میزان آمادگی برای مدیریت بحران در کشور...
به اندازه کافی وجود دارد.
پیشرفت داشته اما با مطلوب فاصله دارد.
در حد صفر است و عقب گرد هم داشته است.
 
داخلی سیاست گزارش
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۰ شهريور ۱۳۹۷ ساعت ۱۳:۰۲
 
 
محرم فرصتی برای رونمایی از فقه پویا و دوری از منبرهای تکراری؛
هیئت انقلابی و هیهات از جا ماندن در تاریخ
هیئت انقلابی و هیهات از جا ماندن در تاریخ
 

با نزدیک شدن به محرم یاد سخنرانی حسن رحیم‌پور ازغندی و بیان دغدغه مقام معظم رهبری و امام درباره پویایی فقه و حوزه می‌افتیم، نزدیک فصلی شدیم که بار دیگر می‌تواند از فقه پویا رونمایی کرده و نشان دهد که عالم واقعی می‌تواند با علم دینی به مردم نزدیک شود و حتی سیاست را برایشان تشریح کند چون دین، سیاست و مسایل حکومت جداناشدنی است. از امروز نخستین روز از ماه محرم آغاز می‌شود، ماهی که ثانیه به ثانیه‌ آن می‌تواند درس زندگی و مقاومت و مطالبه‌گری قانونی به مردم بدهد. از دیشب هیات‌ها شروع به عزاداری و خطبا شروع به سخنرانی ‌کردند اما واقعا در این شب‌ها مردم دوست دارند چه بشنوند و البته چه توصیه‌هایی در باب سخنرانی خطبا و شخصیت‌هایی که علم تحلیل عاشورا و مسایل را دارند، می‌توان داشت؟!
روز گذشته حجت‌الاسلام محسن قرائتی در سخنرانی خود نکته‌ای گفت که قابل تامل بود، او گفت: «سخنرانی تکراری در شب‌های محرم فایده‌ای ندارد و منبر‌ها باید براساس نیاز جامعه باشد. سخنرانی‌ها باید به گونه‌ای باشد که عوام بفهمند و خواص بپسندند.»
اما سخنرانی خطبا باید در این شب‌ها چه کیفیتی داشته باشد؟! سعی می‌کنیم در طول گزارش پاسخ این سوال را از زبان بنیانگذار جمهوری اسلامی، مقام معظم رهبری، علامه محمدتقی جعفری و شهید مرتضی مطهری بررسی کنیم.

انگیزه ما از گریه براى امام حسین(ع) چیست؟
اولین نکته‌ای که شاید هر فردی در باب شرکت در هیات‌های مذهبی بگوید این است که در هیات‌ها برای امام حسین اشک ریخته می‌شود اما چرا؟! علامه محمدتقی جعفری(ره) در موضوع انگیزه‌های گریه بر امام حسین(ع) و اهتمام آن حضرت بر اندیشه کردن لشکر شام و کوفه را منتشر کرده است او در بخشی از این مطلب نوشته: «در شادى ‌ها و اندوه‌‌ها، خنده‌‌ها و گریه‌‌ها، با رشد فکرى می‌توان یک مقدار خود را بالا کشید.»
اما از نظر علامه جعفری برای امام حسین(ع) با انگیزه‌هایی مانند، احساس مظلومیت، اشک شوق، اندیشیدن و... می‌توان شناخت. او می‌گوید: «شاید نود درصد آنان که براى امام حسین(ع) گریه می‌کنند، به ‌خاطر احساس مظلومیت آن بزرگ است که البته همین ‌طور هم هست؛ و می‌توان گفت یکى از ابعاد خیلى مهم است. شبى از این شب‌های حسینى (محرّم) یکى از آقایان دانشجو گفت: اگر على ‌بن‌ابى‌‌طالب(ع) و مردم، به مالک اشتر امان می‌دادند، مالک تاریخ را عوض می‌کرد. چرا امیرالمؤمنین(ع) رهایش نکرد که داستان معاویه را برچیند؟ فرض کنید على ‌بن‌ابى‌‌طالب(ع) و مردم، به مالک اشتر امان مى‌‌دادند و بعد از پیروزى، خلافت الهى برقرار می‌شد، اما باز شما بودید و اولاد آدم بود و اختیارش.
یا حضرت سیدالشهدا(ع) چند صباح دیگر هم حکومت عادلانه را برقرار می‌فرمود. بالاخره کسى مجبور نیست که ابوذر غفارى باشد. ابوذر غفارى با جبر نمى‌‌سازد. ما خیال می‌کنیم که اگر مثلاً مالک اشتر پیروز می‌شد، یا امام حسین(ع) پیروز می‌شد، چه می‌شد؟ نه! بر بشر اتمام حجت می‌شد. چند روز دیگر هم اتمام حجت بیشتر مى‌‌شد. اما باز انسان و اختیار او. چون کمال، بدون اختیار نمى‌شود.
یا مالک اشتر هم پیروز می‌‌شد و على ‌بن‌ابى‌طالب(ع) پرچم عدالت را چند روز بیشتر به اهتزاز در مى‌آورد، اما باز شما هستید و غرایزتان، باز انسان است و حالت سودجویى‌‌اش، او باید به فکر خودش باشد.به هرحال، اشک‌‌هایى هستند که واقعاً بسیار مقدس، و از آن رشدیافتگان است و آن این است که با یک حال شگفتى و بهت نگاه می‌کند. آن بهت و شگفتى، گریه می‌آورد.» وی معتقد بود: «در بعضى دیگر که خیلى استثنایى است - اشک شوق است. در حقیقت، اشک نشاط است، اشک شوق نهایى که خدایا، تو را سپاس مى‌‌گذاریم که براى دفاع از ارزش‌‌هاى انسانى و براى دفاع از اسلام، چنین قربانى‌‌هایى آماده شدند. اندیشه این عظمت را دارد. چرا اینقدر عجله می‌کنید؟ خیلى دقت کنید. بزرگ‌ ترین نعمتِ خدا اندیشه است.
مگر مهاتما گاندى نبود که گفت: «ما کارى نمى‌کنیم. فقط راهى را پیش گرفته‌‌ایم که امام سوم شیعیان پیش گرفت». (قیام جاودانه، محمدرضا حکیمی، ص۸۷).»
علامه سپس نوشته‌اند که: «من خواهش مى‌کنم در این عبارات دقت کنید. گریه‌‌ها و احساساتى که در این حادثه بسیار بزرگ به ‌وجود می‌آید، در جریان است؛ حتى در قلم خارجى‌ها مشاهده می‌شود؛ مثل پطروشفسکى استاد دانشگاه لنینگراد که درباره امام حسین(ع) و ایران و تاریخ اسلام کتابى دارد (ترجمه آقاى کریم کشاورز). امثال اینها با اینکه شاید اصلاً با دین سروکار ندارند، وقتى به امام حسین(ع) می‌رسند، معلوم است که دستشان می‌لرزد. یعنى در مقابل عظمتِ عجیبى قرار می‌گیرند، با اینکه شاید اصلاً مذهب را قبول ندارند. اصلاً خیلى دور از این حرف‌‌ها هستند، ولى این را صریح می‌دانند که در درون امام حسین(ع) چه چیزى هست، در آن هنگام نیز قلم آنان می‌گرید. در حقیقت، آدمى احساس می‌کند که این قلم، اکنون در حال گریه است، اگرچه کار قلمى خودش را انجام می‌دهد.»

فرصت محرم
نکته مهم این است که عده‌ای همین گریه را بس دانسته و می‌پرسند چرا باید در منبرهای محرم سخنرانی صورت گیرد؟ غافل از اینکه همین سخنرانی‌ها و آگاهی‌بخشی‌ها بود که باعث شد، انقلاب اسلامی شکل بگیرد. در همین زمینه می‌شود به ۶ آبان ۱۳۵۷، اعلامیۀ امام خمینى(ره) اشاره کرد که نوشت: «اخیراً شاه دست به جنایت دیگرى زده است؛ و آن خارج نمودن جواهرات سلطنتى است که از مال این ملت فقیر تهیه کرده‌اند، و نیز خود و وابستگانش مشغول فروش مستغلات و مؤسساتى هستند که از پول ملت تهیه شده است. باید به مبارزات مثبت و منفى ادامه داد و این یاغى را هر چه زودتر از مملکت خارج نمود. پیش

سر دادن شعار امر به معروف و نهی از منکر و سپس محدود کردن آن به اموری که هزینه‌ای برای ما درپی نداشته باشد که هنر نیست، نهی از منکر حقیقی نهی از فساد اقتصادی است، نهی از نفوذ جبهه کفر بر مسلمانان است. امر به معروف حقیقی، امر بر قانون‌مداری است، امر بر شایسته‌سالاری است
کشیدن شعار عمل به قانون اساسى که اخیراً ایادى شاه در مجلسین عنوان کرده‌اند، خیانت به اسلام و کشور است. نغمۀ بقاى رژیم و رفتن شاه، کشتن افعى و پروراندن بچۀ اوست.»
به نوعی این منبرها بود که به بهانه محرم تشکیل شده و در رسالت محرم یعنی درک و شناخت سره از ناسره و حق و باطل کمک کرد، حضرت امام خمینی نیز از این فرصت‌ها برای آگاهی‌بخشی و بیان مسایل روز بهره برده‌اند و نشان دادند که منبر خطبا و علما باید مستند به وقایع روز و راه‌حل‌ها و آگاهی‌بخشی به مردم باشد.

رهبری و عزاداری در محرم
رهبر معظم انقلاب نیز بارها به نحوه عزاداری و سخنانی که در این جلسات بیان می‌شود و نیاز مردم و به روز بودن سخنرانی‌ها تاکید داشته‌اند:
در زندگی حسین‌بن‌علی علیه‌السّلام، یک نقطه‌ی برجسته، مثل قله‌ای که همه‌ی دامنه‌ها را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهد، وجود دارد و آن عاشورا است. (۶/۱۱/۷۱)
تحقیقاً یکی از مهمترین امتیازات جامعه شیعه بر دیگر جوامع مسلمان، این است که جامعه شیعه، برخوردار از خاطره عاشوراست. (۱۷/۳/۷۳)
یکی از بزرگترین نعمت‌ها، نعمت خاطره و یاد حسین‌بن‌علی علیه‌السّلام، یعنی نعمت مجالس عزا، نعمت محرّم و نعمت عاشورا برای جامعه شیعیِ ماست. (۱۷/۳/۷۳)
قدر مجالس عزاداری را بدانند، از این مجالس استفاده کنند و روحاً و قلباً این مجالس را وسیله‌ای برای ایجاد ارتباط و اتّصالِ هرچه محکم‌تر میان خودشان و حسین‌بن‌علی علیه‌السّلام، خاندان پیغمبر و روح اسلام و قرآن قرار دهند. (۱۷/۳/۷۳)
در ماه محرم، معارف حسینی و معارف علوی را که همان معارف قرآنی و اسلامی اصیل و صحیح است برای مردم بیان کنید. (۲۶/۳/۷۲)
اگر برای ذکر مصیبت، کتاب «نَفَس‌المهمومِ» مرحوم «محدّث قمی» را باز کنید و از رو بخوانید، برای مستمع گریه‌آور است و همان عواطفِ جوشان را به‌وجود می‌آورد. چه لزومی دارد که ما به خیال خودمان، برای مجلس‌آرایی کاری کنیم که اصل مجلس عزا از فلسفه واقعی‌اش دور بماند؟ (۱۷/۳/۷۳)
لازم است از همه برادران و خواهرانی که در سراسر کشور، در ایّام عزاداری، با اقامه عزا و به راه انداختن مراسم عزاداری، بخصوص با اقامه نماز جماعت در ظهر عاشورا و با عرض ارادت به خاندان پیامبر، این روزها را بزرگ داشتند، سپاسگزاری کنم. (۱۸/۲/۷۲)
هیچ وقت نباید امت اسلامی و جامعه‌ی اسلامی ماجرای عاشورا را به عنوان یک درس، به عنوان یک عبرت، به عنوان یک پرچم هدایت از نظر دور بدارد. قطعاً اسلام، زنده‌ی به عاشورا و به حسین‌بن‌علی(علیه‌السّلام) است. (۱/۹/۹۱)
اگر کسانی برای حفظ جان‌شان، راه خدا را ترک کنند و آن‌جا که باید حق بگویند، نگویند، چون جان‌شان به خطر می‌افتد، یا برای مقام‌شان یا برای شغل‌شان یا برای پول‌شان یا محبّت به اولاد، خانواده و نزدیکان و دوستان‌شان، راه خدا را رها کنند، آن وقت حسین‌بن‌علی‌ها به مسلخ کربلا خواهند رفت و به قتلگاه کشیده خواهند شد. (۲۰/۳/۷۵)
اگر فداکاری بزرگ حسین‌بن‌علی علیه‌السلام نمی‌بود که این فداکاری، وجدان تاریخ را به کلی متوجه و بیدار کرد، در همان قرن اول یا نیمه‌ی قرن دوم هجری، بساط اسلام به کلی برچیده می‌شد. (۲۶/۳/۷۲)
عبرت آن است که انسان نگاه کند و ببیند چطور شد حسین‌بن‌علی علیه‌السّلام - همان کودکی که جلوِ چشم مردم، آن همه موردِ تجلیلِ پیغمبر بود و پیغمبر درباره‌ی او فرموده بود: «سیّد شباب اهل الجنه»؛ سرور جوانان بهشت - بعد از گذشت نیم قرن از زمان پیغمبر، با آن وضعِ فجیع کشته شد؟ (۱۵/۱۰/۷۳)
امام حسین را فقط به جنگِ روز عاشورا نباید شناخت؛ آن یک بخش از جهاد امام حسین است. به تبیین او، امر به معروف او، نهی از منکر او، توضیح مسائل گوناگون در همان منی و عرفات، خطاب به علما، خطاب به نخبگان - حضرت بیانات عجیبی دارد که تو کتاب‌ها ثبت و ضبط است - بعد هم در راه به سمت کربلا، هم در خود عرصه‌ کربلا و میدان کربلا، باید شناخت. (۵/۵/۸۸)
عاشورا پیام‌ها و درس‌هایی دارد. عاشورا درس می‌دهد که برای حفظ دین، باید فداکاری کرد. درس می‌دهد که در راه قرآن، از همه چیز باید گذشت. درس می‌دهد که در میدان نبرد حق و باطل، کوچک و بزرگ، زن و مرد، پیر و جوان، شریف و وضیع و امام و رعیت، با هم در یک صف قرار می‌گیرند. (۲۲/۴/۷۱)
درس عاشورا، درس فداکاری و دینداری و شجاعت و مواسات و درس قیام للَّه و درس محبّت و عشق است. یکی از درس‌های عاشورا، همین انقلاب عظیم و کبیری است که شما ملت ایران پشت سر حسین زمان و فرزند ابی‌عبداللَّه‌الحسین علیه‌السّلام انجام دادید. خود این، یکی از درس‌های عاشورا بود. (۱۸/۲/۷۷)

شمر ۱۴۰۰ سال پیش مُرد
شمر امروزت را بشناس
درباره نحوه سخنرانی کردن در مرحم همان سخنرانی معروف شهید مطهری شاید یک نشان عینی از فقه پویا و تلاش فقها برای با رمدم بودن و به روز بودن را به نمایش گذارد.
شهید مطهری در سخنرانی‌های به روز می‌گفت: آنچه دل حسین(ع) را خون کرده، مسئله فلسطین است، او می‌گفت اگر امام حسین(ع) امروز در میان ما حضور داشت از عزادارانش می‌خواست که اگر برای او سینه و زنجیر می‌زنند شعارشان باید فلسطین باشد، شعارشان باید لعن و نفرین اسرائیل باشد.
هرچند امروزه هر جا نام ایشان برده شود همه به احترامش دست به سینه می‌ایستند، اما جالب است بدانید که در زمان خودش مورد غضب بسیاری از اهل دین و مذهب و مدعیان عزاداری امام حسین(ع) بود، زیرا نان بسیاری را آجر می‌کرد و برای آنها دردسر می‌ساخت. شهید مطهری از اسرائیل می‌گفت، از همپیمان محمدرضا شاه، اسرائیلی که به قول ایشان اگر مجال و فرصت می‌یافت همانگونه که ادعای مالکیت بر فلسطین را داشت، ادعای مالکیت بر شیراز و حافظ و سعدی را هم می‌کرد.
شهید مطهری به ولله و بالله قسم می‌خورد که پیغمبر در قبر مقدس‌اش امروز از یهود می‌لرزد، او می‌گفت اگر کسی این را نگوید گناه کرده است، من اگر نگویم ولله مرتکب گناه شده‌ام، اگر خطیب و واعظی این را نگوید گناه کرده است.
همین سخنان است که مطهری را از دیگران متمایز می‌سازد، وگرنه هر خطیب و واعظی می‌تواند تنها از داغ‌های حادث در کربلا بگوید و بدون هیچ هزینه‌ای روزگار بگذراند، اما آنچه مطهری را متمایز می‌ساخت فرزند زمان خویش بودن او بود.
شاید امروز هم اگر آرامش دل امام حسین(ع) را می‌خواهید باید از همدانی‌ها، تهرانی‌مقدم‌ها و شوشتری‌ها بگویی که چگونه عاشورایی جان خود را کف دست گرفته و خون خود را در راه سرور و سالار شهیدان به خدای خویش اهدا کرده‌اند.
مطهری معتقد بود سخن گفتن از احکام، کفر، شرک، غیبت، تهمت، دروغ و خیانت که هزینه ندارد، اگر مرد میدان کربلا هستیم باید از مصادیق کفر، شرک، خیانت و... بگوییم. سر دادن شعار امر به معروف و نهی از منکر و سپس محدود کردن آن به اموری که هزینه‌ای برای ما درپی نداشته باشد که هنر نیست، نهی از منکر حقیقی نهی از فساد اقتصادی است، نهی از نفوذ جبهه کفر بر مسلمانان است. امر به معروف حقیقی، امر بر قانون‌مداری است، امر بر شایسته‌سالاری است.

نویسنده: مائده شیرپور

کد مطلب: 105980
 
Share/Save/Bookmark