میزان آمادگی برای مدیریت بحران در کشور...
به اندازه کافی وجود دارد.
پیشرفت داشته اما با مطلوب فاصله دارد.
در حد صفر است و عقب گرد هم داشته است.
 
داخلی جامعه گزارش
۱
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۹ دی ۱۳۹۵ ساعت ۱۲:۳۵
 
 
از دو متر قبر در گورستان تا ویلاهای اعیانی در لواسان...
زنده به‌گوران عصر جدید
زنده به‌گوران عصر جدید
 

از همین الان در قبر می‌خوابد، تنها تفاوتش با خفتگان در قبرستان‌ها این است که هنوز لحد مرز بین دو دنیایش را مشخص نکرده است. آنقدر بی‌رمق است که از اتفاقات دور و اطرافش خبر ندارد نه از جنجال‌های انتخاباتی نه از افشاگری‌های حقوق‌های نجومی، دنیایش در جایی به ابعاد دو در یک تعیین شده و کنار خودش افرادی را می‌بیند که شبیه خودش هستند. گاهی شب‌ها از گرسنگی به خیابان‌های اطراف می‌زند اما خدا را شکر آنهایی که کالاهای لوکس دارند آن را در خانه‌های لوکسشان پنهان کرده و دل مردمان گورنشین را بیش از پیش نمی‌لرزانند.
آن‌ها نمی‌دانند در کشوری زندگی می‌کنند و در چند کیلومتری جایی که آنها در گورهای کوچک زندگی می‌کنند، برخی افراد از زور بالا بودن تعداد صفرهای حقوقشان نمی‌دانند برای خرج کردن آن باید چه کار کنند. نمی‌دانند‌‌ همان موقعی که در گورهای خود خصوصا در زمستان و سوز هوا تا روشن شدن خورشید بار‌ها و بار‌ها نقشه مرگ خود را می‌کشند و یا نمی‌دانند که چند تن از دوستانشان را صبح روز بعد یخ زده خواهند دید. در خلال همه این وقایع تلخ و سیاه اما کافیست یک روز رسانه‌ها بدون توجه به جناح‌بندی‌های سیاسی‌شان مرور کنی، یکی از فیش‌های خلاف قانون نجومی می‌نویسد و دیگری از اختلاس در صندوق ذخیره فرهنگیان، یکی سعی می‌کند وجود املاک نجومی را در فلان نهاد اثبات کند و دیگر دغدغه دارد که اگر سقف حقوق مدیران بیست میلیون تومان تعیین شود! خانواده‌اش را که به ریخت و پاش‌های نجومی عادت کرده‌اند چطور اداره کند؟!

بتمرگ سخت‌تر از گورخوابی!
ساعتی از پخش برنامه دورهمی که در آن مهران مدیری بدون ذکر نام به مسئولانی که کارشان را درست انجام نمی‌دهند نگذشته که سعی می‌کنند این سخن را به شخص و جریان خاصی نسبت دهند و همین می‌شود که نوک پیکان انتقاد‌ها را به سوی مهران مدیری گرفته و انواع متلک‌ها را بارش می‌کنند! این‌ها را مقایسه می‌کنیم با این شرایط که چند روز از انتشار عکس‌های گورخواب‌ها و کارتن خواب‌ها می‌گذرد و مسئولان محلی هم از وجود این قشر اظهار بی‌اطلاعی می‌کند! چیزی که به نظر می‌رسد عذر بد‌تر از گناه باشد. چراکه اگر مسئول مملکت از آنچه در چند متری خود اتفاق می‌افتد بی‌خبر باشد رافع مسئولیتش نخواهد بود و گناه نابخشودنی‌تری از بی‌توجهی به این قشر مرتکب شده است.
وقتی می‌اندیشیم که تنها یک برج حقوق فردی که به لقب ذخیره نظام را داده‌اند می‌تواند زندگی این گورخواب‌ها را زیر و رو کرده و برای همیشه آن‌ها را از بی‌پناهی و سرگردانی و احیانا اعتیاد نجات دهد ناگهان یاد حدیثی از معصوم(ع) می‌افتی که فرموده بودند اگر در بلاد کفر بشنوی خلال از پای زن مسلمان به ناحق باز کرده‌اند و دق کنی و بمیری حق دارد. یاد حدیثی از حضرت علی(ع) می‌افتی که حتی مسئولیت همسایگان را در قبال هم آنقدر مهم دانستند که توصیه کردند باید از همسایگان دور و اطرافت با خبر باشی.

شکاف‌هایی که قلب مردم را نشانه می‌گیرد
درست است که آن عده گورنشین درمانده نمی‌دانند در کشور چه خبر است و عده‌ای با سوء استفاده از قدرتهای سیاسی چطور بر خر مُراد سوار شده‌اند و می‌تازانند اما نگاه مردم که همیشه به مسئولان نظامشان که به گفته رهبر معظم انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی که فرمودند انقلاب ما انقلاب مستضعفین بود اندیشیده و با تعارضاتی که در بین مسئولان و مدیران جامعه می‌بینند قلبشان به درد می‌آید. درست است که نیروی خدوم در جامعه کم نیست و کم نداریم مسئولی که بدون توجه به زندگانی دنیایی در فرسنگ‌ها دور از وطن برای حفظ امنیت و آرامش مردم خود می‌جنگد و بعضا هم به فیض شهادت نایل می‌شود اما مردم انتظار دارند در جمهوری اسلامی یک نفر هم فکر غارت بیت‌المال به سرش نزده و دغدغه مردم را داشته باشد. حتی مردم انتظار دارند پیش از افشای اتفاقات اینچنینی که مستقیم اعتماد و قلب مردم را نشانه می‌گیرد خود مسئولان مراقب همکاران و مسئولان دیگر بوده و مانع تخلفات‌‌ همان عده معدود که برایشان جا نیافتاده در کجا پست گرفته‌اند باشند و دستشان را رو کنند! اما وقتی می‌بینند علی رغم نهادهای بازرسی چندگانه فساد اقتصاد در بین مسئولان وجود دارد تا جایی که رهبر معظم انقلاب مجبور به صدور فرمان هشت ماده‌ای برای مبارزه با مفاسد اقتصادی شده و اول از همه نهاد‌ها و اطرافیان خود را برای بررسی درآمد‌ها معرفی می‌کنند جای خالی مسئولان را که سالهاست در کشاکش تصویب قانون «از کجا آورده‌ای» در مجمع تشخیص مصلحت نظام گرفته‌اند حس می‌کنند. 

زندگی امام خمینی(ره) و رهبر معظم در مقایسه با مسئولان نظام!
مردم عکس گورخواب‌ها را دیده در کنار آن با استقبال‌های اعیانی که در کاخ‌های زمان طاغوت از مسئولان دیگر کشور‌ها صورت می‌گیرد مقایسه می‌کنند! مردم سواره نظام‌ها را می‌بینند که به مسئول مربوطه ادای احترام می‌کنند و در کنار آن یاد استقبال بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران از مسئولان رده بالای دنیا می‌افتند که همیشه در ساده‌ترین شکل برگزار می‌شد. مردم رهبر معظم انقلاب را می‌بینند که در حسینیه ساده‌ای موکت پهن کرده و با آحاد جامعه دیدار می‌کنند، مردم می‌بینند که حتی وقتی رئیس‌جمهور کشور همسایه برای ادای احترام به مقام معظم رهبری هدایایی قیمتی را حمل می‌کند در ‌‌نهایت در‌‌ همان اتاقک ساده موفق به دیدن رهبر معظم انقلاب می‌شود. مردم می‌بینند، قضاوت می‌کنند و حرف‌هایمان را با اعمالمان می‌سنجند! مردم می‌بینند و می‌پرسند چرا باید کسی در کاخهای چندین هزار متری در خوش آب و هوا‌ترین جای شهر زندگی کند و دیگری در گورهای دو متری! آیا اینکه بگوییم این فرد روزی خطایی کرده و معتاد شده رافع مسئولیت ماست؟!
چرا باید کودکی در پارک به دنیا آید و در سرمای هوا به دنیا نیامده با دنیا خداحافظی کند یا اسیر دست قاچاقچیان فروش انسان شود اما عده‌ای ککشان هم نگزد و با گفتن این جمله که خبر نداشتیم! معتاد بودند و امثالهم رفع مسئولیت کنند! نمی‌دانم آیا مسئولان مذکور می‌توانند با خیال راحت سرشان را روی بالشت نرم اتاق چند ده متری گرمشان گذاشته و راحت و آسوده بیاسایند یا آن‌ها هم از دیدن صحنه‌های سیاه این روزهای جامعه عذاب وجدان گرفته و به تکاپو افتاده‌اند تا کاری کنند؟! این اتفاق هر چند اتفاق فراگیر و سراسری در کشور جمهوری اسلامی نشده و کشورمان در مقایسه با دیگر کشورها در حمایت از مظلومین پیشتاز است اما وقتی کلمه جمهوری اسلامی ایران را به کار بردیم باید بدانیم که حکومتمان علی‌وار بوده و باید حتی از وجود یک فقیر و یک رانت‌خوار به بیت‌المال هم جلوگیری کند. 

مائده شیرپور

کد مطلب: 98005
 
Share/Save/Bookmark
 


۱۳۹۵-۱۰-۱۰ ۰۸:۲۰:۲۱
جناب آقای روحانی ؛ مسئله ی کارتن خواب ها را طی دو و نیم سال قبل بارها و بارها به اطلاع مسئولین سازمان بهزیستی رساندیم ؛ بارها عوارض ازدیاد کارتن خوابی را خدمتشان عرض کردیم ولی هیچ کدام به حرف های ما توجهی نکردند ؛ من و تیم توانبخشی ام 15 سال است که در زمینه ی نگهداری و ساماندهی بیماران مزمن روانی و کارتن خواب ها فعالیت می نماییم و در این کار متخصص شده ایم ؛؛؛
آقای رئیس جمهور افرادی را که در پست های تصمیم گیری و کارشناسی در سازمان بهزیستی پارک شهر قرار داده اید نه تعهد لازم را دارند و نه تخصص را ... باز هم سؤال می کنیم مگر می شود باور کرد معاون امور اجتماعی و معاون پیشگیری سازمان بهزیستی که متولی اصلی هستند و سالانه بودجه های سنگینی از خزانه ی دولت دریافت می کنند ؛ از وجود معتادان گور خواب و بی خانمان و متجاهر بی خبر هستند ؟ بی تعهدی تا بدانجا علنی شده است که معاون امور اجتماعی سازمان ( که گزارش آن در روزنامه ی همشهری هم منتشر شده است ) ساماندهی بیماران معتاد و متجاهر را از وظایف سازمانش نمی داند ؟ آیا فقط تأسیس مراکزی که فقط متادون فروشی می کنند و اثری از اثرگذاری بر روند ترک اعتیاد در جامعه در آن ها دیده نمی شود وظیفه این معاونت است ؟ ....
چگونه می توان باور کرد که مسئولین سازمان بهزیستی حتی یک بار از اتوبان های شهر تهران مثل همت و یا نیایش عبور نکرده اند ؟ آیا تا بحال این همه کارتن خواب را که در لابلای درختان و شمشادها زندگی بدوی راه انداخته اند را ندیده اند ؟
چطور مردم ما الآن یک دفعه ( به دنبال افشاسازی چند رسانه ) ؛ احساساتشان گل کرده است ؟ مگر طی روزها و ماه ها و سال های قبل این کارتن خواب ها را ندیده بودند ؟ چطور آقای فرهادی تازه شرمسار وضعیت کارتن خواب ها شده اند ؟ ایشان آیا تا بحال کارتن خواب ندیده بودند ؟ چطور آقای قالیباف و یا جناب محسن رضایی تازه یادشان افتاده است که کارتن خواب ها یی هم وجود دارند که گور خواب شده اند ....؟ همان طوری که ما برای ساماندهی بیماران کارتن خواب به بهزیستی مراجعه می کردیم ؛ به شهرداری های مختلف کلان شهر تهران هم مراجعه کردیم ؛ نامه و درخواست ها دادیم ؛ به دفتر آقای قالی باف نامه ها دادیم ؛؛؛ ولی هیچ ترتیب اثری داده نشد ... آقای قالیباف تازه یادشان افتاده است که گورخوابی هم هست ؟
گور خوابی که خوب است ... در اتوبان نیایش در بعضی از قسمت ها دریچه هایی وجود دارد که محل فاضلاب است و کارتن خواب ها شب ها برای فرار از سرما به داخل این حوضچه ها می روند و صبح ها خارج می شوند ... خدا می داند در زیر این دریچه ها این ها چگونه شب را به صبح می رسانند ... شما از اتوبانی که به دره ی پونک منتهی می شود تشریف ببرید می بینید که چاله ها و سوراخ های با یک شمع کوچک نوردهی می شوند وقتی با تعجب به آن ها نزدیک می شوی می بینی که همه کارتن خواب و بی خانمان هستند ...
آقای رئیس جمهور ... بارها و بارها به بهزیستی مراجعه کردیم و معضل کارتن خوابی را به اطلاع همگان رساندیم ؛ ولی متأسفانه سر از رشوه خواهی و پیشنهاد شراکت درآوردیم ... در اصل ماجرا بهتر است از این موضوع شرمسار باشیم ...
مملکتی که 90 درصد مردمش چه فقیر و چه غنی که حاضرند خیرات کنند و بخشش جزو اعتقادات جدی آن ها است اگر به بازی گرفته می شدند ؛ هرگز کارتن خوابی در این مملکت رؤیت نمی شد ... این کار مدیریت می خواهد ....
کارتن خوابی ماحصل عملکرد بد خود خانواده ها و مردم همین جامعه است ؛ حاصل تولید بعضی از دولت مردان در گذشته و حال است ...
شما را بخدا کمی تفکر نمایید ... یک ساعت تفکر عاقلانه و منصفانه از هفتاد سال ریاست جمهور بودن برای شما بهتر است ....