سیاست روز - پربيننده ترين عناوين :: rss_full_edition http://siasatrooz.ir/ Tue, 17 Jan 2017 00:03:08 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://siasatrooz.ir/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط سیاست روز http://siasatrooz.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام سیاست روز آزاد است. Tue, 17 Jan 2017 00:03:08 GMT 60 گسترش ايدز و مهلك‌تر شدن اعتياد http://siasatrooz.ir/vdccxpqm.2bqsx8laa2.html متادون همان داروی مخدر صنعتی قوی است که غالبا به عنوان یک داروی نگه‌دارنده برای مهار اعتیاد به مواد مخدر به کار می‌رود اين روزها خبرسازي مي كند. در واقع برخي مي گويند قرص متادون از بازار دارويي كشور به دلايل سري حذف شده است؛موضوعي كه شايعه ها پيرامون آن بالا بوده و شائبه‌هاي بسياري را به وجود آورده است. در واقع قطع ناگهانی و ارائه نکردن قرص متادون به مراکز ترک اعتیاد خصوصی شائبه حذف تدریجی درمان اعتیاد با متادون را از چرخه درمان اعتیاد قوت بخشیده و بر اين بحث دامن مي زند كه با این روند به سمت تعطیل شدن برنامه متادون در کشور می‌رویم. اين شايعه را چندی پیش عباسعلی ناصحی، مدیرکل سلامت روانی و اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت بر سر زبان ها انداخت و از توقف عرضه قرص‌های متادون به مراکز درمان اعتیاد به دلیل ورود این داروها از این مراکز به بازار آزاد و جایگزینی شربت‌های متادون به جای قرص خبر داده بود. در پی این اظهارات و ایجاد شائبه حذف تدریجی داروی متادون از چرخه درمان اعتیاد، محمد باقر صابری زفرقندی، مدیرکل درمان، بازپروری و حرفه آموزی ستاد مبارزه با مواد مخدر به این خبر واکنش نشان داد و ضمن هشدار به انعکاس اخبار تأیید نشده در رسانه‌ها که در روند طبیعی درمان افراد خلل ایجاد می‌کند، اعلام کرد: « هیچ گونه برنامه‌ای مبنی بر حذف متادون از چرخه درمان کشور وجود نداشته و ندارد». وی تأکید کرده بود :درمان با داروهای آکوستیک از جمله درمان نگهدارنده‌ها با متادون یکی از روش‌های درمانی برای گروه‌های تعریف شده معتادان است و اثر بخشی آن در ایران و سایر کشورها بر اساس شواهد علمی به اثبات رسیده است. به هر حال حذف شدن يا نشدن متادون از چرخه دارويي كشور موضوع مهمي است كه سعید صفاتیان، مدیر کل سابق درمان ستاد مبارزه با مواد مخدر، در خصوصش مي گويد : اگر قرص متادون به شربت تبدیل شود نتایج بدی به دست می‌آوریم. وی گفت: درصورت تغییر قرص متادون به شربت متادون بعد از چند ماه مشاهده می‌کنیم درصد قابل توجهی از بیمارانی که به مطب‌ها مراجعه می‌کنند از درمان سرباز می‌زنند، چرا که شربت به آنها نمی‌سازد و آنها با شربت متادون کنار نمی‌آیند و این باعث خروج آنها از سیستم درمان می‌شود. مدیر کل سابق درمان ستاد مبارزه با مواد مخدر خاطرنشان کرد: خروج آنها از سیستم درمان باعث نمی‌شود که آنها به چرخه مصرف تریاک برگردند و بلکه به مصرف هروئین روی می‌آورند چراکه خیلی از آنها به ماده‌ای احتیاج دارند که زودتر از قبل آنها را به حالت نشئگی برساند در نتیجه بعد از یک مدت مشاهده می‌کنیم که مصرف هروئین بالا رفته و به طبع HIV گسترش پیدا می‌کند چون اکثر اینها از روش تزریق استفاده می‌کنند. وی خروج بیماران از سیستم درمان را موجب دردسر کشور دانست و اظهار داشت: در حال حاضر مطب‌ها و مراکز خصوصی متهم اصلی نشت دارو به بازار هستند اما اگر مدتی دیگر که قرص صرفاً به مراکز درمانی دولتی ارائه شد ودر بازار آزاد نیز دارو یافت شد آن وقت پاسخ به اذهان عمومی و نهادهای بین‌المللی در خصوص اینکه این قرص‌ها از کجا به بازار نشت کرده چه خواهد بود؟ آن وقت است که دانشگاه‌ها و مراکز دولتی متهم اصلی نشت دارو به بازار می‌شوند. صفاتیان تأکید کرد: در سطح خرد نیز وقتی بیمار به رنگ، شکل و اندازه قرص عادت کرده نباید آن را تغییر دهد چرا که باعث بروز واکنش منفی بیمار می‌شود. وی تصریح کرد: اینها و مواردی دیگر را کسانی متوجه می‌شوند که کار عملی انجام داده‌اند. کسانی که این نظر‌ها و برنامه‌ها را می‌دهند آدم‌های باتجربه‌ای نیستند و هزار تا مریض معتاد ندیده‌اند یا ۴ سال تجربه داشتن مطب را نداشته‌اند. قطعاً اینها نمی‌توانند راجع به این موضوعات نظر بدهند، چرا که اینها موضوعاتی نیست که در کتاب‌ها نوشته شده باشد. مدیر کل سابق درمان ستاد مبارزه با مواد مخدر با اشاره به هزینه‌های زیاد و سرمایه‌گذاری‌های نظام و بهره‌برداری از موفقیت این برنامه در سطح بین‌الملل به نفع جمهوری اسلامی ایران گفت: این موضوع می‌تواند بیماران را در درازمدت از سیستم درمان بیرون بکشد و این به معنی تعطیل شدن سیستم درمان متادون در کشور است. در حقیقت با این روند به سمت تعطیل شدن برنامه متادون در کشور می‌رویم. همچنين به گفته رئیس یکی از مراکز ترک اعتیاد خصوصی اجراي اين موضوع به نفع سیستمی است که بخواهد اعتیاد افزایش پیدا کند تا سیستمی که به درمان بیندیشد. وی افزود: ارائه شربت متادون برای بیماران جدید شاید با مشکل کمتری مواجه باشد، اما برای بیماری که ۶ سال است تحت درمان است و طبق پروتکل «مصرف در خانه» باید بخشی از دارو را در منزل مصرف کند، استفاده از شربت به جای قرص برای این بیماران موجب افزایش مصرف می‌شود چون بیمار دارو را با سرنگ اندازه گیری و مصرف نمی‌کند. بنابر این بیماری که روزی ۵ میلی گرم قرص مصرف می‌کرده به یکباره مصرف او به ۵۰ میلی‌گرم می‌رسد. مربی، تصریح مي كند : همچنین برای بیماران تزریقی دیدن سرنگ مضر است، دیدن سرنگ یعنی بزرگترین وسوسه برای برگشت به قبل.مشکل بعدی نیز انتقال و جابجایی شربت برای بیمار است. تصور کنید بیماری که به سفر می‌رود اگر قرص همراهش باشد بهتر است یا شربت با یک سرنگ که اصلاً صورت خوشی برای او ندارد. وی ادامه داد: حداقل این کار به یکباره انجام نمی‌شد و قرص را قطع نمی‌کردند. به نظر می‌بایست شربت را به تدریج جایگزین قرص شود. امروزه در سیستم مواد مخدر هر روز ماده جدیدی تولید می‌شود ما در سیستم درمان نباید دست خود را با یک دارو ببندیم. حسین دژاکام، رئیس جمعیت احیای انسانی کنگره ۶۰ که در زمینه راهنمائی درمان اعتیاد فعالیت می‌کند نیز در رابطه با تغییر قرص متادون به شربت مي گويد : فرد مصرف‌کننده وضعیتی ندارد که بخواهیم دائماً در وضعیت درمانی او تغییر ایجاد کنیم. این در شرایطی است که حتی برخی بیماران حتی به رنگ، اندازه یا مارک قرص و دارو واکنش منفی نشان می‌دهد. ]]> جامعه Wed, 01 Feb 2012 16:06:32 GMT http://siasatrooz.ir/vdccxpqm.2bqsx8laa2.html طرح آمریکا برای ربودن سردار سلیمانی http://siasatrooz.ir/vdchwinw.23n6vdftt2.html سابقه سراسر دخالت، براندازی و دشمنی با مردم دنیا، آمریکا را از دیگر کشورها متمایز کرده است. آمریکایی‌ها با راه‌اندازی سازمان‌های گوناگون جاسوسی، اطلاعاتی و امنیتی علاوه بر اقدامات تروریستی و خرابکاری‌های سازمان یافته در دیگر کشورهای دنیا، اقدام به ربودن افراد تأثیرگذار و مهم کشورهای مستقل می‌کنند. آمریکایی‌ها در بحرانی که خود در منطقه غرب آسیا به وجود آورده‌اند، گرفتار شده‌اند. عامل شکست‌های آمریکا در سوریه و عراق، جمهوری اسلامی ایران و تأثیرگذاری مثبت بر تحولات منطقه است. جمهوری اسلامی ایران از آغاز خیزش جنایتکارانه گروه‌های تروریستی تکفیری در سوریه و عراق، به مقابله با آنها پرداخت و توانست با بهره بردن از بخش کوچکی از ظرفیت‌های خود، نه تنها از پیشروی‌های تروریست‌های تفکیری وهابی بکاهد بلکه آنها را به عقب هم براند. طرح و برنامه‌های عملیات نظامی جمهوری اسلامی ایران که از سوی سرداران نیروهای مسلح کشورمان برنامه‌ریزی می‌شود، بر طرح و عملیات آمریکایی‌ها و دیگر حامیان منطقه‌ای تروریست‌ها پیروز شد، به گونه‌ای که اهداف و برنامه‌های حامیان تروریسم در منطقه از بین رفت. یکی از تأثیرگذارترین افراد و اشخاصی که در صحنه تحولات منطقه نقش مهم و اساسی را ایفا کرده است، سردار قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران است. برنامه‌ریزی و طرح و عملیاتی که از سوی او در جنگ عراق و سوریه به کار شده است، دست برتر ایران را به خوبی در بحران غرب آسیا به اثبات رسانده و توانسته با کمترین هزینه بهترین و بیشترین نتیجه مطلوب را برای ایران و جبهه مقاومت همراه داشته باشد. آمریکایی‌ها که برای تغییرات در غرب آسیا برنامه‌ریزی کرده بودند و برای رسیدن به آن هم یک زمان مشخص را تعیین کرده بودند، اکنون از رسیدن به دستاوردهای برنامه‌ریزی شده خود بسیار دور شده‌اند. حلب با مدیریت و درایت جمهوری اسلامی ایران و البته با مشارکت روسیه آزاد شد. آزادی حلب یک پیروزی بزرگ برای ایران، سوریه و روسیه است. عراق هم با تحولات مثبت روبه‌رو است، عملیات برای آزادی موصل از چنگ داعش همچنان ادامه دارد و مناطق زیادی از این بخش از خاک عراق آزاد شده است. راضی کردن روسیه برای ورود به بحران غرب آسیا به ویژه سوریه، کار آسانی نبود اما ایران توانست سرانجام با گفت‌وگوهای منطقی و تأثیرگذار مسکو را با خود در سوریه همراه کند. نقش سردار سلیمانی در این مرحله از بحران سوریه را نمی‌توان نادیده گرفت. چند دور مذاکره با پوتین بر سر بحران غرب آسیا سرانجام به نتیجه رسید و در عین ناباوری آمریکایی‌ها، روسیه هم وارد میدان شد. آمریکایی‌ها همه اتفاقات بدی که برای آنها در منطقه می‌افتد از چشم ایران و به ویژه شخص سردار سلیمانی می‌بینند. مقامات سیاسی و نظامی آمریکا بارها سردار سلیمانی را تهدید کرده و مانعی بر سر راه خود معرفی کرده‌اند. اخبار دروغ و هدفداری از سوی رسانه‌های آنها علیه او منتشر شده اما نتوانستند اقدامات او را مهار کنند. شاید مدت‌ها است که مقامات آمریکایی در سر اقدام به ترور یا ربودن سردار اسلام را دارند، اما تاکنون موفق نشده‌اند. اما اکنون این آرزوی خود را بر زبان می‌آورند، چراکه جای ضرباتی که از سوی سردار به آمریکا وارد شده بسیار دردناک شده است. به همین خاطر یکی از پژوهشگران موسسه آمریکن اینترپرایز پیشنهاد داده است دولت ترامپ سردار سلیمانی را برباید! مایکل روبین دلیل پیشنهاد خود را شکست‌هایی عنوان کرده که آمریکا به واسطه نقش‌آفرینی ایران و سردار سلیمانی متحمل شده است و تصور می‌کند برای این که شکست‌های آمریکا پایان یابد، حتی دست به آدم‌ربایی هم می‌زند. اعلام چنین پیشنهاد و طرحی از سوی یک اندیشکده معروف آمریکا، علاوه بر این که رفتارهای تروریستی این کشور را نشان می‌دهد، عمق درماندگی ایالات متحده در مقابل ایران را هم به اثبات می‌رساند، تا جایی که از سر استیصال می‌خواهد یک سردار سپاه اسلام را که توانسته است تروریست‌های تفکیری را به زانو در آورد بربایند. آمریکایی‌ها آیا می‌توانند فرماندهی که هنگام سخنرانی ابوبکر البغدادی روبه‌روی او نشسته بود بدون این که داعشی‌ها متوجه حضور او شوند بربایند؟! آمریکا باید بداند و متوجه باشد که نمونه‌هایی همچون سردار سلیمانی در نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران وجود دارند و در زمان مناسب آنها هم وارد میدان خواهند شد، همین که آمریکایی‌ها از وجود فرماندهی مانند سردار قاسم سلیمانی عصبانی هستند، برای ایران خوشایند است. (میزان) ]]> سیاست Mon, 16 Jan 2017 09:25:15 GMT http://siasatrooz.ir/vdchwinw.23n6vdftt2.html براي توسعه حمل و نقل عمومي۴ هزار ميليارد تومان كنار بگذاريد http://siasatrooz.ir/vdciu5ay.t1azy2bcct.html در جلسه ديروز شوراي شهر با تصميم نمايندگان مردم ، يك فوريت لايحه دو فوريتي "پيشنهاد به دولت و مجلس جهت كمك به تامين اعتبار مورد نياز حوزه حمل و نقل و ترافيك شهر تهران در سال ۹۱" تصويب شد و نمايندگان تصميم‌گيري نهايي درباره اين لايحه را منوط به بررسي جزئي‌تر مفاد آن در كميسيون‌ها كردند. برابر ماده واحده اين لايحه كه در چهارصد و سي و هشتمين جلسه شوراي شهر تهران مطرح شد، به منظور تحقق مفاد قانون توسعه حمل و نقل عمومي و مديريت مصرف سوخت مصوب مجلس، به دولت و مجلس پيشنهاد مي‌شود كه به منظور تامين اعتبارات اين قانون به ميزان ۴۰ هزار ميليارد ريال در بخش درون شهري، اعتبار پيش بيني كنند. همچنين پيش بيني اعتبارات يارانه بليت مترو و اتوبوس و كمك به شركت‌ها و سازمان‌هاي مسئول حمل و نقل و ترافيك به منظور تامين هزينه‌هاي جاي و سرمايه‌اي به دولت و مجلس پيشنهاد مي‌شود تا در بودجه سال ۹۱ كل كشور لحاظ شود. در ادامه طرح اين لايحه خسرو دانشجو، سخنگوي شوراي شهر تهران با انتقاد از طرح لايحه مفصل ياد شده به صورت دو فوريتي، اظهار كرد: زماني كه لايحه‌اي نيازمند دقت نظر بيشتر براي بررسي است، نبايد به صورت دو فوريتي مطرح شود، چرا كه ظرفيت لازم براي بررسي لوايح مفصل با قيد دو فوريت وجود ندارد. وي پيشنهاد داد كه اين لايحه به صورت يك فوريتي مطرح شود تا كميسيون‌ها جزئيات بيشتر آن را بررسي كنند. سيد مناف هاشمي ، معاون برنامه‌ريزي و توسعه شهري شهردار تهران در پاسخ به اظهارات دانشجو در خصوص علت قيد دو فوريت، توضيح داد: شهرداري تهران اين لايحه را به صورت دو فوريتي مطرح كرد تا با تصويب هرچه زودتر آن، بتوان همزمان با ارائه لايحه بودجه ۹۱ كل كشور از سوي دولت، اين اعتبار نيز در متن بودجه سال آينده گنجانده شود. وي با بيان اينكه هر آن چه در قالب اين لايحه به تصويب شوراي شهر برسد، به معناي تكليف شدن وصول آن نيست، اظهار كرد: در چنين شرايطي به نظر مي‌رسد كه ضرورت ندارد همه بندهاي اين لايحه با جزئيات بررسي شود، چرا كه ماهيت آن پيشنهادي است. مهدي چمران ـ رييس شوراي شهر تهران ـ نيز در اين رابطه با بيان اينكه رقم پيشنهادي كه در لايحه مذكور آمده است، دقيقا به همين ميزان به تصويب مجلس نخواهد رسيد، اظهار كرد: اين لايحه بايد زودتر ارائه مي‌شد تا بتوان مبلغ پيشنهادي را در لايحه بودجه كل كشور دولت گنجاند با اين وجود هم اكنون مي‌توان با تصويب آن به مجلس پيشنهاد داد كه آنرا به گونه‌اي در بودجه سال آينده لحاظ كنند. اما دانشجو در موضوع خود مبني بر اينكه اين لايحه نبايد به صورت دو فوريتي تصويب شود، پافشاري كرد و گفت: بررسي لوايح دو فوريتي نيازمند حضور شهردار تهران است كه در جلسه حضور نداشت. در نهايت يك فوريت لايحه پيشنهاد به دولت و مجلس جهت كمك به تامين اعتبار مورد نياز حوزه حمل و نقل و ترافيك شهر تهران در سال ۹۱ تصويب و مقرر شد كه جزئيات اين لايحه در كميسيون‌ها بررسي شود. در ادامه جلسه شوراي شهر تهران همچنين دو فوريت طرح «اصلاحيه مصوبه مجوز اخذ عوارض حق‌الارض در شهر تهران» مورد بررسي قرار گرفت. رييس شوراي شهر تهران درباره اين طرح توضيح داد: دو سال قبل اين طرح در شوراي شهر تصويب شد اما مورد اعتراض فرمانداري قرار گرفت. وي ادامه داد: اعتراض فرمانداري به كليت اخذ عوارض حق‌الارض نبود، بلكه تنها به ميزان رقم در نظر گرفته شده براي حق‌الارض بود كه به اين ترتيب موضوع در نهايت به وزارت كشور ارجاع شد. وي از تشكيل جلسه‌ مشترك ميان اعضاي شوراي شهر، نمايندگان شهرداري و نمايندگان وزارت كشور براي حل اختلاف نظر درباره اين لايحه اشاره كرد و گفت: اخيرا مقرر شد كه وزارت كشور نظر خود درباره ميزان حق‌الارض را اعلام كند و شوراي شهر نيز با تفاهم آن را بپذيرد؛ بنابراين نيازي به ارائه طرح ديگري با موضوع عوارض حق‌الارض وجود ندارد، چرا كه به زودي اين مسئله برطرف مي‌شود. وي پيشنهاد داد كه اعضاي شوراي شهر طرح اصلاحيه مصوبه گذشته را رد نكنند، اما موقتا آن را مسكوت بگذارند تا سرانجام جلسه مشترك با وزارت كشور معلوم شود. در عين حال عليرضا دبير ـ عضو هيات رييسه شوراي شهر تهران ـ پيشنهاد داد كه‌ طرحي كه‌ مطرح شد‌ و حاوي اصلاحات طرح گذشته است را مجددا تصويب كنند و در عين حال تعامل با وزارت كشور بر سر لايحه‌اي كه در همين رابطه دو سال پيش به تصويب رسيده بود، ادامه يابد تا مشكل آن برطرف شود. دبير خاطر نشان كرد: در حال حاضر عوارض حق‌الارض در همه شهرداري‌هاي كشور دريافت مي‌شود و تنها شهرداري تهران است كه هنوز اين عوارض را دريافت نمي‌كند. مير محمدي ـ نماينده فرماندار تهران ـ در همين رابطه خاطر نشان كرد: اصولا لوايح مربوط به عوارض بايد از سوي شهرداري تهران ارائه شود و با تصويب طرحي كه ‌مطرح شد، احتمالا فرمانداري به اينكه شوراي شهر به مسئله تعيين عوارض ورود كرده، اعتراض خواهد كرد. در نهايت اعضاي شوراي شهر تهران قانع شدند كه اين طرح را به صورت دو فوريتي بررسي كنند. بنابراين پس از تصويب دو فوريت آن طرح، اصلاحيه مصوبه مجوز اخذ عوارض حق‌الارض در شهر تهران به تصويب نهايي رسيد. اما از آنجا كه اعتراضات دنباله دار فرمانداري به مصوبات شورا تمامي ندارد و سخنگوي شوراي شهر نسبت به اين موضوع نيز واكنش نشان داده و خواهان آن شد كه فرمانداري از اين عادت مالوف خود دست بردارد. خسرو دانشجو در برابر يكي ديگر از اعتراضات فرمانداری به مصوبه " پیشنهاد به دولت و مجلس شورای اسلامی دولت جهت تامین بودجه مورد نیاز شرکت فاضلاب شهر تهران "خود نيز لب به اعتراض گشود و گفت: گاهی اوقات دلیل اعتراضات فرمانداری را به مصوبات شورا نمی فهمم این موضوع پیشنهادی بود که ما به دولت داده بودیم که افزایش بودجه آب و فاضلاب شهر تهران نیاز به بررسی دارد و پیشنهاد می کنیم شما آن را بررسی کنید. خسرو دانشجو با بيان اينكه پيشنهاد يعني آنكه برويد بررسي كنيد و نظر خود را اعلام نمائيد نه آنكه روي به اعتراض آوريد، تاكيد كرد : فرمانداری چرا باید به یک پیشنهاد ساده نیز اعتراض داشته باشد. در اين جلسه همچنين وضعيت شوراياران تهراني نيز موردبررسي قرار گرفت وعضو کمیسیون فرهنگی اجتماعی شورای شهر تهران در همين خصوص با بیان این که شورایاران زبان گویایی محلات هستند، گفت: شورایاریها واسطه‌ای بین اعضای شورای شهر و شهروندان هستند و می‌توانند به خوبی مشکلات محلات را به ما منتقل کنند زیرا آنها در کف خیابان و در دل مردم هستند. عضو كميسيون فرهنگي اجتماعي شوراي شهر تهران تاكيد كرد: شوراياران پس از سه دوره فعاليت، خود را اثبات و ضرورت وجودشان را اعلام كرده‌اند. احمد مسجد جامعي ادامه داد: نمايندگي پانزده نفر به عنوان عضو شوراي شهر براي جمعيت بيش از هشت ميليون نفري تهران دچار حلقه مفقوده‌ايست كه شوراياران اين فاصله را پر مي‌كنند. عضو كميسيون فرهنگي اجتماعي شوراي شهر تهران با اشاره به فعاليت سه هزار و ۷۶۰ نفر از شهروندان تهراني به عنوان شوراياران اظهار كرد: طي سه دوره فعاليت شوراياري‌ها، توانستيم آموزش‌هاي شهروندي را به كمك اين افراد توسعه دهيم. مسجد جامعي با بيان اينكه جنس شوراياري‌ها از خود مردم است و به اين ترتيب ظرفيت انتقال مشكلات و مسائل محلات و شهروندان را دارند، افزود: شوراياري‌ها هم‌اكنون آموخته‌اند كه براي حل مشكلات محله خود به شهرداري‌ها مراجعه كنند و مسائل محله را به اين طريق پيگيري كنند. وي با بيان اينكه از سه سال قبل شوراياران در جلسات مربوط به تدوين بودجه شهرداري‌هاي مناطق شركت كرده‌اند افزود: در نتيجه شوراياران هم‌اكنون آموخته‌اند كه خودشان بودجه بنويسند. وي تاكيد كرد: شوراياران طي سه دوره گذشته خود را اثبات و ضرورت وجودشان را اعلام كرده‌اند. ]]> جامعه Tue, 31 Jan 2012 15:45:29 GMT http://siasatrooz.ir/vdciu5ay.t1azy2bcct.html دو هواپیما، یک فرودگاه؛ از «پرواز» امام خمینی تا «سقوط» عباس آخوندی http://siasatrooz.ir/vdcbf5b9.rhbwgpiuur.html دو روز است که متحیریم! حیرت زده از کار دولت محترم! همان دولتی که در آستانه ی برجامش با دشمن از فرجامش پرده برداشت و گفت تمام انبارهایش خالی است و چیزی برای اداره ی امور ندارد یعنی شبیه همین چیزی که وزیر راهش برای یک هواپیما و اصلا بگو صد هواپیما، جشن به راه انداخت و در مصافحه و به آغوش کشیدن مدیر ایرباس، ملتی را تحقیر کرد؛ من ضمن اینکه با بازماندگان حادثه ی تصادم قطارها ابراز همدردی می کنم؛ چون جان عزیزشان از کف رفت اما از حیث تاریخ و اندیشه ی سیاسی می گویم در رفتارهای سبک سرانه و ‌تجدد مآبانه در جشن مهرآباد، جان ملتی مجروح و آبروی امتی لکه دار گردید و روح بلند و غرور ملی شان به سخره کشیده شد؛ اما چه کنیم که سقوط هواپیما و تصادم قطارها و اتوموبیل ها دیده می شود ولی سقوط هویت ملی را ناظری و بازپرسی در این سامان رصد نمی کند ! اما مهرآباد در دی ماه جاری و بهمن آتی از این به بعد یادآور دوپرواز است؛ دو پرواز و یک فرودگاه! محور هر دو پرواز نیز آخوند است؛ یکی آخوند مجتهد و از اصولیون با هوش مکتب قم و عباس آخوندی که هوش اش مستولی سیاست زدگی ها و مقهور طرف اروپایی شد، آری! دو پرواز اما یکی به اوج و آن دیگری به حضیض! پروازی که از قضا هردو از فرانسه به ایران است؛ آن یکی ایرفرانس و این یکی ایرباس ؛ آن یکی پانزده سال از وطن دور بود و این یکی سی و هفت سال؛ آن یکی مرکب و وسیله بود و این یکی هدف و فلسفه! بر ایرفرانس ما سوار بودیم اما ایرباس سوار برما! بویینگ 747 خدمتگزار مجتهد اصولی ما و مخدوم مرجع دینی ما بود در ایرباس 321 اما ما خادم و آنها مالک، آن پرواز تاریخ را تغییر داد و ملتی را به حرکت درآورد و این پرواز روح ملی را به بند کشید و امتی را تحقیر کرد. « ژرژان فابین با تااوش» مهماندار و پلیس فرانسوی بویینگ 747 حامل روح الله می گوید: وقتی دست در دستان آیت الله از پله ها پایین می آمدیم انگار این «مسیح» بود که ظهور کرده و پای بر زمین می گذارد؛ در اینجا اما وزیر دولت یازدهمی ما چنان مرعوب، مدیر فرانسوی را در آغوش گرفت تو گویی از سلیمان زمان، تخت سلیمانی را می رباید؛ در آن پرواز اروپاییان خدمه بودند و ایرانی ها فرمانروا، در این پرواز اما اروپایی کدخدا شد و ایرانی خدمتکار! در میانه ی آسمان وقتی از آن آخوند اصولی و مجتهد «سوار بر بویینگ» پرسیدند: اکنون چه حسی دارید ؟ گفت هیج حسی! و بی هیج اضطرابی در بیکران آسمان خوابید و با اقامه ی نماز صبح آن غول تکنولوژیک را در همان بیکرانه رام کرد! آخوند منتظر ایرباس حامل مدیر فرانسوی در مهرآباد اما همانند ذوق زده های عهد قجری و ناصری سر از پای نشناخته و مدیر اعزامی فرانسه را با تمام وجود در میانه ی پلکان هواپیما برجان و سینه ی خویش می فشارد؛ همو که مرکب یا اسب هوایی را 37 سال از ایرانی دریغ کرد و اکنون به یُمن سرمایه ی ایرانی چرخ صناعت اش بیش از گذشته خواهد چرخید را بمثابه ی مصلح ملی در آغوش می کشد! آقای وزیر می تواند ما را مخالف تکنولوژی و آسایش ایرانی و مخالف امنیت پرواز معرفی کند و صد البته این رسم تاریخ غرب زدگی این مرز و بوم از ملکم خان تا محمد جواد ظریف است اما جواب این صنعت جدل به روشنی معلوم شد که آقای وزیر! ما می خواهیم «سوار » بر تکنولوژی غرب شویم و نه آنها سوار برما! ما می خواهیم دولت محترم، در مقابل نانجیبان غربی، آقا باشد؛ ما هواپیما را حداکثر نوعی اسب جدید می شناسیم، آیا اسبان ارباب اند و انسان در خدمت او یا برعکس این انسان است که اسب ها در خدمت اویند!؟ آقای وزیر در جمله ی خدمتکار فرانسوی بویینگ اقای « ژرزان فابین با تا اوش» قدری تامل کنید که این بار در مهرآباد چه کسی را قدیس ساختید و مسیح ایرانیان نمودید!؟ آن پرواز محو تماشای مسیح ما بود اما تو غرب جنایت کار را با هاله ای از نور و در میان کف زدن و هورا کشیدن بر ارض طاهر ما نشاندی! صد البته فقط چند وطن خواه هویت شناس در مجلس شورای اسلامی لازم است تا جشن تو را که نتیجه ی قهری اش؛ مسیح نمایی غربیان برای ایرانی و بزک کردن چهره ی جنایت کار اروپاییان در وطن شد در خلع تان از صدرات کافی بدانند! اما در وزارت باشید یا نباشید زمان خوبی را برای این رژه ی هوایی برگزیدید؛ چه جوانان وطن خواه ایرانی بخوبی خواهند توانست این دو صحنه ی فرود مسیح ما به مهرآباد و نفوذ مدیر فرانسوی به فرودگاه را با تصاویر و خلاقیت های بصری و نظری به مقایسه نشینند! و مردم خواهند دید در میانه ی پلکان ایرباس تو و ایر فرانس ما چه حکمت هایی است و از هم اکنون ذهن همه ی ایرانیان تا 12 بهمن این دو پرواز را در فضای اجتماعی دست به دست خواهند کرد. دکتر مجتبی زارعی: عضو هیات علمی اندیشه سیاسی اسلام دانشگاه تربیت مدرس ]]> سیاست Sun, 15 Jan 2017 16:14:49 GMT http://siasatrooz.ir/vdcbf5b9.rhbwgpiuur.html ابهام مردم از قانوني شدن بازاريابي شبكه اي در ايران فعاليت شركت هاي هرمي خوب يا بد؟ http://siasatrooz.ir/vdcexp8x.jh8x7i9bbj.html آيا واقعا فعاليت شركت هاي هرمي در كشور قانوني شده است؟ به دنبال گزارش يكي از روزنامه ها درباره قانوني شدن فعاليت شركت هاي هرمي در كشور، اين خبر به سرعت در جامعه انعكاس پيدا كرد، به گونه اي كه وزارت اطلاعات مجبور شد تا نسبت به اين گزارش حساسيت نشان داده و با اعلام موضع، نسبت به سوءبرداشتهاي ناشي از اين گزارش واكنش نشان دهد.پس از انتشار اين اطلاعيه، در توضيحاتي كه يكي از مسئولان بازرگاني دادند البته اعلام داشتند كه آن دسته از شركت هاي هرمي غير قانوني كه بتوانند ضوابط تعيين شده را رعايت كنند مي توانند به صورت قانوني فعاليت كنند.اين توضيح بر اين نكته تاكيد دارد كه بر خلاف نظر وزارت اطلاعات،امكان فعاليت قانوني شركت هاي هرمي وجود دارد. شايد هيچ كس نباشد كه براي يك بار هم كه شده پيه گلدكوئيستي ها يا همان شركت هاي هرمي به تنش نخورده باشد. تقريبا همه مردم يا يك بار توسط دوستان و آشنايان در جلسات اين شركت ها به اصطلاح" پرزنت" شده اند،يا آنكه دعوت به همكاري شده اند. آن دسته از مردمي هم كه به طور مستقيم با افرادي كه در شركت هاي هرمي فعالند ارتباط نداشته اند،به واسطه تبليغات منفي اي كه پيرامون اين شركت ها به راه افتاد، كاملا نسبت به اين شركت ها، آشنايي دارند. اين تبليغات منفي پيرامون شركت هاي هرمي كه مشهورترين آنها شركت گلدكوئيست است، در چند سال اخير آنقدر شدت داشته است كه بلافاصله با شنيدن خبر قانوني شدن فعاليت شركت هاي هرمي، ذهن ها به سوي تبعات منفي تبليغ شده از سوي دستگاه هاي دولتي و رسانه هاي جمعي رفته است.پرسش اين است:اگر واقعا آن گونه كه مسئولان وزارت اطلاعات،بانك مركزي و نمايندگان مجلس مي گويند شركت هاي هرمي موجب مالباختن 95 درصد اعضا مي شود،اگر در شبكه هاي هرمي،بزه هاي اجتماعي رخ مي دهد،اگربه واسطه فعاليت اين شركت ها اقتصاد كشور آسيب مي بيند،پس چگونه دولت مي خواهد با شبكه هاي بازاريابي جايگزين،اينگونه فعاليت ها را قانوني كند؟ وزارت اطلاعات كه وظيفه برخورد با فعاليت شركت هاي هرمي را بر عهده دارد، در بيانيه اي كه صادر كرده است تاكيد دارد كه فعاليت شبكه هاي بازاريابي با شركت هاي هرمي تفاوت دارد.اما به نظر مي رسد شباهت هاي زيادي ميان شبكه بازاريابي با شركت هاي هرمي وجود دارد كه امكان وقوع مالباختگي اعضا را در حالت قانوني هم كم نمي كند.در اين مورد البته بايد منتظر توضيحات بيشتر مسئولان بود اما طبق اطلاعات منتشره درباره نحوه فعاليت قانوني شبكه هاي بازاريابي، مسلم است كه در آينده شاهد كساني خواهيم بود كه با اميدهاي بسياري وارد اين شبكه ها شده اند اما دست از پا درازتر واپس كشيده اند. در شركت هاي هرمي رشد شبكه‌ها در طول زمان با افزايش تعداد مشتريان، كند و كندتر مي‌شود. يك شبكه دودويي در لايه بيستم به بيش از يك ميليون عضو و در لايه سي و سوم به بيش از 8 ميليارد عضو جديد نياز دارد! در نتيجه دير يا زود زماني مي‌رسد كه ديگر نمي‌توان در زمان معقول براي شركت مشتري پيدا كرد. اينجاست كه درصد بسيار بالايي از اعضاي اين شبكه ضرر مي‌كنند. اين در حالي است كه شركت و تنها درصد كمي از مشترياني كه زودتر وارد شبكه شده‌اند، به سودي بسيار رسيده‌اند. در چنين حالتي دولت چگونه مي تواند در مقابل هزاران فردي كه با وعده پورسانت هاي عالي وارد شبكه خواهند شد،لااقل سود حداقلي آنها را تا حدي تضمين كند؟ نبايد فراموش كنيم كه شركتي كه در هر مرحله بيش از 90 درصد مشتريانش در انتظار سود هستند، اگر يك ميليون عضو داشته باشد 900 هزار نفر آنها در انتظار سود هستند و اين انتظار در صورتي به پايان مي‌رسد كه تعداد كل مشتريان 10 ميليون نفر شود و در اين حالت تعداد كساني كه در انتظار سود هستند به 9 ميليون نفر رسيده است! يعني تعداد اين افراد 10 برابر شده است. اين روند دير يا زود متوقف خواهد شد و واضح است كه هر چه زمان توقف، ديرتر باشد، تعداد ضرركرده‌ها بيشتر خواهد بود.در واقع احتمال به سود رسيدن اعضا در اينگونه شركت ها بسيار بسيار ضعيف است،بنابراين در صورت قانوني بودن شبكه هاي بازاريابي،همه نارضايتي هاي ناشي از مالباختگي و بر باد رفتن آرزوهاي واهي،متوجه مراجع قانوني خواهد شد كه از اين فعاليت ها حمايت كرده اند. البته قابل درك است كه دولت سعي دارد تا ولع عجيب جامعه را براي كارهاي بازاريابي شبكه اي به سوي راه هاي كم خطر تر هدايت كند،اما آيا واقعا دولت مي تواند تبعات ناشي از قانوني شدن فعاليت هاي شبكه اي را كنترل كند؟ شرکت های هرمی به صورت گسترده از سال 1379 با شرکت گلد کوئیست به ايران پا گذاشتند. سود حاصل از فعاليت در بازار ايران آنقدر براي شركت گلد كوئيست چشمگير بود كه بازار بكر ايران را مورد توجه ديگر شركت هاي هرمي قرار داد. جوان بودن جامعه ايراني، روياهاي انباشته شده و پاسخ داده نشده جوانان درباره زندگي مصرفي بهتر و البته بيكاري بخش هايي از جامعه جوان، ايران را به بازاري درخشان براي فعاليت شركت هاي هرمي بدل كرده است و آنها همه تلاش خود را براي استفاده از اين بازار بكر به كار گرفتند. به گونه اي كه گفته مي شود بيش از 300 شركت هرمي در كشور در حال فعاليت است. حاصل فعاليت اين شركت ها در كشور، هزاران مالباخته اي بود كه به سوداي سود كلان و افسانه اي به عضويت شبكه هاي هرمي درآمده بودند و پس از اندكي ، براي دريافت اصل سرمايه خود راهي دادگاه ها شده بودند. برخي از اين مالباختگان افرادي بودند كه براي رونق بخشيدن به تجارت موهوم خود حتي شغل ثابت خود را رها كرده بودند و پس از مدتي نه تنها به هيچ سودي دست نيافتند، بلكه به لشكر بيكاران كشور هم افزوده شده بودند. بر هم خوردن روابط خانوادگي همسران، ايجاد تنش بين والدين و فرزندان، سرقت، كت كاري و ضرب و جرح و حتي بدتر از آن، قتل از جمله عوارضي بود كه گريبانگير برخي از به دام افتادگان اين شركت ها به آن دچار شدند. اين در حالي بود كه فعاليت اين گونه شركت ها موجب خارج شدن مبالغ متنابهي ارز از كشور شده است. كسي از ميزان دقيق ارزي كه از سوي اين شركت ها از كشور خارج شده است اطلاعي ندارد، اما بدون شك ميزان اين مبالغ به حدي بوده است كه به توجه به گسترش فعاليت شركت هاي هرمي، وظيفه برخورد با آنها به عهده وزارت اطلاعات گذاشته شد. دولت، با توجه به مسائل پيش آمده فعاليت در اين شركت ها را ممنوع اعلام كرد، اما آرزوهاي انباشته شده جوانان براي زندگي مصرفي بهتر بيشتر از آن بود كه بتوان در برابر تبليغات و آگاهي رساني رسانه ها،از پيوستنشان به شركت هاي هرمي جلوگيري كرد. در اين ميان حتي چند شركت ايراني هم به قافله هرمي ها پيوستند تا از اين بازار طرفي بربندند. ادامه حيات شركت هاي هرمي با وجود سخت گيري هاي صورت گرفته توسط دولت و وزارت اطلاعات، اين پيام روشن را براي مسئولين در بر داشت كه به دلايل اجتماعي،نمي توان ريشه فعاليت شركت هاي هرمي را خشكاند. قانوني شدن فعاليت شركت هاي هرمي حاوي همين نكته است كه دولت تصميم گرفته است تا به جاي برخورد صرف با شركت هاي هرمي، به جايگزين هايي براي هدايت پتانسيل هاي نهفته در جوانان كه جذب شركت هاي اجتماعي مي شوند، بپردازند. بر اساس مصوبه اي كه به موجب آن فعاليت شبكه هاي هرمي قانوني مي شود پرداخت پورسانت‌ها و پاداش‌ها به مشتریان و بازاریابان فقط در قبال فروش و ارائه محصولات امکان‌پذیر است و پرداخت هرگونه وجه یا محصولی با ارزش دیگر به مشتریان و بازاریابان و یا تعهد آن که در طرح تجاری شرکت (که قبلا به تصویب کمیته نظارت رسیده) پیش‌بینی نشده باشد، ممنوع است. بر اساس اين مصوبه میزان پرداخت پاداش و یا پورسانت، تعداد سطوح دریافت‌کننده و محدودیت‌های آن باید ضمن درج در طرح تجاری، کاملاً شفاف و قابل سنجش باشد. وزارت بازرگاني براي جلوگيري از سوءاستفاده هاي معمول در شركت هاي هرمي اعلام كرده است كه قیمت محصولات ارائه‌شده نباید بیش از محصول مشابه در بازار باشد و در مواردی که مشابهی وجود ندارد تابع سایر قوانین و مقررات خواهد بود. اين مصوبه تاكيد دارد كه گسترش شبکه انسانی و صرفاً جذب توزیع‌کنندگان کالا و پول‌گردانی و ارائه محصولات موهومی، خرید و فروش جایگاه در نمودار درختی و یا محصولاتی که تولید آنها محتمل باشد، ممنوع است. نكته مهمي كه امكان دارد به واسطه آن فعاليت در بازاريابي شبكه اي از جذابيت بيشتري براي جوانان در مقايسه با شركت هاي هرمي برخوردار باشد،تاكيد وزارت بازرگاني بر پرداخت‌ها و دریافت‌های مربوط به مشتریان و بازاریابان است كه الزاماً بايد از طریق حساب‌های بانکی در بانک‌های دارای مجوز از بانک مرکزی در داخل کشور صورت گیرد و شرکت حق افتتاح و یا تخصیص اعتبار به صورت مجازی و در محیط اینترنت را نخواهد داشت. تاسيس اين شركت ها علاوه بر كنترل گردش مالي صورت گرفته درآنها، از خروج ارز از كشور جلوگيري مي كند و اين مهمترين پيامد تاسيس اين شركت هاست.اما نكته قابل توجه اين است كه آيا شبكه هاي بازاريابي داخلي توان آن را خواهند داشت تا با غول هاي هرمي جهان مثل گلد كوئيست در كشور به رقابت بپردازند؟ نكته مهم تر اين است كه دولت چگونه مي خواهد نظرمراجع شرعي را در مورد فعاليت هاي بازاريابي شبكه اي رعايت كند. پيش از اين آیت الله مکارم شیرازی ، آیت الله نوری همدانی، آیت الله فاضل لنکرانی ، آیت الله صافی گلپایگانی ، ‌ایت الله تبریزی و آیت الله سیستانی در استفتائات جداگانه ای معاملات ناشی از فعالیت شرکت های هرمی (از جمله گلدکوئیست ، نت ورک مارکتینگ ، وست ویژن ، اینترنشنال کیش ، الماس ، گلدماین) را جایز و مباح ندانستند و فعالیت این شرکت ها را حرام یا بنابر احتیاط واجب حرام و این نوع فعالیت ها را در واقع نوعی کلاهبرداری مرموز برای تصاحب اموال دیگران اعلام کردند . با وجود مشابهت فعاليت اين شركت ها، دولت چگونه حليت شرعي فعاليت بازاريابي شبكه اي را كسب خواهد كرد؟ ]]> جامعه Wed, 30 Dec 2009 03:03:00 GMT http://siasatrooz.ir/vdcexp8x.jh8x7i9bbj.html كودك نوپايي كه به حال خود رها شده است http://siasatrooz.ir/vdchiknq.23nzkdftt2.html در حاليكه متوسط سرانه مصرف دارو در ايران حدود سه برابر متوسط جهاني است و ايران جزو ۲۰ كشور نخست دنيا به لحاظ مصرف دارو قرار دارد بايد دارو را به عنوان يك كالاي استراتژيك به حساب آورد. كالاي استراتژيكي كه چرخ صنايع داروسازي، شركت هاي توزيعي و داروخانه ها پيرامون تحولات آن چرخيده مي شود و هرگونه سهل انگاري و بي توجهي به اين بخش مشكلات بي شماري را به ارمغان مي آورد. در حاليكه در كشور ما سرانه مصرف دارو بسيار بالا است همواره بحث واردات دارو از اهميت خاصي برخوردار بوده است. در واقع اگر بخواهيم نگاهي پيرامون وضعيت دارويي كشور داشته باشيم بايد بگوئيم از سال ۷۶ تاکنون هزینه سرانه ریالی مصرف داروی هر ایرانی از ۲۳ هزار ریال به ۳۴۶ هزار ریال رسیده و ۱۶ برابر شده و میزان مصرف داروهای خارجی نیز ۳ برابر شده است. در واقع بر اساس يك بررسی صورت گرفته آمار نشان مي دهد تعداد کل داروهای مصرفی طی ۱۲ سال ( از سال ۷۶ تا ۸۷) هر ساله دارای سیر صعودی بوده است و تقریباً تعداد داروهای مصرفی ۲ برابر شده است. اين آمار بيانگر آن است كه هم اكنون ميزان واردات دارو در كشور ما بسيار بالا است و مي توان به عنوان يك زنگ خطر جدي به آن نگريست. موضوعي كه رئيس سازمان نظام پزشكي در خصوص آن مي گويد از آنجا كه در واردات دارو سود هنگفتی وجود دارد لذا یکسری افراد سودجو ترجیح می‌دهند به سمت واردات آن بروند. مشاور عالی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در همين خصوص با بيان اينكه باید درباره کیفیت داروهای ایرانی بدون تعارف و تفکرات عاطفی بحث‌های جدی داشته باشیم ، مي‌گويد: دارو و درمان در حال حاضر از معضلات جهانی به حساب می‌آید درکشور ما براي مسائل پزشکی بهای سنگینی پرداخته مي شود ؛ بهاي سنگيني كه در بسیاری از کشورهای جهان به صورت کشور ما نیست و آن كشورها توانسته‌اند از طریق بیمه‌ها تا حدودی هزینه‌های دارویی سنگین را متعادل کنند. علی حائری تصریح مي كند : دارو و درمان روزی به مباحث مادیات متمرکز نبود اما با پیشرفت زندگی روز به روز این مسائل جنبه‌های مادی به خود گرفته و واقعیت این است که در این زمینه هنوز مباحث به صورت شفاف بررسی نمی‌شود و نگاه‌ها نیز در این زمینه متفاوت است. وی افزود: مثلاً برخی به مسائل اخلاقی دارو و درمان می‌پردازند و برخی دیگر به مسائل محاسبات اقتصادی آن توجه می‌کنند ولی باید یک راه حل میانی در این زمینه وجود داشته باشد تا افراد نه از این طرف و نه از آن طرف بیفتند. حائری بیان داشت: کشور ما هنوز به تعادل و توازن مصرف کننده و سازنده نرسیده است که این مسائل به خاطر مباحث فرهنگی و فقدان ثبات تصمیم‌گیرندگان است زیرا مثلاً دو سال یک نفر تصمیم می‌گیرد دو سال دیگر کس دیگر تصمیم‌گیرنده است و در کمیسیون‌ها نیز نظرها متفاوت است. وی با اشاره به اینکه موضوع اقتصاد دارو و درمان یک مسئله جدی بوده و باید با شفافیت به آن پرداخته شود مي گويد : در این زمینه باری که بر دوش بیمار ناشی از هزینه‌های داروست باید از راه دیگری حل شود که در این زمینه دو راه بیشتر نداریم؛ در گام نخست باید تکنولوژی‌های نوین به کار گرفته شود و در مورد دیگر اگر این موارد را رعایت نکنیم مجبوریم تسلیم انحصار شرکت‌های داروسازی و کمپانی‌های جهانی شویم و به اجبار دارو خریداری و وارد کنیم که می‌طلبد در این زمینه هر چه بیشتر مباحث به طور شفاف به آن پرداخته شود. مشاور عالی رئیس دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی بیان داشت: رکن اساسی موضوع دارو و درمان در اقتصاد خلاصه می‌شود و نمی‌توان با تعارفات و تفکرات عاطفی بدون توجه به واقعیت به مباحث آن پرداخت. حائری گفت: اگر بخواهیم در این مسائل پیشرفت کنیم و مشکل ندارها را نیز حل کنیم نباید کیفیت داروها کاهش یابد و باید با شفافیت و واقع‌بینانه‌نگری به مبحث اقتصاد دارو و درمان پرداخته شود. وی با بیان اینکه کیفیت درمان مسئله‌ای انسانی است و در مقابل آن مسئول هستیم افزود: در زمینه کیفیت دارو نیز باید با شفافیت و کنار گذاشتن تمام تعارفات به مبحث بپردازیم. دولت به داد صنعت داروسازي برسد اما به غير از سود جويي بحث ديگري كه بايد در هنگام واردات دارو به آن توجه كرد تفاوت ميان كيفيت داروي ايراني و خارجي است. تفاوت كيفيتي كه به افزايش هرچه بيشتر واردات دامن مي زند و سبب‌ساز آن مي شود كه مردم ميان داروي ايراني و خارجي داروي خارجي را ترجيح دهند. موضوعي كه كارشناسان مختلف در خصوص آن بحث هاي متفاوتي را ارائه مي كنند و دكتر سیدحمید خویی، رئیس انجمن علمی داروسازان ایران در خصوص آن مي گويد:قصه کیفیت داروی خارجی و ایرانی از اینجا شروع می‌شود که هر کس براساس دیدگاه‌ها و تجربیاتش قضاوتی در مورد کیفیت دارو دارد و قضاوت‌های شخصی به‌عنوان واقعیت‌های کلی به‌عنوان مبنای گفت‌وگوها قرار داده می‌شود که مثلا کیفیت داروی ایرانی مطلوب نیست. اما برای اینکه قضاوت درستی در مورد این قضیه داشته باشیم به چند مسئله باید توجه اساسی کنیم: یکی اینکه نه همه داروهای وارداتی از کیفیت یکسانی برخوردارند و نه همه داروهای ایرانی. تنوعی که در کیفیت داروهای ایرانی دیده می‌شود در داروهای وارداتی هم دیده می‌شود ولی ما نگرش کلان غلطی داریم که هر چیزی نوع وارداتی‌اش بهتر از نوع داخلی آن است و این البته فقط محدود به بحث دارو نیست، در لوازم خانگی و لباس هم همینطور است. وي با بيان اينكه مقصر اصلی این مشکل دولت است، توضيح مي‌دهد: دولت به اندازه کافی از حیثیت ملی محصولات ایرانی دفاع نکرده و این یک مشکل فراگیر فرهنگی است چون دارو براساس ملاک‌ها و معیارهایی ساخته می‌شود که به آن فارماکوپه می‌گویند؛ یعنی سازنده دارو براساس سلیقه دارو نمی‌سازد بلکه باید براساس شاخص‌های تعیین شده اقدام به ساخت دارو کند و برای همین، تنوع کیفیت محصول در داروسازی آن‌قدر زیاد نیست که ما مثلا در ساخت لوازم خانگی می‌بینیم، چون استانداردها در این محصولات آن‌قدر دقیق نیست. رئیس انجمن علمی داروسازان ایران در خصوص تحولات دارويي ايران مي گويد: بحث تولید دارو از سال‌های۷۷ به بعد مطرح شد، زمانی که دروازه کشور به روی داروهای وارداتی گشوده شد ؛ این ورود البته می‌توانست هم یک فرصت باشد و هم یک تهدید، فرصت به این معنا که صنایع دارویی مجبور باشند کیفیت داروهایشان را بالا ببرند و تهدید به این معنا که در بازار تبلیغات قاعدتا یک شرکت کوچک ایرانی نمی‌تواند همپای شرکتی که فروش‌اش به‌اندازه فروش نفت سالانه ماست رقابت کند چون بعضی از کمپانی‌های دارویی جهان فروش‌شان از کل درآمد سالانه ما بالاتر است؛ پس طبیعتا در این نظام این وضعیت یک تهدید است. مخصوصا با توجه به اینکه دولت هیچ دفاعی از محصول ایرانی نکرده است. در همين خصوص كارشناس ديگري با بيان اينكه ايران مي‌تواند در عرضه دارو همپاي كشورهاي اروپايي عمل كند ، به " سياست روز" مي‌گويد: درحال حاضر كيفيت برخي از داروهاي ايراني بهتر از نمونه خارجي آن است اما كيفيت برخي داروها نيز پائين تر از حد استاندارد جهاني است. اين كارشناس داروسازي با بيان اينكه ايران از جمله كشورهايي است كه در بحث فرمولاسيون موفق عمل كرده است،توضيح مي دهد: اگرچه در كشور ما دروازه هاي توليد داروي داخلي آغاز شده اما بايد گفت با توجه به شرايط پيش رو نبايد به آن اميد چنداني داشت. احمد تجويدي با اشاره به اينكه در صنعت داروسازی کیفیت دارو از مشابه خارجی کمتر است ولی از موارد مشابه ساخت هند این کیفیت بیشتر است ، تاكيد مي كند : البته کیفیت داروهای ما تا ۴سال پیش، از این بهتر بود و شاید تا سال آینده حتی این کیفیت کمتر شود. البته اين كارشناس داروسازي به نكته هاي ديگري هم اشاره مي كند و مي گويد: بايد به اين نكته نيز توجه داشت كه برخي داروهای تولید داخل کشور كه از نظر کیفیت هم سطح با داروهای خارجی است به خاطر صرف هزینه های گزاف برروی تبلیغ داروهای خارجی نمي توانند کیفیت اصلي خود را به معرض نمايش بگذارند. به گفته اين كارشناس بايد در اين زمينه به اين موضوع هم توجه داشت كه هم اکنون گردش نقدینگی در بخش تولید دارو به شدت با مشکل مواجه است و بسیاری از شرکت های تولید و توزیع داروها برای تامین دارو خود مجبورند به بانک ها مراجعه کنند. درخواست داروی ایرانی عيب نيست در واقع اين گزارش با نگاهي به تحولات صورت گرفته در بازار ارز و طلاي كشور و تاثيرات اين تغييرات بر بازار دارويي ايران به گفتن اين نكته بسنده مي كند كه با توجه به شرايط پيش رو تنها يك همت و عزم دولتي براي سر و سامان بخشيدن به وضعيت دارو و درمان كشور مورد نياز است. در واقع با توجه به آنكه درحال حاضر كشور اين توان را دارد كه نود و شش درصد از داروهای مورد نیاز بیماران را در داخل کشور تولید كند بايد به اين توان محققان ايراني احترام گذاشت و شرايط را براي بهتر كردن اين صنعت فراهم آورد. در واقع تغييرات بازار جهاني بيانگر آن است كه ايران نبايد به دارو به عنوان يك كالاي استراتژيك به طور سطحي بنگرد چراكه هرگونه سهل انگاري پيرامون آن به بدترين وجه ممكن اثرات و تبعات اجتماعي و فرهنگي به دنبال دارد. رئیس هیئت مدیره انجمن علمی اقتصاد بهداشت ایران در همين خصوص با انتقاد از روند ورود داروهای خارجی در بازار کشور مي‌گويد: امروز اگر کسی در داروخانه‌ها داروی ایرانی درخواست کند با نگاه چپ مواجه می‌شود. محمدرضا واعظ مهدوی در ادامه تاكيد مي كند: برای تصمیم‌گیری‌ها با توجه به اسناد بالادستی و سند چشم‌انداز باید بر اساس شواهد موجود نیز این تصمیم‌گیری‌ها ساماندهی شود. وی به چالش‌های اساسی در بازار ارائه و بهره‌مندی از خدمات ضروری سلامت به مواردی همچون رشد تکنولوژی پزشکی و شکست بازار خدمات سلامت اشاره کرد و گفت: افزایش فشارهای طبقاتی و گسترش نفوذ حاکمیت کمپانی‌های بزرگ دارو و تجهیزات پزشکی و در نهایت تمرکز بر امکانات و درآمدها در شهرهای بزرگ از چالش‌های اساسی در این حوزه به حساب می‌آید. واعظ مهدوی با اشاره به فاصله بیشتر فقیر و غنی و همچنین پیدایش مشاغل پردرآمد و کم درآمد به عنوان چالش‌های اساسی حوزه خدمات سلامت گفت: با توجه به اینکه مشاغلی که امروز با آی‌تی و علم رابطه دارند از درآمدهای بالایی برخوردار می‌شوند به فقدان دستیابی بسیاری از افراد به خدمات ضروری سلامت پی می‌بریم که نتیجه آن در نهایت معلولیت و مرگ می‌شود. رئیس انجمن علمی اقتصاد بهداشت با اشاره به گزارشی در زمینه هزینه‌های مردم از جمله مباحث دارویی و درمانی مردم تهران بر اساس سال ۱۳۸۷ ، مي گويد : در این بررسی شاهد آن بودیم که ۱۵ تا ۲۰ درصد هزینه‌های خانوارها برای حوزه سلامت است و به طور میانگین ۱۳ درصد این هزینه‌ها برای افراد کمرشکن است. واعظ مهدوی با اشاره به اینکه در این بررسی مناطق بالای شهر تهران کمترین هزینه‌های بهداشتی و در مناطق پایین تهران بیشترین هزینه‌های بهداشتی را متقبل شده‌اند افزود: در این گزارش افراد مناطق بالای شهری تهران بیشتر از بیمارستان‌های خصوصی بهره‌مند شده‌‌اند که این مسئله نامطلوب است و مردم مناطق پایین نیز بیشتر از بیمارستان‌های دولتی بهره‌مند شده‌اند. وی بیان داشت: در مجموع بر اساس هزینه‌های بیمارستانی یک درصد افراد ساکن تهران به طور میانگین بر اثر این هزینه‌ها به زیر خط فقر سقوط کرده‌اند. واعظ مهدوی با اشاره به این گزارش بر مبنای هزینه‌های دارویی که ۴۰ تا ۴۵ درصد هزینه‌های خانوارهای تهران را در بر می‌گیرد افزود: این در حالی است که بر خلاف هزینه‌های بیمارستانی هزینه‌های دارویی مردم ساکن مناطق پایین شهر بسیار بالا است و این نشان از فقدان پوشش بیمه‌ای کامل در زمینه برخی داروهاست. وی بیان داشت: در مجموع بررسی نهایی این گزارش که در سال ۸۷ صورت پذیرفت و گزارش سال ۹۰ آن نیز به طور حتم در حال آماده شدن است از ۱۶ هزار خانوار در این گزارش که از آنان آمارگیری صورت پذیرفت ۵۸۲ خانوار بر اثر هزینه‌های کمرشکن دارو دچار فقر شدند که بر حسب درصدی که مردم بر اثر هزینه‌های بیمارستانی یک درصد جمعیت تهران به زیر خط فقر سقوط کرده بود در زمینه هزینه‌های دارویی ما شاهد سقوط ۳درصد خانوارها به دلیل هزینه‌های دارویی هستیم. وی با اشاره به اینکه بیشترین هزینه‌های کمرشکن دارویی که افراد را به زیر خط فقر سقوط می‌دهد بیماری‌های سرطانی، داروهای تک نسخه‌ای و وارداتی است افزود: این مسئله به این دلیل است که بدون کنترل اجازه داده‌ایم تا داروهای خارجی بازار کشور را اشباع کند به طوری که اگر امروز کسی به داروخانه‌ای مراجعه کند اعلام می‌شود که داروی ایرانی می‌خواهید یا خارجی و اگر فرد تقاضای داروی ایرانی کند با نگاه چپ‌چپ مسئول داروخانه مواجه می‌شود. رئیس انجمن علمی اقتصاد بهداشت خاطرنشان کرد: در این زمینه باید منابع بهینه شود و در برخی جاها کنترل‌ها بیشتر و در برخی موارد نیز میدان بیشتر داده شود تا بتوانیم در مبحث اقتصاد دارو و درمان به نتایج مطلوبی برسیم. ]]> مونا اسلامي بلده جامعه Mon, 30 Jan 2012 18:54:10 GMT http://siasatrooz.ir/vdchiknq.23nzkdftt2.html جانشين اداره منابع انساني ستاد كل نيروهاي مسلح اعلام كرد‌ خدمت سربازي با تغييرات تازه‌اي روبه‌رو مي‌شود http://siasatrooz.ir/vdcd9k09.yt0xk6a22y.html جانشين اداره منابع انساني ستاد كل نيروهاي مسلح آخرين جزئيات ديگري از معافيت‌ها و تغييرات اعمالي در خدمت سربازي را اعلام كرد. سردار عيسي كمالي در يك نشست خبري در محل ستاد نيروهاي مسلح گفت: با پيشنهاد ستاد كل نيروهاي مسلح و موافقت مقام معظم فرماندهي كل قوا مهلت اجراي مقررات ايثارگران و مددجويان با تغييراتي تا پايان سال 90 به مدت يك سال تمديد شد. وي ادامه داد: مدت خدمت فوق‌ليسانس و بالاتر به ازاي تحقيق و يا اختراع كه در خصوص مسائل نيروهاي مسلح و انرژي اتمي ارائه شود براساس ضوابط ابلاغي از سوي ستاد كل نيروهاي مسلح دو ماه تا پايان خدمت كسر مي‌شود. سردار كمالي افزود: مدت خدمت مشمولان ليسانس يك ماه، فوق‌ليسانس دو ماه، دكتري 3 ماه و فوق‌دكترا 4 ماه كسر مي‌شود. اين مقام نظامي تصريح كرد: سربازان متأهل غير غايب در استان‌هاي محل سكونت خود به كارگيري مي‌شوند. جانشين اداره منابع انساني ستاد كل نيروهاي مسلح گفت: تمام مادران فاقد شوهر تحت پوشش كميته امداد امام خميني(ره) كه حداكثر داراي دو فرزند ذكور بالاي 18 سال باشند يكي از فرزندانشان از خدمت معاف مي‌شود. سردار كمالي ادامه داد: آن دسته از خانواده‌هاي شاهد كه داراي فرزند معلول جسمي و ذهني باشند يكي از فرزندانشان از خدمت معاف مي‌شود. وي اظهار داشت: يگانه‌سرپرست خواهر مجردي كه به سن 24 سالگي رسيده از خدمت معاف مي‌شود و يكي از فرزندان خانواده‌هايي كه سه فرزند آنها خدمت دوره ضرورت را انجام داده از انجام خدمت دوره ضرورت معاف مي‌شود. سردار كمالي ادامه داد: يكي از فرزندان خانواده‌هايي كه يك فرزند آنها در حين خدمت فوت كرده باشد از انجام خدمت دوره ضرورت معاف مي‌شود. جانشين اداره منابع انساني ستاد كل نيروهاي مسلح گفت: حداكثر 6 ماه از خدمت بسيجيان برابر مقررات احتساب قسمتي از خدمت بسيجيان جزو خدمت دوره ضرورت و مواد 63 از 65 قانون و مقررات استخدامي سپاه كسر مي‌شود. سردار كمالي اعلام كرد: يكي از فرزندان آزادگاني كه بيش از 3 سال در اسارت بوده ولي فرزندشان بعد از آزادي به سن سربازي رسيده از خدمت معاف شود. اين مقام ستاد كل نيروهاي مسلح گفت: با توجه به معافيت يكي از فرزندان رزمندگان داراي 30 ماه سابقه جبهه و جانبازان داراي 25 درصد جانبازي و بالاتر از مدت خدمت دوره ضرورت مشمولان و كاركنان وظيفه‌ا‌ي كه مدت جبهه آنها كمتر از 30 ماه و ميزان جانبازي كمتر از 25 درصد باشد كسر مي‌شود. سردار كمالي در اين باره گفت: رزمندگاني كه 6 ماه تا پايان 8 ماه سابقه جبهه داشته باشند به مدت 2 ماه كسر خدمت و افرادي كه 9 ماه تا پايان 11 ماه سابقه جبهه دارند سه ماه كسر خدمت درنظر گرفته شده است. وي ادامه داد: براي افرادي كه 12 ماه تا پايان 14 ماه سابقه جبهه دارند 4 ماه كسر خدمت و براي افرادي كه 15 ماه تا پايان 17 ماه سابقه خدمت دارند 5 ماه كسر خدمت در نظر گرفته شده است. وي اظهار داشت: براي افرادي كه 18 ماه تا پايان 20 ماه سابقه جبهه دارند 6 ماه كسر خدمت در نظر گرفته شده و براي افرادي كه 21 ماه تا پايان 23 ماه سابقه جبهه دارند 7 ماه كسر خدمت اعمال مي‌شود. جانشين اداره منابع انساني ستاد كل نيروهاي مسلح اعلام كرد: ميزان كسر خدمت افرادي كه 27 ماه تا پايان 29 ماه سابقه جبهه دارند 9 ماه كسر خدمت اعمال مي‌شود. سردار كمالي درباره ميزان كسر خدمت براي درصد جانبازي نيز گفت: جانبازاني كه 5 تا 10 درصد جانبازي دارند دو ماه كسر خدمت و براي افرادي كه 11 تا 15 درصد جانبازي دارند 4 ماه كسر خدمت در نظر گرفته شده است. وي اظهار داشت: براي افرادي كه 16 درصد تا 20 درصد جانبازي دارند 5 ماه كسر خدمت و براي افرادي كه 21 تا 25 درصد جانبازي دارند 8 ماه كسر خدمت اعمال خواهد شد. وي اظهار داشت: فرزند دوم شهدا از انجام خدمت دوره ضرورت معاف هستند و تمام جانبازان بالاي 15 درصد و يكي از فرزندان جانبازان 25 درصد و بالاتر و دو فرزند جانبازان 50 درصد و بالاتر از خدمت معاف مي‌شوند. سردار كمالي گفت: همچنين از مدت خدمت جانبازان زير 15 درصد به تناسب كسر مي‌شود. جانشين اداره منابع انساني ستاد كل نيروهاي مسلح گفت: يكي از فرزندان رزمندگان داراي 30 ماه سابقه جبهه و دو فرزند رزمندگان داراي 60 ماه سابقه جبهه از خدمت معاف مي‌شوند. سردار كمالي گفت: يكي از فرزندان افرادي كه جمع درصد جانبازي و سابقه جبهه آنها به 30 امتياز و دو فرزند افرادي كه جمع درصد جانبازي و سابقه جبهه آنها به 60 برسد از خدمت معاف مي‌شوند. اين مقام ستاد كل نيروهاي مسلح تصريح كرد: در رابطه با جبهه خلبانان هوانيروز مبداً شروع مأموريت‌ها و مناطق عملياتي كادر خلبانان و فني، هوانيروز مدت خدمت در نقاط در كوي تقدم تا تاريخ 27 مرداد سال 67 معادل جبهه محاسبه مي شود. وي اظهار داشت: خدمت خلبانان و ديگر عوامل پروازي كه در عمليات بمباران شناسايي، حمل مهمات و غيره... به مدت 30 ماه شركت داشته باشند معادل جبهه محسوب مي‌شوند. به گزارش فارس، وي اظهار داشت: ان دسته از خانواده شهدا، مفقود‌الاثرها، جانبازان، آزادگان و رزمندگان كه يكي از فرزندان آنها از خدمت معاف شده اما ضرورت استفاده از معافيت صادره مذكور به دليل فوت استخدام در نيروهاي مسلح و غيره منتفي شده مي‌توانند با ابطال كارت معافيت صادر شده كارت معافيت جديد را براي نفر دوم خانواده اختصاص دهند. سردار كمالي گفت: يكي از فرزندان مفقود‌الاثر‌ها و آزادگان كه به واسطه استفاده پسر آنها از معافيت خانواده شهدا سرباز شناخته شده است از خدمت معاف مي‌شوند. جانشين اداره منابع انساني ستاد كل نيروهاي مسلح يكي از برادران شهدا، مفقود‌الاثرها و آزادگان كه به واسطه استفاده پسر آنها از معافيت خانواده شهدا سرباز شناخته شده از خدمت معاف مي‌شود. وي اظهار داشت: يكي از فرزندان مفقود‌الاثر‌ها و آزادگان كه قبلا برادرش (فرزند ديگر مفقود‌الاثر و آزاده) از معافيت خانواده شهدا استفاده كرده ولي به دليل فوت يا مهاجرت تا پايان سال 89 نزد خانواده‌اش نباشد از خدمت معاف مي‌شود. سردار كمالي ادامه داد: مشمولاني كه با جانبازان 25 درصد و بالاتر ازدواج كنند به صورت موقت از انجام خدمت دوره ضرورت معاف و پس از 5 سال معافيت موقت آنها به دائم تبديل مي‌شود. جانشين اداره منابع انساني ستاد كل نيروهاي مسلح گفت: مدت خدمت يكي از فرزندان رزمندگان از دو ماه تا 9 ماه كسر مي‌شود كه قبلا به ازاي هر ماه خدمت 18 روز كسر خدمت صورت مي‌گرفت اما به منظور بهره‌مندي از خدمت سربازان اين مدت محدود شده است. وي اظهار داشت: همچنين مدت خدمت يكي از فرزندان جانبازان زير 25 درصد از 2ماه تا 8 ماه كسر مي‌شود كه قبلاً به ازاي هر درصد جانبازي 22 روز از خدمت يكي از فرزندان كسر مي‌شد. اين مقام ستاد كل نيروهاي مسلح تصريح كرد: قبلا از خدمت محققان فوق‌ليسانس بالاتر به ازاي پروژه تحقيقاتي و اختراعي كه انجام مي‌داد حداكثر يك سال كسر مي‌شد. ولي براساس مصوبه جديد دو ماه تا 18 ماه از خدمتشان كسر مي‌شد. سردار كمالي تصريح كرد: تغييرات صورت گرفته عطف به ماسبق نمي‌شود بنابر اين تمام مشمولان و سربازان وظيفه كه در سال 88 و 89 گواهي كسر خدمت دريافت كرده‌اند چه آن را تحويل نيروهاي مسلح داده باشند يا هنوز در دستشان باشد معتبر بوده و مي‌توانند جهت محاسبه آن اقدام كند. سردار كمالي افزود: مدت خدمت دوره سربازي در سال 90 همچنان 18 ماه خواهد بود كه براي مشغولان ليسانس يك ماه، فوق‌ليسانس 2 دوماه، دكتري 3 ماه و همچنين خدمت در مناطق عملياتي و امنيتي 2 ماه و مناطق محروم و بد آب و هوا يك ماه كسر مي‌شود. اين مقام ستاد كل نيروهاي مسلح گفت: طرح اصلاح موادي از قانون خدمت وظيفه عمومي كه در مهر سال 88 به تصويب مجلس رسيده به دليل ايراد بار مالي شوراي نگهبان همچنان منتظر اظهار نظر دولت است. وي اظهار داشت:بررسي‌هاي كارشناسي با همكاري نمايندگان دولت و ستاد كل نيروهاي مسلح صورت گرفته و دولت بايد نظر رسمي خود را اعلام كند پيش از بار مالي افزايش حقوق سربازان 2هزار ميليارد تومان بود كه طبق هماهنگي انجام شده به 600 ميليارد تومان كاهش يافته است. جانشين اداره منابع انساني ستاد كل نيروهاي مسلح گفت: برنامه‌اي براي معافيت گروهي از مشمولان غايب يا بخشش آنها وجود ندارد و در سال 90 با مشمولاني كه به قانون تمكين نكرده‌اند تشديد برخورد خواهيم كرد و تنها سربازاني كه در حين خدمت حسن انجام وظيفه داشته باشند تمديداتي جهت بخش اضافه خدمت آنان صورت گرفته است. سردار كمالي گفت: براي 300 نفر از مشمولان دكتري و فوق‌ليسانس و 500 نفر از مشمولان ليسانس به بالا به پروژه‌هاي تحقيقاتي درباره نيروهاي مسلح و مسائل اساسي كشور انجام دهند معافيت از دو ماه تا تمام دوره ضرورت در نظر گرفته شده است. سردار كمالي گفت: سالانه 60 هزار نفر از مشمولان و سربازان غايب را دستگير مي‌كنيم كه امسال اين موضوع تشديد خواهد شد. ]]> جامعه Tue, 19 Apr 2011 08:59:00 GMT http://siasatrooz.ir/vdcd9k09.yt0xk6a22y.html حرم مدافع ماست http://siasatrooz.ir/vdcg7x9y.ak97z4prra.html خانواده شهید در نظر عامه مردم این است که خانواده‌های شهدا خدمات ویژه‌ای می‌گیرند؛ می‌گویند خانواده شهید از امتیازات ویژه‌ای برخوردار است، این مدافع حرم اما با وجودی که برادرش شهید شده است، باز هم راه جهاد را پیش گرفته و همه مخالفت‌ها برای اعزام نشدن و قرار دادن نامش در انتهای لیست نتوانست مانعی ایجاد کند. راهی دیار آشنا می‌شود تا امروز آرام باشیم. سوریه رفتن ابتدا از تفاوت حرف تا عمل و وجوه مختلفی که افراد براساس شناخت و دیدگاهشان از جنگ سوریه می‌دانند توضیح می‌دهد «وقتی می‌خواهید درباره سوریه صحبت کنید باید دو وجه آن را در نظر بگیرید، وجهی که همه می‌بینند و بحث دارند (وجه ظاهری) و وجهی که باطنی است و همه جا نمی‌شود از آن گفت. مسائلی در بحث باطنی سوریه و هر نبرد حق علیه باطل وجود دارد که نمی‌توانی به راحتی بازگو کنی و بعد از آن هم نمی‌توانی انتظار داشته باشی مخاطبان به راحتی آن را باور کنند.» او اما بعد از مطرح کردن این مسایل به روز اعزامش می‌رسد: «داوطلب می‌خواستند و به دوستانم گفته بودم اسمم را رد کنند، مسئول ثبت‌نام به دلیل اینکه خانواده شهید بودم نامم را به عنوان آخرین نفر لیست که پنجم بود قرار داد و طبق بررسی‌ها اصلا نوبت به نفر پنجم حداقل تا سه چهار سال آتی نمی‌رسید. می‌گوید برای رفتن به سوریه داوطلب شدم، و ادامه می‌دهد: «نتوانستم مسئول ثبت‌نام را مجاب کنم اسمم را به اول بازگرداند اما از حضرت زینب(س) خواستم مرا لایق بداند تا راهی سوریه شوم، قرار بود یک ماه دیگر اولین نفر را ببرند. بعد از مدتی دیدم نفر اول مشکلی برایش پیش آمد و حذف شد، نفر دوم هم خانمش وضع حمل کرد و گفت فعلاً نمی‌توانم، نفر سوم و چهارم هم در لحظات آخر به دلیل راضی نشدن همسر و پدر انصراف دادند، مسئول ثبت‌نام هم نبود و این طور بود که من در کمال ناباوری دوستان یک ماه بعد از ثبت‌نام راهی سوریه شدم.» حرم مدافع ماست نه ما مدافع حرم «اصلاً اصطلاح مدافع حرم را قبول ندارم» این جمله‌ای است که در کمال ناباوری می‌شنویم و در ادامه برای خارج کردن ما از بهت ادامه می‌دهد: «قبول ندارم چون حرم مدافع بچه‌هاست و در سوریه این موضوع را به عینه لمس می‌کنی، وقتی به زیارت خانم می‌روی می‌بینی که اصلا حد و اندازه‌ات اینطوری نیست که مدافع خانم باشی.» از تصورات تا واقعیت جنگ سوریه! از تفاوت تصورات و واقعیاتی می‌گوید که برای هرکسی اولین‌بار وارد سوریه می‌شود پیش می‌آید: «آدم وقتی در محیط جدید می‌رود شرایط خاص‌تر است و طول می‌کشد تا عادت کند ولی سوریه یک جوری است که به نوعی می‌توان گفت دو‌سوم قوا روحیه است و یک‌سوم شرایط جسمی است که به کمکت می‌آید وقتی روحیه قوی داشته باشی و با اعتقاد کامل بروی هر شرایطی برایت قابل تحمل می‌شود. بار اولی که به سوریه رفتم زمستان بود از شدت سرما تا ۷ شب نمی‌توانستم بخوابم و بعد از این مدت تیممان توانست جای گرم پیدا کند و بخاری و پتوی تمیز داشته باشد.» از خانه‌های بتونی سوری می‌گوید که چطور توانسته مأمنی برای رزمندگانی باشد که در تلاشند برادران خود را از شر تروریست‌ها نجات دهند: «اولین‌بار در روستایی که اکنون دست تروریست‌ها افتاده ساکن شدیم، جایی با خانه‌های بتونی که سرمای زمستان را بیشتر بروز می‌داد. پتوهایمان را قبل از استفاده مجبور بودیم در آب سرد روستا بشوریم و تنها فضایی که به گرم شدنمان کمک می‌کرد آفتاب نیمه‌جان ظهرهای زمستان بود. وقتی روحیه‌ات و اعتقاداتت را قبل از اعزام آماده کرده باشی باعث می‌شود که همه این شرایط سخت را دوام آورده و دم نزنی.» سایه روشن‌های جنگ همه سایه روشن‌های جنگ را قبول دارد و منکر آنهایی نمی‌شود که غلیان احساسات راهیشان کرده است، «اگر در شرایطی که گفتم کسی بدون حضور قلب و اعتقاد و تنها از روی غلیان احساسات حضور داشته باشد نهایتاً اوضاع را ۱۰ الی ۲۰ روز تحمل می‌کند و بعد عصبی می‌شود که البته از این طور افراد هر چند قلیل وجود دارند، اما آنهایی که کمی ریشه‌ای‌تر فکر می‌کنند تا روز آخر حضورشان این روحیه را حفظ کرده و وقتی قرار می‌شود برگردند می‌گویند کاش مدت حضورمان تمدید شود، اما باز هم می‌گویم که منکر این نیستم عده‌ای قلیل لحظه‌شماری می‌کنند که برگردند و اما برخی‌ها انگار نه انگار مدت زیادی است در این شرایط سخت گذران زندگی می‌کنند، اینجاست که خیلی راحت می‌توانی حس کنی چه کسانی ظاهری آمده و چه افرادی دانسته و با خلوص نیت در این مسیر پا نهاده‌اند.» البته او از آنهایی هم می‌گوید که با کت شلوار می‌آیند عکسشان را کنار حرم می‌گیرند و می‌روند و البته این رفتارها را طبیعی دیده و از آن به اصطلاح مسئولین گلایه‌ای ندارد. او حتی می‌گوید چند ساعت قبل از سقوط خان‌طومان هم این صحنه‌ها را دیده است. از آدم‌های بزرگی می‌گوید که گمنام برای کمک به مردم مظلوم سوریه راهی جنگ می‌شوند؛ «پیرمردی دو سه شب پیشمان آمد کنار ما خوابید، مرد مسنی بود، بار اول گفتم اگر می‌خواهی تلفن بزنی هست، گفت حالا ... حس می‌کردم از بچه‌هاست اما نمی‌دانستم چه پستی دارد، وقتی زندگیش را گفت شرمنده شدم، دو سه بار در جنگ ایران و عراق اسیر شده بود و دو سه بار تا مرز شهادت رفته بود و مسئولیت بزرگی هم داشت و بازنشست شده بود، آمده بود کمک کند بی‌نام و نشان و بی‌اینکه کسی بداند چه کاره بوده، یکبار در درگیری‌ها با وضعیت وخیمی مجروح شد و برگشت اما دوباره بعد از چند وقت دیدم آمده و می‌جنگد، گفتم شما هنوز شهید نشدی؟! خندید و گفت نه گفته‌اند ده پانزده سال باید بجنگی بعد ... پارادوکس‌های جنگ تمامی ندارد.» رضایت خانواده می‌گوید خیلی راحت خانواده‌اش را راضی کرده و مادر، پدر، همسر و فرزندانس راهی‌اش کردند، هر چند به دلیل استرس‌هایی که به خانواده وارد آمده همسرش خونریزی معده داشته و حتی می‌گوید با هر صدای تلفنی خانواده فکر می‌کنند که خبر شهادتم را خواهند شنید. با لحن پرنشاط تعریف می‌کند: «یکبار مادرم گفت چرا می‌روی در پاسخ گفتم از خودتان بپرسید که این طور ما را پرورش دادید.» دو فرزند دارد یک دختر و یک پسر، از سختی دوری فرزند می‌گوید: «طبیعتاً دوری‌شان سخت است، پسرم کلاس اول است و می‌گوید من هم می‌خواهم بروم سوریه بجنگم.» سخت است برای پدر که فرزندش را در شرایط جنگی ببیند اما بعد از سوال ما درباره اینکه به پسرش اجازه حضور در چنین شرایط سختی را می‌دهد یا نه می‌گوید: «اگر الان هم شرایطش را داشته باشد مانع او نمی‌شوم، هیچ پدری دلش نمی‌خواهد فرزندش سختی بکشد اما همه پدرها دوست دارند فرزندشان عاقبت به خیر شوند و چه عاقبت به خیری‌ای بهتر از شهادت.» ترکیب مدافعان مردم مظلوم سوریه «عراقی، افغانی، پاکستانی، لبنانی‌ها، ایرانی‌ها و خود سوری‌ها هستند البته بعضاً از یمن هم قبل از تجاوز سعودی به این کشور در جنگ حضور داشتند.» اما در ادامه از اختلافات گروه‌های مختلف و همبستگی در اوج اختلاف می‌گوید: «اگر موصل کامل آزاد شود اوضاع سوریه هم بهتر می‌شود، تنها مشکل این است که گروه‌های حاضر اختلاف دارند و حاج قاسم حکمی برای رفع این اختلافات است، البته با همه این‌ها دیدن همبستگی در اوج اختلاف جذابیت خاصی به میدان نبرد داده است و به نوعی تمرین جنگ برای یک پرچم واحد در زمان ظهور خواهد بود.» یکپارچگی ادیان و مذاهب در دفاع از مظلوم از یکپارچگی همه مذاهب در دفاع از مظلوم می‌گوید: «از اهل‌تسنن، شیعیان، مسیحی‌ها و همه مذاهبی که آزادگی را باور دارند در این جنگ به کمک مردم مظلوم سوریه آمده‌اند. اهل‌تسنن ایران تفکرات تکفیری را اصلاً قبول ندارند و دیگر کشورها نیز همین رویه را اغلب دارند.» شست‌و‌شوی مغزی و پول‌های کلان از تروریست‌هایی می‌گوید که از هر عمل وحشیانه و قبیحی شرم نمی‌کنند: «عده‌ای فقیر را با تعلیمات من‌درآوردی رؤسایشان آموزش داده و با پول‌های کلانی نظیر حقوق ماهی هزار دلار جذبشان می‌کنند، تا در جنگ اسلحه به دست و انتحاری باشند. شیخ‌الامحیسنی یکی از رهبران معنوی جبهه تروریستی النصره برای تحریک افکار مسموم تزریق شده به تروریست‌ها پارچه را می‌گیرد بالا و بعد می‌گوید هرکس از این رد شود با رسول‌الله است!! همین یک حرکت من‌درآوردی ساده یکدفعه با استقبال دو سه هزار نفری تروریست‌ها رو‌به‌رو می‌شود و البته در دقیقه آخر بعد از جمع شدن به این افراد قرص‌های روانگردان می‌دهند که تا انتها بجنگند و از توهم حضور در بهشت، برنگردند.» رویش زامبی در میدان جنگ! «فلسفه بازی و فیلم‌های زامبی را در سوریه فهمیدم. زمانی که بارها و بارها یک مسیر را بمباران می‌کنی بارها و بارها قلب تروریست‌ها را نشانه می‌روی و در همان منطقه بمباران در همان منطقه کشته شدن تروریست قبلی، نفرات و ماشین‌های جدیدی می‌روید!! اینها تا مسخ شده با قرص‌های روانگران نباشند امکان ندارد مسیری را که یکبار به کشته شدن عده‌ای از هم‌کیشانشان منجر شده مجدداً بپیمایند!» از تصورات عامیانه تا واقعیت‌های حقوق امکان ندارد جایی بحث مدافعان حرم پیش آید و کسی به طعنه از حقوق‌های نجومی نگوید، اما واقعیت را اینطور تفسیر می‌کند: «به ما هم خیلی می‌گویند پول‌های کلان می‌گیری، برادر یکی از استادهای خودم که در خان‌طومان شهید شد نقل می‌کند که وقتی به ما گفتند حدود ۶۰ تا ۷۰ میلیون تومان می‌گیرید در پاسخ به خنده گفتم نه بیشتر می‌دهند، اگر می‌خواهی اسمت را رد کنم. و فرد نقل‌کننده گفت؛ نه با آن شرایط سخت این پول به دردم نمی‌خورد. اگر بگوییم نمی‌گیریم کسی باور نمی‌کند مجبوریم این را بگوییم که محکی باشد برای آنهایی که فکر می‌کنند همه چیز با پول قابل معامله است.» البته منکر انگیزه‌های مالی برخی‌ها نمی‌شود؛ «نمی‌گویم پول ملاک نیست و نفرات اینچنینی نداریم اما کسانی که می‌روند ۵ درصد به حقوق و پول اهمیت می‌دهند و برای بقیه هم اولویت اولشان این موضوع نیست، حتی خبر دارم برخی از داوطلبین که تعهد دادند که یک ریال نگیرند.» با خدا حساب می‌کنند از آنهایی می‌گوید که قرار گذاشته‌اند جانبازی‌هایشان را فقط با خدا حساب کنند: «جانبازی هم مثل همه ابعاد جنگ هم بُعد مالی دارد و هم اعتقادی اما کم نیستند کسانی که وقتی جراحتی بر بدنشان وارد می‌شود بی‌شلوغ‌کاری در همان منطقه مداوا می‌شوند و بعد از طی دوران نقاهت به خط باز می‌گردند و اعتقاد دارند فقط با خدا حساب خواهند کرد.» اما از آن طرفی‌ها هم می‌گوید که ... «در مقابل، اندکی قلیل را می‌بینی که فقط دنبال برگ زرد جانبازی برای برگشتن هستند.» آرایش جنگی هوشمندانه از اینکه بگویند جنگ سوریه جنگ تن به تن و چریکی است ناراحت می‌شود؛ «برخی اوقات می‌گویند جنگ چریکی یا نامنظم است، من ناراحت می‌شوم چراکه جنگ خیلی عجیب و غریب است و برای هر روستا نسخه خاص باید تهیه شود، یک روستا با تانک، روستای دیگر با انتحاری و در روستای کناری جنگ چریکی برپا است، واقعیت این است که در سوریه، جنگ جدیدی است، می‌شود گفت که جنگ هوشمندانه است و تروریست‌ها بسته به شرایط انتخاب می‌کنند چطور حمله کنند و در این رویه باید ما هم بتوانیم هوشمندانه پاتک بزنیم. اگر ما هوشمند نباشیم همه چیز خراب می‌شود.» حکمیت قاسم سلیمانی «شهید تهرانی‌مقدم که شهید شد پدر موشکی ایران بود اما همه دانش‌ها فقط در او خلاصه نمی‌شد اما قطعاً فرد بزرگی بود، قاسم سلیمانی هم همین است، فرد بزرگی است اما همه جنگ به او ختم نمی‌شود. این مدیریت جهادی حاج قاسم است که زبانزد همه نیروهای داخلی و خارجی است.» از پدرانه‌های حاج قاسم سلیمانی می‌گوید که همه نیروها قبولش دارند؛ «مدیریت او زبانزد همه است، نه جنگجوی افسانه‌ای‌ است و نه طرح‌های نظامی خاصی دارد، بلکه بُعد پدرانه و مدیریتی اوست که برجسته‌اش کرده است، او می‌داند چه زمانی تشکر کند و چه وقتی برخورد قاطع کند.جایی هست شما خیلی زحمت کشیدی دو روز بوده که روی سرت آتش می‌ریزند، چند جا را از دست دادی و شهدای بسیاری هم روی دستت مانده و هنوز داری مقاومت می‌کنی، وقتی حاج قاسم می‌آید به جای خداقوت می‌بینید دارد اعتراض می‌کند، بعد که کمی فکر می‌کنی حق را به او می‌دهی چراکه داشتی اشتباه می‌جنگیدی.» از میزان محبوبیت حاج قاسم در نیروهای دیگر کشورها هم پرده بر می‌دارد: «حاج قاسم تنها مخصوص نیروهای ایرانی نیست همه نیروهای حاضر در سوریه او را حلال اختلافات می‌بینند، همیشه اختلافات عراقی‌ها با طیف‌های مختلف، دعواهای سوری‌ها، افغانی‌ها و... حاج قاسم را برای حکمیت خبر می‌کنند و خودشان می‌گویند ایشان باید بیاید مشکل را حل کند و اگر نباشد اختلافات داخلی و مشکلات بیشتر می‌شود.» سقوط خان‌طومان از آن شب نامبارک می‌گوید آن شبی که داغ جانکاهی بر دل رزمندگان گذاشت و با عهدشکنی حامیان تروریست‌ها شهادت‌هایی مظلومانه را رقم زد؛ «درد دل مستان، شب یلدا خواهد، بعد از صحبت‌هایی که درباره صلح و آتش‌بس و تعهدات امریکا به روسیه برای مهار تروریست‌ها صورت گرفته بود، نیروهای زیادی به گمان اینکه جنگ تمام شده است در حال ترک خان‌طومان بودند احتمال توافق بالا رفته بود. تحرکاتی همان موقع‌ها هم اتفاق می‌افتاد اما روس‌ها نمی‌توانستند عملیات داشته باشند و می‌خواستند به تعهد پایبند بمانند، بچه‌ها همه چند ماه بود در پدافند بودند از پاییز که تل‌اذان را آزاد کردند بعد همه رفتند در لاک پدافندی که خط خان‌طومان تا العیس، فوعه و کفریا را آزاد کنند، این رویه خیلی طولانی شد و به تروریست‌ها فرصت بازیابی داد، چندین‌بار حملاتی پراکنده به منطقه می‌شد که سریع دفع می‌شد، اما ۲۱ فروردین همه تروریست‌ها با توان بالایشان و انتحاری‌های خود مقر فرماندهی خط را زدند و بعد نیروی خط‌مقدم تا صبح دوام آوردند و با توجه به اینکه راه کمک به آنها بسته شده بود شهید شدند. بچه‌ها می‌توانستند خیلی راحت خط را در خان‌طومان رها کنند و بیایند اما ماندند و شهید شدند.» دوستی با شهدا اما روایت‌هایی که از بودن کنار شهدا دارد عجیب و غریب است و تنها باید با لحن خودش بخوانی تا به وجد آیی: «شهید سیدجواد اسدی، فردی که در خان‌طومان شهید شد، گفته بود هم مادرم خواب دیده شهید می‌شوم وهم خودم خواب دیده‌‌‌‌ام بالا سر جنازه‌ام ایستادم دارم می‌خندم، سخت است بودن کنار آنهایی که می‌دانی شهید می‌شوند، روزهای آخر را با افرادی بگذرانی که پایشان روی زمین نیست کاملاً بزرگی روحشان را مشاهده می‌کنی و از غم نبودشان ناراحت می‌شوی.» دلمان می‌خواهد همه آنچه شنیدیم را روایت کنیم دلمان می‌خواهد خارق‌العاده‌ترین مسایل را بنویسیم حیف که همه شنیده‌ها را نمی‌توان نوشت... . تنفر از جنگ با همه عزم جزمش برای حضور در میدان نبرد حق علیه باطل، اما جنگ را برای هیچ کشوری نمی‌خواهد؛ آرزوی جنگ ندارد چون دیده است که کودکان و زنان و غیرنظامیان را چطور مظلومانه به خاک و خون می‌کشند، نمی‌خواهد جنگ شود چون دلش می‌خواهد کودکان دنیا بازی کنند و مادر و پدرشان را غرق در خون نبینند، چون نمی‌خواهد تصور کند که چطور مادری از اینکه کودک خردسالش مقابل چشمانش توسط تروریست‌ها سلاخی می‌شود زجری می‌کشد چون... . «وضعیت جنگ اصلاً خوب نیست سوری‌ها ۶ سال است این وضع را تحمل می‌کنند و از سرزمینشان چیزی باقی نمانده، مردم بیچاره شدند و نمی‌دانند غم سلاخی شدن خانواده را تحمل کنند یا غم تجاوزاتی که به خاکشان شده است.» حرف دل «دنیا به سمتی می‌رود که همه، رو بازی کنند و حتی ظاهرشان را دیگر حفظ نمی‌کنند، گواه این موضع ائتلاف سعودی - صهیونیستی است و چه بسیارند آنهایی که از ماسک‌های خود خسته شده و چهره کریه‌شان را به نمایش گذاشته‌اند.» حرف‌هایی غیرقابل چاپ می‌گوید، حرف‌هایی که از دل بر می‌آید و یقیناً بر دل آنهایی که باید بنشیند می‌نشیند، اما برای جلوگیری از سوء‌استفاده برخی معلوم‌الحال نمی‌توان چاپش کرد. بارها و بارها راهی جنگ سوریه شده و شهیدان و جانبازان زیادی دیده، خاطرات بسیاری از حضور بر پیکر شهدا دارد، اما هیچ وقت در طول صحبت‌هایش از خودش تعریف نمی‌کند، حتی وقتی قرار می‌شود از زمان بازگشت دوباره‌اش بگوید، خیلی صادقانه اعتراف می‌کند که اگر مغرور شود و فکر کند کسی بوده، صاحب حرم دعوتش نکرده و زمان حضور را به تأخیر می‌اندازد تا یاد بگیرد مغرور نشود... جملاتش به قدری جذاب و گویاست که بر دل می‌نشیند و همین گمنامی‌اش باعث شده تا بیشتر به این فکر کنیم که ذخیره‌های انقلابمان گمنامانی هستند که بی‌ادعا برای امنیتمان تلاش می‌کنند و از نشان دادن صفرهای فیش‌های حقوقیشان دریغ ندارند! آنها در سنگلاخ‌های کشور دیگری زخمی می‌شوند تا مردم در خانه‌های خود آسوده بیارامند و خبرهایی مبنی بر املاک نجومی عده‌ای، فیش‌های عجیب و غریب و حوادثی از این دست هدفشان را متزلزل نمی‌کند، راهشان را پیدا کرده‌اند و گم نخواهند آورد.قاسم غفوری- مائده شیرپور ]]> سیاست Mon, 16 Jan 2017 07:00:48 GMT http://siasatrooz.ir/vdcg7x9y.ak97z4prra.html «شهلا» پاي چوبه دار چه گفت ؟ http://siasatrooz.ir/vdcdxs0k.yt0sf6a22y.html گروه حوادث – «خدیجه جاهد» معروف به «شهلا» كه نامش به يكي از پيچيده ترين پرونده هاي جنايي ايران گره خورده بود سرانجام در زندان «اوين» تهران به دار آويخته شد. به گزارش خبرنگار ما ، از نخستين ساعت بامداد چهارشنبه - دهم آذر- خانواده «شهلا» به همراه شماري از هنرمندان سينما و تلويزيون ، فعالان حقوق زنان ، ده‌ها خبرنگار وعكاس و ساير كساني كه سالها خبرهاي پرونده اين زن را پيگيري كرده بودند مقابل در زندان «اوين» تجمع كرده اند و در سكوتي وهم‌انگيز و پراضطراب منتظر فرجام ماجرا هستند. با آمدن عبدالصمد خرمشاهي - وكيل شهلا- خبرنگاران و عكاسان دورش حلقه مي زنند و و هر كدام سوالي مي‌پرسند.«خرمشاهي» هم كه نگراني در چهره و صدايش موج مي‌زند مي گويد: «فقط اميدوارم اتفاق خوبي بيفتد. البته هنوز چند ساعتي وقت باقي مانده و تمامي تلاشمان را مي كنيم تا شايد در آخرين لحظه‌ها رضايت بگيريم.» چند لحظه بعد خودرويي از پيچ خيابان مي گذرد و وارد سربالايي منتهي به زندان مي شود. خبرنگاران با ديدن چهره حسن رحيمي - مديركل روابط عمومي و اطلاع‌رساني قوه قضاييه - كه در صندلي جلو نشسته است به طرف وي مي دوند. «رحيمي» كه انگار از ديدن اين همه خبرنگار زن و مرد متعجب شده با خنده مي گويد: «مگر شما خواب و زندگي نداريد كه نيمه شب آمده ايد اينجا؟!» خبرنگاران علت حضورش را مي پرسند كه جواب مي دهد : «به دستور رييس قوه قضاييه آمده‌ام تا اگر بتوانم كاري انجام بدهيم و شايد موفق به جلب رضايت اولياي دم بشويم!» همان موقع در فولادي زندان باز و خودروي «رحيمي» وارد محوطه سرد مي شود.دقايقي بعد عصمت‌ا... جابري – رييس واحد اجراي احكام دادسراي جنايي تهران- نيز به همراه همكارش «پورمكري» به محاصره خبرنگاران درمي آيد و با وعده تلاش براي جلب رضايت ، وارد زندان مي شود. در ميان حاضران ، مهناز افضلي - بازيگر و كارگردان سينما - مريلا زارعي و فرشته صدرعرفایي ـ بازيگران سينما - با چشماني اشكبار كنار خانواده «شهلا» هستند.اين بازيگران محبوب ، بارها تلاش كرده بودند رضايت خانواده «لاله سحرخيزان» را جلب كنند و حتي به خانه خواهر و مادر زن نگون بخت در شيراز رفته بودند. مادر «شهلا» كه از شدت ضعف به سختي قدم بر‌مي‌دارد ناگهان با سر رسيدن خودروي خانواده «لاله» قرآن به دست به مقابل دستگاه چهار چرخ مي دود. به دنبال وي ، خواهران و برادران «شهلا» و چند نفر از حاضران نيز دور خودرو حلقه و همگي فرياد مي‌زنند: «شهلا را به خاطر خدا ببخشيد.» در آن بين «شهلا» در زندان كوهستان‌هاي شمال تهران ، هنوز به گذشت شاكيان خصوصي مي انديشد و با گام‌هاي لرزان با قاضي اجراي احكام دادسراي امور جنايي ، نماينده دستگاه قضا ، مسوولان ندامتگاه و پزشكي قانوني رو به‌ رو مي شود.تلاش مي كند خود را خونسرد نشان دهد اما نمي تواند.نگراني در چهره اش موج مي زند كه قاضي اجراي احكام براي آخرين بار حكم قصاص «شهلا» را مي خواند. پزشك قانوني هم او را معاينه مي كند و سلامتش تاييد مي شود.چند لحظه بعد نماينده قوه قضاييه به «شهلا» مي گويد : بارها اعلام كرده‌اي كه موقع اجراي حكم حرف‌هايي براي گفتن داري و مي‌خواهي مسائلي را مطرح كني. حالا آن لحظه فرا رسيده و ما آماده شنيدن ناگفته‌هاي شما هستيم.فرصت چنداني باقي نمانده و هر چه مي خواهي بگو. «شهلا» پس از سكوتي كوتاه به آرامي مي گويد: قصدم از نوشتن نامه‌ها به مسئولان قوه قضائيه اين بود كه تكليفم هر چه زودتر روشن شود.از زندان و بلاتكليفي و كابوس‌هاي سلول خسته شده بودم و... زن جوان سپس به گريه مي افتد و از قاضي اجراي احكام اجازه مي خواهد نماز بخواند. همزمان با پايان نماز، مادر، دو برادر و خاله «لاله» به همراه ناصر محمدخاني – شوهر قرباني - وارد اتاق مي شوند.قاضي «رحيمي» با ديدن اولياي دم به طرفشان مي رود و پس از گفت ‌وگو با مادر «لاله» و بستگان اين زن ، آنان را به صلح و سازش و بخشش «شهلا» دعوت مي كند.خانواده داغدار اما به هيچ عنوان رضايت نمي دهد. با اين حال وساطت ادامه مي يابد و چون شاكيان بر اجراي حكم پافشاري مي كنند چاره‌اي جز ادامه تشريفات پيش از اعدام باقي نمي ماند.دقايقي بعد «شهلا» براي نوشتن وصيتنامه‌اش كاغذ و قلم مي خواهد.وي با دستان ‌لرزان و صورت رنگ پريده دست به قلم مي شود و سه صفحه‌اي مي نويسد.«شهلا» بيشتر با مادرش درددل مي كند و از همه اعضاي خانواده‌اش حلاليت مي طلبد.وي وصيت مي كند بخشي از سهم ارث زميني كه در شهريار دارد به برادرزاده‌اش و بقيه اموالش به مادرش برسد.بعد وصيتنامه‌اش را به «پورمكري» مي دهد با پايان تشريفات ، اولياي دم كه بي‌صبرانه منتظر اجراي حكم هستند با راهنمايي ماموران به محوطه زندان مي روند.يكي از زندانبانان «شهلا» را با گام‌هاي لرزانش به طرف چوبه دار مي برد. شهلا كه ناي حرف زدن ندارد وقتي از دور، چشمش به طناب دار مي افتد نگاهي ملتمسانه به خانواده «لاله» مي اندازد.بعد به پاي مادر «لاله» مي افتد و شيون سر مي دهد.مادر «لاله» پاهايش را به عقب مي كشد و با عصبانيت مي گويد: فقط بگو چرا دخترم را كشتي؟ اگر راستش را بگويي مي‌بخشمت! «شهلا» با گريه و التماس پاسخ مي دهد: حلالم كنيد و مرا ببخشيد. مادر «لاله» جواب مي دهد: مطمئن باش هرگز تو را نمي‌بخشم چون جگرگوشه‌ام را كشتي. قاضي «جابري» براي آخرين بار خانواده داغدار را به صلح و سازش دعوت مي كند كه بي نتيجه است. طلوع آفتاب نزديك است كه طناب دار بر گردن «شهلا» مي افتد.وي همچنان زير لب دعا مي خواند و با گريه درخواست عفو مي كند. «ناصر محمدخاني» هم كه ناراحت به نظر مي‌رسد نگاهش را به زمين دوخته است اما هيچ حرفي نمي‌زند.البته «شهلا» از او درخواست عفو و بخشش نمي كند.سرانجام يكي از برادران «لاله» به طرف چوبه دار مي رود كه «شهلا» سه بار به حاضران مي گويد «حلالم كنيد.» بدين ترتيب با اجراي حكم اعدام 3063 شبانه روز انتظار براي تعيين تكليف پرونده قطور وي به سر مي رسد. ساعت 5:50 بامداد است كه به بيرون زندان خبر مي رسد «شهلا اعدام شد.» به دنبال اجراي حكم كه بازتاب گسترده اي در رسانه هاي بين المللي دارد دادستاني تهران در بيانيه اي اعلام مي كند : هيچ‌ شبهه‌اي در پرونده« شهلا» وجود نداشت و وي به طور قطع و يقين قاتل «لاله سحرخيزان» بود. آنچه گذشت .... ساعت 14 چهارشنبه - ۱۷ مهر ۸۱ - همزمان با فریادهاى پسر خردسالى ، ساکنان خانه های خیابان شماره ۴۶ خیابان گل نبى میدان «کتابى» تهران باخبر شدند همسایه ۳۳ ساله آنان که «لاله سحرخیزان» نام داشت به طرز مرموزى کشته شده است.در آن میان وقتى مشخص شد قربانى ، همسر یکى از فوتبالیست هاى سرشناس است ماجراى این جنایت ، جنجالى شد.سرانجام افسران دایره 10 آگاهی مرکز کلید معماى پیچیده را در دستان شهلا - همسر صیغه اى ناصر - یافتند. تحقیق کارآگاهان نشان مى داد «شهلا» از ۱۳ سالگى عاشق «ناصر» بود و در ۲۸ سالگى با آگاهى از این که وی همسر و دو پسر دارد زندگى مشترک پنهانى را آغاز کرد.۱۲ مهر 1382 «شهلا» پس از ۱۱ ماه سکوت لب به اعتراف گشود و گفت : «لاله» را با سه ضربه چاقو از پا درآوردم. این زن خبرساز اما در جریان محاکمه ها ، اعتراف هایش را پس گرفت و مدعى شد کسى را نکشته و فقط به خاطر این که «ناصر» به جنایت متهم شده بود خود را قاتل خواند. «شهلا» از كودكي عاشق فوتبال و از طرفداران دو آتشه تيم پرسپوليس بود.وي پوسترهاي اين تيم و بازيكن شماره هشت (ناصر محمد خاني) را روي در و ديوار اتاقش چسبانده بود و با آنها زندگي مي كرد. «شهلا» بعد از اتمام دبيرستان در رشته پرستاري قبول و مدتي را در يك مهدكودك مشغول به كار شد.بعد از آن در يك بيمارستان فعاليت‌هايش را شروع كرد.«شهلا» خواستگاران زيادي داشت اما هميشه مي‌گفت دوست ندارد ازدواج كند چون شغلش را دوست دارد.او حتي براي اينكه يكي از خواستگاران سمجش را از خود براند به دروغ گفته بود با شخص ديگري نامزد كرده است.«شهلا» عاشق «ناصر» بود. بهار پارسال با دستور ريیس وقت دستگاه قضا ، پرونده مرگ «لاله سحرخیزان» که همسر ناصر محمدخانی (فوتبالیست پیشین تیم ملی ایران و پرسپولیس) بود از شعبه 20 تشخیص به مجتمع قضایی «بعثت» فرستاده شد.بدين ترتيب شعبه 1147 این مجتمع که قاضی «حسین‌پور» ریاست آن را بر عهده داشت در کانون توجه رسانه ها قرار گرفت و خبرنگاران ، منتظر ماندند تا ببینند سرانجام حکم قطعی «شهلا» با گذشت چندين سال از کشته شدن «لاله» چه خواهد بود ؟ در آن نشست «ناصر محمدخانی» بدون این که به پرسش های خبرنگاران پاسخی بدهد وارد شعبه 1147 شد.«شهلا» پیش تر گفته بود : «امیدوارم با این روزنه‌ ای که باز شده است همه چیز مشخص شود.من بار دیگر با صدای بلند اعلام می‌کنم قاتل نیستم . حرف‌هایم را زده ‌ام و هنوز درباره گناهکار بودن من اتفاق نظر وجود ندارد.گروهی از قضات که پرونده را مطالعه کرده‌اند مرا گناهکار می‌دانند و برخی دیگر بی‌گناه.بالاخره باید صبر کرد تا مشخص شود چه تصمیمی برای من که از زندان خسته‌ شده‌ام گرفته خواهد شد.امیدوارم هر حکمی که صادر می‌شود به این بلاتکلیفی پایان دهد.باور کنید دیگر از زندان خسته شده‌ام.» همان طور که پیش بینی می شد قاضی «حسین ‌پور» دوباره حکم به مرگ «شهلا» داد و همه نگاه ها به واحد صلح و سازش دادسرای امور جنایی تهران دوخته شد. در نشست اعضای این واحد ، باز هم خانواده «سحرخیزان» و خود «ناصر» اعلام کردند به هیچ عنوان از خونخواهی نمی گذرند و فقط قصاص می خواهند. هشت سال از آن جنايت جنجالي گذشته بود كه «شهلا» در نامه‌اي به رييس دستگاه قضا ، خواستار تعيين تكليف نهايي شد. «شهلا» باز هم گفته بود از اين همه بلاتكليفي خسته است : «اگر ابهامي در پرونده وجود دارد آن را برطرف كنيد و در غير اين صورت ، حكم قصاص را به اجرا بگذاريد.» ]]> Fri, 03 Dec 2010 06:16:00 GMT http://siasatrooz.ir/vdcdxs0k.yt0sf6a22y.html رژیم آل‌خلیفه حکم مرگ خود را امضا کرد http://siasatrooz.ir/vdcfe0d1.w6dcxagiiw.html در پی اعدام سه معترض بحرینی، مردم بحرین در برخی از روستاها از جمله ستره، دراز، بنی جمره، سار و سنابس تظاهرات کرده و به آل خلیفه در باب پیامدهای این جنایت بزرگ هشدار دادند. سال ۲۰۱۱ سالی بود که در بسیاری از کشورهای عربی شمال‌آفریقا و غرب آسیا قیام مردمی علیه ساختارهای حاکم آغاز شد. مردم کشورهای تونس، لیبی، مصر، یمن، بحرین و عربستان در اعتراض به استبداد داخلی، استعمار خارجی قیامی سراسری را آغاز کردند. نکته بسیار مهم در این قیام آنها بود که پس از مدتی به دلیل نبود رهبری واحد و توطئه‌های دشمنان بیداری اسلامی نتیجه داد و قیام مردمی در کشورهایی مانند مصر، لیبی، تونس دچار انحراف شدند که نتیجه آن نیز بحران‌های داخلی و حتی جنگ‌ها و درگیری‌های نظامی بود. در این میان در کشوری همچون بحرین این روند تکرار نشد و شواهد نشان می‌دهد که مردم این سرزمین همچنان با همان اصول و چارچوب‌های اولیه به انقلابشان ادامه می‌دهند. زمینه ساز تحقق این مهم رویکرد مردم به وحدت بر اساس رهنمودها و هدایت‌های مرجعیت دینی بوده است. به عبارتی پیوند میان مردم و مرجعیت زمینه ساز آن شد تا قیام از مسیر صحیح خود خارج نشود و تا به امروز این روند با وحدت و یکپارچگی ادامه یافته است. جالب توجه آنکه در همان سال ۲۰۱۱ شیعه و سنی در میدان اللولو با اهداف شاخه‌های گل به یکدیگر بر لزوم وحدت سراسری تاکید کردند تا خنثی کننده توطئه بهره‌گیری از شکاف دینی برای نابودی انقلابشان باشد. در نقطه مقابل آل‌خلیفه از همان روزهای نخست اقدام به سرکوب مردم نمود در حالی که برخی از کشورهای عربی بویژه عربستان نیز با اعزام نیروی نظامی به حمایت از این سرکوب پرداختند. رژیم آل‌خلیفه حتی به آوردن مزدور از کشورهایی همچون اردن و پاکستان پرداخت تا سرکوب را تشدید نماید. جلوگیری از برگزاری مراسم‌های دینی و حتی تخریب مساجد و حسینیه‌ها در کنار لغو تابعیت معترضان از جمله مراجع و علمای دینی از دیگر تحرکات این رژیم بوده است. سیاستی که دامنه آن حتی به لغو تابعیت افرادی همچون شیخ عیسی قاسم مرجع بزرگ جهان اسلام رسیده است. کشورهای غربی بویژه انگلیس و آمریکا نیز با اعزام نیروی آموزشی و تسلیحات سرکوب‌ در جنایات رژیم آل‌خلیفه مشارکت دارند و حتی مانع از انتشار گزارش‌های نهادهای حقوق بشر درباره وضعیت بحرانی شبه جزیره بحرین شده‌اند. آنچه بسیاری از ناظران سیاسی بر آن تاکید دارند آن است که کشورهای غربی برای منافع شخصی خود چشم بر سرکوب و کشتار مردم بحرین بسته‌اند چنانکه بیش از ۷ ماه است که مردم منطقه الدراز به جرم حمایت از شیخ عیسی قاسم در محاصره قرار دارند و می‌رود تا این محاصره به یک نسل کشی منجر شود. با تمام این تفاسیر قیام مردمی متوقف نشده و آنها بر ادامه راه خود ادامه می‌دهند که نمود آن تظاهرات گسترده دیروز مردم علیه جنایت جدید رژیم آل‌خلیفه است. پس از اعلام خبر اعدام ۳ جوان بحرینی به دست نظام آل‌خلیفه، مردم بحرین در مناطق مختلف این کشور به خیابان‌ها آمده و در تظاهرات‌های گسترده‌ای تاکید کردند که آل‌خلیفه با این اقدام حکم مرگ خود را امضا کرده است. تظاهرات مردم بحرین در برخی مناطق با حمله نیروهای امنیتی و مزدوران آل‌خلیفه به خشونت کشیده شد، و نیروهای امنیتی برای متفرق کردن مردم به سوی آنان گازاشک‌آور و گلوله شلیک کردند.اهالی شهرهای البوصیبع و الشاخوره در اعتراض به اعدام ۳ جوان بحرینی به خیابانها آمدند و ضد آل‌خلیفه تظاهرات کردند؛ تظاهرکنندگان همچنین با مزدوران آل‌خلیفه درگیر شدند.نیروهای آل‌خلیفه به تظاهرکنندگان در منطقه الدراز گلوله و گاز اشک‌آور شلیک کردند که بر اثر آن شماری از تظاهرکنندگان مجروح شدند.نیروهای امنیتی در اطراف منطقه الدراز نیز با تظاهرکنندگان درگیر شدند.اهالی مناطق الدیه و البلاد القدیم هم در اعتراض به جنایت جدید آل‌خلیفه و اعدام ۳ جوان بحرینی، تظاهرات کردند.نیروهای آل‌خلیفه با یورش به منطقه الدراز و نزدیک شدن به محل تحصن، به سوی مردم گازاشک‌آور شلیک کردند.بحرینی‌ها همچنین پس از شنیدن خبر اعدام سه جوان به سوی السنابس تظاهرات کردند. این سه جوان شهید بحرینی، "سامی مشیمع"، "عباس السمیع" و "علی السنکیس" نام دارند.دادگاه آل‌خلیفه این سه جوان بحرینی را به اتهام ادعایی هدف قرار دادن نیروهای پلیس در منطقه "الدیه" به اعدام محکوم کرده بود.نیروهای امنیتی همچنین به سمت معترضانی که در اطراف منازل این سه جوان تجمع کرده بودند، گاز اشک‌آور شلیک کردند.این نخستین اعدام معارضان سیاسی از زمان انقلاب ۱۴ فوریه سال ۲۰۱۱ است.گروه موسوم به «سرایا الأشتر» در بیانیه‌ای ضمن بر عهده گرفتن مسئولیت حمله به گشتی پلیس در منطقه بنی‌جمره بحرین، درباره اجرای عملیات‌های بیشتر هشدار داد.گروهی که خود را «سرایا الأشتر» می‌نامد، در بیانیه‌ای که در سایت‌های اینترنتی منتشر شد، مسئولیت هدف قرار دادن نیروهای پلیس در منطقه بنی‌جمره واقع در غرب منامه (پایتخت بحرین) را بر عهده گرفت اما به جزئیات آن اشاره‌ای نکرد.جمعیت الوفاق بحرین با اشاره به سیاسی بودن محاکمه سه تن از جوانان در این کشور، صدور حکم اعدام علیه آنها را باطل خواند. شیخ «حسین الدیهی» معاون دبیرکل جمعیت ملی-اسلامی الوفاق بحرین روند محاکمه سه تن از جوانان محکوم به اعدام را ناعادلانه، پر‌مغالطه و سیاسی خواند.الدیهی در صفحه توئیتر خود نوشت که از محافل غیررسمی خبرهایی شنیده، مبنی بر قصد دولت بحرین برای اجرای اعدام این سه جوان به اتهام واهی که روند قضائی پر‌اشتباه و پروسه بازداشتی مملو از نقض حقوق را به همراه داشته.ائتلاف جوانان انقلاب ۱۴ فوریه بحرین در واکنش به اعدام سه جوان معارض خواستار خیزش مردمی و حرکت به سمت شهرک السنابس محل سکونت این سه شهید شد. جنبش «ائتلاف جوانان انقلاب ۱۴ فوریه» بحرین در بیانیه‌ای در واکنش به اعدام سه جوان معارض، از مردم این کشور خواست تا ضمن برگزاری تظاهرات در خیابان‌ها و میادین در راستای وفاداری به خون شهدا و پایبندی به راه آنها، به سمت شهرک السنابس و مناطق اطراف آن حرکت کنند.در بیانیه این ائتلاف که در صفحه توئیتر آن منتشر شد، از مردم بحرین خواسته شده است تا شعار الله اکبر در خیابان‌ها و بلندگوهای مساجد سر دهند.حزب‌الله لبنان ضمن محکوم کردن اعدام سه جوان بحرینی، دولت این کشور و حامیان عربی و غربی‌اش را مسئول آن اعلام کرد.ادامه سکوت مطلقی که عرب‌ها و جهان در خصوص این جنایت‌ها در پیش گرفته‌اند و نیز همراهی رسانه‌ها در نابود کردن کرامت مردم به دست نظام بحرین، باید از سوی تمام نیروهای زنده در جامعه و امت اسلام محکوم شود و صداهای آزاده باید بیشترین همبستگی را با این خون‌های پاک و فداکاری‌های دولت مظلوم بحرین داشته باشند تا صدای سرکوب‌شده آنها (به گوش دیگران) برسد و جنایاتی که در حق آنها مرتکب می‌شوند، آشکار شود.علمای بحرین با صدور بیانیه‌ای در واکنش به اعدام سه جوان معارض این کشور، یک هفته عزای عمومی اعلام و بر استمرار برگزاری تظاهرات خشم در سراسر کشور تأکید کردند.این علما شهادت سه جوان به دست آل‌خلیفه را به پیشگاه امام زمان (عج)، مراجع عظام، تمامی مومنان و خانواده‌های این سه شهید تبریک و تسلیت گفتند. علمای بحرین در بیانیه خود مردم این کشور را به استفاده از تمامی ابزارهای مشروع جهت نشان دادن خشم خود به گونه‌ای که شایسته حرمت خون ریخته شده باشد، فراخواند و به مدت یک هفته عزای عمومی در کشور و سه روز عزاداری اعلام کرد.در این بیانیه همچنین آمده است: این وطن که ده‌ها شهید را تقدیم کرده است هرگز از مسیر عزت و کرامت بازنخواهد ماند حتی اگر چندین برابر شهید در راه خدا و حفظ دین و وطن تقدیم کند. ]]> جهان Mon, 16 Jan 2017 05:40:21 GMT http://siasatrooz.ir/vdcfe0d1.w6dcxagiiw.html