میزان آمادگی برای مدیریت بحران در کشور...
به اندازه کافی وجود دارد.
پیشرفت داشته اما با مطلوب فاصله دارد.
در حد صفر است و عقب گرد هم داشته است.
 
داخلی سیاست گزارش
تاریخ انتشار : شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۶ ساعت ۰۷:۵۶
 
 
ایران، آنقدر مهم است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت
پایان هژمونی آمریکا
پایان هژمونی آمریکا
 

آمریکا دیگر بعنوان یک ابرقدرت جهانی مطرح نبوده و نفوذ خود حتی در میان متحدین نزدیکش را از دست داده و توافق هسته‌ای با ایران، نمونه خوبی در اثبات منزوی شدن آمریکا در مقابل سایر جهان است.
به گزارش تسنیم، خبرگزاری «نووستی» روسیه در تحلیلی نوشته است: وخامت اوضاع پیرامون توافق هسته‌ای با ایران نه تنها به خودی خود دارای اهمیت است، بلکه نمونه شاخصی از این واقعیت است که ایالات متحده آمریکا دیگر وضعیت یک ابرقدرت جهانی را ندارد. آنچه در حال رخ دادن است، کاملا واضح است.
چند روز قبل "مایکل پنس" معاون رئیس جمهوری آمریکا با اعلام اینکه واشنگتن با شدت عمل هر چه بیشتر مسئله تجدیدنظر در خصوص توافق هسته‌ای با ایران را ادامه می‌دهد، باردیگر در مورد خارج شدن یکجانبه آمریکا از این توافقنامه هشدار داد.
در همین‌جا باید یادآور شویم که برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) در زمینه برنامه هسته‌ای ایران، نخستین توافقنامه بین‌المللی نیست که مقامات واشنگتن تهدید کرده‌اند که آن را به سطل اشغال خواهند انداخت. همانطور که همه می‌دانند پیمان مشارکت بازرگانی فراآتلانتیکی و توافقنامه پاریس در باره آب و هوا هم توافقات بین‌المللی دیگری هستند که سرنوشت مشابهی داشته و دولت جدید آمریکا به ریاست "دونالد ترامپ" بطور یکجانبه از آنها خارج شده. علاوه بر این، آمریکایی‌ها مواضع خویش در مورد برخی توافقات مهم دیگر جهانی را نیز تغییر داده و خواستار شرایطی شده‌اند که منافع آنها را بیشتر تامین کند.
بدین ترتیب این یک سیاست مرسوم در آمریکاست که رئیس جمهوری جدید این کشور، نسبت به هر آنچه که رئیس جمهوری قبلی امضاء کرده و در خصوص آن توافق نموده، علاقه‌ای ندارد و اینبار این سیاست آنقدر آشکار اجرا شده که حتی شرکای نزدیک واشنگتن نیز مایوس شده‌اند.
از سوی دیگر، چنین برخوردی، هرچند در شکل بسیار ناپخته و بر اساس این فرمول کلاسیک: «یک مرد نجیب بر اساس قواعد بازی کرده و زمانی که دیگر برنده نشد، قوانین را تغییر می‌دهد»، واقعا پدیدار شده است. البته طبق معمول شیطان در جزییات لانه کرده است. در نتیجه پدیده خنده دار، ولی کاملا طبیعی پیش می‌آید: تا زمانی که این آقایان «نجیب» در راس قدرت قرار دارند، ضرورتی وجود ندارد که شرایط خاصی را به نفع خویش تغییر دهند. ولی همینکه قدرت خود را از دست می‌دهند، شروع به تقلب کرده و قوانین را دستکاری می کنند. از آنجا که این آقایان همچنان بازیگرانی قدرتمند و با نفوذ هستند، کلاهبرداری آنها بیش از همه، بازیگران ضعیف و کم‌ارزش‌تر را تحت تاثیر قرار می‌دهد، بدین ترتیب این اقدام انزجار سایر بازیگران را نیز برمی‌انگیزد. البته در اینجا مرحله بعدی اقدامات آغاز می‌شود که تغییرات نه چندان مهم قوانین کمکی به برنده شدن این آقایان نمی‌کند و آنها به جنب و جوش افتاده و دیگر اصلا هیچ قانون و قاعده‌ای را در بازی رعایت نمی‌کنند.
در اینجا دو نکته دارای اهمیت بسیار زیادی است: اولا، چنین رفتاری نه تنها به طرفهای کم نفوذ آسیب می‌رساند، بلکه دیگر شرکت کنندگان در بازی هم که تاکنون چشمان خود را به روی این هنرنمایی بسته بودند هم تحت تاثیر قرار می‌گیرند. ضمن اینکه این اوضاع برای این بازیگران اصلی هم ضررهای مستقیم و جدی به دنبال دارد.
نکته دوم هم اینکه، در جلوی چشمان سایر شرکت کنندگان در این بازی، این «آقایان نجیب» دیگر موقعیت قبلی خویش را از دست داده و به طرف‌هایی تبدیل شده‌اند که دیگر وجهه قانونی ندارند، ولی به خاطر خطری که برای همه شرکت کنندگان دیگر دارند، همچنان در بازی نگه داشته می‌شوند.
دقیقا این وضعیتی است که می‌توان در شرایط کنونی در رابطه با روابط آمریکا با سایر کشورهای جهان مشاهده کرد. برترین قدرت جهانی اکنون در روابط خویش حتی با قابل اعتمادترین متحدانش، از جمله ژاپن و کشورهای اروپایی هم دچار مشکلات جدی شده است.
توافق هسته‌ای با ایران در وضعیت کنونی واقعا یک عامل شاخص و تعیین کننده است، از آنجا که اوضاع تنها به ایران بعنوان کشوری که آمریکا تلاش زیادی را برای منزوی کردن آن نموده، مربوط نیست. کشورهای عضو اتحادیه اروپا هم از لحاظ سیاسی و هم اقتصادی علاقه زیادی به مشارکت با تهران دارند. کشورهای بزرگ اروپایی فعالانه در حال بازگشت به بازار پرسود ایران هستند که کشوری بیش از اندازه مهم و قدرتمند است و نمی‌توان آن را نادیده گرفت. و اروپایی‌ها اصلا نیازی ندارند که میله دیگری از جانب آمریکا در چرخ آنها وارد شود، بخصوص در مورد چنین مسئله پیچیده و مهمی مانند ایران.
دقیقا به همین دلیل یک تناقض جدی و آشکار پیرامون توافق هسته‌ای با ایران بوجود آمده است که نشان می‌دهد ایالات متحده واقعا در انزوا و در مقابل سایر جهان قرار گرفته است: اروپا بشدت مخالف صرف نظر کردن از برجام هستند و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی هم بارها اجرای کلیه تعهدات تهران در چارچوب برجام را تایید کرده است. در مورد مواضع روسیه، چین و سایر کشورهای حامی حل و فصل مسالمت‌آمیز این مشکل هم می‌توان اصلا صحبتی نکرد. در این رابطه تنها استثناء اسرائیل است که از اقدامات آمریکا بشدت حمایت کرده و حتی خواستار شدت عمل بیشتر واشنگتن در برخورد با تهران است.
این اوضاع در شرایطی است که آمریکا به تازگی یک جنگ تجاری علیه اروپا، چین و حتی کانادا آغاز کرده و روابط بین واشنگتن با شرکای نزدیکش هم بشدت تیره شده است. همین دو سه سال پیش اکثر پیش‌بینی‌ها بدین صورت بود که آمریکا برتری جهانی خود را همچنان حفظ کرده و حتی در بدترین شرایط هم قادر است اتحادهای مورد نظر خویش را بوجود آورد. ولی اکنون دیگر کاملا مشخص شده که حتی اروپا نیز بازی مستقل و جداگانه‌ای را در پیش گرفته و با موفقیت با تلاشهای آمریکا در جهت آسیب رساندن به منافع خویش مقابله می‌کند.
در کل این قضیه یک نکته نیز بسیار آموزنده است و آن اینکه وضعیت توافق هسته‌ای با ایران به هر شکل که پیش برود، بازهم آمریکا بازنده خواهد بود و اگر تهدیدات گوش خراش آنها «بلوف» و توخالی بوده و هیچ اقدام واقعی در پشت سر آنها قرار نداشته باشد، یا واقعا دست به اقداماتی زده شود و بار دیگراوضاع پیرامون جمهوری اسلامی وخیم شود، سایر جهان و از جمله اروپا با قاطعیت بیشتری در مقابل آمریکا خواهد ایستاد. ضمن اینکه سناریوی دوم احتمال کمتری دارد و اکثر کارشناسان بر این عقیده هستند که تهدیدات واشنگتن صرفا در حد کلام باقی خواهند ماند.
ایالات متحده بطور قطعی وارد مرحله‌ای شده است که هر اقدامی در جهت صرف نظر کردن از رعایت قوانین بین‌المللی وضعیت این کشور بعنوان یک ابرقدرت جهانی را ضعیف‌تر از قبل کرده و آمریکا را یک قدم به از دست دادن برتری و سلطه خود در جهان نزدیکتر خواهد کرد.

کد مطلب: 103610
 
Share/Save/Bookmark