سیاست روز - پربيننده ترين عناوين فرهنگ :: rss_full_edition http://siasatrooz.ir/fa/culture Sun, 25 Jun 2017 01:58:32 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://siasatrooz.ir/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط سیاست روز http://siasatrooz.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام سیاست روز آزاد است. Sun, 25 Jun 2017 01:58:32 GMT فرهنگ 60 «گشت ۲»؛ مرغی که انجیر میخوره... http://siasatrooz.ir/vdcce0qo.2bq4e8laa2.html نویسنده: مهدی محمدنژادیان، سعید سهیلی کارگردان: سعید سهیلی بازیگران: حمید فرخ‌نژاد، پولاد کیمیایی، ساعد سهیلی، بهاره افشاری، ترلان پروانه، سارا سهیلی، ساناز طاری، امید روحانی، اسدالله یکتا، صفر کشکولی، مهدی ماهانی «مرغی که انجیر میخوره نوکش کجه» این جمله را حاج عباس گشت ۲ (حمید فرخ‌نژاد) در طول فیلم بارها و بارها تکرار می‌کند. ظاهرا کارگردان بدون اینکه خودش هم بداند با تاکید بر این جمله می‌خواهد محتوای فیلم و کار خود را معنی کند. «مرغی که انجیر میخوره نوکش کجه» حکایت همین فیلم گشت ۲ است. فیلمی که جز یک ‌ربع ابتدایی دیگر چیز خاصی ندارد. کارگردان درست مثل «چهارچنگولی» و «گشت ارشاد» فیلمی ساخته که در آن با خطوط قرمز ور برود، چند تا شوخی کمر به پایین توی آن بچپاند، عشق‌های دوزاری یک نگاه را باز غالب کند، شعارهای گل‌درشت سیاسی بدهد و مثلا چند پیام اخلاقی و قبر شهید هم نشان بدهد تا خطر ممیزی‌ها را هم کم کند. «گشت۲» نمونه به مراتب فاجعه‌تری نسبت به «گشت ارشاد» است. کارگردان با دم مسیحایی خود آن جوانک کشته شده در سری قبل (پولاد کیمیایی) را زنده می‌کند، آن دوتای دیگر را هم با حکم بالادستی خود با آن همه سابقه جنایت و خیانت و سرقت و ضدامنیتی بعد از پنج - شش سال از زندان آزاد می‌کند تا باز هم به سراغ دزدی‌ها و فردین‌بازی‌های قبل بروند. فیلم باز هم با همان المان‌های تکراری قبلی فقط ساخته شده که بفروشد. حالا این وسط هیئت داوران هم لطف می‌کنند و با همان چشم‌بند موشه‌دایانی این فیلم فاجعه را در سه بخش کاندیدا می‌کنند که دیگر جای شکر دارد! «اشنوگل»؛ قصه خوب، روایت بد نویسنده: مهدی محمدی، ابراهیم اصغری کارگردان: علی سلیمانی، هادی حاجتمند بازیگران: برزو ارجمند، ماه‌چهره خلیلی، کاوه سماک‌باشی، رحیم نوروزی، ماشاءاله شاهمرادی‌زاده، آزیتا ترکاشوند یونس به عنوان فرمانده گردان غواصان سه شب قبل از عملیات در حالی که در صدد حفر تونلی در منطقه عملیاتی بوده، مفقودالاثر شده است. حالا پس از سی سال اطلاعاتی به دست می‌آید که نشان می‌دهد احتمالا یونس زنده است و در آن زمان به واسطه منافقین قرارگاه اشرف با دشمن همکاری کرده... داستان با همین توصیف چندخطی‌اش می‌تواند جذاب باشد. چیزی شبیه به «نفوذی» و «بیداری رویاها»، که دوگانه رشادت و خیانت را به رخ می‌کشد. اینکه مخاطب را به جایی برساند که شک کند که «یونس» به عنوان فرمانده جنگ «شهید» شده یا «کشته» شده است. اما تجربه مشترک علی سلیمانی و هادی حاجتمند آن چیزی نشده که باید می‌شده است. فیلم علی‌رغم آنکه چندان طولانی نیست، ولی باز هم قابل کوتاه شدن است. ریتم کند داستان بیشتر از آنکه به فضای تعلیق فیلم کمک کند، مخاطب را کسل می‌کند. البته فرار فیلمسازان از فضای شهری امروز و پناه بردن به قطارهای از خط خارج شده اوراقی برای روایت داستان و فلاش‌بک‌ها کار هوشمندانه‌ای است، اما در فضاسازی جبهه و حال و هوای آن جغرافیا و تاریخ چندان موفق نبوده‌اند. در برخی سکانس‌ها استفاده از دیالوگ‌های تکراری فیلم‌های دهه شصت و هفتاد یا المان یک رزمنده اقلیت مذهبی که قبلا پرداخته شده چندان به داستان کمک نمی‌کند. شاید تنها سکانس تاثیرگذار فیلم جایی باشد که زنده‌به گور کردن بچه‌های غواص را به تصویر می‌کشد و با توجه با اینکه زمان زیادی از تشییع شهدای کربلای ۴ غواص نمی‌گذرد، می‌تواند دل مخاطب را بلرزاند و آنچه بر سر بچه‌های قهرمان ایران آمده را به بیننده نشان بدهد. ]]> مهدي رجبي فرهنگ Tue, 07 Feb 2017 20:51:23 GMT http://siasatrooz.ir/vdcce0qo.2bq4e8laa2.html روز قدس روز فریاد مظلوم علیه ظالم در سراسر عالم است http://siasatrooz.ir/vdccsmqo.2bqom8laa2.html انجمن سینمای انقلاب و دفاع‌مقدس طی صدور اطلاعیه‌ای از اهالی سینما، به ویژه سینماگران حوزه دفاع‌مقدس جهت حضور پرشور و حماسی در راهپیمایی روز جهانی قدس و حمایت و همدردی دیگربار با مردم مظلوم فلسطین و جهان اسلام دعوت به عمل آورد. در بخشی از این اطلاعیه آمده است؛ یوم‌الله روز قدس، میراث گرانقدر بنیانگذار فقید انقلاب اسلامی(ره) و روز تجلی وحدت مسلمین در برابر رژیم غاصب و منحوس صهیونیستی است. روزی که به مظهر مبارزه با ظلم و تجدید عهد مسلمانان آزادیخواه برای رهایی قدس شریف و یاری مردم ستمدیده جهان مبدل شده است. روز قدس روز فریاد بر سر نابخردانی است که با چشمانی بسته، انبوه خون‌های ریخته شده و فوران آتش فروباریده بر سر زنان و کودکان را نمی‌بینند. متحجرینی که آرمان‌های رهایی‌بخش بشر را وسیله سرکوب بشریت قرار داده‌اند. روز قدس روز فریاد مظلوم علیه ظالم در سراسر عالم و روز شکوفایی گل‌واژه عدل الهی در حنجره آزادگان جهان است. روزی که مردم مسلمان و همیشه در صحنه ایران اسلامی، ضمن تجدید میثاق با آرمان‌های قدسی امام خمینی(ره) در مقابل زرسالارانی که بشریت را به بردگی گرفته‌اند و همه طاغوت‌ها در همه زمان‌ها به قیام بر می‌خیزند. در این اطلاعیه تاکید شده است؛ اینک که دست پلید و چهره منحوس تروریسم و اربابان مرتجع ایشان بیش از هر زمان دیگری عیان شده است، راسخ‌تر از همیشه به صحنه خواهیم آمد. تحرکات اخیر تروریستی در تهران و کشورهای اسلامی منطقه که بی‌شک ردپای اندیشه منفور صهیونیست در آن هویداست، راهپیمایی روز قدس امسال را از اهمیتی دوچندان برخوردار کرده است. بر این اساس حضور گسترده آحاد مردم در راهپیمایی امسال، عزم، اتحاد و انسجام مسلمین را در مقابله با جنایات ددمنشانه ظالمان علیه مظلومان به ویژه نابودی رژیم جعلی اسرائیل و آزادی قدس شریف به نمایش خواهد گذارد. انجمن سینمای انقلاب و دفاع‌مقدس، ضمن تجدید میثاق با آرمان‌های جهانشمول امام راحل و نایب برحق ایشان، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای(مدظله العالی)، از اهالی شریف و محترم سینمای ایران و در راس آنها سینماگران حوزه انقلاب و دفاع‌مقدس جهت حضور گسترده و پرشکوه در این روز حماسی دعوت به عمل می‌آورد. ]]> فرهنگ Wed, 21 Jun 2017 21:54:39 GMT http://siasatrooz.ir/vdccsmqo.2bqom8laa2.html شاعران از غربت و مظلومیت مردم فلسطین گفتند http://siasatrooz.ir/vdcdx50n.yt0n56a22y.html سی و چهارمین نشست «کبوتران مسجد دوردست» در استقبال از روز جهانی قدس، از سوی دفتر ادبیات بیداری حوزه هنری و با همکاری جمعیت دفاع از ملت فلسطین برگزار شد. تازه‌ترین نشست «کبوتران مسجد دوردست» تحت عنوان «قدس ما را آزاد خواهد کرد» با اجرا و مدیریت ناصر ضرابی دبیر دفتر ادبیات بیداری اسلامی حوزه هنری برگزار شد و طی آن شاعرانی از کشورهای ایران، فلسطین، بحرین، یمن، پاکستان و افغانستان به شعرخوانی پرداختند. بین بدنه فرهنگی دو ملت ایران و فلسطین باید پیوند ایجاد کرد محمدجواد آسمان شاعر در این نشست با بیان اینکه برای کشورهای مظلومی مانند فلسطین، از دست شاعران کاری جز شعر سرودن بر نمی‌آید؛ اظهار کرد: بخشی از این شعرها از خود شاعر می‌جوشد و انقلابی است که در دل شاعر شکل می‌گیرد. وی ادامه داد: مبارزه فرهنگی مبارزه تاثیرگذاری است؛ اما این مبارزه با تاخیر به نتیجه می‌رسد. پیشینه مبارزه فرهنگی و سرایش شعر برای فلسطین به پیش از انقلاب باز می‌گردد و در این ۴۰ و ۵۰ سال اخیر، شاعران ایران بی‌تفاوت نبوده‌اند. اما حلقه‌های مفقوده‌ای هست که باید تکمیل شود. رهبر معظم انقلاب اسلامی به بخشی از این حلقه مفقوده اشاره کردند که همان رساندن صدای شاعران به گوش برادران فلسطینی و دنیای اسلام است. آسمان افزود: از روابط بین دولت‌ها آبی گرم نمی‌شود و ایجاد پیوند بین بدنه فرهنگی دو ملت می‌تواند موثر باشد. شاعران سوریه چندی پیش به ایران آمدند و دیدیم که از اتفاقاتی که در حوزه ادبیات مقاومت در کشورمان رخ می‌دهد اطلاعی نداشتند. باید به نحوی ارتباط بین ادیبان ایران و کشورهای مظلوم جهان همچون فلسطین و سوریه شکل بگیرد. امروز همه جای دنیا فلسطین شده است احمد شهریار شاعر پاکستانی حاضر در این نشست نیز با بیان اینکه امروز همه جای دنیا فلسطین شده است، عنوان کرد: پاکستان، کشمیر، افغانستان، عراق، سوریه و بسیاری کشورهای دیگر، امروز همچون فلسطین درگیر جنگ و دفاع از کشورشان هستند و ما هم کاری از دستمان بر نمی‌آید جز اینکه صدای مظلومان را به گوش جهانیان برسانیم. وی تصریح کرد: مسبب تمام ظلم‌هایی که امروز در جهان بر مردم روا داشته می‌شود را در نهایت صهیونیسم می‌دانیم. وی شعری به زبان اردو و شعر دیگری به زبان فارسی برای مردم مظلوم فلسطین خواند. آزادی را باید از ذهن و زمان خود شروع کنیم ابوالقاسم حسینجانی نیز در سخنانی با تاکید بر اینکه زندگی به معنای حرکت است، اظهار کرد: کسی که حرکتی نمی‌کند نمی‌تواند خودش را نجات دهد و پیامی برای دیگران داشته باشد. معجزه ما مسلمانان کلمه و قرآن است که بتوانیم بگوییم، بخوانیم و بیندیشیم. وی همچنین گفت: باید از خود بپرسیم اشغال فلسطین از کجا شروع می‌شود؟ اشغال از زمین و یا از زمان شروع می‌شود؟ تمام کسانی که مسئول نیستند، اما جای مسئولیت‌ها را اشغال کرده‌اند، اشغال‌گران زمانند. این‌ها اشغال گران زمین‌اند. آزادی را باید از ذهن و زمان خود شروع کنیم. بسیاری هستند که تفکرات آزادی بخش شان جایی برای مخابره و ارائه ندارد و باید تاریخ را آزاد کنیم تا دیگر ملت‌هایی همچون فلسطین در بند نباشند. فلسطین تداعی‌گر غربت انسان در کره‌ خاکی است همچنین علی داوودی مدیر دفتر شعر حوزه هنری با بیان اینکه همیشه فلسطین به عنوان نماد چندگانه‌ای برای ما شاعران جذابیت ویژه‌ای داشته است، اظهار کرد: فلسطین در مرحله اول به عنوان تداعی گر غربت انسان در کره‌ خاکی است. این نگاه به فلسطین باعث شده احساس نزدیکی با مردم فلسطین داشته باشیم. وی خاطرنشان کرد: شعر ترسیم گر جامعه آرمانی است و گاهی این جامعه آرمانی در گذشته وجود داشته و گاهی هم در آینده ترسیم می‌شود و فلسطین هر دو ویژگی را دارا است. فلسطین همچنین به عنوان محور وحدت در ادیان مختلف بوده است و در شعر متجلی شده است. داوودی اظهار داشت: شعر فلسطین در سابقه ادبیات کهن کشورمان وجود نداشته است و هر چه در این عرصه رخ داده، حاصل ۵۰ سال اخیر است و پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز موضوع فلسطین بیش از پیش در شعر نمود داشته است. وی در پایان سخنانش، از آماده چاپ بودن مجموعه شعر تازه اش با موضوع فلسطین خبر داد و شعری از این مجموعه برای حضار خواند. زودتر از تاریخی که رهبر فرمودند شاهد محو اسرائیل خواهیم بود در ادامه علیرضا قزوه شاعر و مدیر مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری با بیان اینکه موضوع فلسطین بسیار مهم است، عنوان کرد: امسال با توجه به وضعیت منطقه موضوع روز قدس مهم‌تر شده است. انشاالله در سال‌های آینده خبرهای خوبی از فلسطین می‌شنویم. باورم این است که زودتر از آن تاریخی که رهبر معظم انقلاب اسلامی اعلام کردند، شاهد محو اسرائیل خواهیم بود. وی با اشاره به حوادث تروریستی اخیر در کشورمان، عنوان کرد: موشک‌هایی که برادرانمان در سپاه به سمت داعش روانه کردند، نشان داد که اگر تفکر افرادی همچون شهید طهرانی مقدم‌ها نبود، شاید امروز دستمان خالی می‌بود. دنیای امروز، دنیای زور است و در چنین دنیایی، ما با تفکر و قدرت پاسخ دشمن را دادیم. وی در ادامه از مجموعه شعر عشق علیه‌السلام چند شعر کوتاه با موضوع فلسطین خواند. حجت الاسلام سید عبدالله حسینی نیز از دیگر شاعرانی بود که در این نشست به شعرخوانی پرداخت. سیدسکندر حسینی شاعر افغان و احمد جنید شاعر کشور یمن نیز به شعرخوانی با موضوع مقاومت و قدس پرداختند. مجتبی رحماندوست مدیر دفتر ادبیات بیداری اسلامی حوزه هنری نیز در پایان این نشست، متنی را خطاب به ادبا و شعرایی که در حوزه فلسطین و دفاع از مظلوم فعالیت می‌کنند، خواند. گفتنی است؛ دکتر زهرا مصطفوی، فرزند گرامی امام راحل از میهمانان شب شعر فلسطین بود که به دلیل کسالت موفق به حضور در این برنامه نشد. ]]> فرهنگ Wed, 21 Jun 2017 21:54:39 GMT http://siasatrooz.ir/vdcdx50n.yt0n56a22y.html باید به جای موازی‌کاری به هم‌افزایی برسیم http://siasatrooz.ir/vdcjyaeh.uqehizsffu.html مدیر جدید مرکز هنرهای تجسمی حوزه هنری با اشاره به پیگیری اهداف عملیاتی، بیان کرد: شناسایی و تهیه بانک اطلاعاتی هنرمندان کشور در دستور کار است. سیدمسعود شجاعی‌طباطبایی به مهر گفت: بگذارید در ابتدا از آقای گودرزی دیباج که در این مدت در حوزه هنری بسیار زحمت کشیدند تشکر کنم. رفتن ایشان همراه با بازنشسته شدن شان بود و صحبت‌های مهربانه‌ای با یکدیگر داشتیم که بتوانیم از این پس هم از تجربیات ارزشمندشان استفاده کنیم. وی درباره این موضوع که در دوره مدیریت جدید شاهد چه تحولاتی در بخش تجسمی حوزه هنری خواهیم بود بیان کرد: به گمانم یک سری اتفاق‌ها باید در حوزه هنری به دلیل پتانسیل بالایی که دارد بیفتد. حوزه هنری در ۳۲ مرکز استان و در واقع در کل ایران شعبه دارد و این در واقع ظرفیت بالای حوزه هنری را در حوزه تجسمی نشان می‌دهد. برای همین در نظرم هست در وهله اول با توجه به این توانایی هنرمندان همه شاخه‌های هنری در همه استان‌ها شناسایی شوند و یک بانک اطلاعاتی جامع و دقیقی در این زمینه داشته باشیم. طباطبایی ادامه داد: بحث بعدی این است که تمرکز کنیم روی اتفاقات موازی که در حوزه هنرهای تجسمی کشور رخ می‌دهد و در نهایت باعث می‌شود اثرات یکدیگر را خنثی کنند یا آن اثر جریان‌ساز و قوی را نداشته باشد. بنا داریم این موضوع را به این شکل پیگیری کنیم که بتوانیم از جریان‌های همسو و ظرفیت‌های آن استفاده کنیم و در زمینه‌های مشخص به یک هم افزایی برسیم. در واقع همکاری و تعامل با ارگان‌ها و نهادهایی با وظایف موازی می‌تواند یک هم افزایی را ایجاد کند و جای موازی‌کاری را بگیرد. هدف ما هم‌افزایی با دیگر ارگان‌ها در ایجاد حرکت‌های فرهنگی است چهره سال هنر انقلاب اسلامی گفت: در حال حاضر در انجمن هنرهای تجسمی انقلاب و دفاع‌مقدس و بنیاد روایت فتح این اتفاق افتاده است که مسعود نجابتی مشغول به کار شده است که فرد بسیار توانمندی است و ما می‌توانیم با این انجمن همکاری‌های خوبی داشته باشیم و یا با موسساتی مانند موسسه اوج که زمینه‌های کاری مشترکی داریم. طباطبایی با بیان اینکه در همین چند روز برخی از شهرستان‌های محروم خواهان نگاه جدی‌تر حوزه هنری به این مناطق شدند بیان کرد: باید مشکلاتی اگر در مراکز استان هست مرتفع کنیم. با هدف‌گذاری مشخص همه مراکز استانی را در یک سطح فعال نگه داریم در این راه باید از فضای مجازی هم نهایت استفاده را ببریم. در حال حاضر سایت حوزه خوب عمل می‌کند اما باید بهتر از این فعال شود و حتی بانک اطلاعاتی هنرمندان را در آن قرار دهیم تا برای‌شان ایجاد انگیزه شود، خصوصا در شاخه‌هایی از هنرهای تجسمی که در این سال‌ها کمتر فعالیت شده است باید اهتمام بیشتری به خرج بدهیم. ضمن اینکه می‌توانیم با کمک نهادهای دیگر بولتن‌های هفتگی تهیه کنیم تا به دست هنرمندان شهرستان‌ها خصوصا شهرستان‌های محروم تر برسد. وی ادامه داد: وقتی یک هنرمندی از جهرم در یک مسابقه بین‌المللی حضور پیدا می‌کند و کارش یک سر و صدای بین‌المللی به پا می‌کند قطعا خوشحال می‌شود چنین بولتن‌هایی به دستش برسد و این کار یعنی ایجاد انگیزه برای هنرمندان. طباطبایی همچنین با اشاره به اینکه برپایی ورک شاپ استادان در شهرهای کشور می‌تواند به بالا بردن توانمندی هنرمندان شهرستان کمک شایانی بکند بر توجه دوره جدید مدریت مرکز تجسمی حوزه هنری بر این امر تاکید کرد. وی با اشاره به اینکه از سال ۱۳۶۰ به عنوان هنرجو با حوزه هنری در ارتباط بوده و از سال ۶۷ به شکل حرفه‌ای با این مرکز مرتبط شده است درباره گنجینه حوزه هنری که در این سال‌ها کمتر دیده شده است و تمهیدات مدیریت جدید برای بهتر دیده شدن این آثار اظهار کرد: واقعا این گنجینه بسیار ارزشمند است و حتی در آن نسخ خطی وجود دارد که بسیار کم دیده شده و قطعا مشتاقان زیادی دارد. برای نمایش این آثار باید راهکاری دائمی اندیشیده شود. به دنبال اهداف عملیاتی هستیم نه ایده آلیستی مدیر جدید مرکز تجسمی حوزه هنری با بیان اینکه نکات مدیریتی که در نظر دارد ایده‌آلیستی نیست بلکه به شکل عملیاتی به آن نگاه می‌کند گفت: حوزه فضای نمایشگاهی کافی در اختیار ندارد. حتی در برخی شهرها مثل مشهد، همدان و یا شیراز فضاهای نمایشگاهی حوزه هنری بسیار بهتر از تهران است اما در تهران فضاهای نمایشگاهی خوبی خارج از حوزه هنری مثل مرکز صبا و موزه هنرهای معاصر تهران وجود دارد که به طور مثال مرکز صبا برای برپایی نمایشگاه‌های بزرگ هزینه‌های بسیار سنگینی طلب می‌کند برای همین مثلا ما حتی دوسالانه کاریکاتور را هم نمی‌توانیم در این مرکز برپا کنیم. به گمانم برای اینکه بتوان از این فضاها ارگان‌ها و نهادها و حرکت‌های فرهنگی بزرگ بتوانند بهره‌مند شوند باید یک اتفاق فرهنگی رخ بدهد تا نگاه مادی از روی سر آنها برداشته شود. وی ادامه داد: در این فاصله تلاش داریم از فضاهای موجود در حوزه هنری که مورد غفلت واقع شده است اما می‌توان از آن به عنوان یک ظرفیت نمایشگاهی سود برد بهره ببریم، فضاهایی مانند سالن اندیشه حوزه هنری و سوره مهر از این جمله است. این فضاها در کنار دو نگارخانه ابوالفضل عالی و خانه عکاسان می‌تواند فضای نمایشگاهی را در حوزه هنری گسترش دهد و انشاالله بتوانیم از ظرفیت‌های دیگری در خود حوزه در این راستان بهره ببریم. وی همچنین یکی دیگر از هدف‌گذاری‌های دوره جدید مدیریت تجسمی حوزه هنری را برپایی همزمان نمایشگاه‌های تهران در مراکز استان عنوان کرد و بیان کرد: هر نمایشگاهی امکان برپایی همزمان در دیگر استان‌ها را دارد مگر نمایشگاه نقاشی که باید حتما اصل اثر به نمایش در بیاید که می‌توان این نمایشگاه‌ها را نیز با فاصله در دیگر مراکز استانی برگزار کرد. طباطبایی همچنین گفت: ما به فکر همکاری با انتشارات حوزه هنری هم هستیم. این انتشارات بسیار فعال است اما متاسفانه در حوزه تجسمی فعالیت گسترده‌ای ندارد که در تلاش خواهیم بود تا با چاپ کتبی دو زبانه به معرفی هنر و هنرمندان ایرانی بپردازیم. در دهه اول انقلاب اسلامی که دوره پر فروغی در حوزه هنری و هنر انقلاب و دفاع‌مقدس بود با همت ابوالفضل عالی کتاب‌های فاخری چاپ شد ولی متاسفانه بعد از آن شاهد اتفاق ویژه‌ای نبودیم. ما تصمیم داریم قدم به قدم این حرکت‌ها را پیش ببریم. حتی می‌توانیم این کتاب‌ها را با حمایت آقای مختارپور که فردی دلسوز و اندیشمند است در اختیار نهاد کتابخانه‌های عمومی که ۳۲۰۰ کتابخانه در سراسر کشور دارد قرار دهیم و اینگونه هنر ایران در کل کشور بهتر معرفی می‌شود. این کاریکاتوریست در پاسخ به این پرسش که آیا با قبول مسئولیت جدید شاهد فعالیت کمتر وی در حوزه کاریکاتور خواهیم بود یا نه گفت: من در حوزه کاریکاتور همچنان حضور دارم و این حوزه برایم بسیار جدی است. حتی به آقای عبدالحسینی در سازمان فرهنگی و هنری گفتم که با توجه به اینکه خانه کاریکاتور بعد از ۱۹ سال به جایگاه ویژه‌ای در جهان رسیده است و همه این خانه و سایت ایران کاریکاتور را می‌شناسند و از طرفی در این سمت بنده به شکل ساعتی کار می‌کنم و بیمه هم نیستم، بتوانم بخشی از وقتم را همچنان در این مرکز بگذارم و علاقه جدی‌ام که کاریکاتور است را حفظ کنم. وی همچنین در پاسخ به این پرسش که برای جذب هنرمندان بیشتر به حوزه هنری چه تمهیدی اندیشیده است نیز بیان کرد: ما حرکت‌های بشر دوستانه و ملی بسیاری داریم که می‌توانیم در کنار فعالیت‌هایی که در حوزه هنری برایمان مشخص شده است آنها را دنبال کنیم. مثلا در همین بحث اخیر موشکی که بسیار غرورآفرین بود اگر حرکتی هنری راه بیندازیم قطعا همه هنرمندان خوب کشور مشارکت خواهند داشت. ما باید روی مباحثی که اشتراکات ماست تمرکز بیشتری داشته باشیم. ضمن اینکه در حرکت‌هایی مانند آنچه در نمایشگاه پوستر اسماء‌الحسنی رخ داد و نمایشگاه‌های مشابه می‌توانیم مشارکت جدی داشته باشیم و هنرمندان را شناسایی کنیم و عرفی کنیم به چنین رویدادهایی. ]]> فرهنگ Tue, 20 Jun 2017 20:22:55 GMT http://siasatrooz.ir/vdcjyaeh.uqehizsffu.html روایتی با ظاهر ساده و باطنی پیچیده! http://siasatrooz.ir/vdca60no.49nom15kk4.html برادرم خسرو از آن فیلم‌های به ظاهر ساده اما جذابی است که می‌تواند به مرتبه‌ای بالاتر از اندازه کوچکش برسد. ظاهرش کوچک است. پیچیدگی خاصی ندارد. همه تمرکزش را روی درست از کار درآوردن شخصیت خسرو می‌گذارد. اینکه حالات و رفتارهای خسرو درست همان چیزی باشد که باید. یک بیمار دو قطبی کامل و شوریده که لحظات شیدایی‌ و افسردگی‌اش به درستی تصویر شده است. حالاتش درست شبیه‌سازی شده و واکنش‌هایش به اتفاقات اطرافش دقیقا شبیه بیماران دو قطبی است. اما فیلم‌ساز پا را از این هم فراتر می‌گذارد و با نشان دادن دغدغه‌های خسرو او را بدل به یک انسان زخم‌خورده می‌کند، یک شورشی تمام عیار. یک عاصی تنها که نمی‌داند کجا به ساحل آرامش برسد. اتفاقاً خسرو از همه اطرافیانش با استعدادتر است. از برادر دیکتاتور و مقرراتی‌اش. از زن برادر ساده و ترسویش. از خواهر مسن و فداکارش. نوازنده درجه یکی است. عکاس کم‌نظیری است. می‌تواند آدم‌ها را خوشحال کند. بهترین رفیق برادرزاده نوجوانش است. پول‌هایش را همه کادو می‌خرد برای خانواده برادرش. آزار چندانی هم ندارد. درست مثل کودکی است که در حصار تنگ قوانین و خواست بزرگترها گیر اُفتاده. اما تفاوتش با برادر و خواهرش در این است که زندگی‌اش را آنطور که می‌خواسته ساخته است. با جنونش کنار آمده. این اطرافیان او بودند که نگذاشتند خسرو خودش باشد. بیماری خسرو واکنش به چنین موضوعی است. یک‌جور تلاش برای رهایی از عادات و توقعات خط‌کشی شده جهان اطراف. برای همین هم هست که به این جنون اُفتاده است. او شبیه جهان و نظم اطرافش نبوده و به همین خاطر هم نظم ساختگی و مصنوعی جهان اطرافش او را خُرد کرده است. نظمی که مهم‌ترین تجلی آن ناصر برادر خسرو است. دندان‌پزشکی موفق، آداب‌دان و محافظه‌کار. مردی که ظاهری موجه دارد. زندگی نسبتاً مرفهی برای خودش و خانواده‌اش ساخته و توانسته روکشی دل‌پذیر روی درونش بکشد. جذاب‌ترین چالش فیلم هم در تقابل خسرو و ناصر است که شکل می‌گیرد. خسرو زمانی که به خانه ناصر وارد می‌شود حالش خوب است. مشکلی ندارد. بیماری‌اش کنترل شده و بر رفتارش مسلط است. این ناصر است که مدام حال او را بدتر می‌کند. او را آزار می‌دهد و به روح و روانش چنگ می‌اندازد. خسرو را تا آستانه مرگ پیش می‌برد. این‌جاست که چالش اصلی و جذاب فیلم شکل می‌گیرد. بیمار واقعی کیست؟ ناصر یا خسرو. به نظر می‌رسد هر دو این برادران بیمار هستند. منتها تفاوت در این است که بیماری خسرو نمودی بیرونی دارد و بیماری ناصر پشت آن روکش به ظاهر جذاب پنهان شده. اتفاقاَ بیماری ناصر ده‌ها برابر از بیماری خسرو خطرناک‌تر است. میل ناصر برای آزار رساندن به اطرافیانش پشت کلی دلیل و منطق به ظاهر عقلی پنهان شده است. حرف‌ها و رفتار ناصر ظاهراً منطقی است. حتی پیشنهاد بی‌رحمانه‌اش برای بستری خسرو در بیمارستان. اما پشت این ظاهر مقبول و دلایل منطقی هیولایی خوابیده که با رفتار بیمارگونه‌اش به دیگران ضربه می‌زند. وقتی به گذشته خسرو اشاره می‌شود ناصر و پدرشان نقش پررنگی در بیماری خسرو دارند. آن‌ها بودند که دعوت‌نامه دانشگاه عکاسی را از چشم خسرو پنهان کرده‌اند. آن‌ها بودند که عشق و علاقه خسرو را سرکوب کرده‌اند. آن‌ها بودند که خسرو را به وضع امروزش دچار کرده‌اند. این میل به تحقیر مدام دیگران با خونسردی تمام و آن میل به تسلط بر دیگران از سوی ناصر او را بدل به هیولایی بی‌عاطفه می‌کند. انقدر بی‌عاطفه که با خونسردی قرص‌های خواب خودش را به خورد خسرو بدهد و دست و پای او را به تخت ببندد تا بمیرد. دیکتاتوری که حاضر است با خونسردی تمام زنش را خانه‌نشین کند. مردی که به راحتی به زنش اتهام داشتن عدم تعادل روانی می‌زند تا از او موجودی دست‌آموز بسازد. ناصر یکی از وحشی‌ترین شخصیت‌های چند سال اخیر سینمای ایران است. منتها توحشش پشت آن ظاهر مدرن و معقول پنهان شده. به خاطر همین هم هست که انقدر ترسناک است. نمی‌دانید دارد نیش می‌زند. اما درست جایی که باید با بی‌رحمی تمام نیش زهرآگینش را به تن اطرافیانش فرو می‌کند. «برادرم خسرو» شاید ظاهری قابل پیش‌بینی داشته باشد. شاید فقط یک خط سیر امتحان پس‌داده را طی کند. اما تمام هنر فیلم‌ساز در این بوده که موقعیت‌ها و فراز و فرودهای دراماتیک را چنان در دل این خط سیر آشنا قرار دهد که تازه به نظر برسد. موقعیت‌هایی به شدت بامزه و جذاب که می‌تواند تماشاگر را بخنداند اما در عین حال غم‌انگیز هم باشد. موقعیت‌هایی که آن تنهایی و تک‌اُفتادگی خسرو را به خوبی نشان ‌دهد. برادرم خسرو با آن موقعیت‌های بکرش و سادگی ساختش فیلم راحتی به نظر می‌رسد. اما واقعیت چیز دیگری است. برادرم خسرو فیلم به شدت پیچیده و سختی است. این درست که در نمایش برخی موقعیت‌ها زیاده‌روی می‌کند و زمان زیادی را با توضیح واضحات درباره بیماری خسرو تلف می‌کند تا به نقاط اوج بعدی برسد، اما در شکل فعلی هم یکی از دقیق‌ترین و خوش‌ساخت‌ترین فیلم‌های اکران امسال است. مثل یک فیلم کوچک و مستقل است که حرفه‌ای ساخته شده. بازی‌های درجه یک و کارگردانی پخته‌ای دارد. بازی‌هایی که اگر ذره‌ای دچار بزرگ‌نمایی می‌شدند کل فیلم از دست می‌رفت. «برادرم خسرو» بهترین بازی شهاب حسینی در سال‌های اخیر است. حسینی برای نشان دادن احوالات خسرو از جان مایه گذاشته و نتیجه خوبی هم گرفته است. اما بدون شک گل سرسبد بازی‌های فیلم متعلق به ناصر هاشمی است که با خونسردی تمام یکی از پیچیده‌ترین و ترسناک‌ترین شخصیت‌های سال‌های اخیر را بازی کرده است. جوری که اصلاً به نظر نرسد هیولایی ترسناک است. برادرم خسرو نام بیگلری را در کنار فیلم اولی‌های درخشان این سال‌های سینمای ایران قرار می‌دهد. بیگلری نشان می‌دهد که چگونه می‌شود با روایتی آشنا از داستانی ساده بیننده را به فکر وا داشت. با برادرم خسرو می‌توان منتظر آثار بعدی بیگلری ماند. آثاری که می‌تواند نام او را بیش از پیش سر زبان‌ها بیندازد و او را بدل به فیلم‌سازی بزرگ کند.مازیار وکیلی - فردا ]]> فرهنگ Tue, 20 Jun 2017 20:22:55 GMT http://siasatrooz.ir/vdca60no.49nom15kk4.html بفرمایید ابتذال، توهین و... http://siasatrooz.ir/vdchiqnw.23nwzdftt2.html مردان سیاست و اهل تدبیر اگر چه واقفند که ایجاد فضای«گشاد فرهنگی و اجتماعی»آن هم در ماه عسل کارزار سیاسی و گذار انتخاباتی موضوعی مقطعی و قابل درک است ولی اقدام‌های شتابزده و عجولانه مردان اجرایی سازمان سینمایی ارشاد که مصداق «به جای کلاه سر آوردن» است به نظر می‌رسد برای خوش‌خدمتی پا را گلیم فراتر نهاده‌ و دست به تابوشکنی‌های زده‌اند که به طور قطع، عواقب و پی آیندهای آن بیش و پیش از همه دامن وزارت فخیمه ارشاد را می‌گیرد و به تداوم پاشنه آشیل دولت تبدیل می‌شود. مضافا، اینکه احساس می‌شود کمترین درایت، هوشمندی و سیاست‌ورزی در اقدامات صورت گرفته دیده نمی‌شود. درست است که می‌گویند حافظه تاریخی ما ضعیف است ولی جناب وزیر، این ضعف حافظه تا بدان جا نیست که یادمان رفته باشد وزیر سلف جنابعالی درخصوص برخی فیلم‌های سینمایی از جمله: فیلم «پنجاه کیلو آلبالو» نزد مراجع و علمای اسلامی اظهار ندامت کرده و به صراحت عنوان داشته است که: ‌فیلم «پنجاه کیلو آلبالو» نباید مجوز اکران می‌گرفته و از دست شورای صدور پروانه نمایش دررفته و به ‌اشتباه مجوز اکران دریافت کرده است. تا جایی که به دستور وزیر وقت فیلم از پرده‌ها پایین کشیده شده و حاشیه‌های زیادی را به همراه داشته است. همچنین، در کنار این فیلم چندین فیلم توقیفی دیگر هم قرار داشته که اغلب آن‌ها از جمله همین فیلم موهن «مادر قلب اتمی» رنگ پرده سینما را هیچ‌گاه ندیده بودند. پخش نسخه ویدیویی فیلم سخیف و مخرب «پنجاه کیلو آلبالو» و اکران «مادر قلب اتمی» در سینماها و زمزمه‌های رفع توقیف فیلم‌هایی دیگر از این طیف بدون پروسه کارشناسی جای بسی نگرانی دارد. آن هم، اجرای ناگهانی سیاست درهای باز، دادن چراغ سبز به فیلم‌های توقیفی و میدان دادن برای جولان و تاخت و تاز این دست از آثار در شرایطی که رهبری معظم انقلاب بیش از هر زمانی منتقد وضعیت نابسامان فرهنگی کشور علی‌الخصوص، «سینما» هستند بسیار جای تأمل و مداقه دارد. در این میان ماجرای فیلم سینمایی «مادر قلب اتمی» بیش از بقیه قابل توجه‌تر است. فیلمی که هم به دلیل رفتارهای ضدقانونی کارگردان آن که اتفاقا، متناظر به این فیلم و فیلم قبلی‌اش رکوددار توقیف فیلم در دولت‌های دهم و یازدهم است و هم به دلیل ساختار محتوایی، مفاهیم جلف و توهین‌آمیز و ابتذال فیلم نیاز به هوشمندی و بازاندیشی دارد. شاید بتوان به صراحت عنوان کرد: تاکنون هـیچ فیلمسازی به اندازه کارگردان «مادر قلب اتمی» به ارشاد و موازین قانونی سینما بی‌حرمتی و دهن‌کجی نکرده است. این بی‌حرمتی هم در سطح نازل و ابتذال فیلم‌هایش، در واژه واژه دیالوگ‌ها، رفتارهای جنسی بازیگران، ارجاعات مفهومی ضد اخلاقی و ضد میهنی و... ده‌ها نکته دیگر و هم در مواجهه فیلمساز با قوانین، نهادهای قانونی و مجاری آن بروز یافته است. چرا سازمان سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به فیلمسازی هنجارشکن که هم در فیلم‌هایش هویت ملی و غیرت ایرانی را به تمسخر گرفته، و هم در انتشار غیرقانونی آثارش در فضای مجازی نظام سینمایی و مجراهای قانونی آن را مسخره کرده و در نطق‌هایش در حاشیه فستیوال‌های خارجی هم بر آن تأکید ورزیده، شتابزده و از سر هیجان کور و تمنیات شائبه‌برانگیز سیاسی و غیرفرهنگی مجوز داده است؟ وقتی متولی حرمت امامزاده را نگه نمی‌دارد از دیگران چه انتظاری می‌توان داشت؟ آیا با اقدام غیرکارشناسی«ارشاد» این رویه زشت و خطرناک باب نمی‌شود که هر جا وزارتخانه و مراجع قانونی مانع نمایش فیلمی شوند می‌توان با لابی، مشاطه‌گری و سیاسی‌بازی امتیاز گرفت و راهش را گشود. یعنی وقتی اجازه ورود از در را ندهند می‌توان از پنجره به داخل پرید؟ و با ایجاد جنجال و حواشی امتیاز گرفت؟‌ این احتمال هم بعید نیست که مدیران سینمایی ارشاد در اقدامی احساسی و غیرکارشناسی در هرم پرالتذاذ ماه عسل انتخابات و ایجاد فضای گشاد فرهنگی این تصمیمات را گرفته باشند که آن وقت، یکی از شعارها، سیاست‌ها و رویکردهای آقای رئیس‌جمهور با محوریت قانون‌مداری را دچار خدشه و چالش کردند و به فیلم و فیلمسازی هنجارشکن و قانون‌گریز مجوز دادند. احساس می‌شود فیلم «مادر قلب اتمی» نه براساس پارامترها و استانداردهای ارزیابی و ارزش‌گذاری در شورای نظارت ارشاد که صدور مجوز آن نتیجه «بازی سنگ - کاغذ - قیچی» باشد. سازمان سینمایی کلاهش را بالا بیندازد با دادن مجوز نمایش به فیلمی که بدیهی‌ترین قواعد و قوانین را رعایت نکرد و زیر پا گذاشته است. فیلمی فاقد وجاهت اولیه برای عنوان «سینمایی بودن» و اصلاً معلوم نیست چرا سازمان سینمایی به فیلمنامه این فیلم مجوز ساخت سینمایی اعطا کرده است؟! مشخصات بارز این فیلم عبارتند از: «پورن‌محوری» با نشانه‌های رفتاری پرونوگرافیک و‌ همجنس‌گرایانه‌ دو شخصیت زن، دیالوگ‌های وقیح و مبتذل، بی‌حجابی بازیگران، مصرف موادمخدر و مشروبات الکلی حتی هنگام رانندگی، تمسخر و ریشخند باورهای ملی، دینی و قوانین، وطن‌گریزی و نفرت از وطن و رؤیای سفر به خارج از کشور و لو، سفر به دنیای انتزاعی از طریق خودکشی، آوازخوانی زنان فیلم، و ده‌ها مشخصه دیگر. بعد از چراغ سبز ارشاد براساس آخرین مصوبه شورای نظارت مقرر شد که ۱۹ مورد و به مدت نیم ساعت از فیلم حذف گردد. متأسفانه حتی، این‌بار هم سازندگان فیلم مصوبات قانونی را تمکین نکردند و تنها با حذف فقط پنج دقیقه از فیلم آن را روانه سینماها کردند. موضوعی که با اعتراض خاموش مدیران سینمایی حوزه هنری مواجه شد و حتی، در اعتراض به صدور پروانه نمایش برای چنین اثری اجازه اکران آن را در سینماهای حوزه ندادند. اقدامی که به نظر منطقی و درست می‌آید و جای قدردانی دارد. شاید بتوان گفت: اکران این فیلم نشان داده است که حوزه هنری برخلاف جوسازی‌های مستمری که علیه‌اش به اسم «تحریم» صورت می‌گیرد ظاهراً، حق دارد تا اجازه ندهد شان و منزلت سینماهایش با اکران فیلم‌های افسارگسیخته و بی‌حیا زیر سؤال برود و حق دارد اجازه ندهد تا مردم و خانواده‌ها برای تماشای چنین محصولات مبتذل و مستجهنی به سینماهایش بروند. پیش از این‌ها هم شاهد بوده‌ایم که این نهاد انقلابی و مردمی به دلیل پیگیری مطالبات و منویات رهبری هیچ‌گاه اجازه میدان‌داری به فیلم‌های سخیف، موهن، هنجارشکنُ و ضد هویت ملی و دینی را نداده و این‌بار هم این مسیر را به تعبیر رهبری «آتش به اختیار» برای اصلاح، ارتقا و رشد سینمای ایران استمرار بخشیده است. هرچند واکنش مخاطبان عمومی و خانواده‌ها در عدم استقبال از این فیلم در سایر سینماها هم نشان داده است که حریم سینما حریمی پاک و سالم است و قطعا، از آثار مریض و مخل مبانی اخلاقی و ملی استقبال نخواهد شد. واکنش قاطبه منتقدان و رسانه‌ها در مدت اکران این فیلم مضافا، ثابت کرده است که رویکرد سینماداری حوزه هنری در مواجهه با این نوع فیلم‌ها نه تنها اشتباه نبوده بلکه گامی در جهت تقویت و بهداشت سینماهاست. بدیهی است که این جنس آثار نان از حاشیه می‌برند و می‌کوشند با دوپینگ جنجال‌های رسانه‌ای، هیاهوها، جار و جنجال‌ها و جنگ‌های زرگری آب را گل‌آلود کنند تا بلکه بهره ببرند. حال این سوال پیش می‌آید: چرا فیلم‌هایی که تا همین دیروز از گلوگاه‌ها و مجاری قانونی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اجازه عبور نداشته‌اند به یکباره، راهی جامعه می‌شوند؟ آن هم آثاری که بعضا، صدای اعتراض مراجع تقلید و کارشناسان اجتماعی و دینی را هم در آورده‌اند؟ اینک، چه شده است که این آثار مبرا از اتهامات صلاحیت مصرف عموم را پیدا کرده‌اند؟ آیا محتوای فیلم‌ها تغییر کرده که شواهد نشان می‌دهد در این زمینه اتفاقی رخ نداده است. یا اینکه قوانین تغییر کرده‌اند؟ وقتی رهبری معظم انقلاب از فضای پرمسئله و پرچالش و از وضعیت بغرنج فرهنگ و سینما انتقاد دارند عرضه آثار مسئله‌دار و بعضا، اهانت‌آمیز و ریشخند‌کننده به هویت ملی و آرمان‌های نظام و اعتقادات مردم چه توجیهی دارد؟ (فرهنگ نیوز) ]]> فرهنگ Sun, 18 Jun 2017 18:53:33 GMT http://siasatrooz.ir/vdchiqnw.23nwzdftt2.html تفکیک داوری‌ها در حوزه فیلم کودک و نوجوان http://siasatrooz.ir/vdcipva3.t1a3u2bcct.html نشست خبری سی‌امین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوان دیروز با حضور مهدی جمالی‌نژاد، شهردار اصفهان و علیرضا رضاداد، دبیر جشنواره در سالن سینماتوگراف موزه سینما برگزار شد. علیرضا رضاداد در ابتدای این مراسم گفت: جشنواره سی ام با یک وقفه‌ای برگزار می‌شود چراکه انعقاد تفاهم نامه فیلم بین سینمای فارابی و شهرداری اصفهان کمی زمان برد و به همین دلیل فرصت کافی نداشتیم که جشنواره را در زمان مناسب برگزار کنیم. وی با بیان اینکه سال گذشته که مقدمات برگزاری جشنواره فراهم شد، طبق بررسی‌ها به این نتیجه رسیدیم که برای ۵ یا ۶ سال نمی‌توانیم جشنواره فیلم کودکان و نوجوان را در اصفهان برگزار کنیم، تصریح کرد: یکی از دلایل آن همزمانی برگزاری جشنواره در مهر با ماه محرم و صفر بود و به همین دلیل دلیل به این نتیجه رسیدیم که جشنواره را در تابستان برگزار کنیم تا به رونق فیلم‌های تابستانی کودک و نوجوان هم کمک کنیم و امسال هم اولین سالی است که قدم در این مسیر گذاشتیم. رضاداد اظهار داشت: دوره بیست و نهم جشنواره در همدان و با رویکرد نوجوانان برگزار شد و امسال هم رویکرد اصلی کودکان است و حتی بحثی هم بود که جشنواره نوجوانان در همدان و جشنواره کودکان در اصفهان و به طور مستقل برگزار شود، ولی در این دوره به جمع‌بندی رسیدیم که داوری آثار کودکان از نوجوانان جدا شود و سانس نمایش آثار هم تفکیک پیدا کند، البته تحقق این مهم نیازمند وجود حداقلی آثار است و به همین دلیل نمایش آثار کودکان را از نمایش آثار نوجوانان منفک کردیم. وی گفت: در بحث انیمیشن هم امسال شاهد استقلال در جشنواره هستیم، چراکه یکی از راهکارهای تقویت بخش انیمیشن این است که نگاه مستقلی به آن داشتیم و نباید فراموش کنیم که ظرفیت بخش انیمیشن بسیار بیشتر از بخش داستانی است. رضاداد افزود: در بخش فیلمنامه هم باید بگویم که امسال در این بخش تنها تمرکزمان به فیلنامه‌های کامل بود و حتی چندین فیلمنامه نیز تنها مختص جشنواره نوشته شده است. رضاداد بیان داشت: شورای سیاست‌گذاری جشنواره طی یکی و دو سال گذشته به مسئله لزوم سینمای کودکان یا سینما برای کودکان تاکید زیادی داشته و انتخاب آثار در این دوره از جشنواره با این رویکرد بسیار همسو هستند. وی گفت: در ٥ بخش سینماى ایران در مجموع ٢١٢ متقاضى وجود داشت و در نهایت ٧٥ اثر براى رقابت پذیرفته شد که در بخش مسابقه ‏سینماى ایران با رویکرد «برای» کودکان و نوجوانان، نه «درباره» کودکان و نوجوانان ٢١٢ اثر متقاضی شرکت ‏در جشنواره بودند که به تفکیک ١٩ اثر بلند سینمایى، ٢٢ اثر بلند داستانى (غیرسینمایى)، ٩٠ اثر کوتاه و ‏نیمه‌بلند داستانى، ٧١ اثر کوتاه و نیمه‌بلند پویانمایى و ١٢ اثر بلند پویانمایى ثبت‌نام کردند و در نهایت ١١ ‏فیلم بلند سینمایى، ٨ فیلم بلند غیرسینمایى، ٧ فیلم بلند پویانمایى به همراه ١ فیلم خارج از مسابقه در ‏اسن بخش، ١٩ اثر در بخش فیلم هاى کوتاه و نیمه‌بلند داستانى و ٢٩ فیلم در بخش کوتاه و نیمه‌بلند ‏پویانمایی پذیرفته شدند.‏ وی با بیان اینکه امسال ۵ سالن اقدام به نمایش فیلم‌ها می‌کنند، تصریح کرد: بیشتر سانس‌ها نیز در صبح پخش خواهد شد، البته یک سانس صبح را برای نمایش فوق‌العاده خالی گذاشته‌ا‌یم و یکی از ملاحظه‌های برگزاری جشنواره در اصفهان بحث نبود سالن و عدم بازسازی آنها یود که خوشبختانه ۵ سالن مورد بازسازی قرار گرفته و آماده برگزاری جشنواره هستند. رضاداد گفت: امسال دو آیین بزرگداشت و دو آیین نکوداشت داریم که یاد دنیا فنی زاده و توران میلانی و همچنین بزرگداشت مرضیه محبوب و رسول صدرعاملی را خواهیم داشت. وی اظهار داشت: امسال برنامه تماشای آثار توسط دانش‌آموزان را نداریم تا از این طریق برنامه هر نفر سه بلیت را نهادینه کنیم و کودکان و نوجوانان یه همراه خانواده هایشان به جشنواره بیایند. رضاداد ادامه داد: در هیئت داوری مسابقه سینمای ایران از مرضیه برومند، پوران درخشنده، کمال تبریزی، رسول صدرعاملی غلامرضا آزادی حضور دارند. وی گفت: امسال در حوزه داوری کودک و نوجوان، داوری‌ها تفکیک شدند که از ۳۵۰ متقاضی ۳۰ داور در بخش کودک و ۳۶ داور در بخش نوجوان آثار را داوری می‌کنند. وی گفت: امسال دو کارگاه فیلمنامه‌نویسی، ۲ کارگاه فیلمسازی و ۳ کارگاه پویانمایی و ۲ کارگاه پویانمایی برای غیرحرفه‌ای‌ها و یک کارگاه پویانمایی حرفه‌ای خواهیم داشت. وی با اشاره به برگزاری نشست‌های در ایام جشنواره گفت: تاکنون ۱۰ نشست بین رشته‌ای برگزار کرده‌ایم و دز طول جشنواره نیز نشست‌هایی را با موضوعات اختصاصی سینمای کودک و نوجوان برگزار می‌کنیم. رضاداد بیان داشت: امسال جلسه‌ای را با فعالان عرصه حوزه نمایش خانگی داشتم تا آنها بتوانند در حوزه فیلم کودک و نوجوان آثار مناسب برای نمایش خانگی را شناسایی کنند و بعد از خرید حق نمایش خانگی آنها، این آثار را در عرصه نمایش خانگی عرضه کنند. وی با اشاره به هیات داوران بخش مسابقه آثار پویانمایی سینمای ایران گفت: ‎مهین جواهریان، امیرمحمد ‏دهستانی، روانبخش صادقی، بهرام عظیمی و علیرضا گلپایگانی به عنوان اعضای هیات داوران بخش مسابقه آثار ‏پویا نمایی هستند و اعضای هیئت داوری بخش مسابقه آثار بلند غیرسینمایی‏ نیز متشکل از کیومرث پوراحمد، رویا تیموریان، ‏بهروز شعیبی، علیرضا خمسه، وحید نیکخواه آزاد است‏. وی درباره فیلم‌های بزرگداشت سی‌امین دوره جشنواره گفت: فیلم بزرگداشت دنیا فنی‌زاده را مرضیه برومند و فیلم بزرگداشت رسول صدرعاملی را مجید توکلی خواهد ساخت. رضاداد در پاسخ به اینکه چرا بعد از سی دوره از جشنواره تازه به این نتیجه رسیدید که جشنواره ۵ سال در اصفهان برگزار شود، ادامه داد: این مسئله تنها مربوط به اصفهان نیست، چراکه برگزاری یک کار مشترک نیازمند انجام هماهنگی‌ها با طرف مقابل است، یا این حال تلاش می‌کنیم که جشنواره در مصوبه هیئت دولت به تصویب برسد نا دیگر شاهد این مشکلات نباشیم، همچنین نباید فراموش کنیم که هر استانی برای هر رویدادی اگر در مراجع بالایی آن استان برای آن تصمیم‌گیری نشود، ممکن است مشکلاتی را همراه داشته باشد، چراکه اگر کمی از بودجه استانی دستخوش تغییراتی شود، استان با مشکلاتی همراه می‌شود، به همین دلیل است که برای برگزاری آن نیازمند رایزنی‌هایی هستیم. وی در همین زمینه افزود: از سال ۸۲ هیچ‌گاه استان اصفهان نخواسته که جشنواره در آن شهر برگزار نشود و تصمیم‌گیری در این خصوص برعهده وزارت ارشاد است، این استان هیچ‌گاه عدم همکاری با جشنواره نداشته ولی میزان کمک این استان برای برگزاری جشنواره دز سال‌های مختلف متفاوت بوده و به همین دلیل گاهی تصمیم گرفته شده که جشنواره با کیفیت بهتری و در استان دیگری برگزار شود. رضاداد در پاسخ به سوال بعدی مبنی بر اینکه این امید وجود دارد که وحدت رویه فعلی جشنواره در آینده و با تغییر مدیران هم ادامه داشته باشد، گفت: با توافق‌نامه‌ای که با مسئولان اصفهان منعقد شده، فکر می‌کنم که تحول خوبی در شورای سیاست گذاری رخ داده و این روند در آینده هم وجود خواهد داشت، چراکه در توافق نامه نقاط ابهامی که قبلا وجود داشته از بین رفته است. ]]> فرهنگ Sat, 24 Jun 2017 20:20:29 GMT http://siasatrooz.ir/vdcipva3.t1a3u2bcct.html «مانیفست» شعر انقلاب http://siasatrooz.ir/vdcg339y.ak9yu4prra.html دیدار سالانه رهبر ادیب انقلاب با شاعران، یکی از بزرگترین اتفاقات ادبی سال‌های پس از انقلاب است که تاکنون آن‌گونه که شایسته و بایسته است مورد تحلیل و واکاوی قرار نگرفته است؛ از همین رو جا دارد که صاحب‌نظران و پژوهشگران این حوزه، با بازخوانی و واکاوی بیانات راهگشای رهبر انقلاب در این دیدارها، به تبیین چیستی و هستی شعر انقلاب اسلامی و احصاء مؤلفه‌های آن بپردازند. با پایان یافتن دوران دفاع‌مقدس، شعر انقلاب به ناگهان دچار خلأ مضمونی بزرگی شد و شاعران انقلاب که تا پیش از این در سایه‌سار امن شعر «دفاع‌مقدس» روزگار می‌گذراندند و با الهام از حماسه‌آفرینی‌های رزمندگان جان بر کف اسلام مضامینی چون «ایثار» و «شهادت» را به مدد طبع سرشار خویش به نظم می‌کشیدند، به یکباره در خلأ بی‌مضمونی گرفتار آمدند و تا مدتی از راه باز ماندند. با فاصله گرفتن از سال‌های مضمون‌آفرین و پر حماسه دفاع‌مقدس، شعر انقلاب به رکودی نگران‌کننده دچار شد و نسل پر شور شاعران انقلاب نیز در برزخ بی‌مضمونی هر یک به راهی متمایل شدند. گروهی به سمت شعر دینی و آیینی حرکت کردند، عده‌ای به عاشقانه‌سرایی رو آوردند، و جمعی نیز با اقتدا به بعضی از شاعران موج زده و تجددگرای قبل از انقلاب، به سمت فرمالیسم محض و نحله‌گرایی ادبی کشیده شدند. در چنین شرایطی که کشتی شعر انقلاب در موج خیز بحران‌های ساختاری و مضمونی هر روز به سمت و سویی خیز بر می‌داشت، رهبر فرزانه انقلاب با درک این دقیقه، در دیدارهای سالانه با شاعران انقلاب، با رهنمودهای راهبری خویش این کشتی توفان زده را به ساحل امن و امان «حقیقت‌کیشی» و «رسالت‌اندیشی» هدایت کردند. امسال نیز مقام معظم رهبری در دیدار با شاعران، رهنمودهای راهبردی دقیق و عمیقی را ارائه دادند که بازخوانی و تامل این رهنمودها می‌تواند افق‌های جدیدی را پیشاروی شاعران انقلاب بگشاید و زمینه زایندگی و بالندگی شعر باشکوه انقلاب اسلامی را بیش از پیش فراهم کند. نقد شعر پیش از انقلاب، پیروزی انقلاب اسلامی و آغاز دوران جدید شعری، بالندگی و مسیر رو به رشد شعر انقلاب، انطباق شعر با اهداف مذهبی و انقلابی، تأکید بر شعر بصیرت‌افزا، مضمون یابی، انتقال مفاهیم روز، گزارش حوادث کشور و احوال شخصیت‌های ملی - بخصوص امام -، پرداختن به حوادث سوریه، مدافعان حرم وعراق، منظومه‌سازی، سرودن «هجو»، و پرهیز از تصور رسیدن به ایستگاه آخر در شعر از عمده ترین کلیدواژه‌های بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیر با شاعران انقلاب است. تأمل در این کلیدواژه‌ها ما را به این نتیجه روشن می‌رساند که مطالبه به حق ایشان از شاعران انقلاب، پیش و بیش از "چگونه گفتن"، توجه به "چه گفتن" با لحاظ مولفه‌های فنی، ساختاری و زیباشناختی است. تأکید دوباره بر این نکته محوری که تنپوش شعر انقلاب "تعهد و رسالت" است، و اینکه دغدغه "چگونه گفتن" زمانی ارزشمند است که در خدمت "چه گفتن" باشد. بی‌هیچ شکی، یک شاعر متعهد ریاضت «چگونه گفتن» را برای «چه گفتن» به جان می‌خرد، تا روش و منش اعتقادی و آرمانی خویش را ترویج کند. چنین شاعری پیش و بیش از هر چیز به رسالت الهی و انسانی‌اش می‌اندیشد و همچون «کمیت»، «دعبل» و «فرزدق» از شعر به عنوان سنگری برای مجاهدت در راه دین و آیین و پاسداری از ارزش‌های الهی استفاده می‌کند. بدون تردید اگر امروز هدف یک شاعر از سرودن شعر زبان‌آوری و صنعتگری به قصد تفنن و سرگرمی و یا تحریک شهوت و کسب شهرت باشد، مصداق بارز «خسر الدنیا و الاخره» خواهد بود؛ چراکه به تعبیر زنده یاد «جلال آل احمد» کار هنر در این ولایت، کار جهاد است: «اگر می‌خواهی با شعر، تفنن کنی؛ اگر می‌خواهی وقت بگذرانی و اگر این را هم وسیله‌ای می‌دانی که سری توی سرها درآوری؛ کور خوانده‌ای. در این ولایت کار هنر، کار جهاد است. جهاد با بی‌سوادی؛ با فضل‌فروشی، با فرنگی مآبی؛ با تقلید؛ با دغلی؛ با نان به نرخ روز خوردن، با بلغمی مزاجی ... حالا اگر مردی، این گوی و این میدان ». جانمایه کلام امین شعر انقلاب نیز در این دقیقه خلاصه می‌شود که شاعر انقلاب کسی ست که "حرفی برای گفتن" داشته باشد. از این منظر بدیهی ست شاعری که رویکردش به شعر و شاعری رویکردی تفننی و "باری به هر جهت" است، در دایره تعریف شعر انقلاب نمی‌گنجد. شاعر انقلاب به اقتضای رسالت مقدسی که بر دوش دارد، باید شاعری "موضع‌مند" باشد و در شعر خود پیش و بیش از"موضوع"، موضع خویش را مشخص کند. حق یا باطل؟ حسین(ع) یا یزید؟ اسلام محمدی یا اسلام آمریکایی؟ زیرا این "موضع" شاعر است که به شعر انقلاب هستی و هویت می‌بخشد. در شعر انقلاب تنها گفتن از «حسین» کافی نیست. بلکه آنچه که بیش تر اهمیت دارد این است که ببینیم این حسین همان حسینی است که سلوک بندگی دارد، یا «سینی» که ادعای خدایی و کبریایی؟! جان کلام آن که رهنمودهای راهبردی رهبر فرزانه انقلاب، حکم "مانیفست" و مرام نامه شعر انقلاب اسلامی را دارد که می‌تواند همچون نقشه راه، شاعران را از گام نهادن و فرو افتادن در بیراه‌ها آگاه کند و آنان را در صراط مستقیم "بیداری" به حرکت در آورد. از همین رو ضروری ست که توسط اصحاب فکر و نظر و باورمندان جبهه فرهنگی انقلاب مورد واکاوی و کالبدشکافی قرار گیرد تا با فراهم کردن زمینه تحقق آنها، راه پویایی و زایایی بیش از پیش شعر انقلاب اسلامی هموار گردد - اینچنین باد.(تسنیم) ]]> فرهنگ Wed, 14 Jun 2017 21:50:35 GMT http://siasatrooz.ir/vdcg339y.ak9yu4prra.html خوارج را بیشتر بشناسیم http://siasatrooz.ir/vdciyqa3.t1a3v2bcct.html در شناخت خوارج، اشتباه نشود. بعضی‌ها خوارج را به خشک مقدس‌ها تشبیه می‌کنند؛ نه بحث سر خشک مقدس و مقدس‌مآب نیست. مقدس‌مآب که در کناری نشسته است و برای خودش نماز و دعا می‌خواند اینکه معنای خوارج نیست. خوارج آن عنصری است که شورش‌طلبی می‌کند، بحران ایجاد می‌کند و وارد میدان می‌شود. به گزارش فارس، همزمان با فرارسیدن بیست و یکم ماه مبارک رمضان و شهادت مظلومانه حضرت امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام، نخستین پیشوای شیعیان جهان، گذری بر کتاب «انسان ۲۵۰ ساله» داشتیم که شامل بیانات مقام معظم رهبری درباره زندگی سیاسی ـمبارزاتی ائمه معصومین علیهم‌السلام است. ۳ جریانی که مقابل امیرالمؤمنین(ع) صف آرایی کردند در زمان این حکومت - حکومت کمتر از پنج سال امیرالمؤمنین(ع) - سه جریان در مقابل آن حضرت صف‌آرایی کردند: قاسطین و ناکثین و مارقین. این روایت را، هم شیعه و هم سنی از امیرالمؤمنین نقل کردند که فرمود: «امرت أن أقاتل الناکثین و القاسطین و المارقین». این اسم را خود آن بزرگوار گذاشته است. قاسطین، یعنی ستمگران. ماده «قسط» وقتی که به صورت مجرد استعمال می‌شود - قَسَطَ یقسط، یعنی جاز یجور، ظلم یظلم - به معنای ظلم کردن است. وقتی با ثلاثی مزید و در باب افعال به کار رود، به معنای عدل است؛ اما وقتی که قسط یقسط گفته شود، ضد آن است، یعنی ظلم و جور. قاسطین از این ماده است. قاسطین، یعنی ستمگران. امیرالمؤمنین اسم اینها را ستمگر گذاشت. اینها چه کسانی بودند؟ اینها مجموعه‌ای از کسانی بودند که اسلام را به صورت ظاهری و مصلحتی قبول کرده‌ بودند و حکومت علوی را از اساس قبول نداشتند. هر کاری هم امیرالمؤمنین با اینها می‌کرد، فایده نداشت. البته این حکومت، گرد محور بنی‌امیه و معاویه بن ابی سفیان - که حاکم و استاندارد شام بود - آمده بودند؛ بارزترین شخصیتشان هم خود جناب معاویه، بعد هم مروان حکم و ولید بن عقبه است. اینها یک جبهه‌اند و حاضر نبودند که با علی کنار بیایند و با امیرالمؤمنین بسازند. درست است که مغیره بن شعبه و عبدالله بن عباس و دیگران در اول حکومت امیرالمؤمنین گفتند یا امیرالمؤمنین! اینها را چند صباحی نگه دار اما حضرت قبول نکرد. آنها حمل کردند بر اینکه حضرت بی‌سیاستی کرد؛ لیکن نه، آنها خودشان غافل بودند؛ قضایای بعدی این را نشان داد. امیرالمؤمنین هر کار هم که می‌کرد، معاویه با او نمی‌ساخت. این تفکر، تفکری نبود که حکومتی مثل حکومت علوی را قبول کند؛ هر چند قبلی‌ها، بعضی‌ها را تحمل کردند. از وقتی که معاویه مسلمان شده بود تا آن روزی که می‌خواست با امیرالمؤمنین بجنگد، کمتر از سی سال گذشته بود. او و اطرافیانش سال‌ها در شام حکومت کرده بودند، نفوذی پیدا کرده بودند، پایگاهی پیدا کرده بودند. دیگر آن روزهای اول نبود که تا یک کلمه بگویند، به آنها بگویند که شما تازه مسلمانید، چه می‌گویید، جایی باز کرده بودند. بنابراین اینها جریانی بودند که اساساً حکومت علوی را قبول نداشتند و می‌خواستند حکومت طور دیگری باشد و دست خودشان باشد؛ که بعد هم این را نشان دادند و دنیای اسلام تجربه حکومت اینها را چشید. یعنی همان معاویه‌ای که در زمان رقابت با امیرالمؤمنین، آن طور به بعضی از اصحاب روی خوش نشان می‌داد و محبت می‌کرد، بعداً در حکومتش، برخوردهای خشن از خود نشان داد، تا به زمان یزید و حادثه کربلا رسید؛ بعد هم به زمان مروان و عبدالملک و حجاج بن یوسف ثقفی و سویف بن عمر ثقفی رسید که یکی از میوه‌های آن حکومت است. یعنی این حکومت‌هایی که تاریخ از ذکر جرائم‌شان به خود می‌لرزد - مثل حکومت حجاج- همان حکومت‌هایی هستند که معاویه بنیان‌گذاری کرد و بر سر چنین چیزی با امیرالمؤمنین جنگید. از اول معلوم بود که آنها چه چیزی را دنبال می‌کنند و می‌خواهند؛ یعنی یک حکومت دنیایی محض، با محور قرار دادن خودپرستی‌ها و خودی‌ها؛ همان چیزهایی که در حکومت بنی‌امیه همه مشاهده کردند. البته در اینجا هیچ بحث عقیدتی و کلامی ندارم، این چیزهایی که عرض می‌کنم متن تاریخ است. تاریخ شیعه هم نیست؛ اینها تاریخ ابن اثیر و تاریخ ابن قتیبه و امثال اینهاست که متن‌هایش را دارم و یادداشت شده و محفوظ هم هست. اینها حرف‌هایی است که جزو مسلمات است؛ بحث اختلافات فکری شیعه و سنی نیست. جبهه دومی که با امیرالمؤمنین جنگید، جبهه ناکثین بود. ناکثین، یعنی شکنندگان و در اینجا یعنی شکنندگان بیعت. اینها اول با امیرالمؤمنین بیعت کردند ولی بعد بیعت را شکستند. اینها مسلمان بودند و برخلاف گروه اول، خودی بودند؛ منتها خودی‌هایی که حکومت علی‌بن‌ابی‌طالب را تا آنجایی قبول داشتند که برای آنها سهم قابل قبولی در آن حکومت وجود داشته باشد؛ با آنها مشورت شود، به آنها مسئولیت داده شود، به آنها حکومت داده شود، به اموالی که در اختیارشان هست، ثروت‌های باد آورده، تعرضی نشود؛ نگویند از کجا آورده‌اید؟! این گروه،‌ امیرالمؤمنین را قبول می‌کردند نه اینکه قبول نکنند منتها شرطش این بود که با این چیزها کاری نداشته باشد و نگوید که چرا این اموال را آوردی، چرا گرفتی، چرا می‌خوری، چرا می‌بری، این حرف‌ها دیگر در کار نباشد! لذا اول هم آمدند و اکثرشان بیعت کردند. البته بعضی هم بیعت نکردند. جناب سعد بن ابی وقاص از همان اول هم بیعت نکرد، بعضی‌های دیگر از همان اول بیعت نکردند؛ لیکن جناب طلحه، جناب زبیر، بزرگان اصحاب و دیگران و دیگران با امیرالمؤمنین بیعت نمودند و تسلیم شدند و قبول کردند؛ منتها سه، چهار ماه که گذشت، دیدند نه، با این حکومت نمی‌شود ساخت؛ زیرا این حکومت، حکومتی است که دوست و آشنا نمی‌شناسد، برای خود حقی قائل نیست، برای خانواده خود حقی قائل نیست، برای کسانی که سبقت در اسلام دارند، حقی قائل نیست. ملاحظه‌ای در اجرای احکام الهی ندارد. هر چند خودش به اسلام از همه سابق‌تر است. اینها را که دیدند، دیدند نه. با این آدم نمی‌شود ساخت؛ لذا جدا شدند و رفتند و جنگ جمل به راه افتاد که واقعاً فتنه‌ای بود. ام‌المؤمنین عایشه را هم با خودشان همراه کردند. چقدر در این جنگ کشته شدند. البته امیرالمؤمنین پیروز شد و قضایا را صاف کرد. این هم جبهه دوم بود که مدتی آن بزرگوار را مشغول کردند. جبهه سوم، جبهه مارقین بود. مارق، یعنی گریزان، در تسمیه اینها به مارق، این گونه گفته‌اند که اینها آن چنان از دین گریزان بودند که یک تیر از کمان گریزان می‌شود! وقتی شما تیر را در چله کمان می‌گذارید و پرتاب می‌کنید، چطور آن تیر می‌گریزد، عبور می‌کند و دور می‌شود؛ اینها همین گونه از دین دور شدند. البته اینها متمسک به ظواهر دین هم بودند و اسم دین را هم می‌آوردند. اینها همان خوارج بودند؛ گروهی که مبنای کار خود را بر فهم‌ها و درک‌های انحرافی که چیز خطرناکی است قرار داده بودند. دین را از علی‌بن‌ابی‌طالب که مفسر قرآن و عالم به علم کتاب بود یاد نمی‌گرفتند، از سلایق غلط خودشان یاد می‌گرفتند؛ البته این جور آدم‌ها در هر اجتماعی هستند، اما گروه شدنشان، متشکل شدنشان و به اصطلاح امروز، گروهک تشکیل دادنشان سیاست لازم داشت. این سیاست از جای دیگری هدایت می‌شد. نکته مهم اینجاست که این گروهکی که اعضای آن تا کلمه‌ای می‌گفتی، یک آیه قرآن برایت می‌خواندند؛ در وسط نماز جماعت امیرالمؤمنین می‌آمدند و آیه‌ای را می‌خواندند که تعریضی به امیرالمؤمنین داشته باشد؛ پای منبر امیرالمؤمنین بلند می‌شدند آیه‌ای می‌خواندند که تعریضی نداشته باشد؛ شعارشان «لاحکم الا الله» بود؛ یعنی ما حکومت شما را قبول نداریم، ما اهل حکومت الله هستیم. این آدم‌هایی که ظواهر کارشان این گونه بود، سازماندهی و تشکل سیاسی‌شان، با هدایت و رایزنی بزرگان دستگاه قاسطین و بزرگان شام یعنی عمروعاص و معاویه انجام می‌گرفت؛ اینها با آنها ارتباط داشتند. اشعث‌بن قیس، آن گونه که قراین زیادی بر آن دلالت می‌کند، فرد ناخالصی بود. یک عده مردمان بیچاره ضعیف از لحاظ فکری هم دنبال اینها راه افتادند و حرکت کردند. بنابراین گروه سومی که امیرالمؤمنین با آنها مواجه شد و البته بر آنها پیروز گردید، مارقین بودند. در جنگ نهروان ضربه قاطعی به اینها زد؛ منتها اینها در جامعه بودند که بالاخره هم حضورشان به شهادت آن بزرگوار منتهی شد. در شناخت خوارج، اشتباه نشود. بعضی‌ها خوارج را به خشک مقدس‌ها تشبیه می‌کنند؛ نه بحث سر خشک مقدس و مقدس مآب نیست. مقدس مآب که در کناری نشسته است و برای خودش نماز و دعا می‌خواند اینکه معنای خوارج نیست. خوارج آن عنصری است که شورش‌طلبی می‌کند، بحران ایجاد می‌کند و وارد میدان می‌شود. بحث جنگ با علی دارد و با علی می‌جنگد؛ منتها مبنای کار غلط است. جنگ غلط است، ابزار غلط است، هدف باطل است. این سه گروه بودند که امیرالمؤمنین(ع) با آنها مواجه بودند. ]]> فرهنگ Fri, 16 Jun 2017 22:49:58 GMT http://siasatrooz.ir/vdciyqa3.t1a3v2bcct.html مانور برای حذف مدیران مزاحم ارشاد در دولت آینده http://siasatrooz.ir/vdcipya3.t1a3z2bcct.html محمدمهدی حیدریان رئیس سازمان سینمایی وزارت ارشاد دیروز و در عرض کمتر از چند ساعت با صدور چندین حکم جدید معاونت‌های خود را در این سازمان تغییر داد. تغییراتی که با توجه به فرصت دو ماهه باقیمانده تا پایان دولت یازدهم فرضیه علاقه حسن روحانی برای ادامه فعالیت صالحی‌امیری به عنوان وزیر ارشاد دولت دوازدهم و ادامه حضور حیدریان در ریاست سازمان سینمایی دولت بعد را قوت بخشید. هر چند که این تغییرات رگباری با بهانه ایجاد فضایی تازه در مدیریت سینمای ایران صورت گرفته است ولی در ارتباط با این اتفاقات نکات قابل تاملی وجود دارد که مرور آن‌ها خالی از لطف نیست. ۱- حیدریان در حالی مسئولیت معاونت نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی را از حبیب ایل‌بیگی گرفته و به ابراهیم داروغه‌زاده سپرده است که بسیاری پیش از این مخالفت ایل‌بیگی با اکران و نمایش عمومی برخی از فیلم‌های توقیفی اطلاع داشتند. اختلافی که در زمان مدیریت قبلی این سازمان یعنی حجت‌الله ایوبی نیز وجود داشت و به نظر می‌رسد ادامه این اختلاف نظر عامل اصلی تغییر ایل‌بیگی بوده است. ۲- وقتی چند هفته قبل وزیر ارشاد در ادامه نامه‌نگاری‌هایش با نگارش نامه‌ای خطاب به حیدریان از او خواست تا در فرصتی دو ماهه پرونده فیلم‌های توقیفی سینمایی را دوباره بررسی و برای همیشه تکلیف آن را مشخص کند؛ معلوم بود که یکی از سیاست‌های اصلی دولت یازدهم در فرصت باقیمانده تا اتمام کارش، رفع توقیف فله‌ای آثار توقیفی در جهت انحراف افکار عمومی از مطالبات اصلی جامعه در حوزه اقتصادی و اجتماعی است؛ سیاستی که به نظر می‌رسید ایل‌بیگی از مخالفین آن بود و رفع توقیف آثاری چون «مادر قلب اتمی» و «زادبوم» فرضیه تمرکز دولت در این حوزه را به اثبات رساند. ۳- تغییر سیدمصطفی ابطحی مدیرعامل موسسه رسانه‌های تصویری که از چهره‌های به شدت نزدیک به حجت‌الله ایوبی رئیس پیشین این سازمان محسوب می‌شود و دادن پست غیررسمی و صوری مشاور رئیس سازمان سینمایی به او نیز از جمله اتفاقات جالب در این تغییر و تحولات بود. اتفاقی که به نظر می‌رسد به تلاش‌های چند وقت اخیر ایوبی برای بازگشت به وزارت ارشاد و جلوگیری از تحقق شایعه رسیدن ایوبی به آرزوی همیشگی‌اش یعنی وزارت ارشاد در دولت جدید چندان بی‌ارتباط نباشد. به ویژه آن که بسیاری از نزدیکان رئیس‌جمهور از تلاش‌های خودجوش ایوبی برای حمایت از روحانی درانتخابات اخیر و جلب نظر هنرمندان به او آگاه هستند. ۴- از دیگر نکات قابل توجه در ارتباط با این تغییرات عدم صدور حکمی جدید برای علیرضا رضاداد یار گرمابه و گلستان حیدریان است. چهره‌ای که همواره جز معتمدین رئیس سازمان سینمایی چه در زمان فعالیت در این زمینه و چه پیش از آن قرار داشته است. البته با توجه به اینکه حیدریان هنوز در ارتباط با دبیر جشنواره سی‌وششم فیلم فجر صحبتی نکرده است به احتمال فراوان انجام این مسئولیت را به رضاداد خواهد سپرد تا مرد سیاستمدار سینمای ایران در رکوردی منحصر به فرد برای هفتمین بار عهده‌دار مسئولیت دبیری جشنواره فیلم فجر شود. ]]> فرهنگ Sun, 18 Jun 2017 18:53:33 GMT http://siasatrooz.ir/vdcipya3.t1a3z2bcct.html