سیاست روز - پربيننده ترين عناوين جامعه :: rss_full_edition http://siasatrooz.ir/fa/society Tue, 12 Dec 2017 21:46:20 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://siasatrooz.ir/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط سیاست روز http://siasatrooz.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام سیاست روز آزاد است. Tue, 12 Dec 2017 21:46:20 GMT جامعه 60 امان از بلایای انسانی http://siasatrooz.ir/vdcefw8zpjh87zi.b9bj.html بیش از ۴۰۰ فقره آتش‌سوزی در جنگل‌های استان گلستان از ابتدای امسال رخ داده و بالغ بر ۴۲۰ هکتار‌ خسارت دیده است. براساس آمارهای رسمی در ۵۰ سال اخیر سطح جنگل‌‌های کشور از ۳۰ میلیون هکتار به ۱۴ میلیون هکتار کاهش یافته و به تبع آن در این سال‌ها، وسعت جنگل‌‌های شمال کشور که تنها بازمانده جنگل‌‌های هیرکانی به شمار می‌‌رود، طبق نتایج پژوهش‌های موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور از ۳ میلیون و ۴۰۰ هزار هکتار به یک میلیون و ۶۵۰ هزار هکتار کاهش پیدا کرده است. عوامل متعددی در تخریب و کاهش سطح جنگل‌های کشور به‌ویژه در نوار شمالی نقش داشته و دارند که می‌توان به بهره‌‌برداری‌‎‌های غیراصولی، فعالیت‌های عمرانی مانند راه‌سازی و توسعه سکونتگاه‌‌های روستایی و شهری، گردشگری غیرمسئولانه، حضور و چرای دام‌‌ها، وابستگی معیشتی روستاییان حاشیه جنگل، برداشت بیش از حد مجاز چوب، شیوع بیماری‌ها و آفات اشاره کرد. اما با اتفاقاتی که در یک دهه گذشته در عرصه‌های جنگلی کشور رخ داده باید آتش‌سوزی راهم به این لیست بلندبالا اضافه کرد. خسارت سالانه حریق در ۱۵ هزار هکتار از جنگل‌ها و مراتع کشور براساس اعلام مسئولان سازمان جنگل‌ها سالانه ۱۵ هزار هکتار از عرصه‌های جنگلی و مرتعی کشور دچار حریق می‌شوند که استان‌های فارس، خوزستان و گلستان در این زمینه رکورددار هستند. در حالی مسئولان رئیس سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور از وقوع این اتفاق تلخ خبر می‌دهند که تنها یک درصد مساحت کشور دارای پوشش جنگلی است. از سویی دیگر قرارگیری در کشوری خشک و نیمه‌خشک نیز حساسیت‌ها را نسبت به این مسئله افزایش داده اما هنوز هم شعله‌های آتش با شاخه‌های درختان و ابتدایی‌ترین وسایل خاموش می‌شود. به نظر می‌رسد علاوه بر کمبود اعتبارات، نبود نیروهای متخصص و آموزش‌دیده برای مقابله با حریق، مدیریت کارآمدی هم در این حوزه وجود ندارد چراکه همه‌ساله بخش زیادی از عرصه‌های محدود جنگلی طعمه حریق شده و تبدیل به خاکستر می‌شود. هرچند در این بین ممکن است برخی از آتش‌سوزی‌ها هم خسارت‌های سطحی به بار بیاورد با این‌حال نمی‌توان از خسارت‌های پیدا و پنهانی که به اکوسیستم جنگلی وارد می‌شود، چشم‌پوشی کرد. آن‌طور که مسئولان می‌گویند بیش از ۹۵ درصد آتش‌سوزی‌ها ناشی از علل انسانی بوده که حتی وقوع حریق‌های متعدد در یک ساعت مشخص در برخی مناطق، سبب این گمانه‌زنی شده که بخش قابل توجهی از آتش‌سوزی در جنگل‌ها عمدی بوده است. در شرایطی که عده‌ای تعمداً یا سهواً جنگل‌های کشور را به آتش می‌کشند، خلاءهای قانونی و بازدارنده نبودن مجازات‌ها و جرائم در این حوزه نیز بیش از گذشته رخ‌نمایی می‌کند. تغییر الگوی آتش‌سوزی در جنگل‌ها رئیس انجمن جنگلبانی کشور درباره آتش‌سوزی‌هایی که جنگل‌های کشور به‌ویژه عرصه‌های هیرکانی را تهدید می‌کند، می‌گوید: براساس آمار سازمان جنگل‌ها بیش از ۹۰ درصد آتش‌سوزی در عرصه‌های جنگلی مربوط به فعالیت‌های انسانی است. هرچند شرایط و بستر وقوع حریق به علت وقوع خشکسالی، وزش بادهای گرم مدیترانه‌ای و خزان درختان و کاهش رطوبت هوا در برخی از ماه‌های سال بیش از گذشته فراهم است. هادی کیادلیری معتقد است آتش‌سوزی در جنگل‌ها امری طبیعی بوده و از گذشته تاکنون نیز وجود دارد اما آنچه که سبب ترس کارشناسان شده و هشداری جدی برای متولیان حفظ منابع طبیعی به شمار می‌رود، تغییر الگوی آتش‌سوزی‌هاست. وی می‌گوید: در یک دهه گذشته به ویژه در ۵ سال اخیر شدت و حدت آتش‌سوزی‌ها نسبت به گذشته تغییر اساسی یافته که یکی از دلایل اصلی آن تغییرات اقلیمی است. اما برای پیشگیری و مقابله به حریق مسائل و موضوعات متعددی وجود دارد که باید به آن پرداخته شود. بخشی از مردم رفتارهای محیط‌زیستی ندارند بنا به گفته عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات، بخشی از اقدامات در حوزه حفظ منابع طبیعی به ویژه جنگل‌ها به مدیریت فرهنگی مرتبط است. اینکه مردم باید بدانند در مواجهه با طبیعت باید چه رفتاری داشته باشند و چه کارهایی نباید انجام دهند. بیشتر مردم این اطلاعات را دارند اما به‌رغم مطلع‌بودن، رفتارهای محیط‌زیستی ندارند که این مسئله نیازمند پژوهش‌های اجتماعی است. در کنار این مسئله می‌توان بازدارنده‌نبودن مجازات‌ها هم اشاره کرد اما مسئله اساسی در مقابله با حریق‌ها و کاهش خسارت‌های آن، مجهز بودن و مدیریت بحران است. وی معتقد است، ابزار لازم برای مقابله با حریق وجود ندارد و هنوز به ابتدایی‌ترین شکل ممکن با این بحران مقابله می‌شود. ناتوانی مدیران برای پیشگیری و کنترل آتش‌سوزی‌ها کیادلیری می‌گوید: در کنار نبود بودجه باید به ناتوانی مدیرانی که نتوانسته‌اند وضعیت و شرایط بحرانی و کمبود تجهیزات و امکانات را برای مدیران بالادستی تشریح کنند هم اشاره کرد. متأسفانه مدیریت ما به‌گونه‌ای است که نشسته‌ایم آتشی به جان جنگل‎ها بیفتد و بعد با شاخه بلوط آن را خاموش کنیم. همه امکانات ما بیل و آتش‎کوب دستی است در حالی که دنیا با تجهیزات عظیمی که دارد در مقابله با حریق کم می‌آورد. موضوع دیگری که باید مورد توجه قرار بگیرد، این است که بیشتر اقدامات ما در این حوزه کنترلی است و هزینه چندانی برای پیشگیری انجام نمی‌دهیم. از طرفی هم دست ما از افرادی که در زمینه آتش سوزی جنگل تخصص داشته باشند، کوتاه است. این درحالی است که آتش‌سوزی جنگل‌ها یکی از بزرگترین چالش‌های کشور در حوزه منابع طبیعی بوده و براساس اعلام سازمان‌های متولی در یک دهه گذشته قریب به ۲۰۰ هزار هکتار از عرصه‌های جنگلی شمال کشور دچار حریق شده است. ۴۲۰ هکتار از جنگل‌های گلستان طعمه حریق شد کارشناسان و متخصصان این حوزه معتقدند علاوه بر سرعت سرسام‌آور تخریب کمی و کیفی جنگل‌ها، این عرصه‌ها به‌ویژه در شمال کشور و از ارتفاع بالا فشار زیادی را تحمل می‌کنند. یخچال‌های باستانی در حال آب‌شدن است، چشمه‌ها یکی‌یکی خشک می‌شود و نابودی هر یک درخت، یک گام ما را به بیابانی‌شدن نزدیک می‌کند. این شرایط در گلستان که بارندگی در آن به نسبت دیگر استان‌های شمالی کمتر بوده، سخت‌تر است. برای همین همه‌ساله شاهد وقوع چند صد فقره آتش‌سوزی در عرصه‌های جنگلی این استان هستیم که هرچند متولیان می‌گویند خسارت‌ها عمدتا سطحی و ناچیز است، اما هکتارها جنگل آسیب می‌بیند. در این‌باره جانشین یگان حفاظت منابع طبیعی و آبخیزداری گلستان می‌گوید: از ابتدای امسال تا هفته گذشته بیش از ۴۰۰ فقره آتش سوزی در جنگل‌های استان رخ داده که سطحی که خسارت دیده بالغ بر ۴۲۰ هکتار برآورد شده است. بخشی از حریق‌ها در گلستان عمدی است محمدرضا آریان‌فر درباره آتش‌سوزی‌هایی که به یک‌باره بخش‌های مختلفی از جنگل‌های استان را در بر می‌گیرد، می‌افزاید: بررسی کارشناسی ما نشان می‌دهد تقریبا همه حریق‌ها علل انسانی داشته و حتی این گمانه‌زنی وجود دارد که چون در یک محدوده زمانی مشخص، در چند نقطه حریق رخ می‌دهد، این مسئله تعمدی است. اما اینکه این افراد چه افرادی هستند که آتش به جان جنگل‌ها می‌اندازند، تاکنون چیزی به دست نیاورده‌ایم. به گفته وی، بخش زیادی از آتش سوزی از کنار جاده‌ها شروع می‌شود و بخشی هم در عمق جنگل اتفاق می‌افتد، با این حال بخش زیادی از حریق‌ها سهوی و به دلیل بی‌مبالاتی افراد رخ می‌دهد. کمبود نیروهای حفاظتی در جنگل‌های استان گلستان جانشین فرمانده یگان حفاظت منابع طبیعی و آبخیزداری استان گلستان با اشاره به کمبود نیرو برای اطفای حریق می‌گوید: در کل استان امسال ۶۰ نیروی حفاظتی دیده‌بان داشتیم که قرارداد اغلب آنان به پایان رسیده و تنها تعداد محدودی از این افراد عمدتا در شرق استان، هنوز مشغول به‌کار هستند. زمانی که آتش‌سوزی در یک یا دو نقطه رخ دهد خیلی راحت با بسیج نیروها می‌توانیم آن را مهار و اطفاء کنیم اما وقتی همزمان در ۱۰ یا ۲۰ نقطه حریق رخ می‌دهد، نمی‌توانیم با این تعداد نیرو اقدامات خوب و به موقع انجام دهیم. برای همین از ظرفیت نهادهایی مانند سپاه و ارتش استفاده می‌کنیم. وی ادامه می‌دهد: آموزش برای مقابله با حریق یکی از موضوعات مهم و اساسی است. در حال حاضر بخشی از همان اندک نیروها، به واسطه حضور در اطفای آتش سوزی‌های زیاد، تجربه کافی به‌دست آورده‌اند اما اینکه نیروهای متخصصی برای این کار داشته باشیم، این‌گونه نیست. برای این کار قرار است حدود ۱۰۰ نفر از سربازان ارتش و سپاه را برای همکاری در زمان حریق، آموزش دهیم که هماهنگی لازم در این زمینه در حال انجام است. نیروی انسانی برای استفاده از تجهیزات نداریم وی درباره تجهیزات و امکاناتی که اغلب کارشناسان معتقدند اندک و ابتدایی است، می‌گوید: برای استان به اندازه کافی تجهیزات خریداری شده اما نیاز به نیروی انسانی داریم که بتواند از آن‌ها استفاده کند. علاوه براین باید پولی هم وجود داشته باشد که بتوانیم خرج استهلاک ماشین آلات و تجهیزات کنیم. نظر آریان‌فر درباره نیاز یا عدم نیاز استان به بالگرد در زمان اطفای حریق این است که بیش از ۹۰ درصد جنگل‌های استان در دسترس قرار دارد و برای اطفای حریق نیازی به بالگرد نیست هرچند برای هلی‌برد نیروها می‌توان از آن‌ها استفاده کرد. در حالی مسئولان از وجود امکانات و تجهیزات کافی سخن می‌گویند که تصاویر نیروهای امدادی و مردمی در زمان اطفای حریق و تجهیزاتی که در اختیار دارند، به خوبی نشان می‌دهد شرایط آن‌گونه که برخی مسئولان می‌گویند هم بر وفق مراد نیست. از سویی دیگر با وجود آتش‌سوزی‌های متعددی که در نقاط مختلف استان رخ می‌دهد، به طور مثال حدود یک‌ماه قبل در مدت ۲ روز ۲۱ نقطه از عرصه‌های جنگلی استان طعمه حریق شده بود، لازم است دیگر دستگاه‌ها و همچنین حوزه قضایی به این مسئله ورود کنند.نویسنده: فریده ستایشگر - تسنیم ]]> جامعه Sun, 10 Dec 2017 20:49:30 GMT http://siasatrooz.ir/vdcefw8zpjh87zi.b9bj.html خاک - خوزستان - خفه‌گی http://siasatrooz.ir/vdcdkx0f5yt0zf6.2a2y.html خوزستان و ریزگرد، پایتخت و وارونگی دما، بلوچستان و خشکسالی و حق آبه هامون، تهران و آلودگی خفه‌کننده، درگیری شهرها با ریزگردهای خفه‌کننده.... و باز هم تکرار... دور تسلسلی است بین تکرار آلودگی و هجوم ریزگرد و انگار هر بار فقط نام شهر است که تغییر می‌یابد اما در این دور تسلسل سهم خوزستان بیشترین هجوم ریزگرد است. قبول ندارید تیتر چند ساله اخیر را با هم مرور کنید: «گرد و خاک دوباره میهمان خوزستان شد»، «گردوخاک امروز خوزستان را درنوردید»، «آسمان خوزستان خاکی شد»، «ریزگردها مردم خوزستان را غافلگیر کرد»، «غلظت ریزگردهای اهواز ۶۰ برابر حد مجاز»، «خوزستان هوا ندارد، گرما و خاک دارد»، «رشد بیماران ریوی در خوزستان»، «گرد و خاک مدارس خوزستان را تعطیل کرد» و... تیترهایی که مردم خوزستان به شنیدن آن عادت کرده‌اند. انگار باید کم‌کم به خودمان بقبولانیم که همیشه با شروع فصل سرما گناهان مردم ما هم افزایش پیدا می‌کند و گرد و خاک اغلب شهرهای جنوبی و حتی کلانشهرها را فرا می‌گیرد. این داستان فقط و فقط برای این چندساله نیست و مردم استان خوزستان که روزی روزگاری جنگ را از نردیک لمس کردند حالا باید با این بحران بجنگند و از جان خود و عزیزانشان محافظت کنند. قرار بود ابتکار سبزپوش با لبخندی که به لب داشت عنان کار را دست گیرد. او آمد و قول بهبود اوضاع را داد هر چند که فرصتی که می‌طلبید کمی بیش از عمر دو دولت روحانی بود اما او هم در وسط کار بدون هیچ تغییر محسوسی رفت و کار را به شخص دیگری سپرد و توضیحی هم نداد که آیا یک سوم همان برنامه بلند مدتش را پیش برده یاخیر! البته کسی هم نبود که از او بپرسد و توضیح بخواهد. اما الان هم با مدیریت جدید حال هوا بهتر نشده است. اینکه رئیس‌جمهور محترم در سفر سال گذشته خود به اهواز علت اصلی وجود ریزگردها را به گناهان مردم ربط می‌دهد و نه به بی‌کفایتی مسئولان امر جای سوال است. اینکه ابتکارات خود را صرف جای دیگری کردند و مدیریت سازمان محیط‌زیست را به کلانتری دادند که به گفته خود تا زیر ۵ درصد از مسائل زیست‌محیطی آگاهی ندارد. اینکه فرد دیگری را به جای بانوی سبزپوش نشاندند ایرادی ندارد ولی بهتر بود کسی را جایگزین می‌کردند که حداقل‌های لازم این شغل را داشته باشد. درست است که کلانتری حداقل در لحظات بحرانی در سفر نیست اما باید بتواند پاسخگوی اوضاع باشد که متاسفانه تا کنون نشان داده که نمی‌تواند یا کاری از او بر نمی‌آید. حالا و در آخرین ماه پاییزی هستیم و به تعداد روزهای گرفته از گرد و خاک در اهواز و شهرهای جنوبی روز به روز افزوده می‌شود و بر شدت میزان آلایندگی‌ها هم افزوده می‌شود. مدیرکل هواشناسی خوزستان هفته گذشته اعلام کرده بود که ریزگردهای داخلی و خارجی این استان را در برمی‌گیرد ولی متاسفانه هیچ کاری برای جلوگیری از این امر اتفاق نیفتاد تا مانند سنت سال‌های گذشته فقط به تعطیلی مدارس بینجامد. اما حالا گرد و خاک از صبح روز جمعه نقاط مختلف استان خوزستان را فرا گرفت و آلودگی هوا در هفتاد و هفتمین روز پاییز در برخی نقاط به بیش از ۱۴ برابر حد مجاز رسید. براساس اعلام اداره کل حفاظت محیط‌زیست استان خوزستان میزان غلظت ریزگردها روز جمعه در شهر اهواز به ۲۱۴۱ میکروگرم بر مترمکعب رسید. گرد و خاک اهوازی‌ها را روانه بیمارستان کرد قائم‌مقام رئیس دانشگاه علوم پزشکی جندی‌شاپور اهواز از مراجعه ۴۹ نفر با عارضه تنگی نفس به مراکز درمانی زیرمجموعه این دانشگاه در اهواز خبر داد. رمضان احدی گفت: در نوبت صبح روز جمعه ۴۹ نفر با عارضه تنگی نفس به بیمارستان‌های شهر مراجعه کردند که بیشتر آنها بیماری زمینه‌ای داشتند. وی تصریح کرد: بیشتر افراد مراجعه‌کننده بزرگسال بودند ولی تعداد مراجعه‌کنندگان با عارضه تنگی نفس نسبت به سال‌های گذشته کاهش داشت. فضاهای آموزشی و معابر عمومی خوزستان باید از گرد و غبار پاک شوند مدیر سلامت محیط و کار مرکز بهداشت خوزستان با تاکید بر لزوم پاکسازی فضاهای آموزشی و معابر عمومی از گرد و غبار گفت: سطوح آلوده به گرد و غبار می‌توانند یک منبع گرد و غبار محلی و بیماری‌زا باشند. فرهاد صفدری با اشاره به وقوع پدیده ریزگردها طی روزهای پنجشنبه و جمعه هفته گذشته در استان خوزستان اظهار کرد: به طور کلی سطوح آلوده به گرد و غبار در سطح شهر اعم از فضاهای آموزشی، نیمکت‌ها و میز و صندلی‌های آلوده به گرد و غبار در مدارس، معابر، خیابان‌ها و اماکن عمومی، مبلمان شهری، ایستگاه‌های اتوبوس و فضاهای سبز آلوده به ذرات گرد و غبار، در صورت عدم پاکسازی و شست‌وشوی مناسب، می‌توانند بیماری‌زا باشند. وی ادامه داد: ذرات گرد و غبار چسبیده به این سطوح می‌توانند بر اثر تردد شهروندان نظیر فعالیت، دویدن و راه رفتن دانش‌آموزان در کلاس‌ها و راهروها و حیاط مدارس آلوده به ریزگردها و همچنین حرکت و تردد وسایل نقلیه در خیابان‌ها مجددا بالا بروند و به عنوان یک منبع گرد و غبار محلی عمل کنند و وارد سیستم تنفسی دانش‌آموزان و شهروندان شوند که در این صورت آثار مشکلات تنفسی بر سلامت شهروندان تحمیل می‌شود. مدیر سلامت محیط و کار مرکز بهداشت خوزستان گفت: درصورت تماس دانش‌آموزان و شهروندان با سطوح آلوده به گرد و غبار، این ذرات که می‌توانند حاوی انواع آلاینده‌های صنعتی باشند، آثار متفاوتی بر سلامتی فرد می‌گذارند. از آثار ناشی از بار میکروبی این ذرات گرفته تا آثار مربوط به ورود این ذرات به عنوان ماده آلرژی‌زا در بدن افراد. صفدری بیان کرد: بنابراین پاکسازی، شست‌وشو و نظافت مرتب مدارس و فضاهای آموزشی و همچنین معابر و اماکن آلوده به گرد و غبار پس از وقوع این پدیده بسیار حائز اهمیت است و عدم پاکسازی می‌تواند عوارض مختلفی بر سلامت شهروندان بگذارد. نکته مهم این است که مردم کشورمان در کشاکش این عرض اندام‌ها و ادعاهای عده‌ای که هیچ‌گاه نتوانستند حال هوا را با برگزاری جشن و قایق‌سواری و.. خوب کنند بیشترین متضرر هستند که کمترین میزان توجه و پاسخگویی را برخوردارند. شاید بهتر باشد بعد از ۵ سال آزمون و خطا کار را به دست کسانی سپرد که بارها اعلام آمادگی کردند که توان بر آمدن از پس این مشکلات را دارند. کاش به جای ترجیح دوستان هم‌حزبی مجالی را هم برای کارهای عملیاتی به متخصصان بدهیم. نویسنده: محسن رجبی ]]> جامعه Sat, 09 Dec 2017 19:36:43 GMT http://siasatrooz.ir/vdcdkx0f5yt0zf6.2a2y.html خدمتگزاری ارتش و سپاه به مردم خاری در چشم دشمنان نظام و انقلاب http://siasatrooz.ir/vdceww8zzjh87zi.b9bj.html وحدت و برادری بین ارتش و سپاه به عنوان دو بازوی معاضدتی نیروهای مسلح کشور، همیشه چون خاری بر چشم دشمنان بوده و برای ایجاد اختلاف و جدایی بین این دو نیروی کارآزموده که با تقدیم جان خود وفاداری‌شان را به مردم و‌نظام ثابت کرده‌اند لحظه‌ای بیکار ننشسته‌اند و در تمام سال‌های پس از انقلاب سعی در مسموم نمودن رابطه این دو نیرو داشته‌اند. رهبر معظم انقلاب با اشراف اطلاعاتی و شناخت حداکثری از وضعیت موجود در نیروهای مسلح و‌فعالیت‌های مسموم دشمنان، همواره چراغ راه این دو نیروی ایثارگر و خدمتگزار بوده و با فرمایشات خود در زمان و‌مکان مناسب نقشه منافقین و بد خواهان را نقش بر آب می‌نمایند. فرمایشات معظم‌له در هنگام انتصاب فرمانده ارتش موید این واقعیت است که پیش از آنکه دشمنان تصمیم به اجرای توطئه بنمایند، فرماندهی کل قوا بایک دستور صریح ضمن هدایت فرماندهان آنها را از توطئه‌های دشمنان آگاه ساخته و مطلع می‌نمایند. و پیش از آنکه نیات دشمنان به مرحله اجرا در بیاید نقشه آنها را نخ‌نما می‌کنند. برای مثال تاکید فرمانده کل قوا در هنگام انتصاب امیر سرلشگر رحیم‌موسوی به فرماندهی ارتش مبنی بر؛ «هم‌افزایی با سایر نیروهای مسلح، شتاب گیرد و مجموعه آجا به نصاب شایسته‌تر برسد» نشان از رصد توطئه‌های دشمنان قبل از اجرا دارد. بیانات امیر موسوی در مراسم دانش‌آموختگی دانشجویان دانشگاه‌های افسری مبنی بر بیعت ارتش و سپاه و قدردانی سردار باقری از بیانات ایشان و حکیمانه خواندن مواضع وی در وحدت بین ارتش و‌ سپاه و ایجاد نا امیدی در اهداف خصمانه دشمن، نشان از استحکام و آگاهی فرماندهان ارتش و سپاه از توطئه دشمنان دارد. در اولین روز پس از زلزله فرماندهان ارتش سپاه دوش در دوش همدیگر در محل زلزله حاضر شده و با تقسیم کار و نظمی مثال‌زدنی هر آنچه را که در توان داشتند را برای یاری رساندن به مردم عزیز و شهیدپرور این خطه در طبق اخلاص گذاشتند، تا جایی که وقتی مردم فهیم و داغ‌دیده چگونگی تلاش، مساعدت و ایثارگری نیروهای مسلح را می‌دیدند آلام خود را فراموش کرده و در کوی و برزن به ایرانی بودن خود افتخار می‌کردند. تلاش دشمنان برای ایجاد تفرقه و نارضایتی بین نیروهای ارتش و سپاه و سیاه و سفید کردن نیروهای مسلح هیچ نتیجه‌ای نداد چراکه همه مردم می‌دانند که یک یگان نظامی هیچ تحرک و فعالیتی را بدون دستور انجام نمی‌دهد و یقینا هر آنچه را که ارتش و‌سپاه در آغازین روز زلزله تا به امروز انجام داده است همگی بنا به دستور فرماندهی کل قوا و هدایت ستادکل نیروهای مسلح بوده است. و اینگونه است که زلزله وحدت و یکپارچگی نیروهای مسلح را به منصه ظهور می‌گذارد. و در انتها پیام فرمانده نیروی زمینی ارتش امیر حیدری که در کانون منطقه زلزله‌زده می‌گوید: ارتش و سپاه در کنار هم خدمت‌رسانی به هموطنان عزیز زلزله‌زده را انجام می‌دهند و این کمک‌رسانی را بعنوان سربازان ولایت وظیفه خود می‌دانند‌. صادق خسرو - مدرس دانشگاه ]]> جامعه Mon, 04 Dec 2017 22:08:01 GMT http://siasatrooz.ir/vdceww8zzjh87zi.b9bj.html سیلی سرما و سوء مدیریت بر صورت کرمانشاه http://siasatrooz.ir/vdcdsx0fnyt0zf6.2a2y.html بارش شدید باران از شب‌های گذشته در شهرهای مختلف مناطق زلزله‌زده آغاز شده است و دمای هوا در این مناطق به شدت کاهش یافته است. علی‌رغم امدادرسانی دستگاه‌های حمایتی از زلزله‌زدگان، هنوز تعداد بسیاری از خانواده‌ها، در چادرهایی زندگی می‌کنند که هیچگونه عایقی در برابر نفوذ باران ندارد. برخی از خانواده‌ها با وجود فرزند معلول و یا زن باردار و دیگر شرایط اضطراری، هنوز کانکس دریافت نکرده‌اند و با سرمای سخت این روزها، دست و پنجه نرم می‌کنند. در مناطق مختلف زلزله‌زده استان کرمانشاه از جمله شهر سرپل ذهاب، کانکس‌های اهدایی از سوی گروه‌های مردمی و ورزشکاران موجود است و مسئولان با دلایل مختلف از واگذاری آن به مردم بی‌پناه زلزله‌زده خودداری می‌کنند. یکی از افرادی که هم‌اکنون با خانواده خود، درون یک کانکس زندگی می‌کند و امانتدار حدود ۲۰ کانکس از سوی گروه‌هایی چون ورزشکاران، است، می‌گوید: به ما گفته‌اند که این کانکس‌ها باید به فلان منطقه فرستاده شود و تا موعد آن باید در این مجموعه باقی بماند. او که می‌خواهد حرف‌هایش بدون قید نام منتشر شود، اینطور ادامه می‌دهد: گروهی که کانکس‌های فوق را به زلزله‌زدگان اهدا کرده است، در هیچ کجا قید نکرده است که باید کانکس‌ها را به آدم‌های فلان منطقه تحویل دهد. در حال حاضر بسیاری از مردم زلزله‌زده زیر باران مانده‌اند و هیچ سرپناهی ندارند اما کانکس‌های اینجا بلا استفاده باقی مانده است و بهتر است بگوییم که احتکار شده است. زندگی در سرمای سخت این روزها در کرمانشاه، زیر چادری که هیچگونه عایقی ندارد، درد و رنج از دست دادن عزیزان و آوار شدن خانه‌های زلزله‌زدگان را صد چندان کرده است و مسئولان باید چاره اساسی بیندیشند. ۲ هزار کانکس در یکی از شهرک‌های اطراف سرپل ذهاب دپو شده است نایب رئیس کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی گفت: در حال حاضر بالغ بر ۲ هزار کانکس در یکی از شهرک‌های اطراف سرپل ذهاب دپو شده است در حالی که بسیاری از زلزله‌زدگان نیازمند اسکان موقت هستند. فرهاد تجری در گفت‌وگو با باشگاه خبرنگاران جوان؛ اظهار کرد: متاسفانه روند اسکان موقت زلزله‌زدگان برخلاف وعده مسئولان در روزهای نخست وقوع زلزله به کندی و با تأخیر انجام می‌شود و این امر ابراز نارضایتی زلزله‌زدگان را به دنبال داشته است. تجری افزود: با وجود اینکه تعداد زیادی کانکس برای اسکان موقت زلزله‌زدگان از سوی مردم و گروه‌های مردمی اهدا شده است مسئولان مربوطه این کانکس‌ها را در یکی از شهرک‌های اطراف شهر سرپل ذهاب دپو کرده‌اند و مشخص نیست که کار واگذاری آنها به چه شکل و از چه زمانی آغاز می‌شود. تجری خاطرنشان کرد: قصور و کوتاهی بنیاد مسکن بعد از گذشت بیش از ۲۰ روز از زلزله اخیر موجب شده است که هنوز در برخی از روستاهای زلزله‌زده «ناوافره» کار آوار برداری و از زیر آوار در آوردن اسباب و اثاثیه زلزله‌زدگان انجام نشده است و بارندگی‌های فعلی سبب از بین رفتن وسایل مردم و وارد آمدن خسارت بیشتری به زلزله‌زدگان شده است. وی ادامه داد: اولویت‌ بندی که مسئولان اسکان موقت از آن صحبت می‌کنند بعد از گذشت این مدت طولانی معنایی ندارد و حتی وقتی که بخش خصوصی می‌خواهد به بحث اسکان موقت زلزله‌زدگان ورود کند از آن جلوگیری می‌شود. نایب رئیس کمیسیون اصل نود تاکید کرد: ‌در حال حاضر کمک‌های مردمی که شامل کانکس و دیگر اقلام مورد نیاز زلزله‌زدگان می‌شود در مبادی ورودی مناطق زلزله‌زده توسط مسئولان ذیربط ضبط می‌شود و اجازه نمی‌دهند که مردم مثل روزهای نخست زلزله که به امدادرسانی زلزله‌زدگان شتافتند کار اسکان موقت را نیز مدیریت و دنبال کنند. تجری یادآور شد: مسئولان نتوانستند اسکان موقت زلزله‌زدگان را آنگونه که باید مدیریت کنند و با عناوینی چون اولویت‌بندی، فقط زمان را می‌خرند و نمی‌توانند خدمات درستی ارائه دهند پس بهتر است اجازه بدهند که مردم فکری به حال زلزله‌زدگان کنند. وی تاکید کرد: دستگاه‌های فعلی نمی‌توانند پاسخگوی نیاز مردم زلزله‌زده باشند و یک بروکراسی کاذب و بیهوده را به راه انداخته و همین امر باعث شده است که زلزله‌زدگان در سرما و برف و باران شدید تحت فشار مضاعف باشند. وی اظهار کرد: در حال حاضر بالغ بر ۲ هزار کانکس در یکی از شهرک‌های اطراف سرپل ذهاب دپو شده است در حالی که این تعداد کانکس می‌تواند نیاز بیشتر خانواده‌های زلزله‌زده را در اسکان موقت برطرف کند و آنها را از زندگی سخت در چادر و در سرمای شدید نجات دهد. تجری تصریح کرد: مسئولان به بهانه اینکه ما کمک‌های مردمی را به دست زلزله‌زدگان می‌رسانیم اجازه نمی‌دهند که مردم دخالت چندانی در بحث اسکان موقت داشته باشند، این در حالی است که مدیریت آنها غلط است و از وعده‌های روزهای نخست مسئولان خبری نیست. نایب رئیس کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: اسکان موقت روستاییان تا حدودی پیش رفته است و بیشترین معضل آنها در مسئله آوار برداری است که متاسفانه هنوز برآورد خسارت از سوی کارشناسان انجام نشده است که بتوان اجازه آواربرداری را صادر کرد و به صراحت می‌توان گفت:‌ که مسئولان تنها بر روی کاغذ مسئولیت را پذیرفته‌اند و در میدان عمل در مبحث اسکان موقت زلزله‌زدگان توفیق چندانی نداشته‌اند. وی یادآور شد: برخورد بد کارشناسان و پرسنل بنیاد مسکن با مردم زلزله‌زده که تا دیروز به هر نحوی آبرو مندانه و با عزت در خانه‌های خود زندگی می‌کردند و با تقدیر الهی به این روز افتادند یکی دیگر از اتفاقات تلخی است که این روزها در مناطق زلزله‌زده به ویژه در مناطق روستایی با آن مواجه هستیم. تجری تاکید کرد: نوبت‌دهی، صدور مجوز و اقدامی از این دست که جزء بروکراسی‌های بنیاد مسکن است، زلزله‌زدگان مناطق مختلف استان کرمانشاه را زمین‌گیر کرده است. نایب رئیس کمیسیون اصل نود گفت: مسئولان در نظر دارند کانکس‌های اهدایی مردم را با احتساب پول به زلزله‌زدگان کرمانشاه واگذار کنند و همین امر موجب شده است که کار اسکان موقت زلزله‌زدگان با کندی پیش برود که سختی زندگی زلزله‌زدگان را در شرایط فعلی مضاعف کرده است. تا ۵، ۶ هفته آینده کانکس‌ها را توزیع می‌کنیم! برای جویا شدن علت واگذار نشدن کانکس‌ها با معاون استاندار کرمانشاه تماس گرفتیم، مجتبی نیک‌کردار معاون عمرانی استاندار کرمانشاه اظهار کرد: در حال حاضر یک گردش کاری با مدیریت بنیاد مسکن انقلاب اسلامی تشکیل شده است که اولویت تحویل کانکس به زلزله‌زدگان استان کرمانشاه را مشخص کرده است. وی ادامه داد: براساس این گزارش، روستاییان، زنان سرپرست خانوار و خانواده‌های دارای فرزند معلول و پس از آن، خانواده‌هایی که منزل مسکونی‌شان در زلزله اخیر تخریب شده است در اولویت دریافت کانکس قرار دارند. معاون عمرانی استاندار کرمانشاه تصریح کرد: هم‌اکنون توزیع کانکس میان اولویت‌های تعیین شده، آغاز شده است اما، به دلایلی با کندی پیش می‌رود و در نهایت اسکان موقت زلزله‌زدگان در کانکس، ظرف ۵ تا ۶ هفته آینده به اتمام می‌رسد. نیک‌کردار خاطرنشان کرد: با توجه به شرایط آب و هوایی که در مناطق زلزله‌زده در روستاهای استان کرمانشاه حاکم است و همچنین واقع شدن آن‌ها در نقاط کوهستانی، روستاییان جزء اولویت‌های دریافت کانکس هستند. وی یادآور شد: کار تفکیک و شناسایی خانواده‌هایی که منزل آنها در زلزله تخریب شده است، آغاز شده و این روند تا پایان شناسایی با دقت ادامه دارد. معاون عمرانی استاندار کرمانشاه تاکید کرد: در حال حاضر آمار دقیقی از خانواده‌هایی که واحدهای مسکونی آنها به کلی تخریب شده است نداریم، اما پیش‌بینی می‌کنیم حدود ۳ هزار خانواده با این شرایط باشند که به تدریج کانکس مورد نیاز به آنها واگذار می‌شود. نیک‌کردار اظهار کرد: متأسفم که همشهریانم در شرایط فعلی و با وجود بارندگی باید در چادر زندگی کنند اما ببخشید که نمی‌توانم به زلزله بگویم که چرا روز بیست و یکم آبان‌ماه را که هوا سرد است را برای آمدن انتخاب کرد و در فصل تابستان که باران نمی‌بارد نیامده است. وی تصریح کرد: براساس کارشناسی صورت گرفته توسط بنیاد مسکن انقلاب اسلامی، تخریب واحد‌های مسکونی نیازمند تعمیر که در جریان وقوع زلزله آسیب دیده‌اند به میزانی بوده است که با انجام یک تعمیر سطحی برای سکونت مجدد خانواده‌ها مشکلی وجود نخواهد داشت. معاون عمرانی استاندار کرمانشاه خاطرنشان کرد: هزینه تعمیر واحد‌های مسکونی زلزله‌زدگان، توسط بنیاد مسکن انقلاب اسلامی به آنها پرداخت خواهد شد و خانواده‌ها به تدریج منازل فوق را تعمیر و در آن مستقر می‌شوند. جالب است بدانید به دلیل کمبود فضا برای اسکان و برپایی چادر برای استقرار برخی از خانواده‌ها از فضای بین دو بلوار استفاده شده است و علاوه بر خطرات احتمالی زندگی بین دو خیابان، هم‌اکنون وضعیت این خانواده‌ها نیز بسیار دردناک و تأسف بار است. نیک‌کردار در تشریح این مطلب که بسیاری از خانواده‌های زلزله‌زده در میان بلوارهای شهر سرپل ذهاب چادر زده‌اند، تاکید کرد: چه کار کنم! باران سرپل ذهاب نسبت به روستاهای زلزله‌زده گرمسیر بیشتر است و تا شناسایی خانواده‌ها با اولویت‌های تعیین شده و تحویل کانکس به آن‌ها به اتمام نرسد، نمی‌توان به خانواده‌های فوق کانکس واگذار کرد. وی ادامه داد: همه امکاناتی را که در اختیار داریم بسیج کرده ایم تا مردم زلزله‌زده استان کرمانشاه را از شرایط فوق نجات دهیم و کانکس‌ها به تدریج به اولویت‌های مشخص شده بنیاد مسکن انقلاب اسلامی تحویل خانواده‌ها می‌شود. نیک‌کردار تصریح کرد: واگذاری کانکس‌ها به ترتیب اولویتی که تعیین شده است، با معرفی جامعه هدف از سوی نهادهای ذیربط همچون کمیته امداد امام خمینی(ره)، سازمان بهزیستی، فرمانداری و سایر دستگاه‌های مسئول صورت می‌گیرد. ]]> جامعه Fri, 08 Dec 2017 20:40:33 GMT http://siasatrooz.ir/vdcdsx0fnyt0zf6.2a2y.html قصه «دهقان فداکار» و آن شب پاییزی به سر رسید http://siasatrooz.ir/vdciurazyt1auz2.cbct.html ریزعلی خواجوی که به دلیل عارضه شدید ریوی در بیمارستان امام رضا(ع) بستری بود، شنبه شب دار فانی را وداع گفت. وی در ۲۳ آبان ۹۶ در سن ۸۶ سالگی بر اثر عارضه کلیوی و ریوی در بیمارستان خاتم‌الانبیای میانه بستری شده بود که حال وی وخیم اعلام شده بود. دهقان فداکار برای ادامه درمان به بیمارستان امام رضا(ع) در تبریز منتقل شد که پزشکان اعلام کردند وی به بیماری ذات‌الریه مبتلا شده است در نهایت این مرد فداکار در روز ۱۱ آذرماه ۹۶ در بیمارستان امام رضای تبریز دار فانی را وداع گفت. غروب یکی از روزهای سرد پاییز بود. خورشید در پشت کوه‌های پربرف یکی از روستاهای آذربایجان فرو رفته بود. کار روزانه‌ی دهقانان پایان یافته بود. ریزعلی هم دست از کار کشیده بود و به ده خود باز می‌گشت. در آن شب سرد و تاریک، نور لرزان فانوس کوچکی راه او را روشن می‌کرد. دهی که ریزعلی در آن زندگی می‌کرد نزدیک راه‌آهن بود. ریزعلی هر شب از کنار راه‌آهن می‌گذشت تا به خانه‌اش برسد. آن شب، ناگهان صدای غرش ترسناکی از کوه برخاست. سنگ‌های بسیاری از کوه فرو ریخت و راه‌آهن را مسدود کرد. ریزعلی می‌دانست که، تا چند دقیقه دیگر، قطار مسافربری به آنجا خواهد رسید. با خود اندیشید که اگر قطار با توده‌های سنگ برخورد کند واژگون خواهد شد. از این اندیشه سخت مضطرب شد. نمی‌دانست در آن بیابان دورافتاده چگونه راننده‌ی قطار را از خطر آگاه کند. در همین حال، صدای سوت قطار از پشت کوه شنیده شد که نزدیک شدن آن را خبر داد. ریزعلی روزهایی را که به تماشای قطار می‌رفت به یاد آورد. صورت خندان مسافران را به یاد آورد که از درون قطار برای او دست تکان می‌دادند. از اندیشه‌ی حادثه‌ی خطرناکی که در پیش بود قلبش سخت به تپش افتاد. در جست‌و‌جوی چاره‌ای بود تا بتواند جان مسافران را نجات بدهد. ناگهان، چاره‌ای به خاطرش رسید. با وجود سوز و سرمای شدید، به سرعت لباس‌های خود را از تن درآورد و بر چوبدست خود بست. نفت فانوس را بر لباس‌ها ریخت و آن را آتش زد. ریزعلی در حالی که مشعل را بالا نگاه داشته بود، به طرف قطار شروع به دویدن کرد. راننده قطار از دیدن آتش دانست که خطری در پیش است. ترمز را کشید. قطار پس از تکان‌های شدید، از حرکت باز ایستاد. راننده و مسافران سراسیمه از قطار بیرون ریختند. از دیدن ریزش کوه و مشعل ریزعلی، که با بدن برهنه در آنجا ایستاده بود، دانستند که فداکاری این مرد آنها را از چه خطر بزرگی نجات داده است. به گزارش مشرق، "ریزعلی خواجوی" نام‌آشنای همه ایرانیان است. داستان فداکاری وی در کتاب‌های سال سوم دبستان سال‌هاست که ‌منتشر می‌شود. فداکاری که در یک شب سرد سال ۱۳۴۱ جان صدها نفر را نجات داد و به رغم کتک خوردن آن شب، از این ماجرا به عنوان بهترین خاطره زندگیش یاد می‌کرد. ریزعلی که در سال ۱۳۰۹ در روستای "قالاچق" از توابع شهرستان "میانه" به دنیا آمده بود به شرح ماجرای شبی پرداخته بود که جان مسافران قطار تبریز به تهران را نجات داد؛ آن هم بر روی ریل‌های آهنی و بر فراز درّه‌ای ۴۰ متری که اگر ریزعلی نبود و قطار از راه می‌رسید، شاید قطعه‌های کوچک و بزرگ آن غول آهنی و مسافرانش را باید در میان امواج خروشان رودخانه سرد پایین ریل پیدا می‌کردند. ریزعلی می‌گفت: «این واقعه به حدود ۵۰ سال پیش و زمانی که حدود ۳۱ الی ۳۲ ساله بودم و یک فرزند داشتم بازمی‌گردد؛ یادم می‌آید اواخر پاییز بود که یک شب باجناقم میهمان من شده بود؛ ساعت ۸ شب یکباره از زیر کرسی بلند شد و گفت که "الان یادم افتاد که فردا دوستانم برای فروش گوسفندان خود به تهران می‌روند و من هم باید بروم" و از من خواست که او را به ایستگاه قطار در حدود ۷ کیلومتری منزلمان برسانم. هرچه به او اصرار کردم که "هوا سرد و بارانی است، امشب را بمان"، قبول نکرد که در نهایت با یک فانوس و تفنگ شکاری به راه افتادیم و او را به ایستگاه رساندم. در راه برگشت به خانه دیدم که فاصله میان دو تونل بر روی خط آهن به خاطر ریزش کوه مسدود شده است و یادم آمد که قطار تا چند دقیقه دیگر از ایستگاه به سمت پایین راه می‌افتد، آن هم قطاری که پُر از مسافر است. با خودم گفتم "هر چه بادا باد"؛ راه افتادم به سمت ایستگاه، اما حدود دو کیلومتر که مانده بود متوجه شدم که قطار از ایستگاه حرکت کرده و چون وزش باد فانوسم را خاموش کرده بود، چاره‌ای ندیدم جز اینکه کُتم را درآوردم و بر سر چوب بستم و نفت فانوس را بر روی آن ریختم و با کبریتی که همراه داشتم، آن را آتش زدم و دوان دوان بر روی ریل قطار به راننده علامت دادم. وقتی دیدم که راننده متوجه نمی‌شود، با تفنگ شکاری یکی دو گلوله شلیک کردم که راننده متوجه شد و وقتی قطار کم‌کم توقف کرد، همه مأموران و مسافران از آن بیرون ریختند و اول فکر می‌کردند که من قصد سوار شدن به قطار را داشته‌ام! به همین خاطر، آنقدر کتکم زدند که له و لورده شدم! ریزعلی حال و هوای مسافران را هم از یاد نمی‌برد و می‌گوید: وقتی به آنها گفتم که چه اتفاقی افتاده و صحنه را نشانشان دادم، آن وقت بود که متوجه شدند، جان حدود ۱۰۰۰ نفر نجات پیدا کرده است و آنقدر به شعف آمده بودند که بازرس قطار همان شب، تمام جیب‌هایش را گشت و ۵۰ تومان به من انعام داد. چون لباس‌هایم درآورده و لُخت شده بودم و عرق‌ریزان بر روی ریل دویده بودم، آن شب سرما خوردم و تمام بدنم عفونت کرد و ۱۵ روز در یکی از درمانگاه‌های میانه تحت درمان بودم و بعد از آن بود که برای ادامه درمان به تبریز رفتم، اما هزینه درمانم آنقدر بالا بود که حتی گوسفندانم را فروختم و خلاصه در آن دو سه ماه درمان، تمام دارایی‌ام را خرج کردم. یک سال پس از حادثه، داستان آن شب وارد کتاب‌های درسی بچه‌ها شد، اما تا سال ۶۹ یا ۷۰ هیچکس جز اهالی روستایمان نمی‌دانست که دهقان فداکار منم؛ تا اینکه وقتی به خاطر بیماری در یکی از بیمارستان‌های تبریز بستری شده بودم، به طور اتفاقی و البته بعد از تحقیقات، من را شناختند.» حالا پیرمرد از نفس افتاده است و از او خاطره‌ای برای ما باقی مانده است که قطعا هیچ‌وقت فراموشش نمی‌کنیم. مراسم تشییع «دهقان فداکار» امروز از ساعت ۱۰ صبح از میدان آزادی میانه برگزار و در پارک لاله میانه تدفین می‌شود. از همین حالا می‌توان شکوه این بدرقه را در ذهن تصویرسازی کرد. ]]> جامعه Sun, 03 Dec 2017 22:22:51 GMT http://siasatrooz.ir/vdciurazyt1auz2.cbct.html ابهام مردم از قانوني شدن بازاريابي شبكه اي در ايران فعاليت شركت هاي هرمي خوب يا بد؟ http://siasatrooz.ir/vdcexp8x.jh8x7i9bbj.html آيا واقعا فعاليت شركت هاي هرمي در كشور قانوني شده است؟ به دنبال گزارش يكي از روزنامه ها درباره قانوني شدن فعاليت شركت هاي هرمي در كشور، اين خبر به سرعت در جامعه انعكاس پيدا كرد، به گونه اي كه وزارت اطلاعات مجبور شد تا نسبت به اين گزارش حساسيت نشان داده و با اعلام موضع، نسبت به سوءبرداشتهاي ناشي از اين گزارش واكنش نشان دهد.پس از انتشار اين اطلاعيه، در توضيحاتي كه يكي از مسئولان بازرگاني دادند البته اعلام داشتند كه آن دسته از شركت هاي هرمي غير قانوني كه بتوانند ضوابط تعيين شده را رعايت كنند مي توانند به صورت قانوني فعاليت كنند.اين توضيح بر اين نكته تاكيد دارد كه بر خلاف نظر وزارت اطلاعات،امكان فعاليت قانوني شركت هاي هرمي وجود دارد. شايد هيچ كس نباشد كه براي يك بار هم كه شده پيه گلدكوئيستي ها يا همان شركت هاي هرمي به تنش نخورده باشد. تقريبا همه مردم يا يك بار توسط دوستان و آشنايان در جلسات اين شركت ها به اصطلاح" پرزنت" شده اند،يا آنكه دعوت به همكاري شده اند. آن دسته از مردمي هم كه به طور مستقيم با افرادي كه در شركت هاي هرمي فعالند ارتباط نداشته اند،به واسطه تبليغات منفي اي كه پيرامون اين شركت ها به راه افتاد، كاملا نسبت به اين شركت ها، آشنايي دارند. اين تبليغات منفي پيرامون شركت هاي هرمي كه مشهورترين آنها شركت گلدكوئيست است، در چند سال اخير آنقدر شدت داشته است كه بلافاصله با شنيدن خبر قانوني شدن فعاليت شركت هاي هرمي، ذهن ها به سوي تبعات منفي تبليغ شده از سوي دستگاه هاي دولتي و رسانه هاي جمعي رفته است.پرسش اين است:اگر واقعا آن گونه كه مسئولان وزارت اطلاعات،بانك مركزي و نمايندگان مجلس مي گويند شركت هاي هرمي موجب مالباختن 95 درصد اعضا مي شود،اگر در شبكه هاي هرمي،بزه هاي اجتماعي رخ مي دهد،اگربه واسطه فعاليت اين شركت ها اقتصاد كشور آسيب مي بيند،پس چگونه دولت مي خواهد با شبكه هاي بازاريابي جايگزين،اينگونه فعاليت ها را قانوني كند؟ وزارت اطلاعات كه وظيفه برخورد با فعاليت شركت هاي هرمي را بر عهده دارد، در بيانيه اي كه صادر كرده است تاكيد دارد كه فعاليت شبكه هاي بازاريابي با شركت هاي هرمي تفاوت دارد.اما به نظر مي رسد شباهت هاي زيادي ميان شبكه بازاريابي با شركت هاي هرمي وجود دارد كه امكان وقوع مالباختگي اعضا را در حالت قانوني هم كم نمي كند.در اين مورد البته بايد منتظر توضيحات بيشتر مسئولان بود اما طبق اطلاعات منتشره درباره نحوه فعاليت قانوني شبكه هاي بازاريابي، مسلم است كه در آينده شاهد كساني خواهيم بود كه با اميدهاي بسياري وارد اين شبكه ها شده اند اما دست از پا درازتر واپس كشيده اند. در شركت هاي هرمي رشد شبكه‌ها در طول زمان با افزايش تعداد مشتريان، كند و كندتر مي‌شود. يك شبكه دودويي در لايه بيستم به بيش از يك ميليون عضو و در لايه سي و سوم به بيش از 8 ميليارد عضو جديد نياز دارد! در نتيجه دير يا زود زماني مي‌رسد كه ديگر نمي‌توان در زمان معقول براي شركت مشتري پيدا كرد. اينجاست كه درصد بسيار بالايي از اعضاي اين شبكه ضرر مي‌كنند. اين در حالي است كه شركت و تنها درصد كمي از مشترياني كه زودتر وارد شبكه شده‌اند، به سودي بسيار رسيده‌اند. در چنين حالتي دولت چگونه مي تواند در مقابل هزاران فردي كه با وعده پورسانت هاي عالي وارد شبكه خواهند شد،لااقل سود حداقلي آنها را تا حدي تضمين كند؟ نبايد فراموش كنيم كه شركتي كه در هر مرحله بيش از 90 درصد مشتريانش در انتظار سود هستند، اگر يك ميليون عضو داشته باشد 900 هزار نفر آنها در انتظار سود هستند و اين انتظار در صورتي به پايان مي‌رسد كه تعداد كل مشتريان 10 ميليون نفر شود و در اين حالت تعداد كساني كه در انتظار سود هستند به 9 ميليون نفر رسيده است! يعني تعداد اين افراد 10 برابر شده است. اين روند دير يا زود متوقف خواهد شد و واضح است كه هر چه زمان توقف، ديرتر باشد، تعداد ضرركرده‌ها بيشتر خواهد بود.در واقع احتمال به سود رسيدن اعضا در اينگونه شركت ها بسيار بسيار ضعيف است،بنابراين در صورت قانوني بودن شبكه هاي بازاريابي،همه نارضايتي هاي ناشي از مالباختگي و بر باد رفتن آرزوهاي واهي،متوجه مراجع قانوني خواهد شد كه از اين فعاليت ها حمايت كرده اند. البته قابل درك است كه دولت سعي دارد تا ولع عجيب جامعه را براي كارهاي بازاريابي شبكه اي به سوي راه هاي كم خطر تر هدايت كند،اما آيا واقعا دولت مي تواند تبعات ناشي از قانوني شدن فعاليت هاي شبكه اي را كنترل كند؟ شرکت های هرمی به صورت گسترده از سال 1379 با شرکت گلد کوئیست به ايران پا گذاشتند. سود حاصل از فعاليت در بازار ايران آنقدر براي شركت گلد كوئيست چشمگير بود كه بازار بكر ايران را مورد توجه ديگر شركت هاي هرمي قرار داد. جوان بودن جامعه ايراني، روياهاي انباشته شده و پاسخ داده نشده جوانان درباره زندگي مصرفي بهتر و البته بيكاري بخش هايي از جامعه جوان، ايران را به بازاري درخشان براي فعاليت شركت هاي هرمي بدل كرده است و آنها همه تلاش خود را براي استفاده از اين بازار بكر به كار گرفتند. به گونه اي كه گفته مي شود بيش از 300 شركت هرمي در كشور در حال فعاليت است. حاصل فعاليت اين شركت ها در كشور، هزاران مالباخته اي بود كه به سوداي سود كلان و افسانه اي به عضويت شبكه هاي هرمي درآمده بودند و پس از اندكي ، براي دريافت اصل سرمايه خود راهي دادگاه ها شده بودند. برخي از اين مالباختگان افرادي بودند كه براي رونق بخشيدن به تجارت موهوم خود حتي شغل ثابت خود را رها كرده بودند و پس از مدتي نه تنها به هيچ سودي دست نيافتند، بلكه به لشكر بيكاران كشور هم افزوده شده بودند. بر هم خوردن روابط خانوادگي همسران، ايجاد تنش بين والدين و فرزندان، سرقت، كت كاري و ضرب و جرح و حتي بدتر از آن، قتل از جمله عوارضي بود كه گريبانگير برخي از به دام افتادگان اين شركت ها به آن دچار شدند. اين در حالي بود كه فعاليت اين گونه شركت ها موجب خارج شدن مبالغ متنابهي ارز از كشور شده است. كسي از ميزان دقيق ارزي كه از سوي اين شركت ها از كشور خارج شده است اطلاعي ندارد، اما بدون شك ميزان اين مبالغ به حدي بوده است كه به توجه به گسترش فعاليت شركت هاي هرمي، وظيفه برخورد با آنها به عهده وزارت اطلاعات گذاشته شد. دولت، با توجه به مسائل پيش آمده فعاليت در اين شركت ها را ممنوع اعلام كرد، اما آرزوهاي انباشته شده جوانان براي زندگي مصرفي بهتر بيشتر از آن بود كه بتوان در برابر تبليغات و آگاهي رساني رسانه ها،از پيوستنشان به شركت هاي هرمي جلوگيري كرد. در اين ميان حتي چند شركت ايراني هم به قافله هرمي ها پيوستند تا از اين بازار طرفي بربندند. ادامه حيات شركت هاي هرمي با وجود سخت گيري هاي صورت گرفته توسط دولت و وزارت اطلاعات، اين پيام روشن را براي مسئولين در بر داشت كه به دلايل اجتماعي،نمي توان ريشه فعاليت شركت هاي هرمي را خشكاند. قانوني شدن فعاليت شركت هاي هرمي حاوي همين نكته است كه دولت تصميم گرفته است تا به جاي برخورد صرف با شركت هاي هرمي، به جايگزين هايي براي هدايت پتانسيل هاي نهفته در جوانان كه جذب شركت هاي اجتماعي مي شوند، بپردازند. بر اساس مصوبه اي كه به موجب آن فعاليت شبكه هاي هرمي قانوني مي شود پرداخت پورسانت‌ها و پاداش‌ها به مشتریان و بازاریابان فقط در قبال فروش و ارائه محصولات امکان‌پذیر است و پرداخت هرگونه وجه یا محصولی با ارزش دیگر به مشتریان و بازاریابان و یا تعهد آن که در طرح تجاری شرکت (که قبلا به تصویب کمیته نظارت رسیده) پیش‌بینی نشده باشد، ممنوع است. بر اساس اين مصوبه میزان پرداخت پاداش و یا پورسانت، تعداد سطوح دریافت‌کننده و محدودیت‌های آن باید ضمن درج در طرح تجاری، کاملاً شفاف و قابل سنجش باشد. وزارت بازرگاني براي جلوگيري از سوءاستفاده هاي معمول در شركت هاي هرمي اعلام كرده است كه قیمت محصولات ارائه‌شده نباید بیش از محصول مشابه در بازار باشد و در مواردی که مشابهی وجود ندارد تابع سایر قوانین و مقررات خواهد بود. اين مصوبه تاكيد دارد كه گسترش شبکه انسانی و صرفاً جذب توزیع‌کنندگان کالا و پول‌گردانی و ارائه محصولات موهومی، خرید و فروش جایگاه در نمودار درختی و یا محصولاتی که تولید آنها محتمل باشد، ممنوع است. نكته مهمي كه امكان دارد به واسطه آن فعاليت در بازاريابي شبكه اي از جذابيت بيشتري براي جوانان در مقايسه با شركت هاي هرمي برخوردار باشد،تاكيد وزارت بازرگاني بر پرداخت‌ها و دریافت‌های مربوط به مشتریان و بازاریابان است كه الزاماً بايد از طریق حساب‌های بانکی در بانک‌های دارای مجوز از بانک مرکزی در داخل کشور صورت گیرد و شرکت حق افتتاح و یا تخصیص اعتبار به صورت مجازی و در محیط اینترنت را نخواهد داشت. تاسيس اين شركت ها علاوه بر كنترل گردش مالي صورت گرفته درآنها، از خروج ارز از كشور جلوگيري مي كند و اين مهمترين پيامد تاسيس اين شركت هاست.اما نكته قابل توجه اين است كه آيا شبكه هاي بازاريابي داخلي توان آن را خواهند داشت تا با غول هاي هرمي جهان مثل گلد كوئيست در كشور به رقابت بپردازند؟ نكته مهم تر اين است كه دولت چگونه مي خواهد نظرمراجع شرعي را در مورد فعاليت هاي بازاريابي شبكه اي رعايت كند. پيش از اين آیت الله مکارم شیرازی ، آیت الله نوری همدانی، آیت الله فاضل لنکرانی ، آیت الله صافی گلپایگانی ، ‌ایت الله تبریزی و آیت الله سیستانی در استفتائات جداگانه ای معاملات ناشی از فعالیت شرکت های هرمی (از جمله گلدکوئیست ، نت ورک مارکتینگ ، وست ویژن ، اینترنشنال کیش ، الماس ، گلدماین) را جایز و مباح ندانستند و فعالیت این شرکت ها را حرام یا بنابر احتیاط واجب حرام و این نوع فعالیت ها را در واقع نوعی کلاهبرداری مرموز برای تصاحب اموال دیگران اعلام کردند . با وجود مشابهت فعاليت اين شركت ها، دولت چگونه حليت شرعي فعاليت بازاريابي شبكه اي را كسب خواهد كرد؟ ]]> جامعه Wed, 30 Dec 2009 03:03:00 GMT http://siasatrooz.ir/vdcexp8x.jh8x7i9bbj.html كنكوري‌هايي كه كد رهگيري ندارند با سازمان سنجش تماس بگيرند http://siasatrooz.ir/vdci5par.t1arv2bcct.html معاون سازمان سنجش گفت: داوطلباني كه شماره پرونده و كد رهگيري ثبت‌نام را فراموش كردند و نمي‌توانند از نتيجه كنكور خود مطلع شوند با سازمان سنجش تماس بگيرند. ابراهيم خدايي در گفت‌وگو با فارس با تأكيد بر اين‌كه براي دريافت نتايج كنكور، داوطلبان بايد شماره پرونده يا كد رهگيري خود را بدانند، افزود: واحد پاسخگويي تلفني سازمان سنجش در اين مورد با شماره تلفن‌هاي 9 - 88923595 پاسخگوي داوطلبان است. وي گفت: داوطلباني كه شماره پرونده و كد رهگيري خود را فراموش كردند و نمي‌توانند از نتيجه كنكور مطلع شوند. مي‌توانند با ارائه مشخصات فردي خود از جمله نام و نام خانوادگي، شماره شناسنامه و تاريخ تولد، كد رهگيري و شماره پرونده خود را دريافت كنند. ]]> جامعه Sat, 01 Aug 2009 08:17:00 GMT http://siasatrooz.ir/vdci5par.t1arv2bcct.html آموزش و پرورش و چانه‌زنی برای گرفتن بودجه‌ای براساس قیمت تمام شده http://siasatrooz.ir/vdcfe0dyew6dxya.igiw.html ابلاغیه بودجه سال ۱۳۹۷ کل کشور در مهرماه از سوی ریاست جمهوری به سازمان برنامه و ‌بودجه، این سازمان، بخشنامه‌ مذکور را با ۶ پیوست روی پایگاه اطلاع‌رسانی خود قرار داد. درپیوست شماره ۲ این بخشنامه ضوابط مالی ناظر بر تنظیم بودجه سال ۱۳۹۷ منتشر شده است. اما نکته قابل تأمل آن است که در این پیوست، سقف‌گذاری در تخصیص اعتبارات برای فصول در بودجه ۱۳۹۷ حذف شده است، این در حالی است که در بودجه‌های سنواتی پیشین، این سقف‌ گذاری در مورد تمام‌ دستگاه‌ها و به ویژه در مورد دستگاه‌های - به زعم دولت - «بودجه خوار» مثل آموزش و‌پرورش با حساسیت‌های بیشتری صورت می‌گرفته است. برای مثال درپیش نویس لایحه بودجه ۹۵، مبلغ ۵۱۰۰ میلیارد تومان برای پرداخت معوقه پاداش پایان خدمت بازنشستگان سال‌های قبل در نظر گرفته شد. اما در روزهای آخر تدوین این لایحه، به دلیل آنچه «افزایش سقف اعتبارات» نامیده شد، ۶۰۰ میلیارد تومان از رقم پیشنهادی کم شد. در نتیجه کاهش این رقم - و البته مطالبات بر زمین مانده دیگر - آموزش و ‌پرورش به ناچار در دی ماه ۹۵ سند اردوگاه شهید باهنر را به منظور اخذ مجوز فروش و انتشار اوراق صکوک از هیئت وزیران به میزان ۴ هزار میلیارد تومان در رهن وزارت اموراقتصادی و دارایی قرار داد. هرچند حذف سقف‌گذاری در تخصیص اعتبارات باعث می‌شود که قدرت چانه‌زنی نهادها برای دریافت اعتباراتِ بیشتر، از طریق بودجه افزایش یابد. اما از سوی دیگر هم در نتیجه فشار دستگاه‌ها، هزینه‌های دولت افزایش می‌یابد و در شرایطی که پیش‌بینی دولت از درآمدها محقق نشود، شکاف کسری بودجه بیشتر خواهد شد. نظام بودجه‌ریزی مبتنی بر عملکرد معمولاً براساس هزینه‌یابی دستگاه‌ها به قیمت تمام شده انجام می‌گیرد. اما بدیهی است که دولت فقط بخشی از این هزینه‌ها را می‌پردازد که البته آنهم براساس اولویت‌بندی برای دستگاه‌ها، متفاوت خواهد بود. در همین ارتباط، سخنگوی دولت که اوایل سال ۹۵ گفته بود: «آموزش و پرورش در سال ۹۴ حدود ۱۱۰ درصدِ بودجه مصوبِ خود، پول از دولت دریافت کرده است» اخیراً با تأکید بر اینکه تخصیص بودجه در لایحه بودجه ۹۷ براساس عملکرد خواهد بود، اعلام کرده است که: «سال ۹۷ سال چانه زنی دستگاه‌ها برای افزایش بودجه نیست» در واقع سخنگوی دولت، از هم اکنون به دستگاه‌های بودجه خوار هشدار داده که به دنبال ‌«گروکشی» و طلب پول بیشتر برای جبران کسری بودجه احتمالی خود در سال آینده نباشند. از سوی دیگر تأکید سازمان برنامه و بودجه بر تنظیم بودجه دستگاه‌های دولتی براساس عملکرد، در حالی است که دستگاهی مثل آموزش و پرورش هر ساله با مشکل کسری بودجه مواجه است. کسری بودجه‌ای که تقریباً همه ساله بخش بزرگی از آن به بودجه سال بعد منتقل می‌شود. براساس اظهارات مدیرکل پیشین دفتر برنامه و بودجه آموزش و پرورش، رقم بودجه پیشنهادی این وزارتخانه در سال گذشته، ۴۵ هزار میلیارد تومان بوده است که از این مقدار حدود ۷۰ درصد آن یعنی کمتر از ۳۲ هزار میلیارد تومان مصوب شد. با این حساب و با در نظر گرفتن متوسط افزایش ۱۰ درصدی هزینه‌های پرسنلی نسبت به سال قبل و همچنین احتمال زیاد انتقال کسری بودجه امسال به سال بعد، بودجه پیشنهادی سال ۹۷ آموزش ‌و پرورش براساس برآوردهای این وزارتخانه باید بالغ بر ۵۵ هزار میلیارد تومان باشد. بودجه‌ای که تصویب آن با توجه به شرایط فعلی، بسیار دور از ذهن است. هرچند با توجه به اینکه تاکنون گزارشی رسمی از هزینه‌یابی فعالیت‌های آموزش و پرورش در سال آینده، از سوی این وزارتخانه منتشر نشده است، گمانی زنی‌ها در مورد رقم بودجه پیشنهادی این وزارتخانه در لایحه بودجه ۹۷ نمی‌تواند مبنای تحلیلی درست و واقع بینانه باشد؛ اما با توجه به رویکرد کلی مسئولان آموزش و پرورش نسبت به روش‌های تأمین منابع مالی و‌ همچنین نسبت به ساختار توزیع نیروی انسانی در آموزش و پرورش - که آن را «ناکارآمد و هزینه‌ساز» توصیف کرده‌اند - به احتمال زیاد تمرکز روی موضوع تعدیل نیروهای مازاد، به کارگیری دانشجویان‌ تربیت معلمِ در حال تحصیل، حذف و کاهش بیشتر ساعات برخی پست‌ها نظیر مشاور، مربیان بهداشت، استادکاران و سرپرستان بخش هنرستان‌ها، معاونان و نیروهای خدماتی مدارس و... ادامه خواهد یافت و ‌البته توسعه مدارس غیردولتی همراه با چراغ سبزی که اخیراً آموزش و پرورش به این مدارس برای افزایش شهریه نشان داده و البته بسیاری شواهد دیگر، همه حاکی از آنست که دولت حساب ویژه‌ای روی صرفه‌جویی و درآمدزاییِ آموزش و پرورش باز کرده است و این موضوع، تصویب بودجه‌ای بیش از ۳۵ هزار میلیارد تومان برای آموزش و ‌پرورش در سال آینده را تقریباً ناممکن می‌سازد. بودجه‌ای که حتی کفاف هزینه‌های پرسنلی و حقوق قطعی کارکنان را هم نخواهد داد؛ چه برسد به کیفیت بخشی و سرانه مدارس.نویسنده: شهرام جمالی کارشناس آموزشی ]]> جامعه Sun, 10 Dec 2017 20:49:30 GMT http://siasatrooz.ir/vdcfe0dyew6dxya.igiw.html ۲۰۳۰ با عنوان دیگری در حال اجراست http://siasatrooz.ir/vdcgux9qyak9zz4.rpra.html عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: ما شبه توافق‌هایی با سازمان ملل یا سازمان‌های بین‌المللی داریم که مشکوک هستند، یا نفوذ هستند یا در حالت خوش بینانه از سوی غرب کنترل می‌شوند. حسن رحیم‌پور ازغدی در همایش «زنده‌باد مرگ برآمریکا» که به همت بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت و با موضوع «استکباردوستی یا استکبارستیزی» برگزار شد، با بیان اینکه استکبار با این شعار که ما به دنبال پیشرفت هستیم بر کشورهای دیگر تسلط پیدا می‌کند، گفت: انگلیس در کادرسازی با شعار پیشرفت در این کشور حق تقدم دارد و سر و کله آمریکا هم بعد از جنگ جهانی دوم و کودتای ۲۸ مرداد پیدا شد و این موضوع تا انقلاب اسلامی ادامه پیدا کرد. وی با اشاره به نفوذ دشمنان در کشور و استفاده آنها از نخبگان و برخی از مسئولان برای این موضوع تصریح کرد: در دو، سه دهه اخیر می‌بینیم که در برخی پایان نامه‌های دانشجویی اطلاعاتی جمع آوری شده که سازمان‌های جاسوسی غرب به دنبال آن بوده و برای دستیابی به این اطلاعات میلیون‌ها دلار خرج کرده و به آن نرسیده است و وقتی پیگیری می‌کنیم می‌بینیم این پایان‌نامه به درخواست یک دانشگاه در آمریکا یا انگلیس تهیه شده است. وی با اشاره به ترور دانشمندان هسته‌ای گفت: در این ماجرا هم در ابتدا تحت عنوان کارهای پژوهشی وارد شدند و بعد توانستند اسامی دانشمندان ما را به دست آورند و آنها را به شهادت رساندند. ازغدی تصریح کرد: نهادهای امنیتی نسبت به مسئولانی که تابعیت دو گانه دارند هشدار دادند ولی آقایان گفتند ما اصلا چنین مسئولانی نداریم ولی بعد دیدیم که اسامی مختلفی از این مسئولان بیرون آمد، متاسفانه روی این مسائل هم حساس نیستند. وی افزود: خبرهایی می‌رسد که دارند ماجرای ۲۰۳۰ را بدون عنوان ۲۰۳۰ و با عناوین دیگری پیگیری می‌کنند، متاسفانه بدون اینکه سند ۲۰۳۰ را بخوانند، یا اینکه بدانند چه می‌گوید از آن دفاع می‌کردند، از آنهایی که می‌گفتند از هر چیز کوتاه بیاییم از ۲۰۳۰ کوتاه نمی‌آییم، پرسیدیم اصلا شما متن آن را خوانده‌اید که جوابی ندادند. عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی ادامه داد: ما شبه توافق‌هایی با سازمان ملل یا سازمان‌های بین‌المللی داریم که مشکوک هستند، یا نفوذ هستند یا در حالت خوش‌بینانه از سوی غرب کنترل می‌شوند. وی گفت: برخی قرادادها هستند با عناوین قشنگ، که گزارش نهایی آنها در اختیار هیچ نهادی در کشور قرار نگرفت و حتی در سایت یونسکو نیز قرار داده نشد، پس حق شفافیت و دستیابی به اطلاعات چه می‌شود؟ وی در ادامه با اشاره به دستور رهبر معظم انقلاب به شورای انقلاب فرهنگی درخصوص تدوین سند مبادلات علمی، گفت: ایشان تاکید کردند که مراقب باشید منافع ملی در این سند رعایت شود و حوزه‌های اقتصادی، امنیتی و... به درستی در این سند تعریف شوند. وی اضافه کرد: سازمان ملل در تهران بدون اینکه آموزش و پرورش ما اطلاع داشته باشد بصورت رابطه‌ای دوره‌های آموزشی برگزار می‌کند و هیچ‌کس از آن اطلاعی ندارد آنها در دانشگاه‌های ما میتینگ سیاسی برگزار می‌کنند نمونه‌های زیادی همین امسال برگزار شده که هیچ کنترلی بر آن‌ها نیست. رحیم‌پور ازغدی یادآور شد: حتی نفوذ به قدری است که بخشی از دستورات سازمان ملل در برنامه ششم توسعه آمده در برنامه چهارم توسعه هم به همین شکل بود. این استاد دانشگاه اظهار داشت: گاهی اوقات می‌بینیم برخی از افراد در میان مسئولان رابط کشورهای دیگر هستند، مسئولانی که تابعیت دو گانه دارند هر از چند گاهی هم اسم‌های جدید از مسئولان رده بالای کشور که این تابعیت دو گانه را دارند منتشر می‌شود. وی گفت: متاسفانه هیچ کدام از قراردادها و برنامه نهادهای بین‌المللی که داخل کشور بسته و یا اجرا می‌شوند شفاف نیستند، همه آن کلی گویی، مجمل بافی است و وسط آن هم چند بند آمده که اکثر آن‌ها مانند قراردادهای ترکمنچای هستند. مانند همین سند ۲۰۳۰ که خیلی از دولتی‌ها محکم از آن دفاع می‌کردند و اصلا نخوانده بودند، آمده است. عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در پایان سخنان خود ضمن انتقاد از اجرایی نشدن وعده‌های برجامی، ادامه داد: قرار شد تحریم‌ها برداشته شود و سانتریفیوژ‌ها به همراه چرخ زندگی مردم بچرخد، این وعده‌ها چه شد؟ ]]> جامعه Sun, 03 Dec 2017 05:48:34 GMT http://siasatrooz.ir/vdcgux9qyak9zz4.rpra.html چگونه در محیط مدرسه افکار دیگران را تحمل کنیم؟ http://siasatrooz.ir/vdcdnf0fkyt0zz6.2a2y.html رئیس‌جمهور در پرسش مهر امسال خود گفت: چگونه در محیط مدرسه، افکار دیگران را تحمل کنیم و با چه سبکی می‌توانیم اخلاق بالاتر، ادب بالاتر و تحمل بالاتر داشته باشیم؟ رئیس‌جمهور در پرسش مهر امسال خود مطرح کرد: «باید افکار دیگران را تحمل کنیم و به فکر دیگران احترام بگذاریم. محیط مدرسه باید محیط اخلاق و ادب باشد. چگونه در محیط مدرسه تحمل افکار دیگران و اخلاق و ادب را تمرین کنیم و با چه سبکی می‌توانیم اخلاق بالاتر، ادب بالاتر و تحمل بالاتر داشته باشیم؟» براساس مصوبه شورای عالی آموزش و پرورش، پرسش مهر در اولین روز سال تحصیلی توسط عالی‌ترین مقام اجرایی کشور برای دانش‌آموزان و معلمان سراسر کشور اجرا می‌شود. در طرح پرسش مهر، رئیس‌جمهور وقت کشور یکی از مهم‌ترین مسایل کشور و یا تعلیم و تربیت به عنوان پرسش مهر را مطرح می‌کند و دانش‌آموزان و فرهنگیان در قالب فعالیت‌های فرهنگی و هنری به آن پاسخ می‌دهند. پرسش مهر از ابتدا تاکنون همزمان با آغاز سال تحصیلی ۷۷ـ۱۳۷۶ پرسش مهر توسط رئیس‌جمهور وقت در قالب طرح بنمار مطرح شد و وی ضمن ترغیب دانش‌آموزان به تفکر و تأمل بیشتر پیرامون موضوعات مهم و اساسی کشور و انقلاب، از آنان خواست راه‌حل‌های اساسی خود را به مسئولان ارائه دهند. پرسش‌های مطرح شده پیرامون «قانونمندی و احترام به قانون» و «راهکارهای استقرار امنیت و راه‌حل‌های عملی برای بیرون راندن بیگانگان از منطقه» بود که با هدف پرورش و روحیه مسئولیت‌پذیری، مشارکت‌جویی و تحقیق و پرسشگری و ایجاد اعتماد به نفس و خودباوری در جوانان و نوجوانان و حضور پرنشاط و جدی در عرصه فعالیت‌های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی بیان شد. دومین پرسش مهر در سال ۸۰ـ۱۳۷۹ با دو پرسش شامل «دین و آزادی در قانون اساسی که روح ملت و اساس وحدت ملی است، چه جایگاهی دارد؟» و «با گفت‌وگوی تمدن‌ها چگونه می‌توانیم جهانی زیباتر و انسانی‌تر بسازیم؟» مطرح شد. سومین پرسش مهر در سال تحصیلی ۸۲ـ۱۳۸۱ با طرح ۳ سوال شامل «راز و رمز انحطاط تمدن بزرگ ایران اسلامی و طرز تلقی منفی جهان نسبت به آن چیست؟»، «انقلاب اسلامی در گشودن راه رهایی از این نگون‌ساری چه نقشی داشته است؟» و «برای رساندن کشور و ارتقای ملت به جایگاه شایسته و واقعی خود در جهان امروز و تاریخ چه باید کرد؟» برگزار شد. در چهارمین پرسش مهر در سال ۸۳ـ۱۳۸۲، دو سوال شامل «در جهان به هم پیوسته امروز چگونه می‌توان با پرهیز از تنش‌های جهانی و دستیابی به پیشرفت‌ همه جانبه و پایدار، هویت دینی و ملی خود را حفظ کرد» و «موانع مهرورزی و عوامل خشونت اعم از ترور و جنگ در عرصه‌ جهانی چیست و مبارزه با آنها و حرکت به سوی صلح مبتنی بر عدالت چگونه میسر است؟» مطرح شد. پرسش مهر پنجم در سال ۸۴ـ۱۳۸۳ برگزار شد و ۴ پرسش شامل «نسبت رشد عقلانی، آزادی، برابری و اخلاق در نظام «داد بنیاد» مهدوی مورد انتظار ما چگونه است؟ آگاهی و اراده آدمی در رسیدن به این نظام چه نقشی دارد؟»، «مهدویت در ادیان الهی به ویژه یهودیت، مسیحیت و زرتشت چگونه است؟»، «از نهضت مشروطیت و ملی شدن صنعت نفت و انقلاب بزرگ اسلامی ایران چه درسهایی می‌آموزیم؟ ملت رشید ایران چه می‌خواست و به چه رسید؟» و «اصلاحات در ۱۵۰ سال اخیر در کشور تا تاکنون چه نقشی داشته است؟ موانع و دستاوردهای آن چگونه بوده است؟» مطرح شد. پرسش مهر ششم در سال تحصیلی ۸۵ـ۱۳۸۴ شامل «چرا عدالت زیباست و رابطه عدالت با پیشرفت کشور چیست؟»، «رابطه عدالت با همدلی و همبستگی مردم چگونه است؟»، «چه کسانی از برقراری عدالت نگرانند؟» و «مصادیق و زمینه‌های عدالت در حوزه آموزش و پرورش کدام است؟ و در تعلیم و تربیت چه راهکارهایی پیشنهاد می‌دهید؟» بود. هفتمین پرسش مهر در سال ۸۶ـ۱۳۸۵ مطرح شد و شامل «نقش مهرورزی درپیشرفت و تعالی جامعه چیست؟»، «نقش مهرورزی در برپایی عدالت و ایجاد وحدت و اتحاد چیست؟»، «نقش مهرورزی در ایجاد جامعه نمونه و پیشرفته چه چیزی می‌باشد؟»، « چه کنیم که یکدیگر را دوست داشته باشیم؟»، «موانع محبت چیست؟» و «چه کسانی نمی‌خواهند انسان‌ها دوست، یار و عاشق یکدیگر باشند؟» بود. سوالات پرسش مهر هشتم در سال تحصیلی ۸۷ـ۱۳۸۶ شامل «عواملی که ما را در مسیر پیشرفت همه جانبه قرار می‌دهد، چیست؟»، «عوامل پیشرفت، راه‌های پیشرفت و موانع پیشرفت چیست» و «چه چیزهایی مانع پیشرفت ماست؟ و موانع پیشرفت کدامند و چه کنیم تا با سرعت به سمت قله‌ها حرکت کنیم؟» بود. در پرسش مهر نهم در سال ۸۸ـ۱۳۸۷ چند پرسش شامل «چه کنیم که خدمتگزار خوبی باشیم؟»، «راه‌های خدمتگزاری چیست؟»، «چگونه باید خدمت کرد؟»، «چه عواملی دست به دست هم بدهند که روحیه خدمتگزاری درجامعه گسترش پیدا بکند؟»، «فواید و نتایج خدمتگزاری چیست؟»، «تأثیر خدمتگزاری روی فرد خدمتگزار چگونه است؟»، «تأثیر خدمتگزاری روی محیط اجتماعی، روی منافع و مصالح یک ملت و در بسط فرهنگ مهرورزی و خدمتگزاری چیست؟»، «وظیفه آموزش و پرورش در این رابطه چیست؟»، « وظیفه دولت و مسئولان، وظیفه رسانه‌ها و اصحاب فرهنگ و تبلیغات در گسترش فرهنگ خدمتگزاری چیست؟»، «آیا بدون روحیه خدمتگزاری در بین آحاد مردم، یک کشور و یک ملت می‌تواند به قله‌های سعادت برسد؟»، «آیا بدون روحیه خدمتگزاری، مشکلات جامعه برطرف می‌شود؟» و «آیا بدون روحیه خدمتگزاری فاصله‌ها و تبعیض‌ها و محرومیت‌ها برطرف خواهد شد؟»، «چگونه خدمتگزار خوبی برای جامعه باشیم؟»، «دانش‌آموزان چه می‌توانند بکنند و چگونه می‌توانند به کشور، ملت و خانواده‌شان خدمت کنند؟»، «جامعه فرهنگی ما چه می‌تواند بکند و همین طور بقیه اقشار؟» مطرح کرد. پرسش مهر دهم در سال تحصیلی ۸۹ـ۱۳۸۸ مطرح شد که شامل «رابطه علم با رشد، کمال و پیشرفت انسان چیست؟»، «آیا می‌توان بدون علم به مراتب کمال انسانی دست یافت؟»، «پیامبران از چه طریقی راه کمال را در برابر انسان‌ها قرار دادند؟» و «رابطه علم و انسانیت چه طور است؟» بود. در پرسش مهر یازدهم که در سال ۹۰ـ۱۳۸۹ مطرح شد و رئیس‌جمهور از دانش‌آموزان پرسید «تصویری که از آینده ایران در ذهن شماست، چیست و دوست دارید ایران به کجا برسد؟». در پرسش مهر دوازدهم که در سال ۹۱ـ۱۳۹۰ مطرح شد، از دانش‌آموزان سوال شد: « اگر شما دانش‌آموزان به جای رییس‌جمهور بودید برای ساختن ایران و اعتلای نام ملت ایران و امور کشور چه می‌کردید و اولویت شما چه بود؟» و «شما دانش‌آموزان در مسائل جهانی چه می‌کردید و برای ریشه کن کردن فقر چه برنامه‌ای داشتید، در یک کلام اگر شما رییس‌جمهور بودید برای ایران عزیز چه می‌کردید؟». در سال تحصیلی ۹۲ـ۱۳۹۱ پرسش مهر سیزدهم مطرح شد و رئیس‌جمهور از دانش‌آموزان پرسید: «سؤال امسال من از شما این است که می‌خواهید در آینده چه کار کنید، اهداف شما چیست و برای جامعه و مکتب خود زندگی و زندگی جاویدان آینده چه برنامه‌ای دارید؟». در پرسش مهر چهاردهم که در سال تحصیلی ۹۳-۱۳۹۲، مطرح شد، خطاب به دانش‌آموزان این سوال را مطرح کرد که «اگر پدر شما رئیس‌جمهور باشد چه اقدامی به او توصیه می‌کنید تا بتواند اعتدال و میانه روی را در همه ابعاد زندگی بگستراند؟» پرسش مهر پانزدهم که در سال ۹۴ـ۱۳۹۳ مطرح شد این بود، «عزیزانم ایران ما با مشکل جدی کمبود آب روبروست. هر کدام از ما چگونه از آب‌های ایران می‌توانیم بهتر نگهداری و استفاده کنیم؟». در پرسش مهر شانزدهم که در سال تحصیلی ۹۵ـ۱۳۹۴ مطرح شد، رئیس‌جمهور از دانش‌آموزان سؤال کرد: «به نظر شما دانش‌آموزان عزیزی که سرمایه اصلی کشور ما هستید چه فرصت‌های جدیدی از لحاظ علمی، فناوری، دانش، اقتصادی و روابط ما با همسایگان و همچنین با دنیا به وجود آمده است؟ پس از پایان تحریم و ماه‌های آینده فرصت پیش روی ما چیست و چگونه باید به بهترین وجه از این فرصت استفاده کنیم؟». هفدهمین پرسش مهر رئیس‌جمهور سال تحصیلی ۹۶ـ۱۳۹۵ مطرح شد و رئیس‌جمهور از دانش‌آموزان پرسید: «از کجا خشونت نشأت گرفته است و چگونه عده‌ای خشونت را می‌آموزند؟ در برابر خشونت چگونه باید ایستادگی کرد؟ چگونه می‌توانیم کشوری داشته باشیم، جامعه‌ای داشته باشیم دارای رحمت اسلامی و نبوی. و چگونه می‌توانیم جوامع منطقه‌مان و جهان را از خشونت برهانیم؟».(فارس) ]]> جامعه Sat, 23 Sep 2017 20:10:20 GMT http://siasatrooz.ir/vdcdnf0fkyt0zz6.2a2y.html