میزان آمادگی برای مدیریت بحران در کشور...
به اندازه کافی وجود دارد.
پیشرفت داشته اما با مطلوب فاصله دارد.
در حد صفر است و عقب گرد هم داشته است.
 
۱
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۲۱:۲۶
 
 
کار ‌کار برجام است!
ریشه اعتراضات مردم به تصمیم دولت برای افزایش و سهمیه بندی بنزین چند وجه دارد که به یک وجه مهم آن می پردازیم...

ریشه اعتراضات مردم به تصمیم دولت برای افزایش و سهمیه بندی بنزین چند وجه دارد که به یک وجه مهم آن می پردازیم.
مصرف بنزین در ایران بسیار بالا است، این مصرف زیاد عواملی دارد که بسیاری از آنها به مردم ارتباطی ندارد اما همیشه دولتمردان تصور کرده و می کنند افزایش قیمت حامل های انرژی به ویژه بنزین راهکار مناسبی برای جلوگیری از مصرف بی رویه آن است.
اما جدای از این راه دولت یا دولت ها ابتدا باید اقدامات دیگری را در دستور کار داشته باشند.
معمولا دولت ها و مسئولین از شرایط مناسب اقتصادی و وضعیت زندگی در رفاه برخوردارند و طبیعتاً درک واقعی از شرایط یک زندگی عادی و پایین را ندارند.
سرمایه گذاری بر سیستم حمل و نقل عمومی به ویژه در مترو و اتوبوسرانی اساسی ترن کاری است که دولت ها باید انجام دهند اما همواره شاهد بوده ایم که سهم دولت در حمایت از گسترش حمل و نقل عمومی یا پرداخت نشده یا بسیار دیر به دست متولی آن رسیده است.
در بسیاری از مواقع نیز به خاطر اختلافات سیاسی و جناحی که میان دولت و شهرداری ها به ویژه شهرداری تهران وجود دارد، دولت مستقر به وظیفه قانونی خود عمل نمی کند و سهم خود را در گسترش حمل و نقل عمومی نمی پردازد. پس از گسترش و تجهیز ناوگان حمل و نقل عمومی که شامل مترو، اتوبوسرانی و تاکسی می شود، تولید خودروی استاندار است.
همگان می دانند که خودروی تولید شده در ایران استانداردهای لازم را به ویژه در زمینه زیست محیطی ندارد و این خودروها بیشترین مصرف را دارد.
علاوه بر نبود و کمبود خودرو استاندارد و کم مصرف، کیفیت بنزین نیز مهم است. هر اندازه کیفیت خودرو بالاتر باشد نیازمند با کیفیت بودن سوخت نیز هست. خودروهای گازسوز، برقی و هایبریدی نیز جای خود دارد.
اما این مسائل را بیان کردیم تا یادآوری برای مسئولین شود که حل مشکلات نیازمند کار و تلاش، فکر و ایده برای بهبود شرایط زندگی مردمی است که مسئولیتشان را بر عهده گرفته اند. اما بی اعتمادی مردم که با واکنش اعتراضی روبرو شده از سر چیست؟
روشن است که تفکر حاکم بر دولت در ۶ سال گذشته بر روی مسئله مذاکره با آمریکا و برجام متمرکز بوده است.
برجام برای دولت تدبیر و امید یک دستاورد بزرگ تلقی می شود، آقای روحانی روی ثمرات توافق هسته ای حساب ویژه باز کرده بود به همین خاطر همه مسائل به این موضوع گره خورده بود.البته هنوز هم برجام برای دولت روزنه امیدی است تا شاید اروپا بتواند اندکی از تعهدات خود را در قبال ایران انجام دهد تا رونقی اتفاق بیفتد. توافق هسته ای بر اساس آنچه که دولت به مردم وعده داده بود، باید همه مشکلات کشور را حل می کرد. چنین تصوری در دولت وجود داشت.
اشتباه راهبردی دولت در همین بود که چشم امید خود را به برجام دوخته بود، برجامی که از آن آینده روشنی پیش بینی نمی شد، با وجود هشدارها و انتقادات منتقدین سیاست دولت در ماجرای مذاکره با آمریکا و برجام، اما دولت وابستگی شدیدی به توافق هسته ای پیدا کرده بود و حتی قرار بود در دور دوم ریاست جمهوری، آقای روحانی تحریم های دیگری که علیه ایران وضع شده برچیند.
باز هم یادآوری می کنیم که سهمیه بندی بنزین و گران تر کردن آن در شرایط کنونی یک کار لازم و واجب بود چرا که هزینه بسیار سنگینی را به کشور تحمیل می کند، نقدها بیشتر به روشی است که دولت برای اجرای تصمیم خود در پیش گرفت. مردم برجام را نمونه درس عبرتی برای خود قرار داده اند، درس عبرتی که آنها در به وجود آمدن یک توافقی که خسارت محض است، نقش زیادی دارند.
مردم بی توجه به هشدارهایی که مخالفان مذاکره با آمریکا و رسیدن به یک توافق با این کشور سر دادند، به موافقان این روند اعتماد کردند، اعتمادی که از سوی موافقان به آمریکا وجود داشت، به جامعه نیز تزریق شده بود.دولت زمانی که مستقر شد، کار خود را آغاز کرد و روند مذاکره مستقیم با آمریکا را شکل داد، اما پس از ۶ سال از عمر دولت تدبیر و امید که صرف برجام شد، نتیجه آن، شرایطی است که اکنون حاکم است.
مردم به وعده ها اعتماد کردند، وعده هایی که حمایت آنها را از دولت و رئیس جمهور در پی داشت، حمایتی که در رسیدن به برجام نقش مستقیم و اصلی را داشت. شک نداشته باشید که اگر برجام نبود و تفکر دولت مستقر نیز دل بستن به آمریکا نبود، اوضاع کشور از نظر اقتصادی بسیار بهتر و مناسبتر از شرایط کنونی بود.
در هر حال نمی توان برجام را در ایجاد شرایط اقتصادی حاکم بر کشور مقصر ندانست، نتیجه ۲ سال مذاکره و ۴ سال اجرای یکطرفه توافق هسته ای از سوی ایران، بی توجهی به ظرفیت های داخلی کشور را در پی داشته است چرا که اعتقاد داشتند برجام هست و نیازی به توجه به ظرفیت های داخلی نیست.
اکنون گریز و گزینه دیگری وجود ندارد و باید پذیرفت و با آن کنار آمد، باید مردم به مدیریت مصرف توجه بیشتری داشته باشند تا هزینه های بنزین را کاهش دهند. اکنون تنها راه برای جلوگیری از قاچاق بنزین، مصرف بسیار بالای آن در ایران و اندکی کاهش آلودگی هوا سهمیه بندی و افزایش قیمت بنزین است. دولت هم باید در این زمینه وظایف خود را به درستی انجام دهد تا تبعات این تصمیم بر بازار تأثیر نداشته باشد.

نویسنده: محمد صفری

کد مطلب: 111637
 
Share/Save/Bookmark
 


farhad
۱۳۹۸-۰۸-۲۸ ۰۹:۵۷:۱۷
بسیار تحلیل آبکیی بود
نبود برجام همین است که می بینید تنها میشد زودتر به این شرایط وخیم رسید همین..