میزان آمادگی برای مدیریت بحران در کشور...
به اندازه کافی وجود دارد.
پیشرفت داشته اما با مطلوب فاصله دارد.
در حد صفر است و عقب گرد هم داشته است.
 
داخلی سیاست گزارش
تاریخ انتشار : يکشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۸ ساعت ۲۱:۵۰
 
 
نگاهی به فرصت طلبی های سیاسی برای مذاکره با امریکا:
دیپلماسی سازش یا کاسبی کرونایی
دیپلماسی سازش یا کاسبی کرونایی
 

انتشار ویروس کرونا در کشور موجب شد تا ظرفیت فرصت طلبی های بسیاری آشکار شود تا آنجا که این امر به فرصت طلبی در سیاست رسید و نشان داد که برخی هنوز در جستجوی آن هستند که حرف خود به کرسی بنشانند. از ابتدای شیوع کرونا در ایران مردم شاهد سودجویی های اقتصادی برخی از افراد از نبود الکل ، ماسک ، دارو...... باشند ، اما در این میان شاید کمتر افرادی به چشم بخورند که با انتشار کروناهراسی ملت را به مذاکره با امریکا فرا می‌خوانند.
اخیراً یکی از افراد مذاکره‌ کننده هسته‌ای سابق گفته که اگر "دشمنی آمریکا با ایران حل نشود، بحران دیگری ایجاد می‌کنند".
اگرچه در این گفتگو وی اشاره ای به بحران کرونا در کشور نکرده و اظهار داشت که دشمنان بحران هسته ای را به عنوان یک ابزار سیاسی برای پیشبرد اهداف سیاسی و امنیتی خود خلق کرده اند و اگر موضوع هسته‌ای هم حل شود، باز بحران دیگری خلق خواهند کرد" ، اما عده ای اینگونه برداشت می کنند که اگر ایران از این حمله بیولوژیک امریکا نیز جان سالم بدر ببرد، باید در انتظار حملات دیگری از سوی امریکا باشد و ایران توانایی رودرویی با این کشور را ندارد.
بنابراین، این عده اعتقاد دارند که کرونا بهانه خوبی برای مذاکره با امریکا ست.
از جمله «فریدون مجلسی» از فعالین اصلاح طلب در این باره نوشت: «سخنانی که طرفین ایرانی و آمریکایی در روزهای گذشته عنوان و نسبت به زندانیان خود ابراز نگرانی کرده‌اند، می‌تواند بهانه‌ای شود تا تبدیل به گام‌هایی دیگر برای هرگونه مراوده سیاسی شود."
وی با اشاره به اینکه تاریخ همواره ثابت کرده است که می‌توان در بدترین شرایط نیز با رفتار منطقی به توافق رسید افزود : «شاهد هستیم که دولت آمریکا برای ایجاد ارتباط با ایران یک بار کرونا و بار دیگر مبارزه با داعش و بار دیگر...را بهانه قرار می‌دهد تا به هر شکل ممکن نخستین ارتباط جدی را پس از خروج از برجام ایجاد کند.»

کاسبان کرونا و احتمال حمله بیولوژیک
پیشنهاد مذاکره با امریکا درحالی از سوی کاسبان کرونا مطرح می شود که در این میان برخی از کارشناسان سیاسی و نظامی در داخل و خارج از کشور احتمال حمله بیوتروریسمیِ را از سوی امریکا مطرح کرده اند.
از جمله امیرعبداللهیان دستیار ویژه رئیس مجلس از نخستین چهره هایی بود که این احتمال را مطرح کرد، او در توئیتی نوشت؛ «شاید بعدا مشخص شود کرونا جنگ بیولوژیک آمریکا علیه رقبایش بوده است.»
از سوی دیگر سردار جلالی رئیس پدافند غیر عامل با اشاره به آزمایشگاه بیولوژیک آمریکا در اطراف ایران، چین و روسیه، تاکید کرد«این ویروس بخش زیادی از ویژگی‌های جنگ بیولوژیک را دارد.»
سردار سلامی فرمانده کل سپاه هم با اشاره به اینکه آمریکایی ها که سابقه بهره گرفتن از سلاح های بیولوژیک را دارند، گفت«این ویروس ممکن است محصول تهاجم بیولوژیکی آمریکا باشد که در ابتدا به چین و سپس به ایران و سایر نقاط دنیا شیوع پیدا کرده است.
حال در چنین شرایطی در صورتی که هنوز نتیجه تحقیقات در این باره کاملاً مشخص نشده است معلوم نیست که مذاکره با امریکا از چه نوع تفکری نشأت می‌گیرد.
آیا این تحریمهای امریکا نیست که در این شرایط مانع از ارسال دارو به کشورمان می شود؟
آیا رسانه های این کشور و شبکه رسانه ای که امریکا بر آن حاکم است تلاش نمی کند بین دولت و مردم ایران شکاف ایجاد و چنین وانمود کند تدابیر پزشکی و بهداشتی که ایران اتخاذ کرده برای کنترل کرونا کافی نیست و تهران، مسئول شیوع این ویروس در ایران و جهان است؟
اگر کرونا ویروس، یک حمله بیولوژیک باشد که احتمال آن زیاد است،‌ نباید در مقابل عاملان آن آرایش جنگی گرفت و آماده بود؟
مذاکره در این شرایط به معنای تسلیم و واماندگی در مقابل این حمله است و تجربه دیگر کشورها چون لیبی نشان می دهد که حاصل خوبی ندارد. همه می دانند که امریکا ژاپن را بعد از تسلیم ، بمباران اتمی کرد و مذاکره در شرایط فعلی که طرف مقابل هر روز دایره تنفس را برای مردم ما تنگ و تنگ‌تر می‌کند، عاقبتی جز تن دادن یکطرفه به مطالبات روزافزون و یکجانبه آن‌ها ندارد.

آلزایمرسیاسی یا غربزدگی دائمی:
به نظر می رسد علیرغم تجربه عبرت آموز و پرهزینه برجام از یک سو و از سوی دیگر اقدامات جنایتکارانه دولت تروریست آمریکا از جمله به شهادت رساندن سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی، همچنان عده‌ای بدنبال بهانه ای برای مذاکره با آمریکا هستند.
معلوم نیست که چرا این افراد می خواهند از یک سوراخ چندین بار گزیده شوند . آیا آنها به خاطر دارند که در ماجرای برجام تاکید داشتند که برجام فتح‌الفتوح و یک آفتاب تابان است و «دولت آمریکا به برجام پایبند خواهد بود و به واسطه یک توافق، اعتبار بین المللی خود را خدشه دار نمی کند»! و «دولت بعدی آمریکا به هیچ عنوان نمی تواند از برجام خارج شود»! و «مردم آمریکا اجازه نمی دهند که دولت بعدی از برجام خارج شود»! و «امضای وزیر خارجه آمریکا تضمین است»! و «رئیس جمهور آمریکا فردی مودب و باهوش است»! و «آمریکا قول داده که به تعهداتش عمل کند»! و ...در مقابل تحریمها اگر برود حتی مشکل آب خوردن مردم ایران حل می شود .
اما نتیجه چه شد؟ امریکا سیاست های خود علیه کشورمان را به راحتی ادامه داد، از برجام خارج شد و تحریمها را افزایش داد و مشکلات مردم ایران هم به جای خود باقی ماند.
مذاکره با امریکا نه تنها سودی برای مردم ما نداشت بلکه خسارت های زیادی نیز برای کشور به بار آورد.
یکی از آفت‌هایی که مذاکره با آمریکا برای ایران داشت، آن بود که ظرفیت‌های بی‌نظیر کشور ناخودآگاه معطل برجام و نتایج آن ماند. اگر در آن زمان رشد اقتصادی به رهایی از تحریم‌ها گره نمی‌خورد و محوریت تمرکز دولت‌مردان بر ظرفیت‌های داخلی، استعداد‌های سرشار انسانی و ابتکار‌های واقعی برای رهایی از ضرر‌های تحریم قرار داشت، اکنون در وضعیت به مراتب بهتری قرار داشتیم.

آیا امریکا شرایط مذاکره دارد؟
در عین حال باید در نظر داشت در مذاکره بده بستان مطرح است و دو طرف بایستی جایگاه یکسان و ظرفیت های یکسان داشته باشند تا بتواند به نتیجه ای عادلانه از مذاکرات دست یابند.
این درحالی است که از نگاه آمریکایی‌ها مذاکره به این معناست که آنها خواسته‌های خود را به طرف مقابل تحمیل کنند.
سوال اینجاست چگونه در این بستر نادرست می توان به اندک توفیقی دست یافت و امید داشت تا طرف مقابل به تعهدات خود عمل کند؟
تجربه تلخ برجام نیز چنین سوالی را به خوبی پاسخ داد.

این را همه می دانند
دیگر همه مردم ایران می‌دانند که مسئله هسته‌ای اولین و آخرین وجه خصومت آمریکا با ایران نیست.
شاهد بودیم که وزیر خارجه اسبق آمریکا و مذاکره‌ کننده اصلی این کشور در جریان توافق هسته‌ای تاکید کرد که برجام مقدمه‌ای بود برای سایر توافق‌ها با ایران، این موضوع حتی شامل توانایی موشکی هم می‌شده است.
بعد از آن هم آنها به دنبال موضوعات دیگری مانند حمایت ایران از هسته‌های مقاومت فعال در منطقه و یا مسائل حقوق بشری و ... بودند و در حقیقت آنها به دنبال سازش و تسلیم ایران در برابر خود هستند.
دلایل متعدد ریشه ای، بنیادین و اصولی میان ایران و امریکا برای ادامه دشمنی وجود دارد که اصلی ترین آنها مسائل ایدئولوژیک، اختلافات تاریخی ، رقابت های ژئوپولیتیک در منطقه خاورمیانه است و کشمکش‌ها میان دو طرف آنقدر است که کرونا قدرت ندارد که این اختلافات را حل کند. 

نویسنده: کتایون مافی

کد مطلب: 113202
 
Share/Save/Bookmark