میزان آمادگی برای مدیریت بحران در کشور...
به اندازه کافی وجود دارد.
پیشرفت داشته اما با مطلوب فاصله دارد.
در حد صفر است و عقب گرد هم داشته است.
 
تاریخ انتشار : سه شنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۲۱:۴۹
 
 
از کمبود اختیارات تا رفراندوم
اختیارات رئیس جمهور و رفراندوم دو مقوله ای است که آقای روحانی در سخنانش آنها را تکرار می کند حال آن که تنها دو سال از دوران ریاست جمهوری ایشان

اختیارات رئیس جمهور و رفراندوم دو مقوله ای است که آقای روحانی در سخنانش آنها را تکرار می کند حال آن که تنها دو سال از دوران ریاست جمهوری ایشان باقی است.
در باب مقوله رفراندوم بارها نوشته‌ایم و گفته‌ایم، درباره اختیارات نیز همینگونه است، اما با وجود همه منطق و استدلالی که در تحلیل سخنان آقای روحانی ارائه می‌شود، می بینیم که ایشان همچنان تکرار می‌کند. در مقوله اختیارات ریاست جمهوری، قانون اساسی آن را تعیین کرده است و هر قوه نیز بر اساس همان اختیاراتی که قانون اساسی برای هر قوه و دستگاهی مشخص کرده باید انجام وظیفه کند.
بسیار روشن و شفاف است و هیچ پیچ و خمی هم ندارد که سخت فهم و درک شود.
به همین خاطر است که با وجود صراحت قانون اساسی در زمینه اختیارات ریاست جمهوری، احساس می شود که آقای روحانی با علم به آن، قصد و هدف دیگری دارد. قانون اساسی حد و اندازه هر یک از قوا را مشخص کرده است، مجلس وظیفه قانون گذاری و نظارت بر حسن اجرای قانون را بر عهده دارد، قوه قضاییه نیز که بر اساس قانون اساسی مستقل است و ریاست آن را رهبری نظام تعیین می‌کند، شورای نگهبان نیز در قانون اساسی وظایفی بر عهده آن گذاشته شده است.
پس چرا آقای روحانی مدام تکرار می کند که رئیس جمهور مسئول اجرای قانون اساسی است؟
این که تصور شود رئیس جمهور با وجودی که یک حقوقدان است و سال‌ها در مجلس شورای اسلامی نماینده بوده از قانون اساسی آگاهی ندارد اشتباه است، او به محتوا و چارچوب های قانون اساسی اشراف و آگاهی کامل دارد.
اختیاراتی که رئیس جمهور بارها از آن سخن گفته و از کمبود آن گلایه کرده چیست؟ چرا آقای روحانی درباره این موضوع روشن سخن نمی‌گوید تا همگان به ویژه افکار عمومی از این کمبودها آگاه شوند؟
آنگونه که در قانون اساسی درباره اختیارات ریاست جمهوری ذکر شده در اصل‏ یکصد و سیزدهم خلاصه آمده است؛ «پس‏ از مقام‏ رهبری‏ رئیس‏ جمهور عالیترین‏ مقام‏ رسمی‏ کشور
است‏ و مسئولیت‏ اجرای‏ قانون‏ اساسی‏ و ریاست‏ قوه‏ مجریه‏ را جز در اموری‏ که‏ مستقیماً به‏ رهبری‏ مربوط می‌‌شود، بر عهده‏ دارد.»
اصل‏ یکصد و بیست و دوم: رئیس‏ جمهور در حدود اختیارات‏ و وظایفی‏ که‏ به‏ موجب قانون‏ اساسی‏ و یا قوانین‏ عادی‏ به‏ عهده‏ دارد در برابر ملت‏ و رهبر و مجلس شورای‏ اسلامی‏ مسئول‏ است.‏
رئیس جمهور علاوه بر این، مسئولیت های زیادی بر عهده دارد و از اختیارت کافی و لازم نیز برخوردار است که در قانون اساسی به آنها اشاره شده است.
رئیس جمهور نمی تواند از اختیاراتی که برای قوه قضاییه در نظر گرفته شده برخوردار باشد چرا که بر اساس قانون اساسی قوه قضاییه یک قوه مستقل با شرح وظایف و اختیارات خود است.
ریاست جمهوری نمی تواند از اختیارات مجلس نیز برخوردار شود، کارکرد هر قوه بر اساس آنچه که در قانون اساسی برای آنها در نظر گرفته شده تفاوت دارد و هر یک در چارچوب شرح ظایف خود باید عمل کنند. شورای نگهبان، مجمع تشخیص مصلحت نظام، نیروهای مسلح و برخی دیگر از نهادهای حاکمیتی با روشی که در قانون برای آنها در نظر گرفته شده اداره می شوند. نیروهای مسلح مستقیماً زیر نظر فرماندهی کل قوا قرار دارند که در قانون اساسی به صراحت به آن اشاره شده است.
بر اساس آنچه که در قانون اساسی برای دولت و رئیس جمهوری شرح وظایف، مسئولیت و اختیارات تعیین شده، رئیس جمهور مسئول اداره کشور است، ریاست جمهوری پس از رهبری دومین شخصیت کشور محسوب می‌شود و بر اساس قانون اساسی وظیفه اصلی او اداره کشور به نحو مطلوب و احسن است.
ایجاد یک شرایط اقتصادی مناسب و تأمین معیشت مردم، حراست و حفاظت از فرهنگ و ارزش های ایرانی و اسلامی و بسیاری مسئولیت های دیگر که در قانون اساسی دیده شده و البته بسیاری از آنها نه تنها در دوره ریاست جمهوری کنونی، بلکه در ادوار گذشته نیز مغفول واقع شده است.
آیا دولت کنونی تلاش کرده است تا شرایط تحصیل فرزندان کشور بر اساس قانون اساسی رایگان باشد؟ آیا دولت کوشیده است تا شرایط بهداشت و درمان مطلوب و رایگان را برای مردم فراهم کند؟
آیا دولت و دولت ها تلاش کرده‌اند تا برای مردم جامعه، مسکن مناسب تهیه و در اختیار آنها قرار دهند؟ همه می دانند که بر اساس قانون اساسی وظیفه اجرای وظایف بالا بر عهده ریاست جمهوری است، کسی هم در این مقوله شک و تردیدی ندارد، اما آیا ریاست جمهوری وظایفی که قانون اساسی بر عهده او گذاشته به طور کامل و کافی انجام داده است؟
قطعاً بسیاری از مسئولیت‌های ریاست جمهوری بر زمین مانده و اجرا نشده است چرا که شرایط موجود نشان می‌دهد که چنین است.
بدون در نظر داشتن تحریم های اقتصادی که علیه جمهوری اسلامی ایران وضع شده که البته نمی‌توان مطلب بی تأثیر دانست، آیا دولت و رئیس جمهور در زمینه اقتصادی عملکرد خوبی داشته‌اند؟
منظور از این که تحریم ها را نباید در نظر گرفت به این خاطر است که اگر شرایط عادی باشد که هر فردی می‌تواند کشور را اداره کند، عیار یک دولت، مسئول و یا هر قوه دیگری همچون مجلس و قوه قضاییه زمانی نمایان می شود که در شرایط سخت و دشوار بتواند کشور را اداره کند. بر اساس آماری که وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی منتشر کرده؛ سالانه ۳.۷۶ درصد جمعیت کشور دچار هزینه های فقرزای سلامت می‌شوند، یعنی جمعیتی حدود سه میلیون نفر هر سال به خاطر هزینه های درمان فقیر می شوند.
نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری با علم به آنچه که در قانون اساسی درباره اختیارات و مسئولیت های ریاست جمهوری در نظر گرفته وارد عرصه رقابت انتخاباتی می شوند و این حق را ندارند پس از برگزیده شدن، ضعف‌های خود را بر دوش کمبود اختیارات بیندازند در حالی که اصل ماجرا انجام وظایف و مسئولیت های رئیس جمهور و دولت است. پس اگر مجلس و قوه قضاییه نیز همچون دولت ادعا کنند اختیارات کافی ندارند و خواهان اختیاراتی به مانند اختیارات رئیس جمهور و دولت شدند نباید شگفت زده شد!!!

نویسنده: سیاوش کاویانی

کد مطلب: 111322
 
Share/Save/Bookmark