میزان آمادگی برای مدیریت بحران در کشور...
به اندازه کافی وجود رارد.
پیشرفت داشته اما با مطلوب فاصله دارد.
در حد صفر است و عقب گرد هم داشته است.
 
تاریخ انتشار : يکشنبه ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۲۲:۵۳
 
 
چرخش دنیا بر پاشنه تنش
نظام بین‌الملل این روزها صحنه معادلاتی است که بسیاری از ناظران سیاسی آن را زمینه‌ساز فضایی...

نظام بین‌الملل این روزها صحنه معادلاتی است که بسیاری از ناظران سیاسی آن را زمینه‌ساز فضایی جدید و ابهام‌برانگیز می‌دانند که دارای ویژگی‌ها و شرایطی خاص است. از شرق آسیا با محوریت شبه جزیره کره و هوچی‌گری‌ها و تهدیدات هسته‌ای آمریکا گرفته تا تحرکات نظامی ناتو در آسیای مرکزی و قفقاز، از افزایش حضور نظامیان آمریکایی در افغانستان گرفته تا تحرکات نظامی آمریکا و برخی کشورهای اروپایی در غرب آسیا در چارچوب حمایت از تروریسم و فروش تسلیحات به ارتجاع عربی برای ایجاد فضای ناامنی در منطقه، از تحرکات نظامی رژیم صهیونیستی تا جنایات سعودی در یمن، از تنش‌های گسترده میان روسیه و آمریکا گرفته تا وضعیت نابسامان و درگیری‌های شدید در ساختار درونی اروپا، در حالی که همزمان شاهد تنش‌ها میان اروپا و آمریکا و حتی ناتو و آمریکا به عنوان متحدان سنتی هستیم.
آنچه فضای بین‌الملل را بیشتر بحران‌زده می‌سازد تروریسمی است که به واسطه سیاست‌های غیراصولی و استکباری در سراسر جهان گسترش یافته و اکنون نمی‌توان نقطه‌ای را یافت که از تهدید تروریسم به دور باشد.
روند تحولات نشان می‌دهد که معادلات قدرت دیگر نه بر اساس اصل تعامل و تنش زدایی و تعامل بلکه در قالب‌های جدیدی تعریف می‌شود. امروز جهان در قالبی قدرت مدارانه تعریف می‌شود بگونه‌ای که هر کرنش و تعاملی که از روی قدرت برتر نباشد یا به عبارتی میز مذاکره بر اساس دیدگاه دیگران چیده شده باشد به تسلیم شدن و نابودی کشورها ختم می‌شود. برآیندها نشان می‌دهد که قدرت‌های جهانی بویژه آمریکا که در حوزه اقتصاد و سیاست جهانی با تزلزل مواجه شده‌اند به دنبال رویکرد تعاملی و یا تنش‌زدایی نیستند و هر کشوری که با آنها وارد این عرصه شود در نهایت یک اصل را از او مطالبه می‌کنند و آن تسلیم شدن صرف است.
نابودی توان اقتصادی، امنیتی و تحقیرسازی در عرصه جهانی به عنوان کشوری ضعیف و مطیع هدفی است که در لوای نام مذاکره از سوی قدرت‌ها پیگیری می‌شود. رفتارهای آمریکا تماما بر اصل بیان اقتدار جهانی و زانو زدن سایر کشورها از دوست و دشمن در برابر این اقتدار استوار است و لذا هر کوتاه آمدنی در برابر مطالبات و خواسته‌هایش را برابر با گامی برای تسلیم‌سازی می‌داند و لذا با تشدید فشارها پیگیر این سیاست است که گواهی بر اصل عدم رویکرد آمریکا به اصل دیپلماسی و تنش‌زدایی است چراکه ساختار آمریکا بر اصل تنش‌آفرینی استوار است.
در همین حال تروریسم جاری در جهان نیز بر اصل تنش‌آفرینی شکل گرفته و نمی‌توان انتظار تنش‌زدایی داشت چراکه قطعا تروریسم قابل مذاکره نیست. با توجه به این حقایق می‌توان گفت که اصل تنش‌زدایی و رویکرد به آنچه صلح و دوستی نامیده می‌شود عملا در دنیای امروز امکان‌پذیر نیست و هر کشوری که به جای رویکرد اقتدارگرایانه به این سمت حرکت کند جز خسران و نابودی دستاوردی نخواهد داشت.

کد مطلب: 99182
, مولف : قاسم غفوري
 
Share/Save/Bookmark