میزان آمادگی برای مدیریت بحران در کشور...
به اندازه کافی وجود دارد.
پیشرفت داشته اما با مطلوب فاصله دارد.
در حد صفر است و عقب گرد هم داشته است.
 
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۲ شهريور ۱۴۰۰ ساعت ۲۲:۰۳
 
 
افغانستان و واگرائی قوم
یکی از عوامل قدرت ملی درهرکشوری همگرائی قومی و وحدت بین اقوام وفرقه های مختلف دریک کشوربا حاکمیت معین است...
یکی از عوامل قدرت ملی درهرکشوری همگرائی قومی و وحدت بین اقوام وفرقه های مختلف دریک کشوربا حاکمیت معین است.تنوع اقوام درهردولت یا حکومتی وجود دارد و تقریبا اکثریت کشورهای جهان، دارای تنوع قومی ونژادی هستند وکشورهائی که از قدرت و توان ملی برخوردارند ، قادر خواهند بود؛ تا این تنوع های نژادی وقومی را مدیریت نمایند.
لذا یکپارچه سازی مناطق وقومیت های یک کشور به صورت واحد سازمان یافته که درآن ،تمامی ساکنان وملیت ها وفاداری خود را عرضه دارند ،یکی از مشکل ترین تکالیف یک دولت محسوب می شود.
کشورهای منطقه خاورمیانه وخاصه آن جنوب وجنوب غربی آسیا ،دارای این ویژگی های تنوع قومی ونژادی هستند وهمواره مدیریت آنها برای حاکمان وحکومت ها با چالش های مختلفی همراه بوده است .درمیان کشورهای جنوب آسیا افغنستان جزوکشورهائی است که مانند ایران ، هند وپاکستان دارای تنوع قومی ونژادی است .دراین میان ارتباط فرهنگ ملی ،اقتدار ملی وحاکمیت وتنوع قومی ونژادی یک ارتباط مستقیم است چراکه وجود تنوع قومی ونژادی برای یکپارچه سازی حکومت نیاز به یک حاکمیت و اقتدار بالای ملی وسیاسی است که یا از طریق یک دولت قوی،پارلمان قوی یا حکومت مقتدر اعمال می گردد.کشورافغانستان که درهمسایگی ایران ،پاکستان ،چین ،تاجیکستان ،ترکمنستان هند درجنوب آسیاواقع شده است
افغانستان درطول نیم قرن گذشته یعنی بعد از کودتای کمونیستی ۱۹۷۸فاقد یک حکومت مرکزی مقتدر بوده است ودوران اشغال اتحاد جماهیر شوروری وجنگ افغانستان وچه دردوران پس ازآن تا سال ۲۰۰۱ افغانستان از بی ثباتی وناامنی رنج برده است دراین میان تجاوز اتحاد جماهیر کمونیستی شوروی اثر چشمگیری درتندروشدن جریان اسلام گرائی دراین کشورداشته است.این جنگ، نقطه چرخشی درروند اسلام گرائی درافغانستان به شمار رفته وسبب رویش سازمان القاعده و طالبان دراین کشورگردید. ودرمدیریت قومی ونژادی این کشور، چالش اساسی بوجود آورد.
پشتون ها ،هزاره ها ، ازبک ها ،ترکمن ها وتاجیک ها از اقوام مسلط در افغانستان هستند که درمیان اقوام پشتون ها دارای اکثریت و از قدمت بیشتری برخوردارند.اما تسلط اسلام گرایان تندرو یا همان طالبان درافغانستان که اکثرا پشتون هستند ، دراوائل دهه ۱۹۹۰ دراین کشور حکومت طالبان را درافغانستان تشکیل داد که پس از یک دهه در سال ۲۰۰۱ وپس از حوادث ۱۱سپتامبر طالبان سقوط کرد ویک حکومت ملی به ریاست حامد کرزای براریکه قدرت نشست که پس از بیست سال افغانستان بدلیل همان رویکرد طابانیسم واسلام افراطی نتوانست مدیریت قومی ونژادی را به خوبی به اجرادرآورد. وواگرائی قومی جانشین همگرائی دراین کشورگردید علاوه بر چالش اصلی اسلام گرایان افراطی دراین کشوربا دیگرادیان، جدال قومی وقبیله ای وتسلط پشتون ها بر دیگر اقوام نیز سبب واگرائی قومی دراین کشورگردید ،بطوریکه یکی از عوامل بی ثباتی درافغانستان را باید درواگرائی قومی دراین کشور جستجو کرد، عاملی که بیشتر نیز توسط اسلام گرایان افراطی طالبان والقاعده وهمینطور قدرت های بیگانه دراین منطقه یعنی ایالات متحده آمریکا دامن زده می شود.

نویسنده: رضا مهرعطا
کد مطلب: 119638
 
Share/Save/Bookmark