میزان آمادگی برای مدیریت بحران در کشور...
به اندازه کافی وجود دارد.
پیشرفت داشته اما با مطلوب فاصله دارد.
در حد صفر است و عقب گرد هم داشته است.
 
تاریخ انتشار : شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۸ ساعت ۲۲:۰۸
 
 
خودشان هم خودشان را قبول ندارند!
به‌سرعت یکدیگر را پیدا می‌کنند و ضمن دیده‌بوسی همراه با بعضی از خالی‌بندی‌های مصطلح عهد و پیمان می‌بندند تا آخر کنار هم باشند که ضمن این

به‌سرعت یکدیگر را پیدا می‌کنند و ضمن دیده‌بوسی همراه با بعضی از خالی‌بندی‌های مصطلح عهد و پیمان می‌بندند تا آخر کنار هم باشند که ضمن این اتحاد به‌ظاهر مستحکم بتوانند خدمتی به جامعه بنمایند! اما زهی تأسف که پس از خشک شدن این عرق گرم به بدنشان هرکس به‌سوی افکار و عقاید خود رفته تا آنچه را در خیال می‌پرورانده به دست آورد!
قدیمی‌ها اینگونه گردهمایی‌ها را وعده‌های پامنقلی نام نهاده بودند چون می‌دانستند زمانی که بساط جمع شد! همه قول و قرارها نیز به فراموشی سپرد می‌شوند! کاش از اول سازمانی مردم ‌نهاد تشکیل می‌شد تا حداقل بتواند به جمع‌آوری آمار این قول و قرارها و عهد و پیمان‌های بسته‌شده طی این سال‌ها از جانب مسئولان خرد و کلان پرداخته که امروز در یک آلبوم نفیس تقدیم آحاد جامعه نماید تا به ارزشیابی آن‌ها پرداخته و تکلیف خود و گروهی از کاندیداهای شعاری را برای انتخابات بعدی بدانند! زیرا با مرتب و خلاصه کردن آن‌ها می‌توان به بسیاری از تناقض‌گویی‌ها پی برد که چگونه عمر و سرمایه جامعه را به هدر داده‌اند. متأسفانه این گروه نه‌تنها نتوانسته‌اند شعارهای انتخاباتی خود را جامه عمل بپوشانند بلکه از ذهنشان نیز خارج شده که اگر قرار باشد به آن‌ها تذکری دراین‌باره داده شود باید مدرک و مأخذی برای ارائه در دست باشد! شاید تنها دلیل بارزی که می‌توان برای این عدم موفقیت‌ها ارائه داد همان بحث وعده و قرارهای پامنقلی است که پس از رسیدن هریک از کاندیداها به‌منظور و مقصود و اهداف شخصی خود، به فراموشی و نسیان سپرده شده است. نمی‌خواهیم به بزرگترین شعار تاریخی و تبلیغاتی هفت سال پیش یعنی سال ۱۳۹۰ اشاره و استناد نماییم که سمبل آن کلید بود زیرا تنها موردی است که هرگز از یاد نخواهد رفت و علاوه بر اینکه قفلی با آن باز نشد بلکه ده‌ها بن‌بست تازه بر سر راه جامعه گذاشته و به حال خود رها گردید. درحالی‌که چالش فراموش کردن عهد و پیمان و شعارها در وهله اول نصیب همان کسانی خواهد شد که خود را به نسیان و فراموشی و احیاناً خواب زده‌اند تا اگر پیشنهاد مثبتی در بین این نقدها ارائه ‌شده ناشنیده فرض کنند!
بیش از بیست سال از شروع وارونگی هوا در یک مقطع از پاییز و زمستان می‌گذرد که نه ‌تنها ترمیم نمی‌گردد بلکه به لطف پیگیری‌های مداوم حیاط‌ خلوت سازمان حفاظت از محیط‌زیست سال‌به‌سال بدتر می‌شود!۲۳ خرداد ۱۳۹۶ خانم زهرا احمدی معاون رئیس‌جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی وقت به خبرگزاری تسنیم می‌گوید: «درباره بخشی از تعطیلات تابستان به زمستان و سروسامان گرفتن آن در راستای فراهم شدن امکان سفر برای خانواده‌ها دراین‌باره طرحی در مجلس برای ساماندهی تعطیلات وجود دارد که در صورت تصویب با همکاری وزارت آموزش‌وپرورش، دو هفته از تعطیلات ایام تابستان به فصل زمستان منتقل می‌شود. زیرا به‌هرحال شرایط اقلیمی کشور ما متفاوت است و متعاقباً سیستم آموزشی نیز با توجه به شرایط اقلیمی تعریف خواهد شد. بنابراین باید با تنظیم بازار گردشگری بتوانیم به نحو بهتری از ظرفیت‌ها و پتانسیل‌های گردشگری کشورمان جهت افزایش سفر مردم در ایام متعدد سال استفاده کنیم. اهمیت انتقال دو هفته از تعطیلات تابستان به زمستان در اینست که در فصل سرما با توجه به آلودگی بیشتر هوا، علی‌الخصوص در کلان‌شهرها، می‌توان با این تعطیلات فرصتی را برای خانواده‌ها در جهت رفتن آن‌ها به سفر و خارج شدن از شهرها فراهم کرد».
این نظریه مثبت می‌توانست در همان ایام توسط کارشناسان حفاظت از محیط‌زیست و همچنین کمیسیون مجلس چکش‌کاری و ورزیده شود تا ضمن کاهش تعطیلات نوروزی که عملاً به‌جای ۱۳ روز، از ۲۵ اسفند تا پایان ماه فرودین را به خود اختصاص می‌دهد و همچنین قسمت اعظمی از تابستان را که فرزندان و خانواده آن‌ها به‌نوعی بطالت عمر تبدیل کرده است مدیریت شده تا ضمن کاهش کل آن، به یک ماه در زمستان و دوران وارونگی هوا اختصاص یابد و اولیاء همراه با فرزندان خود در کنار یکدیگر به استراحت بپردازند تا شاید معضل آلودگی اینگونه حل‌وفصل شود که طی این سال‌ها علاوه بر تعطیلات طولانی ایام عید و سه‌ماهه تابستان و مرخصی‌های رسمی سرجمع نزدیک یکماه در سال صرف بیکاری‌های ناخواسته و بالاجبار برای کارمندان، دانش آموزان و دانشجویان شده است و شهردار تهران اعلام می‌کند خسارت هرروز تعطیلی در این ابر شهر رقمی معادل یک هزار میلیارد تومان می‌باشد! خوشبختانه این پیشنهاد مفید در سال ۹۶ توسط خودشان به خودشان داده‌شده اما دریغ از اینکه خودشان هم خودشان را قبول ندارند! 

نویسنده: حسن روانشید

کد مطلب: 112376
 
Share/Save/Bookmark