میزان آمادگی برای مدیریت بحران در کشور...
به اندازه کافی وجود دارد.
پیشرفت داشته اما با مطلوب فاصله دارد.
در حد صفر است و عقب گرد هم داشته است.
 
داخلی سیاست گزارش
تاریخ انتشار : سه شنبه ۶ آبان ۱۳۹۹ ساعت ۲۲:۴۱
 
 
کارراهه: نظام برنامه ریزی «راه چهارم»
کارراهه: نظام برنامه ریزی «راه چهارم»
 

اصولا کارراهه ها میدان وسیع مقابله با کژراهه ها هستند که در سطح کلان اندیش و عمل اداره امور جامعه را شکل می دهند. کرراهه ها نگرش های بنیادین خردورزی در سازماندهی اجتماعی اند که می توانند حرکت رو به پیشرفت جامعه را تضمین کنند. کارراهه¬ها، دامنه گسترده ای از برنامه ها و اقدامات موثر در حوزه های به هم مرتبط اند که برای برون رفت از کژراهه ها بکار می روند و می توانند به حل مشکلات زندگی مردم در سطح کلان (کژراهه ها) و خرد (بی¬راهه ها) کمک کنند. در کارراهه است که باید از شیوه های سنتی و قدیمی مرتبط با کژراهه ها و بی راهه ها عبور کرد و با طراحی جدید «راه» اصلاح کژی ها و بی راهه ها به رویارویی با آنها پرداخت (مستندات، پیوست های علمی و منابع اقتباسی و تولیدی پیرامون کارراهه ها شامل کتاب ها، مقالات منتشر شده در نشریات معتبر، پایان نامه های دانشگاهی و گزارش های رسمی دستگاه ها و مراکز اجرایی مسوول کشور در پایگاه دانش «راه چهارم» موجود است).

کارراهه اول- پویایی برنامه ریزی
برنامه ریزی، پیش بینی و اقدام در سیستم های زنده، اجتماعی، فعال، پیچیده و پویا دارای ویژگی های خاص و غیرخطی است که به شرایط اولیه بسیار حساس اند. طرح های جامع و برنامه های استراتژیک و عملیاتی، مبتنی بر شناخت وضع موجود عمل می کنند و وضع مطلوب را بر اساس آن پیش بینی و شاخص گذاری می کنند. همه می دانند که برای شناخت وضع موجود، کشور محتاج آمار و اطلاعات دقیق، شفاف و بروز است که متاع نایابی در کشور ماست. همواره در شناخت وضع وجود و شرایط اولیه سیستم های زنده، فقر مفرط اطلاعاتی وجود دارد. موقعیت سیستمی که ویژگی های وضع موجود آن قابل شناسایی نیست برای آینده پیش بینی می شود. چگونه می توان به پیش بینی آینده سیستمی که امروز آن را شناخته شده نیست اطمینان کرد؟ آینده بر چه بنا خواهد شد؟ نمی توان چیزی که نیست را بر چیزی که درست نیست بنا کرد. بدين ترتيب غني ترين وجه شناخت پديده ها از دست مي رود و به مجموعه اي بي ربط از شاخص ها و اعداد كمي تبديل مي شود و سپس اقدام به پيش بيني براي هر شاخص مي شود، آن هم به ترتيبي كه در ديدگاه تقليل گرانه (علمي و منطقي) رايج است و با ماهيتي كه به علت وجود عدم قطعيت و حساسيت به شرايط اوليه هرگز نمي تواند تكيه گاهي براي قدم هاي بعدي باشد. در اين مرحله با استفاده از پيش بيني هاي انجام گرفته، با انتخاب يك يا چند شاخص كه از كيفيات مذكور به دست آمده اقدام به برنامه ريزي شده و تقريبا همه چيز، بر هيچ چيز بنا مي شود و اينگونه با ابزار عليتي (خطي)، گذشته به آينده بصورت وصله له ای ناچسب و ناهمرنگ دوخته مي شود! در این صورت اگر به اهداف تعیین شده در برنامه اداره کشور برسیم، واقعا جای تعجب و تامل است! از ویژگی های اصلی سیستم های زنده و پویا، پیش بینی ناپذیری آن است. بر خلاف سیستم فیزیکی که رفتار سیستم کاملا قابل پیش بینی است در سیستم های پیچیده، اصولا رفتار اجزای سیستم به ویژه بخش انسانی آن، قابل پیش بینی نیست. نبود شناخت کافی از وضع موجود، موجب می شود که بطور طبیعی و حتمی، در پیش بینی اهداف کیفی و کمی رفتار آینده اشتباه صورت گیرد. در برنامه ریزی های مرسوم کشور با حجم عظیمی از ویژگی های «نامعلومی ها» روبرو هستیم که هنگام برنامه ریزی شناخت دقیقی از آنها نداریم یا روش های برنامه ریزی به آنها توجه کافی ندارند. نامعلومی ها هستند که مانع تحقق اهداف اند و این خصلت ذاتی آنهاست چرا که نامعلومی ها از محدودیت های شناخت وضع موجودند. برنامه ريزي همواره با مشكل «نامعلومي ها» روبروست، مشكل «نامعلومي ها» نه تنها از اين حقيقت سرچشمه مي گيرد كه برنامه ريزي با آينده سر و كار دارد، بلكه از اين امر هم متأثر است كه در وضعيت حال نيز نكات متعددي وجود دارد كه برنامه ريزي نمي تواند آنها را بداند يا درك نمايد. به طور معمول و سنتي، برنامه ريزي در حيطه جنبه هاي قابل شناسايي و كنترل (يا آنهايي كه تصور مي شود قابل كنترل هستند) صورت مي پذيرد، اما باید به دنبال تشخيص متغيرهاي كنترل ناشدني و متغيرهاي ناشناخته يا «نامعلومي ها» نيز بود.

کارراهه دوم- پیچیدگی برنامه ریزی
نظر به گستردگي و پيچيدگي جنبه‌ها و عرصه‌هاي مختلف زندگي اجتماعي بشر در عصر حاضر، روش انديشه و ميزان دسترسي آن به حداکثر موضوعات مورد نياز، از اهميت بسياري برخوردار است. از اين رو درک صحيح و کامل از پديده‌ها براي ايجاد کارآمدي مطلوب و سهم تاثير آن در توسعه مادي و معنوي کشور نقش بسزايي دارد. جامع نگري و تفکر شبکه اي موجب مي‌شود که تحليل عوامل دروني پديده‌های پیچیده از انسجام مطلوبي برخوردار شود. علاوه بر آن، انضباط شرايط بيروني و قدرت حداکثري در سازماندهي و هماهنگي عوامل دروني و شرايط بيروني از ساير دستاوردهاي بکارگيري تفکر شبکه اي و مدل سازی است. بدون ترديد هر حرکت تحول ساز و توسعه آفرين که افق آينده جامعه را ترسيم مي‌نمايد، بايد مسير خود را از وضع موجود آغاز نمايد. اين امر موجب مي‌شود که بين مقتضيات زمان حال و ويژگي‌هاي وضع مطلوب، شيب و شتاب حرکت تکاملي طي دوران گذار تعيين شود. انتخاب، حذف، متغير، ابهام و تصادف چه جايگاهي در جذب، پردازش و توليد اطلاعات در يك سازمان فعال دارد و اينكه چگونه و چطور جرياني از اطلاعات، نوفه و داده از بيرون به درون و برعكس در مجراهاي ارتباطي يك سازمان فعال شكل مي گيرد، سؤالي است كه بايد بعد از تعيين تصوير كلي از مدل شناخت، در برخورد با سازمان هاي فعال و سيستم هاي فعال به دست آورد. بزرگترين مشكل در مدل سازي سيستم هاي فعال، عدم قطعيت و حساسيت اين سيستم ها به شرايط اوليه مي باشد. منابع عدم قطعيت چه منشاء برون زا داشته باشند و چه درون زا باشند و چه تظاهرات كمي و يا كيفي از خود بروز دهند، همه و همه ريشه در پيچيدگي محيط دارند و هرگز به دليل نامعين بودن سيستم فعال مورد مطالعه نخواهند بود. منابع عدم قطعيت عبارت است از:
الف) ابهام و كثرت پارامترها و مفاهيم محيط
ب) پيچيدگي محاسبات
ج) عدم قطعيت در اندازه گيري و ادارك
د) ناسازگاري در شقوق آگاهي

کارراهه سوم- مدل سازی برنامه ریزی
با ايجاد رابطه متقابل بين مدل سازي و تفسير مي توان ماهيت پردازش اطلاعات را از حالت صلب و مصنوعي به حالت پويا و هوشمند ارتقاء داد و ماهيت شناخت را غني تر كرد به گونه اي كه:
الف) می توان اطلاعات ايستا (داده ها) را به اطلاعات پويا (ساختار آگاهي) ارتقاء داد.
ب) می توان قطعيت را به مفهوم غني عدم قطعيت محيط تبديل كرد.
پ) مي توان محاسبات كمي را با استدلالات كيفي درآميخت.
ت) مي توان شيوه محاسبه و استنباط را همگام كرد.
ث) مي توان پارامترها و مفاهيم از پيش تعريف شده را با مفاهيم و پارامترهايي كه به طور زنده ارائه مي گردند تعويض كرد.
ج) مي توان ضبط واقعيات در حافظه را به توليد واقعيات به طور زنده منوط كرد.
چ) مي توان قابليت محاوره با انسان و شفافيت را به محاسبات بخشيد.
ح) مي توان قابليت برخورد با محيط هاي پويا را به دست آورد.
در واقع مدل سازي يك تصوير صلب از پديده و يك پاسخ قطعي به ابهام و حذف ديناميسم پويا و دروني سيستم نيست، بلكه برعكس بستري مناسب براي طرح سؤال هاي بيشتر و پذيرفتن تغييرات مستمر و درك ماهيت تضاد و پيچيدگي است. هدف اصلي مدل ها بيش از آنكه پيش بيني و توصيف رفتار پديده باشد بيشتر پلاريزه كردن تفكر و اقامه سوالات متقن است.

کارراهه چهارم- گفتمان برنامه ریزی
دهه های اخير اين واقعيت را نشان داد كه به صورت اراده گرايانه و دستوری نمي توان جوامع بشري را به راهي از پيش تعيين شده كشاند. اصرار مذبوحانه براي به محاسبه كشاندن همه پارامترهاي فوق اگر هم شدني باشد، به معني هزينه كردن زماني بيش از افق طرح براي گرفتن پاسخ است. پاسخي متعلق به گذشته! به همين دليل در برنامه ريزي به جاي اصرار بر پيش بيني و ترسيم آينده اي ثابت، بايد با هر چه غني تر كردن تصوير سيال از آينده با گذار از سناريوهاي محتمل و ايجاد روشي براي انتقال بهتر و سهل تر بازخوردهاي محيط، به تسهيل حركت در چرخه برگشت پذير فوق و روند خودسازماندهي جامعه كمك كرد! از آن رو كه برنامه ريزي تنها درگير و دار چرخه فوق به شناخت از محيط دست مي يازد، طبيعي است كه فعاليتي ميان رشته اي و چندبعدي باشد كه به عنوان رشته هاي اصلي، در كنار هم بايد حضور يابند تا مجموعه اي به نام «برنامه يا طرح» پیشرفت يك جامعه فراهم آيد. شایسته است که پارادایم حاکم بر اداره امور کشور (شامل سیاست های اصلی مبتنی بر سیستم های پیچیده) در قالب گفتمان اداره کشور مستند شود و دستاورد های آن را به رفتار سازماني در دست اندرکاران و آحاد جامعه تبديل شود. حل نشدن بسياري از مسايل، ناشي از درک نقطه اي و موضعي از يک جريان سیال اجتماعي است. درک فرآیند پیچیده سیستم های زنده و فعال انسانی و اجتماعی، به تنظیم مدلی برای شبیه سازی حداکثر پیچیدگی ها نیازمند است تا با استفاده از آن بتواند همه شرایط اولیه و کلیه گزینه های موجود در فضای حالت را درک و در برنامه ریزی اداره کشور لحاظ کند و نامعلومی ها را به حداقل ممکن برساند. «راه چهارم» با اتکاء به دانش و تجربه متخصصان خود برای گسترش گفتمان پیشرفت ایران اسلامی جهت هر گونه همکاری با قوای سه گانه و نهادهای حاکمیتی اعلام آمادگی می کند. حافظه تاریخی این مرز و بوم از این پس در خصوص انبوه ناکارآمدی های روشی (در قالب کژراهه ها و بی راهه ها) از طریق «راه چهارم» به لحاظ فنی و تخصصی دارای تحلیل روشنی است و نخواهد پذیرفت که برخی جریانات و جناح های سیاسی بصورت مستمر خود را تکرار کنند و هر بار شوربختانه انبوهی از مشکلات را برای زندگی مردم از خود بر جای بگذارند و بروند تا شاید هشت سال بعد بتوانند کشتی آمال و آرزوهای خود را بر امواج اشتباهات رقیب و نه لیاقت ها و توانمندی های علمی و عملی به پیش ببرند. زمان آن فرا رسیده است که برای یکبار هم که شده تکلیف مردم و کشور با ناکارآمدی و ناکارآمدان و متوهمان آن در عرصه دانش و خردورزی تعیین شود. از این رو «راه چهارم» برای برگزاری هر گونه جلسات و برنامه های راستی آزمایی در مجامع علمی و عمومی اعلام آمادگی می کند. باید مطالبات مردمی در این زمینه افزایش یابد و استانداردهای انتخاباتی برای برگزیدن افراد برای تصدی مشاغل مهم در قوای سه گانه ارتقاء پیدا کند به نحوی که افراد و برنامه های ناکارآمد از اساس نتوانند در گردونه رقابت های سیاسی وارد شوند.

کد مطلب: 115858
 
Share/Save/Bookmark