شرایط کسب و کار و رونق اقتصادی در سال 95 ....
بهتر می شود
بدتر می شود
فرقی نمی کند
 
داخلی فرهنگ خبر
۱۷
تاریخ انتشار : سه شنبه ۸ مهر ۱۳۹۳ ساعت ۲۰:۰۶
 
 
در رسای مادر یک جانباز
می خواهم بگم ، من امروز
قصه ی دلی که شکست
قصه ی مادری که
چشمش رو، رو بچه اش بست
مادری که شب تا صبح ،مناجات خدا کرد
خدای مهربان را ،همش صدا صدا کرد
صبح که شد، بچه اش را
عازم جبهه ها کرد
چشم او از آن به بعد
هر روز بود ، خیره به  در
میمرد و زنده می شد
هر می اومد  خبر
تا که یک روز بالا خره
بچه اش را دید  پشت در
دوید تا ببوسه روی او را
درآغوش بگیره حاصل عمرش را
اما افسوس که، سفر کرده ی ما
دیگر جوانی شاداب و پر شور نبود
بلکه او حالا یک جانباز قطع نخایی بود
که فقط روی ویلچر نشسته بود

آیدا تقی پور - کلاس هفتم
کد مطلب: 89381
 
Share/Save/Bookmark
 


دبیر ینی
۱۳۹۵-۰۹-۱۷ ۱۷:۰۳:۰۳
آفرین عزیزم. درآینده شاعرخوبی خواهی شد ان شاءالله
محدثه
۱۳۹۵-۰۹-۱۶ ۱۵:۰۰:۴۲
بسیارعالی بود ممنون
آیدا
۱۳۹۴-۰۶-۲۰ ۱۶:۰۹:۲۰
ازنظراتون سپاسگزارم
ali fcb tak
۱۳۹۴-۰۳-۰۸ ۲۱:۴۹:۱۳
عالییییییییییی بود.لایک:-)
راحله دختر یک جانباز 70درصد
۱۳۹۴-۰۲-۲۱ ۱۸:۳۴:۲۳
آیدا جان از شعر قشنگت ممنونم
امیر
۱۳۹۴-۰۲-۲۱ ۱۰:۲۸:۲۸
آفرین امیدوارم بیشتر تلاش کنی و به هدفت برسی زیبا بود
آیدا
۱۳۹۴-۰۲-۰۱ ۲۳:۳۹:۰۵
ممنون
۱۳۹۴-۰۱-۲۹ ۲۲:۱۶:۵۲
خیلی زیبا
حانیه
۱۳۹۳-۱۰-۱۸ ۱۲:۲۱:۵۴
عالی بود خوشم اومد
پارمیدا
۱۳۹۳-۱۰-۰۹ ۱۹:۳۷:۰۸
عالی بود
یک معلم ادبیات فارسی
۱۳۹۳-۱۰-۰۲ ۱۶:۰۷:۱۴
اگر این دختر خانم کوچک کمی بیشتر تلاش و همت و همینطور تمرین کند شاعر خوبی خواهد شد
۱۳۹۳-۱۰-۰۲ ۱۳:۰۶:۰۴
خیلی،عالی
۱۳۹۳-۱۰-۰۲ ۱۲:۴۹:۲۷
زیبابود
شریبانی
۱۳۹۳-۰۸-۱۹ ۱۵:۵۰:۴۸
این دختر استعداد خوبی دارد خداوند او را برای پدر و مادرش حفظ کند
ط.ال
۱۳۹۳-۰۸-۱۹ ۱۳:۵۸:۴۸
بسیار بسیار شعر قشنگی بود واقعاً آفرین به این دختر خوب و با احساس.
۱۲