میزان آمادگی برای مدیریت بحران در کشور...
به اندازه کافی وجود دارد.
پیشرفت داشته اما با مطلوب فاصله دارد.
در حد صفر است و عقب گرد هم داشته است.
 
داخلی سیاست گزارش
تاریخ انتشار : شنبه ۲ آذر ۱۳۹۸ ساعت ۲۲:۲۸
 
 
کلاف سردرگم جنوب یمن؛ عربستان و انتخاب‌های اشتباه
کلاف سردرگم جنوب یمن؛ عربستان و انتخاب‌های اشتباه
 

کلاف سردرگم جنوب یمن؛ عربستان و انتخاب‌های اشتباهپس از کودتای شورای انتقالی در عدن و گذشت هفته‌ها از مذاکرات جده با وساطت عربستان و به‌رغم خوشحالی دولت‌مردان سعودی و طرف‌های درگیر در عدن از تهیه پیش نویس توافق‌نامه، اما واقعیات میدانی نشانه‌ای از پایان بحران ندارد.
اندیشکده راهبردی تبیین- حمله موشکی انصارالله به پادگان الجل که منجر به کشته شدن بیش از ۳۰ نفر از نیروهای جنوبی از جمله «منیر الیافعی» معروف به ابویمامه از اعضای حراک جنوبی و اصلی‌ترین مهره‌های امارات در یمن گردید باعث شد تا نیروهای جنوبی انگشت اتهام را به سمت حزب اصلاح نشانه روند و دولت هادی را به دلیل نفوذ بالای حزب اصلاح در آن به باد انتقاد بگیرند. «هانی بن‌بریک» قائم مقام مجلس انتقالی در کنفراس خبری که کمتر از یک هفته پس از این حمله برگزار شد حزب اصلاح را همکار اصلی انصارالله در این توطئه معرفی کرد و هدف اصلی این اقدام را تلاش برای برای سیطره بر عدن عنوان کرد و تهدید کرد که چنانچه این اقدامات ادامه پیدا کند به برخورد نظامی منجر خواهد شد. این اقدامات موجب بروز اعتراضات و درگیری‌هایی در عدن شد که پس از دعوت توییتری «بن‌بریک» از همه نیروهای جنوب در روز چهارشنبه ۷ آگوست ۲۰۱۹ برای خارج کردن کنترل قصر معاشیق– محل استقرار دولت هادی– از دست حزب اصلاح، نیروهای الحزام الامنی که به عنوان بازوی نظامی مجلس انتقالی جنوبی درعدن فعالیت می کنند پس از درگیری‌های مختصری موفق شدند عدن و قصر معاشیق را به تصرف درآورند. نیروهای جنوبی به عدن راضی نشدند و پس از آن به سمت أبیَن و سپس استان نفت خیز شبوه رفتند.
حمله هواپیماهای اماراتی به نیروهای دولت هادی شکاف بزرگی را نمایان کرد که عربستان در طول جنگ یمن سعی در سرپوش گذاشتن بر آن داشت. شکافی که منشأ آن به اختلاف منافع و اهداف راهبردی دو کشور اصلی تشکیل دهنده ائتلاف عربی در حمله به یمن برمی‌گردد
اهمیت اقتصادی شبوه و نزدیک بودن آن به مأرب به عنوان یکی از استان‌های تحت نفوذ حزب اصلاح موجب شد تا نیروهای دولتی نه تنها جلوی پیشروی جنوبی‌ها را بگیرند بلکه موفق شوند آن‌ها را تا عدن عقب برانند و درگیری را مجددا به سطح عدن بکشانند.
در این‌جا بود که امارات که از ابتدای جنگ یمن سرمایه‌گذاری عظیمی بر نیروهای جنوبی کرده بود رأسا وارد میدان شد و با هواپیماهای جنگی خود نیروهای دولت هادی را در ورودی عدن بمباران کرد. این اقدام امارات موجب شد تا استان عدن و بخش‌هایی از أبیَن و شبوه در کنترل مجلس انتقالی جنوبی افتاده و تا حدودی تثبیت شود. 

شکاف در ائتلاف
حمله هواپیماهای اماراتی به نیروهای دولت هادی شکاف بزرگی را نمایان کرد که عربستان در طول جنگ یمن سعی در سرپوش گذاشتن بر آن داشت. شکافی که منشأ آن به اختلاف منافع و اهداف راهبردی دو کشور اصلی تشکیل دهنده ائتلاف عربی در حمله به یمن برمی‌گردد.
در حالی که عربستان امن کردن مرزهای جنوبی‌اش و پایان دادن به نفوذ ایران در شبه جزیره عربی را مهم‌ترین هدف خود از دخالت در یمن عنوان می کرد، نیم نگاهی هم به شرق یمن برای باز کردن مسیر خود به دریای عرب داشت. مسئله‌ای که ایمیل‌های منتشر شده یوسف العتیبی سفیر سابق امارات در واشنگتن نشان می دهد که از آن خبر داشته و در راستای کنترل قدرت سعودی با آن مخالف بوده است. در حالی که امارات ترجیح می داد در معرکه شمال وارد نشود و مشکلات عربستان را به خودش واگذار کند و توان خود را در سواحل جنوب و جنوب غرب یمن متمرکز کرد. امارات در طول جنگ یمن تلاش کرد بر بنادر مهم یمن کنترل پیدا کند و در این کار هم به شدت موفق بوده است. «صالح الجبری» تحلیل‌گر یمنی تسلط امارات بر بنادر عدن، بلحاف، مخا، و جزیره سقطری و نیز تأسیس پایگاه نظامی در جزیره میون در دهانه باب المندب را از اصلی ترین اهداف امارات در یمن بر می‌شمرد.
«صالح الجبری» تحلیل‌گر یمنی تسلط امارات بر بنادر عدن، بلحاف، مخا، و جزیره سقطری و نیز تأسیس پایگاه نظامی در جزیره میون در دهانه باب المندب را از اصلی ترین اهداف امارات در یمن بر می‌شمرد
حمایت از تاسیس مجلس انتقالی جنوبی و تأمین لجستیک نیروهای الحزام الامنی یا النخبه وابسته به امارات یا تلاش برای در دست گرفتن کنترل سقطری نمونه‌هایی از تلاش‌های امارات برای توسعه نفوذ خود در جنوب یمن در سایه حمایت از استقلال طلبان جنوبی است. البته نمی‌توان منکر شد که امارات بیش از اهداف امنیتی و سیاسی، به دنبال اهداف اقتصادی بلند مدت در یمن است و توسعه سریع بنادر الدقم در عمان، چابهار در ایران و گوادر در پاکستان، امارات را به این فکر فرو برده است تا با تأسیس امارات هفتم و هشتم خود در عدن و سقطری خود را از بن‌بست ژئوپولتیک برهاند و نبض تجارت در شرق آفریقا را در دست بگیرد. 

همپیمانان نا هم‌راه
انتخاب امارات به عنوان شریک اصلی در حمله به یمن تنها انتخاب اشتباه ریاض در مسئله هم پیمان‌ها نبود. ریاض در انتخاب هم‌پیمان از بین نیروهای داخلی یمن هم نتوانست به هوشمندی امارات عمل کند. در حالی که امارات با زیرکی تمام با نیروهای جنوبی که عمدتا از شمالی‌ها دل خوشی ندارند و بخش بزرگی از آنها به دنبال استقلال یمن جنوبی هستند متحد شد و روی آن‌ها سرمایه گذاری کرد، ریاض هم پیمانان خود را از میان بخشی از حزب مؤتمر که در بیعت هادی بودند و نیز حزب اصلاح انتخاب کرد. حزب مؤتمر که می توان با تسامح ادعا کرد بر پایه‌ی‌ هویت یمنی شکل گرفته است حتی پس از پایان هم‌پیمانی صالح با انصارالله و قتل او توسط آن‌ها هم نتوانست با تمام ظرفیت به خدمت عربستان درآید چرا که حتی مرگ صالح هم نمی‌توانست خاطره‌ی جنایت‌های دولت سعودی در دوران ملک فیصل در قبال انقلابیون جمهوری‌خواه شمال یمن را از یاد مردم این منطقه ببرد. قتل هزاران بی‌گناه در بمباران‌های کور ائتلاف عربی از دیگر دلایل عدم همراهی کامل بدنه‌ی قبایلی حزب مؤتمر با عربستان بود. حتی «طارق عفاش» برادر زاده‌ی صالح که همراه وی با انصارالله بیعت کرد و سپس به آن‌ها خیانت کرد و توانست از دست آن‌ها بگریزد نیز ترجیح داد با امارات همراه شود و فرماندهی نیروهای «العمالقه» در ساحل غربی یمن را به عهده گرفت.
در مورد حزب اصلاح وضعیت کمی متفاوت است. حزب اصلاح شاخه‌ی اخوان المسلمین در یمن است و سران و بدنه این حزب حق دارند برخورد عربستان با اخوان المسلمین مصر و لیبی را نصب العین قرارداده و به دیده‌ی تردید به هم‌پیمان خود بنگرند. به نظر می رسد این اتهام که حزب اصلاح نمی خواهد جنگ تمام شود تاحدودی به واقعیت نزدیک باشد. حزب اصلاح به خوبی دریافته است که همراهی فعلی سعودی با او رهین شرایط جنگ است و ائتلاف بن‌زاید-بن‌سلمان با پایان جنگ و نیازشان به توانایی‌های حزب اصلاح در یمن دلیلی برای تحمل آن نخواهند داشت.
این تفاوت مسیر را به راحتی می‌توان از ماجرای تظاهرات سربازان تعزی حاضر در مرزهای عربستان با صعده برای بازگشت به خانه و دفاع از تعز در برابر جنوبی‌ها پس از فراخوان «حمود سعید المخلافی» از رهبران سرشناس اخوانی تعز که پس از کودتای انتقالی در عدن در فیس‌بوکش منتشر کرد دریافت.
اهمیت اقتصادی شبوه و نزدیک بودن آن به مأرب به عنوان یکی از استان های تحت نفوذ حزب اصلاح موجب شد تا نیروهای دولتی نه تنها جلو پیشروی جنوبی ها را بگیرند بلکه موفق شوند آنها را تا عدن عقب برانند و درگیری را مجددا به سطح عدن بکشانند. 

سال پنجم جنگ؛ وضعیت دشوار حاکمان ریاض
پس از گذشت پنج سال از جنگ در یمن وضعیت به کلی با روزهای آغازین جنگ متفاوت است. انصارالله هنوز بر مهم‌ترین بخش‌های جمعیتی و اقتصادی یمن سیطره دارد. حملات موشکی و پهپادی به فرودگاه‌ها و تأسیسات نفتی عربستان آبروی بین المللی ریاض را برده است و حمله‌ی آرامکو معادلات اقتصادی جدیدی را به ضرر ریاض وارد میدان کرده است. ماجراهای جنوب نشان داد بن‌سلمان حتی نمی تواند به امارات در یمن اعتماد کند و حزب اصلاح هم راه خود را کم‌کم از ائتلاف جدا می کند و با توافقات جزیی با انصارالله مسیر خود را برای توافقات جدی‌تر باز می‌کند
در عرصه داخی و بین‌المللی هم وضعیت بن سلمان اصلا خوب نیست. در حالی که ترامپ نشان داده است اصلا قابل اتکا نیست و حتی به خاطر پهپاد آمریکایی هم حاضر نیست با ایران درگیر شود و پشت کردهای هم پیمانش را در مقابل اردوغان خالی می‌کند، انتقادات به بن‌سلمان پس از حمله به آرامکو در داخل خاندان سعودی در حال افزایش است
دولت هادی در ضعیف‌ترین حالت خود قرار دارد؛ پایتخت موقتش را از دست داده و به جای حرکت به سمت صنعا برای حرکت به سمت عدن آماده می شود. ریاض توانایی کنترل ابوظبی را ندارد و حتی خبرهایی از هماهنگی‌های مخفی ابوظبی و تهران را باید تحمل کند.
هادی تهدید به خروج از ریاض می کند و برخی خبرها عربستان را به اجبار هادی برای اقامت در ریاض متهم می کنند. با این حال ریاض هنوز به دنبال پایان آبرومندانه جنگ در یمن است و از عراق و پاکستان واسطه برای ایران می فرستد و خود نیز مسیرها را برای مذاکره با انصارالله باز می کند. واضح است که ریاض تا پیش از آرام کردن نسبی اوضاع در جنوب و تثبیت قدرت دولت هادی نمی‌تواند وارد مذاکره مستقیم با انصارالله شود. دولت هادی نیز در وضعیت خوبی قرار ندارد و نیروهای اصلاحی و شمالی این دولت به هیچ وجه حاضر به همکاری با جنوبی‌های کودتاچی نیستند. توییت‌های اخیر صالح الجبوانی وزیر حمل و نقل دولت هادی و یا سخنرانی «محمد‌ الحضرمی» در مجمع عمومی سازمان ملل علیه امارات و مجلس انتقالی نشانه‌هایی از این مسئله هستند و از طرفی فشار امارات و جنوبی‌ها چاره‌ای برای عربستان به جز ایده دولت ائتلافی باقی نگذاشته است. 

توافق روی کاغذ
در حالی که خبرها از نزدیک بودن پایان مذاکرات جده و حتی تنظیم پیش نویس توافق‌نامه حکایت دارد ولی مسئله در میدان به گونه‌ی دیگری در حال رقم خوردن است. حزب اصلاح به دنبال شکستن محاصره تعز به وسیله توافق با انصارالله است و امارات هم قصد خروج از یمن را ندارد. هر یک از دو طرف پیش نویس را از طرف خود روایت می کنند و در حالی که الجزیره خبر از توافق با ادغام تمام نیروهای شبه نظامی در ارتش و وزارت کشور هادی می دهد، روزنامه العرب تأکید می کند که تأمین امنیت استان‌های جنوبی به عهده یگان‌های جنوبی و با نظارت ارتش هادی خواهد بود.
انتخاب امارات به عنوان شریک اصلی در حمله به یمن تنها انتخاب اشتباه ریاض در مسئله هم پیمان‌ها نبود. ریاض در انتخاب هم‌پیمان از بین نیروهای داخلی یمن هم نتوانست به هوشمندی امارات عمل کند در سقطری هادی رئیس سازمان امنیت را که به امارات نزدیک است برکنار می کند که وی از کناره‌گیری امتناع می‌ورزد و استاندار وابسته به حزب اصلاح، ورود بدون ویزا و طی مراحل قانونی که در این سال‌های جنگ عادت اماراتی‌ها شده بود را ممنوع می کند و پایگاه آمریکایی lobelog نیز از برنامه امارات برای الحاق خاک سقطری به خود خبر می دهد.

کد مطلب: 111717
 
Share/Save/Bookmark