میزان آمادگی برای مدیریت بحران در کشور...
به اندازه کافی وجود دارد.
پیشرفت داشته اما با مطلوب فاصله دارد.
در حد صفر است و عقب گرد هم داشته است.
 
داخلی سیاست گزارش
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۹ ساعت ۲۱:۵۲
 
 
«چالش قانون» مجموعه مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی را معرفی، نقد و بررسی (۱۸۰) می‌کند:
مهاجرت مغزهای کشور با اساسنامه ‌بنياد ملی نخبگان!
اشاره: فرهنگ و امور فرهنگی در پیشرفت کشور از اهمیت بسیاری برخوردار است. وضع مصوبه در حوزه فرهنگ و امور فرهنگی در جمهوری اسلامی ایران با شورای عالی انقلاب فرهنگی است که طی چند دهه فعالیت خود مصوبات فراوانی داشته است. وضع مصوبه در قوه مقننه و سایر مراکز و مراجع مقرره گذار در ایران دارای ویژگی های سنتی و به سبک ایرانی است و از آسیب های مشترکی در رنج است که نهایتا کارآمدی آنها را در جامعه با مشکل مواجه ساخته است. نظر به اهمیت فرهنگ و امور فرهنگی در آینده کشور، «چالش قانون» نقد و بررسی مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی را در دستور کار خود قرار داده است. این نوشتار به معرفی، نقد و بررسی مصوبه اساسنامه‌بنياد ملي نخبگان كشور می پردازد که از نظر خوانندگان می گذرد:

معرفی مصوبه
شناسنامه مصوبه
نام مصوبه: اساسنامه‌ بنياد ملي نخبگان كشور
شماره جلسه تصویب: ۵۶۲
تاریخ تصویب: ۱۰/۰۳/۱۳۸۴
شرح:
مقدمه
نظر به تأكيد مقام معظم رهبري در استفاده صحيح و مناسب از ظرفيت‌هاي علمي نخبگان در راستاي توسعه كشور و لزوم حركت انقلابي در مسير رفع موانع و مشكلات توليد دانش و جنبش نرم‌افزاري در جلسه ديدار برخي از نخبگان علمي كشور با ايشان در مهر ماه۱۳۸۳، بنياد ملي نخبگان كشور با اساسنامه‌ايي به شرح ذيل تشكيل مي‌گردد:
فصل اول: كليات
ماده (۱) نام:
نام بنياد عبارت است از بنياد ملي نخبگان كشور كه از اين پس در اين اساسنامه به اختصار «بنياد» ناميده مي‌شود.
ماده (۲) هدف:
هدف از تأسيس بنياد، عبارت است از برنامه‌ريزي و سياستگذاري براي شناسايي، هدايت، حمايت مادي و معنوي نخبگان، جذب، حفظ و بكارگيري و پشتيباني از آنان در راستاي ارتقاء توليد علم، فناوري و توسعه علمي و متوازن كشور و احراز جايگاه برتر علمي، فناوري و اقتصادي در منطقه براساس سند چشم انداز كشور در افق ۱۴۰۴.
ماده (۳) وظايف:
۱۱ـ سياستگذاري و برنامه‌ريزي براي:
الف ـ پشتيباني مادي و معنوي از نخبگان كشور
ب ـ شناسايي، هدايت و حمايت نخبگان به منظور ارتقاء توليد علم در كشور
ج ـ كشف، جذب و پرورش استعدادها و حمايت از شخصيت‌هاي جامع الشرايط علمي
د ـ حمايت از نخبگان براي انجام فعاليت هاي تحقيقاتي و كارآفريني
۲ـ ايجاد هماهنگي ميان سازمان‌ها و نهادهاي مرتبط با نخبگان و نظارت بر فعاليتهاي مربوط به آنان در جهت اجراي سياستها و برنامه‌هاي مصوب
۳ـ كمك به فراهم نمودن تسهيلات و امكانات لازم براي دسترسي محققان و نخبگان به تحقيقات جهاني و انتقال فناوريهاي جديد به كشور در راستاي تحقق اهداف توسعه علمي و متوازن كشور
۴ـ كمك به فراهم نمودن تسهيلات و امكانات لازم براي حضور نخبگان در همايش‌هاي علمي در داخل و خارج كشور
۵ـ تشكيل شبكه جهاني ويژه نخبگان ايراني در داخل و خارج از كشور
ماده (۴) تعريف نخبه و احراز نخبگي:
نخبه: به فرد برجسته و كارآمدي اطلاق مي‌شود كه اثر گذاري وي در توليد علم، هنر و فناوري كشور محسوس باشد و هوش، خلاقيت، كارآفريني و نبوغ فكري وي در راستاي توليد دانش و نوآوري موجب سرعت بخشيدن به رشد و توسعه علمي و متوازن كشور گردد. احراز نخبگي افراد براساس آيين نامه پيشنهادي هيئت امناء و تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي خواهد بود.
ماده (۵) شكل حقوقي
بنياد داراي شخصيت حقوقي مستقل و بصورت مؤسسه دولتي وابسته به نهاد رياست جمهوري بوده و منحصراً براساس مقررات اين اساسنامه اداره مي‌شود.
فصل دوم: اركان
ماده (۶) اركان
بنياد داراي اركان زير مي‌باشد:
۱ـ هيأت امناء
۲ـ رييس بنياد
۳ـ شوراي نخبگان
ماده۷) هيأت امناء
هيأت امناء عاليترين مرجع بنياد در زمينه سياستگذاري و تصميم گيري و داراي كليه اختيارات قانوني در حدود اهداف و وظايف بنياد و اداره امور آن مي‌باشد. رياست هيأت امناء با رييس جمهوري اسلامي ايران مي‌باشد.
ماده (۸) تركيب هيأت امناء
الف: اعضاي حقوقي ...
ب: اعضاي حقيقي ...
ماده۹) وظايف هيأت امناء
۱ـ تعيين سياست‌ها و برنامه‌ها و خط مشي فعاليت‌هاي بنياد
۲ـ تصويب سياستها و برنامه‌هاي لازم در ارتباط با نخبگان كه توسط رئيس جمهور ابلاغ مي‌شود.
۳ـ سياستگذاري و تصميم گيري كلان در خصوص نخبگان و تصويب آيين نامه هاي داخلي و اجرايي بنياد
۴ـ بررسي و اتخاذ تصميم در مورد پيشنهادهاي رييس بنياد و يا پيشنهادهايي كه از جانب حداقل يك سوم از اعضاء هيئت امناء ارائه شده باشد.
۵ـ تصويب نمودار سازماني و پست‌هاي مورد نياز بنياد
۶ـ تصويب بودجه و ترازنامه ساليانه بنياد
۷ـ تصويب آيين نامه‌هاي نحوه ارائه كمك‌هاي مادي و معنوي بنياد به نخبگان.
۸ـ ايجاد هماهنگي بين دستگاهها، مراكز و نهادهايي كه متولي امور نخبگان مي‌باشند.
۹ـ پيشنهاد ادغام مؤسسات و واحدهاي سازماني دستگاههاي اجرايي كه در رابطه با امور نخبگان فعاليت‌ مي‌نمايند به مراجع قانوني ذي ربط جهت تصويب.
۱۰ـ تصويب اساسنامه صندوق‌هاي حمايتي در ارتباط با نخبگان علمي و دانشمندان و پژوهشگران
۱۱ـ تصويب آيين نامه جذب و بكارگيري نخبگان علمي كشور و نحوه ارائه كمك‌هاي مادي و معنوي به آنان
۱۲ـ تصويب آيين نامه‌‌ها و مقررات مورد نياز بنياد
۱۳ـ بررسي و اتخاذ تصميم در اموري كه از سوي رئيس هيأت امناء يا رئيس بنياد در دستور كار هيأت امنا قرار مي‌گيرد و در راستاي تحقق اهداف و انجام وظايف بنياد است.
۱۴ـ پيشنهاد اصلاح و يا تغيير اساسنامه به شوراي عالي انقلاب فرهنگي
۱۵ـ بررسي و تصويب كليه ضوابط پيشنهادي از سوي شوراي نخبگان
ماده۱۰) رييس بنياد
رييس بنياد (معاون اول رئيس جمهور) بالاترين مقام اجرايي بنياد است. قائم مقام رئيس بنياد از ميان اعضاء هيأت علمي و واجد شرايط زير انتخاب مي‌شود:
۱ـ داراي توانمندي علمي، پژوهشي و اجرايي در امور مربوط به نخبگان باشد.
۲ـ داراي سوابق علمي و اجرايي درخشان بوده و آشنا با جامعه نخبگان و نيازهاي علمي آنان باشد.
۳ـ آشنا به معيارهاي استاندارد بين المللي و سازوكارهاي بنيادهاي نخبه پرور جهان باشد.
۴ـ نسبت به نظام‌هاي علمي، اداري، مالي، اقتصادي و برنامه‌ريزي و مديريت كشور اشراف داشته باشد.
تبصره) رياست بنياد و قائم مقام ايشان به عنوان سمت آموزشي و پژوهشي محسوب مي‌شود.

نقد و بررسی مصوبه
- محدود بودن زمان کاربرد مصوبه در بازه زمانی خاص
اجرای دایمی مصوبات وابسته به تصمیم گیری های قاطعی است که اگر مبتنی بر داده های نادرست یا با احتمال خطا همراه باشد می تواند آثار و نتایج ناگواری در جامعه بر جای بگذارد. قید زمانی در مصوبات آزمایشی موجب می شود تا بررسی های تکمیلی در زمان اجرای آزمایشی انجام شود و در صورت تایید یا عدم تایید مصوبه برای دایمی شدن آن تصمیم گیری مناسب انجام شود و از این طریق آثار ناگوار تداوم نیاید.
- ترویج بی اعتبارسازی بدون ضابطه مصوبات
این دست نسخ های نوعی در واقع بسیاری از مصوبات را خواسته یا ناخواسته، با دلیل و بی دلیل از درجه اعتبار ساقط می کند که برای این بی اعتبارسازی نیازی هم به مستندات قاطع قانونی جز جملات کلی و مبهم نیست. انتساب نسخ های نوعی به سایر مصوبات کار دشواری نیست زیرا نوع نسخ صریح و شفاف نیست و بصورات ضمنی انجام می شود.
- وضع مصوبه مبتلا به آلزایمر!
نسخ نوعی یا ضمنی مصوبات، بی اعتبارسازی مصوبات سابق التصویب اند که نام و نشانی آنها در انبوه مصوبات کشور گم شده است و جزء مصوبات مفقودالاثر محسوب می شوند ولی وجود دارند. ولی به جهت اینکه واضع مصوبه احتمال وجود مصوبات مغایر را در مجموعه مصوبات کشور در زمان ماضی می دهد از طریق نسخ نوعی بصورت کورکورانه آنها را از درجه اعتبار ساقط می نماید. واضع مصوبه با فراموشی وقایع گذشته دور و نسبتا دور مواجه شده است و صرفا وقایعی چند در حاظه نزدیک را به خاطر می آورد.
- دریغ از آرشیو موضوعی کامل مصوبات
سال هاست که از تنقیح مصوبات کشور سخن گفته شده و می شود ولی دریغ از عملیاتی شدن آن که ظاهرا به این زودی ها محقق نخواهد شد. تا رسیدن به تنقیح نهایی مصوبات، شاید استفاده از آرشیو مصوبات بتواند برخی از مشکلات ناشی از نسخ نوعی مصوبات را بر طرف نماید. آرشیو موضوعی کارآمد باید از سطح عناوین و اسامی مصوبات عبور نماید و سطح کاربری را در مقیاس مواد و تبصره ها در اختیار قرار دهد.
- اهمیت نامگذاری مصوبه با گزینش عام ترین و کلی ترین واژگان
نامگذاری مصوبات روشی است که در آن با توجه به همه شرایط و ویژگی های ظاهری و محتوایی موجود در مصوبات، بتوان عام ترین و کلی ترین واژگان را برای هر متن مصوبه انتخاب و ارائه نمود. نام و نامگذاری مصوبات، کار بسیار مهمی است که مسیر وضع مصوبه را تا اجرا در جامعه برای عمومی ذینفعان و بهره برداران از آن مهیا می سازد. نامگذاری مصوبات فرآیندی تخصصی است که طی آن با توجه به محتوای هر مصوبه، یک یا چند واژه یا عبارت به هم مرتبط برای بیان ویژگی های هر مصوبه به بهترین و کامل ترین شکل ممکن ارائه می گردد.
- زبان نامگذاری مصوبات
بر اساس مصوبه اساسی جمهوری اسلامی ایران تمامی اسناد رسمی کشور باید با زبان فارسی باشد. نامگذاری مصوبات با کلمات عربی نامانوس یا سایر واژگان بیگانه کار نادرستی است که در روش سنتی وضع مصوبه شاهد بروز آن بوده و هستیم. نامگذاری مصوبات باید با استفاده از زبان فارسی معیار در وضع مصوبه انجام شود. در زبان فارسی معیار برای نامگذاری مصوبات از سلیس ترین، روان ترین و همه فهم ترین واژگان ممکن استفاده می شود. قطعا استفاده از زبان معیار در نام و نامگذاری مصوبات بخشی از پاسداشت هویت ملی ماست که باید بدان توجه کافی را داشت.
- تنظیم متغیرهای اصلی، فرعی، ضمنی و جزیی در مصوبه
میزان دخالت متغیرهای موثر در یک پدیده و گنجانیدن آنها در قالب یک مصوبه باید همه متغیرهای تاثیرگذار در مصوبه را مورد ملاحظه قرار داد و با تقسیم بندی متغیرها به گروه های همسان به بحث و بررسی پیرامون آن پرداخت. عدم رعایت این نکته موجب شده و می شود که موضوعات مهم و غیرمهم در یک مصوبه از یکدیگر قابل تشخیص نباشند که این مهم برای مجریان مصوبه و مردم در مقام اجرای مصوبه، دشواری های فراوانی را ایجاد می کند. طبقه بندی متغیرهای دخیل در یک مصوبه، سطح توقع از کارکرد اجزا را تنظیم می کند و مصوبه را برای اثربخشی نهایی آماده می سازد. بی تشخیصی یا تشخیص اشتباه در انتخاب متغیرهای مرتبط با یک مصوبه قطعا در سرنوشت آن تاثیرگذار است.
- تغییرات مکرر مصوبات در مصوبات نامربوط دیگر
یکی از آفت های وضع مصوبه در ایران، تغییرات مکرر مصوبات است که نظم آهنگ تغییرات نامشخص و کمیت و کیفیت تغییرات مصوبات نیز کاملا مبهم است. با این اوصاف نمی توان با اطمینان اعلام نمود که آیا مصوبه مورد نظر در گذر زمان تغییر کرده است یا خیر؟ با توجه به اینکه تغییر مصوبات صرفا در مصوبات مرتبط صورت نگرفته است در بسیاری از موارد یک مصوبه در یک یا چند مصوبه دیگر غیرمرتبط دچار تغییرات مکرر شده است.
- شتابزدگی به بهانه معلوم بودن موضوع در مصوبه
این دست اشتباهات غالبا به دلیل شتابزدگی در نگارش مصوبه ای جاد می شود و نگارنده این تصور را دارد که ارکان حذف شده در نظر خواننده یا شنونده جمله معلوم و واضح است. شتابزدگی در نگارش مصوبه، تمرکز نگارنده را در هنگام نگارش مصوبه از بین می برد و از تسلط او در بکارگیری صحیح اجزا و ارکان جمله برای رسانیدن معنا می کاهد. 

نویسنده: دکتر محمدرضا ناری ابیانه

کد مطلب: 116132
 
Share/Save/Bookmark