‌ها رنجور می‌شوند، افرادی که قلب مردم ایران یا مسلمانان را نشانه بگیرند. آئین و جغرافیا که برای جماعت مذکور اهمیت چندانی ندارد، اما آیا آنان جان ستانی افراطی از سایر انسان‌ها احساسات بسیار ظاهراً رقیقشان را تحریک نمی‌کند. احساسات بازیگر شناخته شده‌ای آنقدر رقیق است که برای مرگ گربه‌اش (نغمه) یک عزاداری جانانه در فضای مجازی برگزار می‌کند، گویی گرفتن مراسم، سوم و هفت و چهلم برای نغمه از واجب‌ترین آئین‌های عزاداری است. مسلمانان در این حادثه کشته شده‌اند، فلان خانم که اسلام نوینی را در فضای مجازی به مخاطبانش معرفی کرده چرا در این رابطه سکوت می‌کند؟ این حادثه از منظر رهنماها، علیدوستی‌ها، افشارها، فرخ‌نژادها، اسکندری‌ها، صدیق‌ها، ژوله‌ها، قاسمخانی‌ها عملیات تروریستی هست یا نیست؟ ملکه بسیاری از سلبریتی‌ها (الیزابت) به دلیل این واقعه عمیقاً ناراحت شده است. مقتدای جهان اولی آنها (دونالد ترامپ) آن را کشتاری وحشیانه توصیف کرده است و با اینکه این دو درباره این حادثه تروریستی موضع گرفته‌اند، سلبریتی‌های جهان اولی نسبت به این موضوع، در صفحات مجازی‌اشان که از هر تروریستی حمایت می‌کنند، چرا در قبال این حادثه خاموش‌اند؟ چرا نمی‌توانند اظهار نظر کنند؟ ممکن است با مشکلات اقامتی در آمریکا مواجه شوند؟ از سوی دیگر همه سلبریتی‌ها مقتدایی دنیایی دارند. برخی منتظرند که شیخ راشد آل مکتوم که دنیاساز خوبی است، این حوادث را محکوم کند و او به تاسی از این شخصیت، موضعی اتخاذ کند. خانم بازیگر که صاحب رساله دکترای سبک زندگی جهان اولی‌ها در فضای مجازی جهان سومی هستند با وجود اینکه ملکه الیزابت و ترامپ این حادثه را محکوم کرده‌اند، هیچ اظهار نظری در این رابطه نکرده‌اند. مگر عمل تروریست، نقض قاعده جهان آزاد نیست؟ نقش دموکراسی نیست؟ راستی دین مورد تأیید سلبریتی‌ها، جغرافیایی برجسته مطلوبشان، قواعد انسانی مورد پذیرششان، نگره اومانیستی‌شان چیست؟ اصلاً براساس کدام نقشه راه، کدام سلوک و روش انسانی مورد تأیید آنان است؟ ]]> فرهنگ Sun, 17 Mar 2019 18:54:22 GMT http://siasatrooz.ir/vdcjioeviuqeytz.fsfu.html خداحافظ آقای «کربلا کربلا ...» http://siasatrooz.ir/vdchz6nzq23nvxd.tft2.html بعضی وقت‌ها سال ۱۳۶۳ می‌شود، تمام عمرت. وقتی تنها و غمگین در غم از دست دادن برادر ۱۶ ساله شهیدت روی تپه‌ماهورها نشسته باشی و غمِ نبودش در سینه‌ات چنگ بزند. چشمانت هزار بار پر شود و دلت مالامال هزار بغض. بخواهی‌های‌های برای عزیز ازدست‌داده‌ات اشک بریزی اما شرم کنی از شهدای کربلا. خدا شرمت را بخرد و دلت را هوایی کند. از خاکریزها دلت را به کربلا بکشاند. آن‌قدر کریمانه که حس کنی روبه روی ضریح سیدالشهدا(ع) ایستاده‌ای و دلت می‌خواهد برای اربابی که یک‌عمر از کودکی تابه‌حال نوحه‌خوانش بوده‌ای نفس گرم‌کنی، چشم تر و شعر مهیا. با همان لباس خاکی رزمندگی دست ادب به سینه بایستی رو به کربلا و شعر نو سروده‌ات بخوانی: «کربلا کربلا ما داریم می‌آییم» در تمام بیت‌های آن شعر، نام شهدای انقلاب و دفاع مقدس را به نیابت از برادر شهیدت بیاوری و نوایت ماندگار شود، آن‌قدر که به آن بگویند: «نوای جبهه‌ها» حاج «اکبر شریعت»، «نغمه‌خوان دارخوین»! گاهی وقت‌ها چقدر بین خواندن و رفتن فاصله هست، چیزی حدود ۳۳ سال. ظهر عاشورای سال ۱۳۶۳ که در قرارگاه «عاشورا» مداحی می‌کردی و کربلا کربلا ما داریم می‌آییم می‌خواندی، هیچ فکر می‌کردی ۳۳ سال راه، هجران و آرزوی وصل پیش رو داری تا راهی کربلا شوی؟ وقتی نوای تو را می‌گذاریم کنار وعده صادق شهید «ابراهیم هادی» که جاده را به دوستش نشان داد و گفت: «یک روزی می‌رسد که مردم از همین جاده‌ها دسته‌دسته می‌روند کربلا.» دل ما هم راهی و هوایی می‌شود. چه زیارتی بشود، تو «کربلا کربلا» بخوانی و ما رو به ضریح سیدالشهدا(ع)، سلام شهدا را به سالار شهیدشان برسانیم. راستی همین چند ساعت قبل، جمله‌ای می‌خواندیم که نوشته بود: مداح نوای «کربلا کربلا» چهره در خاک کشید. فکر کنم تو را نشناخته بود مثل خیلی از ما. اصلاً مگر نوحه‌ها می‌میرند؟! کربلا کربلایت همیشه زنده است؛ گوش کن! صدایت را می‌شنوی از قطعه شهدای بهشت‌زهرا(س)، از سینه سوخته پدران شهدا. خبر داشتی صدایت می‌چکد؟ یعنی اشک می‌شود و می‌چکد وقتی مادری قاب عکس پسران شهیدش را دستمال می‌کشد و زمزمه می‌کند: «کربلا کربلا ما داریم می‌آییم/ مفتح، حمید و حسین و محمدها دادیم...» شعرت را تغییر می‌دهد و نام ۳ پسرش را هم جا می‌زند توی یکی از مصرع‌ها. خیالش حتماً راحت است که «شریعت» دلگیر نمی‌شود که اگر می‌شد، نوحه ماندگارش را به نام شهدا گره نمی‌زد. چرا ما انقدر تو را می‌شناختیم و خبر نداشتیم؟ مداح کمتر شناخته‌شده اما محبوب جبهه‌ها، زندگی خاکسترِ یکنواختی و هیاهوی بسیار برای هیچ! روی زندگی ما پاشیده، ما را ببخش اگرچنان‌که باید یادت نبودیم. چقدر سادگی خانه و زندگی‌ات دوست‌داشتنی بود، وقتی گفتی: «این سادگی را ترجیح می‌دهم. دلم نمی‌خواهد حرام و حلال کنم.» صداقتت مثل حبه قندی که آرام گوشه لپت با چایی نرم و آب می‌کردی، شیرین بود: «ماهی یک‌میلیون و ۵۰۰ هزار تومان حقوق می‌گیرم، بالاخره می‌گذارنم.» درست آن لحظه که خبرنگار می‌گفت که داروهایت گران است و احتمالاً باید تمام حقوقت را پای خرید آن‌ها بدهی و گفتی: «نه! آن‌قدر نمی‌شود، ۲۵۰ هزار تومان می‌شود.» حاج اکبر، گفته بودی «کربلا کربلا» را برای خودت نجوا می‌کردی، بیشتر شب‌ها. راستی چرا خودت را آن‌قدر گمنام کردی که حتی در شهری که زندگی می‌کردی خیلی‌ها فکر می‌کردند سال‌هاست شهید شده‌ای و خبری از تو نداشتند؟ نغمه‌خوان دارخوین شاید خیلی‌ها اگر جای تو بودند با همان مستند پخش‌شده از ظهرعاشورا و مداحی کربلا کربلا آن‌هم در سالنی پر از رزمنده‌های تشنه شهادت و عزادار سیدالشهدا(ع) حالا حالاها برای خودشان برو و بیا می‌تراشیدند. چرا تو این کمتر شناخته‌شده بودنت را به راه و رسم آن‌ها ترجیح دادی؟ فقط وقتی خبرنگارها خواستند یک جمله بی‌تعارف به مردم بگویی، گفتی ها را گفتی: «کربلا...» حاج اکبر ما آن شب پای تلویزیون تماشایت می‌کردیم. با حرف بی‌تعارفت گلویمان را بغض گرفت و با بازخوانی نوحه ۳۳ سال قبلت بغضمان ترکید و چشممان تر شد، درست مثل حالا که نیستی. راستی چرا صدایت آن‌قدر پیر شده بود، مگر نمی‌گویند: «صدا پیر نمی‌شود؟» شاید تأثیر آن ۳۳ سال انتظار بود، خدا می‌داند. حاج اکبر، ما هم مثل تو شب‌های جمعه وقتی دلمان می‌گیرد، رو به شش‌گوشه ارباب می‌خوانیم کربلا کربلا ما داریم می‌آییم... فارس ]]> فرهنگ Fri, 15 Mar 2019 17:45:51 GMT http://siasatrooz.ir/vdchz6nzq23nvxd.tft2.html روش تازه برای زدن جیب مردم! http://siasatrooz.ir/vdchq6nzi23nvid.tft2.html فیلم سینمایی هزارپا در سال ۹۷ توانست فروش بالایی در سینما داشته باشد، حال اینکه این فروش به چه قیمت و با چه شرایطی اتفاق افتاده پیش از این به آن پرداخته‌ایم اما توزیع این فیلم در شبکه نمایش خانگی هم برای خود پدیده عجیبی شد. زمانی که حق توزیع فیلم توسط موسسه هنرهای تصویری سوره وابسته به حوزه خریداری شد تعجب مخاطبانی که فیلم هزارپا را دیده و همچنین با سیاستهای حوزه هنری آشنا بودند برانگیخته شد، که چرا نهادی که اولویت خود را تولید آثاری با موضوعات مرتبط با انقلاب، مضامین دفاع‌مقدس و مفاهیمی که همسو با ارزش‌گذاری‌های انقلاب است، قرار داده باید حق پخش فیلمی با مختصات هزارپا را خریداری کند. پتانسیل فروش هزارپا بنگاه‌های اقتصادی زیادی را برای سرمایه‌گذاری روی آن و موضوعات مشابه تحریک کرد، سامانه اشتراک ویدئوی «تیک» هم بر این موج سوار شد و تبلیغات شهری خود را با اشتراک ویدئویی «هزارپا» همراه کرد تا بتواند در قالبی انحصاری توزیع این فیلم را در دست بگیرد. در نهایت نسخه ۱۲۲ دقیقه‌ای فیلم در این سامانه منتشر می‌شود. سامانه‌ای که هنوز نسبت به موسسان و مدیرانش اطلاعات زیادی در دست نیست و نسبت به سرمایه اولیه راه‌اندازی آن نیاز به تحقیق و بررسی وجود دارد. چراکه ثبت یک سامانه VOD نیاز به طی مراحل قانونی طولانی مدتی دارد و قبل از مجوز VOD لازم است یک دامنه ثبت و راه‌اندازی شود و شروع به فعالیت کند تا مجوز مربوطه صادر شود. حال این سوال مطرح است که چگونه و با چه توجیهی سازمان تنظیم مقررات صوت و تصویر فراگیر خارج از نوبت و روال عادی به سامانه‌ای مجوز VOD می‌دهد که هنوز راه‌اندازی نشده و در نتیجه از لحاظ فنی و محتوایی نیز بررسی نشده است؟ آیا همان پول‌های مشکوک سینما و پیشنهادهای عجیب مالی که بازیگران شاخص و کارگردان‌های مطرح را به حضور در آثاری ترغیب کرده که مشخص نیست بر چه اساس این میزان برایش هزینه می‌شود، اخذ مجوز غیرقانونی برای دانلود قانونی آثار فرهنگی را نیز میسر کرده است؟ حال از ماجرای تیک که بگذریم می‌بینیم وقتی که سامانه تیک این میزان تبلیغات را برای توزیع هزارپا در نظر گرفته موسسه سوره هم برای جا نماندن از این قافله و توزیع DVDهای هزارپایش باید اندیشه می‌کرد. موسسه سوره در یک اقدام غیر منتظره و با هماهنگی کارگردان فیلم گویا راش‌ها را جمع کرده‌اند و نسخه‌ای ۲۰۰ دقیقه برای مخاطبان فراهم کرده‌اند، حال اینکه مجوز انتشار این نسخه جدید کی و با چه شرایطی صادر شده‌است هم جای سوال دارد. همین اتفاق توجیهی می‌شود برای توزیع این فیلم سینمایی در دو DVD و سرشکن کردن هزینه‌های ساخت، بسته‌بندی و توزیع فیلم در شبکه نمایش خانگی. از طرف دیگر این اقدام موسسه سوره در دو قسمتی کردن نسخه شبکه نمایش خانگی «هزارپا» به اندازه کافی اطلاع‌رسانی نشده بود و بسیاری از مخاطبان DVD فیلم را با نیت تماشای یک فیلم کامل سینمایی خریداری کرده‌بودند و انتظار داشتند یک فیلم کامل را در این پک ببینند، غافل از اینکه موسسه هنرهای تصویری سوره این فیلم را در قالبی سریالی توزیع کرده‌است و با این کار در واقع ماهیت فیلم دچار تغییر شده است. مخاطبان هم در خماری قسمت دوم باید تا هفته آینده صبر کنند. در فیلم‌های سینمایی گاهی جا‌به‌جایی یک پلان یا حذف و اضافه آن می‌تواند سرنوشت فیلم را تغییر دهد پس به طور حتم اضافه کردن ۸۰ دقیقه به زمان یک فیلم را می‌توان تغییر ماهیت در آن قلمداد کرد، حال مخاطبی که «هزارپا» را آنطور که در سینما دیده یا تعریفش را شنیده به سراغ DVD فیلم می‌رود با فیلم دیگری مواجه می‌شود، باید این نکته را هم یادآور شد که اضافه کردن زمان فیلم به منزله بهتر شدن آن نیست. تسنیم ]]> فرهنگ Sat, 09 Mar 2019 19:47:31 GMT http://siasatrooz.ir/vdchq6nzi23nvid.tft2.html رسانه‌ملی مأموریت خودش را فراموش نکند http://siasatrooz.ir/vdcfjedyxw6dxva.igiw.html هر حوزه و رسانه‌ای مأموریتی برعهده دارند که یکی از این مأموریت‌ها ذائقه‌سازی درست برای مخاطب است. متأسفانه این روزها شاهد الگوپذیری‌ها و استفاده از مضامین غربی در حوزه‌های فرهنگی، هنری و اجتماعی هستیم. صداوسیمای ما در این میان می‌تواند نقش‌آفرینی کند و جامعه را از گرایش به غرب نجات دهد. مأموریتی که به تعبیر حجت‌الاسلام احمد پناهیان در رسانه‌ ملی به فراموشی سپرده شده و ذائقه‌ای تغییر نمی‌کند و رویه سبک زندگی غربی و استفاده از مضامین غرب در دستور کار قرار گرفته است. چراکه این کارشناس رسانه اعتقاد دارد برخی از مدیران واقعاً مذهبی نیستند و برخی هم خیری از مذهبی‌ بودنشان ندیده‌اند. چون اگر لذتی از دین‌داری‌شان چشیده بودند حتماً می‌توانستند به جامعه این لذت دینی را بچشانند. قرار بود ذائقه را ببریم به سمت خوبی‌ها، کمالات و درستی‌ها،‌ اما این مأموریت مهم در صدا و سیمای ما گم شد و رفتیم سراغ پرداختن به عشق‌های زمینی؛ مثلاً در برنامه "دورهمی" از مخاطب‌مان سوال کردیم تو عاشق شدی...! و این همه ارزش و اصالت دینی را رها کردیم و تأکید داریم که رنگ بیرون به خودمان بگیریم. به همین‌خاطر می‌بینیم سلبریتی‌ها تحت عنوان برنامه، مجری و حتی به عنوان مهمان به تلویزیون می‌آیند و مبالغ هنگفتی هم رد و بدل می‌شود. برخی اعتقاد دارند که مدیران ما مذهبی نیستند، من هم اعتقاد دارم برخی از مدیران ما واقعاً مذهبی نیستند. برخی هم مذهبی هستند ولی از مذهبی‌ بودنشان خیری ندیده‌اند. تا بتوانند لذتی از دین‌داری‌شان را بچشانند. زیرا اسلام فقط یک اعتقاد نیست. چرا ما می‌رویم سراغ عشق برای اینکه یک ارتباطی با مستمع‌مان برقرار کنیم؟ برای اینکه بخواهیم بگوییم به مدرنیته رسانه‌ای رسیده‌ایم راه القای جاذبه و دادن روح به یک برنامه‌ای چرا بایستی از این طریق انجام شود؟ یادم نمی‌رود که سال ۸۵ مقام معظم رهبری در مشهد بحث مکارم الاخلاق را با یک تعبیر زیبایی عنوان کردند. فرمودند: «مکارم اخلاق به این نیست که سر کلاس اخلاق یک چیزهایی را کسب کنید و بعد این‌ها را تمرین کنید تا در وجودتان ایجاد شود. مکارم اخلاق به این است ملکات فضائل را در درونتان پرورش دهید.» مصداق بارز آن شهدا بودند که به این مکارم اخلاق دست پیدا کردند. واقعاً کسی در دوران دفاع‌مقدس به کسی ایثار و شجاعت یاد نمی‌داد. ایثار و شجاعت از درون انسان‌ها بروز و ظهور پیدا می‌کرد. این‌ها به واسطه پاکی و طهارت و درست پرورش یافتن و نزدیک خدا شدنشان به این فضائل رسیدند. در ادامه این تحلیل حضرت آقا فرمودند موتور محرکه جوان برای رسیدن به مکارم اخلاقی فقط یک کلمه است عشق به خدا. این گلایه را بارها عنوان کرده‌ام که از سال ۸۵ نه تنها رسانه‌ملی بلکه هیچ رسانه‌ و هیچ مجموعه ارزشی این موضوع را در دستور کار خودش قرار نداد که راه‌های رسیدن به عشق خدا را برای مردم تشریح کند. من معتقدم اگر کسی درگیر عشق خدا نبود ناگزیر از اینکه خودش را دچار عشق زمینی و مجازی بکند. سال‌هاست در تلویزیون و بقیه رسانه‌ها دنبال این گمشده می‌گردم. چراکه خودم در میان نوجوانان و جوانان دفاع‌مقدس دیده‌ام و حتی در کتاب خاطراتشان هم نوشته نشده که چقدر عاشق خدا بودند. ما اگر در رسانه به عشق خدا در عالی‌ترین جایگاه پرداختیم، عاطفه، احساس، روح و حیات در جامعه دمیده می‌شود. تمام انسان‌هایی که در جامعه هستند حتی آن‌هایی که گرفتار فضای امروز هستند به این موضوع احترام می‌گذارند. چرا ما فکر می‌کنیم برای این که حرف حق‌مان را جا بیندازیم حتماً باید رنگ بیرون بگیریم؟ چرا ما فکر می‌کنیم از اصالت‌های دینی و حقایق انسانی برخوردار نیستیم؟ چرا فکر می کنیم آنقدر ارزش‌هایمان، معتبر نیستند که بتوانیم براساس آن‌ مبانی، عملیات رسانه‌ای‌مان را انجام دهیم؟ به همین برنامه «سمت خدا» نگاه کنید آیا تا به حال به موضوع «عشق به خدا» پرداخته است؟ اگر ارزشی‌های ما سرمایه‌شان را به جامعه عرضه نکنند آن‌گاه موضوع «تو عاشق شدی...» در رسانه‌ملی مطرح می‌شود. این عبارت‌های کذایی بیرونی است. اما چون واژه "عاشق شدن" در ادبیات شعری ما عبارت زیبایی است، پس می‌گوییم این مشکلی ندارد و می‌توانیم بر روی آن مانور بدهیم. بعد با خنده‌های زیرکانه مجری و خنده‌های توأم با نوعی خشم و غضب کسی که باید جواب این سوال را بدهد، همراه می‌شود. چون بالاخره حیا و عفاف را باید کنار بگذارند. چون عشق یک امر درونی است. اگر یکی از این فیلم‌های دفاع‌مقدس ما براساس معرفی یک شهید و یا یک رزمنده‌ای با صراحت حقیقت زندگی‌اش را بیان کند، آنچه در حقیقت وصیت‌نامه‌هایشان نوشته شده به تصویر کشیده شود یک دریایی از آموزه به سمع و نظر مخاطب می‌رسد. مصداق بارز آن شهید رضا پناهی ۱۲ ساله که به مادرش می‌گفت: "مادر من عاشق شدم". مادرش گفت: "رضا در ۱۲ سالگی به تو زن نمی‌دهند". می‌خندد و می‌گوید: من عاشق خدا شدم و بی‌قرارم از عشق خدا و آتش این عشق خدا جز با شهادت فروکش نمی‌کند. مادر به عمق این حقیقت می‌رسد و دوست دارد فرزندش به قله موردنظرش برسد. این اتفاقات منفجر می‌کند عالم را! چرا نباید این سیر رسیدن به قله موفقیت وجودی انسان را در رسانه‌ملی نمایش ندهیم؟ چرا ما فکر می‌کنیم نوجوانان ما خیلی از مفاهیم را نمی‌فهمند و چرا برای آن‌ها برنامه‌های عالی نمی‌سازیم؟ نوجوانان را جدی بگیریم همچون حضرت آقا که در دیدار با دانش‌آموزان خطاب به آن‌ها می‌فرمایند: شما جوانید. چون جوانی ویژگی‌اش پیش‌رو بودن و سرعت عمل است و شما نشان دادید مثل جوان پیش رو هستید. وقتی به این ارزش‌ها نپردازیم، آن‌وقت برای ساختن برنامه جاذب سراغ ارزش‌های آمریکایی می‌رویم. همان حرفی را که آمریکایی‌ها در اتاق فکرهایشان به آن رسیده‌اند که از این به بعد ارزش‌های آمریکایی را در جهان سیطره بدهیم. یادم می‌آید در زمان جبهه می‌گفتیم این آوینی اگر راست می‌گوید چرا در جبهه نیست و نشسته در صداوسیما کار می‌کند. بعد دیدیم آوینی مأموریتش را به زیبایی انجام داد و پاداش کارهای منحصر به فرد او به شهادت ختم شد. آوینی صداوسیما امروز کیست به ما معرفی کنند. چرا الان بچه‌های مذهبی عموماً جذب خوانندگی اهل‌بیت شده‌اند، نمی‌گویم مداحی اهل‌بیت. چون بسیاری از نوحه‌های امروز رنگ و بوی خوانندگی دارد و شبیه به موسیقی‌های مرسوم است. در دهه ۶۰، رزمندگان جنگ و مردم شهر، نوای زیبای شهید آوینی را می‌شنیدند و هرکس را یاد ایثار، شهادت و معنای رزمندگی می‌انداخت. در هر دوره‌ای صداوسیما باید آوینی داشته باشد؛ اگر در دهه ۶۰ آوینی یک نفر بود الان باید در چندین حوزه صاحب یک آوینی باشیم. اما نه تنها آوینی تربیت نشد بلکه کارشناس‌های مذهبی‌مان هم دچار مشکل هستند. کارشناسی مذهبی در تلویزیون یک پدیده‌ای است. اگر می‌گوییم ذائقه مردم تغییر کرده من اعتقاد دارم که ما می‌توانیم این ذائقه را درست تغییر دهیم. نمونه بارز آن توجه مخاطب امروز به منبرهای تلویزیونی است. روزگاری تلویزیون اصلاً منبر پخش نمی‌کرد.این رویه از یک روز عاشورا در قم شروع شد. یک بار صداوسیما یک هیئتی را پوشش داد، چون سخنران جاذب بود در ادامه این رویه ادامه پیدا کرد. الان واقعاً مردم مشتاق منبرهای تلویزیونی شده‌اند. تسنیم ]]> فرهنگ Sat, 19 Jan 2019 10:22:49 GMT http://siasatrooz.ir/vdcfjedyxw6dxva.igiw.html