میزان آمادگی برای مدیریت بحران در کشور...
به اندازه کافی وجود دارد.
پیشرفت داشته اما با مطلوب فاصله دارد.
در حد صفر است و عقب گرد هم داشته است.
 
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۸ ساعت ۲۳:۳۹
 
 
هرگز نخورد آب زمینی که بلند است!
امروز دانستن زبان رسانه‌ای کلیدواژه نجات از بحران‌های اجتماعی و سیاسی به‌حساب می‌آید که به نظر می‌رسد از نان شب واجب‌تر باشد...

امروز دانستن زبان رسانه‌ای کلیدواژه نجات از بحران‌های اجتماعی و سیاسی به‌حساب می‌آید که به نظر می‌رسد از نان شب واجب‌تر باشد. اما لازمه آموختن آن دانستن زبان انگلیسی است که اگر در کنار آن فراگیری دیگر زبان‌های زنده دنیا نیز توصیه شود بهتر از آن است که نوجوانان و جوانان و حتی میانسالان ما بیشترین اوقات عمر خود را صرف فالوور بازی در شبکه‌های اجتماعی کنند تا با این این سلاح سرد قزن بیست و یکم بهتر بتوانند خوب را از بد و سره را از ناسره تمیز دهند! آموختن سواد رسانه ای که مستلزم دانستن زبانه بیگانه است به نوعی برای جوامع در حال ترقی که می‌خواهند روی پای خودشان بایستند ناگزیر به نظر می‌رسد زیرا در قدم اول جایگاه اجتماعی و اقتصادی خود را بهتر می‌شناسند و درک می کنند که ثانیه‌های عمر پرارزش‌تر از آن است که اینگونه هدر رود! و ندانستن آن نیز عواقب جمعی خود را دارد و در دراز مدت می تواند جامعه‌ای را بر اثر کوچکترین نوسانات اقتصادی و اجتماعی به قبل نزول دهد! فارغ از اینکه برای رسیدن به شکوفایی‌ها هزینه‌های کلانی پرداخت شده است! تلاش دولت در چند ماه گذشته به‌منظور تحمیل نظر خود برای ایجاد وزارت جدید بازرگانی تحت عنوان بازار اگرچه به ظاهر نیاز فوری به نظر می‌رسد اما در باطن مشکلی را از سر راه اقتصاد بر نخواهد داشت زیرا موقعیت آنگونه نیست که بتوان هزینه‌ها را افزایش داد بلکه وقت آن فرارسیده تا آستین ها را واقعا و حقیقتا بالا زده و بدون توجه به میزان حقوق و درآمد و مزایای متعدد وارد کارزار شد زیرا آن سوی مرزها همه دشمنان دیرینه این کشور و انقلاب اسلامی در اطاق های فکر نشسته اند و چنین کرده اند و مهیا شده اند تا با همه توان به جنگ سرد فرهنگی به پشتوانه سواد رسانه ای بپردازند تا با تحریم‌ها مردم کشوری را که بیش از یک قرن پای سفره نفت در رفاه نسبی اما ناکامل بوده اند از پای درآورند! آنچه که در چهل سال گذشته توانسته است این مردم را تا حدودی از گزند ها مصون بدارد تنها اتکا به آئین مقدس اسلام و فلسفه رشادت‌ها و شهادت هاست که اگر توام با دانستن علوم پایه همچون سواد رسانه ای باشد تمامی دنیا نمی توانند گزندی به آن وارد کنند. اما زهی تاسف از اینکه هنوز هم نتوانسته‌ایم خود را از نفت و درآمد صوری آن جدا سازیم که نبودنش می‌تواند امید و انگیزه را از وجود ما حذف نماید تا همه چیز را در معادله مادیات جای دهیم! البته از آحاد جامعه انتظار چندانی نیست اما برعکس مقامات و مسئولان متعهد و موظف‌اند در برابر پذیرش سمت ها و دریافت حقوق و مزایای قابل توجه و همچنین امتیازات خاص از بیت المال مجدانه تلاش نمایند تا هرروز جامعه و کشور بهتر از روز قبل باشد و آن‌ها نیز بیدهایی نباشند که با نسیمی می لرزند تا بجای اینکه خدمت را مضاعف کنند به ضخامت نان خود افزوده و انجام وظیفه و ایثار را از مو باریک‌تر و شانه خالی نمایند! وزارت صمت، استاندارد، بهداشت، بیمه های درمانی، نظارت بر مواد غذایی و آشامیدنی و دارویی، تعزیرات و الی ماشاء الله کدام یک به اجرای مسئولیت‌های واقعی خود اشراف کامل داشته و پایبند هستند که پزشک متخصص شاغل در درمانگاه تامین اجتماعی به بیماران در صف بگوید: من در مقابل حقوقی که می‌گیرم تنها ۵ نفر بیمار را در روز ویزیت خواهم کرد و بقیه می‌توانند به مطبم مراجعه کنند! و استاندارد که وقعی به تغییرات اوزان، حجم و کیفیت کالا و خدماتی که به مهر آن مزین شده اند نمی گذارد! و حضور مواد مختلف و بخصوص غذایی تاریخ مصرف گذشته در سطح فروشگاه‌ها فراوان است که اگر هم برچیده شوند با تعویض بسته‌بندی دوباره به قفسه‌ها باز می گردند!
و دیگر از بروشور دارو در جعبه‌های آن به بهانه گرانی یا کمبود کاغذ خبری نیست و بیمار باید به سلیقه خود آن را مصرف نماید که اگر اندکی تعهد باشد در قسمت درونی بسته‌های مقوایی که به‌آسانی قابل رویت نیستند فارماکوپه دارو درج خواهد شد! قوانین راهنمایی و رانندگی به میل مرکب سواران به اجرا درآمده و کاری به حق تقدم‌ها بخصوص برای عابران پیاده ندارند زیرا موتورسواران، پیاده‌روها و خطوط یک طرفه را ملک تلک خود می‌دانند و همه این ها و صدها مورد اضافه بر آن در حالی جای قوانین مصوب را غصب کرده اند که هیچ گونه افت و تعدیل نیرویی در دستگاه‌های عریض و طویل قوه مجریه انجام‌ نشده است بلکه مدیران میانی در پی انجام خرده‌فرمایشی کلانها هستند و زیردستان نیز فرصت را غنیمت شمرده و پشت میزهای اداری و در زیر ایرکاندیشن ها لمیده اند تا دوم اسفندماه هم به نحوی سپری شود و گروهی پا به مجلس بگذارند و چون گذشته سنگ تدبیر و امید به سینه بزنند و چهار سال در آن سکنی نمایند و کاری به رای دهندگان لیستی نداشته باشند که این نیز بگذرد زیرا هرگز نخورد آب زمینی که بلند است؟! 

نویسنده: حسن روانشید

کد مطلب: 111841
 
Share/Save/Bookmark