شرایط کسب و کار و رونق اقتصادی در سال 95 ....
بهتر می شود
بدتر می شود
فرقی نمی کند
 
داخلی جامعه گزارش
تاریخ انتشار : جمعه ۲۳ تير ۱۳۹۶ ساعت ۲۳:۰۵
 
 
نگاهی به آنچه در مسئله حجاب و عفاف در کشور ما رخ داده است
حجابی بر حجاب
حجابی بر حجاب
 

هفته حجاب و عفاف فرصت مغتنمی است که با تمرکز روی ابعاد این مهم، زوایای آن مورد مداقه قرار گیرد.
مقوله حجاب در جامعه امروزی ما به یک آسیب اجتماعی – فرهنگی مبدل شده است. به ترتیبی که برخی از آن گریزان و عده ای هم با افتخار بدان پایبندند. موضوعی که همه ساله به انحاء مختلف به آن پرداخته و محل چالش موافقان و مخالفان در ابعاد دینی، قانونی و حقوقی می‌شود. در روزهای اخیر هم مواردی نظیر اینکه آیا خودرو حریم شخصی است یا عمومی؟ ناظر بر کشف حجاب برخی در وسایط نقلیه و یا کمپنی موسوم به "چهارشنبه سفید" با رویکردی هنجارشکنانه محل بحث فراوان گردیده است.

پیشینه معاصر حجاب
در حاشیه پدیده حجاب بارها شنیده ایم که در مقطعی دستگاه وقت حاکم تلاش کرد حجاب را به اجبار از سر بانوان بردارد ولی توفیقی کسب نکرد و اگر کسی هم بخواهد به اجبار حجاب را جاری سازد با مقاومت رویرو خواهد شد. ماجرا آن جاست که وقتی رضاخان قدرت را در دست گرفت، علیرغم اینکه خود را مقیّد به آموزه‌های دینی نشان می‌داد، لیکن ب تغییر لباس ملی و ارئه لباس متحدالشکل، مردم را مجبور به تغییر پوشش بومی و مذهبی نمود. وی در خرداد ۱۳۱۴، هیأت دولت را به حضور طلبید و گفت: «ما باید صورتا و سنتا غربی شویم و باید در قدم اول، کلاه‌ها تبدیل به شاپو شود. پس فردا که افتتاح مجلس دوره دوازدهم است، همه باید با شاپو حاضر شوند و در مجالس باید کلاه را به عادت غربی‌ها از سر بردارند و نیز باید شروع به رفع حجاب زن‌ها نمود. شما وزرا و معاونان باید پیشقدم شوید».
در مقطع دیگری نیز محمدرضا شاه تلاش کرد با رویکردی متفاوت پوشش اسلامی را محدود سازد. وی در کتاب «ماموریت برای وطنم» به موازات تایید کار پدر، تلویحا روش او نقد می‌کند و می‌گوید: «مسئله کشف حجاب نمونه‌ای از اقدامات اصلاحی پدرم بود و همین که پدرم از ایران خارج شد در اثر پاشیدگی اوضاع در دوران جنگ، بعضی از زنان مجددا به وضع اول خود برگشتند و از مقررات مربوط به کشف حجاب عدول کردند. ولی من و دولت من از این تخطی چشم‌پوشی کردیم و ترجیح دادیم که این مسئله را به سیر طبیعی خود واگذاریم و برای اجرای آن به اعمال زور متوسل نشویم. امروز در شهرها و قصبات ایران زنان با حجاب دیده می‌شوند ولی روز به روز از عده این زنان می‌کاهد و به تدریج از میان می‌رود.»
در همین راستا در سال ۱۳۵۵، سندی به تصویب شاه رسید که در آن ضمن حقیر خواندن پوشش چادر، در سه بخش اقدامات درازمدت، کوتاه‌مدت و جنبی، راهکارهایی برای مبارزه با چادر و حجاب اسلامی پیشنهاد شده بود. ممنوع کردن چادر برای دانش‌آموزان و دانشجویان و زنان کارمند، محرومیت از دسترسی به مقام و موقعیت‌های مختلف، ممنوعیت ورود زنان چادری به وزارتخانه‌ها و سازمان‌های دولتی و ممنوعیت مسافرت با شرکت هواپیمایی ملی ایران و...، بخشی از پیشنهادهای کوتاه‌مدت این سند است. در همان سال بود که بیشترین قبح شکنی‌ها در جشن هنر شیراز هم رخ داد. پهلوی دوم گمان می‌کرد تنها با اجتناب از رویه پدر و بهره‌برداری از روش‌های جدید و همچنین قدرت رسانه‌ها قادر خواهد بود به توفیق دست یابد ولی انقلاب مردم به او مجال نداد.
علیهذا پس از انقلاب اسلامی شرایط به گونه دیگری رقم خورد و متعاقب موضع گيري معمار کبیر انقلاب در اسفند۵۷ ناظر بر ضرورت پوشش اسلامي براي زنان خصوصا در عرصه‌های اجتماعي جامعه، اعتراضات متعددی از سوي برخی زنان ایراد گردید و به بروز اختلاف ميان اقشار مذهبي خصوصا زنان باحجاب با زنان بد حجاب منجر شد و بستری را برای برخی معاندان مغرض فراهم ساخت تا با اهدافی ورای این مساله فرهنگی، به این تنش‌ها دامن بزنند. بنابراین اطلاعيه‌اي از سوی امام با مضمون تذکر به مامورین (کمیته) و مراقبت از افرادی که تحت عنوان کمیته مزاحم بانوان می‌شدند صادر شد که تا حد قابل توجهی از التهابات کاست، لیکن رویکرد نظام در کنترل حجاب استمرار یافت تا جایی که از تیر ۱۳۵۹ ورود زنان بی‎حجاب به اداره‎ها و سازمان‎‎های دولتی ممنوع شد.
آموزش و پرورش، وزارت كشور و شهردار تهران و بسياري ادارات ديگر نيز طي بخشنامه‎هايي اعلام كردند كه زنان كارمند بايد پوشش اسلامي را در محل كار رعايت كنند. در نهايت شوراي انقلاب تصميم گرفت رسما اعلام كند كه خانم‎ها بدون پوشش اسلامي حق ورود به ادارات دولتي را ندارند . البته هنوز لباس فرم یا آن‎چه که بعد‎ها به مانتو موسوم شد، رسمیت نداشت، بلکه زنان موظف شدند لباس آستین‎ بلند و پوشیده بپوشند و روسری نیز سر کنند. با این ترتیب سنگ بنای گشت‌های موسوم به ارشاد هم گذاشته شد.
در سالهای دفاع مقدس محیط فیزیکی و فضای معنوی به گونه‌ای مهیا گردید که انتخاب پوشش اسلامی، فارغ از انجام یک تکلیف شرعی، به عنوان نماد دفاع از ارزشهای اسلامی و حمایت از رزمندگان جبهه‌ها قلمداد شد.
در سالهای پس از جنگ و دهه ۷۰ مساله مانتو يا چادر در محافل مختلف مطرح گرديد و بد حجابی میدان گرفت. تا جایی که وزير وقت ارشاد در اظهار نظری خواستار نظرسنجي از مردم پیرامون حجاب می‌گردد.
در دهه ۸۰ اما صدای اعتراض برخی مراجع و مراکز دینی بلند شد و این نارضايتي موجب مي شود تا حجاب دوباره در کانون توجه قرار گيرد. لذا شاهد برخی اعتراضات دانشجويان نسبت به وضعيت حجاب در مراکز دانشگاهي و بعضا راهپيمايي‌های مردمی اين امر را به مطالبه عمومي مبدل ساخت. اما هیچگاه طرفین مناقشه ابراز رضایت نکردند و کماکان منتقد وضع موجود بوده و البته هنوز هم هستند.
لازم به ذکر است با همه این فراز و فرود حجاب زنان ايراني تبديل به يك سبك و مدل اجتماعی شد و بعضا مورد استفاده در ورای مرزها هم گردید. اما کماکان این مقوله نزد افکار عمومی و بسیاری از اهالی فکر و اندیشه در حوزه و دانشگاه و همچنین دستگاه‌ها و نهادهای ذیربط محل بحث است و هنوز اجماع کلانی شکل نگرفته است.

معترضین به حجاب چه می‌گویند؟
برای اینکه در این گزارش از نقطه نظر طیف‌های مخالف حجاب هم غفلت نشود به برخی دیدگاه‌های آنان اشاره می‌کنیم تا به شفاف تر شدن مساله و چگونگی حل آن نزدیک شویم.
بعضی از آنان معتقدند؛ در غرب، برهنگی هست ولی برهنگی در آنجا عادی شده است؛ اگر واقعا بخواهیم یک بحث عقلایی بکنیم این است که شاید بحث نگاه و چشم چرانی حل شده باشد و ادامه می‌دهند چرا آنچه شما از آن به عنوان معضل اجتماعی- فرهنگی یاد می‌کنید در جوامع غربی و سکولار مطرح نیست و بسیار عادی از کنار آن می‌گذرند. یا بعضی می‌پرسند چرا فقط زنان باید حجاب داشته باشند و دین برای مردها محدودیتی وضع نساخته است؟ و یا اینکه برخی مدعی اند پوشش یک مسئله شخصی است و کسی نباید کسی را محدود کند و زیاد این تعبیر بکار می‌رود؛ که دلتان پاک باشد، اخلاص مهم است به این ترتیب حجاب در زمره ظواهر است و نباید خیلی روی آن حساسیت به خرج داد. از منظر دیگری پرسیده می‌شود، چرا حجاب در صدر اسلام اجباری نبود اما امروز باید اجباری باشد؟ و نکته بسیار مهم دیگری که به زعم نگارنده شاه بیت کلام بسیاری از معترضین و ناقضان حجاب می‌باشد این است که؛ "حالا همه مشکلات کشور در عرصه‌های اقتصادی و ... حل شده و فقط موضوع حجاب مانده؟"
در حوزه نخبگانی نیز افرادی نظیر عبدالكريم سروش هم بر این باورند که طبق نظر قرآن هر حكمي كه فوق طاقت جسمي يا روحي انسان بشود، ملغي است. طاقت و وسع هم به حسب زمان‏ها فرق مي‏كند. لذا اگر به حسب مرور زمان حكمي از احكام اسلامي قابل‎تحمل براي مردم نبود ولو از نظر روحي آن حكم ساقط است. بنابراین وی برای حجاب نسخه بسیار متفاوتی را می‌پیچد که مورد استناد بسیاری هم قرار گرفته است.
ادامه دارد...

کد مطلب: 100060
 
Share/Save/Bookmark