میزان آمادگی برای مدیریت بحران در کشور...
به اندازه کافی وجود دارد.
پیشرفت داشته اما با مطلوب فاصله دارد.
در حد صفر است و عقب گرد هم داشته است.
 
تاریخ انتشار : يکشنبه ۱۵ تير ۱۳۹۹ ساعت ۲۲:۵۷
 
 
فریاد بزنند؟!
مردم حق دارند اعتراض کنند،؛ انتقاد کنند، حتی بر سر مسئولین فریاد بزنند، تا شاید صدایشان به گوش مسئولین برسد...

مردم حق دارند اعتراض کنند،؛ انتقاد کنند، حتی بر سر مسئولین فریاد بزنند، تا شاید صدایشان به گوش مسئولین برسد. اوضاع اقتصادی کشور روز به روز وخیم تر می شود، وخامت حال اقتصاد و معیشت کشور و مردم، به چند مولفه بستگی دارد. مولفه اصلی و مهم اوضاع اقتصادی و معیشتی کشور و مردم، به عملکرد مسئولین گره خورده است، اگر مسئولین در هر جایگاه و قوه ای به درستی مدیریت کنند و بهینه پیش بروند و در کنار خود چند کارشناس متعهد و دلسوز داشته باشند، قطعاً روند مدیریتی مناسبی را پیش خواهند برد. مسئولیت پذیری کار سنگینی است که بر اساس این ضرب المثل معروف و مشهور که گفته «کار هر بز نیست خرمن کوفتن - گاو نر میخواهد و مرد کهن» این ضرب المثل کار را تمام می کند، تیر را به هدف می زند و می گوید هر کسی که توان پذیرفتن مسئولیتی را ندارد، پا پیش نگذارد، اما پرادعایی باعث می شود این توصیه ها و ضرب المثل های پر مغز نادیده گرفته شود و ناکاربلدها وارد میدان شوند و کشور دچار مشکل و گرفتاری شود.
سر و دست شکستن برای گرفتن پست و مقام هنر نیست، که اگر بود، شهید مظلوم بهشتی نمی گفت «ما شیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت.» آقای علی ربیعی سخنگوی دولت تدبیر و امید، به تازگی یادداشتی را نوشته و در آن به مردم حق داده است که درد را فریاد بزنند، این حق ذاتی و الهی مردم است که از بی مسئولیتی مسئولین فریاد بزند، این حق را هیچ کس نمی تواند از مردمی که اعتراض به حق دارند سلب کند و نیازی هم به اجازه از سوی مسئولی که در قوه مجریه مشغول است، ندارد.
اما چرا باید کار را به جایی برسانید که خود خواهان اعتراض مردم شوید و صدای فریاد آنها را از درد بشنوید؟ جناب آقای ربیعی، به این نکته توجه داشته باشید که افزایش قیمت دلار و طلا و سکه را نمی توان به بحث تحریم ها ارتباط صد در صدی داد، و تنها تحریم ها را مقصر دانست.
دلار در طول ۲ سال چهار برابر شده است و این اتفاق را بگذارید کنار آن ادعایی که در زمان تبلیغات رقابت های انتخاباتی که نامزدی که شما از آن حمایت می کردید می گفت اگر اینها بیایند(رقیب) دلار ۵ هزار تومان می شود!
آقای ربیعی انتقادات نه سیاسی است نه انتقام، افسوس و هزاران افسوس است که به خاطر بی توجهی های شما این گرفتاری ها برای مردم و کشور درست شد. آن زمان که می گفتند آنهایی که به آمریکا و اروپا اعتماد نداشتند، یادتان بیاید چه الفاظی را برای منتقدین به کار بردید، به گوشه بایگانی خود سری بزنید ببینید که چه نگفتید و اگر چیزی هم باقی مانده است بگویید دیوار منتقدین کوتاه است و کتک خورشان هم ملس! دلار بالای ۲۰ هزار تومان که می رود تا ۲۲ را هم رد کند، سکه ۱۰ میلیون تومانی، مسکن متری ۵۰ میلیون تومانی، لوازم خانگی با قیمت های عجیب و باور نکردنی و ... محصول چیست؟ ایا محصول تحریم است یا مدیریتی که در دولت دیده می شود؟ جمهوری اسلامی ایران ۴۱ سال است که در تحریم است، تحریم های سخت تر از این را هم سپری کرده است، دولتی که میگوید در تحریم است، ۲۰ میلیارد دلار را به برخی افراد و اشخاص می دهد که کالای غیر ضروری وارد کشور کنند یا اصلا وارد نکنند و چندین میلیارد دلار گم شود که چه بلایی سرش آمده است. گزارش دیوان محاسبات کشور را که یادتان نرفته است. علی ایحال که ما هم می دانیم اوضاع اقتصادی وخیم است، شرایط اقتصادی بر همگان فشار وارد کرده و برخی که کم هم نیستند فشار بیشتری را تحمل می کنند و تاکنون صدایشان هم در نیامده است، اما اگر آن ۲۰ میلیارد دلار که به یغما رفته است، اکنون می بود گره گشای بسیاری از مشکلات بود، آن زمان برای آن که اوضاع کشور را گل و بلبل نشان دهید، دلارها را برای واردات کالاهای لوککس اختصاص دادید تا بگویید که اوضاع تحت کنترل است، عمد و غیر عمد بودن اقداماتی از این دست کار قوه قضاییه است نه ما، اما اگر یک سوزن به خود بزنید آنگاه یک جوالدز به دیگران، تفاوت درد این دو را درک خواهید کرد.
هیچ غرض و مرضی هم در انتقاداتی که از دولت و عملکرد آن میشود، وجود ندارد، آقای ربیعی خود گفته اید که دست ها بسته و نبودن ارز، در این سخن شما آیا میتوانیم بگوییم که بذر ناامیدی می پاشید و شاخک های دشمن را نیز به واکنش وا می دارید که ایران دیگر ارز ندارد و اکنون دست ها بسته است!
یکسال دیکر از دولت تدبیر و امید باقی مانده است، در این یکسال هر چند کاری پیش نخواهد رفت، اما در این یکسال کار و تلاش خود را مضاعف کنید، از اندیشه های کابردی و تخصصی دیگران کارشناسان و دلسوزان بهره ببرید تا شاید پایان دولت تدبیر و امید خوش باشد. مگر آن که ...

نویسنده: محمد صفری

کد مطلب: 114352
 
Share/Save/Bookmark