میزان آمادگی برای مدیریت بحران در کشور...
به اندازه کافی وجود دارد.
پیشرفت داشته اما با مطلوب فاصله دارد.
در حد صفر است و عقب گرد هم داشته است.
 
داخلی جهان گزارش
تاریخ انتشار : سه شنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۰۷:۰۳
 
 
تفرقه انداز و حكومت كن
آمريكا براي سلطه همزمان بر افغانستان و پاكستان تقلا مي‌كند
تفرقه انداز و حكومت كن
 

سياست «تفرقه بينداز و حكومت كن» از معروف ترين سياست هاي رژيم سلطنتي انگليس است كه قرن هاست در حال اجرا شدن است. از اختلاف افكني هاي قومي و مذهبي در درون كشورها گرفته تا ايجاد اختلافات و چالش ها در مرزهاي كشورها و حتي تجزيه آن ها با محوريت ايجاد مناقشات مرزي از جمله نمادهاي اين سياست است. شايد بتوان گفت كه يكي از ريشه هاي بحران هاي بسياري از مناطق جهان، برگرفته از همين سياست و مداخلات آشكار و پنهان انگليس است كه تلاش دارد تا از اين موازنه ها براي رسيدن به منافع استعماري خود بهره گيرد.
هر چند كه اين سياست از ابعاد ميراث انگليسي ها است، اما گويي آمريكايي ها نيز درس هايي از اين سياست گرفته اند و برآنند تا منافع خود را بر اين اساس تأمين كنند. چالش هاي ايجاد شده ميان همسايگان در غرب آسيا (خاورميانه)، شرق آسيا به ويژه ميان چين و همسايگانش در درياي چين، بحران جاري در آفريقا و آمريكاي لاتين و... را مي توان نمادي از اين وضعيت دانست.
از محورهايي كه در هفته هاي اخير درگير بازي تفرقه بينداز و حكومت كن آمريكايي- انگليسي شده است، روابط پاكستان و افغانستان است. بررسي روابط تاريخي دو كشور نشان مي دهد كه آنها بارها گرفتار فتنه انگليسي شده اند كه از آن جمله؛ طراحي «ديوراند» به عنوان مرز ميان دو كشور است. اين مرز كه از سوي يك افسر انگليسي به نام ديوراند طراحي شد، بخش هايي از مناطق مرزي افغانستان را به پاكستان واگذار كرد تا به اصطلاح اختلاف ميان طرفين را مرتفع سازد، اما در اصل، انگليس هنگام خروج از منطقه، عملاً بذر اختلاف ميان دو كشور را كاشته است.
اختلافات مرزي ميان دو كشور هر چند سابقه اي طولاني دارد، اما در هفته هاي اخير بار ديگر اين تنش ها ابعاد جديدتري به خود گرفته است. اين اختلافات زماني اوج گرفت كه منابع خبري از احداث دروازه مرزي در منطقه ديوراند از سوي پاكستان و درگيري و تيراندازي در مناطق مرزي خبر دادند. ‌نكته قابل توجه در اين فرايند، نوع واكنش ها و رفتارهاي كشورهاي غربي است. آنها از جمله فرمانده ناتو در افغانستان ادعا كرده اند كه طرحي براي دخالت در روابط افغانستان و پاكستان ندارند و آن ها خود اختلافات شان را مرتفع مي سازند. ادعاي مذكور در حالي مطرح شده است كه بسياري از ناظران سياسي و نظامي تأكيد دارند كه غرب ريشه اصلي اين اختلافات است و ادعاي عدم دخالت در اين حوزه صرفاً براي پنهان سازي نقش منفي غرب و توطئه هايي است كه عليه پاكستان و افغانستان طراحي كرده اند.
بررسي ابعاد تنش هاي موجود و سود برندگان اين عرصه، خود گواهي بر نقش مستقيم غرب در اين بحران ها و واهي بودن ادعاي عدم دخالت آن ها است.طرح تفرقه ميان افغانستان از چند محور براي غرب داراي اهميت است؛ اول آنكه، غرب به دنبال توجيه حضور بلندمدت در افغانستان است، هر چند كه در ظاهر در سال ۲۰۱۴ نيروهاي نظامي از اين كشور خارج مي شوند. غرب تلاش دارد تا امنيت مرزها را بهانه اي براي امضاي توافقنامه هاي راهبردي با اين كشور قرار دهد تا حضور گروه هاي امنيتي و مستشاران نظامي در اين كشور را اجرايي سازد. با توجه به مخالفت هاي شديد با اين طرح ها، غرب تلاش دارد از حربه بحران مرزي براي جلب رضايت مردم افغانستان و افكار عمومي جهان براي ماندن در اين كشور بهره برداري كند.
دوم آنكه، غرب حضور در پاكستان را از اركان كاري خود مي داند. با توجه به برگزاري انتخابات پارلماني در اين كشور و آغاز فرايند تشكيل دولت جديد پاكستان، اين سناريو مطرح است كه غرب با گرفتارسازي پاكستان در ناامني هاي منطقه، به دنبال اعمال نفوذ در روند تشكيل دولت افغانستان باشد. به عبارتي؛ غرب تلاش دارد تا بازي دو جانبه اي را به راه اندازد كه بر اساس آن؛ مداخله در امور دو كشور را اجرايي سازد.
سوم آنكه، غرب به دنبال دخالت هاي گسترده تر در منطقه با به چالش كشيدن امنيت منطقه است. غربي ها برآنند تا از تنش هاي موجود ميان پاكستان و افغانستان براي بحران سازي و گسترش دامنه تحركات خود در منطقه بهره برداري كنند.
با توجه به اين اوضاع مي توان گفت كه؛ تنها برنده نابساماني در روابط افغانستان و پاكستان، غرب به سركردگي آمريكا و انگليس است كه براي رسيدن به منافع خود، از هيچ جنايتي فروگذار نيستند.به عبارتي ديگر؛ كابل و اسلام آباد گرفتار سياست انگليسي تفرقه بينداز و حكومت كن شده اند، هر چند كه مجري ظاهري اين طرح، اين بار آمريكايي ها هستند و انگليسي ها در وراي اين طرح پنهان شده اند. با توجه به سوابق انگليسي ها در تجزيه كشورها، اين سناريو مطرح است كه آن ها از فضاي كنوني براي تجزيه هر دو كشور و ايجاد منطقه اي جديد ميان آنها استفاده كنند.

کد مطلب: 81416
, مولف : قاسم غفوري
 
Share/Save/Bookmark